اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل فاطمه برترین بانو، محتوای خود را در قالب 120 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.
اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 72
فرمت فایل پاورپوینت
با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل فاطمه برترین بانو، محتوای خود را در قالب 120 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.
هشدار: استفاده از نسخههای ناقص فایل پاورپوینت کامل فاطمه برترین بانو ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل فاطمه برترین بانو، کیفیت تضمینشده دارد.
فاطمه! ای گلواژه آفرینش!
کجا زبان ما را رسد که وصف تو گوییم و کجا به اندیشه ما آید که ذکرتو آریم، و کجا توان قلم بود که نقش حسن تو نویسد و کدام آینه است که درخشش نور تو را بتاباند.
فاطمه! ای بزرگ بانو!
ای نام تو، جامع کمالاتت که گویای عصمت آتش سوز توست. ای آن که دامنت، رسالت سردار توحید را پرورد. ای آن که مهر رخت،خورشید فروزان مریم و آسیه و خدیجه را فزونتر است; چرا که جهان بانوان را تو سروری. ای آن که شهد شهادت سوزانت را ازچشمه صداقت و اخلاص چشیده ای. ای آن که بر گرده گیتی، دوریحانه مصطفی(ص) را مادری، پس نقش آفرین کربلای ۶۱ تویی; آری تویی. ای آنکه بر در بهشت، نامت نقش بسته است، تو مظهر خشم خدایی، تو جلوه گاه رضای حقی.
و تو ای نامت، زینت آرای آستانه بهشت، تو چه دیدی؟ چه کشیدی که جز خدای، خبر ندارد! آن فرشته که تسلیت بخش دل آزرده و به غم نشسته ات بود، چه می گفت؟ چگونه تسلیتت می داد؟
فاطمه! ای دختر رسالت!
ای به حق واصل! ای ناجی شانه های در بند بردگی! همه می گفتند: این دختر رسول خداست، او فرزند رهبر ماست. ولی تو یادگار همسرت را از گردنت باز می کنی، و گردنی را با بهای آن آزاد می سازی، چرا که مایه مسرت قلب پیامبر است.
فاطمه! ای زایر قبر شهیدان!
تو گلواژه شهادتی. تو بهشتیان را جلوداری. تو مظهر حیایی. چه کسی را رسد که فردای قیامت در مسیرت سر بر آرد. ای خلایق! سر فرودآرید! چشم فرو بندید که حیا می آید. پس چگونه بود که همین دیروز،آری آن روز که در سوگ بودی، تو را حرمت نداشتند؟ چه کسی درخانه توحید را پاس نداشت؟ چه کسی جمع بهشتیان را پریشان کرد؟تو را پدر، «شافعه » خواند چرا که بانوان بهشتی به شفاعت تو دربهشت خانه گزینند.
فاطمه! ای واژه خوشبختی!
تو واژه خوشبختی را معنا بخشیدی. تو توحید را خانه داری کردی.دستی که چرخ هدایت را می گرداند، همو آسیای کوچک خانه خویش را برای پخت گرده نانی می چرخاند. شاهدش دست پینه بسته و تاول زده است. همو که در کنار خندق برای پدر، گرده نانی می برد، وهمو که شمشیر مجاهد مردی چون علی مرتضی(ع) را می شوید، و هموکه در دفاع از ولایت و فدک که مظهر افشای دوزخیان و دشمنان سامری نسب بود، به خطابه می نشیند، آری، همو غنچه دامن خویش را به سینه می چسباند تا از گریه باز ایستد و مهر مادر بچشد.
فاطمه! ای ام ابیها!
تو پاره تن پدر بودی. تو را می بوسید و تو نیز می بوسیدی. می بویید، به جای خویش می نشاند، آخرین وداعش با تو بود و اولین خیر مقدم ازتو. چرا تو عزیزترین مردم برایش بودی؟ آیا چون فقط دخترش بودی!او که دختران دیگر نیز داشت. تو را از بهشت گرفته بود و دامنت جایگاه شکوفه های سرخ ولایت کبرای حق بود. تو جوابگوی پرسشی بودی که دیگران مانده بودند. بازو و پهلویت، نشان از مرزبانی حریم ولایت و امامت دارد.
فاطمه! ای پاره وجود مصطفی!
در کنار خندق بر تو چه گذشت؟ برای پدر چه آورده بودی؟خودت گفتی:
«نانی است که برای فرزندم پخته ام; تکه ای از آن را برای شما آوردم ».
