خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل معرفی کتاب «دوازده رساله فقهی درباره نماز جمعه از روزگار صفوی»
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل معرفی کتاب «دوازده رساله فقهی درباره نماز جمعه از روزگار صفوی» قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نمازجمعه تهران به امامت آیت الله هاشمی رفسنجانی ۲۱ / ۲ / ۸۰
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نمازجمعه تهران به امامت آیت الله هاشمی رفسنجانی ۲۱ / ۲ / ۸۰ قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
01ساعت
38دقیقه
53ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله یزدی ۴ / ۳ / ۱۳۸۰

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 47

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
4 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

تحولی در ارائه‌ها با فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله یزدی ۴ / ۳ / ۱۳۸۰!

اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفه‌ای برای ارائه‌ی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله یزدی ۴ / ۳ / ۱۳۸۰ بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله یزدی ۴ / ۳ / ۱۳۸۰ از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین می‌کند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آماده‌ی استفاده باشند.

فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله یزدی ۴ / ۳ / ۱۳۸۰ شامل 120 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفه‌ای، ارائه‌ی شما را به سطحی بالاتر می‌برد.

چرا باید از فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله یزدی ۴ / ۳ / ۱۳۸۰ استفاده کنید؟

طراحی حرفه‌ای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله یزدی ۴ / ۳ / ۱۳۸۰ با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.

صرفه‌جویی در زمان: نیازی نیست ساعت‌ها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.

استفاده‌ی آسان: بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.

فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله یزدی ۴ / ۳ / ۱۳۸۰ قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله یزدی ۴ / ۳ / ۱۳۸۰ حرفه‌ای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.

متمایز باشید!

دیگر نگران بهم‌ریختگی یا طراحی‌های غیرحرفه‌ای نباشید. فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله یزدی ۴ / ۳ / ۱۳۸۰ به شما این امکان را می‌دهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائه‌ای تأثیرگذار داشته باشید.

همین حالا دریافت کنید و تجربه‌ای متفاوت از ارائه‌های حرفه‌ای را داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله یزدی ۴ / ۳ / ۱۳۸۰ :

خطبه اول

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله الذی لااله الا هو عالم الغیب و الشهاده و هو الرحمن الرحیم و نصلی و نسلم علی خاتم الانبیا و اشرفهم و افضل السفرا الذی سمی بالمسا احمد و فی الارض ابوالقاسم محمد ((صلوات نمازگزاران)) اوصیکم عبادالله و نفسی بتقوی الله فان خیر الزاد التقوی خود و شما برادران و خواهران نمازگزار را به تقوای الهی و رعایت حدود و احکام خدا توصیه و سفارش می کنم که بهترین توشه ی راه, راه پر فراز و نشیبی که در پیش داریم و برای همه هست تقواست حسب معمول در ارتباط با مسئله ی تقوی من یک روایت کوتاهی را از حضرت رضا سلام الله علیه به عرض شریفتان می رسانم و یک مختصری توضیح می دهم حضرت فرمود لاتضع العمل الصالح و الاجتهاد فی العباده اکتالا علی حب آل محمد ((صلوات نمازگزاران)) کار نیک و کوشش در راه عبادت و بندگی را به اتکال و اعتماد این که شما دوست خاندان عصمت و طهارت هستیم ترک نکنید وانگذارید یعنی پشت گرم زیاد ننشوید به این که خوب ما دوست خاندان عصمت و طهارت هستیم خوب اینها شفیع ما هستند و در روز قیامت شخص پیامبر اسلام و ائمه معصومین صلوات الله علیهم اجمعین و همچنین حتی آنطور که در بحث شفاعت گفته است سادات و علما و حتی برخی مومنین آنها می توانند شفاعت کنند حالا اگر گناهی خلافی پیش بیاید خیلی مهم نیست و به اتکال حب خاندان عصمت و طهارت کوشش در راه عبادت و بندگی را وانگذارید ولا تدعوا حب آل محمد و التصمیم لامرهم ((صلوات نمازگزاران)) اتکالا علی العباده عکس قضیه هم همینجور است یعنی حالا اگر که می گوییم خیلی به محبت خاندان عصمت و طهارت تکیه نکنید و کوشش کنید در راه عبادت و بندگی خدا به خاطر بندگی خدا هم محب خاندان عصمت و طهارت را رها نکنید یعنی نگویید که خوب ما بندگی کردیم اطاعت کردیم دیگر خدا می خواهد چه کار کند با ما واجباتش را انجام دادیم محرماتش هم ترک کردیم مکروهات و مستحبات هم چندان مسئله ای نیست قابل مواخذه نیست بنابراین ما بنده ی خوب خدا هستیم دیگر همه ی کارهایمان درست است نه به اتکال عباداتتان محبت خاندان عصمت و طهارت را کنار نگذارید چرا فانه لایقبل احدهما دون الاخر حضرت می فرمایند که دلیل مسئله این است که نه محبت به دون بندگی پذیرفته می شود و نه بندگی بدون محبت پذیرفته می شود اگر عبادت و بندگی هست باید در کنارش محبت و دوستی خاندان عصمت و طهارت باشند و اگر محبت و دوستی هست تنها دوستشان هستیم ولی خدا را بندگی نمی کنیم درست نیست باید بندگی خدا در کنارش باشد خوب آیا از شما می پرسم و از خودم می پرسم آیا معنی این حدیث معنی همان جمله ی نیست که حضرت در نیشابور وقتی مردم از ایشان خواهش کردند که یک یادگاری به اشان بدهد و حضرت آماده شدند و آن جمعیت عظیم آماده ی نوشتن شدند دهها هزار گفته شده است یا هزارها قلمدان آماده ی نوشتن شد با توجه به ابزارهای نوشتار آنروز و شهر عظیم و وسیع نیشابور بعد از آن که حضرت آن حدیث معروف سلسله الذهب فرمودند بعداش فرمودند که ولکن بشرطها و شروطها و انا من شروطها این همان جمله نیست یعنی من از شروط حصن بودن کلمه ی لااله الا الله هستم صرفا توحید را انسان معتقد بشود ولی با ولایت ارتباط نداشته باشد این توحید نجات دهنده نیست یا ولایت را ادعا کند ولی با خدا کار نداشته باشد این ولایت نجات دهنده نیست سئوال را کمی جلوتر ببرم آیا این همان نیست که شخص پیامبر فرمود که انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی کتاب خدا بدون عترت نجات بخش نیست و عترت بدون کتاب خدا نجات بخش نیست این تعابیر گوناگون یک حقیقت را به ما می گوید که بالاخره خودسریها در تعیین مفاهیم دینی و مدعی شدن این که دین همین است که من می گویم و راه همین است که من می روم و یا قرائت من بهترین قرائت است به دور از ولایت وخاندان عصمت و طهارت و راهنمایی گرفتن از آنهایی که کتاب خدا در خانه ی آنها نازل شده است نمی تواند نجات بخش باشد من اینطور می فهمم از این حدیث چون این بیان شریف حضرت رضا سلام الله علیه همان جمله ایست که در نیشابور فرمود و همان جمله ایست که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در آخر عمرشان فرمودند ((صلوات نمازگزاران)) بنابراین تقوی این است که انسان خداپرستی را پیشه کند نه طبق فکر و سلیقه ی خودش که گاهی از عرفانهای پوک سردربیاورد یا از ذکر و وردهای غلط سردربیاورد و نه آن است که تنها اظهار دوستی بکند به خاندان عصمت و طهارت همینجور شعر و نثر و مدح و آنچه که در توانش هست در تعریف آنها بگوید ولی عمل آنها و راهنمائی آنها را هدایتهای آنها را نادیده بگیرد بلکه باید هر دو باهم باشد و راه نجات به نتیجه ی نهائی برساند این حاصل چیزی است که ما از این حدیث شریف حضرت استفاده می کنیم امیدوار هستیم که هیچگاه ما از دوستی خاندان عصمت و طهارت دور نشویم و همواره در سایه ی این خانواده و آل عصمت و طهارت بتوانیم راه را به طرف سعادت ابدی طی کنیم انشإالله.
در خطبه ی اول ما موضوع بحثمان شکل حکومت اسلامی از دید قانون اساسی بود یعنی قانون اساسی شکل حکومت اسلامی را چگونه تقسیم کرده است بحث منتهی شد به اصل پنجم اصل پنجم به این شکل هست در زمان غیبت حضرت ولیعصر عجل الله تعالی فرجه الشریف ((صلوات نمازگزاران)) در جمهوری اسلامی ایران ولایت امر و امامت امت بر عهده ی فقیه عادل و با تقوی آگاه به زمان شجاع مدیر و مدبر است که طبق اصل ۱۰۷ عهده دار آن می گردد اصل ۱۰۷ هم خلاصه اش این است که برای انتخاب آن فقیه خبرگانی مستقیم از طرف مردم انتخاب می شوند و خبرگان در بین مجتهدین موجود بررسی می کنند و آن کس که پیش از همه واجد همه ی این شرائط مذکور در این اصل و یک اصل دیگری است او را انتخاب و معرفی می کنند البته یک کرده است که پس از بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران که مستقیما از طرف مردم انتخاب شدند خوب این اصل پنجم باید گفت مثل اصل چهارم یکی از مهمترین اصول قانون اساسی است و ار جمله اصولی است که هرگز قابل تغییر نیست و برای همیشه در متن قانون اساسی خواهد ماند بحث در مسئله ی ولایت فقیه یک بحث جدید و تازه نیست بحثی است که از اول زمان غیبت کبری تا امروز متجاوز از هزار سال در بین علمای اسلام و فقهای عظام مطرح بوده و درباره ی آن بحث کردند دهها رساله کتاب مقاله و شاید بیشتر در اطراف این مسئله نوشته شده است هم درباره ی اصل خود مسئله هم درباره ی شعاع این ولایت و برخی از فروعات دیگری که در این بحث هست مسئله ی ولایت فقیه در طول این دو دهه ی پس از پیروزی انقلاب بیشتر مورد توجه قرار گرفته است در حوزه های علمیه در مراکز گفتگو و بحثهای علمی دقیق بحث کردند و به طور خلاصه برخی از راههای عقلی وارد شدند برخی از راههای عقلائی وارد شدند و برخی از راههای نقلی و روایات وارد شدند و متاخرین بیشتر در