اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل اخلاق حضرت (ع)
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 50
فرمت فایل پاورپوینت
فایل پاورپوینت کامل اخلاق حضرت (ع)؛ انتخابی مطمئن برای ارائهای حرفهای
اسلایدهایی آماده برای استفاده:
فایل فایل پاورپوینت کامل اخلاق حضرت (ع) شامل 46 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائههای رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده میباشد.
ویژگیهایی که فایل فایل پاورپوینت کامل اخلاق حضرت (ع) را متمایز میکند:
- طراحی بصری حرفهای:فایل پاورپوینت کامل اخلاق حضرت (ع) با بهرهگیری از رنگبندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
- سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شدهاند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
- وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربهای بدون نقص را فراهم میسازد.
استاندارد بالا در تولید محتوا:
فایل فایل پاورپوینت کامل اخلاق حضرت (ع) با رعایت اصول حرفهای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش میباشد.
نکته مهم:
در صورت مشاهده نسخههایی با کیفیت پایینتر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخههای غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل اخلاق حضرت (ع) تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.
هماکنون فایل فایل پاورپوینت کامل اخلاق حضرت (ع) را دریافت کرده و ارائهای حرفهای و متمایز تجربه نمایید
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل اخلاق حضرت (ع) :
روزی امام حسین (ع) بر اسامه بن زید وارد شد.وی بیمار بود و به شدت اظهار غم و اندوه می کرد.امام علت آن را پرسید؟ وی در پاسخ گفت: شش هزار درهم بدهکار هستم.آن حضرت فرمود : من بر عهده می گیرم که این مبلغ را بپردازم.وی گفت: من بیم دارم که قبل از پرداخت بدهی خود از دنیا بروم.امام فرمود قبل از آنکه مرگت فرا رسد، وام تو را پرداخت خواهم کرد .پس آن حضرت پیش از آنکه مرگ او فرا رسد وام او را ادا کردند.
آنگاه که مروان دستور داد، فرزدق شاعر معروف از مدینه خارج شود، وی به خدمت امام حسین (ع) رسید.آن حضرت چهارصد دینار به او بخشید.یکی از حاضرین رو کرد به امام و گفت: به شاعری فاسق بخشش می کنی؟ فرمود: بهترین بخشش از مال آن است که با آن آبروی خود را نگاهداری . رسول خدا (ص) به کعب بن زهیر بخشش فرمود. و درباره عباس بن مرداس فرمود: او را از من دور سازید، تا زبانش از بدگویی به من قطع گردد.
ابن عساکر در کتاب، تاریخ دمشق، آورده است که شخص فقیری از اطراف به مدینه آمده بود .در حالی که قدم می زد خود را به خانه حسین بن علی (ع) رسانید.حلقه در را به صدا درآورد، و به گفتن شعر پرداخت:
لم یخب الیوم من رجاک و من
حرک من خلف بابک الحلقه
فأنت ذو الجود انت معدنه
ابوک قد کان قاتل الفسقه
امام حسین (ع) که به نماز ایستاده بود، با شنیدن صدای او نماز را کوتاه کرد، و خود را به مرد عرب رسانید.همین که در را گشود، مردی را مشاهده کرد که فقر و ناتوانی در چهره اش نمایان بود.پس بازگشته قنبر را صدا زد و از وی پرسید: از پول مخارج خانه چقدر نزد تو موجود است؟ قنبر گفت: ای فرزند رسول خدا، دویست درهم باقی مانده که آن هم به امر شما می بایست بین افراد خانواده شما تقسیم کنم.سپس فرمود، آن را نزد من بیاور تا به آنکه از دیگران سزاوارتر است بپردازیم.بدین ترتیب، هر چه بود به شخص فقیر بخشید و اشعاری به شرح زیر بگفت:
خذها فانی الیک معتذر
و اعلم بأنی علیک ذو شفقه
لو کان فی سیرنا الغداه عصا
کانت سمانا علیک مندفقه
لکن ریب الزمان ذو نکد
و الکف منا قلیله النفقه
مرد اعرابی پس از گرفتن عطای امام بی درنگ اشعاری سرود و گفت:
مطهرون نقیات جیوبهم
تجری الصلوه علیهم اینما ذکروا
و أنتم أنتم الأعلون عندکم
علم الکتاب و ما جاءت به السور
من لم یکن علویا حسین تنسبه
فماله فی جمیع الناس مفتخر
اما خبری را که در کتاب، لواعج الاشجان، از این بخشش ذکر کرده ایم با این خبر متفاوت بوده و در این جا مشخص نیست که روایت مزبور از چه منبعی آورده شده است به این ترتیب در روایت مزبور آمده است که: امام (ع) از قنبر پرسید، آیا از مال حجاز چیزی برجای مانده؟ قنبر گفت: بلی چهار هزار دینار.آن حضرت پس از آنکه دو بیت شعر بخواند، مبلغ مزبور را با اضافه کردن چیزی بر آن به مرد اعرابی بخشید.برخی نیز اشعار مزبور را به ابو نواس نسبت داده اند که در مدح امام رضا (ع) سروده است.و الله اعلم.
