اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل فمینیسم و بک لش دو نگاه انحرافی به زن
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 59
فرمت فایل پاورپوینت
دانلود و استفاده از فایل پاورپوینت کامل فمینیسم و بک لش دو نگاه انحرافی به زن – تجربهای بینظیر در ارائه!
پاورپوینتی شیک و استاندارد:
فایل فایل پاورپوینت کامل فمینیسم و بک لش دو نگاه انحرافی به زن شامل 73 اسلاید طراحیشده با دقت بالا است که کاملاً آماده برای ارائه یا چاپ در PowerPoint میباشد.
چرا فایل فایل پاورپوینت کامل فمینیسم و بک لش دو نگاه انحرافی به زن گزینهای عالی است؟
- گرافیک حرفهای و جذاب: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل فمینیسم و بک لش دو نگاه انحرافی به زن با طراحی مدرن و چشمنواز، پیام شما را به بهترین شکل منتقل میکنند.
- کاربری آسان: ساختار این پاورپوینت بهگونهای است که استفاده از آن بدون نیاز به تغییرات پیچیده ممکن باشد.
- آماده استفاده: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل فمینیسم و بک لش دو نگاه انحرافی به زن از قبل تنظیمشده و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
تضمین کیفیت و دقت بالا:
این مجموعه بر اساس بالاترین استانداردهای طراحی ساخته شده است و کاملاً منسجم و بدون اشکال، مناسب برای ارائههای حرفهای میباشد.
نکته قابل توجه:
برخی نسخههای غیررسمی ممکن است تغییراتی داشته باشند. این نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل فمینیسم و بک لش دو نگاه انحرافی به زن با دقت و کیفیت بالا طراحی شده است.
همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل فمینیسم و بک لش دو نگاه انحرافی به زن را دریافت کنید و یک ارائه بینظیر داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل فمینیسم و بک لش دو نگاه انحرافی به زن :
مقدمه:
جهل گریزی و خرافه ستیزی به عنوان مهمترین دستاورد رنسانس با ایجاد موج گسترده ای، قرون ۱۸ و ۱۹ را درنوردید و در تمامی ابعاد زندگی فردی و اجتماعی جوامعی که در شعاع اثر گذاری آن بودند، رسوخ کرد، و رشد اقتصادی را همراه با گسترش مرزهای دانش و شناخت قوانین موجود در طبیعت و استیلای علمی بر آن بدست آورد و در این مسیر فراهم آمده، عقلانیت تنومندی پدید آمد که جز احساسِ به ادراک در آمده، چیزی پذیرفتنی نبود لذا «نادیده ها»، «نابوده ها» تلقی شدند و چنین شد که دریایی از دانش اصیل و فرامادی باید در «تُنگ حواس» و تنگنای «احساس و آزمون» گنجانده می شد و هرچه را که این ظرف، تناسب و تحمل دریافت آن را نداشت، باید خیال و واهی انگاشته می شد. در این دوران با تفوّق شخصیتِ «چرایی» انسان و روح ابتکار و پرسشگری و از طرفی تنزل شخصیت چگونه ی انسان و روح انقیاد و پذیرش، زمینه را برای پیدایش علوم مختلف فراهم آورد و ارتباط عناصر موجود در طبیعت، که تا دیروز رمزآلود و تسخیرناپذیر تلقی می شد، امروز به مدد روح پرسشگری و نفی انقیاد در برابر وضعیت موجود طبیعت، او را به درک ارتباطات عناصر و علوم، بر آن حاکم نمود و نشان داد با آگاهی و تسلط بر قوانین «جزیی محکوم درونی» و قوانین «کلی حاکم بیرونی» نه تنها طبیعت تسخیرپذیر است