اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل غزالی و ابن تیمیه
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 49
فرمت فایل پاورپوینت
فایل پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل غزالی و ابن تیمیه؛ راهکاری شایسته برای ارائههای موفق
اگر بهدنبال یک فایل ارائهی آماده با کیفیت بالا و طراحی حرفهای هستید، فایل فایل پاورپوینت کامل غزالی و ابن تیمیه انتخابی مناسب برای شماست. این مجموعه شامل 101 اسلاید استاندارد و دقیق است که با هدف ارتقاء کیفیت ارائههای شما تهیه شدهاند.
دلایل انتخاب فایل فایل پاورپوینت کامل غزالی و ابن تیمیه:
- طراحی ساختارمند و چشمنواز: هر اسلاید با دقت بالا و توجه به اصول طراحی گرافیکی تهیه شده است تا محتوای شما بهخوبی دیده و درک شود.
- آمادگی کامل برای ارائه: نیازی به ویرایش مجدد نیست؛ فایل فایل پاورپوینت کامل غزالی و ابن تیمیه آمادهی استفاده در کلاس، جلسه یا کنفرانس است.
- سازگاری کامل با پاورپوینت: نمایش صحیح اسلایدها در تمامی نسخههای PowerPoint بدون بهمریختگی یا مشکل ظاهری تضمین شده است.
تولید شده با رویکرد حرفهای:
تمامی بخشهای فایل پاورپوینت کامل غزالی و ابن تیمیه با هدف ایجاد یک تجربه کاربری روان و بینقص طراحی شدهاند. جزئیات با دقت بالا تنظیم شدهاند تا ارائهای حرفهای و تأثیرگذار داشته باشید.
توجه:
تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل غزالی و ابن تیمیه از کیفیت کامل برخوردار است. نسخههای غیرمجاز ممکن است شامل اشکالات طراحی باشند و توصیه نمیشود از آنها استفاده شود.
با تهیه فایل فایل پاورپوینت کامل غزالی و ابن تیمیه، سطح ارائههای خود را ارتقاء دهید و مخاطبان خود را تحت تأثیر قرار دهید
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل غزالی و ابن تیمیه :
شرح و تفصیل عقاید ابن تیمیّه(تقیّ الدین ابو العّباس احمد بن تیمیّه الحرّانی، متوفّی در ۷۲۸ ه ق)درباره غزالی بحث مفصّل و مبسوطی را شامل می شود که در ابعاد گسترده آن از شخص ابن تیمیّه و غزالی تجاوز می کند و به اختلاف میان عقاید حنابله با اشاعره و مخالفان تصوفّ با اهل تصوّف بسط می یابد.از سوی دیگر، اگر چه غزالی با فلاسفه مخالفت ورزیده و ایشان را تکفیر کرده است.امّا منطق ارسطو را قبول داشته و اصطلاحات آن را به کار بسته است و ابن تیمیّه از مخالفان سر سخت منطق یونانی و اصطلاحات آن است.
فرصت من و امکانات من در بررسی همه جوانب مخالفتهای ابن تیمیّه با غزّالی محدود است و به خصوص این پیشنهاد، یعنی پیشنهاد تهیّه مقاله ای در این باب، زمانی از سوی مجلّه
معارف به من شد که وقت من بسیار کم بود و دسترسی به همه تألیفات غزالی و ابن تیمیّه برای من امکان نداشت.به همین جهت من کار خود را محدود به کتاب الرّدّ علی المنطقییّن ابن تیمیّه کردم و استفاده وسیع از همه آثار و تألیفات او را در این باب به وقتی دیگر موکول ساختم.هانری لائوست، خاورشناس فرانسوی، رساله ای در شرح حال ابن تیمّیه نوشته است و من ترجمه عربی آن را در دست دارم.او در این کتاب بحثی درباره عقاید ابن تیمیّه درباره غزالی دارد، ۱ ولی این بحث کافی و وافی نیست و خواننده کنجکاو از آن چندان بهره نمی گیرد و شاید علّت آن ضیق مجال بوده است، زیرا چنانکه گفتیم، بحث شامل و مستوفی در این باب خیلی مفصّل می شود و خود مستلزم یک رساله جداگانه ای است و گرنه احاطه لائوست را به افکار و آراء ابن تیمیّه نمی توان انکار کرد.
غزالی در مملکت ما معروف است.او اهل این سرزمین بوده است و از افتخارات ایران است.در زمان او بیشتر مردم ایران سنّی مذهب بوده اند و دفاع او از اسلام در برابر فلاسفه و اسماعیلیان و مبنای متین و محکمی که برای علم کلام و فقه و اخلاق اسلامی نهاده است مقام او را در نزد اکثر مسلمین حتّی از امثال اشعری و ماتریدی هم بالاتر برده است، زیرا اشعری و ماتریدی فقط در کلام تخصّص داشتند و غزالی علاوه بر تخصّص در کلام و اطلاّع از عقاید فلاسفه، در فقه و اصول و اخلاق و تصوفّ نیز مقام بسیار شامخی داشته است.کافی است که کسی کتاب مشکاه الانوار او را بخواند و تأثیر شگرف او را در فلسفه صدر المتألهین شیرازی ببیند.خلاصه غزالی کسی است که نظایر او در عالم اسلام از عدد انگشتان یک دست تجاوز نمی کند.بعضی از علمای شیعه به جهت بعضی مسائل جزئی بر او تاخته اند، امّا چه کسی است که از خطا و اشتباه مصون مانده است؟و اشتباه غزالی در آن مسأله جزئی به خصوص یک مسأله تاریخی است و آن را نمی توان دلیل سوء عقیدت و سوء نیّت او دانست.مقصود من داوری او درباره یزید بن معاویه است.هر کسی در تاریخ صدر اسلام و خلافت بنی امیّه تعمقّی داشته باشد شکّی نخواهد داشت که به خلافت رسیدن یزید بن معاویه از روی اصول مقّرر در میان خود اهل سنّت و جماعت نیز نبوده است و بیشتر بزرگان اسلام در آَّ عهد این مسأله را متذکر شده اند که بیعت گرفتن معاویه برای یزید در زمان حیات خود به آن صورت که در کتب تاریخ آمده است صحیح نبوده است و یزید با خصوصیّات اخلاقی خود شایستگی خلافت مسلمانان را نداشته است.غزالی این مسأله تاریخی را از دریچه دیگری نگریسهت است و این معنی سبب خشم بعضی از علمای شیعه گردیده است.امّا در این گونه مسائل باید به دنبال اغراض و نیّات بود نه صرف صورت عقیده ای که با عقیده شخص مخالفت داشته باشد.
این جمله معترضه بود و مقصود من ورود در مسائل اعتقادی نیست و آنچه می خواستم بگویم این است که غزالی، با آنکه در ایران شیعی به جهت اظهار آن عقیده خاص در نظر بعضی مورد بی اعتنایی و نفرت واقع شده است، نفوذ و اعتبار او به حدّی است که نفرت و اظهار خشم بعضیها موجب خدشه کلّی در اعتبار او نشده است و عنایت به تألیفات و کتب او در این مملکت بسیار زیاد بوده است و یکی از علمای بزرگ شیعه، یعنی ملا محسن فیض کتاب احیاء العلوم او را تلخیص و تهذیب کرده و نامش را المحّجه البیضاء فی احیاء الاحیاء گذاشته است.در زمان ما، دو تن از دانشمندان برجسته مملکت ما، یعنی آقایان جلال الدین همایی و دکتر عبد الحسین زرّین کوب دو کتاب مستقل با ارزش در این باره تألیف و منتشر ساخته اند.
اما ابن تیمیّه در مملکت ما تا اندازه ای ناشناخته مانده است.او در قرن هفتم هجری در بیرون از مملکت ما به اوج شهرت و اعتبار رسید و این در زماین بود که تسلّط مغول کشور ما را از ممالک اسلامی دیگر جدا ساخته بود و آن رابطه فرهنگیی که تا حمله مغول میان ایران و ممالک مسلمان دیگر وجود داشت تقریبا قطع شده بود، و در ایران از ابن تیمّیه و عقاید و آرای او و کتابها و فعالیتّهای دینی و سیاسی او آگاهی کافی نداشتند.مذهب حنبلی که مذهب ابن تیمیّه بود در ایران چندان رواج نداشت و این دلیل دیگری بر ناآگاهی بیشتر اهل فضل مملکت ما از کتب و عقاید ابن تیمیّه و شاگردش ابن قیّم الجوزیّه(متوفی در ۷۵۱ ه ق)بوده است.حمله شدید و ناروای او به تشیّع و مخصوصا کتاب معروف او به نام منهاج السّنّه النّبویّه فی نقض کلام الشّیعه القدریّه که ردّ بر کتاب منهاج الکرامه فی معرفه الامامه تألیف علاّمه حلّی است نیز یکی دیگر از اسباب بی اعتنایی ایران شیعی به او بوده است.
امّا ابن تیمّیه، با قطع نظر از عناد و لجاج او با مذهب شیعه، یکی از مردان بزرگ عالم اسلام است.دفاع سرسختانه او از اسلام و مقاومت او در برابر فشارهای مخالفان و دولتهای وقت او را یکی از چهره های مقاوم و آشتی ناپذیر تاریخ اسلام ساخته است.از همه مهمتر فعالیتهای سیاسی و تشویق و ترغیب او مسلمانان را به جنگ با سپاه مغول است.به طوری که در تاریخ زندگی او نوشته اند، خود او عملا در این جنگها شرکت داشته است و یکی از اسباب فتح مسلمانان در جنگ شقحب که به شکست سپاه مغول و غازان منتهی شد شرکت او در این جنگ بوده است.باید دانست که اگر چه غازان اسلام آورده و نام خود را محمود گذاشته بود، امّا سپاه مغول هنوز روح درنده خویی و غارتگری خود را از دست نداده بود و تشویق ابن تیمیّه مسلمانان مصر و شام را به جنگ با غازان و سپاه مغول برای حفظ بلاد شام و دمشق از قتل و غارت شهرهای اسلامی به دست سپاهیان مغول بوده است.به همین جهت، شکرت عملی ابن تیمیّه در این جنگها به او قیافه یک مجاهد بزرگ اسلامی داده است، اگر چه غلّو و مبالغه مورّخان حنبلی مذهب را در این باب باید با احتیاط تلّقی کرد، اما شرکت فعّال او مسّلم است و در آن شکّی نیست.
مطالعه آثار ابن تیمیّه شخص را از وسعت معلومات و احاطه او بر علوم و معارف زمان خود دچار شگفتی می سازد.او قریحه و ذوق و حسن تألیف و ابتکار و قدرت سازندگی غزالی را ندارد، امّا روح او بیشتر مایل به استقلال و عدم تقلید است و نیروی انتقادی او بیشتر است.
امّا با همه میل به استقلال و دوری از تقلید، گرفتار جمود تعصّب در اعتقادات خود بوده است و این تعصّب چشم او را بر بعشی از واقعیّات و حقایق کاملا بسته است.احاطه او بر اقوال و آراء فلاسفه از غزالی بیشتر بوده است و این به گواهی بعضی از قسمتهای دو کتاب الّرّد علی المنطقیّین و منهاج السّنّه اوست.امّا آگاهی غزالی از منطق و فلسفه عمیقتر از اوست و حتی انسان گاهی حسّ می کند که ابن تیمّیه کلام ابن سینا و فخر رازی و سهروردی و حتی خود غزالی را چنانکه باید در نیافته است و این امر موجب اشتباهات فراوان و نقدهای ناروا و نادرست او بر اشخاص مذکور گشته است، اگر چه گاهی این نقدها حکایت از هوشی تند و ذهنی جّوال دارد.در آگاهی بر ملل و نحل و فرق مختلف اسلامی و آراء و دیانات یهود و نصارا به طور قطع بر غزالی برتری دارد و نیز برتری او در علم حدیث بر غزالی مسلّم است، اگر چه در تبحّر در فقه و اصول و مسائل خلاف و تدوین و بیان مسائل فقهی هرگز به شایّ غزالی نمی رسد.فکر او مانند غزالی منسجم و منظّم نیست و نمی تواند افکار و عقاید خود را مانند غزالی با اسلوبی عالی و روشی منطقی بیان کند و به همین جهت در کتابهای او استطردها و حشو و زواید خارج از موضوع زیاد دیده می شود و این معنی گاهی ملالت آور است.
غزالی با همه حمله به فلاسفه و ملاحده و زنادقه مردی درون گراست و اگر چه پیش از آنکه گرفتار بحران روحی شود در بحث و درس و جدال دخالت فعّالی داشته است امّا فعالیت اجتماعی او محدود به درس و بحث و مناظره با فقها و علما بوده است.پس از بحران روحی به تصفیه و تزکیه باطن و محاسبه و مراقبت نفس پرداخته و علائق و مناسبات اجتماعی خود را کمتر و محدودتر ساخته است.
اما ابن تیمیّه مردی برون گرا بوده است و به مسائل اجتماعی و سیاسی زمان خود سخت علاقه مند بوده است و این ناشی از اعتقاد اوست که دین اسلام را دین سیاسی می داند و
شرکت فقها و علمای دین را در امور سیاسی و اجتماعی امری لازم می شمارد و همین اعتقاد او بوده است که موجب شرکت فعّال او در جنگهای زمان خود گردیده است.
اما آنچه ابن تیمیّه را از غزالی جدا ساخته است و سبب شده است که او غزالی را مورد انتقادات سخت قرار دهد امر دیگری است و آن بی اعتنایی غزالی به فقهی غیر از فقه شافعی است.غزالی به ابو حنیفه سخت تاخته است و ائمّه مذاهب دیگر را بجز شافعی قبول ندارد.در عقاید کلامی اشعری است و با عقاید منسوب به امام احمد بن حنبل مخصوصا در مسأله استواء بر عرش مخالف است و به همین جهت حنبلیها بر او تاخته اند و عقیده ابن الجوزی درباره او و کتاب احیاء العلوم او معروف است.
ابن تیمیّه در کتاب الرّدّ علی المنطقیّین سخت بر ارسطو و پیروان او در یونان و در عالم اسلام تاخته است و به اینکه تصوّرات غیر بدیهی جز از راه حدّ حاصل نشود اعتراضاتی وارد ساخته است و گفته است که فایده حدّ فقط تمییز میان شئ محدود یا تعریف شده با غیر آن است و فایده آن«تصویر محدود و تعریف حقیقت آن»نیست، و فقط اتباع ارسطو و مقلّدان ایشان در جهان اسلام چنین می گویند و اهل نظر و کلام از مسلمانان بر خلاف این رأی هستند.
و نیز اعتراض می کند که موجودات یا به حواسّ ظاهر متصور می شوند و یا به حواس باطن و هیچ یک احتیاج به حدّ و تعریف ندارند و مابقی تصورات را با قیاس و سنجش با مشاهدات می توان دریافت.و نیز اعتراضات دیگری بر حدّ و تعریف منطقی وارد می سازد.
پس از آن به غزالی اعتراض می کند که او نخستین کسی بود که این مسأله را در اصول دین و فقه وارد ساخت و در آغاز کتاب مستصفی مقدّمه ای منطقی آورد و گمان برد که اگر کسی از آن آگاهی نداشته باشد بر علوم او اطمینانی نیست.غزالی در این باب(یعنی منطق) کتابهای محکّ النّظر و معیار العلم را تألیف کرد و اطمینان او روزبه روز بر آن(منطق)بیشتر گردید.و عجیبتر آنکه کتابی به نام القسطاس المستقیم تألیف کرد و آن را از تعالیم انبیاء دانست در صورتی که آن را از ابن سینا فرا گرفته بود و او نیز از کتابهای ارسطو آموخته بود.و این اشخاص که پس از ابو حامد(غزالی)در باب«حدود»سخن گفتند همان کسانی بودند که به طریق اهل منطق یونان سخن گفتند.امّا معتزله و اشعریه و کرّامیه و شیعه و پیروان ائمه اربعه و دیگران فایده«حدود»را تمییز میان محدود و دیگران می دانند. ۲
در مطالب بالا ابن تیمیّه تصوّرات و مفاهیم وضعی و اصطلاحی در علوم را با تصور اشیاء حقیقی خارج و تصوّر ماهیّات آنها خلط کرده است.درک ماهیّت اشیاء خارجی احتیاج به تصّوری غیر از تصور حسیّ و احساسی دارد.هر کسی گرسنگی و تشنگی و شادی و غضب را احساس می کند و احتیاجی به تعریف منطقی آن ندارد و تازه چون این احساسات بدیهی هستند، تعریف یا شناساندن آن بی فایده و مستلزم دور است.امّا تعیین ماهیّت آن از نظر علمی و بیان ماهّیت و حدّ آن برای شناساندن و تمییز آن نیست، بلکه برای بیان علل مادّی و صوری و منشأ و غایت آن است.
همچنین اصطلاحات علوم وضعی مانند کلام و فقه و اصول و نحو و غیره احتیاج به تعریف از نوع«حدّ تام»و تعیین جنس قریب و فصل مقّوم ندارد.این مفاهیم، که بیشتر آن یا حقایق شرعی و یا حقایق صناعی و اصطلاحی است، ساخته و پرداخته ذهن خود انسان است و در آن شرح اسم و رسم کافی است و به همین جهت لزومی به ایراد حدّ تام در این گونه موارد احساس نشده است.اگر غزالی این اصطلاحات منطقی را در علم اصول وارد کرده است برای تسهیل تعلیم بوده است.اگر مفاهیم وضعی و اصطلاحی بر طبق موازین منطقی تعریف شود، و اگر اصول استدلال منطقی در علوم وضعی رعایت شود، کار بر طالبان علم سهلتر و آسانتر خواهد بود.برای مثال یک کتاب کلامی یا اصولی را از قرن چهارم و پنجم با یک کتاب کلامی و اصولی از قرن ششم، یعنی از زمانی که به قول ابن تیمیّه اصطلاحات منطق یونانی در اصول فقه و دین به وسیله غزالی وارد شده است، مقایسه می کنیم و می بینیم که صراحت و روشنی و نظم کتب قرن ششم به بعد خیلی بالاتر از کتب کلامی و اصولی قرن چهارم است و من مخصوصا در اینجا به کتابهای اشعری و باقّلانی و قاضی عبد الجبّار همداین اشاره می کنم که تا چه اندازه از نظم و انسجام منطقی خالی هستند و خود کتابهای ابن تیمیّه نیز گرفتار همین نقص است.
ابن تیمیّه پس از آن کلام غزالی را از معیار العلم در سختی و صعوبت«استعصاء الحّد علی القوی البشریّه الاّ عند غایه التّشمیر والجهد»نقل می کند.غزالی می گوید بشر جز به ندرت نمی تواند از اشتباه در حدّ و تعریف حقیقی اشیاء مصون بماند و چهار مشکل مهم برای حدّ و صعوبت آن برای ذهن انسان ذکر می کند.یکی شرط گرفتن«جنس اقرب»در تعریفات است ولی انسان چگونه می تواند به«جنس اقرب»دست یابد؟چه بسا جنسی را «اقرب»می پندارد، در صورتی که نزدیکتر از آن هم وجود داشته است و او از آن غفلت کرده است.دیگر اشتباه ذاتی با عرضی لازم است و درک آن از مشکتلترین امور است.چگونه انسان می تواند عرضی لازم را با ذاتی اشتباه نکند و عروضی را به جای«فصل»در تعاریف به کار نبرد؟دیگر آنکه انسان نمی تواند همه فصول را دریابد و آن را در تعریف به کار برد.و دیگر اشتباه فصل مقسّم با فصل مقوّم و گذاشتن اوّلی به جای دومی در حدود و تعاریف است. به همین جهت به عقیده غزالی، تعریف واقعی«متعسّر»است و متکّلمان در تعریف و تحدید به «تمییز»اکتفا کرده اند و حدّ را قول جامع و مانع دانسته اند.ابن تیمیّه در مقام ردّ و انکار غزالی نه تنها مطلبی تازه بیان نکرده است، بلکه مطالب غزالی را درباره مشکل بودن حدّ تام با بیانی دیگر و صورتی دیگر درباره خطا بودن تعریف واقعی و نامشخص بودن ذاتیات از لوازم و جنس قریب از جنس بعید و نامشخص بودن فصل مقوّم آورده است و این همه را که صورت و بیان دیگر مطالب غزالی است به عنوان ردّ او قلمداد کرده است!غزالی صریحا می گوید و ابن تیمیّه خود قول او را نقل کرده است که مقصود او از بیان اصطلاحات حدّ، و به طور کلی منطق، آگاهی خوانندگان از معانی اصطاحات فلاسفه است، زیرا مناظره با فلاسفه جز با آگاهی از زبان ایشان ممکن نیست«و اذا لم نفهم ما اوردناه من اصطلاحهم لا یمکن مناظرتهم».پس غزالی تمام این مطالب را از باب جدل و قبول موقّتی قول خصم ذکر می کند و چگونه م
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
