اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله جنتی ۱۷/۱/ ۱۳۸۰
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 58
فرمت فایل پاورپوینت
با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله جنتی ۱۷/۱/ ۱۳۸۰، ارائهای متفاوت و تأثیرگذار بسازید
دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله جنتی ۱۷/۱/ ۱۳۸۰ شامل 120 اسلاید حرفهای و طراحیشده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی بهخوبی معرفی خواهد کرد.
دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله جنتی ۱۷/۱/ ۱۳۸۰:
- ظاهر حرفهای و چشمنواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
- کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله جنتی ۱۷/۱/ ۱۳۸۰ را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
- کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.
عملکرد بینقص: اسلایدها بهگونهای طراحی شدهاند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.
یادآوری: در صورت استفاده از نسخههای غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله جنتی ۱۷/۱/ ۱۳۸۰ توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله جنتی ۱۷/۱/ ۱۳۸۰ :
خطبه اول
بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین فاطر السموات و الارضین و باعث الانبیاء و المرسلین و الصلاه و السلام علی خاتم النبیین و شفیع المذنبین و رحمه للعالمین ابی القاسم محمد و اهل بیته الطیبین الطاهرین المعصومین
اللهم کن لولیک الحجه بن الحسن صلواتک علیه و علی آبائه فی هذه الساعه و فی کل ساعه ولیا و حافظا و قائدا و ناصرا و دلیلا و عینا حتی تسکنه ارضک طوعا و تمتعه فیها طویلا .
اوصیکم عباد الله و نفسی بتقوی الله.
برادران و خواهران عزیز شما را و خودم را به تقوی توصیه می کنم ترس از خدا و پرهیز از گناه و از هر عملی و گفتاری و رفتاری که موجب نارضایی و غضب خداوند متعال باشد که بدترین چیز برای یک انسان این است که مورد غضب خدا قرار بگیرد و کیست که طاقت غضب خدا را داشته باشد طاقت غضب یک انسان مقتدر را نداریم غضب خدا را آسمان و زمین طاقت تحملش را ندارند «لو انزلنا هذا القرآن علی جبل لرایته خاشعا متصدعا من خشیه الله» وقتی کوهها اگر آیات عذاب برایش نازل بشود متلاشی می شود گاهی به ما و گاهی به قلبهای سخت و سنگین ما که این آیات را درست آنچنانچه باید نمی خوانیم و آنچنانچه که باید به کار نمی گذاریم خدایا بحق آل محمد و بحق امام المتقین علی علیه السلام به ما تقوی عنایت بفرما.
السلام علیک یا ابا عبدالله و علی الارواح التی حلت بفنائک علیکم منا جمیعا سلام الله ابدا ما بقینا و بقی اللیل و النار السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین.
حادثه ی کربلا حادثه ی بی نظیری است در تاریخ بشریت و در هیچ قومی و هیچ ملتی و هیچ قرنی حادثه ای با این خصوصیات وجود نداشته و نخواهد داشت از جهات مختلف بحمد لله در این مملکت حسینی هم ما افتخار داریم و مباهات می کنیم که مردم ما به حسین و اهل بیت پیامبر عزیز و غدیر و عاشورا احترام می گذارند و حتی امسال که عاشورا و محرم با ایام نوروز مقارن شده بود و با این که بهر حال این سنت قدیمی است در این مملکت و مردم ما ایام نوروز را عید می گیرند ولی محرم نوروز را تحت الشعاع قرار داد و مردم ما احترام کردند به اباعبدالله علیه السلام و این نشان عمق ایمان مردم و محبتشان به اهل بیت علیهم السلام است و همین مایه ی نجات است و ای برادر و ای خواهر عزیز امیدوار باشید با همین حرمتهایی که نگه می دارید از آل پیغمبر خدا ما را نجات بدهد و بیشتر عمل بکنیم تا لیاقت شفاعت را داشته باشید و این محبت اثر خودش را بتواند بگذارد.