بلکه تربیت پذیر و تحول پذیر نیز خواهد بود، همه اینها توانایی را برای بشر پدید آورد که بیش از پیش او را به حفظ عقلانیت تنومند معتقد کرد و در ادامه ی راه، «پندار غنا و بی نیازی» او را به طغیان کشاند. حجم یافته های علمی و تراکم تسلط بر طبیعت، گمان توانایی و کفایت انسان بر انسان و خود بر خود را برای او پدید آورد و پایه های خود محوری و اومانیسم را با اعتماد به نفس بوجود آمده مستحکم نمود. بی شک فرایند «شدن و گردیدن» در پروسه های به هم پیوسته چهره هایی را در بین اقشار و جوامع مختلف از خود نشان داده است که در این بین به قشر زنان خواهیم پرداخت. زنان به عنوان نیمه ی غیر فعال جامعه که نیمه فعال جامعه را تربیت می کردند، سخت تحت تأثیر بازتابهای اجتماعی، اقتصادی این حرکت قرار گرفتند. اگر چه فراز و فرود زنان در تأثیر پذیری قبل از آنکه ریشه در تمایلات فردی و صنفی ایشان داشته باشد، وابسته به تصمیم گیران اقتصادی و سیاسی جوامع آنان بوده است، لذا با اندکی تأمل درمی یابیم که، متناسب با نوع خواست صاحبان سیاست و سرمایه، گاه زنان در عرصه های کار و مشاغل حاضرند و گاه باید بساط حضور و فعالیت خود را جمع کنند و به خلوتها و خانه ها برگردند.
زنان در طول کمتر از ۲۰۰ سال، انواع فراخوانها را به چشم دیده اند، گاهی فراخوان زدند که خانه ها همچون چاه اند و باید زنان را از قعر آن نجات داد.
برای مثال در عرصه ی جنگهای جهانی و نبرد بین المللی، همزمان با حضور مردان در خطوط نظامی، موجی از تبلیغات توسط رسانه های تبلیغی اعم از سینما – تلویزیون – تئاتر و عکس و موسیقی و… به راه می افتد مبنی بر اینکه، چرا زنان در خانه ها جا مانده اند! امروز روز پیله بستن در خانه نیست، باید به کارگاهها و کارخانه ها و معادن هجوم آورد و جای خالی مردان به جنگ رفته را پر کرد و رونق اقتصادی را در کنار جنگ حفظ نمود، اما به محض آنکه جنگ پایان می یابد و مردهای خسته و بیکار از خطوط نظامی به سوی شهر و دیار بر می گردند، به یکباره ورق بر می گردد و آن روی سکه رو می شود که، به خانه برگردید و سربازان فردا را بسازید، بچه ها از مهدکودکها فراری اند – اشتغال عامل افسردگی زنان است؛ زنها باید به خانه برگردند. زیرا همه شغلها و حرفه هایی را که تا دیروز اداره می کردند، باید به دست مردان بیکار و از جنگ آمده، سپرده شود. و البته کسانی هم که به هیچ عنوان حاضر نبودند از اشتغال صرف نظر نمایند، می توانند تغییر شغل دهند و با موجهای ایجاد شده درباره لزوم سکس و صنم سازی، به شغلهای مورد نیاز روی آورند، چرا که مردان از جنگ برگشته خسته هستند و احتیاج به نشاط و لذت دارند!
به همین دلیل است که می بینیم در جوامع غربی زنان آگاه و خردمند، نه آن بیرون کشاندنها را باور دارند و نه آن به درون خواندنها را اصیل می دانند، لذا دو ماجرا و پدیده ی فرهنگی – اجتماعی بوجود آمده در غرب، تحت عنوان فمینیسم یا زن گرایی و بک لش یا واپس زدگی هر دو به دور کردن زن از موقعیت طبیعی اش می اندیشند. فمینیستها، با شعار برابری بین زن ومرد به یک نابرابری و ناهمسازی مخرب دست می زنند و مخالفین آن موسوم به بک لش با شعار «حفظ طبیعت زن» او را ملعبه ی تفریح و وسیله ترقی دیگران قرار می دهند.
