خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله جنتی ۱۴ / ۱۰ / ۱۳۸۰
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله جنتی ۱۴ / ۱۰ / ۱۳۸۰ قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل تفسیر سوره جمعه (۳)
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل تفسیر سوره جمعه (۳) قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
15ساعت
10دقیقه
59ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله یزدی ۷ / ۱۰ / ۱۳۸۰

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 54

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
3 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

فایل پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله یزدی ۷ / ۱۰ / ۱۳۸۰؛ راهکاری شایسته برای ارائه‌های موفق

اگر به‌دنبال یک فایل ارائه‌ی آماده با کیفیت بالا و طراحی حرفه‌ای هستید، فایل فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله یزدی ۷ / ۱۰ / ۱۳۸۰ انتخابی مناسب برای شماست. این مجموعه شامل 120 اسلاید استاندارد و دقیق است که با هدف ارتقاء کیفیت ارائه‌های شما تهیه شده‌اند.

دلایل انتخاب فایل فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله یزدی ۷ / ۱۰ / ۱۳۸۰:

  • طراحی ساختارمند و چشم‌نواز: هر اسلاید با دقت بالا و توجه به اصول طراحی گرافیکی تهیه شده است تا محتوای شما به‌خوبی دیده و درک شود.
  • آمادگی کامل برای ارائه: نیازی به ویرایش مجدد نیست؛ فایل فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله یزدی ۷ / ۱۰ / ۱۳۸۰ آماده‌ی استفاده در کلاس، جلسه یا کنفرانس است.
  • سازگاری کامل با پاورپوینت: نمایش صحیح اسلایدها در تمامی نسخه‌های PowerPoint بدون بهم‌ریختگی یا مشکل ظاهری تضمین شده است.

تولید شده با رویکرد حرفه‌ای:

تمامی بخش‌های فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله یزدی ۷ / ۱۰ / ۱۳۸۰ با هدف ایجاد یک تجربه کاربری روان و بی‌نقص طراحی شده‌اند. جزئیات با دقت بالا تنظیم شده‌اند تا ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید.

توجه:

تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله یزدی ۷ / ۱۰ / ۱۳۸۰ از کیفیت کامل برخوردار است. نسخه‌های غیرمجاز ممکن است شامل اشکالات طراحی باشند و توصیه نمی‌شود از آن‌ها استفاده شود.

با تهیه فایل فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله یزدی ۷ / ۱۰ / ۱۳۸۰، سطح ارائه‌های خود را ارتقاء دهید و مخاطبان خود را تحت تأثیر قرار دهید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله یزدی ۷ / ۱۰ / ۱۳۸۰ :

خطبه اول

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله رب العالمین باری الخلائق اجمعین الذی بعد فلا یری و قرب فشهد النجوی تبارک و تعالی و الصلاه و السلام علی اشرف الانبیا و افضل السفرا و خاتم الرسل محمد و علی آله اجمعین.
اوصیکم و نفسی بتقوی الله فان خیر الزاد التقوی, شما برادران و خواهران نمازگزار و خود را سفارش و توصیه می کنم به رعایت حدود الهی و احکام خدا و تربیت فضیلت تقوی انشا الله شما و ما از این فضیلت بهره مند هستیم منتهی دارای درجاتی هست و انسان در فراز و نشیب زندگی و پیشامد و حوادث آزموده می شود که تا چه اندازه از مرزهای الهی و حدود الهی حراست و حفاظت می کند و یا خدای ناکرده از حمای خدا و حلال و حرام خدا می گذرد و عبور می کند, همیشه هم باید از خدا کمک خواست که خدا به ما توفیق بدهد و کمک بکند که بتوانیم نفس خویش را در برابر امر به سو او حفظ کنیم و احکام خدا را رعایت بکنیم, خواسته های الهی را بخواهیم و منهیات او را ترک کنیم.
ما در خطبه ی اول بحثمان در شکل حکومت اسلامی از نظر قانون اساسی بود رسیدیم به اصل هشتم, که در یک نوبت اصل را خواندیم مختصری هم صحبت کردیم قرار شد یک جلسه دیگر کمی توضیح داده بشود, متن قانون اساسی در اصل هشتم می گوید در جمهوری اسلامی ایران دعوت به خیر, امر به معروف و نهی از منکر وظیفه ایست همگانی و متقابل بر عهده ی مردم, نسبت به یکدیگر, دولت نسبت به مردم, و مردم نسبت به دولت, شرایط و حدود و کیفیت آن را قانون معین می کند و المومنون و المومنات بعضهم اولیا بعض یامرون بالمعروف و ینهون عن المنکر این متن قانون اساسی است.
خوب معنی آیه خیلی روشن هست و استناد اصل به آیه است که در جامعه اسلامی و بین مومنین ولایتی وجود دارد ولایت را به معنای رفاقت, مصاحبت یا اصل اختیارداری در این حد هر طور معنا کنید مومنین نسبت به یکدیگر چنین حقی دارند که دو کار را باید انجام بدهند یکی دعوت به خیر, انسان باید این روحیه را داشته باشد که دیگران را به نیکی و به خوبی و خیر دعوت بکند, بگوید این کارهای خوب را انجام بدهد, باید خدمت به مردم بکنید باید گره گشا باشید باید مشکلات مردم را تا آنجا که می توانید حل بکنید اگر خدا نعمتی به تو داده اگر ثروتی داده قدرتی دارد شهرت و نفوذی داده از این نعمتهای الهی برای کمک به بندگان خدا استفاده کن دعوت به خیر, خیر مطلق هر کاری که خوب است و خیر است و البته معلوم این است که انسان در تشخیص خیر و شر خیلی نیازمند به راهنمایی نیست البته در مسائل شرعی و برخی موضوعات شاید نیاز باشد ولی عقل انسان و فطرت انسانی می تواند مشخص بکند, دعوت به خیر یک امری است که مومنین نسبت به همدیگر باید داشته باشند.
امر دوم, امر به معروف و نهی از منکر امر و نهی یعنی دستور, یعنی باید این کار را بکنید, باید این کار را ترک بکنید, باید در جامعه ی اسلامی کوچه و بازارش, خیابانش, پارکش, سینمایش, اداره اش, و هر جایی که ظهور زندگی اجتماعی مسلمانهاست, ظواهر اسلامی دراش حفظ بشود و دیده بشود چون معروف مشخصترین مصادیق معروف واجبات الهی است و مشخصترین مصادیق منکر محرمات و گناهان است, امر به معروف خواستن این که باید واجبات در جامعه عمل بشود و نباید ترک بشود و باید گناهان و محرمات ترک بشود این یک وظیفه است همگانی مطابق قانون اساسی و شرع هم همین را می گوید آیات هم همین را می گوید, ولتکن منکم امه یدعون الی الخیر و یامرون بالمعروف و ینهون عن المنکر, جمعی باید باشند که این کار را انجام بدهند.
در جلسه گذشته و نوبت گذشته اشاره کردم واجبات کفایی است و مثل همه ی واجبات کفایی همه مخاطبند و اگر عمل نشد همه مسئولند و همه معاقبند نمی شود کسانی بگویند به من مربوط نیست من کاره ای نیستم, شما اگر می بینید یک خلافی در جامعه دارد عمل می شود وظیفه دارید امر کنید نهی بکنید خلاف را نهی بکنید و ترک معروف را امر بکنید وظیفه ایست همگانی و متقابل, متقابل در بین مردم تصریح کرده که نسبت به یکدیگر فرقش که نسبت به قشر دیگر و یا هر فردی نسبت به افراد دیگر که باهم زندگی می کنند باهم معاشرت دارند از کوچکترین واحدهای زندگی اجتماعی یا خانواده یا درون خانه همسر, فرزندان احیانا بستگان و فامیل در رفت وآمدها خوب اگر دیدید رعایت مقررات شرعی نمی کنند باید نهیشان بکنید زنهای نامحرم با مردهای نامحرم کنار یک سفره به اسم میهمانی, جشن, دید و بازدید مثلا ایام عید و هر مناسبتی اگر دیدید رعایت حدود الهی نمی شود باید نهی بکنید شما هر کسی هستید و در هر سمتی هستید حتی فرزندی هستید که کوچکتر از بقیه هستید بزرگترها نمی توانند شما بکنید بزرگترها هم باید بکنند هیچ فرقی نمی کند, نگوئید این کار وظیفه بزرگترهاست بزرگترها باید بگویند.
از درون خانه در فامیل و جمع فامیل و بستگان و رفت و آمدها و بعد محیط اداره و کار وقتی با یک جمعی کار می کنید می بیند رعایت برخی مسائل نمی شود مردم را معطل می کنند امروز برو فردا بیا کاغذ بازی می کنند خدای ناکرده رشوه خواری می کنند, بی اعتنایی به مردم می کنند, مردم را نادیده می گیرند, شما باید زبان باز کنید بگویید این چه وضعی است در این اداره شما هم به رئیست باید بگویید هم به مدیر باید بگویید هم به وزیر باید بگویید و هم به هر کسی که نقش دارد در آن اداره باید بگویید نباید شما بگویید این وظیفه من نیست وظیه ی همگانی است نسبت به یکدیگر یعنی همه مردم نسبت به همدیگر باید زبان امر به معروف و زبان نهی از منکر را داشته باشند حالا من در پایان اشاره می کنم به مراتب عملی که آن بحث جدایی است در گفتن نباید بترسید و باید بگویید و نسبت به دولت قانون اساسی می گوید مردم, دولت نسبت به مردم و مردم نسبت به دولت رابطه متقابل هست.
همانطور که می دانید در قانون اساسی دولت دو طور به کار رفته و استعمال شده در برخی از اصول دولت در برابر قوه مقننه و قوه قضائیه استعمال شده یعنی قوه مجریه و در بسیاری از اصول هم دولت به معنی مجموع حاکمیت است یعنی همه قوا در اینجا که می گوید مردم نسبت به دولت, دولت نسبت به مردم مقصود مجموع حاکمیت است اگر شما دیدید در حاکمیت کارهای منکری انجام می گیرد وظیفه دارید بگویید به همه ی حاکمیت نه فقط قوه مجریه و قوه ی مقننه هم اگر دیدید خلاف می کنید باید به آن بگویید زبانا باید بگویید یا نهی از بدی و منکر باید بکنید, و اگر در قوه قضائیه دیدید خلافی هست باید بگویید در قوه ی مجریه خلافی هست باید نهی بکنید, وقتی می گوید مردم نسبت به دولت و دولت در این اصل کل حاکمیت است یعنی در هر سمت و مقامی کسانی که در مقام حاکمیت هستند اگر خلاف می کنند حداقلش این است که شما باید زبانتان باز بشود و بگویید چرا این خلاف را می کنید که حالا اگر توفیقی بود من در خطبه ی دوم مختصری ممکن است اشاره بکنم.
بهرحال نهی از منکر یک وظیفه ی همگانی است امر به معروف یک وظیفه ی همگانی است و متقابل بین دولت و مردم و دولت کل حاکمیت هست یک دستگاهی مستثنا نیست و یک افرادی مستثنا نیستند همه نسبت به یکدیگر یک نظارت عمومی وجود دارد اگر یک قاضی خلاف کرد باید به آن گفت و اگر یک نماینده در مجلس خلاف کرد باید به آن گفت و اگر یک وزیر یا مدیر کل یا رئیس اداره و یا بخشدار, و استاندار و فرماندار خلاف کرد شما در هر مقام و سمتی هستید حداقل گفتن را باید داشته باشید این ملاحظه کاریها حالا من انشاالله روایت را آخر بخوانم که ملاحظه کاریها و ممکن است به ضرر تمام بشود ممکن است من را بیرون کنند ممکن است تنبیهم بکنند ممکن است حقوقم را قطع بکنند اینها مانع از انجام وظیفه الهی نمی شود بهرحال این اصل این را می گوید و حکم شرع این هست نه قانون اساسی فقط می گوید.
ملاحظه می کنید که در ذیل قانون آیه ی قرآن را آورده و به آیه قرآن استناد کرده که آیه قرآن می فرماید که المومنون بعضهم اولیا بعض و آیه را در متن قانون اساسی آورده که باید این کار را بکنم اگر یک روزی مردم خودسانسوری پیدا کردند ملاحظه کاری پیدا کردند تسامح و تساهل پیدا کردند هرچی دیدند هیچی نگفتند یک عده هم هر کاری دلشان می خواهد می کنند بعد یک وقتی می بینید شرایط طوری می شود که دیگر هیچ کاری نمی شود کرد و آنروز همه مسئوولند نه فقط آنهایی که نگفتند مسئوولند همه مسئوولند تا وقتی که من به کفایه نباشد همه موظفند و باید بگویند هیچ جا نداریم که استثنا کرده باشند یک کارمند را یک ضعیف را یک وزیر را یک فرد کوچکتری را بزرگتری را.
امر به معروف و نهی از منکر فقط مال آخوندها نیست فقط مال طلبه ها نیست فقط مال زمان تبلیغ و مسافرت و ایام ماه رمضان و محرم و صفر و موارد تبلیغی نیست در همه ی زمانها و مکانها امت اسلامی باید این وضعیت را داشته باشد که امر به معروف و نهی از منکر داشته باشد, خوب البته این بحث خیلی مبسوط است خیلی مفصل است همه ی بحث را هم نمی شود اینجا مطرح کرد اما کلیاتی که لازم هست اینجا بحث بشود.
همانطور که می دانید حداقل سه مرتبه یا سه مرحله برای امر به معروف و نهی از منکر هست مرحله ی اول درون و قلب هست, یعنی مومن و مسلمان باید از بدیها بدش بیاید و از خوبیها خوشش بیاید قلبا دوست داشته باشد کسانی که خوبند و خوبی می کنند واحترام می کنند و مقررات خدا را حفظ می کنند, قوانین و حدود شرع را و حکومت را حفظ می کنند رعایت می کنند آدم باید دوست داشته باشد آنهایی را که خوبیها را رعایت می کنند, و دشمن داشته باشد و بد بداند و ناراحت بشود بدش بیاید از آنهایی که خلاف می کنند از آنهایی که حدود الهی را نادیده می گیرند احترام اشخاص را نادیده می گیرند قوانین را نادیده می گیرند بی اعتنایی می کنند خودشان را برتر از همه می دانند خودشان را هر کاری دلشان می خواهد می کنند و بعد هم بهرحال فکر می کنند که کسی نمی تواند جلویشان بایستد آدم باید بدش بیاید مرحله اول این است که باید بدش بیاید.
اگر من روحانی موعظه می کنم نصیحت می کنم ولی خدای ناکرده خودم عمل نمی کنم شما باید به من بگویید نباید ملاحظه مرا بکنید باید بگویید فلانی شما که خودت این حرفها را می زنید چرا فلان جا این کار را کردید که منکر است یا رعایت نکرید یا توهین کردید افترا بستید بد گفتید قانون شکنی کردید.
اگر یک نماینده مجلس که در مجلس قانون گذار هست و به اصطلاح خودش تولیت این امامزاده را دارد اگر احترام قانون را رعایت نکند و به اصطلاح عامیانه و معروف که احترام امامزاده را باید متولی نگه بدارد خود نماینده اگر احترام قانون نگه ندارد و قانون شکنی بکند آدم باید ازشان بدش بیاید حالا هیچ کار هم نمی تواند بکند هیچ هم نمی تواند بگوید ولی بدش باید بیاید مرحله قلبی این است که اگر قلب و درون انسانها خوبیها را دوست داشته باشند و بدیها را بد داشته باشند حالت تسلیم کم کم بوجود نمیآید ولی اگر در دل کم کم نرم بشود بگوید حالا من چه کار کنم دیگر اینطوری هست یا جامعه اینطور شده است کم کم برایش حالت بی تفاوتی بوجود میآید و منکر گاهی خدای ناکرده اصلا منکر معروف بشود که آن نیز بحث جدایی است مربوط به باب امر به معروف و نهی از منکر نیست, منکر معروف شدن و معروف منکر شدن این مربوط به بحث بدعت است اینجا هیچ کس مجاز نیست که سکوت کند و همه زیانها و ضررها باید به پذیرند.
فرق است عنایت بفرمایید هر کس هم این بحث خوب بحث طولانی هست زمان مختلفی دارد فرق است بین این که یک منکری انجام می شود ولی قبول دارد که منکر است حجاب را رعایت نمی کند ولی قبول دارد که حجاب از اسلام است نعوذ بالله رشوه می گیرد ولی قبول دارد که رشوه حرام است, بعضی مقررات را نادیده می گیرد ولی قبول دارد که که این مقررات را قابل الرعایت است این منکر را عمل کرده باید نهی از منکر بشود.
اما اگر کسی منکر را معروف بداند یعنی بگوید کی گفته است که حجاب از اسلام است کی گفته است قمار حرام است کی گفته است شراب حرام است کی گفته است مثلا چنین و چنان نه در راه رسیدن به هدف هر کاری حلال است خوب این بدعت در دین است این وارد کردن مالیس من الدین فی الدین یا خارج کردن مامن الدین عن الدین این بدعت است و در بدعت اگر کسی ملاحظه کاری بکند و نگوید فلیلجم بلجام من النار یعنی دهانه ی آتش به دهنش می زنند خدا زبان را به تو داد فکر و قلب و مغز و هوش و چشم و گوش به تو داد که وقتی دیدید دارد دین خدا آسیب می بیند دارد دین خدا آسیب می بیند دارد دین خدا مورد مسخره قرار می گیرد دارد دین خدا مورد استهزا قرار می گیرد و در حقیقت انکار دین می شود نه یک منکر را عمل می کند اینجا نهی از منکر نیست اینجا بدعت است و باید جلویش بیاستید, بحث مقابله با بدعت ربطی به بحث امر به معروف و نهی از منکر ندارد این یک مرحله که در قلب و دل انسانها باید باطنا از هر خوبی خوششان بیاید و از هر بدی بدشان بیاید این مرحله درونی در ساختن انسان و عکس العمل انسان و تسلیم شدن انسان یا مقاوم شدن انسان فوق العاده نقش دارد ولذا در روایات ما و در شرع ما تبیین کردند که این مرحله ایست از امر و نهی در حالی که واقعا خوشآمد و بدآمد امر است یا نهی است, بنده از یک بدی یا از فردی که بد می کند بدم میآید این نهی است نهی نیست, از یک کسی که کار خوب می کند خوشم میآید این امر به معروف است امر نیست امر و نهی نیست ولی روایات ما صریحا فرموده است مرحله ای از امر به معروف و نهی از منکر همین خوشآمد و بدآمد قلبی و درونی است حالا به نظر برخی از فقهای عظام که از مراحل جهاد حسابش کردند و اصلا بحث امر به معروف و نهی از منکر در کتاب جهاد ذکر کردند و جهاد دانستند و مجاهده کوشش در راه خدا حساب کردند بهرحال این یک مرحله است ولو امر و نهی صدق نمی کند ولی لازم هست.
مرحله ی دوم زبان هست یعنی گفتند بالاخره شما زبان دارید باید بگویید و محیط را شما باید چنان بسازید که نترسید و بگویید نه این که محیط چنان شود که اگر شما از یک منکری خواستید نهی بکنید و یا به یک معروفی خواستید امر بکنید چند نفر بیایند بگویند به شما چه ارتباط دارد بلکه باید آنها هم به کمک شما بیایند و آنها بگویند بله به ما مربوط است این آقا درست می گوید چرا رعایت قانون را نمی کنید چرا از چراغ قرمز می گذرید, چرا سرعت غیر مجاز می گیرد چرا به فلان کس مثلا نمی دانم از اموال و داراییهای بانک بر خلاف مقررات به حساب و رفاقتت می دهید این چیزها باید بگویید و نه ترسید از این که چنین می شود و چنان می شود.
اگر آن حالت پیش میآید در برخی روایات ما اشاره شده این حالت شرکت است یعنی معلوم است آدم از غیر خدا می ترسد, مسلمان از غیر خدا نباید بترسد مومن از غیر خدا نباید بترسد هیچ غیر خدا کاره ای نیست همه کارها دست خداست انسان باید حکم خدا را رعایت کند و عمل بکند از هیچ کس هم نترسد این مرحله دوم هست که زبان هست البته همه فقها هم فرمودند از اول که نباید خشونت نشان داد و با زبان بد و ویرا گفتن یا با زبانهای تند و خشن یا دعوا کردند یا نعوذ بالله حرفهای زشت و ناروا گفتن اصلا منکری را مرتکب شدن که می خواهد نهی از منکر بکنند خود به کار گرفتن کلمات زشت و به تعبیر آقایان حالت کلمه ی فحش داشته باشد این خودش منکر است در نهی از منکر نباید از این کلمات استفاده بشود.
در مرحله اول با زبان نصیحت, موعظه, دوستی, رفاقت, فلانی این کار درست نیست این کار زیان دارد برای خودت بد است برای جامعه بد است شایسته ی شما نیست در موقعیتی که شما هستید این کارها چیه می کنید بهرحال روشن می شود امروز روشن نشد فردا روشن می شود در همین جامعه ممکن است یک روزی بکشند به پای محاکمه این کارها را نکن بالاخره جامعه چشم و گوش دارد گوش دارد حساب و کتاب دارد حکومت هست از این حرفها نصیت, موعظه, راهنمایی تا آنجا که می شود باید انجام داد با زبان خوب, خوب اگر شما احتمال بدهید در تاثیر باید یک مقداری آمرانه تر باشد و مطمئنید که اگر آمرانه تر بگوئید اثر می کند یک مقداری تندتر شدیدتر ولی نه به معنای بدگویی نه به معنای همینطور که عرض کردم کلمات خلاف شرع که نمی شود در راه نهی از منکر یا امر به معروف به کار برد این هم مرحله دوم هست که همه ی فقها فرمودند.
مرحله ی سوم این است که حالا شرایط مبسوطی هم ذکر کردند نمی دانم اطمینان هست یا در درجه اول شناخت معروف و منکر این خیلی مهم است یعنی هر چیز را آدم خیال می کند که منکر است و فورا به طرف می گوید این کار را نکن خوب شما نمی دانید این کار حرام است یا حرام است شما که نمی دانید اصلا این مسئله قانونی یا قانونی نیست شما که نمی دانید این کار چه وضعیتی دارد نمی شود فورا نهی بکنید یا امر بکنید اول باشد شناخت معروف را و شناخت منکر را و بعد هم باید عمل کرد خوب در بحثهای مبسوطی مطالب را فرمودند.
مرحله ی سوم مرحله ی عمل هست نهی از منکر و امر به معروف در عمل هست یعنی غیر از بدآمدن و خوشآمدن درونی و غیر از گفتن به زبان حالا با مراحل مختلف گفتن باید وارد عمل شد, اگر یک کسی اصلا گوش نمی دهد می گوید من می خواهم اینطوری باشم, خوب شما یا به قول آن آقا می خواهم جهنم می خواهم بروم جهنم خوب می خواهید بروید جهنم خوش آمدید برو جهنم ما کار با تو نداریم مگر ما می توانیم به زور بگوییم جهنم نرو جهنم می خواهید بروید برو ولی جامعه و محیط را نمی توانید جهنمی بکنید, نمی توانید کاری بکنید که در جامعه یک منکر معروف بشود و مشهور بشود می دانید جهنم دارد و می خواهید بکنید و به قول خودت آخرت و دنیایت باهم معامله کردید دوست دارید این کار را انجام بدهید خیلی خوب, ولی محیط مال شخص شما نیست خیابانها مال شما نیست, پارکها مال شما تنها نیست, سینماها مال شما تنها نیست روزنامه ها و مجلات مال شما تنها نیست, پارلمان و مجلس مال شما تنها نیست, ادارات و وزارتخانه ها مال شما تنها نیست مال جامعه است مال همه است آنوقت که مال همه است در حقوق بقیه دیگر حق تجاوز ندارید اینجا عملا باید بیایید جلو و جلوی طرف را باعمل بگیرد باعمل آن مسئله ی قدرت است و حاکمیت است و اینجاست که دیگر به وسیله ی حاکم در حقیقت محول می شود یعنی قدرت حاکم بر نظام اجتماعی اسلام باید وارد عمل بشود و جلوی منکر را بگیرد و نگذارد که کار خلاف انجام بگیرد هر خلافی که هست با قدرت باید جلویش را گرفت خوب این بحث خیلی طولانی تر هست من وقتم کم هست.
در پایان این بحث از بحث من یک روایتی را می خواهم و دیگر بقیه اش را به اصطلاح محول به کتب مبسوطه می کنیم این روایت معروف است از امام باقر سلام الله علیه هست شاید همه شماها هم بارها هم شنیده اید نسبتا هم مفصل است روایت یک تکه های لازم اش انتخاب شده یک مختصری: حضرت در روایت مفصلی است به جابر فرمودند که جابر را می شناسیم که همان کسی است که پیامبر اکرم فرمودند تا زمان امام باقر هستید و باقر علوم آل محمد را درک می کنید و سلام مرا به او می رسانید و بدان که بعد از آن دیگر نیستید و جریان را هم به حضرت رساند, او از حضرت نقل می کند, حضرت فرموند که: یکون فی آخر الزمان قوم یتبع فیهم قوم مرائون, در زمانهای آخر حالا آخر که می گوییم بعضی آخر الزمان را یعنی زمان بلافاصله با ظهور حضرت البته معمولا روایات آخر الزمان اینطوری معنی نمی کنم یعنی اینطوری نمی فهمم, فی آخر الزمان زمانهای آخر زمانهایی که نزدیک می شود و به پایان نزدیکتر است به معنایش این نیست یعنی آخر الزمان به قول ما یعنی زمان آخر, نه آخرالزمان غیر از زمان آخر هست بهرحال قومی پیدا می شوند که یتبع فیهم قوم مرائون که بیشتر از کسانی که ریاکارند و ظاهرفریبند یا عوام فریبند و ظوهر عمل می کنند اطاعت و اتباع می شود جملاتی دارند حدثا, سفها لایوجبون امرا بمعروف و لا نهیا عن المنکر, می گوید من حدثا و سفها را خیلی مودب ترجمه می کنم جوانهای نادان جوانان نادان تقریبا نه تقریبا تحقیقا خیلی که مودب حدیث را معنی کنیم حدثا, سفها, لایوجبون امرا بمعروف و لا نهیا از منکر هیچ واجب نمی دانند که یک معروف را واجبات خدا را امر بکنند یا محرمات خدا را نهی بکنند الا اذا امنوا الضرر, مگر جایی که مطمئن هستند این زیانی نیست چون مرائون هستند و ریا کاری خوب حرفی را می زنند مطمئنند که این زیانی ندارد کسی کارشان ندارد خوب حرفی را می زنند یطلبون لانفسهم الرخص و المعاذیر در صدد هستند که بالاخره عذرخواهی بکنند و برای خودشان رخصتی درست کنند یا عذری درست کنند که اگر ما نگفتیم و این کار نشد در اداره ی ما این کار خلاف می شد یا در خانه ی ما یا در بچه های ما یا در دوستان ما بهرحال معذور بودیم و عذرمان هم این بود چنین بود دنبال بیان عذر هستند بعضی جملاتی دارد تا اینجا که ولو اضرت الصلاه لسائر مایعملون باموالهم و ابدانهم لرفضوها کما رفضوا اصل الفرائض و اشرفها.
