خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل سکوت امیرمؤمنان (ع)
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل سکوت امیرمؤمنان (ع) قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نقش برجسته علی علیه السلام در تفسیر قرآن
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نقش برجسته علی علیه السلام در تفسیر قرآن قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
06ساعت
39دقیقه
55ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل فتنه در صفین

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 40

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
3 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

فایل پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل فتنه در صفین؛ راهکاری شایسته برای ارائه‌های موفق

اگر به‌دنبال یک فایل ارائه‌ی آماده با کیفیت بالا و طراحی حرفه‌ای هستید، فایل فایل پاورپوینت کامل فتنه در صفین انتخابی مناسب برای شماست. این مجموعه شامل 113 اسلاید استاندارد و دقیق است که با هدف ارتقاء کیفیت ارائه‌های شما تهیه شده‌اند.

دلایل انتخاب فایل فایل پاورپوینت کامل فتنه در صفین:

  • طراحی ساختارمند و چشم‌نواز: هر اسلاید با دقت بالا و توجه به اصول طراحی گرافیکی تهیه شده است تا محتوای شما به‌خوبی دیده و درک شود.
  • آمادگی کامل برای ارائه: نیازی به ویرایش مجدد نیست؛ فایل فایل پاورپوینت کامل فتنه در صفین آماده‌ی استفاده در کلاس، جلسه یا کنفرانس است.
  • سازگاری کامل با پاورپوینت: نمایش صحیح اسلایدها در تمامی نسخه‌های PowerPoint بدون بهم‌ریختگی یا مشکل ظاهری تضمین شده است.

تولید شده با رویکرد حرفه‌ای:

تمامی بخش‌های فایل پاورپوینت کامل فتنه در صفین با هدف ایجاد یک تجربه کاربری روان و بی‌نقص طراحی شده‌اند. جزئیات با دقت بالا تنظیم شده‌اند تا ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید.

توجه:

تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل فتنه در صفین از کیفیت کامل برخوردار است. نسخه‌های غیرمجاز ممکن است شامل اشکالات طراحی باشند و توصیه نمی‌شود از آن‌ها استفاده شود.

با تهیه فایل فایل پاورپوینت کامل فتنه در صفین، سطح ارائه‌های خود را ارتقاء دهید و مخاطبان خود را تحت تأثیر قرار دهید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل فتنه در صفین :

تاریخ، سرگذشت امم و آیینه عبرت حال و آینده است. انسان می تواند با دقت و فراست در زندگی گذشتگان و کشف علل و عوامل فراز و نشیبهای آن، موجبات و موانع رشد و رستگاری جوامع را بشناسد.

در قرآن کریم خداوند پی در پی با ذکر قصص اقوام و امتهای پیشین، مخاطبین را به عبرت گرفتن از آنها در جهت انتخاب شیوه صحیح ترغیب می نماید. چنانچه در سوره اعراف فرموده است:

“و اتل علیهم نبا الذی اتیناه ایاتنا فانسلخ منها فاتبعه الشیطان فکان من الغاوین… ذلک مثل القوم الذین کذبوا بایاتنا فاقصص القصص لعلهم یتفکرون”.

بنابر این اندیشه کردن در سیره انسانهای صالح و طالح و عاقبت هر یک حداقل دو الگوی شخصیتی موفق و ناموفق را برای ما ترسیم می کند و این برای هر فردی گامی لازم و مؤثر است; چنانکه علمای اخلاق نیز در جهت راهنمایی سالک ، راه وقوف بر اخلاق و سیره ره یافتگان را توصیه می کنند. ما بدین انگیزه سعی داریم به سال ۳۷ ه.ق. نظری افکنده و انگیزه معاویه را از نبرد صفین مختصرا بررسی کنیم. همچنین ببینیم آنچه معاویه به عنوان دلیل نبرد با حضرت علی «علیه السلام » مطرح می کند تا چه حد با حقیقت و واقعیت سازگار است؟

و دیگر اینکه این انگیزه که صرفا جز اغوای مردم عوام نمی باشد در چه جامعه ای مطرح گردیده؟ و تا چه حد مؤثر بوده است؟

انگیزه معاویه از نبرد صفین

طی حکومت چند ساله حضرت علی «علیه السلام » تمامی دشمنان اسلام نقاب از چهره کریه خویش افکندند و با تمام توان رویاروی آئینه حق و حقیقت و وصی به حق رسول الله «صلی الله علیه وآله » ایستادند. ناکثین با بوجود آوردن جنگ جمل، قاسطین بانبرد صفین و مارقین در جنگ نهروان همه کینه ها، حسدها، دنیاطلبیها و کج فهمیها را آشکار نمودند.

