خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل مؤلفه های امنیت در اندیشه ی امام خمینی(ره)
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل مؤلفه های امنیت در اندیشه ی امام خمینی(ره) قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل آزادی در اندیشه امام خمینی(ره)
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل آزادی در اندیشه امام خمینی(ره) قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
00ساعت
06دقیقه
04ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل آزادی و عدالت در اندیشه امام خمینی(ره)

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 46

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
4 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

ارائه‌ی فایل پاورپوینت کامل آزادی و عدالت در اندیشه امام خمینی(ره) – تجربه‌ای خاص و متمایز!

پاورپوینتی حرفه‌ای و متفاوت:

فایل فایل پاورپوینت کامل آزادی و عدالت در اندیشه امام خمینی(ره) شامل 120 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شده‌اند.

ویژگی‌های برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل آزادی و عدالت در اندیشه امام خمینی(ره):

  • طراحی خلاقانه و حرفه‌ای: فایل فایل پاورپوینت کامل آزادی و عدالت در اندیشه امام خمینی(ره) به شما این امکان را می‌دهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیره‌کننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
  • سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل آزادی و عدالت در اندیشه امام خمینی(ره) به گونه‌ای طراحی شده‌اند که استفاده از آن‌ها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
  • آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل آزادی و عدالت در اندیشه امام خمینی(ره) با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.

کیفیت تضمین‌شده با دقت بالا:

فایل فایل پاورپوینت کامل آزادی و عدالت در اندیشه امام خمینی(ره) با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهم‌ریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بی‌نقص و حرفه‌ای هستند.

نکته مهم:

هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخه‌های غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل آزادی و عدالت در اندیشه امام خمینی(ره) با دقت و حرفه‌ای تنظیم شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل آزادی و عدالت در اندیشه امام خمینی(ره) را دانلود کنید و ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل آزادی و عدالت در اندیشه امام خمینی(ره) :

پیشگفتار

در نگاه نخستین به مفاهیم آزادی و عدالت، ارتباط و هماهنگی خاصی میان این دو مفهوم نمی یابیم و آنچه را از این دو مفهوم دریافت می کنیم دو گانگی و تا حدی بیگانگی است.

لیکن پس از بررسی این دو حقیقت و دریافت واقعیت آنها، هیچ گونه بیگانگی را در این دو مفهوم درک نمی کنیم و درمی یابیم که وابستگی میان آنها به اندازه ای است که هر کدام با نبود دیگری، تحقق نیافته و به وجود نمی آید; آزادی از عدالت سرچشمه می گیرد و عدالت در پناه آزادی اجرا می گردد و در نتیجه، پیدایش یکی از آنها بدون دیگری امکان ندارد. تلاش ما در این مقاله، روشنگری حقیقت این دو مفهوم از دیدگاه امام خمینی قدس سره و بیان ارتباط و وابستگی میان آنها در اندیشه والای بزرگترین مجری عدالت و سخت کوشترین آزادی خواه و آزادی بخش معاصر بنیانگذار جمهوری اسلامی امام راحل قدس سره است که در گفتار و کردار خود، این دو مفهوم را روشن کرده و با تلاشی همه جانبه، خواهان اجرا و پیاده ساختن آنها در جامعه اسلامی بود و روشن است که سخن ما، در روشنگری مفهوم سیاسی آزادی و عدالت است، نه مفهوم کلامی و فلسفی و دیگر مفاهیم آنها.

مفهوم آزادی

آزادی از مفاهیم بسیار روشنی است که هر کس آن را می شناسد و نیازی به مراجعه به کتابهای لغت و آوردن شواهد و نمونه ها از نثر و شعر و محاورات مردم و اهل سخن ندارد.

