خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل وفات سعد بن معاذ
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل وفات سعد بن معاذ قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل شیوه قرآن در تحریم شراب
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل شیوه قرآن در تحریم شراب قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
21ساعت
21دقیقه
35ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل غزوه بنی قریظه

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 75

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
5 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

تحولی در ارائه‌ها با فایل پاورپوینت کامل غزوه بنی قریظه!

اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفه‌ای برای ارائه‌ی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل غزوه بنی قریظه بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل غزوه بنی قریظه از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین می‌کند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آماده‌ی استفاده باشند.

فایل پاورپوینت کامل غزوه بنی قریظه شامل 65 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفه‌ای، ارائه‌ی شما را به سطحی بالاتر می‌برد.

چرا باید از فایل پاورپوینت کامل غزوه بنی قریظه استفاده کنید؟

طراحی حرفه‌ای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل غزوه بنی قریظه با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.

صرفه‌جویی در زمان: نیازی نیست ساعت‌ها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.

استفاده‌ی آسان: بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.

فایل پاورپوینت کامل غزوه بنی قریظه قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل غزوه بنی قریظه حرفه‌ای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.

متمایز باشید!

دیگر نگران بهم‌ریختگی یا طراحی‌های غیرحرفه‌ای نباشید. فایل پاورپوینت کامل غزوه بنی قریظه به شما این امکان را می‌دهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائه‌ای تأثیرگذار داشته باشید.

همین حالا دریافت کنید و تجربه‌ای متفاوت از ارائه‌های حرفه‌ای را داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل غزوه بنی قریظه :

همان طور که گفته شد احزاب پس از اینکه نزدیک به یک ماه (۱) در کنار شهر مدینه ماندند و با تمام تلاشی که کردند نتوانستند کاری از پیش ببرند، با شتابزدگی عجیبی شبانه به سوی مکه گریختند.بدین ترتیب خطر بزرگی که مسلمانان را بسختی تهدید می کرد با نصرت الهی و مدد غیبی از میان رفت و جنگ به سود مسلمانان و سربلندی و پیروزی آنان پایان یافت.

در آن روز تاریخی با روشن شدن هوا، مسلمانان اثاثیه و خیمه و خرگاه دشمن را که به منظور سبکبار بودن به جای گذاشته و گریخته بودند به صورت غنیمت جنگی با خود برداشته و پیروزمندانه به شهر بازگشتند.

پیغمبر خدا برای شستشوی سر و بدن و رفع خستگی به خانه آمد و به درون خیمه ای که دخترش فاطمه (ع) به همین منظور در خانه زده بود در آمد و پس از اینکه بدن را شستشو داده و بیرون آمد جبرئیل بر او نازل شد و دستور حرکت به سوی قلعه های بنی قریظه را داده و پیغمبر دانست که مأمور است بدون توقف به جنگ بنی قریظه برود (۲).پیغمبر خدا نماز ظهر را در مدینه خواند و بی درنگ لباس جنگ پوشید و به بلال دستور داد در مدینه جار زند که هر کس فرمانبر و مطیع خدا و رسول اوست باید نماز عصر را در محله بنی قریظه بخواند.

سپس پرچم جنگ را بسته و به دست علی بن ابیطالب داد و او را با گروهی از مسلمانان از جلو فرستاد و خود نیز با جمعی به دنبال او حرکت کرد و سایر مسلمانان نیز دسته دسته به لشکریان پیوستند و به طور کلی تمام افرادی که در جریان محاصره مدینه و جنگ خندق حضور داشتند با اندک اختلافی تا پایان وقت آن روز خود را به پای قلعه های بنی قریظه رسانده و برای جنگ با آنها آماده شدند.

بنی قریظه که از ماجرا مطلع شدند، پیش از آنکه پیشروان لشکر اسلام به سرزمین آنها برسد وارد قلعه های خود شده و به استحکام برج و باروی آنها پرداختند و چون علی (ع) و همراهان او به پای قلعه های ایشان رسیدند آنان بالای دیوار آمده و شروع به دشنام دادن به آن حضرت و رسول خدا (ص) کردند.

در نقلی که شیخ مفید (ره) و دیگران از آن حضرت کرده اند، علی (ع) فرمود: همین که یهودیان مرا دیدند یکی از آنها فریاد زد:

«قد جائکم قاتل عمرو!»

[کشنده عمرو بن عبدود به سوی شما آمد!]

و سپس دیگران نیز داد زده و به یکدیگر نظیر این سخن را گفتند، و برخی هم رجز می خواندند .

من دانستم که خدای تعالی رعب و وحشتی در دل آنها انداخته و خدای را برای این نعمت سپاسگزاری کردم.

علی (ع) که دشنام آنها را شنید، بازگشت و به استقبال رسول خدا (ص) رفته و چون آن حضرت را دید درخواست کرد که به خانه های آنها نزدیک نشود و پیغمبر دانست منظورش آن است که سخنان زشت و دشنام ایشان را نشنود.

بدین ترتیب محاصره یهود بنی قریظه شروع شد و تا روزی که تسلیم شدند و به وسیله مسلمانان از پای درآمدند بیست و پنج روز طول کشید و در این مدت جنگی در نگرفت جز آنکه گروهی از بالای دیوارها به سوی مسلمانان سنگ می انداختند که آنان نیز پاسخ عملشان را می دادند .

ابن هشام در سیره می نویسد: شبی که فردای آن تسلیم شدند مصادف با شب شنبه بود و کعب بن اسد که بزرگ آنها بود یهود مزبور را جمع کرده و بدانها گفت که ای گروه یهود! می بینید که ما در چه وضعی گرفتار شده ایم، اکنون من سه پیشنهاد می کنم یکی از آنها را بپذیرید:

۱.شما که بخوبی می دانید محمد پیغمبر خداست و اوصاف او را در کتابهای خود خوانده اید، بیایید تا به او ایمان آورده و مسلمان شویم و از این پس در امن و آسایش مانند سایر مسلمانان زندگی کنیم و خود، اموال، زن و بچه هایمان نیز محفوظ بمانند؟

یهودیان گفتند: ما هرگز چنین کاری نخواهیم کرد و از دین موروثی و آیین پدران خود دست بر نمی داریم.

۲.پیشنهاد دوم من آن است که بیایید زن و بچه هایمان را بکشیم تا خیالمان از اسارت آنها به دست مسلمانان آسوده باشد سپس لباس جنگ پوشیده و از قلعه ها بیرون بریزیم و به جنگ مسلمانان برویم، اگر بر آنها پیروز شدیم که بعدا نیز ممکن است زن و بچه پیدا کنیم و صاحب زن و فرزند شویم و اگر کشته هم بشویم دیگر غم و اندوه اسارت آنها را در دل نداریم !

گفتند: این کار را هم نخواهیم کرد، و ما چگونه دلمان راضی شود این بیچارگان را به دست خود به قتل برسانیم و زندگی پس از آنها برای ما چه لذتی دارد!

۳.کعب گفت: اکنون که این پیشنهاد مرا هم نپذیرفتید پس بیایید امشب که شب شنبه است و خیال محمد و یارانش از ما آسوده است بر آنها شبیخون بزنیم شاید بتوانیم کاری از پیش برده و آنها را پراکنده سازیم! گفتند: ما چگونه حرمت شب شنبه را بشکنیم و به چنین کاری که پیشینیان ما بدان اقدام نکرده اند دست بزنیم!

کعب با ناراحتی گفت: براستی که تاکنون یک نفر از شما از روی عقل و تدبیر کار نکرده است .

چند تن از یهود بنی قریظه مسلمان شدند

در میان یهود مزبور چند تن بودند که وقتی پافشاری همکیشان خود را در مخالفت با پیغمبر اسلام مشاهده کرده و دیدند چگونه پیشنهادهای کعب بن اسد را نیز که سمت ریاست بر آنها داشت رد کرده و در نادانی و جهالت خود اصرار می ورزند تصمیم به پذیرفتن دیانت اسلام گرفته و از آیین یهود دست کشیدند.

اینان روی گفتار بزرگان خود که جسته و گریخته اوصاف پیغمبر اسلام را برای آنها بیان کرده و بشارت آمدن و ظهور آن حضرت را از روی تورات و گفتار حضرت موسی و پیغمبران گذشته از ایشان شنیده بودند، در دل علاقه مند به اسلام و آماده پذیرفتن آن دین شده بودند، اما روی ترس از همکیشان و ملاحظات دیگر نتوانسته بودند ایمان خود را اظهار کرده و عملا در سلک مسلمانان دیگر در آیند.

آنها دو یا سه نفر بودند به نامهای اسید و ثعلبه که هر دو برادر و نام پدرشان سعیه بود و سومین نفری که مسلمان شد و در برخی از تواریخ اسلام نام او را در همان ایام محاصره بنی قریظه ذکر کرده اند، اسد بن عبید بود.

اینان هر چه خواستند سران و همکیشان خود را وادار کنند تا به صورت عمومی مسلمان شوند و از لجاجت و عناد خویش دست بکشند و سخنان دانشمندان یهود و بزرگان را به یاد آوردند، نتوانستند و گفتارشان در آنها مؤثر واقع نشد، از این رو زن و فرزندشان را برداشته و از قلعه به زیر آمده و مسلمان شدند.کیفیت اسلام آنها و سخنانی که از احبار یهود در این باره شنیده بودند در بخش سوم با شرح بیشتری ذکر شد.

داستان ابو لبابه در ماجرای محاصره بنی قریظه

ابو لبابه یکی از انصار مدینه و از قبیله اوس بود که پیش از ورود اسلام به مدینه بایهود بنی قریظه همپیمان بودند، و در جنگها و اختلافات از ایشان پشتیبانی و طرفداری می نمودند .

یهود بنی قریظه که از محاصره طولانی به تنگ آمده و عاجز شدند، پیش از آنکه تسلیم شوند برای رسول خدا (ص) پیغام دادند که ابو لبابه را به نزد آنها بفرستد تا در کار خود با او مشورت کنند و رسول خدا نیز ابو لبابه را پیش ایشان فرستاد.

همین که ابو لبابه وارد قلعه شد زنان و کودکان پیش رویش درآمده و صداها را به گریه و شیون بلند کردند به حدی که دل ابو لبابه به حال آنها سوخت و متأثر گردید و در همان حال وقتی مردان بنی قریظه از او پرسیدند: آیا به نظر تو صلاح ما در این است که تسلیم محمد شویم؟ گفت: آری چاره ای دیگر نیست و ضمنا با دست به گلوی خود اشاره کرد، یعنی تسلیم شدن شما مقدمه نابودی و گردن زدن شماست و اگر تسلیم شدید مردانتان را گردن می زنند.اما ناگهان متوجه شد که با این عمل به رسول خدا (ص) و مسلمانان خیانت کرده و گناه بزرگی را مرتکب شده است، و موجب شد تا انقلابی در دل او پدید آید.این انقلاب درونی سبب شد که بیش از آن در قلعه های بنی قریظه توقف نکند و برای توبه و آمرزشخواهی از این گناهی که مرتکب شده بود در صدد چاره ای بر آید و هر چه زودتر خود را از آلودگی آن گناه پاک سازد.

ابو لبابه به همین منظور از آنجا یکسر به مدینه رفت و با طنابی خود را به ستون مسجد بست و گفت: تا خدا مرا نیامرزد و توبه ام را نپذیرد از اینجا حرکت نخواهم کرد و به سرزمین بنی قریظه و جایی که در آن مکان به خدا و رسول او خیانت کرده ام قدم نخواهم گذارد.

رسول خدا (ص) که دید مراجعت ابو لبابه به طول انجامید و از ماجرای وی مطلع گردید فرمود : اگر به نزد ما می آمد از خدا برای او طلب آمرزش می کردیم، ولی اکنون که چنین کرده همانجا باشد تا خدا توبه اش را بپذیرد.

ابو لبابه همچنان به ستون مسجد بسته بود، فقط در اوقات نماز همسر یا دخترش می آمدند و او را باز کرده مختصر غذایی که برای او آورده بودند می خورد و سپس تطهیر کرده نمازش را می خواند و دوباره به همان ستون او را می بستند.پس از اینکه شش روز از این ماجرا گذشت و رسول خدا (ص) به مدینه بازگشت شبی در اتاق ام سلمه بود که هنگام سحر در ضمن آیه ای که به وسیله جبرئیل بر آن حضرت نازل شد قبولی توبه ابو لبابه به اطلاع حضرت رسید (۳) و ام سلمه که از ماجرا مطلع شد، آن بشارت را به او داد.چون خواستند او را باز کنند حاضر نشد و گفت: نه به خدا سوگند باید خود پیغمبر با دست خود مرا باز کند و چون پیغمبر برای نماز صبح به مسجد آمد با دست خود او را باز کرد.هم اکنون ستونی در مسجد مدینه است که آن را «اسطوانه توبه» نامیده و گویند: جای همان ستونی است که ابو لبابه خود را بر آن بسته بوده.

بنی قریظه تسلیم شدند

یهود بنی قریظه که از محاصره به تنگ آمدند و حاضر به پذیرفتن اسلام و جزیه هم نشدند چاره ای جز تسلیم نداشتند، اما از سرنوشت خود بیمناک بودند از این رو برای سران قبیله اوس که همپیمانان آنها بودند پیغام دادند که ما چاره ای جز تسلیم نداریم اما شما باید به ما کمک کنید و با محمد مذاکره کنید تا درباره ما ارفاق کند و مانند بنی قینقاع و بنی النضیر با ما رفتار کند.با این پیغام چند تن از افراد قبیله مزبور به نزد رسول خدا (ص) رفته و در این باره با آن حضرت مذاکره کردند پیغمبر فرمود: آیا حاضرید حکمیت آنها را به یک نفر از شما واگذار کنم؟ گفتند: آری.

فرمود: سعد بن معاذ درباره ایشان حکم کند، آنها پذیرفتند، و به دنبال سعد بن معاذ که در خیمه «رفیده» و در مسجد مدینه جای داشت چنانکه پیش از این گفته شد آمدند و او را به خاطر زخمی که داشت و نمی توانست به

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.