خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل آزادی عقیده و دستاویزی به نام ارتداد
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 59
فرمت فایل پاورپوینت
ارائهی فایل پاورپوینت کامل آزادی عقیده و دستاویزی به نام ارتداد – تجربهای خاص و متمایز!
پاورپوینتی حرفهای و متفاوت:
فایل فایل پاورپوینت کامل آزادی عقیده و دستاویزی به نام ارتداد شامل 71 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شدهاند.
ویژگیهای برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل آزادی عقیده و دستاویزی به نام ارتداد:
- طراحی خلاقانه و حرفهای: فایل فایل پاورپوینت کامل آزادی عقیده و دستاویزی به نام ارتداد به شما این امکان را میدهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیرهکننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
- سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل آزادی عقیده و دستاویزی به نام ارتداد به گونهای طراحی شدهاند که استفاده از آنها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
- آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل آزادی عقیده و دستاویزی به نام ارتداد با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.
کیفیت تضمینشده با دقت بالا:
فایل فایل پاورپوینت کامل آزادی عقیده و دستاویزی به نام ارتداد با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهمریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بینقص و حرفهای هستند.
نکته مهم:
هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخههای غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل آزادی عقیده و دستاویزی به نام ارتداد با دقت و حرفهای تنظیم شده است.
همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل آزادی عقیده و دستاویزی به نام ارتداد را دانلود کنید و ارائهای حرفهای و تأثیرگذار داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل آزادی عقیده و دستاویزی به نام ارتداد :
یکی از مباحث مهمّ مطبوعات و رسانه های معاصر، مسأله ی آزادی عقیده است. گروهی از نویسندگان، عقیده را در حدّ گزینش شغل، همسر، مسکن، لباس، و آرایش و عضویت در حزب قرار داده و می گویند: همان طور که انسان در انتخاب این امور حرّ و آزاد است، همچنین در انتخاب عقیده نیز آزاد می باشد.
آنان، برای تأیید گفتار خود، هیجدهمین مادّه ی اعلامیه ی جهانی حقوق بشر را پیش می کشند که می گوید:
«هر کس حق دارد که از آزادی فکر، وجدان و مذهب بهره مند شود. این حق متضمّن آزادی تغییر مذهب یا عقیده و هم چنین متضمّن آزادی اظهار عقیده و ایمان می باشد و نیز شامل تعلیمات مذهبی و اجرای مراسم دینی است. هر کس می تواند از این حقوق، منفرداً و مجتمعاً به طور خصوصی یا عمومی برخوردار باشد.»
از آنجا که بحث ما یک بحث علمی و حقوقی، و دور از مسایل جاری سیاسی است، از پرداختن به مسایل جانبی خودداری می کنیم; ولی از بازگویی نکته ای ناگزیریم و آن این که این مادّه، و مادّه های مشابه آن که در اعلامیه ی حقوق بشر آمده است، بر فرض صحّت، مرکبی بر روی کاغذ است، و پایه گذاران حقوق بشر، هرگز به این مادّه عمل نکرده، بلکه پیوسته در حدّ مصالح خود از آن استفاده ی ابزاری می کنند. در همین مهد آزادی دینی کشور فرانسه، همگان دیدیم و شنیدیم در مورد یک روسری بر سر چند دختربچه ی مسلمان چه جنجالی به پا کردند، و آنان را در مهد آزادی از آزادی در نحوه ی پوشش محروم و از مدرسه اخراج نمودند.
آیا آزادی به طور مطلق مقدس است؟
اصولاً باید دید آیا آزادی به طور مطلق امر مقدّسی است و هیچ نوع قید و بندی برای آن نیست؟ یا قداست آن با چارچوبی همراه است و در همان موارد یاد شده در اعلامیه حقوق بشر در هیچ نقطه ی دنیا آزادی مطلق وجود ندارد، مثلاً در مورد آزادی شغل، برای تجارت مواد مخدر، و سلاح و خرید و فروش کالاهای قاچاق و اموری که مصالح عمومی را تهدید می کند، آزادی وجود ندارد.