فمینیستها با نفی شئون خدادادی و طبیعت زن در صدد ساختن یک طبیعت عاریه ای هستند تا جایی که خصیصه ی متعالی مادری را یکی از موانع آزادی زن می دانند و برای دفع این مانع تئوری «ازدواج، یک فحشاء قانونی است» را سرمی دهند و برای رهایی از آن، همبستری های توافقی را به جای همسری های تعهدآور پیشنهاد می نمایند، تا نقش مادری، او را از آزادی باز ندارد و چنین است که جزء اولین فریادهای آزادیخواهانه زنان، آزادی سقط جنین به هر تعداد را مطرح می کنند. معلوم است شعار ترقی و بالا آوردن زن، توسط فمینیستها بالا آوردن دارگونه است! که هیچ خرسندی و حیاتی در پی آن نیست. و گروه مقابل که موسوم به بک لش و واپس زدگی هستند در تکاپویند که زنان نقش زنانه و لذت آفرین خود را بازپس گیرند، زنان از زمخت شدن به زنانه بودن برگردند و برای پذیرش این ایده، آمار می دهند و نتایج تحقیقاتی را اعلام می کنند که: در آمد زنان با درخواست طلاق، تعداد فرزندان مهدکودکها، حجم جنایات و خشونتها و اشتغال زنان با افسردگی آنان نسبت مستقیم دارد و با موج های رسانه ای و تبلیغی، حمایتهای ویژه ای از این سیاست می شد، تا زنان علیرغم تجربه و تمایل خویش به خانه ها بازگردند، بدون اینکه سایر عناصر و اجزاء اجتماع برای این بازگشت اصلاح و یا تغییر یابد. زنان باید به خانه بازگردند، اگر چه ممکن است همواره وحشت داشته باشند که با این همه بی بند و باری، همسرشان ایدز را به خانه بیاورد!!
فمینیسم و بک لش اگر چه برای زنان اروپایی و به ویژه آمریکایی هیچ ثمری جز سردرگمی و بی هویتی به ارمغان نیاورد، لیکن برای جناح های رقیب در انتخابات توانست فایده های ارزنده ای چون پیمودن کرسی های ترقی و پله های قدرت را دربرداشته باشد. امروز در غرب گمشده ی زن معاصر چیزی جز گمشده ی انسان نیست، چرا که او را به سوی پنجره زیبایی آوردند تا باغ را ببیند اما آن قدر سرگرم زیبایی و پیچیدگی های پنجره شد، که فرصت تمام گشت و باغ ندیده ها، همچنان باغ را، که می توانست تمنّای بهار را زنده کند، ندیدند. گمشده ی زن معاصر، گمشده ی انسان معاصر است؛ همان تمنای نهانی و نهایی همه انسانها، یعنی یافتن حق و عدالت. بشر امروز بر خلاف شعار سردمداران مادی گرایی که «درهای آسمان بسته است » فریاد می زند که «درهای آسمان برای چگونه زیستن روی زمین همچنان باید باز بماند….»
اگر چه بر ناکارآمدی اندیشه های خود ساخته ی بشری، شواهد بسیاری است اما ترجمه ای را که در ذیل می خوانید، بخش های برگزیده ای از کتاب «بک لش یا واپس زدگی» اثر خانم سوزان فالودی که می تواند در این زمینه قابل تأمل باشد.
* * * * * * * *
«زن» در جامعه ی آمریکا در آستانه ی قرن بیستم، چه موجود خوشبختی است! این همان عبارتی است که همواره می شنویم. جبهه گیری دیگر به پایان رسیده است. این جمله ای است که سیاستمداران به ما اطمینان می دهند؛ و می گویند: زنان اکنون فرصتهای درخشانی دارند. می توانند وارد دانشگاه شوند، در بانکها درخواست اعتبار کنند و یا در هر شرکت قانونی که می خواهند وارد شوند. قانونگذاران اظهار می دارند اکنون زنان آنقدر با مردان برابری می کنند که دیگر نیازی به طرح اصلاح قانون حقوق برابر نیست. رییس جمهور قبلی آمریکا، رونالد ریگان می گوید: زنان از امکانات زیادی برخوردارند و کاخ سفید دیگر نیاز نمی بیند که آنان رابرای پیشنهاد منصبهای بالاتر انتخاب نماید. حتی رسانه ها در تبلیغات خود با مطرح کردن آزادی زن می خواهند همه چیز را به گردن آن بگذارند.
