خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل مهدی علیه السلام از نگاه اهل سنت
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل مهدی علیه السلام از نگاه اهل سنت قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نقد ادیان و آینده جهان
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نقد ادیان و آینده جهان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
12ساعت
51دقیقه
56ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل مختصات عمومی امامت شیعه

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 61

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
5 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

فایل پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل مختصات عمومی امامت شیعه؛ راهکاری شایسته برای ارائه‌های موفق

اگر به‌دنبال یک فایل ارائه‌ی آماده با کیفیت بالا و طراحی حرفه‌ای هستید، فایل فایل پاورپوینت کامل مختصات عمومی امامت شیعه انتخابی مناسب برای شماست. این مجموعه شامل 120 اسلاید استاندارد و دقیق است که با هدف ارتقاء کیفیت ارائه‌های شما تهیه شده‌اند.

دلایل انتخاب فایل فایل پاورپوینت کامل مختصات عمومی امامت شیعه:

  • طراحی ساختارمند و چشم‌نواز: هر اسلاید با دقت بالا و توجه به اصول طراحی گرافیکی تهیه شده است تا محتوای شما به‌خوبی دیده و درک شود.
  • آمادگی کامل برای ارائه: نیازی به ویرایش مجدد نیست؛ فایل فایل پاورپوینت کامل مختصات عمومی امامت شیعه آماده‌ی استفاده در کلاس، جلسه یا کنفرانس است.
  • سازگاری کامل با پاورپوینت: نمایش صحیح اسلایدها در تمامی نسخه‌های PowerPoint بدون بهم‌ریختگی یا مشکل ظاهری تضمین شده است.

تولید شده با رویکرد حرفه‌ای:

تمامی بخش‌های فایل پاورپوینت کامل مختصات عمومی امامت شیعه با هدف ایجاد یک تجربه کاربری روان و بی‌نقص طراحی شده‌اند. جزئیات با دقت بالا تنظیم شده‌اند تا ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید.

توجه:

تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل مختصات عمومی امامت شیعه از کیفیت کامل برخوردار است. نسخه‌های غیرمجاز ممکن است شامل اشکالات طراحی باشند و توصیه نمی‌شود از آن‌ها استفاده شود.

با تهیه فایل فایل پاورپوینت کامل مختصات عمومی امامت شیعه، سطح ارائه‌های خود را ارتقاء دهید و مخاطبان خود را تحت تأثیر قرار دهید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل مختصات عمومی امامت شیعه :

پژوهش در نظریه های نظام سیاسی شیعه نشان می دهد که این گونه نظریه ها به لحاظ نظری بر «اندیشه امامت و ولایت» استوارند. اهتمام شیعیان در حفظ و توسعه این مفهوم موجب شده است که در طول تاریخ اسلام، مجموعه نسبتا منسجمی از استدلال های عقلی، نقلی و تاریخی در توجیه و تبیین مشروعیت نظام سیاسی شیعه فراهم شود. در این مقاله و تحت سه عنوان «ادلّه»، «اصول» و «پایه ها»ی نظام سیاسی شیعه، کوشش می کنیم سیمای عمومی این نظام را، که در منابع اسلامی «امامت شیعی» نامیده شده است، بررسی کنیم:

الف. منبع تغذیه کننده یا دلایل وجوب و وجود امامت شیعه

چنان که بسیاری از پژوهشگران اندیشه های اسلامی تأکید کرده اند، «امامت» تنها اصل اساسی است که شیعیان (دوازده امامی) را از دیگر فرقه های اسلامی متمایز می کند. به نظر محمدحسین آل کاشف الغطاء، امامت فرق جوهری و اصلی است و دیگر تفاوت ها همانند اختلاف مذاهب مختلف اهل سنّت، امور فرعی، عرضی و اجتهادی هستند.(۱)

ناصر بن عبداللّه الغفاری، پژوهشگر سنّی، نیز می نویسد: امامت نزد شیعه همان اصلی است که احادیث شیعه بر محور آن می چرخد و عقایدشان به آن اصل بازمی گردد. این اصل اثر آشکاری در فقه و اصول و تفسیرها و دیگر علوم شیعه دارد. به همین لحاظ، شیعیان، اعم از قدیم و جدید، و در گذشته و حال، اهتمام خاصی به مسئله امامت دارند.(۲)

شیعیان بر خلاف اهل سنّت، به مسئله امامت چونان رکن اساسی دین و جزئی از اصول مذهب می نگرند. به اعتقاد شیعه، امامت منصبی الهی است که خداوند با توجه به علم خود درباره شرایط و نیازهای بندگان و همانند پیامبر تعیین می کند و ضمن آنکه پیامبر را موظّف به راهنمایی امّت به سوی امام نموده، مردمان را نیز مکلّف به پیروی از او می کند.(۳) آل کاشف الغطاء توضیح می دهد که:

شیعه امامت را همانند نبوّت منصب الهی می داند. پس همچنان که خداوند سبحان کس [یا کسانی] را از میان بندگان خود به نبوت و رسالت برمی گزیند و او را با معجزاتی که همانند نص از جانب خداوند است تأیید می نماید، همچنین برای امامت نیز آنکه را که می خواهد برمی گزیند و به پیامبرش دستور می دهد امامت او را با نص خاص تصریح نماید و او را برای انجام وظایف رهبری مردم پس از پیامبر به امامت منصوب نماید. تفاوت امام با پیامبر تنها در این است که بر امام همانند پیامبر وحی نمی شود، بلکه احکام الهی بر او القا و الهام می شود. پس پیامبر مبلّغ و پیام رساننده از جانب خداست و امام نیز از طرف پیامبر؛ و سلسله امامت تا دوازده امام ادامه دارد که همواره امام قبلی بر امام بعدی تصریح و توصیه نموده اند و شرط و تأکید کرده اند که همه آنان همچون پیامبر معصوم هستند.(۴)

