خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل چکیده مقالات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل چکیده مقالات قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل شرایط آزادی از نظر اسلام
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل شرایط آزادی از نظر اسلام قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
06ساعت
58دقیقه
24ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل بنیادگرائی۱ :مفهومی غیر منطبق بر واقعیت در توصیف دولت اخلاقی شیعه۲

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 59

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
4 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

فایل پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل بنیادگرائی۱ :مفهومی غیر منطبق بر واقعیت در توصیف دولت اخلاقی شیعه۲؛ راهکاری شایسته برای ارائه‌های موفق

اگر به‌دنبال یک فایل ارائه‌ی آماده با کیفیت بالا و طراحی حرفه‌ای هستید، فایل فایل پاورپوینت کامل بنیادگرائی۱ :مفهومی غیر منطبق بر واقعیت در توصیف دولت اخلاقی شیعه۲ انتخابی مناسب برای شماست. این مجموعه شامل 120 اسلاید استاندارد و دقیق است که با هدف ارتقاء کیفیت ارائه‌های شما تهیه شده‌اند.

دلایل انتخاب فایل فایل پاورپوینت کامل بنیادگرائی۱ :مفهومی غیر منطبق بر واقعیت در توصیف دولت اخلاقی شیعه۲:

  • طراحی ساختارمند و چشم‌نواز: هر اسلاید با دقت بالا و توجه به اصول طراحی گرافیکی تهیه شده است تا محتوای شما به‌خوبی دیده و درک شود.
  • آمادگی کامل برای ارائه: نیازی به ویرایش مجدد نیست؛ فایل فایل پاورپوینت کامل بنیادگرائی۱ :مفهومی غیر منطبق بر واقعیت در توصیف دولت اخلاقی شیعه۲ آماده‌ی استفاده در کلاس، جلسه یا کنفرانس است.
  • سازگاری کامل با پاورپوینت: نمایش صحیح اسلایدها در تمامی نسخه‌های PowerPoint بدون بهم‌ریختگی یا مشکل ظاهری تضمین شده است.

تولید شده با رویکرد حرفه‌ای:

تمامی بخش‌های فایل پاورپوینت کامل بنیادگرائی۱ :مفهومی غیر منطبق بر واقعیت در توصیف دولت اخلاقی شیعه۲ با هدف ایجاد یک تجربه کاربری روان و بی‌نقص طراحی شده‌اند. جزئیات با دقت بالا تنظیم شده‌اند تا ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید.

توجه:

تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل بنیادگرائی۱ :مفهومی غیر منطبق بر واقعیت در توصیف دولت اخلاقی شیعه۲ از کیفیت کامل برخوردار است. نسخه‌های غیرمجاز ممکن است شامل اشکالات طراحی باشند و توصیه نمی‌شود از آن‌ها استفاده شود.

با تهیه فایل فایل پاورپوینت کامل بنیادگرائی۱ :مفهومی غیر منطبق بر واقعیت در توصیف دولت اخلاقی شیعه۲، سطح ارائه‌های خود را ارتقاء دهید و مخاطبان خود را تحت تأثیر قرار دهید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل بنیادگرائی۱ :مفهومی غیر منطبق بر واقعیت در توصیف دولت اخلاقی شیعه۲ :

رسانه های گروهیی بین المللی و سیاستمداران غربی و امریکائی هر از چند گاهی تلاش در انتساب جمهوری اسلامی ایران به بنیادگرائی به معنی «فناتیک» تعصب، عدم توانائی در تحمل تنوع، عدم بردباری، تحقیر فرهنگی، افراط گرائی و بالاخره تروریسم دولتی۳ می نمایند تا از این رهگذر بتوانند شکافهای افقی بین خود را که نتیجه بحرانهای دهه 1990 پس از فروپاشی بلوک شرق و اتحاد جماهیر شوروی میباشد، کمابیش با مکانیسم «همکاری و رقابت» ترسیم نمایند. در این راستا با مبالغه آمیز خواندن تهدید ایدئولوژی بنیادگرائی علیه منافع لیبرال دمکراسی و استفاده وسیع از عناوین مطبوعاتی نظیر «نضج اسلام و تهدید غرب» و «توسعه خیزشهای اسلامی» و دعوت این خیزشها از مردم برای بکار بردن «خشونتهای رفتاری» سعی در ایجاد و بزرگ نمودن دشمنی فرضی پس از شکست کمونیسم نموده تا اولا توجه افکار عمومی غرب را به این معضل جلب نمایند و ثانیا اتحاد خود را همچنانکه در نظام دو قطبی قبل از فروپاشی در محور اقتصادی بر اساس همکاری و تعاون «واشنگتن- توکیو-بن» و در محور سیاسی-نظامی بر اساس اتحاد «واشنگتن-لندن-پاریس» استوار بود همچنان حفظ نمایند.

