خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل فاطمه(س) همسر وفادار امیر مؤمنان(ع)
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل فاطمه(س) همسر وفادار امیر مؤمنان(ع) قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل فاطمه(س) در کنار پدر
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل فاطمه(س) در کنار پدر قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
02ساعت
38دقیقه
30ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل خواستگاران فاطمه (ع)

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 65

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
4 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل خواستگاران فاطمه (ع) یک ارائه‌ی بی‌نقص بسازید!

پاورپوینتی زیبا و کاربردی:

فایل فایل پاورپوینت کامل خواستگاران فاطمه (ع) شامل 112 اسلاید کاملاً حرفه‌ای و چشم‌نواز است که برای ارائه‌ی مستقیم یا چاپ آماده شده‌اند.

آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل خواستگاران فاطمه (ع) را متمایز می‌کند:

  • طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل خواستگاران فاطمه (ع) با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک می‌کند.
  • کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل خواستگاران فاطمه (ع) بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
  • کیفیت بالا برای نمایش: همه‌ی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.

ساخته‌شده با دقت و استانداردهای بالا:

فایل پاورپوینت کامل خواستگاران فاطمه (ع) با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچ‌گونه بهم‌ریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل خواستگاران فاطمه (ع) وجود ندارد.

تذکر:

در صورت مشاهده‌ی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخه‌های غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل خواستگاران فاطمه (ع) با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.

همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل خواستگاران فاطمه (ع) مخاطب‌هات رو تحت تاثیر قرار بده!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل خواستگاران فاطمه (ع) :

«لقد کان لکم فی رسول الله اسوه حسنه » (۱)

دو سال،یا اندکی بیشتر از اقامت مهاجران در مدینه گذشت.در این دو سال دگرگونی چشمگیری در وضع سیاسی و اجتماعی مسلمانان پدید گردید.نیز بعض سریه ها (۲) با پیروزی برگشتند.و نتیجه پیروزی آنان گشایشی اندک در کار مسلمانان،و تثبیت موقعیت ایشان در دیده قبیله های مخالف بود.نیز قبیله هایی چند که پس از درگیری مسلمانان با یهودیان،و منافقان مدینه در حالت دو دلی بسر می بردند،کم و بیش بی طرف ماندند و یا به مسلمانان پیوستند.

مهمتر از همه پیروزی در غزوه بدر بود که قدرت افسانه ای مکه را در هم ریخت،و شمت خیره کننده سران قریش را از میان برد.و آنانکه هنوز هم نمی خواستند مکه را از خود برنجانند دانستند که قریش و بازرگانان آنان هم شکست پذیرند.

در زندگانی داخلی رسول خدا (ص) نیز تغییری رخ داد.سوده دختر زمعه بن قیس و عایشه دختر ابو بکر،در خانه او بسر می بردند. عروسی سوده چند ماه پیش از هجرت (۳) و عروسی عایشه در شوال سال نخستین هجرت صورت گرفت (۴).هر چند هیچ یک از این دو زن-چه در نظر او و چه در نظر پدرش،جای خالی خدیجه را پر نمیکردند اما بهر حال هر یک از جهتی مراقب حال پیغمبر بودند و فاطمه (ع) از این نظر دیگر برای پدر نگرانی نداشت.عایشه دختری نه ساله و سوده بیوه سکران بن عمرو بن عبد شمس بود.سکران با مهاجران دسته دوم به حبشه رفت و در این سفر سوده را نیز همراه خود برد (۵) وی پس از بازگشت به مکه در گذشت و پیغمبر آن بیوه را خواستگاری کرد.حال اگر فاطمه (ع) به خانه شوی برود،در خانه پدرش کسانی هستند که نگاهبان حال او باشند.

