خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله جنتی ۱۳/۱۲/۱۳۷۸
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله جنتی ۱۳/۱۲/۱۳۷۸ قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله طاهری خرم آبادی ۲۲/۱۱/۱۳۷۸
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله طاهری خرم آبادی ۲۲/۱۱/۱۳۷۸ قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
07ساعت
11دقیقه
07ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله یزدی ۲۹ /۱۱ /۱۳۷۸

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 63

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
4 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

ارائه‌ی فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله یزدی ۲۹ /۱۱ /۱۳۷۸ – تجربه‌ای خاص و متمایز!

پاورپوینتی حرفه‌ای و متفاوت:

فایل فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله یزدی ۲۹ /۱۱ /۱۳۷۸ شامل 120 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شده‌اند.

ویژگی‌های برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله یزدی ۲۹ /۱۱ /۱۳۷۸:

  • طراحی خلاقانه و حرفه‌ای: فایل فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله یزدی ۲۹ /۱۱ /۱۳۷۸ به شما این امکان را می‌دهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیره‌کننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
  • سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله یزدی ۲۹ /۱۱ /۱۳۷۸ به گونه‌ای طراحی شده‌اند که استفاده از آن‌ها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
  • آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله یزدی ۲۹ /۱۱ /۱۳۷۸ با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.

کیفیت تضمین‌شده با دقت بالا:

فایل فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله یزدی ۲۹ /۱۱ /۱۳۷۸ با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهم‌ریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بی‌نقص و حرفه‌ای هستند.

نکته مهم:

هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخه‌های غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله یزدی ۲۹ /۱۱ /۱۳۷۸ با دقت و حرفه‌ای تنظیم شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله یزدی ۲۹ /۱۱ /۱۳۷۸ را دانلود کنید و ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله یزدی ۲۹ /۱۱ /۱۳۷۸ :

خطبه اول

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله رب العالمین باری ء الخلائق اجمعین الذی بعد فلا یری و قرب فشهد النجوی تبارک و تعالی و الصلاه و السلام علی اشرف الانبیاء و افضل السفراء و خاتم الرسل محمد و علی آله الطیبین المعصومین .

اوصیکم عباد الله و نفسی بتقوی الله فان خیر الزاد التقوی .

خواهران و برادران نمازگزار را توصیه و سفارش می کنم به رعایت تقوی و مراقبت نفس مواظبت از حدود و احکام الهی.

امیرالموءمنین سلام الله علیه می فرمایند که در یک جمله ای: فانی اوصیکم بتقوی الله الذی ابتداء خلقکم و الیه معادکم، سفارش می کنم شما را به تقوی و مراقبت حدود الهی آن خدایی که شما را آفرید و به او باز خواهید گشت اول اوست و آخر هم اوست از او و به او مراقبت کنید و رعایت تقوی را داشته باشید فان تقوی الله دواء داء قلوبکم و بصر عماء افئدتکم و شفاء مرض اجسادکم و صلاح فساد صدورکم و ظهور و دنس انفسکم و جلاء عشا بصائرکم من اگر بخواهم اینجا … مقدار مختصری در ترجمه توضیح بدهم و تشریح کنم وقت کم هست تقوای خدا بیماریهای دلهایتان را دردهایش تقواست مرض درونی و مرض نفس تقوی دوایش است و با تقوی این بیماریها اصلاح می شود چشمهای بسته و نابینا با تقوی باز می شود و حقایق را درست می بیند و واقعیات را آنچه که هست می بیند نه آنچه که می گویند و قلب را باز می کند فساد سینه را اصلاح می کند آلودگیهای درونی را پاک می کند و پرده های جلو چشم را کنار می زند و چشم درست دید پیدا می کند و می تواند واقعیات را آنچه که هست ببیند و بشناسد و دوست و دشمن را تشخیص بدهد و راه و چاه را تشخیص بدهد، حق و باطل را تشخیص بدهد و آنچه که خیر و حق هست انتخاب کند و عمل کند.

