خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل روانشناسی اسلامی (۴۷) بقای روح پس از مرگ از دیدگاه قرآن
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل روانشناسی اسلامی (۴۷) بقای روح پس از مرگ از دیدگاه قرآن قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نوای نیمه شب
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نوای نیمه شب قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
21ساعت
58دقیقه
14ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل گوهر و صدف دین (۱۱) 

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 80

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
3 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

فایل فایل پاورپوینت کامل گوهر و صدف دین (۱۱)  شامل 47 اسلاید آماده است که می‌تواند محتوای شما را به شکلی حرفه‌ای، منسجم و چشم‌نواز به مخاطبان منتقل کند.

برتری‌های فایل فایل پاورپوینت کامل گوهر و صدف دین (۱۱)  در یک نگاه:

طراحی منحصربه‌فرد
فایل پاورپوینت کامل گوهر و صدف دین (۱۱)  با بهره‌گیری از اصول زیبایی‌شناسی و ترکیب رنگ‌های مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما می‌دهد.
راه‌اندازی فوری
فایل فایل پاورپوینت کامل گوهر و صدف دین (۱۱)  نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
وضوح عالی
اسلایدها به گونه‌ای طراحی شده‌اند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.

همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل گوهر و صدف دین (۱۱)  هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهایی‌شده و تست‌شده ارائه می‌شود.

توصیه مهم: نسخه‌هایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل گوهر و صدف دین (۱۱)  اما خارج از منبع رسمی منتشر می‌شوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.

همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل گوهر و صدف دین (۱۱)  :

لازمه دوستی خدا، پیروی از پیامبر او است، خداوند کسانی را دوست
می دارد که از فرستاده او پیروی کنند . لازمه دوستی با خدا و پیامبر، دشمنی با
طاغوت است، زیرا دوستی هر چیزی ملازم است با دشمن داشتن ضد آن . ایمانی که با کفر
به طاغوت و ستیز با آن همراه است، لوازم عملی و اخلاقی خود را به همراه دارد .

لوازم دوستی با خدا

«برید بن معاویه عجلی » – یکی از اوتاد زمین و از اعلام دین (۱)
– می گوید:

«در نزد امام باقر علیه السلام بودم . مردی از خراسان با پای پیاده
به محضرش آمد و پاهایش را – که پوست انداخته بود – از کفش بیرون آورد و گفت: به
خدا جز دوستی شما اهل بیت، هیچ عاملی مرا از راه دور به اینجا نیاورده است . امام
فرمود:

«والله لو احبنا حجر حشره الله معنا و هل الدین الا الحب؟ ان الله
یقول: «قل ان کنتم تحبون الله فاتبعونی یحببکم الله …» (۲) و قال:
«… یحبون من هاجر الیهم …» (۳) و هل الدین الا الحب » (۴) .

«به خدا اگر سنگی ما را دوست بدارد، خداوند او را با ما محشور
می کند و آیا دین، چیزی جز محبت است؟ خداوند می فرماید: [ای پیامبر] بگو: اگر خدا
را دوست می دارید، مرا پیروی کنید تا خدا دوستتان دارد و فرمود: کسانی را که به
سوی آنها مهاجرت می کنند، دوست دارند و آیا دین، غیر از محبت است؟

ابو عبیده حذاء، – که امام صادق علیه السلام برقبر او حاضر شد و او
را دعا کرد (۵) – می گوید: به حضور امام باقر علیه السلام رسیدم، گفتم:
پدرم به قربانت . گاهی شیطان با من خلوت می کند و نفسم را پلیدی فرا می گیرد .
آنگاه به یاد دوستی و دل بستگیم به شما می افتم و نفسم پاک می شود . فرمود:

«یا زیاد ویحک و ما الدین الا الحب الا تری الی قول الله تعالی:
«ان کنتم تحبون الله فاتبعونی یحببکم الله » (۶) .

«ای زیاد، دین جز محبت نیست . نمی بینی که خداوند می فرماید: اگر
خدا را دوست می دارید، مرا پیروی کنید، تا خدا شما را دوست دارد» .

مجلسی می گوید: شاید استشهاد به آیه، برای این است که محبت ایشان،
محبت خدا است یا این که محبت بدون متابعت، ناتمام است (۷) .

