فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیه الله طاهری ۱۶/۷/۱۳۷۸؛ انتخابی هوشمند برای ارائههای حرفهای
با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیه الله طاهری ۱۶/۷/۱۳۷۸، محتوای خود را در قالب 77 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.
چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟
چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیه الله طاهری ۱۶/۷/۱۳۷۸ با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را بهخوبی درگیر محتوا میکند.
صرفهجویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیه الله طاهری ۱۶/۷/۱۳۷۸ آمادهی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچگونه ویرایش.
نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیه الله طاهری ۱۶/۷/۱۳۷۸ بهگونهای است که در هر صفحهنمایشی عالی بهنظر میرسد.
هشدار: استفاده از نسخههای ناقص فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیه الله طاهری ۱۶/۷/۱۳۷۸ ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیه الله طاهری ۱۶/۷/۱۳۷۸، کیفیت تضمینشده دارد.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیه الله طاهری ۱۶/۷/۱۳۷۸ :
خطبه اول
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله رب العالمین و الصلاه و السلام علی اشرف الانبیاء و المرسلین حبیب اله العالمین ابی القاسم محمد و علی اهل بیته الطیبین الطاهرین المعصومین الهداه المهدیین سیما بقیه الله فی الارضین روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء. به مناسبت این که این ایام ایام صدمین سال میلاد امام امت قدس سره الشریف است و سال، سال امام است من امروز خطبه اولم را اختصاص می دهم به بیان گوشه هایی از شخصیت امام بزرگوار و آن بحث گذشته مان که ویژگی های انسان از نظر قرآن بود ان شاء الله موکول می شود به خطبه های بعد. آنچه که امروز من می خواهم مطرح کنم مساله اندیشه های سیاسی امام است و تبیین این مطلب است که آیا امام یک رهبر سیاسی بود؟ اگر امام یک رهبر سیاسی باشد نسلهای آینده بلکه نسل فعلی می تواند ارتباطش را با امام قطع کند؟ و بگوید که او در زمان خودش یک رهبر سیاسی بود و اکنون و از این زمان به بعد ما باید راه دیگری و خط دیگری را بپماییم؟ کما این که دشمن در داخل و خارج دنبال همین مساله است یعنی می خواهد این مطلب را در جامعه ما بباوراند به مردم که امام یک رهبر سیاسی بود و تمام شد، دیگر ادامه خط امام این مفهوم و معنای درستی ندارد! امام یک رهبر سیاسی تنها نبود بلکه یک رهبر مذهبی تنها هم نبود خوب ما مراجع تقلید، رهبران مذهبی فراوان داشتیم و من می خواهم عرض کنم امام رهبر سیاسی و مذهبی هم نبود تنها، خوب ما مراجعی داشتیم بزرگانی داشتیم که اینها هم رهبران مذهبی مردم بودند هم رهبری سیاسی مردم در مسائل سیاسی اقدام می کردند مثل میرزای شیرازی مانند آخوند خراسانی و مرحوم کاشانی و صدها نظائر رهبران مذهبی و سیاسی هر دو، امام فراتر از این حرفها بود امام مبتکر یک اندیشه سیاسی بر اساس مذهب و دین در جهان اسلام بود نه تنها یک رهبر سیاسی یا یک رهبر مذهبی یا رهبر سیاسی مذهبی بود، نه مبتکر یک اندیشه سیاسی آن هم سیاسی بر