اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله رفسنجانی ۷ / ۳ / ۱۳۷۸
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 56
فرمت فایل پاورپوینت
دانلود و استفاده از فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله رفسنجانی ۷ / ۳ / ۱۳۷۸ – تجربهای بینظیر در ارائه!
پاورپوینتی شیک و استاندارد:
فایل فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله رفسنجانی ۷ / ۳ / ۱۳۷۸ شامل 96 اسلاید طراحیشده با دقت بالا است که کاملاً آماده برای ارائه یا چاپ در PowerPoint میباشد.
چرا فایل فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله رفسنجانی ۷ / ۳ / ۱۳۷۸ گزینهای عالی است؟
- گرافیک حرفهای و جذاب: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله رفسنجانی ۷ / ۳ / ۱۳۷۸ با طراحی مدرن و چشمنواز، پیام شما را به بهترین شکل منتقل میکنند.
- کاربری آسان: ساختار این پاورپوینت بهگونهای است که استفاده از آن بدون نیاز به تغییرات پیچیده ممکن باشد.
- آماده استفاده: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله رفسنجانی ۷ / ۳ / ۱۳۷۸ از قبل تنظیمشده و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
تضمین کیفیت و دقت بالا:
این مجموعه بر اساس بالاترین استانداردهای طراحی ساخته شده است و کاملاً منسجم و بدون اشکال، مناسب برای ارائههای حرفهای میباشد.
نکته قابل توجه:
برخی نسخههای غیررسمی ممکن است تغییراتی داشته باشند. این نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله رفسنجانی ۷ / ۳ / ۱۳۷۸ با دقت و کیفیت بالا طراحی شده است.
همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله رفسنجانی ۷ / ۳ / ۱۳۷۸ را دریافت کنید و یک ارائه بینظیر داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله رفسنجانی ۷ / ۳ / ۱۳۷۸ :
خطبه اول
السلام علی رسول الله و علی آله الائمه المعصومین. بسم الله الرحمن الرحیم و الشمس و ضحیها و القمر اذا تلیها و النهار اذا جلیها و اللیل اذا یغشیها و السماء و ما بنیها و الارض و ما طحیها و نفس و ما سویها فالهمها فجورها و تقویها قد افلح من زکیها و قد خاب من دسیها.
همانطور که قبلا وعده داده بودم فصل جدیدی از مباحث قرآنی را از امروز مطرح می کنم و احتمالا فصل طولانی خواهد بود چون یکی از بزرگ ترین اهداف رسالت است و وسیع ترین بحث قرآنی و اسلامی بلکه همه ادیان است و آن مبحث اخلاق است که مظلوم ترین بحث های اسلامی هم در حوزه ها و هم در دانشگاهها و هم در مسائل اجتماعی است ، ضمن اینکه پرمدعی ترین بحث ها هم هست چون برای همه میدان بازی دارد و هر کس از دریچه ای وارد این بحث می شود مشکل علم اخلاق در جامعه ما اینست که متولی مشخص در حوزه ها و مراکز علمی ندارد بقیه علوم متولی خاص دارد آنها درست تحقیق شده اند و نتیجه گیری شده اند و بصورت مسائل مشخص در اختیار جامعه قرار گرفته اند و اختلافاتی هم که هست باز مشخص است مردم تکلیف خود را در آن میدانها می دانند مثلا علم فقه و اصول حتی فلسفه و بخصوص فلسفه اسلامی و علوم دیگر علم اخلاق وسیع ترین میدان عمل را دارد در عین حال دروازه هایی هم به اندازه وسعت منطقه نفوذ خود دارد که هر کس از هر نقطه ای و به استناد یک روایت یا یک قطعه تاریخ یا چیزی از این قبیل می تواند