در روایت دیگری که بازهم مخاطب همان ابوعبیده حذاء است، پس از
استشهاد به آیه فوق و بیان این که دوستی خدا مستلزم پیروی از راه و رسم پیامبر و
لازمه پیروی از راه و رسم پیامبر این است که خداوند، بنده را دوست دارد و او را
بیامرزد، می فرماید:

«اولا تری قول الله لمحمد صلی الله علیه و آله «… حبب الیکم
الایمان و زینه فی قلوبکم …» (۸) و قال: یحبون من هاجر الیکم (۹)
فقال: الدین هو الحب و الحب هو الدین » (۱۰) .

«نمی بینی که خداوند به حضرت محمد صلی الله علیه و آله فرمود:
ایمان را محبوب شما قرار داد و آن را در دلهای شما ینت بخشید و فرمود: مهاجران را
دوست دارند … دین همان دوستی و دوستی همان دین است » .

امام ششم علیه السلام فرمود:

«من اوثق عری الایمان ان تحب فی الله و تبغض فی الله و تعطی فی
الله و تمنع فی الله » (۱۱) .

«از محکمترین دستگیره های ایمان، این است که در راه خدا دوست بداری
و در راه خدا دشمن بداری و در راه خدا بخشش کنی و در راه خدا منع کنی » .

نکته ای از علامه مجلسی

مجلسی می فرماید: عروه (۱۲) چیزی در طناب است که کسی که
می خواهد بالا برود، به آن چنگ می زند و نیز به معنای دستگیره کوزه و مانند آن است
. گویی ایمان را به طنابی تشبیه کرده است که با آن به سوی قله بهشت و درجات عالی و
اعمال ایمانی صعود می کنند و اخلاق ایمانی را به دستگیره هایی مانند کرده اند که
هرکس می خواهد با آن طناب صعود کند، به آن چنگ می اندازد و این اشاره است به آیه
شریفه «فمن یکفر بالطاغوت و یؤمن بالله فقد استمسک بالعروه الوثقی لا انفصام لها
…» (۱۳) .

«هرکس به طاغوت کفر بورزد و به خداوند ایمان آورد، چنگ به
محکم ترین دستگیره ها انداخته است که ناگسستنی است » .

مقصود از منع در راه خدا این است که بخشش نکردن او به خاطر این است
که خداوند از آن، منع کرده است . همانند آنچه به تبذیر می انجامد یا بخشش بدون
مصلحت به کفار یا به فاجرانی که کمک به فجور آنها شود (۱۴) .

معلوم می شود که ایمان بدون محبت، مثل ابزار بدون دستگیره است که
کاربردی ندارد . ولی ایمانی که با کفر به طاغوت همراه باشد، لوازم اخلاقی و عملی خود
را به همراه دارد . با طناب این ایمان، می توان درجات عالیه را به دست آورد و تا
رسیدن به قله کمال، صعود کرد .

دین یا ایمان؟

در برخی از روایات، به جای دین، ایمان آمده است . «فضیل بن یسار» –
که امام صادق علیه السلام او را لنگر زمین معرفی کرد – (۱۵) می گوید:
از حضرت صادق علیه السلام پرسیدم: آیا حب و بغض از ایمان است؟ فرمود: «هل الایمان
الا الحب و البغض؟» (۱۶) . «آیا ایمان، چیزی غیر از دوستی و دشمنی
است؟» .

امام به دنبال مطلب فوق همان آیه ۷ سوره حجرات را – که متضمن تحبیب
و تزیین ایمان و ناپسند ساختن کفر و فسق و عصیان در دلهای مؤمنان است و راه و رسم
رشد و کمال را ویژه کسانی می شمارد که به این مرتبه رسیده اند – تلاوت کرد .

جالب این است که محور سؤال فضیل با محور پاسخ امام علیه السلام
مغایرت دارد . گویا تردید او در این بوده که دوستی و دشمنی جزء ایمان است، یعنی در
گوهر ایمان داخل است یا از آن، خارج است . به اصطلاح اهل منطق، آیا مقوم است و
داخل ذات ایمان، یا عارض است و خارج از ذات ایمان؟ پس محور سؤال، جزئیت حب و بغض
یا عرضیت آن است . ولی محور جواب، هیچ کدام نیست . نه جزئیت، نه عرضیت، بلکه عینیت
.

اگر بخواهیم این مطلب را قدری تحلیل کنیم، باید بگوییم: ایمان،
مرکب از دو جزء حب و بغض نیست . چرا که در روایات متعدد – که به برخی از آنها
اشاره شد – ایمان همان دوستی; و دوستی همان ایمان معرفی شده است .

