بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل ورد کامل پاورپوینت گوناگون
خرید و دانلود فایل ورد کامل پاورپوینت گوناگون قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
08ساعت
48دقیقه
57ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل حرکت جوهری(۲)

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 51

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
5 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل حرکت جوهری(۲)؛ ابزاری کارآمد برای ارائه‌های برجسته

آیا به دنبال ارائه‌ای بی‌نقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل حرکت جوهری(۲) با 85 اسلاید با طراحی حرفه‌ای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.

ویژگی‌های بارز فایل فایل پاورپوینت کامل حرکت جوهری(۲):

  • گرافیک شگفت‌انگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
  • استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل حرکت جوهری(۲) به گونه‌ای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
  • کیفیت حرفه‌ای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شده‌اند.

طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل حرکت جوهری(۲) با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.

توجه: نسخه‌های غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل حرکت جوهری(۲) تضمین‌شده است.

فایل فایل پاورپوینت کامل حرکت جوهری(۲) را دانلود کرده و به راحتی یک ارائه حرفه‌ای را تجربه کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل حرکت جوهری(۲) :

نتایج حرکت جوهری

۱) اثبات ذات قیوم خداوند:

با قبول حرکت در ذات و گوهر اشیای مادی، باید بپذیریم که جهان سراسر و یک پارچه حرکت است که جلوه های آن برای مابصورت اعراض متغیر نمودار می شود. نظریک شخص واقع بین به جهان، پس از دریافت حرکت جوهری و پیش از آن هرگز یکسان نیست. اگر تا قبل از این، جهان را ایستاده می دید و زمان را گذران و گذشت جهان راتابع گذشت زمان، از این پس جهان را نیز به عمیق ترین وجه درگذر و سیلان و انقضاخواهد دید; نه فقط در ظواهر و احوالش،بلکه در اصل وجود و هویتش و اگر قبلا به جهان بصورت موجودی مستقل می نگریست، از این پس آن را موجودی متکی و نیازمند به غیر خواهد یافت که این اتکا و نیاز تا عمق جان او ریشه کرده وسراپای هستی او را فرا گرفته است; لذا این تعبیر صدرایی را از یاد نخواهد برد که هستی های جهان، هستی هایی آویزان هستند که چنگ به دامن هستی بخش زده اند. گویی هستی آنها عین آویختگی آنهاست و اگر لحظه ای این آویختگی از آنهاگرفته شود، از هستی فرو خواهند افتاد. ازاین عمیق تر و دلپذیرتر سخن از اتکای مخلوق به خالق و نیاز مستمر عالم به آفریدگار، نمی توان گفت.

حال اگر عالم ماده سراسر حرکت است- که هست – باید پرسید: با توجه به این که حرکت پدیده است و هر پدیده نیاز به علت دارد، علت این حرکت چیست؟ از آنجا که همه عالم ماده، حرکت و پدیده است، علت آن را در خود این عالم نمی توان یافت بلکه آن علت باید بیرون از عالم ماده یعنی از عالم غیر مادی – و باصطلاح مجرد باشد، علتی مجرد که مجموعه این حرکت ها را دم به دم ایجاد می کند و این ایجاد دمادم، همان خلق مدام است که نیاز به خالق یعنی حرکت آفرین دائمی دارد و آفرینش حرکت هم بنا بر آنچه گذشت همان آفرینش مداوم جوهرمادی است که ملاصدرا آن را با مفاد آیه شریفه “کل یوم هو فی شان (۱) ” و آیه شریفه “بل هم فی لبس من خلق جدید (۲) ” یکی می داند. (۳)

مساله خداوند از این پس نه چون یک مساله، بلکه به صورت امری عینی، طبیعی و بدیهی و مشهود، جلوه خواهد کرد که هرجا بروی و هرچه راببینی او را به خاطرت خواهد آورد.قرب حق با موجودات، احاطه او برعالم، علم او به حوادث، دخالت عمیق او در امور و بسیاری از مسائل مربوطبه توحید و خداشناسی در پرتو این اصل، معنی و بیانی واضح خواهدیافت.

ما چو ناییم و نوا از ما زتست ما چو کوهیم و صدا در ما زتست ما عدمهاییم و هستی ها نما تو وجود مطلقی هستی ما ما همه شیران ولی شیر علم حمله مان از باد باشد دم به دم باد ما و بود ما از دادتست هستی ما جمله از ایجاد تست (۴)

بنا بر این با توجه به اینکه عالم ماده سراسر حرکت است، نیاز به محرک یاآفریننده ای دارد که از سنخ ماده نیست یعنی حرکت و تغییر در او راه ندارد وموجودی مجرد است که یا خودبیواسطه و یا با واسطه موجوداتی مجرد، علت نهایی حرکت است.

۲) “النفس جسمانیه الحدوث، روحانیه البقاء” (روح و بدن و ارتباط آن دو):

انسان دارای جنبه ای غیر مادی به نام “نفس ناطقه” است. نفس ناطقه موجودی است که صفات ماده راندارد و در عوض صفاتی نظیر خودآگاهی، شعور، حافظه و “ثبات” راداراست.