جالب توجه اینکه این مفهوم که دربردارنده معانی مختلف و متفاوت میباشد تنها متوجه ایران و جنبشهای اسلامی گردیده که اولا اسلام را عامل همبستگی وجدان اجتماعی در یک جامعه با ثبات در هر چهار حوزه اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی می دانند و ثانیا با حفظ استقلال کامل سیاسی، اجتماعی خود مخالف هر نوع تسلط فرهنگ غرب و غرب زدگی میباشند۴ زیرا برتری سلطه لیبرال دمکراسی را عامل نارسائیهای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی جوامع مسلمان میدانند. در حالیکه کشورهائی نظیر عربستان سعودی که خود را حافظ منافع و نگهبان و قیم مراکز مقدس اسلامی مکه و مدینه و اسلام سنتی می نامند چنین عنوانی را از مسائل ارتباط جمعی غربی دریافت نمی نمایند و یا در مورد عراق پس از اشغال کویت در دوم اوت ۱۹۹۰ و در نتیجه صف بندی ارتش عظیم غرب در منطقه و ایجاد «طوفان صحرا» در مقابل صدام حسین که خود را در ردای اسلام پنهان و همگان را دعوت به جهاد مقدس علیه استکبار می نمود هرگز چنین عنوانی (بنیادگرایی) را از سیاستمداران غربی و آمریکائی دریافت نمی نماید، زیرا همیشه اعمال قدرت توسط نظام سعودی به نحوی بوده است که «منافع اقتصادی غرب را در منطقه خلیج فارس به صورت وفادارانه حفظ نماید»۵.

از طرفی پپذیرش غربیها و متأثر شدن آنها از رسانه های گروهی و سیاستمدارانشان برای نهادینه نمودن بعد منفی مفهوم بنیادگرائی جای تعجب نیست زیرا آنها از دولت جمهوری اسلامی که میتوان آنرا کوششی در جهت متحقق کردن و عقلائی نمودن تئوری دولت اخلاقی در متدولوژی غربی نامید، اطلاعات زیادی ندارند چرا که اولین «نقطه تماس دنیای غرب با مسلمین اهل سنت در اسپانیا، سیسیل و فلستین در قرون وسطی و رنسانس و دوره استعمار هند و عراق بوده است». در عین حال بعضی از نویسندگان در این دوره با شیعیان برخورد نموده اند لکن شناخت واقعی از اسلام پیدا ننموده اند. به عنوان مثال نویسنده ای به نام دونالسون۶ در کتاب «مذهب شیعه»۷ این چنین اظهار نظر می نماید که «مذهب شیعه چهارچوبی از گریه و زاری و غم و تعزیه و مراسم احساساتی مذهبی و بیاد شهادت امام حسین (ع) میباشد»۸. بنابراین پذیرش مفهوم منفی بنیادگرائی بمعنای تنفر از بیگانگان، رفتارهای خشونت آمیز و تروریستی، به علت جهل در شناخت موضوع در دنیای غرب جای تعجب نیست.

این مقاله سعی دارد تا ضمن معرفت واژه بنیادگرائی که در ابتدا توسط گروهی از جوانان پروتستان در اوائل قرن بیستم در آمریکا ابداع گردید و در حال حاضر به حرکتهای سیاسی-اسلامی در خاورمیانه اطلاق می گردد، نشان دهد که این واژه نه تنها موجب سردرگمی استب لکه نادرست هم میباشد-گرچه در حال حاضر اعتبار کافی برای انتساب به دولت اخلاقی را هم بدست آورده است.

¨ پیدایش بنیادگرائی

مفهوم بنیادگرائی از لحاظ اصطلاحی توسط گروهی از جوانان پروتستان آمریکائی در اوائل قرن بیستم به عنوان واژه ای سیاسی و محافظه کارانه بطور مشخص مورد استفاده قرار گرفت. این گروه از مسیحیان مصرانه، وابستگی و علاقه وافر خود را به اصول سنتی و ارتدکسی انجیل اعلام داشته و استدلال می نمودند که هدف واقعی مذهب مسیحیت نجات روح انسانهاست و نه تغییرات اجتماعی، که آنهم از طریق تبیین و تفسیر لفظی انجیل قابل تحقق است. در این زمینه دکترینهای زیادی را به عنوان پایه قرار می دادند منجمله دکترین آفرینش انسان، دکترین قیامت و دکترین تولد نوزاد بدون پدر و داروینیسم و آنها را از طریق منطوق لفظی انجیل بررسی می نمودند۹. این گروه نجات و صلاح فردی بر این اساس تلاش در تطهیر مذهب از تفاسیر و تأویل و تبیینهای سنتی آباکلیسا می نمودند که تا حدی هم تعبیر تصفیه کنندگان را هم احتمالا بتوان با آنها قابل انطباق یافت.

از آن به بعد، واژه بنیادگرائی در راستای تفکر احزاب و گروههای مختلف، تعابیر متناسب با اراده فکری سیاسی آن گروهها پیدا نمود. برای مثال محافظه کاران واژه بنیادگرائی را معادل «کینه غیر عاقلان هاز بیگانگان و خارجیها»، نظامگیری و تندروی بکار بردند.۱۰

این واژه از دیدگاه لیبرالها به معنی افراط گرائی فناتیک بودن و سنت گرائی جلوه نموده است و نیز تعبیر رادیکالها از واژه بنیادگرائی مبتنی بر «تصور تعصب و لجاجت مذهبی»۱۱ منفعلان سیاسی۱۲ که گرایش به افکار نیاکان خود دارند و علم و تاریخ و مدرنیزاسیون و روشنگری و روشنفکری و انقلاب صنعتی را رد می نمایند، می باشد.

مستشرقینی که مسائل خاورمیانه را از نزدیک مطالعه می کنند، بنادگرائی را مساوی با دنیای مسلمانی قرار می دهن دکه نمی توانند خود را از تاریخ اولیه رها سازند و بنابراین متصلب و ذاتا مرتجع می باشند.

وجه اشتراک افکار گروههای سیاسی فوق الذکر آن است که بنیادگرائی را در مقوله منفی آن بررسی نموده و سعی بر این دارند تا این مفهوم را نه تنها مخالف بلکه تهدید کننده مبانی اصول دمکراسی غربی نشان دهند. در فهرست بندی مبانی لیبرال دمکراسی از لحاظ تئوری نکات ذیل جلب توجه می نماید:

الف: دکترین مساوات نگری در تمام ابعاد حقوقی بین افراد بشر اعم از زن و مرد، بالاخص در تصمیم گیری سیاسی۱۳.

ب: برابری بین افراد در فرصتهای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی.

ج: دکترین تحمل عقاید مذهبی متفاوت.

د: اصالت فردی که تأکید زیادی روی حقوق فردی می نماید۱۴.

ه: جدائی سیاست ا ز مذهب و عدم دخالت مذهب در حکومت۱۵.

و: دکترین لیبرالیسم که ابداع قرن ۱۸-۱۷ و ملهم از افرادی مانند اسپینوزا، لاک، منتسکیو، کانت، بنتام، میل، جفرسون و… می باشد. این دکترین به طور اساسی خود را مدافع حقوق فرد در مقابل تخیطیات و تجاوزات حاکمیت ها و قدرتهای سیاسی می داند و تا حد نهائی خواهان حفظ ارزشهای فردی یک شخص، آزادی و حقوق طبیعی وی در مقابل دولت می باشد.

ز: دکترین لسه فر۱۶ که طرفدار دولت به عنوان حامی حقوق مالکیت فردی و بازار لآزاد (اقتصاد بازار) می باشد۱۷.

ح: حقوق بشر که در حال حاضر به عنوان اهرم سیاسی به منظور کسب منافع اقتصادی در کشورهای هدف مورد استفاده قرار می گیرد.

ط: اصل رقابت و همکاری ک هاز مبانی مهم لیبرال دمکراسی است و در حال حاضر در پیمان گات بمنظور گشودن بازارهای جهان سوم با تعرفه های مساوی و حتی کمتر کاربرد عملی دارد و با اجرای این مکانیسم، کشورهای شمال اقتصاد جهان را کنترل می نمایند.

لحاظ اصل «رقابت و همکاری » در دوره جنگ سرد ۱۹۹۰-۱۹۴۶ بین شرق و غرب، در زمینه «کنترل تسلیحات» بوسیله مکانیسم اجرائی «آتلانتیسم» بمنظور سرکوبی کمونیسم، دستآویزی جهتا ز بین بردن تعارض در درون جهان سرمایه داری بود تا دنیای غرب از «غارت و چپاول مشترک ژاپن و آمریکا بهتر حمایت نماید»۱۸ لکن پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، اروپا شروع به بازنگری در سیر وحدت خود نمود تا بتواند به عنوان قطب جدیدی در زمینه اقتصادی و نظامی در مقابل جاه طلبیهای رقبای خود یعنی ژاپن و آمریکا قد علم نماید و لذا تمام منابع قدرت خود را که در قرن بیست ویکم بنا بر قول نویسنده مشهور معاصر، الوین تافلر، عبارتند از تکنولوژی (دانائی)، اقتصاد (ثروت)، قدرت نظامی (خشونت) را در این مسیر بکار می برد تا چه با وجود ایالات متحده در چارچوب آتلانتیسم و چه بدون ایالات متحده، نقشی مساوی با آمریکا را در صحنه جهانی ایفا نماید.

این فرضیه بنا به قول نویسنده منجر به تعارض و شکاف افقی و عمودی بیشتری در درون جهان سرمایه داری خواهد شد. زیرا اروپائیان دوران جنگ سرد راب ا تمام تلخیهای سیاسیش پشت سر گذارده اند. دورانی که آنها بالاجبار تقسیم و حاکمیت دو ابر قدرت را پذیرفتند و از

سیاست بین المللی آنان پیروی کردننند. لکن حال تمایل دارند علی رغم تمام مشکلات داخلی از قبیل نفرتهای جوشان قومی و نژادی یوگسلاوی (صربستان)، بلغارستان، رومانی و آتش اختلاافات مرزی میان آلمانیها و لهستانیها و مجارها با رومانیها،از نقاط بالقوه و بالفعل مثلث قدرت خود یعنی منابع نظامی، اقتصادی ، تکنولوژیکی استفاده نموده، به صورت یک قطب قدرت در مقابل دو بازیگر دیگر صحنه بین الملل در زمینه دست یابی به بازارهای جدید به رقابت بپردازند.۱۹ این رقابتها در زمینه کنترل منابع نفتی کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس بیشتر نمود پیدا می کند زیرا اروپا بیشتر از آمریکا به نفت و بازارهای منطقه خاورمیانه وابسته است و از این رو با تسلط کامل ایالات متحده بر منطقه خلیج فارس موافق نیست. پس در مقابل آمریکا که تأکید بر ساختاری شبیه به ناتو و طرح مارشال در منطقه خاورمیانه می نماید، اروپا و بخصوص کشورهای حوزه مدیترانه بر استراتژی استقلال در روابط اقتصادی با کشورهای منطقه تأکید دارند تا منابع نفتی مورد نظر خود را از کنترل آمریکا خارج کنند. از طرف دیگر رقابت سختی بین ژاپن، اروپا و آمریکا در بازسازی کویت ، و عراق عربستان سعودی بوجود آمده که تعارض بین آنها را شدت بیشتری می بخشد.

بنابراین رفتن به سمت یکپارچگی و همکاری در دنیای غرب مستلزم بزرگ نمودن دشمن خیالی است که چنین دشمن بالقوه ای قابلیتهای نظامی، فرهنگی و سیاسی که بتواند منافع غرب را تهدید نماید دارا باشد و دنیای غرب بطور یکپارچه بتواند از طریق پیمانهای بین المللی و فشار اقتصادی و اعمال کنترل بر جنگ افزارها و تکنولوژی تسلیحاتی آن دشمن فرضی را محدود نماید. بدین لحاظ است که مجله اکونومیست در ۴ مارس ۱۹۹۲ به سیاستمداران آمریکائی توصیه می نماید تا «خطر بنیادگرائی ایران و نفوذ آن را در منطقه به عنوان خطر بسیار جدی علیه منافع غرب قلمداد نموده و به شدت با آن بصورت جمعی مقابله نمایند». البته به این نکته بایستی اذعان داشت که چون ایران از کشورهای جهان سوم و به عبارتی از کشورهای گروه حااشیه ای در مقابل کشورهای گروه کانونی۲۰ قرار دارد و همیشه در دوران جنگ سرد سر منشأ بحرانها و مشکلات کشورهای حاشیه ای (در حال توسعه) در یکی از دو قطب تعیین می شد، بنابراین مهار نمودن ایران به تنهائی نبایستی کار سهل و آسانی در حال حاضر نباشد تا بتواند به عنوان دشمنی فرضی که تعارض دنیای غرب را بپوشاند جلوه نماید. از این رو که ایران پایه و اساس خود را بر اسلام به عنوان یک مشی زندگی و تمدن شکل داده است و اسلام سیاسی در آسیا و آفریقا نفوذ دارد و می تواند بالفعل به صورت انگیزه ضد غربی در جهان حاشیه ای درآید، در نتیجه سیاستگزاران آمریکائی و غربی سعی در وسیع تر نمودن ابعاد حوزه دشمن فرضی خود که همان اسلام گرائی به معنای بنیادگرائی در تمام نقاط جهان

باشد، می نمایند تا خطر را ا زیک کشور حاشیه ای جهان سوم به دائره ای وسیعتر تبدیل نموده و حتی به جنگ بین تمدنها ختم نمایند. در ایت مقاله در حد امکان نشان داده خواهد شد که انتساب مفهوم منفی بنیادگرائی به دولت ایران که کوششی است در جهت تحقق وعقلائی نمودن تئوری دولت اخلاقی لفظی نه تنها بدلائل زیر گمراه کننده بلکه نادرست است. این دلائل عبارتنداز:

۱-اگر بنیادگرائی بمعنای اعتقاد به قرآن باش دکه از تحریف بشری مصون و قابل پیاده نمودن است، در نتیجه تمام مسلمین جهان و حتی مسیحیان و سایر مذاهب آسمانی را می توان بنیادگرا نامید. زیرا اعتقاد کلی بر آن است که قرآن کلام خدا است و تحریفی در آن وجود ندارد. این مفهوم در رابطه با مسیحیت و یهودیت و اعتقاد آنها هم صحیح بنظر می رسد زیرا آنها هم بر این باورند که انجیل و تورات کلام خداوند بوده و از تحریف بشری مبرا می باشد. در این صورت موحدین جهان را باید بنیادگرا نامید. زیرا آنها همگی معتقدند افکار، عقاید و تفاسیرشان تنها راه صحیح زندگی است و کسان دیگری ک هبا آنها متفاوت هستند در صورت غیر اخلاقی نبودن بر خطایند. احتمالا این تعبیر، آنها را به عدم توانائی تحمل تنوع و تعصب نزدیک می سازد، لکن اصراری که سیاستمداران آمریکائی و رسانه های گروهی غرب برای اطلاق بنیادگرائی فقطو فقط به گروههای خاص از مسلمین مانند دولت جمهوری اسلامی ایران، جبهه نجات اسلامی الجزائر، جنبش حماس در فلستین، حزب ا… لبنان، اخوان المسلمین مصر و غیره دارند حاکیاز سیاست «یک بام و دو هوا»در برخورد میباشد.

۲-اگر واژه بنیادگرائی دال بر این موضوع باشد که هر فرد آگاه به قرآن –که در ۱۴ قرن پیش بر پیغمبر «ص» نازل شده است- بتواند معنای واقعی و صحیح آنرا از طریق مراجعه مستقیم به آن، با نادیده گرفتن علما’، بفهمند، پس امام خمینی به عنوان رهبر نظام اسلامی بنیادگرا محسوب نمی شود، زیرا ایشان به عنوان یک اصولی۲۱ در مقابل اخباریون که معتقدند فهم اسلام فقط از طریق تفحص در قرآن و احادیث ائمه ممکن است، مصر بر این مطلب اندکه فهم قرآن پیچیده تر از آن است که افراد عادی آنرا درک نمایند. حتی جبرئیل امین که قرآن را از منبع وحی بر پیغمبر «ص» نازل می نمود قادر به فهم «معنا یدرونی» آنچه می آورد نبود. امام خمینی بر این باور بودند ک هاز معانی و لایه های درونی قرآن تنها آنهائی میتوانند قرآن را درک نمایند که آشنا به ادبیات عرب و تعلیمات و احادیث دوازده امام معصوم شیعه و علم رجال و احوالات و آثار آنها و مهمتر از آن آنهائی که به عرفان موهبت داده شده باشند و از نعمت اجتهاد که همان عالم دین بودن و آگاه به زمان و مکان بودن است، بهره مند باشند. و افرادی عادی باید از طریق اینها معانی عمیق قرآن را درک نمایند.

۳-اگر منظور از بنیادگرائی بازگشت به گذشته و ستایش و پرستش دوران حضرت محمد بنیادگرائی: مفهومی غیر منطبق بر واقعیت / ۱۵ «ص» باشد، نظام اسلامی به رهبری امام خمینی بنیادگرا نیست، زیرا آنچ هرا جمهوری اسلامی دنبال می نماید نوعی تجدید حیات و رنسانس اسلامی است و نه پرستش گذشته. دولت شیعه که در جهت تحقق تئوری دولت اخلاقی قدم بر می دارد خواهان اجرای اصول اخلاقی در سطح جامعه و اشخاص (در سطح فردی) بمنظور متعالی نمودن جامعه و ایجاد و تداوم موازین اخلاقی در سطح ملی و بین المللی میباشد. این دولت مبتنی بر اصول ذیل میباشد:

الف: دوگانگی حاکمیت (حاکمیت الله از مصب ولایت فقیه، متافیزیک و حاکمیت مردم بصورت طولی)

ب: دیدگاه حداکثر گرا نسبت به مفهوم دولت در مقابل دیدگاه حداقل گرای قرارداد اجتماعی روسو

ج: دیدگاه فراوطنی

د: دیدگاه اشتراک هدف مردم و دولت

ه: دیدگاه تمرکز قدرت سیاسی بمنظور متحد نمودن تمام حوزه های قدرت پذیر

و: تأکید بر اصول ارزشی برای تعیین موجود اجتماعی

ز: اجتهاد

احتمالا منعکس کننده چنین اصولی را در غرب می توان هگل ایده آلیست نامیده ک هوی نیز اصول مزبور را برای دولت اخلاقی خود قائل است. در آن دولت اخلاقی، هگل از فرایند شدن عقل کل، که در طی گذشت از مراحل نهاد (اندیشه)، (برابر نهاد) طبیعت و روح خود را محقق می سازد سخن می راند. این دولت اخلاقی۲۲ عالیترین نوع دولت پس از دولتهای بیرونی۲۳ و سیاسی۲۴ بوده و ویا ز آن به عنوان گام برداشتن قادر متعال بر روی زمین نام می برد.۲۵

۴- اگر بنیادگرائی دلالت بر منفی اندیشه مدرن «ملت-کشور»۲۶ بنماید، باز نظام اسلامی رهبری امام خمینی در این تعریف نمی گنجد. منظور از مفهوم «ملت-کشور» عبارتا ز حالتی است که یک ملت در چارچوب مرزهای مشخص دولتی را تشکیل دهد و قوانین حاکم بر آن در آن چارچوب قابلیت تحقق و حاکمیت داشته باشد. این مفهوم معمولا در مقابل دولت شهرهای یونان۲۷ قرار می گیرد و مفهومی مدرن در تاریخ اندیشه های سیاسی محسوب می گردد. به نظر می رسد دولت اخلاقی ایران و رهبران آن با تأکید بر نقش ملت و ملیت و با توجه به عملکرد سیاسی- اجتماعی خود از بدو تأسیس نظریه ملت- کشور را پذیرفته اند۲۸. اندک توجهی به سخنان حضرت امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری (که در آن از واژه هایی مانند «سرزمین ایران»، «میهن ایران»، «ملت ایران» ، «جوانان وطن» ، « حاکمیت ملّّی» ، « مردم شریف ایران» ، « ایران دوستی» ، و واژه های نظیر آ،ها که در علوم سیاسی بار و برد خاصی دارد و همگی آنها در تأیید تنوری ملت – کشور بکار می رود استفاده شده است احتمالاً چنین چیزی را نشان می دهد. علاوه بر آن حذف یکی از نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۵۸ بدلیل اینکه پدرش در افغانستان امروزی متولد شده بود و اینکه ولی فقیه عملاً باید ایرانی باشد، صحت ادعای فوق را اثبات می نماید. فراتر را اثبات می نماید. فراتر از این اگر بپذیریم که علت عدم نفوذ انقلاب اسلامی ایران در کشورهای منطقه در حد مطلوب بدلیل کاربرد شعائر ملی مانند زبان باضافه استفاده از نمادهای شیعی بوده است، این نیز خود دلیل دیگر بر پذیرش مفاهیم مربوطه ملت- کشور توسط دولت اخلاقی شیعه می باشد.

۵- اگر منظور از بنیادگرائی اجرای منحصر به فرد همه قوانین و نهادهائی باش دکه در شریعت آمده است، بازهم جمهوری اسلامی و دولت شیعه در این مقوله نمی گنجد. زیرا بیشتر قواعد و قوانینش منبعث از اجتهاد است که تلاش نمی نماید پاسخگوی مشکلات زمان حاضر و ارتباط دهنده مذهب و سیاست باشد. آنچه میتوان در این باب اظهار نمود این است که گرچه اصول کلی دولت مزبور براساس شریعتا ست اما ساختار سیاسی آن از لحاظ الگوی صوری بیشتر به جمهوری پنجم فرانسه شباهت دارد تا به الگوی خلفای اولیه صدر اسلام این شباهتها در زمینه در زمینه های نام جمهوری، مجلس، شورای نگهبان، هیئت دولت، و غیره تجلی می نماید. در همین راستا شاید عبارت حجه الاسلام هاشمی رفسنجانی ریاست جمهوری مبتنی ب راینکه « هشتاد در صد از چیزی که در حال حاضر در جمهوری اسلامی وجود دارد سابقه ای در تاریخ اسلام ندارد»۲۹ دّال بر مطلب فوق بشد واضح است که تطابق قاعده کلی « کل ما حکم به الشرع، حکم به العقل و کلما حکم به العقل حکم به الشرع»تمام نهادهای عقلانی لازم و ضروری استمرار حکومتا اسلامی مشروع و موجه خواهند بود.۳۰

۶- اگر واژه بنیادگرائی دلالت بر شیفتگی و مفتون شدن به سنتها و رد نمودن جامعه مدرن و مدرنیزاسیون باشد، به عبارتی اگر منظور از بینادگرائی حفظ کامل و مطلق « وضع موجود»۳۱ باشد. باز نظام ایران و رهبری آن در این مقوله نمی گنجد زیرا اولاً رهبری فقید آن با قدرت جاذبه مردمی خود جامعه جدیدی را در ایران بوجود آورد که فقط و فقط سلطه غرب و نخ مدرنیزاسیون ، را نفی می نمود و علاوه بر آن در زمان حیاتش موفق شد «قانون اساسی جدیدی را که تفاوتهای بسیار زیادی با قانون اساسی مدینه دوران حضرت محمد«ص» دارد بنا نهد» حضرت امام(ره) در کتاب « ولایت فقیه » صراحتاً وظیفه « نهاد نواب عام حضرت مهدی عج» را در دو اصل زیر خلاصه می نمایند.

الف: مسئولیت تفسیر قوانین شریعت به منظور سازش دادن آ،ها با زمان حاضر که این عمل

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.