اگر به کتاب لغت مراجعه کنی، همان را می بینی که از مردم کوچه و بازار می شنوی و همگان در پرسش از این مفهوم، پاسخ می گویند: آزادی به معنای رهایی، در قید و بند نبودن و با اراده و اختیار خود کارها را انجام دادن است و بر همین اساس، زمانی که از امام خمینی درخواست می شود معنای آزادی را بیان کنند، در پاسخ چنین می گویند:

«آزادی یک مساله ای نیست که تعریف داشته باشد، مردم عقیده شان آزاد است. کسی الزامشان نمی کند که شما باید حتما این عقیده را داشته باشید. کسی الزام به شما نمی کند که حتما باید این راه را بروید. کسی الزام به شما نمی کند که باید این را انتخاب کنید. کسی الزامتان نمی کند که در کجا مسکن داشته باشید یا در آنجا چه شغلی داشته باشید. آزادی یک چیز واضحی است ». (۱)

در این سخن، امام به جای پرداختن به تعریف مفهوم آزادی، به برخی از مصادیق آن اشاره می کند; زیرا مفهوم آن نیاز به بیان ندارد و بر همگان روشن است و از بدیهیات است. آنچه مهم است، پیاده کردن این مفهوم در عینیت خارجی و بیان پیش نیازها و شروط آن و چگونگی و همین طور شکل گیری آن در زمانها و مکانها و دیگر نیازمندی های آزادی است که باید مطرح شود.

آزادی از مفاهیمی است که برای شناخت آن، در آغاز، باید مفهوم مقابل آن را درک کرد تا بتوان گستره این مفهوم را دریافت نمود. زمانی که می گوییم آزادی، اگر هیچ کدام از مفاهیمی که در برابر آن قرار گرفته اند را درک نکنیم، نمی توانیم حقیقت و گستره این مفهوم را نیز دریافت کنیم. در آغاز باید مقید بودن به یک قیدی را در نظر بگیریم، سپس حدود و مرزهای آن قید را مشخص نماییم، آنگاه رهایی از آن قید را تصور نماییم و نام آزادی را بر آن قرار بدهیم، مقید بودن به سکونت در یک محل، خلاف آزادی است و رهایی از این قید، آزادی نسبی است که در برابر آن قرار گرفته است. محدود بودن در گفتار و یا در کردار و یا در اندیشه، خلاف آزادی است و رها بودن از محدودیتها، آزادی است.

و بر همین اساس است که عنوان آزادی در هر جایی به کار برده شود، نمی توان آن را به معنای رهایی از هر قید و بندی تلقی کرد; بلکه باید گفت که این کلمه در برابر چه قید و بندی منظور شده است. اگر در کلام خدا و یا در سخن پیامبر خدا و یا یکی از امامان معصوم علیهم السلام و یا یکی از بزرگان و اندیشمندان دینی و غیر دینی، این واژه آمده باشد، نمی توان آن را به معنای رها بودن از هر قید و بند و تکلیف و عادت و رسم استفاده کرد و مفهوم مطلق آن را به کار گرفت. این سخن نه تنها در مورد خداپرستان و اهل ادیان صادق است; بلکه در مورد اندیشمندانی که عقیده به خدا و دین ندارند نیز چنین است و هیچ اندیشمندی هر چند خداپرست نباشد و دینی را در زندگانی خود انتخاب نکرده باشد، آزادی را رهایی مطلق و بی بندوباری بی حد و مرز ندانسته و گستره مفهوم آزادی را هر چند وسیع تلقی کند، در آخر برای آن حد و مرزی هر چند کم و کوتاه در برخوردها، رفتارها، پوشیدن لباس و دیگر نیازها قرارداده است و در هیچ زمانی و هیچ ملتی آزادی مطلق و بی بندوباری از هر حد و مرزی اراده نشده است. هیچ آزادیخواهی از آغاز آفرینش تا امروز پیدا نشده است که بگوید انسان از حیوانات دیگر پست تر است و به هیچ گونه عادت و رسمی برای زندگانی نیاز ندارد و می تواند در رهایی بی حد و مرزی زندگی کند.

پس در هر موردی که واژه آزادی به کار گرفته شده است، باید گفت که این واژه در برابر چه مفهوم مخالفی از آزادی به کار گرفته شده است و رهایی از کدام قید مقصود بوده است.

آزادی سیاسی در اسلام

از دیدگاه اسلام، انسان آزاد است، آزاد آفریده شده و آزاد زندگی می کند و از بهترین و بالاترین نوع آزادی برخوردار است، لیکن آزادی به شکل درست و معقول آن و در حد و مرز قانون. قانون برای تامین آزادی تمام افراد جامعه آمده است نه برای محدود ساختن و در تنگنا قرار دادن و گرفتن آزادی.