مسلم است که فاطمه (ع) خواهان بسیاری داشته است.در این باره نیازی بذکر روایات نداریم.پدرش پیش از آنکه به پیغمبری رسد در دیده همشهریان مقامی ارجمند داشت.دو خواهر فاطمه (ع) پیش از ظهور اسلام زن دو پسر مرد سرشناس خاندان هاشم،عبد العزی بن عبد المطلب (ابو لهب) شدند،و نزد شوهران گرامی بودند.اگر سوره تبت در نکوهش پدر شوی آنان نازل نمی شد،و اگر آن مرد لجوج و یا زن او با سرسختی تمام از فرزندانشان نمی خواستند زنان خود را رها کنند،آنان از این پیوند خشنود و شادمان بودند.لیکن باصرار ابو لهب بین آنان جدائی صورت گرفت.

این زنان پس از آنکه از همسران خود جدا شدند و اسلام آوردند،یکی پس از دیگری به عثمان بن عفان مرد مالدار و ارجمند قریش شوهر کردند.زینب خواهر دیگر او زن پسر خاله خود ابو العاص بن ربیع بود (۶) چون محمد (ص) به پیغمبری مبعوث شد،و خدیجه و دخترانش بدو گرویدند،ابو العاص بر دین قریش باقی ماند.بزرگان طائفه وی از او خواستند زن خود را طلاق گوید و آنان هر دختری را که دوست میدارد بزنی بدو دهند.ابو العاص نپذیرفت و گفت او بهترین همسر است.ابو العاص در جنگ بدر اسیر شد،و پیغمبر دستور آزادی او را داد،بدان شرط که زینب را بمدینه بفرستد.این چند تن همگی مردانی بنام بودند،و نزد کسان خود و دیگران حرمت داشتند.اکنون که محمد (ص) به پیغمبری رسیده و یثرب در اطاعت اوست و مکه از او در حالت بیم و احتیاط بسر می برد،طبیعی است که کسانی با موقعیت بهتر آماده خواستگاری فاطمه (ع) باشند.و اگر زینب و ام کلثوم و رقیه پیش از اسلام به شوی رفتند، تربیت زهرا (ع) چنانکه نوشتیم در خانه وحی و مرکز نزول قرآن بود.چنانکه در صفحات این کتاب خواهید دید و سند آن ماخذ دست اول تاریخ اسلام است،عمر و ابو بکر هر یک خواهان فاطمه بودند،لیکن چون خواست خود را با پیغمبر در میان نهادندوی گفت منتظر قضاء الهی هستم (۷) نسائی که از محدثان بزرگ اهل سنت است در سنن گوید:پیغمبر (ص) در پاسخ آنان گفت:«فاطمه خردسال است،و چون علی (ع) او را از وی خواستگاری کرد،پذیرفت (۸) اما نسائی این حدیث را ذیل بابی که بعنوان «برابری سن زن و مرد»نوشته آورده است.باری از میان خواستگاران نام این دو تن را از آنجهت نوشته اند که از لحاظ شخصیت سرشناس تر از دیگران اند،نه آنکه خواستگاران دختر پیغمبر تنها این دو مرد سالخورده بودند.یعقوبی نوشته است گروهی از مهاجران فاطمه را از پدرش خواستگاری کردند (۹) آنچه درباره خواستگاری فاطمه (ع) و زناشوئی او با علی علیه السلام خواهیم نوشت،در کتاب های شیعه و سنی آمده است.روایت های دیگر نیز موجود است و مضمون آنها همین است که در این روایت ها خواهید دید.تنها ممکن است اندک اختلافی در لفظ روایت ها دیده شود.این روایت ها و نیز آنچه مورخانی چون بلاذری،ابن اسحاق،ابن هشام،طبری و عالمانی چون کلینی و مفید و شیخ طوسی نوشته اند،تنها سند نویسندگان پس از آنهاست.شیعه یا سنی،شرقی یا غربی،هر کس بخواهد درباره حوادث قرن اول و دوم کتابی بنویسد یا تحقیقی کند،باید به همین کتاب ها مراجعه کند،و این کاری است که نویسنده این کتاب کرده است.اگر مطلبی در کتابهای شرق شناسان دیده شود که در هیچیک از این سندها نیامده باشد باید آنرا نپذیرفت،و یا لا اقل در درستی آن تردید کرد،نه آنکه بگوئیم آنها مدارکی داشته اند که در اختیار ما نیست.کدام مدرک؟آنها این مدارک ها را از کجا آورده اند؟.نوشتن تاریخ صدور اسلام،چون تحقیق درباره تمدن سیا و حمیر و یا خواندن سنگ نبشته های عصر هخامنشی و یا پژوهش درباره تحقیقات علمی قرن نوزدهم و بیستم میلادی نیست که بگوئیم غربیان وسیله هائی در اختیار دارند که ما نداریم.اینگونه تصدیق های یک جانبه و تسلیم کورکورانه ناشی از عقده حقارت و یا بعهده گرفتن ماموریت و یا نداشتن فرصت تتبع و مراجعه به مدارک گوناگون است.