درباره ی حادثه ی کربلا صحبت خیلی شده هرچی هم بشود کم است و شما هم بسیاری از مطالب را شنیده اید و من هم به سهم خودم به چند جمله ای عرض می کنم و پیشاپیش از شما عزیزان معذرت می خواهم اگر امروز اتفاقا یک قدری خطبه های من طولانی تر شد خوب هم از جهت این که هوا ملایم است من نگران سرما و گرما نیستم و همین این که خوب شما که آمادگی دارید برای شنیدن مسائل راجع به اهل بیت علیهم السلام و مسائل روز در نماز جمعه اگر که یک نگاه اجمالی و فهرست وار بکنیم که چطور این قضیه اتفاق افتاد هیچ عقلی باور نمی کرد که کار به اینجا بکشد و شاید اگر کسانی تاریخ اسلام را بخوانند خیلی برایشان باورناکردنی باشد که همچین اتفاقی بیفتد که مردمی که مسلمانند معتقدند به اسلام به حسب ظاهر تکبیر می گویند شهادتین می گویند نماز می خواند حج بجا می آورند نام پیامبر بزرگ را به نبوت و رسالت می برند و مملکتشان و کشورشان اسلامی است یک مرتبه پس از گذشتن ۵۰ سال از رحلت پیامبرشان بچه ی این پیغمبر را بچه های این پیغمبر را به این صورت فجیع بکشند و اسیر کنند و سرشان را بالای نیزه کنند و شهر به شهر بگردانند این واقعا یک چیزی است که باورکردنی نیست ولی خوب این واقع شد این قضیه من به صورت فهرست باید عرض بکنم یک عوامل مختلفی بود یک قسمت عوامل ریشه ای است و اساسی و اصولی و یک قسمت هم شاخه های فرعی عوامل اصلی از بت شکنی علی علیه السلام و بت شکنی پیغمبر شروع می شود و شاید قبل از آن قضیه مسئله ی اختلاف بنی امیه و بنی هاشم که بالاخره دو قبیله ای بودن که بر سر سیادت و بر سر بزرگی حاکمیت بر مدینه هم رقابتهایی داشتند و بنی امیه واقعا چشم دید بنی هاشم نداشتند و همیشه تشنه به خون بنی هاشم بودند بعد هم نبوت آمد در این خانواده و اینها دیدند که یک پیغمبری در اینها مبعوث شده و این پیغمبر اگر دین گسترش پیدا بکند و پیروانش زیاد بشوند دیگر آنها جای پایی نخواهند داشت و یک عظمت فوق العاده ایست نصیب آنها شده روی حسابهای مادیشان بر خودشان لازم می دانستند که این چراغ را به هر قیمتی هست خاموش کنند بنابراین شاید این عامل اصلی یعنی از نظر رتبه از نظر تاریخی عامل اول همان دشمنیهای بنی امیه و بنی هاشم بود که اثر خودش را گذاشت و تا آخر ادامه پیدا کرد دوم مسئله ی بت شکستن بود علی علیه السلام بر دوش پیامبر بزرگ اسلام بالا رفت و در خانه ی کعبه خانه ی توحید و خانه ی ابراهیم بت ها را به دست توانای قدرتمند خودش شکست این یک چیزی نبود که بر آنها قابل تحمل باشد اگر کارد به بدنشان می زدند برایشان راحت بود تا ببینند با چشم خودشان یک جوانی به نام علی بر دوش پیامبر بالا رفته و با تبر دارد این بتها را می شکند و می ریزد روی زمین بتهایی که اینها به خدایی از آن یاد می کردند و در جنگ بدر هم در آن جنگی که پیدا شد پس از چند سال از طلوع اسلام باز اینها شعار بت می دانند شعار اعلو هبل می دادند اینجوری بود حالا اینها بیایند ببینند اینطوری علی علیه السلام دارد می شکند در فتح مکه خوب این هم برایشان قابل تحمل نبود و واقعا یک عقده ی بزرگی در دل اینها از پیامبر و از علی علیه السلام بخصوص بوجود آورد مسئله ی دیگر بعد از اینها مسئله ای بود که در سقیفه رخ داد خوب اینها منتظر فرصت بودند اجمالا که در اولین فرصت ضربه ی خودشان را بزنند و انتقام خودشان