کار به جایی می رسد که اگر نمازخواندن حالا نماز فردیه و یومیه یا نماز جمعه نماز جمعه آمدن مثلا برایش یک ضرری داشته باشد به اموالش یا ابدانشان یعنی برایشان بالاخره یک ضرر مالی دارد یا ضرر بدنی دارد این ضرر یعنی ضرری که قابل تحمل است والا مثلا در هوای سرد میآید اینجا می نشیند نماز شرکت می کند در بارانش در گرمایش در سرمایش اینها شرکت می کند یک مقدار تحمل می کند این ثوابش بیشتر می شود افضل الاعمال احمدها, این را ضرری نمی گویند که انسان نمازش را ترک کند, ولی روایت می گوید که این حالت هست که اگر نماز ضرر رساند به مال و جانش دید نماز را هم ترک می کند همانطور که رفضوا اسمی الفرائض و اشرفها, نامآوارترین واجبات را اسمی اگر شما معنای بهتری می کنید به من می فرمایید ولی اینطور فکر می کنم نامآورترین فرائض را یا مشخص ترین و شناخته شده ترین فرائض را و اشرف فرائظ و واجبات را ترک کرده یعنی امر به معروف و نهی از منکر را.
یعنی در این روایت امام باقر سلام الله علیه امر به معروف و نهی از منکر را اسمی الفرائض و اشرف الفرائض نامیدند و فرمودند که مردمی میآیند که این وضعیت پیدا می کنند کار به کار خوبیها و بدیها دیگر ندارند می گویند هر کسی هر کاری می کند خوب بکند من را در قبر خودم می گذارم و آن هم در قبر خودش از این حرفهای عامیانه و جامعه را رها می کنند بعد هم یک عده ی آدمهای نامناسبی میآیند و در جامعه هر فسادی می خواهند انجام می دهند, ذیل روایت هست که ان الامر بالمعروف و النهی عن المنکر سبیل الانبیا, منهاج الصلحا, فریضه عظیمه, بها تقام الفرائض, امر به معروف و نهی از منکر این دو راه پیامبران است روش پاکان و صالحین است واجب بسیار بزرگی است با انجام این واجب همه ی واجبات انجام می شود اگر این واجب ترک بشود واجبات دیگر هم ترک می شود اگر این واجب عمل بشود همه واجبات انجام می گیرد بها تقام الفرائض, و تعمل المذاهب, جاده ها و راهها و رفت وآمدها امن می شود, با امر به معروف و نهی از منکر جاده ها امن می شود, تحل المکاسب کسب و کارها حلال می شود دیگر رشوه نمی گیرد دیگر تغلب نمی کند دیگر مثلا جنس را قاتی نمی کند به اسم جنس خوب بفروشد و دهها تغلب و خلاف و چیزهایی که در مکاسب گفته است دیگر نمی کند کسب پاکی پیدا می کند چرا برای این که نهی از منکر شده, برای این که همان کارگرش وقتی می بیند دارد تغلب می کند به آن می گوید تغلب نکن حثیثت خودت را, نظام را, جامعه را, کشور را, ایران را, در داخل, در خارج بدنام نکن با این تغلبت, نهی می کند از کار بدت ببینید تحل المکاسب, و ترد المظالم, همه ی حق دیگران به آن رسیدگی می شود می رسد به شان, و تعمر الارض, زمین آباد می شود با امر به معروف و نهی از منکر زمین آباد می شود ببینید چقدر نقش دارد و مقصود چیه و ینتصب من الاعدا با دشمنان با انصاف برخورد می شود وقتی امر به معروف و نهی از منکر باشد.
و یستقیم الامر, اصولا حکومت با امر به معروف و نهی از منکر مستقیم می شود امر در اینجا یعنی همان امر یعنی حاکم یعنی حکومت یعنی نظام با امر به معروف و نهی از منکر حکومت مستقیم می شود, ما عرض کردیم این حکومت اعم از مقننه و قضائیه و اجرائیه و همه کسانی که در حکومت نقش دارند و اگر امر به معروف و نهی از منکر ترک شد هر روز گوشه و کنار حکومت از این ور می رود از آن ور می رود کچ می رود برمی گردد دوباره بهرحال انحراف پیدا می کند و هر روز هم این گرفتاریها خدا نکرده هست و آنروز دیگر خداوند با این انسانها چه خواهد کرد چه عرض کنم.
پس ملاحظه می کنید قانون اساسی ما می گوید امر به معروف و نهی از منکر بین مردم و دولت یعنی حاکمیت وظیفه ی همگانی متقابل هست مردم به دولت باید بگویند این کار خلاف را نکن هر کس در دولت هست در هر سمت و مقامی باید بگویند این کار را خوب را بکن اگر کار خوب هم کرد باید این کار خوبش را تشویق بکنند, دولت هم به مردم باید بگوید مردم این کار خلاف را نکنید دولت هم به مردم باید هر جا دید مردم کار خلافی می کنند به اشان بگویند این کار خلافی نباید بکنید هر دو در برابر هم حالت تقابل دارد دیگر تفصیل بحث خود به خود در کتب مفصله ملاحظه بفرمایید. بسم الله الرحمن الرحیم