واقعه صفین با فاصله کوتاهی از جنگ جمل در سال ۳۷ ه.ق. اتفاق افتاد و گروههای زیادی در آن شرکت داشتند; از جمله اشرافی که در زمان خلیفه سوم اموال زیادی بنا حق تصاحب نموده بودند – از ترس اینکه حضرت آنهارا به بیت المال برگرداند با معاویه همدست شدند.

عده دیگر کسانی که ایمان قلبی به وحی نداشتند و منتظر فرصت بودند تا ضربه خود را بر پیکر اسلام فرود آورند; از جمله خود معاویه که از طلقاء (۱) بود. دسته دیگر بزرگان بعضی از اقوام و قبایل بودند که قدرت و ریاست آنها با اجرای سنت پیامبر«صلی الله علیه وآله » توسط حضرت امیر«علیه السلام » رنگ می باخت. (۲) کسانی هم که در غزوات و سریه ها خویشان خود را به شمشیر حضرت علی «علیه السلام » از دست داده بودند، به انگیزه جاهلی انتقامجویی در این نبرد شرکت جستند.

انگیزه های واقعی مقابله با حضرت علی «علیه السلام » از طرف معاویه افشا نمی شد بلکه به حیله وی و عمروعاص، دلیل آن را انتقام قاتلان خلیفه سوم اعلام می کردند. هدف کفر آمیز، قدرت طلبانه و انتقامجویانه معاویه در رویارویی با حضرت امیر«علیه السلام » در رفتار و گفتار وی چنان آشکار است که با نیرنگ او و هم پیمانش – عمرو عاص – در پس پیراهن عثمان پنهان نمی ماند; علاوه بر اینکه خواست وی مبنی بر استرداد قاتلان عثمان از حضرت نیز، بحق نبود و به همین دلیل در حالی که فقط اندیشه جنگ را در سر می پروراند بر این خواست تاکید می ورزید. در واقع او می دانست علی «علیه السلام » جز دربرابر حق تسلیم نخواهد شد، لذا بهانه خوبی داشت تا آتش جنگ را با اطمینان به پیروزی برافروزد.

شواهد تاریخی فرق مختلف از جمله گفتارها و مراسلاتی که پیش از آغاز جنگ بین طرفین رد و بدل می شد، بخوبی پرده از نیرنگ و دورویی سردمداران لشکر شام برمی دارد و روشن می سازد که معاویه و خواص دربارش با آگاهی و علم به حقانیت علی «علیه السلام » به تنها چاره خویش یعنی ادعای خونخواهی عثمان برای فریب مردم و فراهم آوردن لشکر تمسک جستند و خود نیز در مواردی به این امر اعتراف نمودند.

یزید بن قیس (۳) در قسمتی از سخنانش خطاب به معاویه این مطلب را متذکر می شود و می گوید: ان صاحبنا من قد عرفت و عرف المسلمون فضله و لا اظنه یخفی علیک ان اهل الدین و الفضل لن یعدلوا بعلی ولن یمیلوا بینک و بینه” (۴) مطلب دیگری که بر معاویه و سردارانش بلکه بر مردم نیز پوشیده نبود، رفتار و کردار سنت شکنانه خلیفه سوم بود – که مورخان شیعه و سنی آن را نقل کرده اند – و همین امر منجر به قتل وی شد. نظری گذرا به اموال برجای مانده از خلیفه سوم و خویشان و نزدیکان و فرمانروایانش، تقسیم ناعادلانه بیت المال را توسط وی آشکار می سازد. (۵) معاویه و یاران وی در سایه همین بذل و بخششها و انتصابهای غیر عادلانه خلیفه سوم توانسته بودند در میدان هوای نفس خویش و ولع مال اندوزی و قدرت طلبی بتازند. چنین دنیا پرستانی چگونه تاب و تحمل تفسیر علی «علیه السلام » از آیه شریفه “لا تاکلوا اموالکم بینکم بالباطل” را دارند؟ کسی که می فرماید: اگر من خلافت را به عهده بگیرم، تمام اموالی که به ناحق توسط عثمان از بیت المال بیرون رفته است برمی گردانم; هر چند آن اموال مهر زنان شما قرار گرفته باشد.