البته انکار نمی کنم که در مواردی روش غربیان در تحلیل مسائل تاریخی،دقیق تر از روش بعض مورخان گذشته مشرق زمین است.اما آنجا که اصل حادثه در سندهای دست اول بروشنی موجود باشد،اجتهاد برابر نص معنی نخواهد داشت. ما از بعضی شرق شناسان که بخود اجازه می دهند حقیقت را دگرگون کنند،یا آنرا چنان تفسیر کنند که با عقیده خودشان-یهودی یا ترسا-منطبق باشد گله ای نداریم.از آنان شکایتی نباید کرد چون معذورند.از دوستان تاریخ دان خود تعجب داریم که چگونه دربست تسلیم گفته ایشان می شوند،و آنچه را آنان مینویسند حقیقت مسلم و غیر قابل جرح می دانند،و چون خطاهای این پژوهندگان نشان داده می شود به عذر اینکه آنان بر ما حق استادی دارند،خطاها را نادیده می گیرند.نتیجه این بی همتی یا سهل انگاری یا ناآگاهی است که امروز بیشتر کرسی های تاریخ اسلام را شرق شناسان یهودی در تصرف دارند و آنچه می خواهند می نویسند و به زبانهای عربی و فارسی ترجمه می شود و مایه تحقیق تاریخ نویسان مسلمان می گردد.

گاه برادران ایرانی ما بخاطر حسن ظنی که به برادران عرب خود دارند،همین کتاب ها را بی هیچگونه اظهار نظر از عربی بفارسی بر می گردانند و این نوشته هاست که پایه معلومات گروهی می گردد که چنانکه باید از تاریخ صدر اسلام آگاهی ندارند:

«فاطمه چون زشت بود تا سن هفده سالگی-یا بیشتر-در خانه پدر ماند و کسی برای خواستگاری او نمی آمد.روزی که پدرش باو گفت علی تو را می خواهد،یکه خورد که مگر چنین چیزی ممکن است »پناه بر خدا،حقیقت پوشی،ستیزه جوئی و یا بد گوهری کار را بکجا می کشاند؟.

اینها دانشمندانی هستند که می خواهند حادثه های تاریخی را در پرتو دانش جدید تجزیه و تحلیل کنند،اما این دانش را چگونه و از کدام منبع اندوخته اند؟معلوم نیست!

اگر دختر پیغمبر سال پنجم بعثت متولد شده باشد بهنگام ازدواج نه یا دهساله بوده است و جای سخن نیست.و اگر پنج سال پیش از بعثت متولد شده و در هجده سالگی بخانه شوهر نرفته باشد،دلیل آنرا نوشتیم:وضع اجتماعی مسلمانان،بیم آزار و شکنجه،نابسامانی کارها، مهاجرت به حبشه،محاصره بنی هاشم از یکسو،حادثه هائی که در زندگی خصوصی او اثر می گذاشت چون مردن مادرش خدیجه و عموی پدرش ابو طالب از سوی دیگر،مجال چنین وصلتی را بدو نمی داد.