را بگیرند و این روح انتقام جویی در آنها خیلی قوی بود وقتی که با جنگ نتوانستند کاری بکنند وقتی که همه ی توطئه هایشان نابود شده از بین رفت و ناچار تسلیم شدند این عقده در دل اینها ماند و منتظر فرصت بودند در زمان پیامبر اسلامی فرصت برایشان بدست نیامد و این بعد از پیامبر عزیز این فرصت پیدا شد خوب حالا علی بن ابی طالب است اگر با آن مقام به آن سوابق با آن شهامتها و شجاعتها با آن عبادت با آن فضائل و مناقبی که مردمی که در صحنه بودند و او را می شناختند می دیدند مثلا در میدانهای جنگ اگر این بیاید و قدرت اسلام را بدست بگیرد دیگر آنها بکلی باید از بین بروند سقوط همیشگی و مطلق خواهند کرد این فرصت را اینها مغتنم دانستند و اجازه ندادند علی علیه السلام در راس حکومت اسلامی قرار بگیرد این هم یک نقشه ی بسیار بزرگی درباره ی حادثه ی کربلا داشت و اگر غیر از این اتفاق افتاده بود کربلایی وجود نداشت و عاشورایی وجود نداشت و همانی که من در آن خطبه ی قبلی از ابوجعفر نقیب عالم مصری عرض کردم که آن می گفت که اگر پیامبر اسلام علی را بجای خودش نمی نشاند این بعد از خودش ذریه ی او علی علیه السلام و اولاد پیغمبر تارومار می شدند و همین اتفاق افتاد این هم یک مسئله که باز نقش اساسی داشت یکی از بزنگاهها اینجا بود که اگر اتفاق نیفتاده بود اینجور نمی شد یکی دیگر مسئله ی جنگ صفین بود و مسئله ی بالا بردن قرآن بالای نیزه ها توطئه ی عمروعاص باز این هم یکی از این بزنگاهها بود اگر این کار نشده بود و اگر علی علیه السلام چند ساعت دیگر فرصت پیدا کرده بود و معاویه را کشته بود و دستگیر کرده بود و فتنه را خاموش کرده بود باز عاشورایی بوجود نمی آمد مسئله تمام می شد و حکومت علی علیه السلام ولو بعد از ۲۴ و ۲۵ سال که بدستش آمد تثبیت می شد و بعد هم ائمه علیهم السلام یکی پس از دیگری جای پدران می گرفتند این هم یکی از آنها از اینها گذشته اینها ریشه هاست اینها مسائل ریشه ای و بنیادی بعد می یاییم سراغ مسائل فرعی و شاخه ای ۵۰ سال از رحلت پیامبر اسلام گذشته یک نسل عوض شده پیرمردهایی هستند که زمان پیامبر عزیز را درک کرده بودند که ولی اینها انگشت شمارند و جوانها معمولا آن زمان را ندیدند در شام که جز از زبان امویها راجع به اسلام چیزی نشنیدند اسلام اموی در آنجا تبدیل شده و منتشر شده آن که مال شام، در کوفه و لو این که علی علیه السلام ۳ یا ۴ سال حکومت داشتند ولی از حکومت علی علیه السلام هم ۲۰ سال گذشته سال ۴۰ علی علیه السلام شهید شدند و الان سال ۴۱، کوفه وضع خاصی داشت یک شهر نوبنیاد و جدیدالاحداث و در مرز ایران و افراد مختلف از هر گوشه ای آمدند آنجا مهاجر بودند اینها که آمده بودند آنجا کوفی اصیل که نبودند کسی نبود آنجا که اصالتی داشته باشد آینها افرادی بودند که از جاههای مختلف آمدند آنجا با سلیقه های مختلف با دیدهای مختلف با فرهنگهای مختلف جمع شده بودند اینها هم در ظرف این ۲۰ سال بعد از شهادت علی علیه السلام اینقدر رویشان کار شد و اینقدر تاثیرگذاریشان با تطمیعها با تهدیدها با تبلیغها که اینها هم آماده بودند برای همه چیز تهاجمی به آل پیغمبر بخصوص که علی علیه السلام از اینها اینقدر ناله داشت که واقعا طلب مرگ از خدا کرد که خدایا من را ببر یک کسی را بیاور بر سر اینها بگذار که مثل خودشان باشد بدتر از