روزی ابو عبد الرحمن عبد الله بن حبیب سلمی به یکی از فرزندان امام حسین (ع) سوره حمد را بیاموخت.همین که وی این سوره را برای پدر خود بخواند، آن حضرت به ابو عبد الرحمن هزار دینار و هزار جامه نو عطا کرد، و دهانش را پر از در ساخت، و آنگاه که علت این امر را از وی جویا شده و گفتند، در برابر این کار چگونه بخشش می کنی؟ ، امام (ع) گفت: آنچه را که من به وی بخشیدم، در برابر این امر یعنی تعلیم سوره حمد بسیار ناچیز است.آنگاه شعری سروده و گفت:
اذا جادت الدنیا علیک فجد بها
علی الناس طرا قبل ان تتفلت
فلا الجود یفنیها اذا هی اقبلت
و لا البخل یبقیها اذا ما تولت
روزی کنیزی بر امام حسین (ع) وارد شد و دسته گلی به وی هدیه کرد.پس آن حضرت، فرمود: تو در راه خدای تعالی آزادی.یکی از حاضرین گفت: چگونه است که در برابر دسته گلی ناچیز، کنیزی را آزاد می سازی؟ ، آن حضرت فرمود: این روشی است که خدا ما را بر آن تربیت کرده است، چنان که در قرآن کریم خدای تعالی می فرماید: (و اذا حییتم بتحیه فحیوا باحسن منها او ردوها) (۱)
و بهترین هدیه برای این کنیز آزادی وی بود.
مردی اعرابی به خدمت آن حضرت آمد و گفت: ای فرزند رسول الله (ص) دیه کاملی بر عهده من است و قادر به پرداخت آن نیستم.پیش خود گفتم، باید نزد کسی بروم که در میان مردم از همه کریم تر باشد، و کسی را بالاتر از اهل بیت رسول الله (ص) نیافتم.حضرت فرمود:
ای برادر عرب من سه موضوع از تو می پرسم چنانچه یک پرسش را جواب گفتی، یک سوم آن را به تو می بخشم.اگر دو سؤال را پاسخ دهی دو سوم مال را خواهی گرفت و اگر هر سه را جواب گفتی تمام آن را اعطا خواهم کرد.مرد اعرابی گفت، ای فرزند رسول خدا چگونه روا باشد که شخصی همانند شما که خود اهل علم و فضیلت هستید، از فردی مانند من سؤال کند.امام (ع) فرمود، از جد خود رسول خدا (ص) شنیدم که فرمود: المعروف بقدر المعرفه: نیکی و بخشش بایستی به اندازه معرفت و شناسایی هر کس انجام گیرد.
مرد عرب گفت، هر چه خواهید بپرسید.چنانچه بدانم جواب خواهم گفت، و اگر ندانم از شما فرا می گیرم و همه نیروها از آن خداست.
حضرت فرمود، افضل اعمال چیست؟
اعرابی عرض کرد، ایمان به خداوند.
چه چیز، مردم را از هلاکت رهایی می بخشد؟
توکل و اعتماد بر خدای تعالی.
زینت آدمی در چیست؟
دانشی که همراه با حلم و بردباری باشد.
امام (ع) فرمود، چنانچه به این فضیلت دست نیابد؟
وی پاسخ داد، مالی که توأم با مروت و جوانمردی باشد.
فرمود، چنانچه از این زینت نیز محروم باشد؟ عرض کرد، فقر و پریشانی، همراه با صبر و شکیبایی.فرمود، اگر این صفت در وجود وی نباشد؟ مرد عرب گفت، در این صورت، صاعقه ای از آسمان فرود آید و او را بسوزاند، که شایسته بیش از آن نیست.
پس حضرت بخندید و کیسه ای که هزار دینار داشت همراه با انگشتری خود که ارزش نگین آن به دویست درهم می رسید به وی عطا کرد و به او فرمود: هزار دینار برای ادای قرض خود و دویست درهم را برای هزینه زندگی خود صرف کن.
مرد اعرابی آنها را بگرفت در حالی که این آیه را تلاوت می کرد: (الله اعلم حیث یجعل رسالته)، خدا بهتر داند که پیغمبری خود را چگونه قرار دهد.
در، تحف العقول، آمده است که: مردی به خدمت امام حسین (ع) آمد و از وی کمک خواست.آن حضرت به وی گفت، سؤال تنها در سه مورد ممکن است جایز باشد، و آن به وقتی است که وام سنگینی بر عهده شخص بوده یا بسیار فقیر باشد و دیگر در موقعی که شخص دیه ای را بر عهده گرفته است.
و نیز در کتاب مزبور آمده است که: مردی از انصار به ملاقات امام (ع) آمد و درخواست حاجت کرد.حضرت فرمود، ای مرد انصاری به خاطر بیان حاجت آبروی خود را مریز.نیاز خود را در نامه ای بنویس و برای من بفرست.انشاء الله خواسته تو را بر خواهم آورد.مرد سائل در نامه ای حاجت خود را به این شرح بیان داشت:
ای ابا عبد الله، من به فلان شخص پانصد دینار بدهکارم و او همچنان درخواست طلب خود را دارد.از او بخواهید به من فرصت دهد تا گشایشی در کارم پیدا شود.
همین که امام حسین (ع) نامه او را بخواند به خانه رفت و کیسه ای که محتوی هزار دینار بود، بیاورد و به وی بخشید و فرمود: پانصد دی
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