ما در خطبه اول معمولا بحثی از شکل حکومت اسلامی از دید قانون اساسی داشتیم و رسیدیم به بند ششم از اصل سوم امروز مختصری در حد فرصت خیلی فشرده در جمله ای که در بند ششم هست توضیح عرض کنم عبارت این است که محو هر گونه استبداد و خودکامگی و انحصارطلبی همانطور که قبلا هم گفتیم در اصل سوم ۱۶ بند هست و همه اینها را اجرایش را از وظائف دولت می داند و دولت یا حکومت در این اصل به معنی کل نظام است نه به معنی قوه مجریه که قبلا توضیح داده شد محو هر گونه استبداد و خودکامگی و انحصارطلبی سه تا واژه هست آیا این سه واژه یک معنی دارد یا سه تا معنی دارد استبداد و خودکامگی و انحصارطلبی اینها هر سه یک مطلبند یا سه مطلب قاعدتا باید گفت سه مطلبند در نوشته ای مثل قانون اساسی که خبرگان تنظیم می کنند با آن دقت الفاظ و کلمات مترابط استعمال نمی کنند و کار نمی برند مقصود از این کلمات هر کدام مطلب خاص خودش را دارد بهترین دلیل و قرینه جمله ایست که در مقدمه قانون اساسی آقایانی که با کتاب قانون اساسی آشنا هستند می دانند یک مقدمه ای در همان خبرگان اول تنظیم شده و همه کلمات و عبارات آن مقدمه در خبرگان به نوعی تصویب شده و مصوب تلقی می شود گرچه قانون نیست ولی مبانی این اصول را اکثرا به اش اشاره کرده تحت عنوان شیوه حکومت در اسلام حدودا نزدیک دو صفحه مطلب نوشته شده در بخشی از مطالب این عبارت هست با توجه به ماهیت این نهضت بزرگ قانون اساسی تضمین گر نفی هرگونه استبداد فکری و اجتماعی و انحصار اقتصادی می باشد که خوب اینجا خیلی روشن این دوتا از هم جدا کرده استبداد برده سراغ مسائل فکری و اجتماعی انحصار برده سراغ مسائل اقتصادی دنبالش هم دارد و در خط گسستن از سیستم استبدادی و سپردن سرنوشت مردم به دست خودشان تلاش می کنند و بعد هم این بخشی از آیه شریفه را ذکر کرده که درباره پیغمبر اکرم هست که و یضع عنهم اصرهم و الاغلال التی کانت علیهم یعنی پیامبر سختی و سنگینی برمی دارد زنجیره ها را از پا باز می کند یعنی اسلام آزادی را آورده اسلام آزادی داده اسلام کسانی را که برده و بنده این و آن بودند و برده و بنده دنیا و پول و ریاست و شهوت و کذا و کذا بودند اسلام آمده این بندها را باز کرده و به انسان گفته که به تعبیر امیر المؤمنین سلام الله علیه لقد خلقک الله حرا فلا تجعل نفسک عبدا لغیرک خداوند تو را آزاد خلق کرده است خودت را بنده این و آن قرار نده و همین امیر المؤمنین علی علیه السلام می فرماید الهی کفی بی عزا ان اکون لک عبدا، و کفی بی فخرا ان تکون لی ربا بالاترین عزت برای من این است که بنده تو هستم بنده هیچ کس و هیچ چیز نیستم بنده تو هستم و بالاترین افتخار این است که مولای من فرمانده من ولی من تو هستی هیچ کس بر من ولایت ندارد نفس که جای خودش را دارد او تصویب شده و درست شده است ولی تو ولی من هستی از اینجا استفاده می شود که این سه جمله هر یک معنای خاص خودش را دارد حالا البته من اینجا فرصت زیادی هم نیست شاید امروز هم مناسب نباشد من زیاد این بحث را باز بکنم به دلیل مطالبی که باید