وارد شود و اعلان نظر بکند و مساله روز ما هم من فکر می کنم همین مساله است. مسائل فرهنگی جامعه که امروز حساسیت فوق العاده ای پیدا کرده بیش از هر بخش دیگری از علوم اسلامی به همین مباحث اخلاقی ارتباط پیدا می کند البته این علم وسیع و دارای جنبه های فراوانی است علوم انسانی زیادی از علوم روز ما با این علم مشترکات مساله ای دارند و یا مربوط به هم می شوند علم کلام و فلسفه علم روانشناسی ، جامعه شناسی ، روانپزشکی ، علوم تربیتی دیگر هم اینها به نحوی متکفل بخشی از مسائل اخلاقی جامعه هستند و علوم اخلاق هم متکفل بخشی از مسائل اخلاقی جامعه هستند و علوم اخلاق هم متکفل بخشی از بحثهای اختصاصی آنها است البته بنده هم در یک محدوده یک خطبه و در یک مدت کوتاه نمی توانم به شما قول بدهم که می توانم مفصلا به این مسائل بپردازم ولی سعی می کنم بحثهای مهم علم اخلاق را و با اشاره به موارد خاص عملی اخلاق در تعدادی از خطبه ها مطرح کنم و این را هم دنبال معجزات قرآن آورده ام اگر یادتان باشد سیر بحث قرآنی من اینطور بود که از وحی شروع کردم ماهی وحی را کیفیت نزول قرآن را کیفیت جمع قرآن را و چگونگی یکسان کردن متن قرآن را و سپس معجزات قرآن را که از الفاظ شروع کردیم و بعد به محتوای اعجاز آمیز قرآن رسیدیم در محتوا بحث کوتاهی در محتواهای فقهی و قانونگذاری قرآن داشتم که آن را هم نیمه کار رها کردیم چون میدانش بسیار وسیع است و بعد چند مورد از معجزات علمی قرآن را گفتم و امروز شروع می کنم اعجاز قرآن را در میدان اخلاق که به تدریج شما آشنا می شوید البته خیلها آشنا هستند اتفاقا توده مردم در این بحث مورد خطاب من هستند آشنا می شوید که قرآن چه سیستم مهم اخلاقی برای بشریت از آسمان آورده است البته معمولا همه انبیاء در طول تاریخ از آدم تا خاتم هدف اساسی شان انسان سازی بوده و انسان سازی هم محصول اجرای اخلاقیاتی است که ادیان آنها را طراحی کرده اند و خود قرآن تاکید دارد وقتی که می خواهد هدف رسالت پیغمبر را و قرآن را توضیح دهد بیشترین تاکیدش روی تزکیه و فلاح و سعادت انسان است که مسیرش عمدتا از بحثهای اخلاقی و موارد اخلاقی می گذارد این اخلاقی که من می گویم ممکن است در ذهن خیلی ها همین اخلاق عرفی بیاید که مثلا در معاشرت خوشرو باشیم ، خوشکلام باشیم مودب باشیم این منظور نیست این یکی از دهها میدان اخلاقی است همه زندگی اجتماعی ما و فردی ما ندر قلمرو این بحث قرار می گیرد من چهار آیه را در قرآن اشاره می کنم که هدف انبیا را و هدف رسالت پیامبر و بعد انبیا را توضیح می دهد که چرا اینها آمدند یک مضمون در این چهار آیه است دوتای آنها در سوره بقره است یکی دو سوره آل عمران و یکی هم در سوره جمعه آیه دوم است خلاصه مضمونش این است که خداوند انبیا را می فرستد یا فرستاده که به مردم تعلیم بدهند آموزش بدهند و اینها زا تزکیه کنند پاک کنند و بعد به اهدافی که باید برسند در سه تا از آن چهار آیه اول می گوید تزکیه که نتیجه تحرکات اخلاقی است و بعد می گوید تعلیم و در یکی از آیات اول تعلیم را می گوید و بعد تزکیه را البته تعلمی و تزکیه تعامل دارند و خیلی مهم نیست که این جلو باشد تا دیگری اینها باهم می توانند باشند ولی به هر حال نشانی از اهمیت تربیتی انسان و تزکیه انسان و انسان سازی است که اخلاق است که اخلاق یعنی چه ؟ اخلاق را ادبا می گویند که خلق بر وزن عمر یا جمع خلق است بر وزن افق یعنی مفروش یا خلق یا خلق است ریشه اش از همان خلق خلقت است منتهی اصطلاحا به آن چیزهائیکه باطن انسان را شکل می دهد و معنویت انسان را می سازد می گوید اخلاق و آن چیزی که ظاهر ما را محسوسات را که به چشم و حواس دیده می شود و می سازد می گوید خلق یعنی اگر بخواهند از شکل ظاهری انسان حرف بزنند می گویند خلقش اینطور است و اگر بخواهند باطن انسان را و شکل روح ما را و جوهر انسانیت ما را اشاره کنند می گویند خلقش اینطور است بنابراین وقتی که بحث اخلاق می کنیم یعنی بحثهای ما بیشتر به معنویات و باطن سازی و انسان سازی آن بعد اساسی انسان مربوط می شود که البته یک قسمتی از آن به اعضا و جوارح ارتباط پیدا می کند که قابل توجه است و بعلاوه امروز با علم روانشناسی ما می بینیم که بسیاری از دقایق مادی و جسمی که بصورت ارثی و یا اکتسابی در روحیات انسان ظهور می کند در جسمانیات هم ریشه دارد که تعامل آنها هم آثاری در اخلاقیات ما دارد لذا دقت هماهنگی بحثهای روانشناسی و اخلاقی امروز جزو واجبات ماست که متاسفانه حوزه های علمیه و دانشگاههای ما که این دو بحث را جدا از هم می خوانند باهم تاکیدی شده هنوز موفق نشده اند که یک برنامه مشترکی ایجاد بکنند که این بحثها همدیگر را تکمیل بکند و اگر ما بخواهیم اخلاق را عالمانه بحث کنم تحقیقا باید همراه با روانشناسی امروز که روز به روز هم دارد این دقائق و ظرائف جدیدی از خلقت مادی انسان را نشان می دهد باید اینها هماهنگ باشد البته بحثهای خطبه ای من نمی تواند وارد اینگونه فضاها که شود مگر با یک اشاراتی که گاهی خواهم کرد. اما تعریف اصطلاحی اخلاق آن لغت اخلاق بود اصطلاحا به علم اخلاق چه می گویند و چه تعریفی دارد چطوری این علم از سایر علوم جدا می شود من فکر می کنم با یک بیان ساده شما می توانید بفهمید که ما دنبال چه هستیم، چهار عنصر در علم اخلاق مورد توجه است که آنها می تواند تعریف علم اخلاق را مشخص کند یکی صفات و ملکاتی که انسانها دارند هر انسانی در وجود خود یک سری صفاتی دارد و اینها گاهی ملکه هستند و گاهی صفات عارضی هستند می آیند و می روند که این موجودی هر انسانی است یکی از رسالتهای علم اخلاق شناختن اینهاست، دوم آثاری که بر این ملکات و صفات در عمل در فرد یا جامعه ظهور می کند، سوم دانش انسان به این سجایای انسانی و چهارم راه رسیدن به عملکرد صحیح این صفات و ملکات و در جهت سعادت، معمولا در بحثهای اخلاقی که شما در کتابهای منظم اخلاقی می خوانید اینها هست، اما علمای اخلاق در تعاریفشان همیشه همه اینها را نیاورده اند غربیها پیشتر روز بعد عملی اخلاق توجه دارند و عملگرایی دارند آنها کاری به مسائل دیگر اخلاقی حتی بعد ارزشی آن کمتر دارند البته علمای اخلاقی شان دارند دنبال عملکرد سجایا و صفات هستند علمای شرق بیشتر دنبال دانش این بخش هستند اما خوشبختانه علمای اسلامی بتدریج تعریفشان را جامع کردند آخرین تعریف را آدم در نظر است مرحوم نراقی دارد که جزو کاملترین کتابهای اخلاقی تاریخ اسلامی است تقریبا هر چهار موضوعی را که من اشاره کردم در تعریف ایشان هست وقتی که می گوید علم اخلاق یعنی چه اینها را آورده و قبل از ایشان نیز صدر المتالهین که این روزها ما مراسم سالگرد ایشان را داشتیم که یکی از نخبه های تاریخ اسلام هستند ایشان هم نسبتا جامع آورده سه نکته را در تعریف گنجانده است پس علم اخلاق را هم لغتش و هم تعریف اصطلاحی اش را با زبان خودمانی یاد گرفتیم….