خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نمازجمعه تهران به امامت آیت الله هاشمی رفسنجانی ۲۱ / ۲ / ۸۰
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نمازجمعه تهران به امامت آیت الله هاشمی رفسنجانی ۲۱ / ۲ / ۸۰ قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل کتاب شناسی نماز جمعه
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل کتاب شناسی نماز جمعه قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
00ساعت
52دقیقه
58ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله رفسنجانی ۲۴/۱/ ۱۳۸۰

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 72

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
5 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

ارائه‌ی فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله رفسنجانی ۲۴/۱/ ۱۳۸۰ – تجربه‌ای خاص و متمایز!

پاورپوینتی حرفه‌ای و متفاوت:

فایل فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله رفسنجانی ۲۴/۱/ ۱۳۸۰ شامل 120 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شده‌اند.

ویژگی‌های برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله رفسنجانی ۲۴/۱/ ۱۳۸۰:

  • طراحی خلاقانه و حرفه‌ای: فایل فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله رفسنجانی ۲۴/۱/ ۱۳۸۰ به شما این امکان را می‌دهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیره‌کننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
  • سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله رفسنجانی ۲۴/۱/ ۱۳۸۰ به گونه‌ای طراحی شده‌اند که استفاده از آن‌ها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
  • آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله رفسنجانی ۲۴/۱/ ۱۳۸۰ با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.

کیفیت تضمین‌شده با دقت بالا:

فایل فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله رفسنجانی ۲۴/۱/ ۱۳۸۰ با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهم‌ریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بی‌نقص و حرفه‌ای هستند.

نکته مهم:

هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخه‌های غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله رفسنجانی ۲۴/۱/ ۱۳۸۰ با دقت و حرفه‌ای تنظیم شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله رفسنجانی ۲۴/۱/ ۱۳۸۰ را دانلود کنید و ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله رفسنجانی ۲۴/۱/ ۱۳۸۰ :

خطبه اول

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله رب العالمین و الصلاه و السلام علی رسول الله(ص) و علی آله الائمه المعصومین .

اوصیکم عبادالله بتقوی الله فانه من یتق الله یکفر عنه سیئاته و یعظم له اجرا.

«اعوذبالله من الشیطان الرجیم»

ادفع بالتی هی احسن السیئه فاذا الذی بینک و بینه عداوه کانه ولی حمیم»

بعد از تاکید بر مراعات تقوا و حفظ جوهر تحفظ و صبر و مقاومت در انجام وظایف، بحث اخلاق انسانی در قرآن را در خطبه امروز ادامه می دهیم. به یادتان هست که چند خطبه ای را در مورد حسد و نقطه مقابلش خیرخواهی، صحبت کردم.یک مسئله اساسی تحلیلی و علمی در اینجا مطرح است که قول دادم که یک خطبه در مورد آن مسئله ایراد کنم. به نظرم بحث مادری است در باب همه غریزه ها و صفات اخلاقی انسان که این باید کار شود، بنده کار را شروع کردم و این خطبه من شروعی است برای این بحث و امیدوارم که بعد محققان و اهل فضل و علم روی این مسئله کار متمرکزی بکنند.

حتما فراموش نکرده اید که گفتیم حسد از سیئات اخلاقی است و نقطه مقابل آن خیرخواهی و انساندوستی از مکارم اخلاق است و حرف این بود که باید سعی کنیم که روحیه انساندوستی را به جای روحیه بد حسد در ذهن و فکر افراد و جامعه بوجود بیاوریم، مکتب تربیتی اسلام در همه اصول و فروع اخلاقی همین راه را دارد که به جای صفات نکوهیده و زشت و مضر انسان را هدایت کند به صفات ارزشمند و مفید و موثر البته بحث مهم این است که چگونه؟ آنچه می خواهم بگویم امروز این است چگونه این کار مهم را می توان انجام داد؟