در خطبه دوم به عرضتان برسانم ولی بطور اجمال عرض می کنم که اگر یک کسی آمد گفت قانون چنین می گوید و در قانون هم ابهامی نیست و جز از قانون از هیچ چیز دیگر نمی شود تبعیت کرد به قانون باید عمل بشود آیا این شخص که می گوید به قانون عمل کنید مستبد است و می شود گفت عمل به قانون و تکیه روی قانون و اصرار به قانون استبداد است یا مبارزه با استبداد اگر یک قاضی در یک محکمه ای به پرونده ای رسیدگی کرد و درباره کسی حکم کرد و گفت که بر اساس این ماده قانونی و این پرونده مثلا این ملک مال زید هست یا این آقا بدهکار به این آقا هست یا این جرم از این آقا صادر شده است و به هر حال حکم مجازات را هم صادر کرد مثلا بازداشت جریمه زندان هر چیزی است حکم صادر کرده این قاضی مستبد است استبداد به خرج برده است که می گوید قانون این را می گوید غیر از این قانون هم هیچ کار نمی شود کرد باید بروی زندان می شود گفت آدم مستبدیه اگر نیروی انتظامی با متخلف برخورد کرد توی خیابانی کسی مثلا از چراغ قرمز عبور می کند سرعت غیر مجاز داشته یا تخلف دیگری کرده نیروی انتظامی جلویش را می گیرد همانجا هم جریمه اش می کند و یا پرونده تشکیل می دهد و پرونده را می فرستد به دستگاه قضائی این مامور نیروی انتظامی مستبد است یا اصولا استبداد در دائره اجرای قانون راه ندارد و اجرای قانون خود مبارزه با استبداد است یعنی با عمل به قانون جلوی استبداد گرفته بشود حالا جمله ای که من از مقدمه قانون اساسی خواندم استبداد را برده سراغ بحث فکری بنده می خواهم عرض کنم در تصمیگیری های جمعی بیشتر مساله استبداد به رای هست چرا چون در مقابل استبداد حضرت امیر سلام الله علیه مشاوره را قرار داده فرموده است من استبد برایه فقد هلک و من شاور الرجال فقد شارکها فی عقولها و شارکهم به عقولهم بنا به نسخه دیگری نسخه اصلی شارکها آنچه که من دیدم یعنی حضرت امیر استبداد را برابر مشاوره قرار داده می گوید آدمهایی که مستبدند مشاوره نمی کنند آدمهایی که مشاورند اینها به تعبیر ایشان در عقول دیگران شرکت کردند یعنی از عقل دیگران استفاده کردند پس بیشتر مسئله استبداد می رود سراغ مسائلی که در محیطهای فکری به کار گرفته می شود مجلس شورای اسلامی طرحی لایحه ای مطرح است دارند بحث می کند کمسیونهای مجلس مسئله ای مطرح است دارند بحث می کنند دولت محترم مسئله ای را به بحث گذاشته و اعضای کابینه دارند بحث می کنند یا کمسیونهای دولت دارند بحث می کنند مجمع تشخیص مصلحت دارد بحث می کند و این بحث یک دور می گردد دو دو می گردد آن آقا فقط حرف خودش را می زند و هیچ حاضر نیست به استدلالات دیگران کمترین توجهی بکند می گوید همین که من می گویم همین است این یک نوع استبداد به رای تلقی می شود ولذا غالبا هم کلمه استبداد را دنبالش رای را آوردند یعنی نظر یعنی آنجاهایی که جای نظر و رای و اظهار عقیده است کسانی مستبدند یعنی حاضر نیستند از عقل دیگران و فکر دیگران استفاده کنند و از مشورت محروم می کنند خودشان را بنابراین در قانون و اجرای قانون هرچه جامعه تکیه اش به