اساس اسلام و اعتقاد به خدا و سایر عقاید مذهبی حالا برای این که اینجا عرضم کاملا توضیح داده بشود یک نظری به انقلابها و نهضتهای گذشته این صد ساله اخیر بنماییم ببینیم که در این یک صد ساله اخیر این نهضتها و انقلابهای مذهبی و دینی چی بوده است آنوقت می توانیم مساله اندیشه های سیاسی امام را درست درک کنیم. خوب مثلا فرض کنیم در نهضت مشروطه علما پیشگام و پیشقدم بودند بعضی از مراجع بزرگ تقلید نجف پیشگام بودند مثل مرحوم آخوند خراسانی رهبر این نهضت بزرگ بود مرحوم آقای نائینی همینطور و در داخل هم علمای بلاد، تهران و سایر بلاد پیشگام و پیشقدم بودند ملت و مردم هم قیام کردند و با استبداد مبارزه کردند خوب یک نهضتی بود و حرکتی بود دینی و اسلامی اما هدف از این حرکت و نهضت این بود که یعنی این شد که فقط با استبداد مبارزه بشود و یک کشور مشروطه مانند آنچه که در دنیا بعنوان کشور مشروطه بود و شاید همزمان در روسیه و در ژاپن هم تاسیس شد یک کشور مشروطه بوجود بیاید مجلسی داشته باشد مردم راءی بدهند نمایندگانی داشته باشند اما از نظر اسلامی و دینی چطور با این که حرکت، حرکت دینی و اسلامی بود و علما و بزرگانی پیشگام و پیشقدم بودند اما در عین حال عواملی در کار آمد و اسلام در حاشیه، حاشیه این نهضت قرار گرفت بعد از تلاشها، فشارها و حرکتهایی که منجر شد بالاخره به اعدام مرحوم یکی از بزرگان و علما بالاخره این تلاشها به آنجا رسید که در قانون اساسی ذکری از مذهب ببرند و ۵ نفر هم از علمای طراز اول در مجلس حضور داشته باشند که احکام صادره و قوانینی که تصویب میشود بر خلاف اسلام نباشد پیش از این بعد از تلاشها بعد از فشارها بعد از آنی که مردم فریاد زدند ما مشروطه مشروعه می خواهیم آخرش این شد سلطنت به جای خودش بود و عرض کنم که از اسلام و از دین همین مقدر آن هم با این همه تلاش و بعد هم روشنفکرها و غربزده ها آمدند و همان مشروطه را هم مبدل کردند به استبداد نوین و بعد هم رضا خان آمد و همه مسائل را برچید خوب اما امام آمد و از اول یک اندیشه سیاسی دینی اسلامی به جامعه ارائه داد اولا قرنها تبلیغ کردند که دین از سیاست جداست تفکیک دین از سیاست جدایی دین از سیاست را در جامعه ما تبلیغ کردند در شیعه بیشتر تبلیغ کردند به طوری درآمد که فرهنگ مردم شد اگر مردم یک روحانی را می دیدند که دم از مسائل سیاسی می زند این روحانی در نزد مردم یک مقداری سرافکنده شاید بعضیها او را رمی به گناه و معصیت و از این قبیل به او نسبت می دادند یا آدمهای متدین اینها اصلا با سیاست فاصله می گرفتند جهت هم داشت یک جهت از این طرف دین در باور مردم و در فرهنگ مردم عبارت شد از مسائل فردی فقط نماز خواندن و روزه گرفتن و عرض کنم که مجالس وعظ و خطابه و مسائل فردی این از یک طرف و از آن طرف حکومتهای طاغوتی، جبار، ظالم گناه کار فاسد خوب قهرا دین را وقتی اینجور ما تفسیر کنیم و حکومتها را هم اینجور در خارج ببینیم نتیجه اش همین می شود که مردم متدین علماء اینها از سیاست فاصله بگیرند در حالی که ما اگر سیاست را تبیین می کردیم ما که می گویم یعنی گذشته گان سیاست را تبیین می کردند حکومتها را معرفی می کردند قهرا این تبلیغات گسترده اجانب که دین از سیاست جداست بصورت یک فرهنگ عمومی درنمی آمد و می فهمیدند سیاستی که منظور است همکاری با طاغوت نیست داخل شدن در رژیم فرض کنید به این که منحوس پهلوی نیست و سیاست از نظر اسلام یک چیزی دیگر است ضمنا قیافه طاغوتها و حکومتها هم معرفی می شد. امام ابتکاری که به خرج داد مهمترین مساله ای که در جهان اسلام در زمان امام رخ داد این بود که اولا آمد این فرهنگ را منقلب کرد اول یک در واقع انقلاب فرهنگی بوجود آورد و به مردم فهماند که نه دین از سیاست تفکیک نیست منفک و جدا نیست و البته منظور از سیاست و منظور از دین را برای مردم تا آنجا که می توانست بیان فرمود و تبیین کرد و بعد هم که این مطلب را برای مردم یک مقداری جا انداخت و خودش هم آمد توی صحنه آمد و مساله ولایت فقیه را که محور اندیشه سیاسی امام است مطرح کرد خوب در نهضت مشروطه مساله ولایت فقیه اصلا مطرح نبود در نهضت تنباکو مساله ولایت فقیه مطرح نبود نه در کتب فقهی مطرح نبود نه در این حرکتهای سیاسی مساله ولایت فقیه و حکومت دینی اصلا مطرح نشد اما امام آمد مساله حکومت دینی و ولایت فقیه را مطرح کرد آن هم کیفیت مطرح کردن مساله ولایت فقیه از دیدگاه امام با دیگران تفاوت داشت حالا این جمله را هم برای تبیین با مواضع سیاسی امام دقت بفرمایید علما و بزرگان مساله ولایت فقیه را مطرح کردند و عده ای مانند صاحب جواهر و مرحوم نراقی و مرحوم مراغه ای و مرحوم محقق ثانی و مقدس اردبیلی و آیه الله العظمای بروجردی و در این اخیر آیه الله العظمای گلپایگانی اینها معتقد به ولایت فقیه و بلکه ولایت مطلقه فقیه بودند که حالا آن یک بحثی است که احتیاج به وقت مفصلی است اما اکثر کسانی که مساله ولایت فقیه را مطرح می کردند با این فرض مطرح می کردند خوب دقت کنید، با این فرض که حکومت در دست ظالمین و طاغوتهاست با این فرض که حکومت در دست ظالمین و طاغوتهاست فقیه چه اندازه ولایت دارد چه اندازه اختیار دارد یعنی هیچ وقت این بحث مطرح نشد که فقیه بیاید حکومت تشکیل بدهد مرحوم شیخ مفید مساله ولایت فقیه را با این که با یک معنای وسیع و گسترده ای حتی جهاد را هم برای فقیه قائل است جهاد ابتدائی را برای فقیه قائل است اما اینطور مساله را مطرح می کند خوب دقت کنید می گوید اگر فقیهی از طرف یک ظالم و ستمگری امیر شد، فرماندار شد والی شد که اختیار به دستش بود یا قاضی بود از طرف یک ظالم و ستمگری که می توانست در مسائل اسلامی کاملا دخالت کند اینجا واجب است بر این فقیهی که از طرف ظالم امیر است یا فرماندار است یا قاضی است مسائل اسلامی را پیاده کند اسلام را پیاده کنند حتی با کفر و کافر بجنگد اما نیتش این باشد که من نماینده امام زمانم نه این جائر و ستمگر خودش را نماینده امام زمان چه اجازه داده است به او در امور مردم تصرف کند خودش را اینجوری فرض کند و خودش را به عنوان نماینده جائرین و سلاطین قرار ندهد. خوب ببینید شرایط جوری بود که اصلا این فکر به ذهن نمی رسد که می شود فقیه خودش در راس باشد و از طرف سلطان امیر نباشد در راس حکومت باشد دیگران هم باز داریم اگر بین فقها که همین تعبیر مرحوم مفید را دارند اما امام اصلا مساله ولایت فقیه را در این زمینه شروع کرد که حکومتی برای فقیه باید تشکیل داد حکومتی اسلامی باید تشکیل داد که در راسش فقیه است ببینید چقدر تفاوت هست این معنی اندیشه سیاسی امام است که امام اساس حرکتش و اساس قیامش را مساله ولایت فقیه قرار داد و در رابطه با عرض کنم حضورتان که مقدار و سعه اختیارات ولایت فقیه هم می دانید که تا این اواخر از اول هم توی کتابهایش در این مطلب پافشاری داشت که می گفت ولایت مطلقه فقیه چرا می گفت مطلقه؟ حالا من یک توضیحی درباره این ولایت مطلقه بگویم قبل از آنی که بقیه عرایضم را عرض کنم معنی مطلقه این نیست که ولایت دارد فقیه بدون هیچ قید و شرطی معنی مطلقه این نیست معنی مطلقه این است که فقیه ولایت دارد حکومت دارد در شئون مسلمین حق دارد که تصرف کند و اداره کند جامعه را اما در محدوده مصالح، مطلق هست در برابر آنهایی که می گفتند فقیه ولایت دارد بر امور جزئی بر افرادی که غائبند بر صغیر بر موقوفات بر این مسائل جزئی و محدود می کردند ولایت را امام یا کسانی دیگر که ولایت مطلقه را قائلند می گویند نخیر محدود به این مسائل نیست اما به در عین حال نمی خواهند بگویند محدود به مصلحت نیست امام کرارا این مطلب را می فرمود که ولایت مطلقه در حد مصالح مسملین در حد مصالح اسلام خوب ما احکام اولیه داریم حلال حرام واجب مستحب مکروه در مسائل عبادی در مسائل اجتماعی در مسائل سیاسی در جهاد در مسائل اقتصادی احکام اولیه اسلامی این خوب روشن یک احکام ثانویه هم داریم که در اضطرارها ضرورتها حرجها ضررها که اینها را هم می گویند احکام ثانویه اما یک احکام دیگر هم داریم به نام احکام ولائی و سلطانی احکام حکومتی احکام حکومتی و احکام ولایی آن احکامی است که ولی امر حال پیغمبر باشد یا امام معصوم باشد یا فقیه باشد احکامی است که جامعه را باید با آن احکام اداره کند با احکام اولیه و ثانویه نمی شود جامعه را اداره کرد امام در یکی از نامه هایی که نوشته اند و سخنانی که از ایشان باقی مانده است همین است که با احکام اولیه و ثانویه نمی شود جامعه را اداره کرد و بسیاری از این قوانینی که در کشور اسلامی هست و فرمانهایی که داده می شود و مسائل دیگر است اینها احتیاج به امر حاکم شرعی و ولی امر شرعی دارد که البته در طی این چند سال ما با این مسائل کاملا آشنا هستیم خوب امام ولایت مطلقه فقیه را مطرح کرد یعنی حکومت و تصریح کرد به این که باید حکومت تشکیل داد و از صفر شروع کرد در نجف فریاد زد که از صفر شروع کنید بنابراین اندیشه سیاسی امام یک پایه هایش یک اسلام است دو حکومت دینی است آن هم در شکل ولایت فقیه و سوم هم مردم که آنها هم بعد عرض کنم در دوران نهضت و انقلاب قبل از پیروزی انقلاب هم امام از این ولایتی که برای خودش قائل بود کرارا استفاده کرد روزی که در بعد از حادثه فیضیه امام آن اعلامیه را داد و فرمود به این که تقیه را من حرام کردم تقیه جائز نیست اگر جائز هم بود من حرامش کردم این فرمان امام به این که من تقیه را حرام کردم بر چه اساسی بود بر همین اساس ولایت بود یعنی آنروز می دید اسلام در خطر است اسلام و کیان اسلام در معرض خطر است و در وضعی که اسلام در خطر باشد تقیه را نباید تقیه دیگر جایز نیست فرمود جایز نیست یعنی به حکم اولی جایز نیست اگر هم جایز باشد من تحریمش کردم این از مقام ولایتش استفاده کرده باز مثلا فرض کنید به این که در آن سخنانی که د
راهنمای خرید:
همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.