در پشت این شادی و سرور و بزرگداشت پیروزی زنان آمریکا، و در ورای اخباری که همواره و بی وقفه تکرار می شود که «مبارزه برای حقوق زن به ثمر نشست» پیام دیگری خودنمایی می کند. این پیام به زنان می گوید:
«اکنون شما آزاد و برابر هستید ولی هیچ وقت بدبخت تر از این نبوده اید.»
اخبار یأس ونومیدی در هر کجا، روزنامه ها، تلویزیون ، فیلمهای سینمایی، آگهی های تبلیغاتی، مجلات آموزشی و در مطب پزشکان شنیده می شود: که زنان شاغل دچار «اپیدمی نازایی» می شوند. زنان مجرد از «بی شوهری» رنج می برند. به گزارش نیویورک تایمز زنان بی فرزند نوعی «افسردگی و اضطراب» دارند. زنان شوهر نکرده در زیر بار بحران شدید اعتماد به نفس، از پا در می آیند. نشریات پزشکی همواره اعلام می کنند، زنان شاغلی که وظایف سنگینی دارند، دچار اختلالات جبران ناپذیری مانند اضطراب و نگرانی، ریزش مو، عصبانیت، حملات قلبی و حتی روی آوردن به مشروبات الکلی می شوند. امروز «تنهایی زنان مستقل» سلامت روانی آنها را تهدید می کند. بتی فرایدن می گوید: اکنون زنان به یک «بحران جدید هویت» مبتلا شده اند که اسم خاصی ندارد. چطور ممکن است زنانی که در چنین مشکلات و بحرانهای بغرنج وخطرآفرینی بسر می برند، «خوشبخت» نامیده شوند. اگر زنان به آنچه می خواستند رسیده اند، پس دیگر مشکل چیست؟ جواب به این معما، یک چیز بیشتر نیست، همان برابری حقوق مرد و زن است که موجب همه ی این بلاها شده است. زنان، افسرده و غمگین هستند چون آزادند. زنان اسیر و برده ی آزادی خود شدند. حرکت و نهضت زنان برای کسب آزادی و برابری که بارها در گوش ما زمزمه می شود، دشمن سرسخت خود زنان شده است.
مونا کارن، دانشجوی رشته حقوق در مقاله ای تحت عنوان «اشتباه طرفداران حقوق زن» می نویسد: «…. آزادی زنان دستاوردهای زیادی برای نسل من داشته است، جدا شدن از والدین، عشق و دوستی آزادانه، اعتیاد به دخانیات، باز کردن اعتبار بانکی شخصی، ظهور کارشناسان زن متخصص در بیماری زنان و پیدایش مراکزی که در آنها به راحتی به ناموس زنان هتک حرمت می شود. در دهه ی اخیر در تمامی نشریات، نوک تیز، اتهامات همه متوجه حرکت زنان است. آنان مبارزات زنان را برای برابری حقوق زن ومرد مسؤول تمامی دردها، بدبختی ها و رنجهای زنان می دانند. از افسردگی روحی و خودکشی دختران نوجوان گرفته تا بد خلقی و عصبانیت زنان و دفترچه های خالی حساب پس اندازشان و اختلالات روحی دیگر همه و همه ناشی از این حرکت است.»
کارشناسانی که در رسانه ها فعال هستند در گردهمایی های تلویزیونی و یا اخبار شبکه سراسری پی در پی به میلیونها زن آمریکایی خطاب می کنند که طرفداری از زن آنان را ملزم به داشتن «زندگی پایین تری» می کند. اقتصاددانان معتقدند، زنان شاغلی، که از سطح درآمد خوبی برخوردارند «ثبات اقتصادی خانواده های آمریکایی» را کاهش می دهند. آمارگیران جمعیت، می گویند که آنان با آمار و ارقام ثابت می کنند که برابری، با ازدواج و نقش مادری زن تناسب ندارد و جامعه شناسان می گویندکه اصلاحات قانونی ناشی از طرفداری از زن و
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
