اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل دوستان و یاران
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 77
فرمت فایل پاورپوینت
دانلود و استفاده از فایل پاورپوینت کامل دوستان و یاران – تجربهای بینظیر در ارائه!
پاورپوینتی شیک و استاندارد:
فایل فایل پاورپوینت کامل دوستان و یاران شامل 55 اسلاید طراحیشده با دقت بالا است که کاملاً آماده برای ارائه یا چاپ در PowerPoint میباشد.
چرا فایل فایل پاورپوینت کامل دوستان و یاران گزینهای عالی است؟
- گرافیک حرفهای و جذاب: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل دوستان و یاران با طراحی مدرن و چشمنواز، پیام شما را به بهترین شکل منتقل میکنند.
- کاربری آسان: ساختار این پاورپوینت بهگونهای است که استفاده از آن بدون نیاز به تغییرات پیچیده ممکن باشد.
- آماده استفاده: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل دوستان و یاران از قبل تنظیمشده و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
تضمین کیفیت و دقت بالا:
این مجموعه بر اساس بالاترین استانداردهای طراحی ساخته شده است و کاملاً منسجم و بدون اشکال، مناسب برای ارائههای حرفهای میباشد.
نکته قابل توجه:
برخی نسخههای غیررسمی ممکن است تغییراتی داشته باشند. این نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل دوستان و یاران با دقت و کیفیت بالا طراحی شده است.
همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل دوستان و یاران را دریافت کنید و یک ارائه بینظیر داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل دوستان و یاران :
جلسه انس تشکیل می دادیم
امام از مجالس انس با دوستان غفلت نمی کرد و جلسه انس را مایه نوعی کمک و ورزیدگی ذهن و آمادگی آن می دانست. یک روز خود ایشان می فرمود: «در دوران جوانی، پنجشنبه و جمعه ای بر ما نگذشت مگر این که با دوستان جلسه انسی تشکیل می دادیم و به خارج از قم و بیشتر به سوی جمکران می رفتیم. در فصل برف و بارانی در حجره خود به برنامه انسی اشتغال می ورزیدیم و هنگامی که صدای مؤذن به گوش می رسید همگی به نماز می ایستادیم. (۱)
با ناراحتی عبایشان را انداختند
من درست یادم هست که بچه بودم، فکر می کنم حدودا سال ۱۳۳۴ بود که فدائیان اسلام را محاکمه می کردند، یادم هست که در اتاق ایستاده بودم مادرم داشتند کار می کردند که امام وارد شدند. صورت ایشان خیلی برافروخته بود و چشمها فوق العاده عصبانی و ناراحت، با همان عصبانیت وارد اطاق شدند، فقط عبایشان را گوشه ای انداختند.
گویا مادرم از جریان خبر داشتند که پرسیدند: «نتوانستید کاری کنید؟» گفتند: «نه خیر، نشد، نتونستم، ایشون می گویند که من به این کارها کاری ندارم. و بعد امام از اتاق بیرون رفتند، ولی حالشان خیلی منقلب بود، چون می دانستند نتیجه محاکمه فدائیان اسلام یعنی اعدام. این را چون می دانستند خب معلوم بود اعدام یک عده جوان بیگناه فعال و مبارز طبیعتا چقدر برای ایشان سخت بود. بعد من از مادرم پرسیدم جریان چیه؟ گفتند محاکمه فدائیان مطرح است. آقا رفته بودند پیش آقای بروجردی که ایشون جلوی این محاکمه را بگیرند که بلکه جلوی اعدام گرفته شود و ظاهرا خب موفق نشدند. (۲)
برای دلداری مزاح می کردند