اگر قانون نباشد، جامعه از آزادی محروم خواهد شد; زیرا اگر خواستها و خواهشها در افراد بدون مرز به کار گرفته شود، همه ناکام خواهند ماند و آرزوها در نزاع و کشمکش از میان می روند و یا زورمند، ضعیف را پامال کرده و حق زندگانی را از او می گیرد و گاهی همه افراد نابود خواهند شد. رانندگی در جاده های یک کشور برای رانندگان آزاد است و راننده حق رانندگی آزاد را در جاده ها دارد; لیکن این آزادی با قوانین راهنمایی و رانندگی مرز بندی می شود.

قانون رانندگی سرعتها را کنترل می کند، حرکت ها را منظم می کند، حق تقدمها را روشن می سازد و در نتیجه، رانندگی سالم و آزادی را در اختیار رانندگان قرار می دهد. قوانین اسلام برای کنترل خواهشها و تنظیم خواستها آمده است تا هر انسانی در سایه قانون از حق آزادی بهره مند گردد. آزاد اندیشه کند; آزاد، زندگی کند; آزاد، نیازهای خود را به کار گیرد و از هر قید و بندی رها بوده و تنها در سایه قانون قرار گیرد.

امام خمینی در موضوع آزادی در اسلام چنین می گوید:

«شما اگر چنانچه به احکام اسلام اعتقاد دارید، این احکام اسلام است. اسلام، انسان را آزاد قرار داده است. انسان را مسلط بر خودش و بر مالش و بر جانش و بر نوامیسش ساخته است و می گوید; هر انسانی در مسکن آزاد است، در مشروب و ماکول، آنچه خلاف قوانین الهیه نباشد، آزاد است. در مشی آزاد است. [این] حکم اسلام است [که] اگر کسی به منزل کسی حمله برد، برای آن کسی که مورد حمله واقع شده است، کشتن حمله کننده جایز است. [آیا] اسلام که این قدر با آزادیها موافق است، ارتجاع سیاه است؟…

اگر اسلام را که همه ما تابع او هستیم قبول دارید و اسلام سرمنشا همه آزادیها و همه آزادگیها، همه بزرگیها و همه استقلالهاست ; اگر اسلام را قبول دارید، این احکام اسلام است. کجایش ارتجاع است؟.» (۲)

و هم ایشان در موضوع محدود بودن آزادی در قانون چنین می گوید:

«آقایانی که اسم از آزادی می آورند; چه آقایانی که در داخل مطبوعات هستند و چه قشرهای دیگری [که] فریادی از آزادی می زنند، اینها آزادی را درست بیان نمی کنند ویا نمی دانند در هر مملکتی، آزادی در حدود قانون است. مردم آزاد نیستند که قانون را بشکنند و معنای آزادی این نیست که هر کس بر خلاف قانون اساسی یک ملت بر خلاف قوانین ملت هر چه دلش می خواهد بگوید.» (۳)

پس آزادی در اسلام تنها به قانون خدا محدود شده است و جز قانون خدا برای آن، حد و مرزی نیست. زمانی که می گوییم آزادی اسلامی ; یعنی رهایی از تمام قیدها و بندها جز قانون خدا، رهایی از بردگی در برابر زورمندان، رهایی از وابستگیهای مادی، رهایی از شهوت و خواست نفس، رهایی از ستم پذیری و چاپلوسی، رهایی از اندیشه، رهایی از عقیده، رهایی از انتخاب در سایه قانون خدا و حکم اسلام که تنظیم کننده تمام این رهاییها و آزادیها است.

اما رهایی از همه چیز حتی قانون خدا، آزادی سالم نیست ; بلکه حقیقت و واقعیت آن آزادی نیست ; خدا خواسته که انسان از این قید و بندها رها باشد و سروری و سیادت و عزت را افتخار و سربلندی و کرامت داشته باشد; چنانچه می فرماید: «و لقد کرمنا بنی آدم و حملناهم فی البر و البحر و رزقناهم من الطیبات.» (۴) «به تحقیق فرزندان آدم را گرامی داشتیم و به آنها کرامت بخشیدیم و در خشکی و دریا وسیله سواری برای آنها قرار دادیم و روزی آنها را از نعمتهای پاکیزه و گوارا قرار دادیم.»

انسان آزاده و با کرامت، آزادی را به معنای بی بند و باری و رهایی از قانون خدا نمی داند و آن را به معنای پیروی از خواست و خواهش نفس قرار نمی دهد ; بلکه آزادی را در حد قانون خدا محدود می داند.

امام خمینی قدس سره در معنای صحیح آزادی چنین می گوید:

«حالا که من آزادم که هر کاری می خواهم بکنم، آزادم که هر که را می خواهم اذیت بکنم، آزادم که هر چه می خواهم بکنم ولو به ضد اسلام باشد، ولو به ضد منافع مملکت باشد; [آیا] این آزادی است؟[آیا] این را ما می خواستیم؟ ما آزادی می خواستیم در پناه اسلام، ما می خواستیم… اسلام هم آزادی دارد; اما آزادی بی بندوباری نه، آزادی غربی ما نمی خواهیم، بی بندوباری است او.» (۵) و در موضوع آزادی غلط در غرب، چنین می گوید:

«باید همه بدانیم که آزادی به شکل غربی که آن موجب تباهی جوانان و دختران و پسران می شود، از نظر اسلام و عقل محکوم است و تبلیغات و مقالات و سخنرانیها و کتب و مجلات برخلاف اسلام و عفت عمومی و مصالح کشور حرام است. و برهمه ما و مسلمانان، جلوگیری از آنها واجب است و از آزادی مخرب باید جلوگیری شود.» (۶)

مفهوم عدالت

راغب اصفهانی در مفردات، عدل و عدالت را به معنای مساوات قرار داده و گفته است:

«عدل، تقسیم کردن به طور مساوی است و بر این اساس، روایت شده است که آسمان و زمین بر پایه عدالت برقرار شده است، برای آگاهی دادن به اینکه اگر یک رکن از چهار رکن جهان بر دیگری بیشتر و یا کمتر باشد، بر مقتضای حکمت جهان با نظم نخواهدبود.» (۷)

ابن منظور در لسان العرب نیز عدل را به معنای تساوی میان دو چیز معنا کرده است. (۸)

شیخ طوسی در معنای آن چنین می گوید: «العداله فی اللغه ان یکون الانسان متعادل الاحوال متساویا.» (۹)

عدالت در لغت، به معنای این است که انسان احوال متعادل و متساوی داشته باشد و علامه طباطبایی آن را چنین معنا کرده است: «هی اعطاء کل ذی حق من القوی حقه و وضعه فی موضعه الذی ینبغی له.» (۱۰)

عدالت، این است که هر صاحب حقی از نیروها را به حقش برسانی و آن را در جایگاه مناسب خویش قرار دهی و این معنا، با معنای لغوی عدالت که تساوی است، منافات ندارد; زیرا مقصود از تساوی، تقسیم به طور متساوی نیست که به هر یک مقداری مخصوص برسد و همه به یک اندازه بهره مند شوند; بلکه مقصود، رعایت تناسب و اعتدال است ; یعنی هر چیزی را مناسب با وضع خود رعایت کردن و به طور شایسته به کار گرفتن.

از ارسطو نیز برای عدالت همین معنا نقل شده است:

«عدالت، به معنای خاص کلمه، برابر داشتن اشخاص و اشیاء است. هدف عدالت همیشه تامین تساوی ریاضی نیست، مهم این است که میان سود و زیان و تکالیف و حقوق اشخاص، تناسب و اعتدال رعایت شود. پس در تعریف عدالت می توان گفت ; فضیلتی است که به موجب آن، باید به هر کس آنچه را که حق اوست، داد.» (۱۱)

از پیشوایان راستین و امامان دین نیز عدالت به همین معنا نقل شده است:

امام هفتم موسی ابن جعفر علیه السلام فرمود:

«خداوند هیچ گونه مالی را رها نکرده ; بلکه آن را قسمت کرده و حق هر صاحب حقی را به او داده است. اگر عدالت در میان مردم برقرار شود، خواص و عوام، فقرا و مساکین و همه قشرهای مردم، بی نیاز خواهند شد.» (۱۲)

ارتباط آزادی با عدالت

آزادی فردی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، قضایی، جزایی و آزادی در تمام انواع و بخشها از عدالت سرچشمه می گیرد. عدالت است که فرد را آزاد ساخته و به افراد اجتماع در روابط و مناسباتی که با هم دارند، آزادی داده و نیز عدالت است که در سیاست ،اقتصاد، قضا، اندیشه و دیگر کارها به انسان آزادی بخشیده است. در طول تاریخ ، هرگاه انسانها از آزادی محروم شده اند، از بی عدالتی بوده است. به زندان رفتن آزادیخواهان و آواره شدن آنها از وطن و کشته شدن مردان خدا از امامان معصوم علیهم السلام تا افراد عادی، همه از بی عدالتی حاکمان و زمامداران خودسر بوده است.

خداوند عادل است و از عدالت خود، انسان را آزاد آفریده و به انسان آزادی داده و اراده و اختیار را در نهاد او قرار داده است.

از عدالت خدا است که نظام آفرینش منظم شده و هر پدیده ای در آفرینش خدا در جای مناسب خود قرار گرفته و بر این اساس از هماهنگی و یگانگی و نظمی که در پدیده های جهان است، عدالت خدا به اثبات می رسد و یگانه بودن او ثابت می گردد.

عدالت در خدا، نظام تشریعی را در قالب یک قانون و قاعده در آورده است و آن، پیروی احکام شرع از مصالح و مفاسد واقعی در اشیاء جهان است. مجاز بودن هر کاری باید هماهنگ با وجود مصلحتی باشد که در آن است و ممنوع بودن هر کار، باید هماهنگ با وجود مفسده ای باشد که در آن کار است.

عدالت خداوند، برای هر فردی حقی را آفریده است و این حق، گاهی مساوات و برابری با دیگران را می طلبد و گاهی تفاوت را ; تساوی همگان در برابر قانون و اجرای آن و تفاوت در برابر متفاوت بودن افراد در کوشش و تلاش برای نزدیک شدن به کمال و رحمت خدا.

پیاده کردن عدالت پیش از اجرای مسابقه و پس از پایان آن مثل هم نیست. عدالت می گوید آغاز مسابقه تمام افراد شرکت کننده در یک درجه هستند و همگان باید از امکانات موجود به طور مساوی استفاده کنند و لیکن پس از پایان مسابقه و روشن شدن تفاوت میان افراد در استعدادها و کوششها باید با هر فردی مطابق با درجه استعداد و کوشش او رفتار کرد و در تشویق و جایزه باید بین نفر اول با نفر دوم تفاوت قائل شد.

به کارگیری آزادی در مسابقه نیز هماهنگ با پیاده ساختن عدالت در آن است. زندگی برای انسانها نیز میدان مسابقه است. انسانهایی که به سر حد عقل و تمیز می رسند، به شرکت در این مسابقه دعوت شده اند و همگان از حقوق اولی و همگانی به طور متساوی برخوردار هستند و خداوند ابزار کار را به طور متساوی در اختیار آنها قرار داده و آنها را به تلاش و کوشش دعوت نموده است. این دعوت از طرف خدا به تعبیرهای گوناگونی در قرآن آمده است:

«و سارعوا الی مغفره من ربکم و جنه عرضها السموات والارض اعدت للمتقین.» (۱۳)

«شتاب کنید به سوی بخشش پروردگارتان و بهشتی که پهنای آن آسمانها و زمین است که برای پرهیزگاران آماده شده است.»