پاسخ پدر با دل تو چه کرد؟
«ای دخترم! بدان که این اولین غذایی است که بعد از سه روز در کام پدرت جای می گیرد».
فاطمه! ای گلبانگ ولایت!
تا تو می خروشیدی و تا بر منافقان بانگ برمی آوردی، کسی را یارای سلطه بر ولی خدا نبود. تو «ام ابیها»ی پدر و همچون او، رکن همسربودی، و چه زود این دو استوانه ولی(ع) فرو ریخت. خوانده ایم که توبعد از پدر، تبسم را از میان بردی. تو دیگر نخندیدی; خنده که هیچ،حتی تبسمی ننمودی; جز یک تبسم پرمعنا! برای چه بود؟ مگر آنگاه که شبه تابوت ساخته دست دوست وفادارت «اسماء» را دیدی، کدام آرزویت را جامه عمل یافته می دیدی؟
شاید پیکرت را در آن، مصون از دیده بیگانه می دیدی که بر این حسن قضا لبخند می زدی. مگر در آن دل شب، چند نفر به مشایعت بدن پاکت می آمدند؟ و شاید هم لحظه «لحاق » موعود را در ذهنت نقش بسته می دیدی. تو نظاره گر چه عالمی بودی که بر آن لبخندمی زدی. نیک می دانیم که تو پایان غم هجران پدر را و لقای پروردگارت را در آن می دیدی.
تو از پیراهن پدر چه می بوییدی که مدهوش می افتادی. تو یاد صدای مؤذن پدر کردی; مگر آن صدا یادآور چه خاطراتی بود؟ بلال که دیگر بنای اذان گفتن نداشت، ولی چه کند که پاره تن مصطفی(ص)خواسته است. پس چرا این صدا در گوش مؤذن پیچید که: بلال! ادامه نده، که فاطمه(ع) جان داد!
فاطمه! ای راز سر به مهر!
تو مگر یگانه یادگار اشرف کاینات نبودی؟ چرا کسی نباید از درد توآگاه باشد؟ گویا تو با این سکوت، با عالمی سخن داری; سخن از ظلم نفاق پیشگان; سخنی در سکوت; سکوت شبهای علی(ع) که پرستاریت می کرد; سکوت غسل شب و دفن شب و پنهانی قبر. تو با علی(ع) که سرور سینه اش بودی، چه رازی، چه سری، چه عهدی داشتی که باگونه های تر، مقابل قبر مصطفی(ص) از قلت شکیبایی خود، در غم فراقت سخن می گوید؟
راستی ای جلوه گاه صبر و رضا! مگر آن روز که نشان قهرمانی را به بازویت گرفتی، به علی(ع) نگفتی که چه گذشت؟ مگر به او نگفته بودی که استخوان پهلو، ضربه دیده است؟ های! خلایقی که در قیامت، درمعبر عبور فاطمه(ع) سر به زیر و چشم بر هم می نهید، آیا می نگرید که سامری مسلکان، بر بازوی فرزند «و ما رمیت اذ رمیت، ولکن الله رمی » چه فرود می آورند؟ آیا می شنوید ناله جانسوز فرزند «و ماینطق عن الهوی، ان هو الا وحی یوحی » را که چه سان میان در ودیوار کمک می طلبد؟
فاطمه! ای کوثر حیات!
حیات تو، شهادت تو، قبر تو، همه و همه، افشاگر خط سامری صفتان است.
ای مقتدای ما! خط سرخ شهادت را ملت ما، که امامشان آنان رافرزندان معنوی کوثر تو خواند، از تو و گلهای دامنت گرفته اند. نیک می دانیم که حضور تو در صحنه محشر، محشر دیگر است. آنگاه که قایمه عرش را به دست می گیری و داوری خون گل کربلایت راخواهانی.
به خدای کعبه سوگند که حق از آن تو است، و بهشت در انتظارت.آنک دلمان به حضور تو خوش است; ما را دریاب.
۱. پیامبر اکرم(ص):
انی سمیت ابنتی «فاطمه » لان الله عز و جل فطمها و فطم من احبها من النار; (۱).
من دخترم را «فاطمه » نامیدم زیرا خدای عز و جل او و کسی را که دوستدار او باشد از آتش جدا و دور کرده است.
