خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل معانی و مفاهیم صبغه الله
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل معانی و مفاهیم صبغه الله قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل جلوه هایی از تمدن اسلامی اندلس
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل جلوه هایی از تمدن اسلامی اندلس قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
11ساعت
38دقیقه
03ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل تاریخ صرف و نحو

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 72

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
3 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

ارائه‌ی فایل پاورپوینت کامل تاریخ صرف و نحو – تجربه‌ای خاص و متمایز!

پاورپوینتی حرفه‌ای و متفاوت:

فایل فایل پاورپوینت کامل تاریخ صرف و نحو شامل 50 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شده‌اند.

ویژگی‌های برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل تاریخ صرف و نحو:

  • طراحی خلاقانه و حرفه‌ای: فایل فایل پاورپوینت کامل تاریخ صرف و نحو به شما این امکان را می‌دهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیره‌کننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
  • سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل تاریخ صرف و نحو به گونه‌ای طراحی شده‌اند که استفاده از آن‌ها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
  • آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل تاریخ صرف و نحو با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.

کیفیت تضمین‌شده با دقت بالا:

فایل فایل پاورپوینت کامل تاریخ صرف و نحو با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهم‌ریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بی‌نقص و حرفه‌ای هستند.

نکته مهم:

هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخه‌های غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل تاریخ صرف و نحو با دقت و حرفه‌ای تنظیم شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل تاریخ صرف و نحو را دانلود کنید و ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل تاریخ صرف و نحو :

دانشگاه آزاد اسلامی – واحد مشهد

راویان و اهل علم را رای بر آن است که واضع و بانی علم نحو و اصول، این دانش شریف، علی بن ابی طالب علیه السلام است

.

آن حضرت اصول این علم را به یکی از اصحابش به نام ابوالاسود دئلی ظالم بن عمرو یکی از بزرگان تابعین القا نمود و او با

راهنماییها و ارشادهای حضرت علیه السلام بر این دانش بیفزود

.

این دانش را بدان جهت نحو نامیده اند که چون امام علیه السلام هنگام القای اصول آن بر الاسود به وی گفت: «انح هذا

النحو واضف الیه ما وقع الیک ». یا به روایت ابن انباری هنگامی که ابوالاسود اصول اولیه را جمع آوری نمود و خدمت آن

حضرت عرضه کرد حضرت به وی فرمود: «نعم ما نحوت او ما احسن هذا النحو الذی نحوت

».

ولی این امکان نیز وجود دارد که گفته حضرت تمامی سخنان فوق الذکر باشد. ابن انباری و ابوجعفر رستم طبری در

مورد علت نامگذاری این دانش به «نحو» معتقدند که چون حضرت علیه السلام شمه ای از این دانش را در اختیار ابوالاسود

نهاد. ابوالاسود از وی اجازه خواست که به مانند آنچه که علی علیه السلام ساخته، بسازد از این رو این دانش نحو نامگذاری

شد که البته طبق نظر طبری و ابن انباری باید معنای کلمه نحو را «مانند» و «مثال » در نظر بگیریم. عبارت این دو عالم

چنین است: «انما سمی النحو نحوا لان اباالاسود الدئلی قال لعلی علیه السلام و قد القی الیه شیئا من النحو قال ابوالاسود

فاستاذنته ان اصنع نحو ما صنع فسمی ذلک نحوا

». (۱)

عالم و فیلسوف بزرگ جهان اسلام ابن ابی الحدید معتزلی در ابتدای اثر جاودانه خود «شرح نهج البلاغه » آورده است: «از

جمله دانشها دانش نحو است و تمامی مردم می دانند که حضرت علی علیه السلام اولین کسی است که این علم را پی ریزی

نمود و جوامع و اصول آن را به ابوالاسود القا نمود از جمله این که: کلام بر سه قسم است اسم، فعل و حرف و از جمله

تقسیم کلمه به معرفه و نکره و تقسیم وجوه اعرابی به رفع و جر و جزم و جر، و این خود از زمره معجزات است که به یک

انسان هدیه می گردد زیرا نیروی استدلال بشر نمی تواند بدین پایه از استنباط دست یازد

». (۲)

و این قوه استدلالی شبیه به

معجزه که ابن ابی الحدید بدان اشاره کرده همان است که حضرت در کلام جاودانه خود از آن بصورت «ینحدر عنی السیل

ولایرقی الی الطیر

» (۳)

تعبیر و یاد کرده است

.