قانون بیشتر باشد این همان محو استبداد و مبارزه با استبداد است و هرچه در محافل تصمیم گیری و بحث و گفتگو مثل مواردی که عرض کردم اشخاص گوش کنند استدلال به اش توجه بکنند نقض و ابرام را توجه بکنند و دقت بکنند که طرف چی می گوید و حرف طرف را بفهمند و به هر حال آنچه به حق نزدیکتر است و آنچه که واقعا به صلاح نزدیکتر آن را بپذیرند خوب این می شود مقابله با استبداد کسی شعری گفته بود در مدح مشاوره به اش گفتند شعرت خیلی عالی بود گفت آن شعر بود ولی اگر حقیقت را می خواهید مشاوره معنایش این است ان المشاور بین الصواب یفوز بثمرته او خطاء یشارک فی مکروهه آدم مشاور کسی است که پس از مشورت اگر به نتیجه مثبت رسید و عمل شد یفوز بثمرته یعنی نتیجه و ثمره مشورت مال اوست و به حساب او می گذارند به حساب مشاورهایش نمی گذارند ولی اگر خطا شد و اشتباه از آب درآمد شریک می کند دیگران را و مشاورشان را می گوید خوب به هر حال یک کاری بوده که با مشورت انجام شده به اش گفتن این مضمون واقعا از شعرش گویاتر است همینجور هم هست واقعا مشورت نتیجه اش این می شود که یفوز بثمرته و شارک فی مکروهه بهر صورت کلمه استبداد برمی گردد به مراحل فکری منتهی آن جمله ای که من از قبل در قانون اساسی خواندم می گوید و اجتماعی یعنی سراغ مسائل اجرایی هم آورده است یعنی کسانی در محیطهای فکری و بحث و گفتگو خوب اهل مشاوره هستند اهل تفاهم هستند اهل استدلال و برهان هستند بهرحال وقتی حق روشن شد او را می پذیرند کسانی هم مستبدند خوب این نفی شده است اما دولت باید با این مقابله بکند و دولت هم معنایش هر سه قوه هستند یعنی مجلس و کمسیونهای مجلس یعنی مجمع تشخیص مصلحت یعنی دولت یعنی آدمهای خودرای و مستبد به رای توی مجلس توی دولت در مجمع تشخیص در کمسیونهای مربوطه باید یک کار کرد که این صفت را کنار بگذارند این حالت را کنار بگذارند و واقعا اهل استدلال بشوند اهل دقت و بحث و کشف حق بشوند و آنچه که حق است همان را بپذیرند شما هیچ دینی به اندازه ای که در اسلام عزیز نسبت به بحث و گفتگو فکر و دقت و مطالعه ترغیب شده ترغیب نشده باشد بنابراین محض استبداد تا اینجا معنایش می شود کسانی که در مقام تصمیم گیریهای جمعی حالت استبدادی دارند مجموعه نظام اسلامی باید این افراد را بهرحال اصلاحشان بکند یا کنارشان بگذارد و همینطور در مسائل اجتماعی یک فرماندار یک استاندار یک وزیر یک به اصطلاح رئیس اداره است کسی که اجرائیات دستش است این مسئله ای را تصمیم می گیرد می خواهد عمل کند می گوید آقا این درست نیست این کار مصلحت نیست می گوید نه خیر مصلحت همین است که من می گویم می گویند این کار اشکال قانونی هم دارد می گوید نه خیر اشکال قانونی هم ندارد می گویند این کار با آیین نامه هم نمی خواند می گوید نه خیر همین که من می گویم درست است شما نه قانون را درست فهمیدی نه آیین نامه را درست فهمیدی و به هر حال روی نظر خودش می ایستد و اجرا می کند و در اجرا عمل می کند این استبداد به اصطلاح اجتماعی این آدمهای مستبد توی نظام حکومتی غالبا برای خودشان و دیگران مشکل درست می کنند و قانون اساسی می گوید با هر نوع استبداد که من کلمه هر نوع دیگر اینجا که در خود قانون آمده می خواهم بگویم انواع استبداد و فرصت تشریح انواع استبداد نیست که در نظام باید همه این استبدادها برداشته بشود هم در مقام رای و هم در مقام اجراء و عمل و هم در خیلی جاهها اینکه مربوط به مسائل اجتماعی و نظام و حکومتی می شود خودکامگی هم بیشتر در فرد در موارد اجرایی عمل می شود آدمهای خودکامه یعنی کسانی که می گوید منفعت من مصلحت من حزب من گروه من و شخص من و خودش را بر همه چیز ترجیح می دهد و خودش را بر همه مقدم می داند توی نظام اسلامی این صفت از حکومت باید برداشته بشود بر اساس این بند از قانون اساسی نباید آنهایی که من، من می کنند آنهایی که فقط به من تکیه می کنند و روی من پافشاری می کنند و من را آنقدر بزرگ می کنند که همه چیز را تحت الشعاع من قرار می دهند این بند قانون اساسی می گوید اینها توی حکومت نباید باشند و به شکل حکومت اسلامی این منیتها نیست و نباید باشد این آدمهای خودکامه یعنی به نفع خودش همه چیز را می خواهد تا جایی که به نفع خودش هست، هست و خوب است اگر یک جایی دید به نفع خودش نیست دیگر آنجا می بینید که مقابله می کند و انحصار البته انحصارطلبی که باز در این قانون آمده در این بند از اصل قانون اساسی آمده درست است که توی مقدمه قانون می گوید انحصار در مسائل اقتصادی و در حقیقت متعلق را فقط بحثهای اقتصادی قرار داده که معلوم است توی قانون اساسی هم چندین اصل اصلا برای این مطلب وارد شده که انحصار در مصالح اقتصادی ممنوع است و بهر حال نباید غیر از چیزهایی که در اصل ۴۹ هست در اصول متعددی بحث شده که انحصار نباید باشد و بهر حال همه مردم در امور اقتصادی حق دارند که حالا متاسفانه یا خوشبختانه من حالا فرصت باز کردن این بحث را ندارم اگر قرار بود و توفیقی بود در جلسه بعد ممکن است یک کمی من توضیح بدهم بهرحال این بند از قانون اساسی می گوید استبداد، خودکامگی و انحصار طلبی البته انحصار طلبی با خودکامگی این فرق را پیدا می کند که خودکامگی بیشتر روی فرد هست ولی انحصارطلبی ممکن است افرادی یا جمعی یا شرکت حقوقی انحصارطلبی بکند و حالا به خصوص اگر گفتیم مسائل اقتصادی می گوید این نوع جنس فقط در انحصار این شرکت است یا این نوع وارد کردن این جنس فقط در انحصار فلان شخص است و امثال اینها که حساب شده و توضیحش در جای خودش که در مسائل اقتصادی این بحث را باز بکنند و به نظر ما اختصاص مسائل اقتصادی ندارد گرچه در مقدمه قانون اساسی گفته است استبداد فکری و انحصار اقتصادی اما ظاهرا اختصاص ندارد بخصوص که با اصطلاح طلبگی ما کلمه مفید عموم را به کار برده یعنی می گوید هرگونه استبداد و هرگونه انحصارطلبی معلوم می شود هر یکی از اینها انواع و اقسامی دارد و همه اش را می گوید در نظام حکومت اسلامی باید برچیده بشود و نباید این مسائل در شکل حکومت اسلامی باید فعلا در این بحث به همینجا اکتفا می کنیم که اگر لازم بود و توفیقی بود در آینده توضیحی داده بشود.