درباره ی آزادی مسکن، مسلماً هر شهروندی در کشور خود در گزینش محل سکونت آزاد است، ولی هرگز حق اسکان در دیگر کشورها، بدون مجوّز ندارد، و حتی در کشور خود در مراکز ممنوع مانند مناطق نظامی یا املاک ملّی نمی تواند سکنی گزیند.
شگفت اینجاست که آزادی عقیده، در حدّ آزادی در آرایش سر و صورت تنزّل داده شده در حالی که خوشبختی و بدبختی انسان در گرو اصل آرایش و نوع آن نیست.
بر فرض این که در این امور برای آزادی، حدّ و مرزی نباشد، ولی نباید مسأله ی عقیده را با این امور یکسان دانست و در هر دو مورد بر آزادی مطلق صحّه نهاد، زیرا رفتارهای فردی انسان نیز بر دو گروه است:
۱.کارهایی که مربوط به سلیقه و زندگی مادّی اوست. به طور مسلّم هر انسانی برای خود ذوق و سلیقه ای دارد مثلاً نوع معیّنی از لباس و آرایش و تحصیل و کار را می پسندد. در این صورت نباید مزاحم او شد، زیرا این نوع امور به هر نحوی صورت پذیرد در خوشبختی و بدبختی انسان مؤثّر نیست.
۲.کارهایی که با سعادت و خوشبختی او ارتباط دارد و جز یک راه معیّن، دیگر راه ها مایه ی بدبختی او است. آزادی مطلق در این قسمت خردمندانه نیست و نمی توان دست افراد جاهل و نادان را در این قسمت بازگذارد; مثلاً در مسایلی مانند اعتیاد به مواد مخدّر از هروئین و ال.اس.دی و شراب که از سعادت بشر جلوگیری می کنند; آزادی در عقیده و عمل مایه بدبختی است و نباید انسان را به حال خود رها ساخت و لذا در جامعه ای که میکرب «وبا» پیدا شود مجبور ساختن افراد ناآگاه از خطر بیماری های مهلک به واکسینه شدن، نه تنها بد نیست، بلکه یک عمل زیبا و صددرصد انسانی است و در جهان هیچ مأمور بهداشتی را به خاطر چنین عملی متجاوز به حریم آزادی افراد، نمی شناسند.
امروزه نیز بیماری «سارس» که در شرق آسیا پدید آمده و بیماری مهلک و مسری اعلام شده، تمام کشورهای جهان، را به وحشت انداخته و لذا برای جلوگیری از سرایت این بیماری هر نوع مسافرت به نقاطی که این بیماری در آنجا شایع است ممنوع گردیده، و مسافران آن مناطق را بالاجبار راهی قرنطینه می کنند، تا از گسترش این بیماری جلوگیری کنند.
عقیده مایه سعادت است، نه یک مسلک
اکنون باید دید عقیده چیست؟ اگر مقصود از عقیده مسلکی است که ارتباطی با خدا و جهان فراتر ندارد، و در زندگی دنیوی و اخروی انسان هیچ نوع تأثیری نمی گذارد، آزادی چنین مسلکی بلامانع است و اصولاً نباید نام آن را عقیده نهاد، بلکه باید آن را مسلک خواند، ولی بحث در عقیده ای است که سعادت انسان در دو جهان به آن بستگی دارد. و فرض این است که فقط یک عقیده می تواند سعادت آفرین و کارساز باشد. در این مورد، چگونه می شود بر آزادی عقیده صحّه نهاد در حالی که همه ی افراد در اتخاذ عقیده ی صحیح، شرایط لازم را ندارند و از طرفی تبلیغات زهرآگین بر ضدّ حق و حقیقت فراوان است. آیا در چنین شرایطی بگوییم بشر در انتخاب عقیده آزاد است و نمی توان فردی را به خاطر عقیده اش نکوهش کرد؟
فرض کنید گروهی در فکر احیای نازیسم، نژادپرستی، یا تبعیض نژادی در جامعه باشند، و به این اصل، اعتقاد راسخ دارند، آیا نویسندگان اعلامیه ی حقوق بشر بر چنین عقیده ای نیز صحّه می گذارند در حالی که عقیده در درون انسان پنهان نمی ماند، و در رفتار اثر می گذارد، و حرکت هایی بر ضدّ مصالح عمومی پشت سر می آورد.