بنابر این معاویه می داند که ظاهرا از فردی حمایت می کند که عملکردش موجی از خشونت به راه انداخت که او را در خود فرو برد. و هر چند عده ای از عوام با خدعه او به سپاهش پیوستند لکن بسیاری از لشکریانش نه به انگیزه خونخواهی بلکه برای حفظ اموالی که به غارت برده و مقامی که کسب کرده بودند، در مقابل تیغ بران عدالت علی «علیه السلام » صف کشیدند. پس این امر که معاویه به عقل و اندیشه اش صلاح را در خونخواهی عثمان دید و واقعا به این انگیزه برای نبرد با علی «علیه السلام » برخاست، بشدت رنگ می بازد. در برخی از مراسلات و گفتگوها آنها نیت واقعی خویش را به زبان می آوردند; مثلا حبیب بن مسلمه که به اتفاق دو نماینده دیگر معاویه خدمت حضرت شرفیاب شده، خطاب به ایشان چنین می گوید: “فادفع الینا قتله عثمان ان زعمتم انک لم تقتله نقتلهم به، ثم اعتزل امر الناس …” حبیب با کمال وقاحت از حضرت می خواهد از امر خلافت کناره گیرد و امر را به شورا واگذارد و در واقع نیت قلبی و نارضایتی خویش از عدل علی «علیه السلام » را بصراحت باز می گوید و عقده دل می گشاید. امیرالمومنان «علیه السلام » به شدت از وی می رنجد و می فرماید: در شان تو نیست که از عزل سخن گویی تو را به این کارها چه؟ آنگاه حضرت به بیان علت قتل عثمان و نارضایتی مردم از او و روی آوردنشان به حضرت و اصرار به پذیرش خلافت، پرداختند. گویا مقصود ایشان از پرداختن به این دو مساله خطاب به نمایندگان معاویه بود که: اولا عثمان با عملکرد نادرست، سبب قتل خویش گشت و به تعبیر حضرت “عمل باشیاء عابها الناس علیه فساروا الیه فقتلوه” ثانیا حضرت – علاوه بر انتصاب به انتخاب و اصرار مردم خلافت را پذیرفتند و نه به رای و انتخاب امثال حبیب که اکنون با توصیه آنها به اعتزال کنار روند. ثالثا مردم به غیر حضرت به کسی راضی نشدند و حجت بر ایشان تمام بود پس ناچار پذیرفتند.

در ادامه این گفتگو که فرمودند مردم به دلیل نارضایتی از عملکرد عثمان وی را به قتل رساندند، خطاب به این نمایندگان می فرمایند: “ثم اتانی الناس و انا معتزل امورهم فقالوا لی: بایع ، فابیت علیهم، فقالوا لی: بایع فان الامه لاترضی الا بک …” (۶) نمایندگان معاویه نه در این امر که عثمان را مظلوم و فردی عامل به دستورات خداوند و سنت نبی «صلی الله علیه وآله » می خواندند، صادق بودند و نه در این امر که خلافت را حق علی «علیه السلام »نمی دانستند و از او می خواستند تا کناره بگیرد; و این دو مطلبی بود که حضرت در این گفتگو به آنها پاسخ دادند.