(به دلیل نقص فنی در نوار سخنان آقای هاشمی رفسنجانی بخش مختصری از اظهارات ایشان از قلم افتاده که با عرض پوزش توجه خوانندگان را به ادامه خطبه جلب می نماییم.) … آنها هم به دنیای اسلام با ترجمه منتقل شده است و بعدا نوعا اخلاقیون ما سر سفره آماده ای نشستند و از همان بنایی که افلاطون و ارسطو و سقراط ریخته اند شروع کرده اند و لذا پایه بحثهای تاریخی اخلاقی ما بر می گردد به اخلاقیات یونانی ها. منتهی وقتی که معارف اسلامی و حدیث و قرآن به آن اضافه می شود بلکه یک چیز دیگری می شود با آنچه آنها می گفتند تفاوت دارد و در صدر اسلام هم چیزی به نام علم اخلاق در زمان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در زمان خلفای راشدین و بعد از آنها تا قرن دوم تنظیم شده نبوده البته مثل بقیه چیزها فقه هم همینطوری بوده اصول هم اینطور بوده بقیه علوم اسلامی هم در تعلیمات پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بصورت مجموعه ای و موردی مطرح می شده و بتدریج علمای اسلام اول توابع بعد هم تابعین بعد علمای دیگر اینها را تنظیم کرده اند علوم جداگانه ای بوجود آورده اند فکر می کنم اولین کتاب علوم اخلاق را شخصی به نام اسماعیل بن مهران نوشته که در اواخر قرن دوم تنظیم شده آن هم درست مربوط به آن آیه ای است که اول بحث خواندم اسم کتاب او «صفه المومن و الفاجر» یعنی صفات انسان فاسد یا انسان فاجر درست علم اخلاق همین ها از آن درمی آید بعدا این علوم رشد کرده غزالی کار بزرگی کرده اما حالا آیا ما قبول داریم کاری که غزالی کرد و آیا این خدمت بود و چقدر در ساختن جامعه اسلامی یک جامعه ای که قران می خواهد مفید بود یا مفید نبود یا راه را کم کرد بحث مستقلی است که شاید یک روزی در بحثهای من بیاید من خودم قبل از انقلاب وقتی که تلاش می کردیم در خدمت امام که جامعه را مسلمانها را یک فرهنگ انقلابی به آنها بدهیم و از آن حالت بی تفاوتی نسبت به مسائل سیاسی و جهان اسلام بیرون بیاوریم احساس می کردیم فرهنگ مولد و مبارزی نیست بخاطر همین نوع بحثهائی که از کتابهایی که اشاره کردم در می آمد تفکراتی که یاس آمیز بوده و مردم را به انتظار ظهور حضرت حجت دعوت می کرده و هر پرچمی که قبل از ظهور حضرت حجت بلند می شده بعنوان پرچم ضلال معرفی می کرده و اینگونه بحثها که خیلی فراوان است یا در بحث صبر عنای انحرافی داشته اند یا در بحث رضا و خیلی چیزهای دیگر بحث هایی داشته اند که با خمودگی و بی حالی و سلطه دشمن و سلطه کفر و مستبد ساز گاری داشته ما آن موقع یک گروهی بودیم بفکر افتادیم که احکام اسلامی را از این دید یک بار کار بکنیم و آن اخلاقی که مسلمانان صدر اسلام را ساخت و آن اخلاقی که جریاناتی مثل عاشورا و فخ و سایر میدانهای مقدس تاریخ شیعه را بوجود آورد او را در جامعه زنده کنیم یادداشتهای آن زمان را که ملاحظه می کنم با یادداشت هایی که حالا برمی دارم یک مقدار فرق می کند الان از دید حکومتی به مسائل اخلاقی نگاه می کنم آن روز از دید یک مبارز و ناراضی از جریان موجود می خواستم اخلاق را اصلاح بکنم الان فکر می کنم هر دو کار در جامعه ما ضرورت دارد ما باید محتوای واقعی اخلاق قرآنی و اسلامی را که حقیقتا مهم است و معجزه است در تاریخ ثبت بکنیم حالا آن که عمل می کند بعدا از این مبدا استفاده مناسب را در هر زمانی خواهد کرد برای این که تاکیدی بر مباحث اخلاق آینده داشته باشیم آیات اول بحث از سوره شمس را مرور می کنم در این آیات خداوند یازده قسم پشت سر هم به بهترین پدیده های جهان یا حقایق جهان می خورد بعد از یازده قسم این مقوله اخلاق را همین بحثی که می خواهم مطرح کنم مطرح می کند این از سوره های ابتدائی که در مکه نازل شده اوایل اسلامی یعنی موقعی که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم می خواستند نهضت اسلامی را شروع بکنند و مردم را تربیت بکنند قسم ها و الشمس قسم به خورشید خوب خورشید را می بینیم پدیده مهمی در خلقت است که حیات و گرمی زمین و انرژی ها و غذاها و هرچه که هست بدون خورشید تحقق پیدا نمی کند و نور خورشید و ضحاها آن نقطه اوج درخشندگی خورشید که باز آنهم نقش اساسی دارد در پدیده های جهان و بعد قسم به ماه که موجود مهم دیگری آنهم تا سی مرتبه خورشید و دنباله رو خورشید و بعضی از مفسرین می گویند اذا تلاها اشاره ای است که می خواهد به ماه شب چهارده باشد که دنباله روی مخصوص هم از خورشید دارد که آن نقطه اوج کمال ماه است. باز قسم به روز و قسم به شب منتهی اینجا وقتی می گوید و الشمس و ضحیها این دو قسم است و ماه یک قسم این سه قسم و قسم به روز و النهار اذا جلیها واللیل اذا یغشیها این پنج قسم و نفس و ما سویها قبل از این هم باز قسمهای دیگری است. و السماء و ما بنیها قسم به آسمان عظمت آسمان روشن است و مابنیها منظور خالق آسمان است که خودش به خود خدا قسم خورده و الارض و ما طحاها باز دو قسم است قسم به زمین و قسم به خالق زمین است زمین را مسطح کرده برای زندگی یا زمین را به حرکت درآورده هر دو معنی دارد ای ننه قسم و نفس و ماسواها خود انسان حالا نفس منظور چه هست یا تنها روح انسان است یا مرکب از روح و جسم انسان است جسم تنها نیست قطعا و ماسواها یعنی آن کسی که آن موجود مهم را تنظیم کرده و تطهیر می کند که باز خداست این هم دو قسم این یازده قسم بعد از یازده قسم می فرماید که فالهمها فجورها و تقویها خداوند در داخل وجود این نفس به او الهام کرد هم راه درست را که راه تقواست و هم راه منحرف را که راه فسق و فجور است یعنی انسان فطرتا با الهام الهی که درجه ای از وحی وحی وقتی می گویم مبدا وحی را هم طرف می شناسد از کجا می آید الهام معلوم نیست از کجا می آید یک وقت انسان در وجود خودش احساس یک مطلبی را می کند هر موجودی که یک احساس اضافه ای می کند این حالت الهام است گاهی به زنبور عسل هم این تعبیر را می شود گفت البته به او وحی هم می شود نفوس انسانها در درون خودشان را خیر و شر خودشان را می توانند پیدا بکنند البته با کمکهایی که بعدا خواهیم گفت فالهمها فجورها و تقویها حالا نقطه مورد بحث ما از این به بعد است ما انسانهایی هستیم که خداوند ما را آفرید در درون خودمان راه هدایت را گذاشته که آن عدل است انا هدینا السبیل اما شاکرا و اما کفورا راه نشان داده شده اینجا خداوند نتیجه می گیرد کسی که راه درست را انتخاب کرد موفق است و پیروز و با
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