این چیزی نیست که منحصر به ما باشد، همه مکتبهای تربیتی حتی مادیون هم به این فکر هستند که آن روحیات منفی انسان ها را تبدیل به روحیات مفید و موثر بکنند.مهم هدف و راه است که چگونه و به کجا؟ خوب یک بحث جدی است که امثال تکبر و حسد و نقطه مقابلش تواضع و خیرخواهی آنها در غرایز انسان است ولی همینطوری که بوجود نمی آید، اینها در آفرینش و در خلقت انسان غریزه این هست حالت حسد را در آن بوجود می آورد و حسد را هم معنا کردم آن نقطه منفی حسد این است که انسان مایل باشد که نعمتی را که دیگران دارند، از آنها سلب شود کسی که نعمتی و برتری و عظمتی دارد و ارزش دارد، انسان حسود می خواهد که او آنگونه نباشد و این خیلی چیز بدی است ولی خیلی فراوان است که آدم بخواهد خودش را خالی بکند از آن حالت بد خیلی کار آسانی نیست، شاید هم اصل حسد در دل خیلی ها باشد.اعمالش در همه نیست ولی آن حالت در خیلی ها هست ولی زحمت می کشند تا بر آن مسلط شوند. خوب چه بکنیم؟

اگر فرض بر این است که این صفات اخلاقی همه متکی بر این است که غریزه ای و یک ریشه ای در وجود انسان است البته آنها را هم خداوند مصلحتی گذاشته است در مصلحت آفرینش به همان دلیل که شیطان خلق می شود به همان دلیل که شیطان داخلی بوجود می آید شیاطین انس و جن، شاید انس آن همان روحیاتی باشد که در وجود انسان هست و همین زمینه های خرابی خوب اگر اینها هست و به مصلحتی هم آفریده شده است که این یک بحث جداگانه ای است که در جهان بینی و انسان شناسی است و باید در آنجا بحث شود و من در بحث اخلاق نمی خواهم وارد بحث پایه های این اخلاق سوء بشوم که در وجود انسان یک چیزهایی هست. خوب چگونه اینها را تبدیل بکنیم؟