گفتار فوق تمام اندیشه شیعه را درباره امامت به مثابه اصلی از اصول دین نشان می دهد. شیخ محمدرضا مظفّر به صراحت اعلام می کند که «امامت به اعتقاد ما، اصلی از اصول دین است. ایمان جز با اعتقاد بدان کامل و تمام نمی شود، و هرگز جایز نیست که در امامت از پدران و آموزگاران هر چند صاحب شأن و عظمت باشند تقلید کرد، بلکه واجب است همانند توحید و نبوّت در آن نظر و اندیشه نمود.»(۵) چنین دیدگاهی مسئله امامت را لاجرم به حوزه استدلال عقلی سوق داده است. در زیر، به دلیل عقلی شیعیان بر وجوب امامت اشاره می کنیم:

۱. وجوب عقلی امامت

منابع کلامی و فقهی شیعه امامت را «ریاست عامه و عالی بر امور دین و دنیا» تعریف کرده اند.(۶) امام بدین ترتیب، رهبر بالاصاله جامعه اسلامی، جانشین پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سرپرست تمامی امور دینی و اجتماعی مسلمانان است. بسیاری از مسلمانان به وجوب عقلی امامت استدلال کرده اند.(۷) اما معتقدان به وجوب عقلی امامت در جهان اسلام به دو گروه بزرگ تقسیم شده اند:

۱. برخی از اهل سنّت، خوارج، مرجئه، بخش اعظم معتزله و زیدیه از شیعیان، امامت را فرعی از فروع دین می دانند. این دسته از مسلمانان چنین می اندیشند که امامت و تشکیل نظام سیاسی «واجب کفایی» است. منظور از «وجوب کفایی» این است که اقدام به وظایف امامت تکلیف همگانی است، لیکن اگر یکی از مسلمانان به چنین وظیفه ای قیام و ا قدام نمایند، از عهده بقیه مسلمانان ساقط می شود. امامت بدین سان، قضیه ای است که به «مصلحت عمومی» امّت اسلامی بازمی گردد و همه امّت اسلامی در قبال آن مسئولیت دارند. فخر رازی می نویسد:

عقلاً بر خلق واجب است که رئیسی برای خودشان نصب نمایند؛ زیرا نصب این رئیس متضمّن دفع ضرر از خویشتن است و دفع ضرر از خویشتن نیز عقلاً واجب است.(۸)

مذهب زیدیه نیز به گونه ای دیگر، بر وجوب عقلی امامت به مثابه فرعی از فروع دین استدلال می کند. به نظر پیروان زید بن علی علیه السلام ، امامت ریاست عامّه و از واجب ترین و مهم ترین واجبات است و به دو طریق تحقق می یابد: نخست از طریق «تعیین» که جز در اهل بیت علیه السلام امکان ندارد؛ دوم از راه «ترشیح»، و معنای ترشیح آن است که مردم یکی از آل البیت (فرزندان امام حسین علیه السلام و حسین علیه السلام ) را که واجد بیشترین شروط امامت بوده و دیگران را به اطاعت خدا دعوت می کند، به امامت برگزینند.

زیدیه معتقد به امامت علی بن ابی طالب علیه السلام است، اما امامت او را نه از طریق نص و تصریح پیامبر صلی الله علیه و آله به اسم و شخص، بلکه از آن جهت مشروع و مسلّم می دانند که هم واجد بیشترین شرایط امامت بود و هم مدّعی این مقام بود و مردم را به امامت خویشتن فراخواند.

زیدیه به عصمت امامان و اندیشه تقیّه، آن گونه که در شیعه دوازده امامی مطرح است، معتقد نیستند و بر صحّت خلافت ابی بکر و عمر ایمان دارند. به نظر شیعیان زیدی، علی علیه السلام هر چند افضل صحابه پیامبر صلی الله علیه و آله بود، خلافت بنا به مصالح آن روز جامعه اسلامی به ابوبکر تفویض شد و بنابراین، خلافت ابی بکر صحیح و مشروع است. شیعه زیدی شجاعت و قیام را شرط اساسی امام می داند و چنین می اندیشد: کسی که در خانه نشسته، صورت خود را می پوشاند و از جهاد پرهیز می کند، شایسته امامت نیست، بلکه امام همان کسی از آل البیت است که قیام می کند و مردمان را به کتاب خدا و سنّت پیامبر صلی الله علیه و آله فرا می خواند و در این راه به شهادت می رسد و کس دیگری به جای او قیام می کند و زنجیره این امامان مجاهد تا پایان دنیا تداوم خواهد داشت.(۹)

۲. دیگر شیعیان بر خلاف زیدیه، امامت را اصلی از اصول دین می دانند. چنین می اندیشند که امامت نه بر مردم، بلکه بر خداوند واجب است. به نظر شیعیان، امامت چیزی نیست که به رأی و نظر مسلمانان وانهاده شود، بلکه امری است که منحصرا به عهده خدا و رسول اوست. متفکران شیعه در توضیح اندیشه خود در باب امامت، منظومه ای از استدلال عقلی را طرح کرده اند که در تاریخ اندیشه اسلامی تحت عنوان «نظریه عنایت» یا «قاعده لطف» مشهور است.(۱۰)