این روایت که می گوید: دوستی چیزی جز حب و بغض نیست، مخالفتی با آن
روایات ندارد . منتهی دوستی هر چیزی ملازم است با دشمن داشتن ضد آن، دوستی و دشمنی
مانند ایمان و کفر است .

شاعری گفته است:

کفر و ایمان قرین یکدیگرند

هرکجا کفر نیست، ایمان نیست

کلمه توحید، از «لا اله » شروع می شود و به «الا الله » ختم می شود
. تا انسان نفی همه خدایان نکند، چگونه می تواند به «الا الله » برسد .

نه صلح کل، نه جنگ کل!

انسان نباید «صلح کل » و نباید «جنگ کل » باشد . صوفیها می گویند:
ما «صلح کل » می باشیم . «ما پاک دلانیم و به کس کینه نداریم » . آنهایی که اخلاق
شوم ماکیاولی دارند، جنگ کل می باشند . شعار آنها این است: «انسان، گرگ انسان
است » اگر تو گرگ نباشی، گرگها تو را می خورند و اگر گرگ باشی، از چنگ و دندان تو
می ترسند و شاید بتوانی چند صباحی از چنگ و دندان آنها در امان باشی .

دین، نه صلح کل و نه جنگ کل است . پیروان دین، با همکیشان خود –
یعنی آنهایی که معیارهای دینی را مراعات می کنند – در صلح پایدارند . با آنهایی که
مزاحم و سد راه دینداری آنهایند، در جنگند، با آنهایی که همکیش آنها نیستند، ولی
مزاحم و سد راه هم نیستند، می توانند با رعایت همه مصالح و ملاحظه همه اطراف و
جوانب قضیه، با آنها در صلح باشند .

اسلام میان کافر حربی و کافر ذمی و کافر معاهد، فرق می گذارد .
دسته اول از نظر جان و مال، محترم نیستند . ولی دسته دوم و سوم، هم جانشان محترم
است و هم مالشان . مگر این که از ذمه یا معاهده خارج شوند و با برافروختن آتش جنگ،
در جبهه کفار حربی قرار گیرند .

برخی از کفار، مالشان محترم است . ولی جانشان محترم نیست . مانند
مرتد فطری که با توبه هم خونش محترم نمی شود و مانند مرتد ملی که در صورت توبه
خونش محترم است و در صورت عدم توبه، حکمش همان حکم مرتد فطری است . اما مال اینها
به وراثشان تعلق می گیرد و برای غیر آنها حلال نیست .

هرگاه به مقتضای روایات بپذیریم که دین همان محبت است، و در گوهر
ناب و پاک دین هیچ عنصری راه ندارد و هیچ چیزی به عنوان جنس و فصل و صورت و ماده و
مقوم ذات در ساختار آن نیست، باید بپذیریم که دین و محبت، دو مفهوم متساوق دارند .
یعنی مفهومها مغایر و مصداقها یکی است .

اما لازمه این محبتی که عین دین است، بغض و عداوت است . هر
جاذبه ای همراه با دافعه ای است . مغناطیس، یک گوهر بیشتر ندارد و آن هم جاذبیت
است . اما مگر جاذبیت بدون دافعیت، ممکن است . مغناطیس در عین این که جذب می کند،
دفع هم می کند . تو گویی این یک قانون عام است . در سراسر جهان هستی، نیروی جذب و
دفع وجود دارد . فرشته ها شیطان ها را جذب نمی کنند، بلکه آنها را به تیر شهاب
ثاقب (۱۷) دفع می کنند . شیطانها هم فرشته ها را دفع می کنند و هرگز با
آنها دمساز نمی شوند . آدمها اگر خلق و خوی حیوانی و شیطانی داشته باشند، مجذوب
شیطانها می شوند و اگر خلق و خوی فرشتگان داشته باشند، مجذوب فرشته ها می شوند .

سنخیت ها و همرنگی ها

مولوی می گوید:

در جهان هر چیز، چیزی جذب کرد

گرم را گرمی کشید و سرد سرد

قسم باطل باطلان را می کشد

باقیان را می کشند اهل رشد

ناریان مر ناریان را جاذبند

نوریان مر نوریان را طالبند

صاف را هم صافیان طالب شوند

درد را هم تیرگان جاذب شوند

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.