«واستبقوا الخیرات » (۱۴) «و پیشی گیرید بر یکدیگر در کارهای نیک »و پس از پایان مسابقه، تفاوت مردم در تلاش کردن به سوی هدف مسابقه روشن می شود و عدالت و آزادی در مسابقه می گوید; با افراد جامعه نباید با یک درجه نگاه کرد، و بر همین اساس گاهی از پیامبر صلی الله علیه و آله نقل شده که فرمود: «الناس سواء کاسنان المشط » (۱۵) «مردم با هم مساوی و برابرند مانند دندانه های یک شانه »و یا فرمود: «لافضل لعربی علی عجمی (۱۶) » «عرب هیچ گونه برتری بر عجم ندارد»و این، تساوی و برابری افراد انسان است در دعوت الهی و به کارگیری نعمتهای او و فرمانبری از دستورات او. لیکن قرآن می فرماید: «ام نجعل اللذین آمنوا و عملواالصالحات کالمفسدین فی الارض ام نجعل المتقین کالفجار» (۱۷)

«آیا کسانی را که ایمان آورده اند و کار شایسته انجام داده اند مانند کسانی قرار می دهیم که در زمین فساد می کنند و آیا پرهیزگاران را مانند گنه کاران قرار می دهیم.»

پس تساوی و برابری که در روایات آمده است، نسبت به قانون الهی و ابزار کار و حقوق همگانی است که خداوند آن را به طور متساوی به تمام افراد بشر عنایت فرموده است و به اصطلاح، تساوی و برابری پیش از اجرای مسابقه در ایمان و انجام کارهای شایسته است و تفاوتی که در آیه بیان شده است، نسبت به پایان مسابقه ایمان و عمل صالح است که برندگان در این مسابقه و تلاشگران در این میدان با کسانی که از کاروان عقب مانده و یا نخواسته اند تلاش کنند و یا در مسیر مخالف در حرکت بوده اند باید تفاوت داشته باشند.

این عدالت خداوند است که همه را از حقوق مساوی بهره مند می سازد و همه را به مسابقه در ایمان و عمل صالح دعوت می کند و در پایان که مردم در تلاش با هم تفاوت داشتند پاداشها نیز باید تفاوت داشته باشد.

امام خمینی قدس سره در پیوندی که عدالت و آزادی با یکدیگر دارند، چنین می گوید:

«باید جوانان روحانی و دانشگاهی قسمتی از وقت را صرف کنند در شناخت اصول اسلام که در راس آن توحید و عدل و شناخت انبیای بزرگ [و] پایه گزاران عدالت و آزادی است ; از ابراهیم خلیل تا رسول خاتم صلی الله علیه و آله » (۱۸)

و نیز می گوید:

«جمهوری اسلامی، عدل اسلامی را مستقر می کند و با عدل اسلامی همه و همه در آزادی و استقلال و رفاه خواهند بود.» (۱۹)

عدالت و آزادی در بزهکاران و تبهکاران

تبهکارانی که بر خود ستم کرده و یا به حقوق دیگران تجاوز می نمایند و حق حیات و آزادی را از دیگران سلب کرده و با قلم و قدم خود، مردم را به فساد و بد اندیشی سوق می دهند، نباید با آنها چون مردم پاک اندیش و پاک کردار برخورد شود و آزادی که برای پاکان وجود دارد، نباید برای ناپاکان هم باشد; زیرا پاکان با اندیشه پاک و نیک و کردار شایسته، خود را به کمال و سعادت می رسانند و دیگران را نیز با خود همراه ساخته و به هدف عالی، هدایت رهبری می کنند; لیکن بد اندیشان در اندیشه تباهی و فساد هستند و برای رسیدن به هدف زشت خود، از ارتکاب هر کار زشتی ابا ندارند. حقوق دیگران را پایمال کرده جان و مال و آبرو و ناموس دیگران را وسیله رسیدن به اهداف ناپاک خود قرار می دهند.

اجرای عدالت در اینگونه افراد حکم می کند که از آزادی در عمل محروم شوند و دست آنها در خرابکاری و فساد و تعدی به دیگران قطع شود. آزادی دادن به این گروه، خلاف عدالت است ; زیرا خلاف آزادی دیگران است. اینان با فساد و تباهی که دارند و با سلب حق دیگران، مردم را از آزادی محروم ساخته و اجازه کار و فعالیت به آنها نمی دهند.