دنیا چه کرده و ما چه می خواهیم بکنیم، مکتب تربیتی اسلام دنبال چیست؟ بحث امروز من این است. شاید در خطبه های اول گفتم که یکی از مهمترین فصل های رسالت پیغمبر(ص) ایجاد مکارم اخلاق است «انما بعثت لاتمم مکارم الاخلاق» در آن سند اصلی کلمه انما هست یعنی یک نوع انحصاری است، یعنی پیغمبر(ص) مهمترین کار خودشان را این می دانند که مکارم اخلاق را در انسان ها تکمیل کنند.اما ریشه دارد در وجودمان مکارم اخلاق اصلا مکارم اخلاق یعنی چه؟ یک فرقی است بین حسن خلق و مکارم اخلاق حسن خلق خوب یک صفات عالی است اگر این را تکمیل و تقویت کنیم، بخواهیم به یک درجه عالی انسانی برسانیم که خواهم گفت در بحثم، این می شود مکارم اخلاق.آن دعای معروف مکارم اخلاق را بخوانید.نوعا آن چیزهایی که در آن دعا هست از مصادیق مکارم اخلاق است نه حسن خلق و یک قدری بالاتر از سطح معمولی است . با این توضیحی که می دهم مصادیق مکارم اخلاق را می توانید پیدا کنید و مهمترین کار این است که انسان خودش را به طرف مکارم اخلاق بکشاند، معمولا هم روانشناسان امروز و هم حکما و اخلاقیون قدیم این را قبول دارند که سه درجه از اخلاق در انسان در غرایز انسان هست. یکی غرایز طبیعی و عادی که مثل حیوانات، انسان هم غرائزی دارد که در طفولیت هم اینها هست، همان دوره بچگی انسان هم این غرائز در انسان وجود دارد که در دوره کودکی است و هیچ حکم و تکلیفی روی آن نیست. مرحله دوم که می رسیم به یک سطح عادی، آن موقعی است که انسان مکلف می شود یا ممیز می شود.ممیز تکلیف ندارد اما وارد این مرحله می شود . اما مکلف، تکلیف هم دارد.و آن این است که این غرائزی که در وجود انسان هست، تمایلاتی که انسان دارد، برخورد می کند با موانع اجتماعی و اخلاقی جامعه، مقررات، قوانین، آداب و چیزهایی که در جامعه هستند، جور نمی آیند با تمایلات طبیعی انسان و این اولین مرحله ای است که محدودیتی برای انسان پیدا می شود. امثال فروید به آن مرحله که کودکان در آن هستند می گویند او، انسان در این مرحله با ضمیر غایب می آید او یعنی هنوز انسان هم نیست.مرحله دوم را می گویند من، یعنی حالا یک شخصیت انسانی پیدا می کنیم تا اینجا.مرحله سوم که مهم و مورد بحث ما است و مکارم اخلاق می شود این است که انسان بیشتر از مراعات مقررات اجتماعی و اخلاقی و آن محدودیتهایی که قوانین و آداب و سنن بر او تحمیل می کند، خودش را بکشد بالاتر و فوق اینها و به مکرمتها و ارزش هایی در وجود خودش برسد، اگر به آنجا رسید، در اینجا فروید در مکتبش به آن من برتر می گوید یعنی من هست، انسان هست، اما انسان برتر و ما می گوییم مکارم اخلاق، پس تا حد مراعات قوانین و آداب و اخلاق جامعه که هستیم یک نوع معامله گری است، البته ارزش و فضیلت است خوب معامله هم است، آدم یک چیزی می دهد و یک چیزی می گیرد، دیگران هم محدود نه، ما هم محدودیم، همه ما باید یک چیزهایی را رعایت بکنیم برای اینکه بتوانیم با هم زندگی بکنیم، اما یک وقت انسان بالاتر می رود، هم خودش بالاتر می رود و هم دست دیگران را می خواهد بگیرد، رشد بدهد، تکامل بدهد، انسانهای برتر را بسازد اینجاست که مسئله من برتر در مسئله حکمت غرب مطرح می شود.البته در مکتب فروید و همراهانش بیشتر و مکارم اخلاق در مکتب اسلام که یک تفاوتهایی را داریم که حالا عرض می کنم. ما از یک دید با این مسئله برخورد می کنیم و آنها از دید دیگری برخورد می کنند .ما به این جنبه تکامل و رشد انسان و هدایت بشر می دهیم، آنها بیشتر به نجات فرد می اندیشند که انسان را از آن حالتی که پیش آمده نجات بدهند. چه می گویند؟ این نقطه خیلی جالبی است، شاید هم یک مقداری مشکل باشد برای فهم عامه اما خوب برای اهل نظر حتما وارد این بحث خواهم شد. آنها می گویند، همان غرائزی که انسان دارد و نامحدود می خواهد اعمال شود حالا غزائز جنسی، مال طلبی، برتری طلبی، خشم، انتقام و این چیزهایی که معمولا انسانها دارند.چون برخورد می کنند با مسایل اجتماعی و نمی توانند اینها را عمل بکنند این غرائز در جاهایی سرکوب می شود.سرکوب می شود یعنی چه؟ یعنی غایب می شود در وجود انسان، به تعبیر آنها می رود به ضمیر ناخودآگاه گم نمی شود، چون در اطراف ما هست.