تروریسم نیز برای خود مکتبی است. این گروه که مردم بی گناه را به خاک و خون می کشند نیز خواهان آزادی هستند. آیا می توان چنین عقایدی را نیز آزاد گذاشت؟
گاهی تصوّر می شود هر نوع عقیده ای گرچه خطرناک باشد; آزاد است مادامی که صاحب آن دست به اقدام عملی نزند و شورش نکند. ولی این نوع تبعیض در تصحیح آزادی، خیالی بیش نیست، عقیده هیچگاه بیواکنش نبوده و اثر خود را در شرایط خاصی نشان می دهد.
گروه های گانگستر و جانیان بالفطره و مافیایی که بر اثر یک رشته آموزش های حرفه ای به صورت عنصرخطرناکی درمی آیند،آیا این گونه آزادی عقیده، برای آنها نیز معتبر است؟
از این بیان نتیجه می گیریم که آزادی یکی از مواهب الهی است، و بشر به صورت فطری، به آن گرایش دارد، و هر نوع قید و بند را برخلاف آفرینش خود می اندیشد، ولی آزادی مطلق، مقدّس نیست، باید در حدّ سعادت فرد و جامعه محدود شود، و اگر با این دو، در تزاحم شد، عقل و خردهای بزرگ، این نوع آزادی را مقدّس نمی شمارند.
فرض کنید ملّتی، نظامی را پدید آورده و در سایه یک قانون اساسی که اکثریت ملّت بر آن صحّه نهاده، مشغول خدمت به کشور و ملت می باشند، ولی گروهی در دل این جامعه روی عقاید خاصّی، با نظام مخالفند و پیوسته علیه نظام تبلیغ لفظی و قلمی می کنند; آیا نظام های جهان که طرفدار اعلامیه ی حقوق بشرند، این نوع گروه ها و اجتماعات را می پذیرند و به آنها اجازه می دهند تا مرز براندازی پیش بروند؟
سخن گفتن درباره ی آزادی بسیار آسان و شیوا و جذّاب است، ولی پیاده کردن آن، بسیار مشکل و با محدودیّت های فراوان همراه می باشد. محدودیّت هایی که عقل و خرد آنها را تصویب کرده، و آزادی فراتر آن را نمی پذیرد.
دستاویزی به نام ارتداد
یکی از شبهات و پرسش ها درباره ی آزادی عقیده، مسأله ی ارتداد است. می گویند: مرتد کسی است که از عقیده ی اسلامی خود بازگردد یا دین دیگری را انتخاب کند، چنین فردی اگر از پدر یا مادر مسلمانی متولّد شده باشد، محکوم به اعدام است، و اگر پدر و مادر او مسلمان نباشند و خود او اسلام را برگزیند و سپس به آن پشت کرده باشد، محکوم به حبس می گردد.
در هر حال، امروز بیشتر روی این مسأله سخن می گویند و یادآور می شوند که اگر اسلام طرفدار آزادی است و شعار آن (لاإکراه فی الدین) است، چرا با مرتد چنین معامله ی خشنی را انجام می دهد؟
ما قبل از آن که به تبیین فلسفه ی حکم مرتد بپردازیم، نکاتی را یادآور می شویم:
۱.شکی نیست که در آیین اسلام، آزادی های فردی و اجتماعی بیش از آن است که در این برگ بازگو شود. مطالعه ی یک دوره فقه نمایانگر آزادی های فزون از حدّ انسان در زندگی است، البته مشروط به آن که به سعادت او لطمه ای وارد نکند یا حقوق دیگران را پایمال نسازد.