انا اعطیناک الکوثر * فصل لربک و انحر * ان شانئک هو الابتر *

خطبه دوم

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله علی آلائه و الشکر علی نعمائه و الصلاه و السلام علی خیر خلقه محمد و آله و نصلی و نسلم علی وصیه علی امیرالمومنین و علی الصدیقه الطاهره فاطمه الزهرا سیده نسا العالمین و علی سبطی الرحمه الحسن و الحسین و علی علی بن الحسین و محمد بن علی و جعفر بن محمد و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمد بن علی و علی بن محمد و الحسن بن علی و الخلف القائم المهدی صلوات الله علیهم اجمعین خلفا الله فی ارضه و امنائه فی بلاده.
چندتا مطلب هست در این خطبه سعی کنم هم خیلی معطلتان نکنم مسئله ی اول میلاد مسعود پیامبر بزرگ الهی حضرت مسیح علی نبینا و آله و علیه السلام که باید گفت بهتر از هر کس خداوند این پیامبر را برای خاتم پیامبرانش در آخرین کتابش یعنی در قرآن معرفی کرده است که هیچ کس بهتر از خدا برای پیامبر در آخرین کتاب آسمانی نمی تواند بهتر تعبیر کند.
قال انی عبدالله عیسای مسیح در حالت کودکی و در گهواره یا در همان حالت کودکی فرمود انی عبدالله من بنده

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.