بحثهایشان هر سه راه را اشاره کردند و برخی انتخاب کردند که یکی از اینها بهتر از دیگری مثلا فرضا یکی می گوید که ادله نقلیه بیشتر قابل توجه است به خاطر این که لسان دارد و در موارد شبه به اصلاحات می شود تنصح کرد ولی ادله عقلیه و یا عقلائی لسان نداد اگر رساله ی حضرت امام رضوان الله علیه را چهار ساله بحث ایشان و درس ایشان در نجف اشرف هست همان رساله ی عربی ایشان را ملاحظه کنید می بینید که هر سه طریق را پیمودند و عقلی را و عقلائی را و نقلی به اثبات کردند و گاهی گفتند از ضروریات اصلا بدایه است خوب به هر حال این مسئله مسئله ی مهمی است و بحثهای زیادی شده کتابهای زیادی نوشته شده آیا ما این سری بحثها را باید بیاریم اینجا و از این تریبون بحث کنیم یا چون ما قانون اساسی را داریم بررسی کنیم و مردم به آن رإی دادند از نظر قانون اساسی برخی از شبهات یا تهافتها یا تعارضها که ممکن است به ذهن کسانی بیاید بیشتر باید رسیدگی کرد من دوستان اهل علم را و کسانی که اهل تحقیق هستند توصیه می کنم به کتابهای نوشته شده ی هم قبل از انقلاب این قرن اخیر و هم پس از انقلاب از علمای بزرگ حداقل برخیش را مرور کنند هیچ شبهه ای باقی نمی ماند بیشتر بحث در توسعه و حدود این ولایت است اصلش مسبوق عنه است حالا از باب امور حسبی بگیرید از باب ضرورت عقلی و عقلائی بگیرید از باب نفس ائمه علیهم السلام و شخص پیامبر اکرم بگیرید یا از راهی که هست این بحثها را در جای خودش انجام شده و من تصور می کنم که اگر بخواهیم اینجا مطرح کنیم باید مبسوط مرح بشود و ظاهرا تریبون نماز جمعه توان تحمل این سری بحثها را عموم ندارند ولی واقعا برای کسانی که مایلند توصیه می شود که مراجعه کنند به نوشته های مرحوم نراقی در اوائل و به خصوص نوشته های علمای اخیر و بالاخص نوشته ی خود امام برخی از فضلای اخیر حوزه هم جزوه هایی دارند و نوشته هایی دارند مقاله هایی دارند می شود مراجعه کرد که من اینجا به شکل اصل موضوعی می گذرم اصل موضوعی یعنی مسئله در جای خودش بحث شده و ثابت شده است و ما هم داریم در شکل حکومت اسلامی از دید قانون اساسی بحث می کنیم و قانون اساسی مردم رإی دادند و مورد قبول عامه ی مردم هست بنابراین استدلالات نسبت به اصل ولایت را باید به جای خودش حواله کرد ولی شبهاتی هست که بیشتر در دست و پای جوانهای ما یا برخی دانشگاهیان ما انداختند شاید لازم باشد که این شبهات را رفع بشود من شنیدم بعضیها و ظاهرا جایی هم خواندم وقتی باش صحبت می کنید می گوید من نظام را قبول دارم این سیستم را قبول دارم که یک نفر در رإس آن یک فقیه وارسته است و سه تا قوه هست هر یک از این قوای هم سازمانهایی دارند و تنفیذ اینها هم در ارتباط با ولی امر است ولی امر هم در قانون اساسی وظائفش و اختیاراتش ذکر شده است سیستم را قبول دارم اما نفس آسمانی را قبول ندارم نمی دانم که نفس آسمانی را یعنی چی یعنی یک آدم غیر معصوم را خداوند او را قرار داده است که ولایت و حکومت امت را بعهده بگیرد و نفس آسمانی دارد این را من نمی توانم درک کنم هم می نویسم و هم می گویند اما سیستم را قبول دارم مردم به این سیستم رإی دادند به قانون اساسی رإی دادند و در قانون اساسی هم اصل پنجم تصریح می کنند
که یک فقیه در رإس هست و ولایت امر را و امامت امت را بعهده دارد این یک شبهه است که اینجا به نظر من لازم است بررسی بشود شبهه ی دوم که خیلی زیاد باز در دست و پاهها آدم می بیند هرچی نوشته ها و گفته ها گاهی مطرح می کنند حوزه اختیارات این ولی فقیه هست که حوزه اختیارات کجاست چقدر است