حال پرسش مهمی که پیش می آیداین است که نفس و بدن با صفات ومقتضیات کاملا متغایر، چگونه و با چه نیرویی به هم پیوسته اند؟ آیا رابطه روح و بدن، رابطه مرغ و قفس است وبرای مصلحتی نامعلوم و به مدتی نامعلوم این دام را بر آن مرغ نهاده اند واین مرغ همواره در انتظار شکستن قفس و رهایی از دام است؟

اگر واقعا چنین باشد که روح همچون مرغی در قفس بدن زندانی است، آنگاه بسیاری سؤالات غامض پیش خواهد آمد. اولین و مهمترین سؤال این است که رابطه این مرغ با این قفس چگونه است؟ آیا روح درزندانی مادی در بند است؟ آیا این اقرار به مادی بودن نفس نیست؟ به علاوه این مرغ چه زمانی وارد این قفس می شود؟ در جنین، قبل یا بعد ازآن ؟

از این گذشته آیا برای هر مرغی قفسی ساخته اند و یا می توان هرمرغی را به هر قفسی فرستاد؟ آیا این مرغان پیش از خلقت بدنها موجودبوده اند یا همزمان با بدنها به وجودمی آیند؟ اینها و سؤالات بسیاری ازاین قبیل نشان می دهد که پیشنهادرابطه مرغ و قفس نه تنها سؤال اصلی را بی پاسخ می گذارد بلکه مشکلات نوینی نیز می آفریند. ضمنا باید توجه داشت که هرگونه رابطه غیر طبیعی که بین نفس و بدن فرض شود، درحقیقت تاییدی است بر این قول که بین عالم ماده و ماورای ماده، ارتباطی موجود نیست.

حرکت جوهری ملاصدرا بیان می دارد که روح محصول حرکت جوهری بدن است و بدین قرار بدن وروح رابطه ای همچون رابطه درخت ومیوه دارند و منظور از اینکه روح محصول حرکت جوهری بدن است،این نیست که روح معلول بدن یا متکی و قائم به بدن، و یا عرضی و صفتی برای بدن است. به هیچ وجهی روح نسبت به بدن حالت طفیلی و تابع ندارد، حالت و صفتی از حالات بدن نیست و اساسا از ریشه نادرست است اگر آن را معلول بدن تصور کنیم، بدن نسبت به روح حالت زمینه و “قوه” رادارد، در زمینه بدن است که روح پرورش می یابد. اما نه اینکه بدن روح را می زاید. بدن تنها شرایط ظهور روح را فراهم می کند ; روح موجود خاصی است که در پیدایش و ظهور نیازمندزمینه مادی است اما در بقا و دوام،مستقل از ماده و شرایط مادی است.قاعده مشهور ملاصدرا که به نام خوداو در متون فلسفی ضبط شده، چنین است: “النفس جسمانیه الحدوث،روحانیه البقاء” ; یعنی در زمینه مادی شرایط ظهورش فراهم می گردد، اماهمین که ایجاد شد دیگر موجودی است و روحی مستقل از ماده. اینجاست که تفاوت روح با سایرصفات ماده آشکار می گردد. حرارت،نرمی، سختی، قابلیت احتراق، وبسیاری خواص دیگر که در ماده اندهمواره قائم به ماده اند. هم زمینه ظهورشان و هم شرط بقایشان مادی است; هم در ماده پیدا می شوند و هم متکی به شی ء مادی می مانند و هم بااز بین رفتن ماده از بین می روند. اماروح فقط زمینه ظهورش مادی است ودر بقا، نیازی به حامل مادی ندارد.

سخنان ملاصدرا در این موردچنین است:

“حق این است که نفس انسانی درحدوث و تصرف، جسمانی است امادر بقا و تعقل، روحانی; تصرفش دراجسام جسمانی است اما تعقلش ازخودش و از ذات خالقش روحانی است. عقول مجرد محض، ذاتا و فعلاروحانی و طبایع جسمانی ذاتا و فعلاجسمانی اند.” (۵)

“حال نفس هنگام حدوث، مانندحال آن پس از کمال یافتن و رسیدن به مبدا فعلیت بخش نیست; چرا که نفس در حقیقت، حدوثش جسمانی است،اما بقایش روحانی و مانند طفلی است که ابتدا نیازمند به رحم است اما وقتی وجودش تغییر یافت، بی نیاز خواهدشد و همچون صیدی است که درشکارش احتیاج به دام است; اما پس از شکار شدن، برای ماندنش دیگرنیازی به دام نیست. بدین قرار از میان رفتن رحم و دام، منافات با باقی ماندن طفل و یا شکار ندارد.” (۶)

نکته دوم اینکه حرکت جوهری بدن در ابتدا همان تحولات عمقی جنین است که جنین را در اثر نمو ودگردیسی به آستانه روحانی شدن می رساند و از آن پس دری گشوده می شود که بدن همواره با موجودی روحی، که تناسب و هماهنگی تمام باشرایط بدنی دارد و در حقیقت ادامه وجود اوست، در تماس و تبادل خواهد بود.