پسر مرحوم بجنوردی که از علمای خوب نجف بودند در آن قضیه ای که پنجاه و چند نفر گرفتار شده بودند دستگیر شده و اعدام ایشان مطرح بود لذا آقای بجنوردی خیلی ناراحت بودند. چون منزل ایشان بین مسیر امام به حرم بود. لذا امام بدون اطلاع قبلی به من فرمودند: «منزل آقای بجنوردی را بلدی؟ گفتم: بله، فرمودند: برویم. وقتی به منزل آقای بجنوردی رسیدیم، امام می خواستند چون زمزمه اعدام آقازاده شان مطرح بود یک دلجویی و احوالپرسی از ایشان بکنند. آقای بجنوردی حرم بودند. به ایشان خبر دادند تشریف آورد. امام وضع ساده بیرونی آقای بجنوردی را که دیدند، فرمودند: این وضع عالم هفتاد ساله ماست آن وقت شاه به ما می گفت مفت خور! آقای بجنوردی که تشریف آوردند امام خیلی عنایت کردند، حتی چند مزاح کردند که ایشان را از آن حال بیرون بیاورند. از جمله فرمودند: وقتی من در ترکیه بودم به من گفتند مصطفی رفته زندان، من گفتم که خوب است زندان رفته، ورزیده می شود.» وقتی امام این تعبیر را کردند آقای بجنوردی به امام گفتند: «آقا ما دل و قلب شما را نداریم .» (۳)
بگو برود بیرون
یک روز استاندار کربلا به منزل امام وارد شد در میان همه طلاب و کسانی که کاری داشتند در بیرونی امام نشست. اما هیچ کس به او اعتنایی نکرد. ناچار شد پیشخدمت بیرونی امام را که مشهدی عوض نام داشت صدا کرده، خود را معرفی نماید و بگوید که به امام برسانید با ایشان کاری دارم. او هم پیام را به امام رسانید و از طرف ایشان پاسخ آورد که امام فرموده اند: من با شما کاری ندارم. و این در حالی بود که در نجف که یکی از شهرهای استان کربلا بود کسی جرأت نداشت کوچکترین بی اعتنایی حتی نسبت به یک مأمور عادی بعثی بکند . استاندار ناچار شد دست به حیله ای بزند لذا به مشهدی عوض گفت من مسئله شرعی دارم. امام پاسخ دادند به او بگوئید بنویسد، جواب بدهم. استاندار، ذلیل و درمانده شد ولی دست بردار نبود چون می خواست موضع امام را در قبال این شهادتها (۴) بداند. لذا منتظر نشست تا امام به بیرونی بیایند و برای نماز بروند چون امام نیم ساعت مانده به اذان به بیرونی تشریف می آوردند و می نشستند تا امام به بیرونی آمدند او از فرصت استفاده کرده گفت: آقای حسن البکر به شما سلام می رساند و احوال شما را جویاست و منتظر اوامر جنابعالی است. امام رو کردند به یک شیخ لبنانی و به او گفتند آقا شما به ایشان بگوئید از منزل من برود بیرون. آن شیخ هم خیلی تعجب کرد چون کسی جرأت نداشت حتی به یک پلیس معمولی این حرف را بزند چه برسد به استاندار که شخصیت درجه اول سیاسی کربلا بود. آن شیخ هم که می ترسید، دست پاچه شد و به استاندار گفت آقا از شما تشکر می کنند ! ! امام با عصبانیت رو به آن شیخ کرده فرمودند من می دانم تو داری چه ترجمه می کنی. بهش بگو از خانه من برود بیرون. وقتی که آن شیخ ترسید ترجمه کند امام با حال غضب پا شدند و به طرف مسجد حرکت کردند. استاندار کربلا ناچار شد در خیابان دنبال امام راه بیفتد و در مسیر دست امام را بگیرد که به او توضیح بدهد ولی امام با عصبانیت دستشان را کشیدند و به حرکت خود ادامه دادند. این برخورد امام در آن جو خفقان و رعبی که بعثی ها ایجاد کرده بودند، شجاعت عجیبی در طلاب ایجاد می کرد. (۵)
در ترکیه هر روز آنها را دعا می کرد
مرحوم حاج آقا مصطفی که بعد از امام توسط رژیم شاه دستگیر و به ترکیه تبعید شد نقل می کرد پس از اینکه هیئت های مؤتلفه حسن علی منصور (نخست وزیر شاه) را ترور کردند و بعد تشکیلاتشان لو رفت و دستگیر شده به زندان رفتند امام در دوران تبعید در ترکیه هر روز و روزی چند مرتبه اینها را دعا می کرد. تعبیر حاج آقا مصطفی این بود که امام پس از هر نماز با تسبیح تعداد زیادی دعا و ذکر برای آزادی و خلاص اینها از زندان می خواندند و آنها را مثل بعضی آقایان که حتی در ایران بودند فراموش نمی کردند و مرتب برای آزادی آنها دعا می کردند . (۶)
مواظب خودتان باشید
آخرین دیداری که آیت الله شهید صدوقی با امام داشتند حدود یک ماه و نیم تا دو ماه قبل بود که من هم در خدمتشان بودم. این دیدار ایشان بعد از برگشتن از جبهه غرب بود که برگشته بودند از جبهه غرب، امام فرمودند: رفتن شما به جبهه ها اثرات خوبی داشته است و خیلی خوب بوده است. امام یک مقدار از ایشان تشکر کردند از اینکه به جبهه رفته اند ولی باز از ایشان خواستند که شما رفت و آمدتان را کمتر کنید. دشمن عجیب در کمین شما هست، مواظب باشید، همه جا نروید و همه جا نیایید، و با وجود اینکه رفتن شما به جبهه به این اندازه مفید بوده است ولی وجود شما فایده اش بیشتر است. باز موقعی که می خواستند بیایند بیرون، از ایشان خواستند که باز تأکید می کنم که مواظب خودتان باشید. جایی نروید و نیایید که خدای ناکرده به شما لطمه ای وارد آید ما هر دو ضرر می بینیم. اول ضرر آن است که دیگر شما را نداریم و ضرر آن به شخص شماست که افرادی مثل شما را دیگر نداریم. و ضرر دوم آن به جمهوری اسلامی می خورد که این دلیل بر ضعف جمهوری می شود و ضرری است که به سیستم و نظام خواهد خورد. (۷)
هر نیم ساعت به من گزارش کنید
ساعت ۳۰/۱۱ بود که در دفتر با جناب آقای صانعی نشسته بودیم که ناگهان تلفنی زده شد مبنی بر این که آیت الله خامنه ای مورد ترور واقع شده اند. طبعا این مسئله باعث ایجاد اضطراب و نگرانی در همه افراد شد. این خبر بایستی به امام می رسید. جناب آقای صانعی از من به عنوان یک پزشک خواستند که ترتیبی بدهم تا ضمن رساندن خبر به امام کمترین تأثیر سوئی بر جسم و روح ایشان نداشته باشد.
من به فکرم رسید که یک قرص آرام بخش را در چای حل کنیم و خدمت ایشان بدهیم میل بفرمایند، و پس از یک ساعت که اثر دارو ظاهر شد خبر را به صورت خیلی ملایم به ایشان بگوئیم. آقای صانعی هم در بدو امر، این مسئله را از من پذیرفتند ولی گفتند: اجازه بدهید استخاره کنم . استخاره بد آمد که ما این روش را پیاده کنیم. بنابراین تصمیم گرفتند خودشان شخصا بروند و خبر را به امام بگویند. وقتی برگشتند فرمودند: وقتی خدمت امام رسیدم بسیار مضطرب بودم و نمی دانستم چگونه خبر را منتقل کنم. امام سر سجاده نشسته بودند. قبل از اینکه من لب به سخن بگشایم فرمودند: «آقای خامنه ای را ترور کرده اند؟ ! وقتی فهمیدم ایشان قضیه را خبر دارند، خیلی آرام شدم.
حالا امام از کجا خبر دارند، با اینکه هیچ کس قبل از آقای صانعی خدمتشان نرفته بود که خبر را به ایشان منتقل کند، من حقیقتا نمی دانم گویا به ایشان الهام شده بود و فکر کرده بودند آقای صانعی آمده اند خبر ترور آیت الله خامنه ای را بدهند، لذا امام زودتر سراغ گرفتند که در حقیقت آقای صانعی را نیز آرام کردند. البته آرامش امام این نبود که در مقابل این واقعه ناگوار بی تفاوت باشند. بلکه در عین حال که خیلی هم حساس بودند تحمل بسیار بالایی در برابر ناملایمات و مصائب داشتند. در عین حال بهترین راه را هم برای حل معضلات
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
