اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل هدایت به امر در تفسیر المیزان
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 64
فرمت فایل پاورپوینت
با فایل فایل پاورپوینت کامل هدایت به امر در تفسیر المیزان یک ارائهی بینقص بسازید!
پاورپوینتی زیبا و کاربردی:
فایل فایل پاورپوینت کامل هدایت به امر در تفسیر المیزان شامل 62 اسلاید کاملاً حرفهای و چشمنواز است که برای ارائهی مستقیم یا چاپ آماده شدهاند.
آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل هدایت به امر در تفسیر المیزان را متمایز میکند:
- طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل هدایت به امر در تفسیر المیزان با ترکیب رنگها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک میکند.
- کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل هدایت به امر در تفسیر المیزان بدون نیاز به ویرایشهای پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
- کیفیت بالا برای نمایش: همهی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.
ساختهشده با دقت و استانداردهای بالا:
فایل پاورپوینت کامل هدایت به امر در تفسیر المیزان با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچگونه بهمریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل هدایت به امر در تفسیر المیزان وجود ندارد.
تذکر:
در صورت مشاهدهی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخههای غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل هدایت به امر در تفسیر المیزان با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.
همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل هدایت به امر در تفسیر المیزان مخاطبهات رو تحت تاثیر قرار بده!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل هدایت به امر در تفسیر المیزان :
مرحوم علامه طباطبایی در تفسیر المیزان به طور مفصل راجع به امامت و معنای هدایت
به امر بحث کرده اند. ایشان ذیل آیه “و اذ ابتلی ابراهیم ربه بکلمات فاتمهن قال انی
جاعلک للناس اماما (بقره: ۱۲۴) به مناسبت واژه امام در این آیه بحث امامت را بسیار
دقیق آیه “و جعلنا هم ائمه یهدون بامرنا و اوحینا الیهم فعل الخیرات و اقام الصلوه
و ابناء الزکوه و کانوا لنا عابدین” بحث هدایت به امر را مطرح کرده اند و در این
بحث اشاره ای دارند به مباحث مربوط به آیه ۱۲۴ بقره. با عنایت به آیات شریفه مذکور
، نکاتی چند در اینجا بیان می شود: بد نیست من در ابتدا برخی از عبارات ایشان را
برای تبیین بهتر بحث اشاره کنم: ذیل” و جعلنا هم ائمه یهدون بامرنا” می فرمایند که
ضمیر در ” جعلنا هم” بر می گردد به سه نفر: حضرت ابراهیم و دو فرزندشان اسحق و
یعقوب)ع( چون در آیه قبل از این آیه آمده است: “و هبناله اسحاق و یعقوب نافله و
کلا” جعلنا صالحین” پس ضمیر در “جعلنا هم” یعنی حضرت ابراهیم و دو فرزندش که قدر
متیقن از ائمه هستند یعنی امامانی هستند که خدا می فرماید: “یهدون بامرنا” یعنی
اینها هدایت به امر می کنند.در این جا چون بحث ما بیشتر در مورد معنای هدایت به امر
است آن را بیشتر توضیح خواهم داد. بعد علامه می فرماید:”و ظاهر قوله ائمه یهدون
بامرنا، ان الهدایه بالامر یجری مجری المفسر لمعنی الامامه” عبارت “یهدون بامرنا ”
مفسر معنای امامت است و از این مطلب، ایشان نکته های زیادی استفاده کرده اند.