“در حقیقت، حصول یک امرمجرد برای چیزی، ایجاد رابطه ای است بین آن دو.” (۷) این موجودروحانی نه موجودی است از پیش ساخته که مصنوعا در آن موقعیت به بدن وصل می شود، بلکه موجودی است که در همان لحظه که بدن آمادگی تماس با روحانیات را پیدا می کند،متناسب با بدن و چون حلقه ای درزنجیره حرکتی آن خلق می شود. درحقیقت در نردبان هستی و در مسیرحرکت قافله وجود، نخستین قدم پس از آمادگی یافتن بدن، همان خلقت روح است.

“نفس در هنگام حدوث در آخرین مرحله تکامل صور مادی و اولین مرحله صدور ادراکی قرار دارد ووجودش در این هنگام آخرین پوسته جسمانی در اولین مغز روحانی محسوب می شود.” (۸)

به تعبیر ساده تر این روح نیست که به سوی بدن فرود می آید، بلکه بدن است که به سوی روح بالا می رود. بدن در ضمن حرکت و تحول عمقی خود ودر زوال و حدوث مستمرش هر لحظه و هر دم صورتی کاملتر می یابد و درهر مرحله چنان می شود که کمال بعدی آن دیگر کمالی و صورتی جسمانی نیست بلکه کمالی روحانی ومعنوی است. بدین قرار دو عالم ماده و معنا درست در پی هم و بصورت ادامه طبیعی یکدیگر قرار می گیرند.نهایت تکامل در اولی مماس با اولین مرحله کمال در دومی است. یک موجود مادی در اثر حرکت جوهری باوجود یافتن لحظه به لحظه اش و باتبدیل کردن مداوم قوه هایش به فعلیت، به جایی می رسد که وجودبعدی که می یابد و هویت جدیدی که به آن اضافه می شود، وجودی روحانی و معنوی است; اگر چه این روحانیت دنباله منطقی و ضروری یک حرکت تکاملی مادی باشد. بنا بر سخنان فوق تقدم روح بر بدن تقدمی مرتبه ای ووجودی است نه تقدمی زمانی .

بنابراین، طبق این اصل، هر بدن روحی دارد که صددرصد از آن اوست و در زمینه خود او وجود یافته و دنباله حرکت مادی آن بدن است. این سخن دو نتیجه بسیار مهم دارد:

الف) هیچ گاه نباید پنداشت که هرشخصی روحی دارد که از ابتدا تاانتهای عمر همراه اوست. این تصوربرخاسته از تشبیه مرغ و قفس است که روح را چون مرغی کامل و تمام می نمایاند که در قفس تن اسیر شده است; واقعیت چنین نیست. این مرغ وقفس با هم بزرگ می شوند و نفس تدریجا و پا به پای بدن کمال و فعلیت می یابد.

ملاصدرا در این باره می نویسد:”چقدر سخیف است که کسانی تصورکرده اند نفس جوهرا و ذاتا از ابتدای تعلق به بدن تا انتهای عمر، یکسان وثابت است. در حالی که دانستی که نفس در ابتدا هیچ نیست… و در روح خود به مرحله عقل فعال می رسد.” (۹)

ب) دومین نتیجه مهم ابطال اندیشه تناسخ است. ملاصدرا گوید:از آنجا که هر روح ادامه حرکت طبیعی یک بدن و صددرصد از آن آن بدن است، بدین لحاظ اساسا معقول نیست که روح کسی از آن کس دیگری شود. هر بدنی، در حرکت جوهری خود روح متناسب با خود را می جویدو این روح پا به پای بدن رشد می یابد وفعلیت پیدا می کند; در این صورت چگونه ممکن است که بدنی، روح ساخته و پرداخته دیگری را که شکل گرفته و متناسب با بدن دیگری رشدکرده، در خود بپذیرد و همگام با آن شود. تناسخ، یک تناقض فلسفی است و امکان وقوع ندارد.

شایان ذکر است که ارسطو وپیروان او ارواح بشری را در آغازخلقت مجرد می دانسته اند و در کتاب نفس دلایلی بر تجرد آن اقامه کرده اند.

۳) حل مشکل حدوث و قدم زمانی عالم:

یکی از مسائل مورد اختلاف میان متکلمان و فلاسفه این است که عالم ماده آغاز زمانی دارد یا ندارد؟ یعنی آیا اگر به عقب باز گردیم به نقطه ای اززمان می رسیم که عالم از آنجا آغازشده باشد یا هر قدر پیش برویم بازمی بینیم جهان و زمانی وجود دارد؟

بسیاری از اهل کلام، جهان راحادث زمانی و بسیاری از فلاسفه – ازجمله مادیین آن را قدیم زمانی می دانند.

اما مساله دشوار حدوث و قدم به کمک اصل مهم حرکت جوهری قابل حل اس

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.