بسم الله الرحمن الرحیم

قل هو الله احد الله الصمد لم یلد و لم یولدو لم یکن له کفوا احد.

خطبه دوم

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله علی آلائه و الشکر علی نعمائه و الصلاه و السلام علی محمد و آله ، اللهم صل و سلم علی نبیک محمد و علی وصیه علی امیر المؤمنین و علی الصدیقه الطاهره فاطمه الزهراء سیده نساء العالمین و علی سبطی الرحمه الحسن و الحسین و علی علی بن الحسین و محمد بن علی و جعفر بن محمد و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمد بن علی و علی بن محمد و الحسن بن علی و الخلف القائم المهدی صلوات الله علیهم اجمعین. اوصیکم عباد الله و نفسی بتقوی الله.

خود و شما را توصیه می کنم به رعایت تقوی امام صادق علیه السلام می فرماید کان ابو جعفر یقول عظموا اصحابکم و قدروهم حضرت از پدرشان امام باقر علیه السلام نقل می کنند که حضرت می فرمایند اصحاب خودتان را دوستان خودتان را یاران خودتان را بزرگ به حساب بیاورید برایشان اعتبار قائل بشوید برایشان ارزش قائل بشوید احترامشان بکنید وقار و سنگینی برایشان قائل بشوید ولا یتهجم بعضکم علی بعض به همدیگر هجمه نکنید به همدیگر هجوم نیاورید علیه همدیگر حرف نزنید توهین نکنید تحقیر نکنید نقل نکنید تخریب نکنید و لا یتهجم بعضکم علی بعض بهرحال شما امت واحده هستید جامعه اسلامی هستید مسلمان هستید سعی کنید احترام همدیگر را حفظ بکنید تخریب یکدیگر کار بسیار زشت و بدی هست و هجمه به یکدیگر کار انسانی نیست و لا یتهجم بعضکم علی بعض و لا تضادوا با هم رو در رو قرار نگیرید با هم دعوا نکنید خوب شما یک مطلبی دارید آن طرف هم یک مطلبی دارد شما یک فکری دارید آن طرف هم یک فکری دارد همانطور که عرض شد خوب بحث می کنند صحبت می کنند باید حق روشن بشود با آنچه که حق است تبعیت بکنید مگر زندگی چقدر است مگر چقدر حق و چند ساله چند دوره است و چند وقت هست بهرحال انسان چه جوری می خواهد زندگی کند و چقدر می خواهد زندگی کند این تضاد و تقابل و درگیری و پنجه توی روی هم کشیدن تضاد بسیار کار زشت و بدی هست هجمه بسیار کار زشت و بدی هست امام صادق علیه السلام دارند از قول امام باقر علیه السلام نقل می کنند و به من و شما توصیه می کنند و لا تحاسدوا حسد به همدیگر نورزید حسادت نورزید اگر کسی جلوتر هست نعمت از نعمتی برخوردار هست توفیقاتی خدا به اش داده از نعمتها استفاده هایی دارد می کند یا خدا به هر حال نعمتی از هر جهت به اش عنایت کرده سلامتش موقعیتش زندگیش زن و بچه اش پست و مقامش حسادت نورزید بگویید خدایا بر او ارزانی داشتید مثلا به من هم بده یا آنچه مصلحت من است عنایت بفرما و ایاکم و البخل آدمهای بخیل و تنگ نظر و تنگ دست هم نباشید کونوا عباد الله المخلصین و در یک نسخه هم هست کونوا عباد الله الصالحین بندگان خاک و خالصی باشید فقط به خدا بیندیشید به خدا فکر کنید برای خدا کار کار کنید نه برای دنیا و برای زندگی و برای حزب و برای گروه و برای نمی دانم جناح و به هر حال برای خود و گاهی هم دیده شده است یک کسی مدتی توی این جناح است برای همان جناح کار می کند بعد می رود توی جناح دیگر برای آن جناح کار می کند در هر دو صورت برای خودش کار می کند این چه جور حق جناح بندی هست که اگر از یک عضویتی تغییر عضویت پیدا کرد همه چیز عوض می شود چقدر انسان مبنایش سست و سبک باشد که به هر حال خدا را کنار بگذارد حضرت می فرماید کونوا عبادالله المخلصین بندگان خالص خدا باشید یا عبادالله الصالحین بندگان صالح و با صلاح خدا باشید دنبال فساد نروید و اگر گاهی هم شیطان فریب داد سعی کنید زودتز از چنگش خلاص بشوید در این خطبه من دو سه تا مطلب را لازم هست که به طول اجمال و فشرده که وقت گذشته ست خدمتتان عرض می کنم.

اول نسبت به میلاد حضرت امام رضا سلام الله علیه ثامن الائمه ضمن عرض تبریک به همه شیعیان حضرت و به شما خواهران و برادران نمازگزاران میلاد حضرت را تبریک عرض می کنم معمولا توی زیارت هم کلمه غریب به کار رفته من گاهی از بعضی دوستان پرسیدم که امام رضا علیه السلام از روزی که از مدینه آمدند به طوس دعوتشان به یک دعوت رسمی بود تو راه خیلی احترام کردند در طوس خیلی احترام کردند بعداش هم خیلی موقعیت داشتند همیشه هم که تقریبا دورورشان شلوغ هست همیشه هم که احترام زیادی ازشان شده است وضع مالیشان هم که خیلی خوب است چطور حضرت را غریب تعبیر می کنند این چه غربتی هست که از همه به اصطلاح دوست و رفیق و شیعه و علاقمند و محب زیاد دارند این را باید فکر کنید جوابشان قاعدتا به جوابهایی هم می رسید و من خیال می کنم به آن جواب صحیح و اصلی هم خواهید رسید که یک انسانی که در بین جامعه غریب تر از همه است و باید برود حرفش را توی بیابان و سرش را توی چاه بکند و به چا بگوید با این که توی جامعه و متن جامعه است می رسد شرایط سیاسی و اجتماعی و اوضاع و احوال به گونه ای که به هیچ کسی نمی تواند حرفش را بگوید این را تا آدم درست وارد صحنه ها نشود نمی تواند بفهمد یعنی چی بهر حال همه می دانیم که اوضاع و احوال و شرایط زمان حضرت که تقریبا در دوران سه تا خلیفه است خلفای عباسی زندگی کردند زمان هارون و امین و مامون دوتا پسر هارون و جنگهای به خصوص بعد از هارون رخ داد دعواهایی که بین این دوتا پسر رخ داد امین و مامون و اوضاع و احوال آشفته سیاسی که در حقیقت یکی از نقشه های سیاسی به معنای متعارف دنیای روز مامون کشید که حضرت رضا را دعوت بکند و ایشان را پیشنهاد بکند برای خلافت و ولی عهدی و در حقیقت بقیه را آرام بکند پیش پایشان بنشاند و جلوی خیلی از اختلافات داخلی کشور را بگیرد و یک سری تبلیغاتی هم علیه ایشان داشته باشد که خوشبختانه همینجور که می دانید حضرت با برخوردارهای دقیقتر تمام نقشه های مامون را نقش بر آب کردند از قبیل موقع خروجشان از مدینه که تقریبا همه را متوجه کردند این سفر اجباریه این سفر از روی کراهت است این سفر برگشت ندارد حتی زن و بچه اش را همینجور که می دانید گویا هم تسلیم کردند و بعد هم دستور دادند که گریه کنید برای من گفتند آخر آقا شما سر راه سفر هستید گریه سر راه مسافر حضرت فرمود بله درست ولی این سفر غیر از آن سفرهاست و به اطلاع جمع زیادی رسید و آهسته آهسته تقریبا همه ساکنین مدینه فهمیدند یک نوع اجبار و کراهت در کار هست و این خیلی نقش داشت بعداش در راه که راه طولانی که حضرت را از مدینه آوردند و به هر حال شهرهایی که در بین راه بوده و تا طوس هر کجا هم جریانهایی شیعیان استقبال کردند مشایعت کردند دولت وقت یعنی طرفداران مامون هم حمایت کردند برنامه ریزی می کردند و خوب این موارد بر کی وارد می شدند از کجا خارج می شدند در چند روزی که حضور داشتند چه صحبتهایی می کردند در طول سفر و طول راه بسیاری از حقایق را حضرت بیان کردند که شاید معروفترینش همان جریان دیث سلسله الذهب هست که بهترین کار و دقیقترین کار که حضرت انجام دادند و گفته می شود وقتی می خواستند از نیشابور حرکت کنند نمی دانند واقعا چون بعضی گفتند جمعیت شهر نیشابور آنموقع چه جمعیتی بوده و درجه فرهنگ و سواد چقدر بالا بوده که گفته شده وقتی حضرت قرار شد چیزی را بگویند ده هزار قلمدان کشیده شد که قلم را دربیاورند و جمله حضرت را بنویسند که همین حدیث سلسل

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.