۲. امام صادق(ع):
کانت کنیه فاطمه بنت رسول الله(ص) ام ابیها; (۲).
کنیه فاطمه دختر رسول خدا(ص) «ام ابیها» بود.
در میان عرب رسم است که علاوه بر نام و لقب، از «کنیه » نیز برای تکریم و احترام به شخص استفاده می شود و این کار بیشتر با اضافه نمودن کلمه «اب » یا «ام » به نام نخستین فرزند، صورت می گیرد، ولی در اینجافاطمه(س) با کنیه «مادر پدر» که نشان دهنده عظمت و نقش آن حضرت دربقا و توسعه رسالت پدر بزرگوارش است خطاب می شود.
۳. مفضل بن عمر:
قلت لابی عبدالله(ع): اخبرنی عن قول رسول الله(ص) فی فاطمه «انها سیده نساء العالمین » ا هی سیده نساء عالمها؟
فقال: ذاک لمریم، کانت سیده نساء عالمها، و فاطمه سیده نساءالعالمین من الاولین و الآخرین; (۳).
در باره این گفته رسول خدا(ص) که «فاطمه، بانوی بزرگ زنان عالم است » به امام صادق(ع) عرض کردم: آیا او بانوی بانوان عصر خوداست؟
فرمود: این برای مریم است که بزرگ بانوی دوران خود بود. فاطمه بانوی بانوان همه روزگاران، از ابتدا تا انتها است.
۴. پیامبر اکرم(ص) هنگامی که در بیماری وفاتش، بی تابی فاطمه(ع) رامشاهده کرد فرمود:
یا فاطمه! الا ترضین ان تکونی سیده نساء العالمین و سیده نساء هذه الامه و سیده نساء المؤمنین »;؟ (۴).
ای فاطمه! آیا خشنود نیستی که تو برترین بانوی جهان، و برترین بانوی این امت، و برترین بانو در میان مؤمنان باشی؟
در این زمینه روایات بسیاری از طریق شیعه و اهل سنت وارد شده است. آنچه به زهرای مرضیه(ع) این مقام و جایگاه را می دهد اتصاف به ملکات فاضله و علم و ایمان و تقوا و در یک کلمه، معرفت به خداوندتعالی و مقام عصمت است.
۵. امام کاظم(ع):
ان فاطمه(ع) صدیقه شهیده; (۵).
همانا فاطمه(ع)، صدیقه ای شهید است.
۶. پیامبر اکرم(ص):
الحسن و الحسین خیر اهل الارض بعدی و بعد ابیهما و امهماافضل نساء اهل الارض; (۶).
حسن و حسین بعد از من و پدرشان، بهترین مردم روی زمین هستندو مادرشان فاطمه، برترین زنان اهل زمین است.
۷. پیامبر اکرم(ص):
لیله عرج بی الی السماء رایت علی باب الجنه مکتوبا «لا اله الا الله،محمد رسول الله، علی حب الله و الحسن و الحسین صفوه الله، فاطمه خیره الله، علی باغضهم لعنه الله; (۷).
شبی که به آسمان عروج داده شدم دیدم بر در بهشت نوشته است: «لا اله الاالله، محمد رسول خدا، علی محبوب خدا، حسن و حسین برگزیده خدا، و فاطمه انتخاب شده خداوند است و لعنت خداوند بر آن کس باد که بغض آنان را داشته باشد.
۸. علی(ع): رسول خدا(ص) به فاطمه فرمود:
ان الله یغضب لغضبک و یرضی لرضاک; (۸).
همانا خداوند به خشم تو خشم می کند و به خشنودی تو خشنودمی شود.
روایات در زمینه محوریت خشم و خشنودی حضرت فاطمه(ع) ازطریق منابع شیعی و سنی بسیار است (۹). روشن است کسی که جز خدا را درعالم نمی بیند و در برابر او تسلیم مطلق است و اراده ای جز اراده خداوندندارد، قهرا رضای او رضای حق و خشم او خشم حق خواهد بود و او انسان کاملی است که رفتار و کردار او، امام و اسوه و حجت خلق خداخواهد گشت.
حضرت فاطمه(س) محور خشنودی و خشم خداوند است. پاره وجودمصطفی(ص) و سرور بانوان عالم است، اما دشمنان اهل بیت(ع) حتی از اینکه «خرفه » که نوعی سبزی خودرو و مورد علاقه حضرت فاطمه(س) بود و به نام آن بزرگوار شهرت یافته بود، یادآور نام و خاطره حضرت زهرا(س)باشد نگران بودند و از سر دشمنی و کینه، تلاش کردند نام آن را برگردانند تاهمین اندک نیز نام و شخصیت اهل بیت(ع) بویژه فاطمه زهرا(س) را درخاطره ها زنده نکند، و این کاری بود که بنی امیه کردند و از تغییر نام یک سبزی نیز فروگذاری ننمودند. این واقعیت دردآوری است که در روایت بعدی آمده است.
۹. فرات بن احنف: از امام صادق(ع) شنیدم می فرماید:
لیس علی وجه الارض بقله اشرف و لا انفع من الفرفخ و هوبقله فاطمه(ع). ثم قال: لعن الله بنی امیه، هم سموها بقله الحمقاءبغضا لنا و عداوه لفاطمه(ع); (۱۰).
بر روی زمین، سبزی ای شریفتر و سودمندتر از خرفه نیست، و این سبزی فاطمه(ع) است.
سپس فرمود:
خدا لعنت کند بنی امیه را! آنها از سر کینه با ما و به خاطر دشمنی بافاطمه(ع) آن را «سبزی نادان » نامیدند.
۱۰. حماد بن عثمان: از امام صادق(ع) شنیدم می فرماید:
تظهر زنادقه سنه ثمانیه و عشرین و مائه و ذلک لانی نظرت فی مصحف فاطمه.
قال: فقلت: و ما مصحف فاطمه؟
فقال: ان الله تبارک و تعالی لما قبض نبیه(ص) دخل علی فاطمه من وفاته من الحزن ما لا یعلمه الا الله عز و جل، فارسل الیهاملکا یسلی عنها غمها و یحدثها، فشکت ذلک الی امیرالمؤمنین(ع) فقال لها: اذا احسست بذلک و سمعت الصوت،قولی لی. فاعلمته فجعل یکتب کل ما سمع حتی اثبت من ذلک مصحفا.
قال: ثم قال: اما انه لیس من الحلال و الحرام، و لکن فیه علم ما یکون; (۱۱).
در سال ۱۲۸ عده ای ملحد آشکار خواهند شد و این پیش بینی را درمصحف فاطمه دیدم.
حماد می گوید: گفتم: مصحف فاطمه چیست؟
فرمود: هنگامی که رسول خدا(ص) وفات یافت حزن فاطمه به قدری بود که جز خدا کسی از آن آگاه نیست، لذا خدای متعال فرشته ای رافرستاد تا او را تسلی دهد و با او گفتگو کند; فاطمه(ع) جریان را برای امیرالمؤمنین(ع) اظهار کرد; حضرت(ع) به او فرمود: هر گاه حضورفرشته را احساس کردی و صدایی شنیدی، به من بگو. فاطمه(ع) نیز اورا باخبر ساخت و علی(ع) اقدام به نوشتن آنچه می شنید نمود تا اینکه به این طریق مصحفی را پدید آورد.
حماد بن عثمان می گوید: سپس حضرت صادق(ع) فرمود: آگاه باش که در این مصحف مسایل حلال و حرام وجود ندارد بلکه در آن اخبارآینده است.
در روایات زیادی، موضوع مصحف حضرت زهرا(ع) مطرح شده است و امامان(ع) در موارد متعددی، مستند فرمایشهای خود را همین مصحف شمرده اند، و ظاهرا این کتاب شریف، دست به دست در خانواده اهل بیت(ع) می گشته و تنها در اختیار آن بزرگواران بوده است.
۱۱. امام رضا(ع) به واسطه پدران بزرگوار خویش از امام سجاد(ع) نقل می کند:
حدثتنی اسماء بنت عمیس، قالت: کنت عند فاطمه جدتک اذدخل رسول الله(ص) و فی عنقها قلاده من ذهب کان علی بن ابی طالب(ع) اشتراها له (۱۲) من فی ء له; فقال النبی(ص): لا یغرنک الناس ان یقولوا «بنت محمد» و علیک لباس الجبابره! فقطعتهاو باعتها و اشترت بها رقبه فاعتقتها فسر رسول الله(ص)بذلک; (۱۳).