او نمی خواست پس از مرگ مادر،پدرش در خانه غمخواری نداشته باشد.در حالیکه دیدیم روایت های معتبری نیز تولد او را بسال پنجم بعثت نوشته بودند،و اگر چنین باشد داستان از بن درست نیست.و اگر از این روش بگذریم و شیوه مؤلف دانشمند!را پیش بگیریم،بخواهیم حادثه ها را برابر روشنائی تحقیق تازه،و از دید اجتماعی بنگریم،باز هم نتیجه آن نیست که شرق شناس دانشمند دریافته است.چرا؟چون:

عموم تاریخ نویسان و نویسندگان سیره،محمد (ص) را به زیبائی چهره و تناسب اندام ستوده اند.خدیجه را نیز تا آنجا که می دانیم زنی زیبا بوده است-طبیعی است که فرزندان پدر و مادر زیبا چهره نیکو صورت باشند.سه خواهر فاطمه (ع) ،زینب،رقیه و ام کلثوم بخانه شوهرانی جوان،مالدار و سرشناس رفتند.در آنروزگار پدر آنان ریاستی یا مالی نداشت که بگوئیم جوانان قریش دختران زشت چهره او را بخاطر مقام و یا مال پدرشان خواستگاری کردند.

چه شد که آن خواهران هر سه زیبا بودند و این یکی زشت.این امر هر چند محال نیست اما مدرک تاریخی می خواهد.دلیل شرق شناس محقق چیست؟

نویسندگان سیره عموما دختران هاشمی را تا نسل دوم و سوم بزیبائی چهره وصف کرده اند. هنگامی که حسن بن حسن نزد عموی خود حسین (ع) (سید الشهدا) برای خواستگاری یکی از دو دختر او رفت، حسین (ع) بدو گفت پسرم هر یک از دو دختر را می خواهی خواستگاری کن!حسن شرمگین خاموش ماند و پاسخ نداد.حسین (ع) گفت من فاطمه را برای تو انتخاب می کنم که به مادرم شبیه تر است (۱۰) تا آنجا که می دانیم این فاطمه از زیبائی خاص برخوردار بوده است (۱۱) مفید نویسد:در زیبائی چنان بود که او را به حوری همانند می کردند (۱۲).

حال کشف علمی این شرقشناس بزرگوار که می خواهد هر داستانی را با روشنائی علم بررسی کند بر اساس چه ماخذی است؟اجتهادی است مقابل نص؟یا تخلیطی در متن تاریخ؟به عمد یا از روی نقصان عربیت؟نمی دانم.اما از آنجا که دروغ گو کم حافظه است،نویسنده کتاب،رد پائی از جعل و افترا و یا اشتباه خود بجا می گذارد.او مدرک خود را نوشته بلاذری می شناساند که قاعده کتاب معروف او انساب الاشراف است.این کتاب را من هم اکنون پیش چشم دارم:

پیغمبر به زهرا (ع) گفت تو زودتر از همه افراد خانواده من به من خواهی پیوست.فاطمه یکه خورده (۱۳) پیغمبر فرمود نمی خواهی سیده زنان بهشت باشی؟زهرا (ع) تبسم کرد.نمی دانم شرقشناس متعهد در نتیجه تحقیق علمی،این دو روایت را بهم ریخته؟یا چنانکه نوشتم نقصان عربیت او موجب ارتکاب چنین اشتباهی گردیده،یا مانند بیشتر شرق شناسان امین، رسالتی خاص بعهده داشته است؟.بهر حال نتیجه یکی است و ما از این نمونه رعایت امانت ها در کتاب های آنان و یا شرقیان شرقشناس تر از غربیان فراوان می بینیم.

خوانندگانی که پدر در پدر با محبت خاندان پیغمبر (ص) زیسته اند و به سخنان دشمنان آنان و یا کج اندیشان در بحث های علمی،توجهی ندارند،ممکن است بر نویسنده خرده گیرند که این اندازه پی جوئی و مراجعه باسناد در این موضوع بخصوص چه لزومی دارد؟درست است. اینان محبت آل پیغمبر را با شیر اندرون برده و با جان به خدای بزرگ می سپارند.و گوش استماع به سخنان چنین محققانی ندارند و شاید هیچگاه نوشته های آنانرا نخوانند،اما نباید فراموش کرد که این کتاب و کتابهای دیگر از این نمونه که در سیرت خاندان پیغمبر نوشته می شود برای همگانست.