پس رابطه دیگر عدالت و آزادی در اینجا روشن می شود و آن اینکه، آزادی دادن به گروه بزهکار و تبهکار و مفسد، خلاف اجرای عدالت و خلاف اجرای آزادی در جامعه است ; چرا که اگر این گروه با آزادی حقوق دیگران را پایمال کرده و به آزادی دیگران تجاوز می کنند و به این ترتیب، دیگران در اعمال حقوق خود آزاد نخواهند بود، آزادی از پیکره اجتماع رخت برمی بندد و از میان می رود; چنانچه عدالت نیز پایمال شده و از میان می رود.

امام خمینی قدس سره چنین می گوید:

«ما هر چه خواستیم این قشرهای فاسد را هدایت کنیم و هر چه مهلت دادیم که هدایت بشوند و به خود بیایند و به مصالح کشور نظر کنند، عکس آن را عمل کردند. هر چه به آنها آزادی دادیم که آزادی را برای ملت وسیله رشد قرار بدهند; آزادی قلم دادیم، آزادی بیان دادیم، اجتماعات و احزاب را آزاد گذاشتیم که اگر راست می گویند که برای ملت کار می کنند و دموکرات هستند و حکومت مردم بر مردم می خواهند، چرا نمی گذارند مردم سرنوشت خودشان را تعیین کنند چرا، با خرابکاریها می خواهند [که مردم] حکومت خودشان را تعیین نکنند… آنها می خواهند ما را غارت کنند و جوانهای ما بی تفاوت باشند. جوانهایی که در عشرتگاه هستند، بی تفاوتند. جوانهایی که مبتلا به مخدرات هستند، در امور کشور بی تفاوت هستند، جوانهایی که در مراکز فحشا بزرگ می شوند، نسبت به مصالح کشور بی توجهند و به مصالح کشور کار ندارند… ما می خواهیم مملکت را حفظ کنیم و حفظ مملکت به آن آزادی که شما می گویید، نیست. این آزادی مملکت را بر باد می دهد… شما می خواهید که ما آزاد بگذاریم تا جوانان ما فاسد بشوند و در پایان شما بهره ببرید.» (۲۰)

آزادی و عدالت

آزادی با عدالت پیوند شدید و ارتباط مستحکم دارد. تمام انواع گوناگون عدالت با آزادی ارتباط دارند این عدالت در چند شکل تجلی پیدا می کند. بدین قرار:

۱- عدالت اداری

اداره کردن اجتماع به گونه ای که اداره کننده بتواند صفات و ویژگیهای افراد اجتماع را در نظر بگیرد و با هر فردی هماهنگ با استعداد و تلاش و کوششی که در پیشرفت کار اجتماع دارد، برخورد نماید. در امکانات موجود و در خدمات عمومی و حقوق همگانی در میان افراد، به تساوی رفتار کند و در تفاوت کوششها و تلاشها در رفتارها تفاوت قایل شود; نظیر میدان مسابقه ای که پیش از اجرای مسابقه با افراد به طور یکسان رفتار می شود و پس از پایان آن، میان افراد به تفاوت کوشش آنها، تفاوت رعایت می گردد.

اداره جامعه باید به کسی سپرده شود که عدالت را بشناسد و بتواند آن را خوب اجرا کند، امام موسی بن جعفر علیه السلام فرمود: «لایعدل الا من یحسن العدل » (۲۱)

«عدالت را اجرا نتواند کرد، مگر کسی که آن را نیک بشناسد و نیک اجرا کند.»

اداره کننده جامعه اگر از مخالفان عدالت بترسد و یا در اجرای آن، ضعف نشان بدهد و یا نتواند آن را نیک شناسایی کند و نتواند با هر فردی همان طور که در خور و شایسته اوست، رفتار کند، نمی تواند عدالت را اجرا کند و کسی که عدالت را درست شناسایی نکرده باشد و از آن تصور درست و کاملی نداشته باشد، نمی تواند آن را اجرا کند و بر این اساس است که امیرالمؤمنین (ع) فرمود: «ایهاالناس لا خیر فی دین لا تفقه فیه » (۲۲)

«ای مردم در دینی که شناسایی و نیک شناسی نباشد، خیری نیست ».

در سایه عدالت اداری که حفظ حقوق افراد می شود، آزادی اندیشه، بیان، کردار و دیگر انواع آزادی نیز تامین می شود.