خوب سه راه در مورد غرائز وجود دارد یا اینکه ما اینها را بگذاریم آزاد عمل بکنند.معلوم است که انسان در زمانی که به مرحله من می رود و مکلف می شود، دیگر نمی تواند به همه چیز عمل بکند سرکوب می شود غرائز، که یا باید آنرا بگذاریم به حال سرکوب بماند که معمولا روانشناسان می گویند این خطرناک است و اگر غرائز انسان سرکوب شود و در این حالت بماند آثار منفی آن از رندگی فردی اجتماعی و خیلی جاهای دیگر پیدا می شود و انسانها مریض هستند و درست عمل نمی کنند . خوب در اینجا چه بکنیم؟ اینها یک چیزی مطرح کرده اند که جالب است.به نام تصعید غرائز البته تعبیر خودشان «سبلی میدال» است و ترجمه آن تصعید است.تصعید یعنی یک نوع بالا بردن، اینجا دو نظر در غرب است یکی تبدیل، یعنی غریزه سرکوب شده را تبدیل کنیم به غریزه دیگر، یک نظر هست که این را تصعیدش بدهیم به والاگرایی و به درجه ای با آثار مثبت برسانیم که روان شناسهای دلسوز برای بشر دنبال تصعید غرائز هستند.عجیب است که اسلام در همان دوران جاهلیت بشری و در جزیره العرب و با برخورد روانشناسانه ای که از معارف قرآن و اسلام و آسمان و شناخت بشر سرچشمه می گیرد این مسئله تصعید غرائز را در دستور پیغمبر می گذارد که حالا من یک نمونه این را عرض می کنم. یعنی آن چیزی که غرب بعد از سالها تجربه و گرفتاری به آن می رسد آن هم باز با یک روش نادرستی وارد آن می شود، یعنی در صدر اسلام و در تعالیم ائمه ما تصعید غرائز تحت عنوان همین مکارم اخلاق و بالا بردن روحیات انسانی این مطرح شده است و مهمترین بخش مکتب تربیتی اسلام است.این مسئله افتخارآمیزی برای ما است اگر درست بتوانیم از آن استفاده بکنیم.پس آنها می گویند تصعید غرائز ما هم می گوییم تصعید غرائز. ما می گوییم مکارم اخلاق و آنها هم با همین تعبیری که عرض می کنم البته مکتب فروید بیشتر روی غریزه جنسی تکیه می کند که سرکوب می شود، علتش هم در این است که در جامعه بیشترین سرکوب مال غرائز جنسی است که وقتی که انسان پایش رادر جامعه می گذارد، همیشه در دنیا محدودیتهایی از تاریخ بشر تا امروز بوده و این غریزه تند و فشاردار سرکوب می شده، حالا فعلا یک مقدار بعضی ها خودشان را به حالت کودکی یا حیوانی نزدیک کرده اند، یک مقدار محدودیتها را برداشته اند.این یک بحث دیگری است اما اینجوری همیشه تاریخ بوده و اینها می گفتند که سرکوب این غریزه نیرومند در وجود انسان آثار منفی دارد که آثار روانی و جسمی و امراض و خیلی چیزهایی که برای آن ذکر کرده اند آنها بیشتر روی این تکیه کرده اند و برای نجات افراد تصعید غرائز را به این فکر افتادند که انسانها را سوق بدهند به طرف کارهای ادبی و هنری و انسانی دیگر مثلا حمایت از حیوانات، صحبت از حیوانات یا حمایت از ضعفا یا کارهای مختلفی که کارهای انسانی که پیدا می شود آن وقت در مکتب فروید این است که اینها هدایت و تصعید غریزه های سرکوب شده به خصوص سرکوب غرائز جنسی است که به این طرف می آید.بحث ارشادی و بالا آوردن انسان و هدایت انسان و تکمیل مکرمتهای انسانی اینجا با این دیدی که اسلام و مکاتب انبیا مطرح می کنند، مطرح نیست. این عبارتی که من در اول خطبه خواندم در سوره فصلت است من خواهش می کنم آقایان اهل مطالعه بروند و مطالعه کنند چهارتا آیه این مسئله را با زاویه و دید دیگر و با یک مهره اجرایی و عملی مطرح می کند.اولین آن این است «و من احسن قولا ممن دعا الی الله و عمل صالحا و قال اننی من المسلمین» چهار تا مرحله یا اقدام و شرط برای اینکه انسان بتواند در وادی مکرمت اخلاقی وارد شود و بر مکارم اخلاق دست پیدا کند در این چهار تا آیه هست اولش این است که انسان از لحاظ عقیده و عمل صالح حالا منهای اخلاق پایگاه فکری و عملی خودش را محکم کند.این یک انسان بالاخره معتقد و عاملی باشد.«ان من دعا الی الله و عمل صالحا و قال اننی من المسلمین» که اینجا مسئله عقیده، عمل و اننی من المسلمین که اگر منظور تسلیم باشد که آن در بند بعدی است ولی اگر منظور جزو مسلمین خواهند بود این جزو عقاید و مسایل اجتماعی است این یک مرحله که خوب باید این را داشته باشیم.

دومش این است که تمرین خلقی بکند و برنامه اصلاح اخلاقی برای خودش داشته باشد که این با صبر و تحمل و بردباری همراه است، حال مسلمان عمل صالح هم می کند اما در مهار غرائز و کنترل خواسته های نفسانی و تعدیل خواسته ها، یک قدری صبر و مقاومت نشان بدهد اگر چیز خلافی پیش می آید، اگر تقاضای زیاده خواهی در وجودش می بیند، اگر چیزهایی که مناسب با شئون انسانی و اسلامی نیست بتواند مقاومت کند و صبر کند و صبر آن معنای بسیار وسیعی است که در فرهنگ قرآنی و اسلامی دارد همینجا است یعنی کنترل نفسانی است برای خودمان که بتوانیم خودمان را کنترل بکنیم و اگر مشکلاتی هم در این راه بوجود می آید بتوانیم تحمل بکنیم که آیه بعدی است که البته آیه سوم آن است که می فرماید «و لا یلقاها الا الذین صبروا و لا یلقاها الا ذو حظ عظیم» که خیلی جالب است.

یعنی دست یافتن به آنچه که ما گفتیم مقدور نیست مگر با صبر و مگر کسی که بهره بالایی داشته باشد که این بهره بالا همین است که تابحال عرض کردم که بتواند خودش را کنترل بکند و در وجود خودش ظرفیت مهار تمایلات و خواسته های ناحق و زیاده خواهی را و تجاوز به حق دیگر را بتواند تقویت بکند و این مسئله دوم است و سوم برداشتن مهارها و موانع است بالاخره این موانعی دارد که موانع عمده آن شیطان و انس و شیطان جن است.با هم ارتباط دارد که در آیه های بعدی می گوید، اینجا شما با شیطان مواجهید.نزغ را دو جور معنا کرده اند یکی نفوذی یعنی اینکه کسی یا چیزی به جایی به قصد شر وارد شود که اینطور چیزها را نفوذی می گویند.عامل نفوذی با قصد شر است.دوم اینکه گفته اند انگشت یا مثلا عصا را روی بدن کسی بگذارید که فشار بیاورید روی یک نقطه ای درد ایجاد کنید این نزغ است.قرآن می فرماید اگر دچار نزغ شیطان شدید حالا نفوذی شیطان یا یک نقطه ای که شیطان فشار وارد آورد و یا اینکه ما را وادار به یک کار نامناسبی کند، اینجا به خدا پناه ببرید.اگر نفوذی معنای کنیم همین وسوسه های داخلی وجود خودمان که ناشی از فطرتهای غرایز زیادی خواه وجود خودمان است که از لحاظ جنسی، از لحاظ مالی، از لحاظ جاه طلبی و قدرت طلبی و خیلی چیزهای دیگر، اینها همه نزغ های شیطان است، عامل نفوذی شیطان است و در حقیقت خود شیطان است.پس بنابراین سومین کاری که ما باید بکنیم اینست که این عوامل نفوذی شیطان را از وجود خودمان دور کنیم.این چهارم را که در قرآن دوم آمده، من که چهارم گذاشتم علتش بخاطر اینست که در این بحث من که بحث حسد و خیرخواهی است نتیجه است که اول صحبت هم این را خواندم حقیقتا معجزه قرآن معجزه خالده است، می گوید که حسنه وسیله مثل هم نیستند، نیکی و بدی یکی نیست، ما مصداق بعدی را حسد اینجا تلقی می کنیم و خوبی را خیرخواهی.بدلیل جمله بعدش، اینها متضاد هم هستند.