اسماء بنت عمیس برایم نقل کرد که در حضور جده ات فاطمه(ع) بودم که رسول خدا(ص) داخل شد; در حالی که گردنبندی طلایی که علی ابن ابی طالب(ع) از سهمیه خود برای فاطمه(ع) خریده بود، در گردنش بود. پیامبر(ص) به او فرمود: مبادا مردم با این گفته که «دختر محمداست » تو را مغرور سازند اما بر تن تو لباس زورمندان باشد. ازاین رو فاطمه(ع) آن را از گردنش جدا کرد و فروخت و با آن، بنده ای را خریده و آزاد کرد، و رسول خدا(ص) نیز به خاطر این کار شادمان گشت.
۱۲. امام صادق(ع):
ان فاطمه(ع) کانت تاتی قبور الشهداء فی کل غداه سبت فتاتی قبر حمزه و تترحم علیه و تستغفر له; (۱۴).
فاطمه(ع) هر صبح شنبه، به زیارت قبور شهدا [در احد] می آمد وکنار قبر حمزه قرار می گرفت و برای او طلب رحمت و مغفرت می نمود.
نکته قابل توجه اینکه، حضرت(س) ضمن اینکه ادای احترام به شهدا وحضور در کنار قبرشان و یادآوری جانفشانی آنان را هیچ گاه فراموش نمی کند و در کنار قبر حمزه سیدالشهدا به دعا می نشیند، ولی در عین حال، زمان مناسبی را انتخاب می کند که می توان آن را جزء خلوت ترین روزهای هفته دانست چرا که در روزهایی چون پنجشنبه یا جمعه، دیگران نیز درکنار قبور شهدا حضور می یابند. ناگفته پیداست این درسی برای همه بانوان پیرو او است که در عین ایفای وظایف اجتماعی، در حفظ شؤون اسلامی تلاش کنند.
۱۳. پیامبر اکرم(ص):
اول شخص یدخل الجنه فاطمه(س); (۱۵).
نخستین فردی که داخل بهشت می شود فاطمه(س) است.
۱۴. عایشه از پیامبر اکرم(ص) روایت می کند:
اذا کان یوم القیامه نادی مناد یا معشر الخلائق! طاطؤوارؤوسکم حتی تجوز فاطمه بنت محمد(ص); (۱۶).
در هنگامه قیامت، منادی ای، ندا می دهد: ای انبوه مردمان! سرهایتان را به زیر اندازید تا فاطمه دختر محمد(ص) بگذرد.
همین موضوع را در روایت بعدی، به گونه ای مشروح تر می خوانیم:
۱۵. پیامبر اکرم(ص):
اذا کان یوم القیامه نادی مناد من بطنان العرش: یا اهل الجمع!نکسوا رؤوسکم و غضوا ابصارکم حتی تمر فاطمه بنت محمد(ص)علی الصراط. فتمر مع سبعین الف جاریه من الحور العین کمرالبرق; (۱۷).
به هنگامه قیامت، منادی ای از میان عرش صدا می زند که ای اجتماع کنندگان! سرهایتان را به زیر اندازید و چشمانتان را ببندیدتا فاطمه دختر محمد(ص) از صراط عبور کند.
آنگاه حضرت(س) به همراه هفتاد هزار کنیز از حوریان بهشتی، به سرعت برق می گذرد.
فردای محشر نیز به حرمت عبور صدیقه کبرا(ع) سرهای خلایق به زیر می افتد و پلکها بر هم; ولی چگونه بود که جمعی حرمت او را پاس نداشتند و به جای تعزیت و تسلیت سوگ پدر، بر سینه و پهلویش نشانه هایی از در سوخته خانه اش را نقش بستند! «تبت یدا ابی لهب و تب!».
۱۶. پیامبر اکرم(ص) در ضمن روایتی:
… فایما امراه صلت فی الیوم و اللیله خمس صلوات و صامت شهر رمضان و حجت بیت الله الحرام، و زکت مالها و اطاعت زوجها، و والت علیا بعدی، دخلت الجنه بشفاعه ابنتی فاطمه،و انها لسیده نساء العالمین …; (۱۸).
«هر زنی که در شبانه روز، نمازهای پنجگانه را به جای آورد، ماه رمضان را روزه بدارد، حج خانه خدا را [اگر توانایی داشت] گزارد،زکات مالش را بپردازد، از شوهرش اطاعت کند، و بعد از من، ولایت و حکومت علی را بپذیرد، به شفاعت دخترم فاطمه، وارد بهشت خواهد شد و همانا فاطمه، سرور زنان عالم است.