۲- عدالت جزایی

کیفرهای جزایی که در ملتها قانونی می شود، از عدالت سرچشمه می گیرد و اندیشمندان هر ملتی برای برقراری عدالت، قوانین کیفری وضع می کنند تا حقوق افراد جامعه پایمال نشده و تجاوزگران به کیفر کار زشت خود برسند و داد ستمدیده از ستمگر گرفته شود.

در اسلام پیش از وضع قوانین کیفری، رهنمودهایی در مورد ریشه یابی تباهی و جرم انجام شده و پیش از وقوع جرم، ریشه های آن شناسایی گشته است و مردم را از خطر و زشتی آنها آگاهی داده و از ارتکاب برحذر داشته است. به عنوان نمونه برای جلوگیری از سرقت، تصرف در مال دیگران را بدون رضایت آنان ممنوع ساخته و از نتایج سوئی که این کار دارد، از باطل بودن عبادات با مال حرام و مستجاب نشدن دعا با خوردن حرام و کیفرهایی که در جهان آخرت برای تصرف کننده در مال حرام است، به مردم هشدار داده است. برای جلوگیری از قتل و آدم کشی، خون مسلمان را محترم دانسته و کمترین آزار را نسبت به دیگران حرام کرده تا راه آدمکشی را با این وسیله مسدود نماید.

پس از وقوع جرم، انسان را از کار زشتی که کرده آگاه نموده و از مجرم می خواهد توبه کند و از کار زشت خود پشیمان شود و خسارتی را که بر خود و یا دیگران وارد کرده، جبران نماید. و با این فرمان، مجرم را هدایت کرده و از اجرای کیفر نسبت به او جلوگیری می کند; زیرا هر مجرمی توبه کند و به خدا برگردد و جبران خسارت وارده نماید، کیفری نسبت به او اجرا نمی گردد.

و اگر این گونه اندرزها و هشدارها مؤثر واقع نشد و جرم اتفاق افتاد و مجرم توبه نکرد، آنگاه انواع کیفرهایی که با جرمها هماهنگی و تناسب کامل دارد، به کار می گیرد و در مورد مجرم اجرا می کند. کیفری که مناسب جرمی است که مجرم انجام داده ; مثلا در آدم کشی عمدی، قصاص را قانونی کرده و فرمان داده است هر کس مسلمانی را بکشد، باید در برابر این جنایت کشته شود و در قرآن می فرماید که این کیفر، باعث حیات و زندگانی جامعه می گردد و برای ادامه حیات و زندگانی جامعه قاتل را باید کشت و قصاص نمود و «لکم فی القصاص حیات یا اولوالالباب لعلکم تتقون.» (۲۳)

و «در اجرای قصاص برای شما حیات و زندگانی هست ای صاحبان عقل شاید پرهیزگار شوید.»

قصاص هرچند ظاهری خشن دارد ; لیکن اگر با اندیشه به آن نگاه شود، روشن خواهد شد که تنها عاملی که می تواند جلوی کشتار افراد جامعه را بگیرد و حیات و زندگی را برای انسانها تضمین نماید، کشتن قاتل است.

مصلحت اندیشی برای جامعه در اینگونه کیفرها، بر مصلحت اندیشی فرد برتری پیدا کرده و صلاح جامعه نسبت به صلاح فرد جنایتکار، اهمیت بیشتری پیدا می کند، البته اگر بگوییم که فرد جنایتکار صلاح و مصلحت دارد و با انجام جنایت، آن را از دست نمی دهد.

بریدن دست دزد نیز از این قبیل کیفرهاست که برای حفظ اموال مردم از چپاول و غارت قانونی شده است و به همان نحو که قصاص از قاتل، سبب ادامه و استمرار حیات افراد جامعه است، بریدن دست دزد نیز سبب حفظ اموال مردم و حفظ ارزش حقوقی زحمتهای دیگران است. اگر این گونه کیفرها اعمال نشود، جامعه به سوی نابودی خواهد رفت و جان و مال مردم از میان می رود، عدالت پیاده نخواهد شد و آزادی برای افراد نیز از میان

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.