با مردم که مواجه می شوید به شیوه احسن دفع کن.یعنی سیئه را با حسنه جواب بده.این خیلی بحث مهم تربیتی است.اگر در مقابل سیئات دیگران و بدی دیگران و عمل زشت دیگران از شما عمل خیر و حق و انساندوستی سربزند اتفاق مهمی می افتد.قرآن خودش این اتفاق را می گوید .می فرماید اگر چنین اتفاقی بیفتد، آن طرفی که بین تو و او عداوت و دشمنی است تبدیل می شود به دوستی و دوست گرم و صمیمی می شوید.این یک مورد است.البته ما بحثهای دیگری هم اینجا داریم که همه جاجای اینگونه برخورد با متجاوز و متعدی و بدرفتاری نیست.اما این در بحث اخلاقی و مکارم اخلاق مهم است. و دستور قرآن اینست که اگر شما آن پایه اصلی یعنی ایمان عمل را داشتید، اگر در وجود خودت صبر و حظ عظیم را تعبیه کرده باشی و اگر مسلط وسواسهای شیطانی شده باشید، حالا در یک مورد با حسادت مواجه شدی شما با حسادت برخورد نکن.شما خیرخواه مردم باش و شما دنبال این باش که هر که سنگت زد ثمربخشی.اگر این حالت را که همان خیرخواهی است، همان انسان دوستی است، همان توجه به منافع عمومی است، ما بتوانیم در خودمان ایجاد کنیم اینجا رسیدیم به نقطه اوج مکارم اخلاق.و عظمت تربیت اسلامی هم همین بوده است.ببینید پیغمبر چطور ساده وارد این مساله شد.پیغمبر روانشناسانه و اجرایی و عملی جامعه صدر اسلام را اینجوری تربیت کرد آمد کلمه برادری را مطرح کرد یعنی مردم مجموعه محدوده اسلام را برادر خواند.واقعا هم برادر. انسان دوستی بر پایه خود دوستی .یعنی حتی اگر خودمان را دوست می داریم فرض کنیم برادر خودمان است آن یکی.اگر این حالت را در خودمان بوجود بیاوریم با برادر خودمان هم حتی برای خودمان هم که شده تعدی نمی کنیم و بدخواهی نمی کنیم و حسد نمی ورزیم و خیر او را می خواهیم. پیغمبر یک قدم به جلو گذاشت در شرایطی که مسلمانها محدود بودند بین همه صیغه اخوت خواند و قرارداد برادری گذاشت و بسیاری از لوازم برادری را براین قرارداد برادری مترتب کرد. یک حرکت ساده فرهنگی و شعاری و سبملیک نبود و آثاری داشت.به احتیاجات هم برسند به نیازهای هم جواب مساعد بدهند، دوستایشان اینجوری باشد، مثل خودمان و بعد هم ملاکهایی قرارداد پیغمبر بعضی جاها دید بعضی ها خوب عمل نمی کنند در یکی از سخنرانیهایشان انتقاد کرد و فرمود نمی دانم چرا به برنامه محبت و نصیحت و خیرخواهی عمل نمی کنید در حالیکه بناست شما برادر باشید.«انما المومنون اخوه» با این تاکید و بعد هم احکامی که بر این صادر می شود.این برای اینست که چنین فضایی بسازد البته این با آن جامعه قابل عمل است که عرض کردم با سه شرط دیگر را در خودشان درست کرده بودند.جامعه ساخته شده ای بودند که خیلی آسان به این مرحله می رسند از کلمات امام صادق است که می فرماید کمترین حق برادر مومن بر تو اینست که هرچه برای خودت نمی پسندی برای دیگران هم نپسند هرچه هم که برای خودت دوست می داری برای دیگران هم دوست بدار.این مکرمت اخلاقی است، آن که برای خودت راضی هستی برای دیگران هم راضی باش.خیلی اصل بزرگی است در زندگی بشر، وقتی که جنبه الهی پیدا کند، وقتی که جنبه آسمانی پیدا کند، انسان احساس کند که در نامه عملش، در وجودش، مثبت می شود و وجودش را توسعه می دهد و مثبت در نامه عمل فقط بصورت نوشته نیست البته بصورت نوشته هم ممکن است باشد ما نمی توانیم نوشته را منکر شویم، اما واقعیت اینکه در وجودمان متجلی می شود اینگونه حرکتهای اخلاقی و این اصلاح روحیات و این بالا بردن غرایز و تصعید غرایز اینها باعث می شود که جزو وجودمان شود، جز وجود که شد دیگر تحمیل ندارد.آن موقع دیگر فشار ندارد، آن موقع دیگر با زحمت و مبارزه نباید به او رسید، در آن موقع ما بطور طبیعی عمل می کنیم .

مساله مهم اینست که آقایان، خانمها، تمرین کنید.مدتی تمرین کنید و مردم دوست باشید، انسان دوست باشید.البته همین روایات که خواندم از ائمه یک ذیلی هم بعضی هاشان دارد.می گوید اگر دیدید برای جامعه مضر است آن موقع باید حق را از طرف بگیری.آن بحث دیگری است که در مجازاتها و کیفرهای عمومی و حق جامعه برخورد می شود آن یک فصل جداگانه ای است. اما وقتی که مساله اخلاق فردی است و اخلاق روابط انسانی است اینجا مساله هم همین است که ما در وجود خودمان این را بتوانیم تمرین کنیم و عمل کنیم. مکارم اخلاق که این همه شما در آن تاکید می بینید و این همه اهمیت را از پیغمبر می بینید که مهمترین نتیجه بعثت خودشان را مکارم اخلاق می دانند که واقعا هم همینطور است.اگر انسانهای اینطوری تربیت شوند و بتوانند در همه برخوردهای صف شیطان و ملائکه و نفس اماره و نفس ملکوتی انسان، انسان بتواند تصمیم مناسب بگیرد و راه درست را انتخاب بکند و غلبه کند بر خواهشهای بی نهایت نفسانی خودش، جامعه را، خودش را به خطر نیندازد این حقیقتا مرحله بالایی است و ادیان الهی همان مقدار که موفق می شوند بخاطر اینکه هسته اصلی طرفداران انبیا از اینگونه انسانها ساخته شده اند و مهمترین کار پیغمبر این بود که در مدینهالنبی یک چنین هسته ای از جامعه مدنی به آن صورت ساخت که این انسانهای فاضل و با فضیلت و متخلق به اخلاق ملائکه شدند هسته ای که ما بعد از ۱۴۰۰ سال داریم از نور آنها استفاده می کنیم و مبنای تمدن بزرگ را از انسانهای ساخته شده بوجود آورد و اگر تاریخ بشریت را نگاه کنیم همه ظلمها و ستم ها و کینه ها و حق کشی ها، مال مردم خواهی ها، به حق مردم تجاوز کردنها، خودخواهی ها، همه اینها را در آن کفه سرکش غرایز می بینیم و اگر لیست اقدامات ارزشمند را جمع کنیم تمامش می رسد به انسانهایی که حاضر شدند مکارم اخلاق را در وجودشان تقویت کنند، می بینیم که فوق العاده برای ما آموزنده است و امروز جامعه بشری بیش از همیشه احتیاج به این تربیت الهی دارد و آن تربیت های مادی که امثال «فروید» و سایر روانشناسها می خواهند به بشریت بدهند و بجای غرایز یک چیز دیگری درست کنند این جواب نمی دهد.آن جواب می دهد که مبنایش مبنای بشرسازی، جامعه سازی و توجه به محتوای رسالت انسانی باشد و همه این غرایز که وجودشان در وجود انسان طبیعی و لازم است می تواند جهت داده شود اگر با یک برنامه درستی باشد و بنده به نظرم یکی از کارهای مهم الان برای دانشگاههای ما، علمای ما و کسانی که در علوم دینی بخصوص علوم انسانی کار می کنند اینست که یک برنامه انسان سازی بر این معیار یعنی با پایه های علم اخلاق اسلامی و با استفاده از عصای بسیار موثر علم روانشناسی برای مهار و کنترل و هدایت و تصعید غرایز در جامعه بوجود بیاورند یک پایه علمی، اساس تربیتی، یک مکتب سازنده امروز برای ما با همکاری حوزه و دانشگاه مقدور است که امیدواریم که جامعه ما از این امکان موجود فعلی بتواند بخوبی استفاده کند.