«قاعده لطف»: متکلّمان شیعه، که در اصطلاح به تحلیل گران اصول عقاید شیعه گفته می شوند، نبوّت و امامت را از طریق «قاعده لطف» ثابت و حتی واجب دانسته اند. بر اساس این قاعده، که به نظرشان یک قاعده عقلی است، بر خداوند واجب است که از راه لطف و رحمت بر بندگان خود، پیامبران و اگر نه، امامانی را در میان بندگان گسیل دارد تا راه و رسم صلاح و سعادت در معاد و معاش را به آنان بیاموزند و آنان را به مصالح و مفاسد اعمال زشت و زیبای خود آگاه و هوشیار سازند.(۱۱) خواجه نصیرالدین طوسی می نویسد:

«الامام لطفٌ فیجب نَصْبُهُ علی اللّه تعالی تحصیلاً للغرض»

(امام لطف است و بنابراین، نصب او بر خداوند به منظور تحصیل غرض واجب است.)(۱۲) خواجه در وجوب لطف می گوید: «لطف واجب است؛ چون غرض [تکلیف] به وسیله آن حاصل می شود.»(۱۳)

خواجه نصیر طوسی بدین سان، یک استدلال عقلی در وجوب نصب امام به وسیله خداوند طرّاحی می کند که مطابق منطق ارسطویی، شکل اول قیاس را دارد: «نصب امام لطف است. لطف بر خداوند واجب است. پس نصب امام بر خداوند واجب است». علاّمه حلّی در تعریف «لطف» می افزاید:

لطف چیزی است که مکلّفین به تکالیف الهی را به طاعت نزدیک می نماید و از گناهان دور می سازد؛ و در این نزدیک سازی به طاعت و دورنگه داری از معصیت، به هیچ وجه، نه تمکین در کار است و نه الجا و الزام.(۱۴)

به هر حال، مفهوم قاعده لطف این است که مکلّفان نمی توانند تمام تکالیف شرعی و عقلی خود را بدون امام درک کنند و انجام دهند. بنابراین، هرگاه رهبر عالم و عادل داشته باشند، بیشتر ممکن است که به واجبات قیام، و از چیزهای قبیح اجتناب نمایند، و در فقدان چنین حاکم و رئیسی برعکس. به نظر شیعه، چنین استدلالی ضروری عقل هر عاقل است و نصب و تعیین چنین امامی را بنا به تعریف و از آن روی که مردمان خطاپذیرند نمی توان به عهده افراد و جامعه وانهاد، بلکه منحصرا باید از جانب خداوند باشد.(۱۵) خواجه به عنوان نتیجه استدلال به قاعده لطف می نویسد:

پس ثابت شده است که نصب امام، مادام که تکلیف باقی است، بر خداوند واجب است. و از آنچه در باب عدل خداوند مقرّر شده، از مسلّمات است که خداوند سبحان هرگز در انجام آنچه به عهده و واجب بر اوست، اخلال نمی کند. پس امام تا زمانی که تکلیف باقی است، منصوب می باشد [چون تکلیف موجود است.] پس امام نیز وجود دارد و این همان مطلوب ماست.(۱۶)

قاعده لطف در درون خود، نتایج نظری اعتقادی سه گانه ای را برای منظومه فکر سیاسی شیعه فراهم نموده است: نخست آنکه «شرایط امکان» طرح نظریاتی چون لزوم وحدت، عصمت، علم، شجاعت، فضل و کمال ظاهری و باطنی امام را تدارک نموده است. دوم آنکه بنیاد نظری لازم برای تحلیل مسئله «غیبت» در اندیشه شیعه استوار کرده است. سوم آنکه زمینه نظری لازم بر اندیشه وجوب و وجود نص بر امامت امامان شیعه از طرف خدا و رسول صلی الله علیه و آله را آماده می کند. بدین ترتیب، تفکر شیعه را به جستجوی نصوص و ادلّه نقلی ملحوظ در قرآن و سنّت در خصوص امامان شیعه، به ویژه علی بن ابی طالب علیه السلام ، سوق می دهد.

۲. نصوص و ادلّه نقلی شیعه

کلام شیعه چنانکه گذشت بر وجوب نص بر امامت امام علیه السلام تأکید دارد.(۱۷) بر خلاف دیگر مذاهب اسلامی، نظریه امامت و نظام سیاسی در اندیشه شیعه بر اساس وجود نص از خداوند متعال استوار است که بر زبان پیامبرش حضرت محمّد صلی الله علیه و آله جاری شده و هویّت امامان شیعه را به اسم و شخص و تعداد معرفی نموده است.(۱۸) بیشتر این ادلّه در خصوص امامت امیرالمؤمنین علیه السلام است و بر امامت دیگر امامان به صورت نص امامان پیشین بر ائمّه بعدی احتجاج و استدلال شده است. در زیر، به مهم ترین دلایل شیعه در قرآن و سنّت پیامبر صلی الله علیه و آله اشاره می کنیم:

الف. دلایل قرآنی امامت شیعه: فکر سیاسی شعه، در توجیه نظام سیاسی امامت، به ادلّه ای از آیات قرآن کریم استناد کرده، با تفسیری که از این آیات دارد، آن ها را از جمله مصادیق وجود نص الهی بر امامت شیعه تلقّی می کند. مهم ترین این آیه ها، چهار آیه معروف است: ۱. آیه ولایت؛ ۲. آیه تطهیر؛ ۳. آیه اطاعت اولی الامر؛ و ۴. آیه مودّت ذی القربی.