آیا همینهاییست که در قانون اساسی در اصل ۱۱۰ آمده است و ۱۱۱ یا نه حوزه وسیعتر است و اختیارات بیشتر است و آیا انحصار از این طرف است که ولی امر این کارها را می کند انجام بدهد یا نه انحصار از آن طرف است که این کارها اختصاص به ولی امر دارد والا ولی امر کارهای دیگر هم می تواند انجام بدهد این هم یک بحثی است که باید اینجا باید بررسی بشود و اینجا توان بررسی و جای بررسی اش همینجا هست که رفع شبهه بشود گاهی باز در دست و پای دیگران آدم می بیند که راجع به زمان بحث می کنند که زمان معینی چرا نداشته باشد مثلا رئیس جمهور زمان دارد دوره ی مجلس زمان دارد دوره ی ریاست قوه قضائیه زمان دارد همه ی مناصب زمان دارد چطور در این مسئله زمان ذکر نشده و زمان ندارد ریشه مسئله چیه خوب این دو سه تا بحث مورد لزوم به نظر ما که در حوزه ی بحث رسیدگی به شکل حکومت اسلامی از نظر قانون اساسی قابل بررسی است برای این که مسئله تا حدودی روشن بشود من وارد یک مقدمه ی مختصری می شود و کمی توضیح می دهم شاید یکی از این سه مسئله امروز روشن می شود بقیه اش اگر توفیق الهی بود در آینده بحث بکنیم
ملاحظه فرمودید در هفته ی گذشته مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای ((صلوات نمازگزاران)) ادام الله ظله الشریف در خطبه ی اول راجع به تاسیس حکومت اسلامی و یا عالیترین نمونه ی حکومت در بشریت برای همیشه به تفصیل صحبت کردند و همه ی ما یا حضورا یا از طریق رسانه ها شنیده ایم در ضمن بحث تفصیلیشان فرمودند این حکومت هفتا خصیصه یا اختصاص و علامت دارد شاخصهای معینی را ذکر کردند اولین شاخصی که ذکر کردند ایمان و معنویت بود من مطلبم را از همین یک شاخه آن هم در قسمت اول مطرح کنم و بگویم مسئله ی ایمان که اولین شاخص حکومت اسلامی است قبل از بحث معنویت و ترویج معنویت مقصود چیه کمی توضیح داده بشود این شبهه ای که برای کسانی در مسئله ولایت فقیه مطرح است قابل حل می شود ملاحظه می کنید همینطور که تاریخ بعثت پیامبر اکرم و بخش مبسوطی که حضرت ایشان تبیین فرمودند نشان می دهد که مردم به رسول خدا ایمان آوردند ایمان آوردند که شما پیامبر خدایید و آنچه از طرف خدا می گویید درست است و امین وحی آنچه را که از خدا گرفته است بدون این که تصرفی دراش بکند و کم و زیادی بکند با حفظ امانت همه را به شما گفته است و شما هم رسول امین و صادق هستید و به ما رساندید خوب تا اینجا ایمان به رسالت است ایمان به رسالت چه نقشی دارد ایمان به رسالت است شما رسولید و از طرف خدایید و از طرف خدا این احکام را آوردید فرمودید که مثلا نماز واجب است روزه واجب است حج واجب است فلان مسئله حرام است ربا حرام است بی حجابی گناه است و معصیت است مثلا شراب حرام است قمار حرام است و بقیه احکام خمسه ی که گفتید از واجب و حرام و همه اینها را گفتید اینها از طرف خدا ما قبول داریم بعد هم فرمودید
اگر کسی اطاعت کند اهل سعادت و بهشت است و اگر کسی معصیت کند اهل جهنم است خوب تا اینجا مسئله رسالت است و ماعلی الرسول الا البلاغ رسول جز ابلاغ وظیفه ای ندارد و رسول الیه هم جز شنیدن وظیفه ی دیگری ندارد بعد هم چه خواهد سخنم پندی را خواه ملال می تواند عمل کند و می تواند عمل نکند به اش هم گفته شده که اگر عمل نکنید اهل جهنمی و اگر عمل کنید اهل بهشتی است بیشتر از این نیست اما یک مسئله دیگری هم غیر از رسالت برای پیامبر بوده و آن مسئله ی امامت پیامبر است ولایت پیامبر است که در متن قرآن کریم آیات عدیده ای این سمت را برای پیامبر معین کرده النبی اولی بالمومنین من انفسهم بحث رسالت دراش مطرح نیست بحث نبوت دراش مطرح نیست بحث اولویت پیامبر از مومنین بر همه ی جهاتی که مربوط به مومنین است مطرح است یعنی ولایت پیامبر است ماکان لمومن ولا مومنه اذا قضی الله و رسوله امرا ان یکون لهم الخیره بحث رسالت مطرح نیست رسالت مفروض عنه بحث نفی اختیار است که پس از دستور پیامبر به حکم پیامبر هیچ کس نمی تواند روی حرف پیامبر حرف بزند این بحث ولایت است و بحث حکومت است اطیعوا الله و اطیعوا الرسول اطیعوا الله و رسوله که حداقل هشت جای قرآن آمده است بحث رسالت نیست رسالت مفروض عنه بحث اطاعت از امر رسول است خوب حالا رسول خدا با نص آیات شریفه ولی مسلمین است نکته ی اصلی بحث ما اینجاست که خواهش می کنم
کمی عنایت کنید وقتی آیات شریفه می گوید پیامبر اکرم ولی مسلمین است و مردم ایمان آوردند به این آیات و گفتند که بله چون خدا شما را ولی قرار داده است به حکم این آیات ما به ولایت شما و حکومت شما گردن می دهیم و بیعت می دهیم و در کنار شما هستیم و هر چی شما بگویید عمل می کنیم هر دستور بدهیم اجرا می کنیم و بگویید برویم جنگ می رویم جنگ بگویید صلح صلح است و در عمل هم این کار را کردند خوب اینجا آیا این مقام ولایت که به پیامبر داده شده است از ناحیه مردم مقام ولایت به پیامبر داده شده است به مردم گفتند که ما حق حکومت بر خودمان بر شما واگذار می کنیم و شما را انتخاب می کنیم که حاکم ما باشید مثل دموکراتیهای غربی یعنی منشإ ولایت حکومت یا حاکمیت پیامبر اکرم اعطای ولایت از ناحیه مردم است و به خاطر بیعت مردم است که حضرت حق تصرف در شئوون مومنین و مسلمین پیدا کردند یا نه ایمان مردم به حکومت و ولایتی که از طرف خداوند به حضرت عنایت شده است خیلی فرق است بین این دو مطلب آنان که می گویند که ما این شکل را قبول داریم نظام را قبول داریم ولی نص را قبول نداریم یک کمی دقت کنند آیا پیامبر خدا که دستور جنگ می داد دستور صلح می داد دستور جلوگیری از قافله ی قریش و برخورد با آنها می داد حتی در جزئیات مثلا به زید فرمود امسک علیک زوجک به دیگری فرمود چنین ازدواج باید انجام بگیرد که اینها مسائل حکومتی است حالا مبدإش آمده مدینه است یا مبدإش از مکه است احکام حکومتی حضرت در مکه هم بوده است یا نه ولی طبق تقریری که مقام معظم رهبری داشتند شکل رسمی و ظاهری حکومت از مدینه شروع شد پس از هجرت و همکاری مهاجرین و انصار بسیار خوب بحث ما در این نکته است که شاخص اول این حکومت ایمان و معنویت ایمان یعنی چی یعنی ملاک حکومت ایمان مردم به ولایت این حاکم و حاکمیت این حاکم است ولی ایمان به آیات خداست که شما حاکم کرده است مثل ایمان به آیه ی اقیموا الصلاه و آتوا الزکاه مثل ایمان به آیه لله علی الناس حج البیت من استطاع الیه سبیلا و دهها آیه دیگری که در قرآن کریم راجع به احکام هست و مردم ایمان آوردند به آیات ولایت هم ایمان آوردند پس ولایت پیامبر از طرف خدا و پیامبر عنایت شده است با همین آیاتی که عرض کردم منتهی پیامبر اگر خوب خدا او را ولی کرده است ولی مردم محل نگذارند اعتنا نکنند گوش به حرفش نکنند معلوم است که این ولایتی که حضرت دارند در