بسم الله الرحمن الرحیم و العصر ان الانسان لفی خسر الا الذین آمنوا و عملوا الصالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر

خطبه دوم

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله رب العالمین، والصلاه والسلام علی رسول الله، و علی علی امیرالمومنین و علی الصدیقه الطاهره و سبطی الرحمه و علی بن الحسین و محمد بن علی و جعفر بن محمد و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمد بن علی و علی بن محمد و الحسن بن علی و الخلف الهادی المهدی (عج)

اوصی عباد الله بتقوی الله و اتباع امره.

چند مساله مهم در مناسبتهای هفته و زمانمان داریم که با اختصار عرض می کنم.اولین آن مطالبی است که رهبری بزرگوار انقلابمان امسال اول سال به عنوان شعار سال ۸۰ برای عمل و اقدام عنوان فرمودند.اقتدار ملی و تلاش برای ایجاد اشتغال و بازکردن میدان کار برای مردم.که حقیقتا بخش مهمی از نیازهای امروز جامعه ماست.غیر از اینکه حق و تکلیف رهبری است که هدایت کنند جامعه را به طرف آنچه که مورد نیاز است منطق و تجربه هم ما را به همینجا می رساند که ما الان حقیقتا نیاز به این دو اصل داریم.حالا مفهوم اقتدار ملی چیست من فکر می کنم که نیازی نیست ما الان بیاییم بحث کنیم.یک چیزی که الان رواج پیدا کرده اینست که مدتی بحثهایی متناقض هرکس با دید خودش یک جوری حرف بزند و بحث را به مسائل لفظی، ما بحث را اینجا تمام کنیم که اقتدار ملی چیست؟ به هر حال رهبری یک مفهوم درنظرشان بوده، لفظ که نبوده که ما تفسیر کنیم.ایشان یک مفهوم را می خواستند که این کلمه را برایش مناسب دیدند.خوب از خود ایشان توضیح خواسته شود ایشان هم مشخص کنند که منظور از اقتدار ملی چیست.و دیگر ما مجادله نکنیم واقعا به جای مجادله ها باید برویم به سراغ راه عمل .خوب این اقتدار ملی را همان که ایشان می گویند را که قبول داریم و این حق و تکلیف ایشان هم هست که بگویند از خودشان بگوییم که بالاخره چهار، پنج یا ده بند دارد و ما راهکار باید کنیم و آنچه برای ما الان مهم است، برای مجلس، برای دولت، برای دستگاه قضایی و برای همه نهادهای ذیربط اینست که راهکار اجرایی، برنامه برای این اقتدار ملی بریزند، قطعا مفه

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.