متاسفانه باید گفت،یا خوشبختانه،نمی دانم،صد سال یا بیشتر است که فرهنگ ما با فرهنگ مغرب زمین نزدیک شده و در مواردی بهم آمیخته است.چنانکه می دانیم سالهاست،هر یک یا هر دسته از شرق شناسان غرب،کار تحقیق و تتبع در رشته ای از فرهنگ اسلامی را بعهده گرفته و در این باره کتابها نوشته اند.استادان کرسی اسلام شناسی اروپا و امریکا سالی چند کتاب پیرامون اسلام و تمدن آن و شخصیت های بزرگ اسلامی می نویسند.در باره زندگانی رسول اکرم و بعض از امامان و نیز دختر پیغمبر کتاب ها منتشر شده و بعض این کتاب ها را بفارسی برگردانده اند و یا تنی چند مطالب آنرا اقتباس کرده اند.

ترجمه نوشته های لامنس،گلدزیهر،دورمنگام،لوئی ماسینیون،برناردلویس،پتروشوفسکی، ردینسن،گپب،و دهها شرق شناس دیگر را در کتابفروشی های تهران و شهرستان ها می توان خرید.

بیشتر اینان امانت علمی ندارند.دانشمندی چون بلاشر که سالها عمر خود را در برگرداندن قرآن بفرانسه و تحقیق درباره ترتیب نزول آیات صرف کرده است،در ترجمه خود از قرآن بی هیچ اظهار نظر دو آیه بسوره پنجاه و سوم می افزاید-همان دو آیه ای که داستان پردازان پایان قرن نخستین هجرت بر ساختند و دستاویز دشمنان اسلام شد و نگارنده سی سال پیش بنام افسانه غرانیق فصلی درباره آن نوشت.این سوء نیت را از بلاشر در این مورد،بر حسب تصادف یافتم،چند جای دیگر چنین کاری کرده؟خدا می داند.

از هم میهمان،کسانی را می بینیم که بگمان خود می خواهند اسلام را از دیدگاه علمی و فلسفی بشناسانند،اینان نوشته های این شرق شناسان و یا ایران شناسان را سند تحقیق خود قرار می دهند.نتیجه آن می شود که باتکاء ترجمه غلط فصل ابن حزم،علی بن ابی طالب (ع) سرمایه دار بزرگ عصر خویش معرفی میگردد.حال ابن حزم چگونه بدین کشف علمی موفق شده،نویسنده کتاب بدان اهمیتی نمی دهد.اما چندی بعد ممکن است نوشته این مؤلف پایه تحقیقات کسانی شود که نه از اسلام اطلاع درستی دارند و نه از عربیت.

من در عین حال که کوشش مترجمان محترم را در بر گرداندن این کتاب ها تقدیر می کنم،از آنان-اگر تعهدی نسبت به بعض مکتب ها ندارند-استدعا دارم رنج دیگری را نیز بر خود هموار کنند.مندرجات این کتابها را با مطالب کتاب های دست اول (تا آخر قرن پنجم هجری) مقایسه فرمایند.مبادا خدای نخواسته نادانسته موجب شوند،کسی یا کسانی از حقیقت بدور افتند.

بعض آثار این شرق شناسان به عربی ترجمه شده و چون ایرانیان به نویسندگان عرب حسن ظنی دارند آن ترجمه ها را در بست پذیرفته و بفارسی برگردانده اند.من کم و بیش از نقاط ضعف این ترجمه ها آگاه هستم.من نمی گویم همه این مؤلفان بد اندیش و یا دشمن اسلام اند.

ممکن است بخاطر درست ندانستن زبان عربی و یا دسترسی نداشتن به سندهای خالی از تعصب قضاوتی کرده باشند.اما با بعض آنان از نزدیک آشنا هستم و یا با ایشان در این باره گفتگو کرده ام و می دانم کینه ای از مسلمانان در دل دارند که هیچگاه آنرا فراموش نخواهند کرد.چرا سببش را باید از ایشان پرسید.

اسلام شناس دانشمندی را می شناسم که در کار خود بی همتا و یا کم نظیر است.گذشته از چند زبان اروپائی از عربیت بهره فراوان دارد.بنابر این باید از روح اسلام و مقررات این دین چنانکه هست مطلع باشد.او خوب می داند که فاتحان عرب همه از یکدست نبودند.بسیاری از آنان غم دین داشتند و اندکی غم دنیا.