البته آیات دیگری نیز به عنوان دلیل قرآنی امامت شیعه به ویژه امام نخست شیعیان مورد استناد قرار گرفته است، لیکن به لحاظ اختصار، تنها به مفاد تفسیری چهار آیه فوق می پردازیم:(۱۹)

۱. آیه ولایت: «اِنّما ولیُّکُم اللّه و رسولهُ و الّذینَ آمنوا الّذینَ یُقیمونَ الصّلوهَ و یُؤتونَ الزّکوهَ و هُم راکعونَ» (مائده: ۵۵) [همانا ولیّ شما خدا و رسول او و کسانی هستند که در رکوع نماز، زکات و صدقه می دهند.]

مشهور است که این آیه در حقّ امام علی بن ابی طالب علیه السلام است و گفته می شود: بسیاری از مفسّران اهل سنّت نیز چنین نظری را پذیرفته اند. در روایتی از ابوذر غفاری آمده است:

روزی نماز ظهر را با رسول خدا صلی الله علیه و آله می خواندم. بعد از نماز ظهر، فقیری در مسجد تقاضای کمک مالی کرد و هیچ کس چیزی به او نداد، سائل دستان خود را به آسمان بلند کرد و گفت: خدایا! شاهد باش که در مسجد پیامبر تو، محمّد صلی الله علیه و آله تقاضای کمک نمودم، اما کسی چیزی به من نداد. در این لحظه، علی علیه السلام در حال رکوع نماز بود و با انگشت دست راست خود، که انگشتری در آن بود، به سائل اشاره کرد و او نیز انگشتر را از انگشت وی گرفت. پیامبر صلی الله علیه و آله شاهد جریان واقعه بود. چشمان خود را به آسمان گرفت و گفت: خدایا! برادرم موسی از تو درخواست نمود که «ربِّ اشرح لی صَدری، و یَسّرلی اَمری، و احلُل عقدهً مِن لسانی، یَفقهوُا قولی، و اجعل لی وزیرا مِن اهلی، هارونَ اخی، اُشدد به أزری، و اَشرِکه فی امری». و تو نیز خواسته او را اجابت کردی و گفتی: «و سَنَّشُدُّ عضدَکَ بأخیکَ و نَجعلُ لکما سلطانا.» خدایا! من نیز پیامبر برگزیده تو هستم. بر من نیز شرح صدر بده، و کار مرا نیز آسان کن، و از خاندان من علی را بر من وزیر قرار بده و به وسیله او پشت مرا قوی گردان … . همین که دعای پیامبر تمام شد، جبرئیل بر پیامبر نازل شد و گفت که این آیه را بخواند: «اِنّما ولیُّکم اللّهُ و رسولُه والّذینَ آمَنوا الّذینَ یُقیمونَ الصّلوهَ و یُؤتونَ الزّکوه وَ هُم راکعونَ.(۲۰)

روایت ابوذر را از آن روی آوردیم که علاوه بر دلالت بر شأن نزول آیه، برخی مفسّران اهل سنّت، از جمله ابواسحق احمد الثعلبی نیز تأیید و نقل کرده است.(۲۱) به هر حال، مدلول آیه مصادر قدرت و ولایت را در خدا و رسول و کسی که در حال رکوع انگشتری خود را به زکات بخشیده است، حصر و تعریف می کند و ولایت خدا و پیامبر صلی الله علیه و آله و علی علیه السلام را در امتداد یکدیگر قرار می دهد.

۲. آیه تطهیر: «اِنّما یُریدُاللّهُ لِیُذهبَ عنکمُ الرجسَ اَهلَ البیتِ و یُطِّهِرَکُم تطهیرا» (احزاب: ۳۳) [البته جز این نیست که خداوند خواسته است ناپاکی را از شما، خاندان نبوّت، بردارد و شما را کاملاً پاک و منزّه گرداند.]

آیه تطهیر، که دلیل بر عصمت خاندان پیامبر صلی الله علیه و آله است، از جمله آیاتی است که در اثبات امامت علی علیه السلام مورد استدلال قرار گرفته است؛ زیرا عصمت چنان که از قاعده لطف انتاج شد شرط اساسی امامت است و غیر از علی علیه السلام ، بنابر اجماع و ضرورت، کسی معصوم نیست.(۲۲) درباره مفهوم و مصادیق «اهل بیت» در آیه تطهیر و نیز در حدیث «ثقلین» اختلاف نظر گسترده بین شیعه و سنّی وجود دارد. اهل سنّت آیه تطهیر را در شأن زنان پیامبر می دانند و تبعا زنان پیامبر صلی الله علیه و آله را مصادیق اهل بیت تلقّی می کنند. مهم ترین دلیل متفکران سنّی استناد به «نظریه وحدت سیاق» در آیات قرآن است. منظور از نظریه سیاق این است که آیه تطهیر در اثنای آیات مربوط به زنان پیامبر صلی الله علیه و آله نازل شده است و شایسته است به لحاظ رعایت سیاق، در همین راستا تفسیر شود. بنابراین، مفهوم طهارت و مصداق اهل بیت، هر دو ناظر به زنان پیامبر و دفاع از موقعیت آنان است که هرگز مرتکب رجس یعنی شرک و گناهان کبیره، چون زنا نمی شوند.(۲۳)

مفسّران شیعه پاسخ های متنوّعی نسبت به دلیل وحدت سیاق داده اند: نخست آنکه خطاب آیه به زنان نیست و بنابراین، با ضمیر مؤنث نیامده، بلکه به جمعی است که حداقل بیشتر آنان مرد است. بدین سان، خود آیه بر خلاف نظریه سیاق، هیچ نشانه لفظی بر دلالت بر زنان پیامبر صلی الله علیه و آله ندارد، بلکه به خلاف آن صراحت دارد.