پس در واقع باید گفت نبرد لشکر شام در صفین نه به انگیزه خونخواهی عثمان بلکه به انگیزه های مختلف اتفاق افتاد و چنانچه در اول بحث اشاره کردیم برخی با تبلیغات معاویه به انگیزه خونخواهی خویشانی که در صدر اسلام تا آن زمان به شمشیر حضرت علی «علیه السلام » از دست داده بودند، با تعصبی جاهلی به میدان آمده بودند. (۷) برخی دیگر ترس از این داشتند که حضرت امیر«علیه السلام » چنانچه فرموده بود، اموال بغارت رفته بیت المال در زمان عثمان را که اکنون از اموال شخصی آنها محسوب می شد، مسترد دارند، برخی دیگر نیز جاه و مقام خویش را از دست می دادند. گروه دیگر کسانی بودند که به تطمیع معاویه با وی همراه شده و جهالت چشمشان را به روی حقیقت بسته بود و فریب سخنان واهی معاویه مبنی بر کشته شدن مظلومانه عثمان و قیام برای خوانخواهی وی را خورده بودند.

حضرت علی «علیه السلام » در نامه ای (۸) خطاب به معاویه بازگشت مردم به جاهلیت توسط وی را چنین بر ملا می سازند: “گروه بسیاری از مردم را به هلاکت افکندی. با گمراهی و ضلالت خویش آنان را فریفتی! و در امواج فتنه ها و فساد انداختی; همان فتنه و فسادی که تاریکیهایش فراگیر است و امواج شبهاتش همه آنها را در کام خود فرو برد و این سبب شد که آنها از حق باز گردند و به جاهلیت و دوران گذشته رو آورند، به قهقرا برگشته و به حسب و نسب و تفاخرات قومی اعتماد کنند، جز گروهی از روشن ضمیران و اهل بصیرت که از این راه باز گشته و پس از آنکه تو را شناختند، از تو جدا شدند، از همکاری و معاونت تو به سوی خدا فرار کردند و این به خاطر آن بود که تو آنها را به کاری صعب و پر مشقت (نبرد بر ضد حق) واداشتی و از راه راست منحرفشان ساختی. ای معاویه در برابر کارهایت از خدا بترس! و زمامت را از دست شیطان بگیر! که دنیا از تو بریده و آخرت به تو نزدیک است.

وقتی که معاویه از نیت پلید خویش پرده بر می دارد

پس از اینکه جریر بن عبدالله از جانب حضرت علی «علیه السلام » برای بیعت گرفتن از معاویه نزد وی رفت، معاویه با عمروعاص به شور نشست و نظر او را در مورد نبرد با حضرت جویا شد. عمرو عاص به وی گفت که احدی از عرب تو را در هیچ امری با علی برابر نمی داند. او در نبرد چنان نیرومند است که احدی با او برابری نمی کند و با این سخنان معاویه را از پیکار بر حذر داشت. معاویه در جواب وی سخنی را گفت که بواقع اعتراف به نیرنگش در صفین یعنی علم کردن پیراهن عثمان است: “صدقت و انما نقاتله علی ما فی ایدینا و نلزمه دم عثمان.” (۹) عمروعاص در پاسخ به معاویه این نیرنگ را آشکارتر می نماید. او می گوید احدی از مردم برای چشم پوشی از خون عثمان سزاوارتر از من و تو نیست چون هر دو زمانی که عثمان به کمک نیاز داشت، او را رها کردیم و خوارش ساختیم. عمروعاص سخنی را مطرح می کند که معاویه نمی تواند آن را انکار کند و متقاعد می شود که با این سخنان واهی نمی تواند عمروعاص را با خود همراه کند لذا دست به تطمیع او می زند و می گوید: “دع ذاوهات فبایعنی.” این حرفها را کنار بگذار و بیا با من معامله کن! عمرو در پاسخ وی می گوید: “لا لعمرو الله لا اعطیک دینی حتی آخذ من دنیاک! (۱۰) پس از اینکه معاویه وعده مصر را به او می دهد راضی می شود که یاریش نماید.

حضرت علی «علیه السلام » نیز در نامه ای خطاب به معاویه او را در خونخواهی عثمان دروغگو می داند. حضرت پس از اینکه معاویه را پیرو هوای نفس و تباه کننده حق می داند، چنین می فرمایند:”فاما اکثارک الحجاج فی عثمان و قتلته، فانک انما نصرت عثمان حیث کان النصر لک و خذلته حیث کان النصر له و السلام.” (۱۱) در نامه ای دیگر حضرت که از وعده معاویه به عمروعاص خبر یافته اند خطاب به عمرو چنین می فرمایند: تو دین خود را تابع دنیای کسی قرار دادی که گمراهی او آشکار است… از پی چنین کسی رفتی و بخشش او را خواستی مانند پیروی سگ از شیر که به چنگالهایش نگریسته، انتظار دارد که از پس مانده شکارش به سویش افکند. پس دنیا و آخرت خویش را به باد دادی! اگر به حق چنگ می زدی، آنچه می خواستی می یافتی… . (۱۲) مراسلات بسیاری بین حضرت امیر«علیه السلام » و معاویه و هم پیمانانش صورت گرفت و حضرت لحظه ای از ارشاد آنها و دعوتشان به راه حق درنگ ننمودند; لکن معاویه توانست با دست زدن به انواع حیله و دسیسه های شیطانی اش لشکر انبوهی را هر چند با دواعی مختلف و قلبهای متشتت، تحت علم پیراهن عثمان گرد آورد و علیه امیرمؤمنان «علیه السلام » قیام کند.

در اینجا به عامل مهمی که در رخداد صفین و پیامدهای ناگوار آن بسیار مؤثر بود یعنی اوضاع نابسامان سیاسی جامعه پس از رسول اکرم «صلی الله علیه وآله » می پردازیم.

جامعه ای که در آن صفین بوقوع پیوست

حضرت علی «علیه السلام » در اوضاع نابسامان سیاسی پس از رسول اکرم «صلی الله علیه وآله » دائما مردم و حکام را ارشاد می کردند و حقایق پوشیده بر مردم را باز می گفتند، تا هم حجت تمام باشد و هم جامعه یکسره در جهل و تاریکی قرار نگرفته و حقیقت را از باطل بازشناسند، چرا که امر بر بسیاری مشتبه شده بود. عده ای جاهلانه یا عامدانه در دام شیاطین گرفتار شده و دنیای خویش را در برابر آخرت به موازنه گذاشتند و آخرت را به دنیا فروختند و به تعبیر حضرت بر پاشنه هایشان عقبگرد نمودند. قلیلی بر ایمان و سیره رسول اکرم «صلی الله علیه وآله » ماندند اما آسایش از آنها سلب شده بود. حضرت بارها از مردم زمان خویش گله می کرد.

ایشان در خطبه ای (۱۳) جامعه و اقشار مختلف مردم را چنین وصف می کند:

“ای مردم ما صبح کردیم در روزگاری که ستمکار و کفران کننده نعمت هستند، نیکوکار در آن بدکار شمرده می شود و ظالم نخوت خود را می افزاید. از آنچه می دانیم بهره ای نبریم (یعنی مطابق علم خود عمل نمی کنیم) و از آنچه نمی دانیم نمی پرسیم. از بلای بزرگ نمی ترسیم تا اینکه بر ما وارد شود، پس مردم بر چهار صنفند:

اول کسی که او را از فتنه و فساد منع نمی کند مگر بیچارگی و کندی شمشیر و کمی مال او.

دوم کسی که شمشیر از غلاف کشیده و شر خود را آشکار ساخته، سواره و پیاده گرد آورده … دینش را تباه کرده برای متاعی که به غنیمت برباید یا برای سوارانی که پیشرو خود قرار دهد یا برای منبری که بر آن برآید…

سوم کسی که دنیا را به عمل آخرت می طلبد و آخرت را به عمل دنیا و …. خود را برای امین قرار دادن و مورد وثوق گشتن آراسته نموده و پرده خداوند را وسیله معصیت قرار داده است.

چهارم کسی که براثر حقارت و پستی و نداشتن وسیله ای که به مقام ریاست برسد، از خواستن آن مقام خانه نشین گردیده و چون به آرزوهای خود دسترسی ندارد به همان حالی که مانده، خویش را قانع نشان داده است.

مردانی چند مانده اند که یاد روز پسین چشمهای ایشان را از لذت دنیا، پوشانده است. .. پس بعضی از آنها رانده و رمیده اند و جمعی ترسناک و خوار و برخی خاموش و دهن بسته مانده اند و بعضی از روی اخلاص و راستی دعوت می کنند و گروهی اندوهگین و رنجورند و تقیه و پنهان شدن ایشان را گمنام کرده و ذلت و خواری آنان را فرا گرفته، پس ایشان در دریای شور فرو رفته، دهانشان بسته و دلشان زخمدار است و مردم را پند داده اند تا اینکه معلول و رنجیده شده اند و بر اثر مغلوبیت ذلیل و خوار گشته، کشته گردیدند تا اینکه کم شدند…”

این تصویری است دردناک از جامعه ای که فوج فوج مردم آن را، نیرنگ و جهالت عده ای، در خود فرو می برد. در حالی که خورشید حقیقت در آسمان آن می درخشد، ابرهای تیره بر سر مردم سایه افکنده و در حالی که بحر معارف وصی به حق رسول اکرم «صلی الله علیه وآله » در بپاشدن هر طوفانی در جامعه، امواجی از حقیقت را سرازیر می نماید اما خفتگان، سراب را برمی گزینند و به شیاطین لبیک می گویند.

بجرات می توان گفت بنای همه این آشفتگیها، تضییع حقها و خفت و خواریهای مسلمین در سقیفه گذاشته شد. انحرافی که از آن روز ایجاد شد نه امروز بلکه تا قیامت گروه گروه مردم را به کام خود فرو خواهد برد، چنانچه زهرای مرضیه «علیها السلام » در خطبه (۱۴) آتشین خویش بیان کرد: … “اما لعمری لقد لقحت فنظره ریثما تنتج ثم اجتنبوا مل ء العقب دما عبیطا و ذعاقا”

حضرت مردم را به عاقبت اسف بار انتخاب اشتباهشان و سکوت در برابر غصب مقام خلافت آگاه می سازد; اینکه چگونه این عمل زشت آنها، شرور و بلاها را بر سرشان فرود می آورد، و آنچه از سود و منفعت – به خیال خودشان – بدست آورده اند، به ضرر و خسران مبدل می گردد آری آنها از شر خلافت به جای شیر فقط خون و سم کشنده می دوشند و چنین شد که طعم تلخ آنچه را حضرت به آنها بشارت داده بود، چشیدند در حالی که کراهت داشتند.

نتیجه آن همه ناسپاسی در برابر زحمات پیامبر اکرم «صلی الله علیه وآله » و یاران صدیق و از جان گذشته اش در جهت جایگزین نمودن آئین پاک قرآنی و نجات مردم از ضلالت و گمراهی و سنن جاهلی، چنین فتنه هایی خواهد بود. قدم اول تصاحب بناحق مقام خلافت، قدم بعد کنار گذاشتن احکام قرآنی و سیره پیامبر«صلی الله علیه وآله » و سپس از میان برداشتن حامیان حق و سرانجام بخیال خامشان ترور شخصیت حق طلبان حتی پس از شهادت آنها.

اینگونه حق طلبان در اقلیت قرار گرفتند و هوی و هوس غالب شد. دیری از تلاوت آیات قصاص توسط امین وحی نمی گذرد اما قاتل هرمزان و صغیره ابولولو، مورد عفو خلیفه سوم قرار می گیرد. (۱۵) بیت المال مسلمین به کیسه های خواص سرازیر می شود، قصرنشینی رایج می گردد، سرمایه داری رشد می یابد و کاخ در کنار کوخ جلوه گر می شود.

چگونه علی «علیه السلام » در چنین جامعه ای که شهوت سیری ناپذیر مقام پرستی و مال اندوزی عده ای، هرگونه تعدی و شیطنتی را علیه مردم مجاز می شمارد، عدالتی را بنا می گذارد که حتی به آنان یک لحظه روشن بودن شمع را در غیر مصارف عامه (شخصی) اجازه نمی دهد و یا ذره ای خویشان را در استفاده از بیت المال مقدم نمی دارد.

اندکی تامل در اوضاع سیاسی، اجتماعی و فرهنگی مردم آن زمان حقایق دیگری را بر ما آشکار می سازد که بی تاثیر در بوجود آمدن صفین نبوده بلکه می توان گفت عامل مهمی در استحکام سپاه دشمن و سوء استفاده سردمداران کفر است.

پر واضح است که معاویه فردی نیرنگ با

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.