خداوند می فرماید ما اینها را امام قرار دادیم و معنای امام و امامت این است که
“یهدون بامرنا ” پس هدایت به امر همان معنای امامت است. بعد ایشان می فرمایند:” ان
هذه الهدایه المجعوله من شئون الامامه لیست هی بمعنی ارائه الطریق ” در اینجا بحثی
را مطرح می کنند که فرق نبوت با امامت چیست؟ می دانیم که حضرت ابراهیم نبی بود و به
مقام نبوت او را به مقام امامت رساند پس باید فرقی بین نبوت و امامت باشد. علامه
فرمود ه اند که نبوت به معنای ارائه طریق است و نبی کسی است که یتحمل النبا یعنی
خبر را از طریق فرشته وحی می گیرد و تلقی وحی می کند؛ پس نبی تلقی و تحمل نبا را به
عهده دارد: نبی یعنی متحمل نبا و نبا یعنی خبر. ولی امامت مقامی است فوق نبوت و
گرفتن نبا و اعطا این خبر به مردم! چون اعلام خبر به مردم به معنای ارائه طریق است،
یعنی نبی کسی است که وحی را دریافت می کند و بعد به مردم ابلاغ می کند. نبی می گوید
حلال و حرام خدا و صحیح و ناصحیح خدا همین هایی است که من در اختیار شما می گذارم و
او فقط راه ا از چاه مشخص می کند. پس کار نبی صرفا می شود ارائه طریق! ولی امام
علاوه بر ارائه طریق، واسطه تکوینی برای اعطاء فیوضات الهی به قلوب انسانهاست. برای
تبیین و تفهیم بهتر فرق بین معنای نبوت و امامت مثالی را ذکر می کنیم: چراغ و نور
افکن برای راننده اتومبیل فقط راه را نشان می دهد. چه چراغ اتومبیل باشد و چه چراغی
که توی جاده و توی خیابان نصب شده باشد . اینها راه را از چاه ممتاز می کنند، ولی
خود چراغ جاذبه ای ندارد که اتومبیل را به سمت راه- و نه چاه – جذب کند. حالا شما
فرض کنید چراغی را در جایی نصب کرده باشند که علاوه بر انرژی نورانی که دارد یک قوه
مغناطیسی هم داشته باشد که اگر یک اتومبیل خواست از مسیر منحرف شود بتواند آن را
جذبش کند یعنی آن را به داخل راه و جاده اصلی هل بدهد و نگذارد اتومبیل در چاه و
چاله بیافتد! در این صورت این چراغ دو کار می کند: هم ارائه طریق و هم جذب و
جلوگیری از سقوط. با توجه به این مثال می گوئیم امام کسی است که از حیث مقام امامت
عهده دار این کار دوم است، یعنی با قدرت ولایتی که دارد و از راه تصرفاتی که در جان
و قلب و نفوس انسانها دارد، آنها را از انحراف و سقوط باز می دارد نه این که صرفاً
ارائه طریق کند. بنابراین حاصل فرمایش علامه طباطبائی این است که امامت فوق نبوت و
فوق ارائه طریق است.
ایشان در بیان این که چرا هدایت به امر از شئون امامت است فرموده اند: “لان الله
سبحانه جعل ابراهیم اماما بعد جعله نبیا” این هم بحثی دارد که در جلد یک المیزان
بیشتر مطرح شده است. در آنجا ثابت می کنند که وقتی خداوند به حضرت ابراهیم ) می
فرماید:” انی جاعک للناس اماماً ” این در اواخر عمر ایشان بوده و حضرت ابراهیم )
مقام نبوت را دارا بوده اند و خود این مطلب چندین دلیل دارد: دلیل خیلی واضحش این
است که چون این اعطا امامت بعد از ابتلائات و آزمایشات سختی بوده و سختترین ابتلا
برای حضرت ابراهیم ) ذبح اسماعیل بود. و از طرف دیگر حضرت ابراهیم- بنا به نقل قرآن
– می فرماید: خدای را شکر می کنم که در پیری به من اسماعیل و اسحق را اعطا
کرد:”الحمد لله الذی وهب لی علی الکبر اسماعیل و اسحق، ان ربی لسمیع الدعا ” )
ابراهیم :۳۹ ) پس معلوم می شود که آزمایش ذبح اسماعیل در دوران کهولت و اواخر عمر
حضرت ابراهیم بوده است و چون مسأله ذبح اسماعیل بزرگترین آزمایش و ابتلا حضرت
ابراهیم بود و ایشان در این امتحان موفق شد، خداوند بعد از طی این مراحل او را به
مقام نبوت بود.
دلیل دیگر بر فرق امامت با نبوت این است که امامت اگر همان نبوت باشد، دیگر معنا
ندارد حضرت ابراهیمی که مقام امامت را دارا بوده است دوباره خداوند خطاب به ایشان
بفرماید: ” انی جاعک للناس اماماً ” اگر امامت همان نبوت و به معنای ارائه طریق
باشد، این تکرار، لغو و بی جاست بنابراین امامت غیر از نبوت است؛ نبوت صرفاً همان
هدایت است به معنای ارائه طریق علامه رحمه لله می فرمایند:” و لا تنفک النبوه عن
الهدایه بمعنی ارائه الطریق ” هدایت به معنای ارائه طریق همان نبوت است و نبوت جدای
از هدایت به معنای ارائه طریق نیست. سپس می فرمایند:” فلا یبقی للا مامه الا
الهدایه بمعنی الا یصال الی المطلوب” یعنی امامت یک نوع تحریک و ایصال مأموم است،
یک نوع هل دادن انسانها به سمت فلاح و رستگاری است و ایصال الی المطلوب یعنی رساندن
و واصل کردن” و هو نوع تصرف تکوینی فی النفوس” چون امام دارای ولایت است، نوعی تصرف
در دلها می کند و آنها را به سمت مطلوب می برد.