خودشان باشد قریب این مضمون خوب این وضعیت مردم کوفه، خوب مدینه مردان مدینه چی مردان مکه و مدینه اینجورها مثل این شام و کوفه نبودند ولی آنجا هم در تمام این مدت ۴۰ یا ۵۰ سال همه چی زیر و رو شده بود ارزشها جابجا شده بود از «ان اکرمکم عندالله اتقیکم» دیگر خبری نبود ملاک تقوی در کار نبود تعصبات قبیله ای و قومی سرکوب شده بوسیله ی پیغمبر، دوباره سرکشیده بود و گل کرده بود دوباره اوس و خزرج و فلان و فلان هر کسی سنگ قبیله ی خودش را به سینه می زد که در خود قضیه سقیفه اوس و خزرج در مقابل هم قرار گرفتند همان بلافاصله و راحت طلبیها بی تفاوتیها هر کسی به فکر خودش باشد به فکر دنیای خودش باشد دیگر مسئله شهادت و جنگ و جهاد فی سبیل الله و امثال اینها دیگر اینها فراموش شد وقتی بنا شد دستگاه حکومت مردم به مکتب و ارزش و تقوی و اخلاص و جهاد و ایثار دعوت نمی کند طبع اولیه همین است مادیگری و دنیاطلبی است اینها هم تکه ای فاصله ای نگذاشتند اینقدرها با جاهلیتشان یک زمان مختصری ۲۳ سال کارهایشان ولی مگر آن چیزهایی که در اعماق روح انسان هست به این سادگی در همه عوض می شود بله تعداد زیادی عوض شدند تعداد زیادی هم قابل توجه هم بودند عوض شدند که در جنگ بدر شهید شده بودند در جنگ احد شهید شده بودند در جنگهای مختلف شهید شده بودند بعضیهایشان هم باقی بودند ولی اینجور نبود که همینطور باشند به مرور ایام کم کم دنیاطلبی حاکم شد مخصوصا که کسانی که جزو صحابه ی پیامبر مثل طلحه و زبیر بودند که خوب اینها در راس سامان گرفتند و امویها اینها هم اینجوری بودند به بی تفاوتی و دنیاخواهی در آنها حاکم شد اینها همه دست هم داد که وقتی که بعد از معاویه یزید خواست بیعت بگیرد از امام حسین علیه السلام امام حسین احساس کرد تنهاست مدینه خانه ی پیغمبر آمادگی ندارد که این که از امام حسین دفاع بکند اگر بایستد ناچار است مدینه را ترک بکند مکه امن خدا برای امام حسین امن نیست دیگر کوفیان آمدند نامه نوشتند این همه نامه هزاران نامه نوشتند خیلی خوب امام حسین علیه السلام حرکت می کند به جانب کوفه ولی کوفیان همان کوفیان دوران حضرت علی علیه السلام هستند خسته از جنگ شدند در زمان علی علیه السلام و رسما اعلام کردند که ما دیگر آمادگی برای جنگ با معاویه نداریم و علی را خانه نشین کردند این کوفیان اینها همه دست به هم داد و این حادثه اتفاق افتاد آن چیزی که برای ما به عنوان یک دست و گاه به عنوان یک عبرت مطرح است که مقام معظم رهبری در بیانات زنده اشان که همیشه باید تکرار بشود در این ایام بیان فرمودند چیزهایی است که بهرحال در زندگی ما هم مؤثر است تاریخ قابل تکرار است اینجور نیست که ما مصونیت داشته باشیم بله یک حکومت اسلامی آمد در اینجا تشکیل شد و یک انقلابی بوجود آمد و یک نظام اسلامی سرکار آمد و یک نظام کفر سرنگون شد ایادی دشمن قطع شد ولی عقده هایی که بود در قلبهایی ماند بله بچه های متدین مسلمان و جوانان مؤمن ما اینها این قشری بودن که استقبال کردند با جان و دل استقبال کردند و خون دادند و جنگهایی شهید دادند و اسیر دادند و امروز هم روز اسرا است به نام روز اسرا و مفقودین نام نهاده شده و باید برای همیشه عزت و احترام اینها را حفظ کرد حق بزرگی دارند و تاریخ نشان داد باید زنده نگه داشت و خاطراتشان باید بنویسند و نوحه خوانی