بنیان گذار اسلام خود این دو دسته را خوب شناخته است چنانکه گوید:«آنکس که برای خدا بمیدان جهاد می رود اجر او با خداست و آنکس که دیده بمال دنیا دوخته جز آن نصیبی ندارد». (۱۴)

محتملا این شرق شناس محترم زودتر از من بدین حدیث برخورده است.اما او چون متعهد است کتاب خود را با این جمله آغاز می کند:«سرزمین غله خیز مصر بهترین انبار خواروبار بود، که می توانست شکم عرب های گرسنه را سیر سازد».من نمی گویم عمرو بن العاص برای رضای خدا و پیشرفت اسلام قدم در سرزمین مصر گذاشت.او مسلما اخلاصی را که عقبه بن نافع در فتح افریقا داشت نداشته است. (هر چند در اینجا هم نمی خواهم کاری را که عقبه در شمال افریقا کرد،از هر جهت درست بدانم) .

اما آن دسته از یاران مؤمن پیغمبر که در رکاب عمرو به وادی نیل قدم نهادند چسان؟آنها هم در پی سیر کردن شکم گرسنه خود بودند؟بیش از این گفتار را در این باره دراز نمی کنم.و از خداوند برای خود توفیق و برای اینان راهنمائی را مسالت دارم. چنانکه نوشتیم و آنچنانکه کتاب های محدثان و مؤرخان طبقه اول و سندهای اصلی شیعه و سنی به صراحت تمام نوشته اند،و آنچنانکه قرینه های خارجی نوشته این مورخان را تایید می کند،دختر پیغمبر خواستگارانی داشت،لیکن پدرش از میان همه پسر عموهای خود علی بن ابی طالب را برای شوهری او برگزید.و بدخترش گفت ترا به کسی بزنی می دهم که از همه نیکو خوی تر و در مسلمانی پیش قدم تر است. (۱۵)

ابن سعد نویسد:چون ابو بکر و عمر از پیغمبر پاسخ موافق نشنیدند علی را گفتند تو بخواستگاری او برو!و هم او نویسد:تنی چند از انصار علی را گفتند:فاطمه را خواستگاری کن! وی بخانه پیغمبر رفت و نزد او نشست،پیغمبر پرسید:

-پسر ابو طالب برای چه آمده است؟

-برای خواستگاری فاطمه!

مرحبا و اهلا!و جز این جمله چیزی نفرمود.

چون علی نزد آن چند تن آمد پرسیدند:

-چه شد؟

-در پاسخ من گفت،مرحبا و اهلا.

-همین جمله بس است.به تو اهل و رحب بخشید (۱۶) گویا این اختصاص که نصیب علی (ع) گردید و امتیاز قبول که در خواستگاری فاطمه یافت بر تنی چند گران افتاده است.

مجلسی بنقل از عیون اخبار الرضا چنین نوشته است:

پیغمبر (ص) علی (ع) را گفت مردانی از قریش از من رنجیدند که چرا دخترم را بآنان ندادم. من در پاسخ آنان گفتم:این کار به اراده خدا بوده است.کسی جز علی شایستگی همسری فاطمه را نداشت (۱۷) بعض روایت ها در خواستگاری دختر پیغمبر (ص) ،ام سلمه را نیز دخالت داده اند.علی بن عیسی اربلی در کشف الغمه بنقل از مناقب خوارزمی ضمن داستانی طولانی می گوید:ابو بکر و عمر چون در خواستگاری فاطمه (ع) پاسخ موافق نشنیدند،نزد علی رفتند و گفتند:

-چرا بخواستگاری فاطمه (ع) نمی روی.

-تنگدستی مانع چنین درخواستی از پیغمبر است.ابو بکر گفت:

-یا ابو الحسن دنیا و آنچه در آنست نزد خدا و رسول ارزش ندارد.

پس از این گفتگو علی شتر آبکش خود را بخانه برد و نعلین پوشید و نزد پیغمبر رفت.

در این وقت پیغمبر در خانه ام سلمه دختر ابی امیه مخزومی بود.علی در کوفت.ام سلمه گفت کیست؟پیغمبر گفت ام سلمه بر خیز و در را باز کن و بگو در آید.این مرد

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.