مقام اجرا و در مقام عمل حکم پیدا نمی کند ولی وقتی مردم ایمان آوردند و در مقام اجرا و عمل آمدند همراه پیامبر فرمود هجرت به حبشه رفتند فرمود مثلا رفتن به مکه رفتند فرمود برگشتن از نزدیکهای مکه برگشتند و همینطور فرموده های دیگر حکومتی حضرت یا سریه هایی که خود حضرت داشتند و در جنگها که شرکت می کردند سخت تر شرکت می کردند در این سری کارها مردم وقتی همراه حضرت بودند و عمل به دستورات حضرت می کردند برد حکومت به تدریج اضافه می شد اضافه می شد همینطور که شنیده اید دورترین نقطه ی تمدن آنروز را یعنی رم و ایران را گرفت و اگر مردم نمیآمدند معلوم بود که به جایی نمی رسید مثل ۱۳ سال اول که حضرت در مکه بودند حالا آیات ولایت همه اش در مدینه نازل شده یا برخش در مکه نازل شده من حالا اطلاع کامل و کافی ندارم ولی دستورات حکومتی حضرت در مکه هم برخی بوده است من دنبال این نکته هستم که ایمان مردم به نفس پیامبر به مقام حاکمیت و ولایت غیر از رإی دادن مردم است که پیامبر حاکم ما باشد وما او را انتخاب می کنیم بیعت کردن به این که شما را به حاکمیت قبول داریم و دنبال شما هستیم نفیا و اثباتا غیر از رإی دادن از این که ما حق حاکمیت خودمان را به شما دادیم بر خلاف دیموکراسی غربی دیموکراسی می گوید نص یعنی چی خدا یعنی چی اصلا یک نفر از طرف خدا آمد یعنی چیه یک کسی میآید می گوید من از طرف خدا آمدم یعنی چی اصلا پیامبر خدا کاری ندارد دیموکراسی غربی می گوید مردم آزادند چون مردم آزادند بالاخره بر اداره ی کشورشان یک کسی می خواهند یک کسی را انتخاب می کنند طبعا هم در این انتخاب با اکثریت انتخاب می شود پس مردم میآیند رإی می دهند به یک نفر آن یک نفر انتخاب می کنند آن یک نفر با اکثریت حق حاکمیت از مردم پیدا کرده است واساس بر اینجور حاکمیت از ناحیه مردم است این می شود دیموکراسی غربی است اما دیموکراسی دینی اینه که مردم ایمان به این حاکمیت مجعول از طرف خدا دارند به حکم آیات شریفه این دوتا ماهیتا خیلی تفاوت می کند حالا اگر این آقا درست فرق بین دوتا مسئله را نمی گیرد و بعد می گوید من سیستم قبول دارم چون مردم رإی دادند ولی نص را قبول ندارم نمی دانم اگر کسی مثلا برخی معادلات ریاضی نمی تواند حل بکند اگر کسی مثلا فردی فرضیه های انشتاین نمی تواند بفهمد باید بگویم انشتاین نمی فهمد خوب اگر کسی ریاضی دان هست ولی نسبیت را نمی فهمد در حدی که انشتاین که مطرح کرده نمی تواند حل و فصل بکند خوب بگوییم انشتاین بی خود گفته یا باید بگوییم خوب من نمی رسم یا من نمی تواند درس بخوانم البته انسانها می تواند اگر تحقیقی بیشتر بکند دقت بیشتری بکند می تواند برسد این نکته ی اصلی پس از ولایت پیامبر غیر از پیامبری است یک پیامبر حاکمیت پیامبر غیر از رسالت پیامبر و حاکمیت پیامبر با آیات خدا که نازل شده است و نصب کرده است ایشان را و مردم ایمان به آیات آوردند محقق شده است نه با رإی مردم محقق شده است همراهی مردم چه نقشی دارد نقش به فعلیت رساندند به اجرا آوردند انسان عمل کردند اگر مردم نباشند خوب نمی توانند کاری بکنند بقیه بحث انشإالله طلبمان را در آینده توفیق بیشتری خواهیم داد امام راحل ما رضوان الله تعالی علیه هنوز رژیم طاغوت اینجا حاکم بود حضور داشت نیروهایش در خیابانها حضور داشتند تانکها شهرها را گرفته بودند حکومت نظامی مسلط بود امام

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.