اینها بله آمدند و این انقلاب به ثمر رساندند و حفظ کردند و نگه داشتند ولی تعدادی هم غیر از دشمنان خارجی در داخل عقده ها داشتند کسانی که ثروتهای نامشروع داشتند و یا می خواستند داشته باشند انقلاب مانع شد رباخواران سرمایه داران کلان کسانی که پول حرام جمع کرده بودند در بانکهای داخل و خارج عیاشها آنهایی که به دنبال شهوترانی بودند و انقلاب آمد جلویش گرفت و زنها باید حجاب داشته باشند باید پوشش داشته باشند مراکز فساد تخریب شد ازبین رفت عرض شود که عفت عمومی حاکم شد دعوت شد زن و مرد باید اصیل باشند پاکدامن باشند ناپاکیها باید جلوگیری بشود اینها یک عده ای بودند که آزادی همه جانبه می خواستند و یک قسمتش هم راجع به شهوتشان ولی می خواستند آزاد باشند اصلا کسی هر کار می کنند کسی به اشان نگوید چرا آزادیهای به معنای بی بندوباری و حتی نسبت به قانون هم بی اعتنا، نسبت به عرف هم بی اعتنا نسبت به شرع هم بی اعتنا یک اینجوری خوب اینها هم جلوی آزادیهایشان گرفته شد معدود شدند اینها هم عقده پیدا کردند و یک عده ای که دنبال پستهایی بودند جاه طلب بودند هی می خواستند به مقاماتی برسند پستهایی اشغال بکنند اینها هم به پستها نرسیدند پستها دست یک عده دیگر و یک عده بچه مسلمان آمدند پستها را اشغال کردند و اینها را عقبشان زدند اینها هم باز عقده پیدا کردند از این چیزها مقدار زیادی جمع شد یک حالت انتقامجویی در اینها بوجود آورد و منتظر فرصت فقط همین را می خواستند که کسی به اشان میدان بدهد همین چیزی غیر از این نمی خواستند و این میدان متاسفانه داده شد و اینها آمدند عقده ها را خالی کردند و دیدیم که گرفتند به مسائل سیاسی اکتفا نکردند به مسائل فرهنگی اکتفا نکردند به مقدسات مسلمانها را و مقدسات شیعه و پیروان اهل بیت علیهم السلام با بدترین لحن و گستاخانه ترین لحن زیرسئوال بردند و هتک کردند این عقده ها بود اینها میدان برای خودشان دیدند عقده هایشان گشودند و بعد هم طرح براندازی ایستادند با یک جان نظام با یک انقلاب اینها برایشان کم است اینها برایشان کافی نیست بعد هم برایشان برخورد بشود جار و جنجال راه می اندازند در داخل و خارج که آزادی نیست و محدودیتهایی داریم نمی دانیم چنین و چنان عناوین مختلف داخل و خارج بلندگویهایشان با هم صدا می کنند و همه یک شعار می دهند که در این مملکت آزادی نیست و نمی دانم شعارهایی از این قبیل که من نمی خواهم تکرار کنم و نقشه ی براندازی هوشیارانه باید همه ی ملت ما دولت و ملت ما همه با آگاهی کامل با عقل تدبیر بایستند و مراقب باشند حادثه ی عاشورا تکرار نشود البته تفاوتهایی هست بین زمان ما و آن زمان تفاوتهایی زیادی هست و یکی از تفاوتهایش این است که بحمدلله قدرت رهبری پس از زمان حضرت امام رضوان الله علیه به دست صالح ترین فرد افتاد و آنچنان نشد که قدرت اساسی و قدرت رهبری به دست کسانی بیافتد که صلاحیت نداشته باشند و دیگران از آن قدرت آنها سوءاستفاده بکنند و همه دست به هم بدهند برای پایه گذاری یک عاشورای دوم و امروز می بینید که ایشان با کمال هوشیاری و دقت و ریزبینی مسائل زیر ذره بین فکر و عقل خودش دارد و با دقت نگاه می کند و هر جا می بیند حرکتی می خواهد انجام بگیرد و طرحی برای براندازی هست با همه ی وجود در مقابلش می ایستد و با تدبیرهای بسیار عالی مقابله می کند