عبدالله بن مسلم بن قتیبه دینوری در کتاب الشعر والشعراء می گوید: «ابوالاسود ظالم بن عمرو را باید در ردیف نحویون

آورد زیرا که وی اولین کسی است بعد از امام علیه السلام، که در زمینه دانش نحو کتاب نگاشته

». (۴)

و ابن حجر در الاصابه

می افزاید: «ابوعلی قالی از زبان ابواسحق زجاج و او از ابوالعباس مبرد نقل کرده که واضع اول دانش نحو و همچنین اولین

کسی که اقدام به نقطه گذاری قرآن نموده ابوالاسود دئلی است و وقتی از ابوالاسود سؤال شد که راهنمای وی در این امر

چه کسی بوده پاسخ داده که این امر را از علی بن ابیطالب اخد نموده ام

». (۵)

ابن انباری در نزهه الالباء از قول ابوعبیده

معمربن مثنی آورده که ابوالاسود نحو را از علی بن ابیطالب آموخته است

».

علت نامگذاری این دانش به نحو

ابن انباری در ابتدای اثر خود نزهه الالباء آورده است

:

واضع اول این دانش علی بن ابیطالب علیه السلام است و ابوالاسود این دانش را از محضر وی کسب کرده و علت نامگذاری

آن به نحو مطابق آنچه که ابوالاسود روایت می کند چنین است که روزی ابوالاسود به حضور امام رسیده و متوجه مکتوبی

در دست وی شده و می پرسد که این چیست؟ امام در پاسخ می گوید: من در زمینه کلام عرب تامل نموده و متوجه شدم

که در اثر همنشینی با حمراء یعنی عجمها به فساد و خطا کشیده شده لذا بر آن شدم که قوانینی وضع نمایم که مردم

بتوانند برای درست سخن گفتن بدان مراجعه کرده و از آن به عنوان یک مرجع قابل اعتماد استفاده کنند سپس آن

مکتوب را به من داد که در آن چنین نگاشته شده بود: «کلام بطور کلی به سه دسته اسم و فعل و حرف تقسیم می گردد

.

اسم آن است که از مسمای خود خبر دهد و فعل آن است که از حرکت مسمی خبر دهد و حرف آن است که افاده معنی

نکند. و به من گفت به مانند این روش قوانینی را تدوین نمایم و اضافه فرمود که بدان که اسم به سه دسته تقسیم می گردد

مضمر، اسم ظاهر، و اسمی که نه ظاهری است و نه بصورت مضمر، که البته منظور ایشان از اسمی که نه ظاهر باشد و نه

مضمر اسم مبهم می باشد. ابوالاسود می گوید بعد از آن من باب عطف و صفت را وضع کردم و بعد از آن باب تعجب و

استفهام را، تا این که به باب حروف مشبهه بالفعل (ان واخواتها) رسیدم اما در ردیف این حروف «لکن » را ذکر ننمودم و

وقتی آن را به حضرت علیه السلام عرضه نمودم ایشان امر فرمودند که لکن را نیز در ردیف آنها قرار دهم واین چنین بود

که هر گاه بابی از ابواب نحو را تدوین می نمودم آن را به ایشان عرضه می کردم تا این کار کامل و عاری از نقص گردید آن

گاه حضرت فرمودند «ما احسن النحو الذی قد نحوت » یعنی چه نیکو روشی است روشی که تو در پیش گرفتی و

بدین سان این دانش «نحو» نامگذاری شد

. (۶)

رد یک نظریه

علاوه برآنچه راجع به انتساب علم نحو به امام علی علیه السلام گفته شد، ابن ندیم نیز در الفهرست از قول محمدبن