همان گونه که در روایات متعدد دیگر نیز آمده، ارزش ادای نماز وروزه و حج و سایر واجبات عملی، مبتنی بر پذیرش ولایت اهل بیت(ع)است و شفاعت نیز بر اساس ادای این وظایف است اما با ولایت که درحقیقت، روح و جان اعمال است; همان که حضرت فاطمه(ع) نیز به خاطرآن به شهادت رسید، چرا که مدافع حریم و حرمت آن بود. او که محورخشم و خشنودی خداوند است و او که پاره تن پیامبر(ص) است و او که «سیده » زنان عالم است، فردای قیامت نیز اعمال صالح به شفاعت او است که راهگشای بهشتیان خواهد بود.
۱۷. امام صادق(ع):
لولا ان الله تبارک و تعالی خلق امیرالمؤمنین(ع) لفاطمه ما کان لها کفو علی ظهر الارض من آدم و من دونه; (۱۹).
اگر خدای تبارک و تعالی امیرالمؤمنین(ع) را برای فاطمه خلق نکرده بود، برای او بر روی زمین، از آدم گرفته تا دیگران، همتایی وجود نداشت.
فاطمه(س) که سلاله توحیدمدارانی چون ابراهیم خلیل(ع) است، و اوکه دامنش جایگاه پرورش اولیای دین و ضامن بقای رسالت پدربزرگوارش است، همسر و همتایی جز شیر بیشه توحید، امیرالمؤمنین(ع)نخواهد داشت و این چنین است که ازدواجش نیز به امر حق تعالی است;چنان که در روایت بعدی آمده است.
۱۸. پیامبر اکرم(ص):
ما زوجت فاطمه الا [بعد] ما امرنی الله عز و جل بتزویجها; (۲۰).
فاطمه را شوهر ندادم مگر پس از آنکه خدای عز و جل مرا مامورشوهر دادن او کرد.
و این چنین بود که خداوند، نخست او را در عالم اعلا به همسری علی(ع) در آورد و آنگاه در زمین تحقق یافت.
۱۹. پیامبر اکرم(ص):
اتانی ملک فقال یا محمد! ان الله یقرا علیک السلام و یقول لک: انی قد زوجت فاطمه ابنتک من علی بن ابی طالب فی الملاالاعلی، فزوجها منه فی الارض »; (۲۱).
فرشته ای نزد من آمد و گفت: خداوند بر تو سلام می فرستد ومی گوید: من دخترت فاطمه را در عالم بالا، به همسری علی ابن ابی طالب در آوردم; تو نیز در زمین او را به همسری او در آور.
۲۰. روزی پیامبر(ص) بعد از ازدواج علی(ع) و فاطمه(س) به خانه آنان رفت و از علی(ع) پرسید:
کیف وجدت اهلک؟
قال: نعم العون علی طاعه الله;.
همسرت را چگونه یافتی؟
عرض کرد: بهترین یاور برای اطاعت خداوند.
سپس همین پرسش را از فاطمه(س) کرد. فاطمه(س) عرض کرد:
خیر بعل; (۲۲).
آن را بهترین شوهر یافتم.
چه زیباست که امیرالمؤمنین(ع) در پاسخ به پرسش پیامبر(ص) همه خوبیها و مکارم همسرش را در این جمله کوتاه، ولی بسیار گویا بیان می کندو او را بهترین یار و یاور در ادای وظیفه و اطاعت خدای تبارک و تعالی معرفی می کند. زیرا ملاکی که به زندگی آن دو بزرگوار معنا می بخشد وآنان ازدواج خود را در سایه آن، موفق می دانند، همکاری و همراهی درطاعت الهی است و بس.
۲۱. زهری، از راویان و عالمان اهل سنت:
لقد طحنت فاطمه بنت رسول الله(ص) حتی مجلت یدها و ربی واثر قطب الرحی فی یدها; (۲۳).
فاطمه، دختر رسول خدا(ص) آن قدر دستاس کرد که دستش تاول زد وجای چوب آسیاب در دستش بالا آمد و پینه بست.
۲۲. انس بن مالک: بلال در نماز صبح تاخیر کرد و از آن باز ماند.پیامبر(ص) به او فرمود:
ما حبسک؟
فقال: مررت بفاطمه[ع] و هی تطحن و الصبی یبکی، فقلت لها:ان شئت کفیتک الرحی و کفیتنی الصبی، و ان شئت کفیتک الصبی و کفیتنی الرحی.
فقالت: «انا ارفق بابنی منک ». فذاک حبسنی.
قال: فرحمتها رحمک الله; (۲۴).
چه چیز مانع آمدنت شد؟
عرض کرد: به فاطمه(ع) برخوردم که در حال دستاس کردن بود وپسربچه اش گریه می کرد. به او گفتم: اگر بخواهی من به جای شماعهده دار دستاس کردن می شوم و شما عهده دار بچه، و اگر هم بخواهی من بچه را نگه می دارم و شما دستاس کن.
فاطمه فرمود: «من از تو به پسرم مهربانتر و مناسبترم ». این کار، مرااز نماز اول وقت باز داشت.
پیامبر(ص) فرمود: پس تو به فاطمه(ع) مهربانی کردی، خداوند تو رارحمت کند.
حضرت زهرا(س) همه سعی خویش را در فراهم نمودن محیط طاعت و بندگی خود، شوهر و فرزندانش، به کار می بندد و در تقسیم کاری که پیامبر(ص) برای آن دو بزرگوار کرده و کارهای داخل خانه را به او، وکارهای بیرون را به علی(ع) واگذار کرده بود، به خوبی در انجام دادن آن تلاش می کرد و آن را مغایر مقام معنوی و علمی و موقعیت اجتماعی خودنمی دانست; بلکه آن را یکی از زمینه های تحقق رضایت حق تعالی می شمرد و تاول زدن دستهای مبارکش نیز، مانعی برای تلاش داخل خانه نبود. او به بچه داری و تربیت فرزندانش عشق می ورزید. لذا حتی برای چندلحظه نیز راضی به ترک آن نیست و در آن چند لحظه نیز، کار آسیاب کردن را به بلال وا می گذارد و خود به آرام کردن فرزند و رسیدگی به اومی پردازد.
۲۳. عایشه نقل می کند:
و کانت (فاطمه) اذا دخلت علی النبی(ص) قام الیها فقبلها واجلسها فی مجلسه، و کان النبی(ص) اذا دخل علیها قامت من مجلسها فقبلته و اجلسته فی مجلسها; (۲۵).
زمانی که فاطمه(ع) بر پیامبر(ص) وارد می شد، پیامبر(ص) به سوی اومی رفت و او را می بوسید و در جای خود می نشاند، و آنگاه که پیامبر(ص) وارد بر او می شد، از جایش برمی خاست و پیامبر(ص) رامی بوسید و در جای خویش می نشاند.
۲۴. ثوبان، بنده آزاد شده پیامبر(ص):
کان رسول الله(ص) اذا سافر کان آخر عهده بانسان من اهله فاطمه(ع) و اول من یدخل علیه اذا قدم فاطمه(ع); (۲۶).
رسول خدا(ص) آنگاه که به مسافرت می رفت، آخرین شخصی را که ازخانواده اش می دید و وداع می کرد فاطمه(ع) بود، و آنگاه که برمی گشت، بر اولین کسی که وارد می شد فاطمه(ع) بود.
۲۵. پیامبر اکرم(ص):
فاطمه بضعه منی. من سرها فقد سرنی و من ساءها فقد ساءنی.فاطمه اعز الناس علی; (۲۷).
فاطمه پاره وجود من است. هر کس او را شاد کند مرا شاد کرده و هرکس به او بدی کند به من بدی کرده است. فاطمه عزیزترین مردم برای من است.
روشن است محبتی که پیامبر(ص) به فاطمه(ع) داشت و احترام خاصی که برای او قایل بود تنها بدان جهت نبود که او دختر اوست چرا که پیامبر(ص) دختران دیگری هم داشت; بلکه به جهت ویژگیهایی بود که زهرا(ع) را از سایر زنان عالم ممتاز می کرد. از روایات متعددی که در این باره در کتابهای شیعه و سنی وجود دارد استفاده می شود که پیامبر اکرم(ص)به مناسبتهای مختلف و در موارد متعدد، حقیقت مذکور را بیان می فرموده است. روایت بعدی یکی دیگر از این موارد است.
۲۶. انس بن مالک:<
همیشه اولین نفر باشید! برای اطلاع از آخرین تخفیفها و جدیدترین کالاها در خبرنامه ثبتنام کنید.
هنوز حساب کاربری ندارید؟
ایجاد حساب کاربری