دوم بسیاری از مفسّران عقیده دارند که آیه تطهیر هرگز همراه آیات مربوط به زنان پیامبر صلی الله علیه و آله نازل نشده، بلکه آیه ای است که مستقل نازل شده و در تنظیم بعدی قرآن، در موضع کنونی خود در بین آیات مربوط به زنان پیامبر صلی الله علیه و آله گنجانده شده است.

سوم، احادیث زیاد، به ویژه صحیح مسلم، از زید بن ارقم و روایت ام سلمه است. ام سلمه، یکی از زنان پیامبر صلی الله علیه و آله می گوید: «آیه تطهیر در خانه من نازل شد و به دنبال آن پیامبر صلی الله علیه و آله پیکی به خانه فاطمه علیهاالسلام فرستاد تا علی و فاطمه و حسن و حسین را به نزد آن حضرت فراخواند. آن گاه فرمود: خدایا، اینان اهل بیت من هستند. گفتم: یا رسول اللّه من از اهل بیت شما نیستم؟ فرمود: تو از نیکان اهل من هستی، ولی اینان اهل بیت من هستند.»(۲۴)

۳. آیه اطاعت اولی الامر: «یا اَیُّهاالّذین آمنوا اَطیعوااللّهَ و اطیعوُا الرَّسولَ و اولیِ الامرِ مِنکم فَاِن تَنازعتُم فی شی ءٍ فرُدُّوه اِلیَ اللّهِ و الرَّسولِ اِن کُنتم تُؤمنونَ بِاللّهِ والیومِ الآخِرِ ذلکَ خیرٌ و اَحسنُ تأویلاً.» (نساء: ۵۹) [ای اهل ایمان، از خدا و رسول او و اولی الامر از خودتان اطاعت کنید و هرگاه در امری منازعه کردید، به خدا و رسول او ارجاع دهید، اگر به خدا و روز قیامت ایمان دارید. این کار بهترین و زیباترین تأویل است.]

اتفاقا مفهوم و مصداق «اولی الامر» یکی از سرنوشت سازترین و مهم ترین موارد منازعه است و مطابق بخش دیگر آیه، هر گروه از مفسّران شیعه و سنّی کوشش می کنند در توضیح دیدگاه خود، به خدا و پیامبر صلی الله علیه و آله رجوع کرده، به آن دو مرجع استناد کنند. امام محمّد شافعی، بنیانگذار روش شناسی فکر سیاسی سنّی، در تفسیر آیه و مشروعیت خلافت خلفای راشدین راه دیگری پیموده است.(۲۵) اندیشه شیعه نیز به دو طریق متفاوت و مرتبط، به این آیه و مشروعیت امامت امامان شیعه استناد نموده است: یکی استدلال عقلی است که در واقع از نتایج التزام به قاعده لطف است؛ و دیگر دلایل نقلی شیعه.

بر اساس عقل شیعی، «امر به اطاعت» در آیه از خدا و رسول و اولی الامر، دلیل بر عصمت هر سه منبع اقتدار است؛ زیرا امر به اطاعت از امام و رهبر خطاپذیر خلاف قواعد عقل است. اهل سنّت البته بعضا به عصمت امّت، تصویب مجتهدان و صحابه نظر دارند. اما شیعه با تکیه بر خطاپذیری ذاتی انسان ها، عصمت را منحصر در ائمّه و چهارده معصوم می داند. نویسندگان شیعه علاوه بر استدلال عقلی فوق، یعنی رابطه عقلی بین لزوم اطاعت > عصمت > امامت اهل بیت علیهم السلام در آیه، به روایاتی نیز استناد کرده اند که یکی از مشهورترین آن ها روایت ابی بصیر از امام باقر علیه السلام است:

ابوبصیر به نقل از ابی جعفر امام باقر علیه السلام نقل می کند: آیه در شأن علی بن ابی طالب نازل شده است. امام در توضیح این نکته، که چرا به صراحت اسم علی ذکر نشده، فرمود: خداوند نماز را بر پیامبرش نازل کرد، اما هرگز از سه یا چهار رکعتی بودن آن سخن نگفت. زکات را نازل فرمود، ولی از تفصیل آن نام نبرد. حج را نازل نمود و اما درباره شماره طواف چیزی نگفت و همه این جزئیات را به تفسیر پیامبر صلی الله علیه و آله وانهاد. آیه «اطیعواللّهَ و اطیعواالرّسولَ و اولی الامرِ مِنکم» را نازل نمود و پیامبر توضیح داد که درباره علی، حسن و حسین و … است. اگر پیامبر صلی الله علیه و آله ساکت می ماند و اهل اولی الامر را معرفی نمی کرد، البته آل عبّاس و آل علی و دیگران ادعاهایی در این باره و مصادیق اولی الامر می کردند.(۲۶)

۴. آیه مودّت فی القربی: «قُل لا اَسئلکُم علیه اَجرا اِلاّالمودَّهَ فِی القُربی» (شوری : ۲۳) [ای پیامبر، به مؤمنان بگو: در قبال رسالت خود، اجر و پاداشی جز مودّت خویشاوندان نمی خواهم.]

نویسنده دلائل الصدق امر به مودّت و محبت خویشاوندان پیامبر صلی الله علیه و آله را دلیل بر عمصت و وجوب اطاعت اهل بیت علیهم السلام می داند. به نظر مظفر، «وجوب مودّت در آیه، که به صورت مطلق ذکر شده، مستلزم وجوب اطاعت مطلق است؛ زیرا هرگونه عصیان و نافرمانی با مودّت و محبّت مطلق منافات دارد، و وجوب اطاعت مطلق نیز مستلزم عصمتی است که شرط اساسی امامت است.»(۲۷) درست به همین لحاظ است که تفکر سیاسی شیعه آیه مودّت خویشان پیامبر صلی الله علیه و آله را از جمله ادلّه قرآنی امامت شیعه قرار می دهد.

منطق شیعه وجوب مودّت و اطاعت از اهل بیت علیهم السلام را هرگز منحصر به معاصران یا بازماندگان بلافصل پیامبر صلی الله علیه و آله نمی داند، بلکه چنین می اندیشد که خطاب آیه به گونه ای است که همه مسلمانان در همه زمان ها را شامل می شود. تعدادی از مفسّران اهل سنّت در تفسیر آیه مودّت به حدیثی از پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله اشاره کرده اند که «وقتی این آیه نازل شد، مردمان پرسیدند: یا رسول اللّه، منظور از آنان که خداوند ما را به مودّت آنان دستور داده است، چه کسانی هستند؟ پیامبر فرمود: علی و فاطمه و فرزندان آن دو.»(۲۸) در روایات دیگر نیز ظلم و اذیّت اهل بیت علیهم السلام یکی از موجبات محروم شدن از بهشت تلقّی شده است.

ب. ادلّه امامت شیعه در سنّت پیامبر صلی الله علیه و آله

منظومه فکر شیعه، در حمایت از نظام سیاسی مطلوب شیعیان، علاوه بر عقل و قرآن، به احادیثی از پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله نیز استناد کرده است. بیشتر این احادیث بر محور شخصیت امام علی علیه السلام و مقام او در چشم انداز پیامبر صلی الله علیه و آله و تاریخ صدر اسلام استوار است. اندیشمندان شیعه، همواره اهتمام دارند که دیدگاه های مذهبی سیاسی خود را با تکیه بر دلایل روشن، قوی و متواتر در منابع حدیثی اهل سنّت توضیح دهند. بدین لحاظ، عموما به حدیث هایی استناد کرده اند که از طریق مراجع سنی نقل شده، نظریه امامت شیعه را تأیید می کنند. مهمترین این حدیث ها عبارتند از: حدیث دار یا انذار، حدیث منزلت، حدیث ثقلین و حدیث غدیر. در زیر به این احادیث چهارگانه، به مثابه بخشی از منابع نظام سیاسی در اندیشه شیعه اشاره می کنیم.(۲۹)

۱. حدیث دار / انذار: در نخستین مراحل بعثت پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله ، هنگامی که آیه «واَنذِر عشیرتَکَ الاقرَبین) (شعرا: ۲۱۴) نازل شد، رسول خدا مأموریت یافت که خویشان خود را جمع کند و رسالت خویش را با آنان در میان گذارد. پیامبر صلی الله علیه و آله قوم خود را به خانه عموی خود ابوطالب دعوت کرد. حدود چهل تن از مردان قریش جمع شده بودند که عموهای پیامبر، ابوطالب، حمزه، عبّاس، ابولهب و دیگران نیز در میان جمع حاضر بودند. پیامبر در پایان سخنان خود افزود:

هان ای فرزندان عبدالمطلّب! من به خدا، جوانی از عرب سراغ ندارم ارزشمندتر از آنچه من برای شما آورده ام، برای قوم خود به ارمغان آورده باشد. من برای شما خیر دنیا و آخرت به ارمغان آورده ام و خداوند مرا امر فرموده تا شما را بدان فرا خوانم. پس کدام یک از شما مرا در این امر یاری خواهید کرد، تا برادر و وصی و خلیفه من در میان شما باشد؟

همه قوم ساکت شدند و از پاسخ دادن به سؤال پیامبر صلی الله علیه و آله امتناع کردند، بجز علی علیه السلام جوان ترین فرد در جمع حاضر که برخاست و گفت: «من، یا رسول اللّه تو را در این امر یاری خواهم کرد.» پیامبر صلی الله علیه و آله دست بر دوش او گذاشت و فرمود: «این [علی علیه السلام ] برادر و وصی و خلیفه من در میان شماست. بشنوید از او و او را اطاعت کنید.» در این هنگام، قوم پیامبر به خنده و تمسخر برخاستند و در حالی که پراکنده می شدند، رو به ابوطالب می گفتند: «[محمّد] تو را دستور داده تا از پسرت اطاعت کنی!»(۳۰)

اندیشه شیعه با استناد به حدیث فوق، بر آن است که رسول خدا صلی الله علیه و آله از ابتدای بعثت خود، علی علیه السلام را برادر، وزیر و خلیفه خود تعیین نموده است و در دوران حیات پیامبر نیز هیچ سخن و نشانه ای دلیل بر نقض و نفی این وصیت وجود ندارد. بنابراین، حتی اگر گفته شود که پیامبر در آخر عمر خود، وصیتی درباره جانشین خود نداشته است، سخن پیامبر در نخستین مرحله بعثت به اعتبار خود باقی است وامامت علی علیه السلام رااثبات می کند.

اشارات فوق اهمیت حدیث«دار/انذار» را در زنجیره تفکر سیاسی شیعه نشان می دهد. درست به همین لحاظ است که نویسندگان اهل سنّت همواره به این حدیث توجه کرده و از زوایای مختلف مورد ارزیابی قرار داده اند. دکتر علی سامی النشار در جمع بندی دیدگاه شیعه و سنّی درباره حدیث «دار» می نویسد:

رأی شیعه درباره حدیث دار که به اشکال مختلف وارد شده سند بزرگی در تفکر شیعه در وجود نص آشکار بر امامت علی علیه السلام و جانشینی او بعد از رسول خدا صلی الله علیه و آله است. در حالی که اهل سنّت و جماعت در صحّت این حدیث اختلاف نظر دارند، برخی عقیده به صحّت آن دارند و بعضی دیگر در درستی آن تردید کرده اند. لیکن اهل سنّت و جماعت عموما چنین می اندیشند که حدیث مذکور به هر حال، هیچ برخورد و تعارضی با خلافت ابوبکر ندارد.»(۳۱)

۲. حدیث منزلت: اکثر حدیث شناسان در دلالت حدیث «منزلت» بر جانشینی علی علیه السلام اتفاق نظر دارند. این حدیث یکی از مهم ترین منابع حدیثی شیعه برای مشروعیت نظام سیاسی امامت تلقّی شده است. ابن عبّاس روایت کرده است که رسول خدا به منظور شرکت در غزوه تبوک از مدینه خارج شد و مردم نیز همراه او بودند. علی علیه السلام هم آماده می شد و برای آمدن همراه پیامبر صلی الله علیه و آله اجازه خواست. پیامبر صلی الله علیه و آله پاسخ منفی داد، و علی علیه السلام به گریه افتاد. رسول خدا صلی الله علیه و آله در پاسخ گفت: آیا راضی نیستی که تو به من به منزله هارون برای موسی باشی، جز اینکه بعد از من پیامبری نیست؟ … سزاوار نیست که من بروم، مگر اینکه تو خلیفه و جانشین من در شهر باشی. تو بعد از من ولیّ هر زن و مرد مؤمن هستی.(۳۲)

به نظر شیعه، آشکارترین مقام و منزلت هارون نسبت به موسی، همان مقام وزارت و پشتیبانی هارون برای موسی است و اشتراک هارون با موسی در اجرای امر رسالت و جانشینی حضرت موسی علیه السلام . بدین سان، علی علیه السلام بر سبیل خلافت و نه به عنوان پیامبر، جانشین حضرت رسول صلی الله علیه و آله است و اطاعتش بر جمیع امّت اسلامی واجب می باشد.(۳۳) احمد محمود صبحی در اعتبار حدیث «منزلت» می نویسد:

حدیث منزلت مورد قبول دو طرف شیعه و سنّی است. حدیث صحیح است که راویان آن به تواتر رسیده است و از رهبران اهل سنّت، کسانی چون بخاری در جزء دوم صحیح بخاری (ص ۱۹۸) و مسلم در جزء دوم از صحیح مسلم (ص ۳۲۳) و امام احمد بن حنبل در جزء اول المسند (ص ۳۳۱) نقل کرده اند. از علمای کلام سنّی کسانی چون رازی در نهایه العقول، ذهبی در تلخیص مستدرک و ابن حجر هیثمی در الصواعق المحرقه و ابن تیمیه در منهاج السنّه به صحّت حدیث نظر دارند.(۳۴)

۳. حدیث ثقلین: مشهور است که رسول خدا صلی الله علیه و آله بارها، به ویژه در اواخر عمر خود، فرمود: «اِنّی تارکٌ فیکمُ الثقلینِ: کتابَ اللّهِ و عترتی اهل بیتی، ما اِن تمسَّکتُم بِهما لَن تَضلّوا ابدا و اِنّهما لَن یَفترقا حتّی یردا علیَّ الحَوضَ.» [من در میان شما دو میراث بزرگ و گران بها می گذارم: یکی کتاب خدا و دیگری عترت و اهل بیت من. شما تا به این دو تمسّک جویید، هرگز گم راه نخواهید شد؛ و آن دو هیچ گاه از یکدیگر جدا نمی شوند تا اینکه در قیامت به من برسند.](۳۵)

حدیث ثقلین علاوه بر منابع شیعه به دو روایت در منابع اهل سنّت نیز ذکر شده است:

۱. «اِنّی تارکٌ فیکُمُ الثِقلینِ: کتابَ اللّهِ و عترتی اهل بیتی»؛

۲. «اِنّی تارکٌ فیکُمُ الثقلینِ: کتابَ اللّهِ و سنّتی.»

بدین سان، برخی از نویسندگان اهل سنّت با تقویت روایت دوم، سعی در تردید در روایت اول و دلالت آن بر رهبری اهل بیت کرده اند. شیخ محمد ابوزهره در دفاع از دیدگاه سنّی، تأکید می کند: آن دسته از کتاب های اهل سنّت که روایت را با لفظ «سنّتی» نقل می کنند، قوی تر و موثّق تر از کتاب هایی هستند که روایت را با لفظ «عترتی اهل بیتی» نقل کرده اند.(۳۶)

سیدمحمدتقی حکیم در پاسخ می نویسد:

حدیث تمسّک به ثقلین، که با لفظ «عترتی اهل بیتی» آمده است، در جمیع طبقات [راویان] خود متواتر است و کتاب هایی که آن را روایت کرده اند بیش از حد شمارش هستند. راویان زیادی دارد و سند و طریق آن به صحابه متعدد است. در مجموعه راویان آن، کسانی هستند که روایتشان به اعلا درجه صحّت دارد، در حالی که حدیث دوم [که با لفظ «سنّتی» [نقل شده اعتبارش حداکثر در حدّ خبر واحد است … حدیثی مرفوع [بدون ذکر سند راویان[ است و منابع نقل کننده آن از عدد انگشتان یک دست فراتر نمی رود.(۳۷)

به هر حال، درباره صحیح بودن سند روایت ثقلین، اجماع نظر بیشتری نسبت به دیگر روایات و احادیث وجود دارد. اندیشه سیاسی شیعه در استدلال به این حدیث، نتایج مهمی استنباط می کند که در زیر، به برخی از این نتایج اشاره می کنیم:(۳۸)

۱. اهمیت عترت و اهل بیت که پیامبر صلی الله علیه و آله به تمسّک به آنان توصیه نموده، چونان قرینه قرآن تا روز قیامت است. نفی قطعی جدایی آن دو در حدیث پیامبر، دلیل بر درستی عقیده شیعه بر امامت امامان دوازده گانه و غیبت امام دوازدهم است؛

۲. تجویز جدایی قرآن و اهل بیت، تجویز کذب به پیامبر اسلام است که در نصوص متعدد، به عصمت او تأکید و تصریح شده است؛

۳. وجوب اطاعت و تبعیت از سیره و سنن ائمّه در زمان حیات و بعد از رحلت آنان: چنان که حدیث پیامبر صلی الله علیه و آله تمسّک به آنان را موجب دوری ابد و دایم از ضلالت معرفی می کند؛

۴. تمایز اهل بیت از دیگران به لحاظ علم به احکام دین و شریعت و اقتران و آگاهی به کتاب خداوند؛

۵. دلالت حدیث ثقلین به عصمت اهل بیت و امامان شیعه علیهم السلام ؛

۶. حدیث غدیر: حدیث غدیر از مهم ترین منابع نظام سیاسی شیعه است و به دلیل اهمیتی که دارد، همواره مورد مناقشه علمی نزد پیروان مذاهب اسلامی بوده است. حادثه غدیر از لحاظ تاریخی، در سال یازده هجری و در آخرین حج پیامبر صلی الله علیه و آله حجه الوداع واقع شده است. حضرت رسول صلی الله علیه و آله در حالی حجه الوداع را انجام داده، به مدینه بازمی گشت که بیش از نود هزار مسلمان حج گزار همراه او بودند. نزدیک به مکانی به نام «غدیر خم»، که محل جدایی کاروان های حجّاج به سمت مدینه و شام و عراق و مصر بود، آیه ای که اکنون به آیه بلاغ / تبلیغ (مائده: ۶۷) مشهور است، بر پیامبر صلی الله علیه و آله نازل شد: «یَا اَیُّها الرَّسولُ بَلّغ ما اُنزلَ اِلیکَ مِن ربِّکَ و اِن لَم تفعلْ فما بلّغت رسالَتُه و اللّهُ یَعصِمُکَ مِن النّاسِ.» [هان ای رسول، آنچه از جانب پروردگارت به تو نازل شده است ابلاغ کن، ورنه رسالت او (به کمال) ابلاغ نکرده ای و خداوند تو را (از آزار) مردم نگه می دارد.]

گفته می شود: آیه فوق در ۱۸ ذی الحجه سال یازده هجرت نازل شد و در اجرای مفاد آیه، پیامبر صلی الله علیه و آله دستور داد کاروان بزرگ حجّاج در غدیر خم توقّف کردند. پیامبر صلی الله علیه و آله خطاب به مردم خطبه بلندی خواند.(۳۹) و در پایان فرمود: «معاشرَ المسلمینَ، اَلَستُ أولی بِکم مِن انفسِکم؟ قالوا: بلی. قال صلی الله علیه و آله : مَن کنتُ مولاهُ فعلیٌّ مَولاهُ، الّلهمّ والِ مَن والاهُ و عادِ مَن عاداه.»(۴۰) [ای جماعت مسلمانان، آیا به شما اولی و سزاوارتر از خود شما نیستم؟ (مسلمانان حاضر) گفتند: آری. سپس پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: هر کس را که من ولیّ و مولای او هستم، علی نیز مولای اوست. خدایا، هر کس که علی را مولای خود قرار می دهد، ولایت و نصرت خود را از او دریغ مدار، و دشمن او را دشمن باش.]

حدیث غدیر مستلزم دو نکته اساسی در تاریخ تفکر سیاسی اسلام است: نخست اثبات جانشینی علی علیه السلام بعد از وفات رسول خدا؛ و دوم، انتقاد شدید و اعلام موضع صریح پیامبر صلی الله علیه و آله در برابر کسانی که با دشمنی خود، موجب عزلت علی علیه السلام بعد از وفات پیامبر صلی الله علیه و آله شدند و بر اساس استدلال شیعه، حقوق مسلمانان در رابطه با ولایت علی علیه السلام را غصب نمودند. به هر حال، علاّمه حلّی در اشاره به مناقشات موجود درباره حدیث غدیر، توضیح می دهد که اغلب مسلمانان حدیث غدیر را به نقل متواتر نقل کرده اند، لیکن در دلالت حدیث بر امامت علی علیه السلام و به طور کلی، در معنای اصطلاح «مولی»، «ولی» و «ولایت» اختلاف و مناقشه نموده اند.(۴۱)

اهل سنّت برای حفظ موضع سیاسی و دفاع از منظومه فکر سنّی، همواره از التزام به نصّ صریح حدیث امتناع نموده و کوشش کرده است حدیث غدیر را «تأویل» نماید. ابن حجر هیثمی تأیید می کند که حدیث غدیر بدون تردید صحیح است و حدیث شناسان مشهور سنّی چون ترمذی، نسائی، احمد بن حنبل بر درستی آن گواهی داده اند. حتی احمد بن حنبل نقل می کند که سی نفر

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.