۲.عقیده و مذهب چیزی نیست که با زور و فشار پدید آید، زیرا باید بین تسلیم ظاهری و تسلیم باطنی فرق نهاد. تسلیم ظاهری با جبر و زور صورت می پذیرد و دشمن خونی در مقابل دشمن خود، سر فرود می آورد، ولی دین، تسلیم قلبی است، و تسلیم قلبی برای خود مبادی و مقدّماتی دارد. تا آن مبادی فراهم نشود، تسلیم باطنی تحقق نمی پذیرد. حتی شما با دادن میلیاردها دلار به یک فرد، نمی توانید از او بخواهید که در دل شب معتقد شود که اکنون روز روشن است و بالعکس. و آیه ی مبارکه ی (لاإکراه فی الدین)[۱] ناظر به همین است. یعنی دین، اکراه پذیر نیست، و باید از طریق تبلیغ و ترویج و روشنگری مردم را به آیین حق دعوت کرد تا با آگاهی کامل به آن دل ببندند.
۳.تفتیش عقـاید در اسلام ممنـوع اسـت، و لذا هر فردی شهادتین را بـر زبان جاری کند، جزیی از جامعـه ی اسـلامی می گردد. دیگـر در ایـن فکـر نباید بود کـه او حقیقتـاً نیـز بـه اسلام روی آورده است یا نه؟
۴.ابزار مهم برای پیشرفت اسلام، کتاب آسمانی و گفتارهای پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم)و دیگر پیشوایان بود، و در جهان امروز نقاط عظیمی در پوشش آیین اسلام قرار گرفته که هرگز پای سربازان اسلام به آنجا نرسیده است. کشورهای شرق آسیا و اندونزی با آن عظمت، بر اثر تبلیغ بازرگانان مسلمان، به آیین اسلام گرویده اند.
امروز وجود میلیون ها مسلمان در آمریکا نتیجه ی تبلیغ مردی به نام «فرات» است که در سال ۱۹۲۹ از یکی از کشورهای عربی به آن سرزمین سفر کرده و با منطق گرم مردم را به آیین اسلام دعوت کرده است. و شعار او آیه ای بود که اکنون یادآور می شویم:(ادْعُ إلَی سَبِیلِ رَبَّکَ بِالْحِکْمَهِ وَالْمَوْعِظَهِ الْحَسَنَهِ وَجَادِلْهُمْ بِالتی هِی أَحْسَنُ إنَّ رَبَّکَ هُوَ أعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبِیلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِینَ).[۲] «با حکمت و اندرز نیکو به سوی پروردگارت دعوت کن و با آنان به نیکوترین شیوه مناظره کن، پروردگار تو از هر کسی بهتر می داند که چه کسانی از راه او منحرف شده اند و چه کسانی هدایت یافته اند».
۵.در طول تاریخ اسلام، هرگز دادگاه هایی شبیه دادگاه های انگیزیسیون وجود نداشته است، و آیه پیشین روشن ترین گواه بر گفتار ماست.
با توجه به این اصول، اگر با «مرتد» با شدت عمل برخورد شده، جهتی دارد که یادآور می شویم:
هر نظامی با عوامل براندازی خود، با شدّت عمل برخورد می کند، خواه جامعه های باز و نظام های آزادیخواه باشند، و خواه جامعه های بسته و نظام های استبدادی.
هرگاه نظامی روی اصول غیر دینی تأسیس شود، و اکثریت مردم، آن را بپذیرند، هر نوع عملی که سبب فروپاشی نظام و براندازی آن بشود به شدّت با آن مقابله می شود و این مسأله ای نیست که بر کسی پنهان باشد.
تفاوتی که هست این که نظام های غیرالهی براساس اصول مادّی تنظیم می شوند، و «سکولاریسم» یکی از اصول مهم عقیدتی نظام است، د
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