این خیلی ارزش دارد این یک اهمیتی فوق العاده دارد و یک نعمتی است که خدا به ما داده که قضیه اینجور شد که سر قضیه خبرگان که من باز همینجا باید از خبرگان عزیز تشکر بکنم که این نعمت را خداوند به وسیله ی خبرگان به ما عنایت فرمود که اگر آن تصمیم خبرگان نبود وضعیت قطعا غیر از این بود ولی خوب حالا باید ارشادهای این رهبر را در نظر داشت رهنمودهایی که ایشان دارد راهنمایی که حاکم می کند که من در خطبه دوم راجع به این قضیه صحبت می کنم اینها را باید در عمل پیاده کرد باید همه خودشان را در مقابل این راهنمائیها مسئول بدانند وقتی ما معتقد به ولایت فقیه ایم یعنی همینجوری که آنروز علی علیه السلام دستور می داد عمل اگر می کردند آینده اسلام تضمین می شد و حادثه ای بوجود نمی آید عاشورایی بوجود نمی آید و این همه حوادث بعدی الان هم اگر بنا بشود که این راهنمائیها رعایت نشود باز همان سرنوشت است و اگر رعایت بشود آینده تضمین بشود من در ذیل این خطبه چند جمله هم عرض ادب بکنم .
به پیشگاه حضرت اباعبدالله علیه السلام روز عجیبی بود تصورش برای ما مشکل است تصور دیشب و تصور امروز مشکل است یک قدری آدم بنشیند و در تنهایی فکر بکند ببیند این اهل بیت چه حالتی داشتند آنروز ۲۰ زن البته حالا اینها معمولا یک چیزی قطعی نیست ولی این که یک عده از مقتل نویسان و مورخان نوشتند ۲۰ زن که عمدتا از خاندان امام حسین علیه السلام بودند و امام سجاد سلام الله علیه و دو سه تا نوجوان و جوان که ایشان حسن مثنی بود از مردها همین سه چهارتا بودند و ۲۰ زن اینها امروز آماده ی اسیری شدند در وقتی که خیمه ها آتیش گرفته اموالشان غارت گرفته نمی دانم اینها چه کار کردند خدایا بشر اینقدر قسی القلب می شود که بیاید نسبت به بچه ی پدرکشته ی غریب بی کس اینجور برخورد بکند که گوشواره از گوشش بکشد برود خیمه را آتش بزند این بچه ها کجا بروند برود هرچی هست غارت کند چیزی برای آنها نگذارد من نمی دانم با لباسها چه کردند بیاید بدن امام حسین را زیر سم اسب بگذارد بیاید این بدن برهنه بکند اصلا یک پیراهن نگذارد من نمی دانم یا رسول الله یا علی یا فاطمه یا حسن شما کجا بودید در عاشورا یکی از همین قاتلین و جباران که بعد گرفتار شد به مصیبتها همه اشان هم غالبا یا همه شان گرفتار شدند و بدبختیها کشیدند می گوید من رفته بودم در قتلگاه دنبال غارت خودم بودم و یک کار خیلی خشنی کردم قساوت باری کردم یک دفعه یک تزلزلی پیدا شده غش کردم در عالم غشوه دیدم فاطمه ی زهرا و پیامبر و علی آنجا هستند امام حسین دارند کشته می شدند آنوقت علی بن ابی طالب که جلوتر وقتی یاد کربلا می کرد گریه می کرد و می گفت پدر و مادرم فدای حسین مقتول من که در کربلا کشته می شود حالا آمده نعش حسینش به اینجوری می بیند اجمالا در این حالت این اسرا را آماده کردند برای بردن به کوفه اینها گفتند ما را از قتلگاه عبور بدهید برویم خداحافظی کنیم با حسینمان با کشته هایمان وداع بکنیم زین العابدین علیه السلام بیماریش جوری بود که خودش نمی توانست روی پای خودش بایستد یک بیمار اینجوری ببرند سوار شتر بکنند با آن وضعیت شترسواری و بعد چون نمی تواند تحمل ندارد بنشیند پایش را ببندند با زنجیر و بیاورندش از کنار قتلگاه عبورش بدهند زینب سلام الله
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