علاوه بر مثال سابق، می توانیم امام را تشبیه کنیم به یک آهن ربایی که دارای
میدان مغناطیسی است. اگر براده آهن توی این میدان قرار گیرد، این آهن ربا، یک اثر
تکوینی بر آن دارد و آن را به سمت خودش جذب می کند. میدانیم که تاثیر آهن ربا بر
براده آهن یک تاثیر تکوینی است به اعتباری و جعلی توضیح این که وقتی مثلا” یک رئیس
دستور می دهد به مرئوس و مرئوس می رود به دنبال اجرای اوامر رئیس، این تحریک بر
اساس یک امتیاز و قرار داد است که این رئیس است و دیگری مرئوس و لذاست که مرئوس
باید دستورش را اطاعت کند. اما یک وقت رابطه، رابطه تکوینی است و امامت از این قبیل
است. یعنی امام ولایتش برما ولایت اعتباری نیست، بلکه بک ولایت حقیقی مثل تاثیر آهن
ربا بر براده آهن در میدان مغناطیسی است! علامه می فرمایند: امامت نوعی تصرف تکوینی
در نفوس و در جانهای انسانها است، ” و هی نوع تصرف تکوینی فی النفوس لتسییرها فی
سیر الکمال و نقلها من موقف معنوی الی موقف آخر” تسییر از باب تفعیل به معنای راه
بردن است. یعنی در مسیر سوق دادن و سیر دادن، البته به صورت تکوینی، مثل این که شما
دست کسی را بگیرید و در راهی او را بکشید. امام هم نوعی کشش و جاذبه دارد که با آن
افراد را در مسیر هدایت راه می برد. نکته مهم این که هدایت امام و سیر دادنش مکانی
نیست بلکه از یک موقف معنوی است به یک موقف معنوی دیگر! یعنی امام به انسانها در
مراتب معنوی سیر استکمالی میدهد. علامه می فرمایند” و اذ کانت تصرفاً تکویناً و
عملاً و باطنییاً فالمراد بالامر الذی تکونوا بالهدایته لیس هو الامر التشریحی الا
اعتباری” یعنی چون این ولایت، یک تصرف تکوینی و یک عمل باطنی است و امام در جان
انسانها تکویناً این تاثیر را می گذارد، پس مراد از أمری هم که در آیه “و جعلنا هم
ائمه یهدون بامرنا” آمده ای امر تشریعی نیست . این امریست که تفسیر آن در آیه دیگری
است که می فرماید: “انمّا امره اذا اراد شیئا ان یقول له کن فیکون فسبحان الذی به
یدهی کل شی” )یس: ۸۳) علامه از این آیه استفاده کرده اند که “امر” در “یهدون به
امرنا” امر تکوینی است نه امر تشریعی که از طریق وحی ابلاغ می شود.
فرموده اند: ” فالمراد بالامر الذی تکون بالهدایت لیس هو الامر تشریعی الاعتباری
بل ما تسیره فی قوله: انما امره اذا اراد شیئاً ان یقول له کن فیکون فسبحان الذی
بیده ملکوت کل شی” علامه از همین جا استفاده دیگری هم کرده اند و می فرمایند که در
حقیقت امام به لحاظ مقام امامت کسی است که رابط و واسطه تکوینی است در هدایت انسان
امام به منزله مجرای فیض خدا در هدایت تکوینی انسانهاست . همان طور که در جای خودش
آمده که” به رزق الوری و به ثبتت الارض و السماء” یعنی “بندگان و مخلوقات به واسطه
امام است که روزی می خورند و به واسطه وجود امام است که آسمان و زمین ثبوت و قرار
دارند”، به لحاظ مقام امامت و ولایت، امام واسطه در هدایت تکوینیه انسان نیز
می باشد. گر چه طبق قاعده امکان اشراف تمام مخلوقات از کانال فیض وجودی امام که حجت
خدا در زمین است بهره مندند، اما انسان در امر هدایت و راهیابی از یک فیض ویژه
برخوردار است و آن این است که با جاذبه امام )ع( در مسیر هدایت راه برده
می شود.
بر اساس همین نکته، علامه می فرمایند بنابراین امام باید کسی باشد که به ملکوت
موجودات از جمله ملکوت انسان عالم باشد و در اینجا بحث جالبی دارند که”ملکوت کل شی”
یعنی چه؟ و خلاصه اش ای
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