اسحق آورده که دانش نحو از ابوالاسود گرفته شده و او نیز آن را از علی بن ابیطالب علیه السلام اخذ نموده است اما در این

بین عده ای را رای بر آن است که واضع این دانش نصربن عاصم دئلی و یا لیثی است و نیز از قول ابی عبدالله بن مقله از

ثعلب چنین روایت گشته که ابن لهیعه از نصربن عاصم آورده که واضع اول این علم عبدالله بن هرمز است. ابن انباری نیز

در نزهه الالباء می گوید: «عده ای را رای بر آن است که نصربن عاصم واضع دانش نحو است اما این گفته صحیح نیست چرا

که عبدالرحمن این دانش را از ابوالاسود گرفته و بنابر روایتی دیگر از میمون الاقرن

». (۷)

اما از آنجا که تمامی روایات وضع علم نحو را به امام نسبت داده اند رای صحیح همان است که گفته شد و همچنین از

ابوالاسود روایت شده که در پاسخ به این سؤال که این دانش را از چه کسی اخذ نموده ای اذعان داشته که حدود و قوانین

اولیه آن را از علی بن ابی طالب علیه السلام اخذ نموده و افرادی که نحو را از ابوالاسود اخذ نموده اند، عنسبه الفیل و

میمون الاقرن و نصربن عاصم و عبدالرحمن هرمز و یحیی بن یعمر بوده اند. ابن ندیم گفته که به اعتقاد برخی از

دانشمندان نصربن عاصم نحو را از ابوالاسود گرفته و سیوطی در بغیه الوعاه از یاقوت آورده که نصربن عاصم در زمینه

قرآن و نحو به ابوالاسود استناد می کرد و از قول وی نقل می نموده است

. (۸)

در خطبه شرح الکتاب اثر سیبویه از قول ابن انباری چنین نقل شده که قراءت آیه شریفه «ان الله بری من المشرکین

ورسوله » در عصر پیامبر واقع شده و به همین علت پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله به علی علیه السلام دستور فرمودند که

قوانین علم نحو را پایه ریزی فرماید و امام هم قوانین اولیه این دانش را به ابوالاسود تعلیم داد و در خلال آن عوامل و

روابط و حرکات اعرابی و بنائی را به وی آموخت. ابوالاسود نیز مجموعه قوانین نحو را تالیف نمود و هر گاه که اشکالی بر

سر راه وی قرار می گرفت به امیرالمؤمنین مراجعه می نمود و امام وی را راهنمایی می فرمود تا جایی که حضرت کار وی را

تایید کرد و عبارت «نعم ما نحوت » را به وی فرمود و به همین دلیل به جهت تفائل به لفظ علی علیه السلام این علم نحو

خوانده شد. اما این روایت نمی تواند صحیح باشد زیرا زبان در زمان پیامبر حالت بکر خود را حفظ کرده و از اشتباه و لحن

مصون بوده اما در زمان خلافت حضرت علی علیه السلام به این دلیل که غیر عربها بویژه فارسها با اعراب همنشین شده

بودند اشتباه و لحن در زبان رسوخ کرد و انگیزه ای قوی جهت پایه ریزی دانش نحو ایجاد کرد

.

ابن ندیم در اثر ارزشمند خود «الفهرست » در مورد پیدایش دانش نحو چنین می گوید: «من نسخه ای از قوانین اولیه نحو

در چهار برگ که از نوع ورق چینی بود مشاهده کرده ام که دلالت بر این دارد که نحو از ابوالاسود گرفته شده که

موضوعات مندرج در آن پیرامون فاعل و مفعول بود که از قول ابوالاسود نگاشته شده که به خط یحیی بن یعمر بوده و زیر

آن به خط عتیق آورده شده که این خط علان نحوی است و زیر آن نیز خط نضربن شمیل قرار داشت

(۱۰)

جدول زیر نیز که اشاره به طبقات نحویون دارد ثابت می کند که عبدالرحمن بن هرمز نحو را از ابوالاسود گرفته است

: