خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل اینترنت ،حوزه، فرهنگ
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل اینترنت ،حوزه، فرهنگ قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل دین، حوزه و رسانه های نوین
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل دین، حوزه و رسانه های نوین قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
03ساعت
30دقیقه
53ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل حوزه و سینما

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 73

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
3 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

فایل فایل پاورپوینت کامل حوزه و سینما شامل 120 اسلاید کاملاً حرفه‌ای و چشم‌نواز است که برای ارائه‌ی مستقیم یا چاپ آماده شده‌اند.

آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل حوزه و سینما را متمایز می‌کند:

فایل پاورپوینت کامل حوزه و سینما با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچ‌گونه بهم‌ریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل حوزه و سینما وجود ندارد.

در صورت مشاهده‌ی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخه‌های غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل حوزه و سینما با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.

همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل حوزه و سینما مخاطب‌هات رو تحت تاثیر قرار بده!

سیدعلیرضا جعفری

زیر نور ماه

نویسنده و کارگردان: سیدرضا میرکریمی

مشاور فیلمنامه: سیدناصر هاشم زاده

مدیر فیلمبرداری: حمید خضوعی ابیانه

تدوین: نازنین مفخم

موسیقی: محمدرضا علیقلی

صدابردار: محمد مختاری

صداگذاری و میکس: مسعود بهنام

منشی صحنه: رضا بهاری

طراح لباس و صحنه: رضا ترابی

مدیر تولید: جواد نوروزبیگی

بازیگران: حسین پرستار حامد رجبلی مهران رجبی و…

تهیه کننده: منوچهر محمدی

محصول: مؤسسه فرهنگی هنری فرادیس

سال تولید: ۱۳۷۹

بخش: سازمان توسعه سینمای سوره ۹۸ دقیقه

خلاصه داستان فیلم

طلبه ای جوان به نام سیدحسن، برای فراگیری دروس حوزه از روستا به شهر آمده، البته به امر پدر نه با میل باطنیِ خودش (چون خودش دوست داشته کشتی گیر شود)، و حالا بناست لباس روحانیت به تن کند و عمامه بگذارد. پدرش در نامه ای که برای او فرستاده، به او گوشزد می کند که وی باید آخوند دِه شود و مردم را به تکلیف خود آشنا کند اما سیدحسن در درون دچار تردید است. بالاخره تصمیم می گیرد، برود و پارچه های عمامه و قبا و عبا را از بازار بخرد و به خیاط بدهد تا برایش لباس روحانی بدوزد. در راه بازگشت از بازار توسط یک پسر بچه که آدامس می فروشد در یک چشم بهم زدن (در مترو) پارچه ها دزدیده می شود، روز بعد در خیابان، سیدحسن پسرک (معروف به جوجه) را می بیند و او را تعقیب می کند و بالاخره در می یابد که در زیر این آدامس ها، مواد مخدر رد و بدل می شود و جوجه، واسطه ای بیش نیست. کم کم با آدم های زیر پل و خواهر این پسرک آشنا می شود که هر کدام مسائل و مشکلات مربوط به خود را دارند. خواهر جوجه به ناچار تن به خودفروشی داده و خود را آلوده کرده؛ سیدحسن با همه آن ها آشنا می شود. او به درک تازه ای از مسائل و مشکلات جامعه رسیده است؛ فقر و فساد را لمس می کند و کتاب های خود را برای تهیه یک غذای گرم برای آن ها می فروشد و بالاخره خواهر جوجه را که از کرده خود پشیمان شده و به قصد خودکشی قرص خورده و از دنیا و آخرت خود مأیوس شده، به بیمارستان می رساند. و همین دختر است که در نهایت، لباس های او را به مدرسه علمیه می آورد و به وی پس می دهد و او هم این هدیه را به فال نیک می گیرد و عمامه گذاری می کند و در پایان فیلم او را می بینیم که با لباس روحانی، کنار جوجه که اکنون در دارالتأدیب نگهداری می شود، نشسته و او را برای یک زندگی روشن و پر از امید و صفا راهنمایی می کند.

پیش از پرداختن به تحلیل فیلم، تذکر چند نکته خالی از لطف نیست:

۱ روحانیت ادامه دهنده رسالت پیامبران و امامان معصوم علیهم السلام می باشند و در راه بیان و اجرای احکام الهی در طول تاریخ، پیشتاز بوده اند و از جان خود مایه گذاشته اند و به علت همین پایبندی همواره مورد تهدید و اهانت دشمنان دین قرار داشته اند.

در اصول کافی از امام صادق علیه السلام نقل شده است که فرمودند: «علما وارثان پیغمبران هستند»(۱)

اما از همان ابتدا بوده اند افرادی روحانی نما که ضربه های بزرگی به پیکره روحانیت وارد می کردند. در حدیثی از رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم می خوانیم که آن حضرت فرمود: «خداوند به یکی از پیامبران وحی کرد که بگو به آن علمایی که علم را برای غیر دین یاد می گیرند و برای عمل فرا نمی گیرند و به عمل آخرت، دنیا را طلب می کنند، برای گول زدن مردم لباس میش ها به تن می کنند، ولی قلب هایشان قلب گرگ است، زبانشان شیرین تر از عسل است و کردارشان تلخ تر از صبر(۲). می خواهند مرا فریب دهند و دین مرا به سخریه بگیرند. آن چنان اینان را آزمایش کنم که حکیمان و عاقلان شما در حیرت بمانند.»(۳)

و هم چنین فرمودند: «مَثَل آن کسی که علم بیاموزد و عمل نکند مانند چراغی است که روشنایی به دیگران می دهد ولی خودش می سوزد و نابود می شود.»

و هم چنین فرمودند: «دو گروه پشت مرا شکستند؛ یکی عالم بی بند و بار و دیگری جاهل خشکه مقدس و نادان.»(۴)

در روایتی دیگر، امام صادق علیه السلام از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم نقل می کند که آن حضرت فرمود: «فقها و عالمان دین تا آن زمانی که دل به دنیا نداده اند امین پیامبرانند.»(۵)

حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام نیز می فرمود: «کتاب تورات با پنج کلمه ختم شده است که من دوست دارم هر روز صبح آن ها را مطالعه کنم و اولین آن پنج کلمه این است که: عالمی که به علمش عمل نکند، با شیطان برابر است.»(۶)

در حدیثی بسیار زیبا از رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم می خوانیم: «بدترین بدها عالم بد است و خوب ترین خوب ها عالم خوب است. علما دو گروهند: گروهی که به علم خود عمل می کنند، این ها اهل نجات هستند و گروهی که به علم خود عمل نمی کنند که هلاکت نصیب این هاست و از بدی بوی عالم بی عمل، اهل جهنم در اذیت می باشند. آن که حسرت و افسوسش از همه اهل جهنم بیش تر است عالمی است که دعوت به خدا کرده و مردم دعوتش را پذیرفته و با کارهای نیک خود وارد بهشت می شوند ولی خودش به خاطر عمل نکردن، به دوزخ می افتد.»(۷)

۲ با توجه به مطالب گذشته بدون هیچ شک و شبهه ای، در زمان ما جایگاه روحانیت هم چنان رفیع است و روی چشم اهل ایمان جا دارد. اما انتقادها متوجه روش و مَنشی است که گاه در برخی از روحانیون دیده می شود؛ این عده هستند که ضربه به روحانیت می زنند، نه آن ها که انتقاد دارند. انتقاد اگر از سَرِ دلسوزی باشد، نه از روی کینه توزی، بسیار مفید است و برای رفع آن عیوب باید اقدام کرد، نه این که نقد کننده را با برچسب های مختلف طرد نمود.

۳ حوزه با این نگاه که فیلمساز، خواسته است از آینه «زیر نور ماه» منعکس کننده نقد مردم نسبت به روحانیت باشد، بایستی با دیده احترام به آن نگاه کند و سعی نماید معایب را اصلاح کند و به بالندگی و شکوفایی آن سازمان مقدس همت گمارد.

درباره فیلم

ظاهرا میرکریمی برای اولین بار بوده که به این صورت فیلمی ساخته با این سوژه بکر و ایده نو وتمی بسیار حساس و حساسیت برانگیز. اصولاً مضمون، لایه اصلی و زیرین یک اثر هنری محسوب می شود، این مضمون بدیع و جذاب است که می تواند یک فیلمنامه خوب و سپس یک فیلم زیبا را بسازد و طبیعی است که مورد استقبال قرار گیرد. منوچهر محمدی (تهیه کننده) طرحی را برای یک مجموعه تلویزیونی پیشنهاد کرده بود که شخصیت اصلی آن را یک روحانی بازی می کرد و به دلایلی تهیه و تولید آن سریال انجام نمی شود، اما چون میرکریمی هنوز در حال و هوای آن طرح باقی مانده بود لذا با همان ذهنیت، طرح دیگری را برای یک کار سینمایی تدارک می بیند. تحقیق و نگارش، حدود شش ماه طول می کشد و بر اساس اهدافی که فیلمساز دنبال می کرد، جزئیات، افراد و لوکیشن ها شکل می گیرند و کم کم فیلمنامه حاضر می شود. بر اساس گفته کارگردان، روالی که این فیلم طی کرد یک روال عادی و معمولی نبود، بعضی وقت ها ابتدا و انتهای فیلم شکل می گرفت و میانه اش هنوز نوشته نشده بود که با این تحقیقات، اندک اندک شکل می گرفت. او دنبال شخصیت هایی بود که هر کدام از آن ها نماینده ای برای نوع تفکراتی که می خواسته، باشند. به همین دلیل آدم های مختلفی در فیلم جمع شدند و شخصیت ها شکل گرفتند و ارتباط میان آن ها هم مشخص شد.

میرکریمی در این فیلم می خواهد یک نگاه واقع بینانه به جامعه بیندازد با یک مضمون اجتماعی انتقادی از یک قشر خاص جامعه؛ او می خواهد بگوید که یک کلیت را نمی شود به خاطر یک مصداق از بین برد و یک کلیت را نمی شود به خاطر یک مصداق، کورکورانه حمایت نمود.

تا حال حاضر روحانی در فیلم ها به این صورت بود که تصوری ما فوق انسان های عادی از آن ها در ذهن مخاطب نقش می بست. اما در «زیر نور ماه» شخصیت اصلی فیلم، آدمی زمینی است که با تکلیف پدر از روستا به شهر آمده تا روحانی بزرگی شود. ولی با همه این ها او آدم پاکی است که همین صفا و پاکی او موجب نجاتش می شود.

* * *

میرکریمی در این فیلم می خواهد یک مفهوم کلی را القا کند و آن اینکه همه آدم ها بالقوه مؤمن هستند، حتی اگر جایگاه اجتماعی شان در پست ترین نقطه باشد، باز آن ها در یک قدمی خدا هستند.

میرکریمی می خواهد به روحانیت گوشزد کند که باید به این دید به تبلیغ دین خدا بپردازند.

میرکریمی اصولاً ضد قهرمان را قبول ندارد؛ او می گوید: «یک وقت هست من می خواهم نبرد دو تفکر را نشان بدهم، بعد یکی از آن ها را غالب کنم. وقتی بحث تفکر است، اشخاص زیاد مهم نیستند؛ یعنی شما لازم نیست یک آدم را مصداق قرار بدهید و بکوبید؛ به نظر من باید منصف باشید و آن آدم را در تفکر غلطش با حسن نیت نشان بدهید. ما با اشخاص دعوا نداریم، با تفکراتشان مشکل داریم. به خاطر همین، اکثر آدم هایی که در فیلم وجود دارند، به نوعی مربوط به جامعه خودمان می شوند. احساس کردم همه این ها به نوعی خودی هستند، یعنی بر اساس همان تفکر که همه بالقوه مؤمنند. برای همین صرفا نشان دادن یک آدم در «زیر نور ماه» نقض غرض است. من حتی مدیر مدرسه را خیلی آدم دوست داشتنی دیدم؛ آدمی که دوست دارد خدمتی بکند ولی راه را غلط می رود و تفکرش اشتباه است. من با تفکرش مشکل دارم، با خودش مشکل ندارم.»

ما در این فیلم حتی دزد و فاحشه را آدم های زشتی نمی بینیم؛ رابطه آن ها با خدا اگر از رابطه طلبه جوان (سیدحسن) بیش تر نباشد،کم ترنیست و اصلاً همین ارتباط آن ها باخداست که سیدحسن را تکان می دهد و از تردید به یقین می رساند.

***

یکی از ویژگی های میرکریمی در ساخت «زیر نور ماه» استفاده از تکنیک ساده است. او معتقد است که با کم ترین رفتار و حرکات دست و صورت هم می توان مفاهیم را منتقل نمود. او نمی خواهد دوربینش بی جهت شروع به حرکت کند، به نظر او با حرکت و تأکید دوربینی، به تماشاگر این حس دست می دهد که چیزی می خواهد به او دیکته شود.

میرکریمی نمی تواند منکر شود که از سبک کیارستمی بهره جسته است اما می گوید تفاوت سینمای او با سینمای کیارستمی در این است که وی بر خلاف کیارستمی به شدت برای قصه اهمیت قائل است و برای مخاطب بیش تر ازقصه! یعنی باید فیلم برای عامه مورد پسند باشد، نه عده خاصی.

***

فیلم می خواهد بگوید ارتباط بین انسان و خدا قابل برقراری است، در هر حالی و در هر شکلی و با هر اندازه گناهی که فرد مرتکب شده باشد. این یک پیام روحبخش و امیدوار کننده است برای همه انسان ها. راهی که خیلی ها بر عکس آن را معتقدند؛ فکر می کنند اگر کسی یک گناه مرتکب شد، دیگر بین او و خدا رابطه ای برقرار نخواهد گشت.

این داستان جالب است، توجه فرمایید: «از امام باقر علیه السلام یا امام صادق علیه السلام روایت شده که دو مرد به مسجد رفتند، یکی عابد بود و دیگری فاسق. وقتی از مسجد بیرون آمدند، آن که فاسق بود به مقام صدّیقین رسیده بود و آن که عابد بود، فاسق شده بود! چرا؟ به خاطر این که آن عابد به عبادت خود نازید و او را عجب فرا گرفت ولی آن فاسق وقتی وارد مسجد شد از گناهانش شرمسار و سرافکنده گشت و از خدا با تمام وجود عذر خواست.»

خداوند در قرآن خطاب به پیامبرش می فرماید: «هنگامی که بندگان من از تو درباره من سؤال کنند، (بگو) من نزدیکم! دعای دعا کننده را به هنگامی که مرا می خواند پاسخ می گویم، پس آن ها باید دعوت مرا بپذیرند و به من ایمان آورند تا به مقصد رسند.» (۸)

حضرت امام خمینی قدس سره از استاد عرفان خود آیه اللّه شاه آبادی مطلب جالبی را نقل کرده اند؛ ایشان در کتاب شرح چهل حدیث چنین می نویسند:

«شیخ جلیل ما، عارف کامل، شاه آبادی روحی فداه می فرمودند: تعییر (و عیب جویی) به کافر نیز نکنید در قلب، شاید نور فطرتش او را هدایت کند، و این تعییر و سرزنش کار شما را منجر به سوء عاقبت کند. امر به معروف و نهی از منکر غیر از تعییر قلبی است. بلکه می فرمودند کفاری که معلوم نیست با حال کفر از این عالم منتقل شدند، لعن نکنید، شاید در حال رفتن هدایت شده باشند و روحانیت آن ها مانع از ترقیات شما شود.»(۹)

***

ممکن است از برخی مقاطع فیلم چنین برداشت شود که ظواهر شرعی مهم نیست؛ باید به باطن پرداخت، مثلاً مهم نیست که خانمی موهایش بیرون باشد، باید دلش پاک باشد و یا این که در حوزه، دعای جوشن کبیر را آن طلبه جامع المقدمات خوان، می خواند و در مقابلش آن گدا در زیر پل برای خدا، نامه می نویسد. ببینید؛ هر دو مهم است و مهم تر از ظواهر شرع، باطن و حقیقت احکام شرع می باشد. نمی شود گفت که موهای زن بیرون باشد و همین که دلش پاک بود کافی است، نه. دل که باید پاک باشد، علاوه بر آن ظاهر را هم باید طبق شرع و دین اسلام و آن طوری که خدا خواسته رعایت نمود. این رعایت ظواهر شرع، فقط مربوط به فقها و مراجع و مقلدین آن ها نیست ؛ شما توجه کنید حتی آن ها که عارف بودند و به باطن می پرداختند، ظواهر شرع را خیلی دقیق مراعات می کردند: «آورده اند که یک روز به «بایزید بسطامی» خبر دادند که عارفی بزرگ وارد بسطام گردیده و فردا برای ملاقات با او به مسجد جامع بسطام خواهد آمد. روز بعد بایزید بسطامی برای دیدار آن مرد، به سوی مسجد جامع رفت و زودتر از مرد عارف وارد مسجد شد. بعد از ساعتی، آن عارف قدم به مسجد نهاد و بایزید بسطامی تا او را دید، به راه افتاد که به خانه خود مراجعت کند. مریدان بایزید حیرت زده از او پرسیدند: کجا می روی؟… این مرد برای دیدار تو به مسجد آمده است. بایزید بسطامی گفت: این مرد که دیگران عارفش می خوانند، به قدری نسبت به دستورهای شرع اسلام بی اعتناست که وقتی وارد مسجد شد، من دیدم که پای چپ خود را اول وارد مسجد کرد، در صورتی که یک مسلمان وقتی وارد مسجدی می شود، باید اوّل پای راست را وارد مسجد نماید و من به عارفی که این اندازه نسبت به دستورهای شرعی بی اعتنا باشد، کاری ندارم.»(۱۰)

***

در فیلم، روحانیت نیز بخشی از جامعه معرفی می شود که متأثر از ارتباط با بخش های دیگر است و کنش و واکنش آن مستقیما از دل جامعه جان می گیرد. از همان ابتدا شخصیت اصلی فیلم (طلبه ای که از روستا آمده و از قشر کم درآمد جامعه است) در دل تناقضات قدم می گذارد. مدیر سختگیر مدرسه علمیه که از دیدن یک مجله ورزشی در دست یک طلبه برآشفته می شود، می خواهد نحوه استفاده از موبایل (به عنوان نمادی تکنولوژیک) را یاد بگیرد، یعنی نفوذ شکاف تا اعماق سنت. این یک نوع شکاف؛ از طرف دیگر شکافِ عرضی هم وجود دارد که همان تقابل فقر و غناست. آدم های زیر پل، آدم های فقیری هستند که در کنار ثروتمندان شب را به روز می آورند. فیلم می خواهد این شکاف ها را منعکس کند. فیلم می خواهد گوشزد کند که روحانیت باید با اجتماع تعامل داشته باشد تا بتواند وظیفه خویش را به نحو احسن انجام دهد. فیلم می خواهد بگوید تنها با دعای جوشن کبیر خواندن نمی توان درد مستمندان را درمان نمود، بلکه باید به یاری آن ها شتافت. علاوه بر این باید از آن بالا آمد پایین و کنار مردم نشست. سیدحسن در زیر پل بالاخره پس از مدتی تلاش و تقلا برای نزدیک شدن به آن گداها، با ادبیات آن ها آشنا می شود، یعنی باید مدتی با آن ها بُرخورد تا زبان آن ها را فهمید. اتفاقا همین نامه ای که آن ها به خدا می نویسند وقتی به دست دوستان سیدحسن می افتد، آن ها نمی توانند آن نامه را بفهمند، چون سوادش را ندارند و اتفاقا آن ها چیزهایی می دانند که به درد این زیر پلی ها نمی خورد. به این بیان حضرت امام خمینی قدس سره توجه کنید:

«شما نسل جوان حوزه های روحانیت باید زنده باشید و امر خدا را زنده نگه دارید. شما نسل جوانید؛ فکرتان را رشد و تکامل دهید. افکاری را که همه در اطراف حقایق و دقایق علوم دورمی زند، کنار بگذارید. چون این ریزبینی ها بسیاری از ما را از انجام مسؤولیت های خطیرمان دور نگه داشته است. به داد اسلام برسید و مسلمانان را از خطر نجات دهید؛ اسلام را دارند از بین می برند.»(۱۱)

آری، باید به جوانان نزدیک شد و تا دیر نشده آن ها را با مبانی حقیقی دین آشنا نمود تا به دامن فرهنگ های غیر دینی پناه نبرند.

میرکریمی این تقابل را خیلی خوب و زیبا از آب در آورده. در فیلم، مدیر مدرسه فردی معرفی می شود که تاب دیدن یک مجله ورزشی را دردست سیدحسن ندارد.به نوعی فیلم به ماالقامی کند که روحانیت به نیازهای جوانان توجهی نمی کند. ببینید، افراط و تفریط مسأله ای است که در هر موضوعی که وارد شود، نتیجه ای جز شکست نخواهد داشت. یک طلبه مانند هر دانشجوی دیگری نیازهای مختلف روحی و فیزیولوژیکی دارد و هر کدام باید به نحو مقتضی و مناسب پاسخ داده شوند، در غیر این صورت انسانِ تک بعدی خواهیم داشت که نه تنها خودش را نمی تواند مدیریت کند، بلکه جامعه هم از نوع مدیریتِ او به ستوه خواهد آمد. و اصولاً همین تفکر غلط است که موجب عدم ارتباط روحانیت با جوانان خواهد شد. روحانیت اگر نتواند نیازهای جوانان را بشناسد، چگونه می خواهد به آن ها پاسخ دهد؟!

از طرف دیگر این که یک روحانی اگر فکر کند که فقط خودش راه صحیح را می رود و بقیه همه به راه باطل می روند، واقعا واویلاست. یک روحانی اگر به بالاترین مدارج علمی برسد و فقیه خوبی هم بشود، نباید چنین فکری داشته باشد؛ چون شاید دیگران واقعا و از ته دل خدا را یافته باشند و این آقا فقط به ظواهر رسیده باشد. این جملات امام تکان دهنده است، ببینید: «ای عزیز، این قدر لاف خدا مزن! این قدر دعوی حب خدا مکن. ای عارف، ای صوفی، ای حکیم، ای مجاهد، ای مرتاض، ای فقیه، ای مؤمن، ای مقدس، ای بیچاره های گرفتار، ای بدبخت های دچار مکاید نفس و هوای آن، ای بیچاره های گرفتار آمال و امانی و حب نفس، همه بیچاره هستید! همه از خلوص و خدا خواهی فرسنگ ها دورید. این قدر حسن ظن به خودتان نداشته باشید. این قدر عشوه و تدلل نکنید. از قلوب خود بپرسید، ببینید خدا را می جوید یا خودخواه است؟ موحد است و یکی طلب یا مشرک است؟ پس این عُجب ها یعنی چه؟ این قدر به عمل بالیدن چه معنی دارد؟…(۱۲)

***

یکی از انتقادات فیلم به شیوه آموزش در حوزه، همان حالت جمود و تحجر است که سازگار و متناسب با نیازهای جامعه نیست و اتفاقا حرف درستی هم هست. ببینید، اسلام ذاتا مدرن است، مترقی است. ما یک سلسله اصول داریم که ثابت هستند ولی یک سری از احکام و مقررات شرعی جنبه موقتی دارند و با تغییر روش های زندگی، تغییر می کنند.

حوزه برای رسیدن به اهداف والا و با ارزش حضرت امام باید راه طولانی و سختی را بپیماید و سدهای باقیمانده از تفکرات اهل جمود و تحجر را در هم فرو ریزد. طنین این کلام امام، همیشه در گوش طلاب جوان و آگاه و انقلابی وجود دارد و این سخن دردمندانه آن یگانه دهر همیشه درقلب و دل آنان ثبت شده است که: «خون دلی که پدر پیرتان از این دسته متحجر خورده است، هرگز از فشار و سختی های دیگران نخورده است.»(۱۳)

و یا می فرمود: «برای طلاب جوان ترسیم شود… که چگونه در دوران وانفسای نفوذ مقدسین نافهم و ساده لوحان بی سواد، عده ای کمر همت بسته اند و برای نجات اسلام و حوزه و روحانیت، از جان و آبرو سرمایه گذاشته اند.»(۱۴)

حضرت امام در پاسخ به نامه یکی از اساتید محترم حوزه (که تحت تأثیر همین مقدسین نافهم قرار گرفته بود و اشکالی به امام کرده بود) می نویسد: «بنابر نوشته جناب عالی زکات تنها برای مصارف فقرا و سایر اموری است که ذکرش رفته است و اکنون که مصارف به صدها مقابل آن رسیده است، راهی نیست. و «رهان» در سَبق و رِمایه مختص است به تیر و کمان و اسب دوانی و امثال آن که در جنگ های سابق به کار گرفته می شده است و امروز هم تنها در همان موارد است. و انفال که بر شیعیان تحلیل شده است، امروز هم شیعیان می توانند بدون هیچ مانعی با ماشین های کذایی جنگل ها را از بین ببرند و آن چه را که باعث حفظ و سلامت محیط زیست است، نابود کنند و جان میلیون ها انسان را به خطر بیندازند و هیچ کس هم حق نداشته باشد مانع آن ها باشد. منازل و مساجدی که درخیابان کشی ها برای حل معضل ترافیک و حفظ جان هزاران نفر مورد احتیاج است، نباید تخریب گردد و امثال آن و بالجمله آن گونه که جناب عالی از اخبار و روایات برداشت دارید، تمدن جدید بکلی باید از بین برود و مردم، کوخ نشین بوده و یا برای همیشه در صحراها زندگی نمایند.»(۱۵)

همان طور که می دانید، درباره شطرنج از حضرت امام سؤالی شده بود که:اگرشطرنج،آلات قماربودن خود را بطور کلی از دست داده باشد و چون امروز تنها به عنوان یک ورزش فکری از آن استفاده گردد، بازی با آن چه صورتی دارد؟ حضرت امام درپاسخ گفته بودند: «برفرض مذکور اگر برد و باختی در بین نباشد، اشکال ندارد.»(۱۶)

اما عده ای از همان متحجرین که واقعا دل امام را خون کردند، بر آشفتند و یکی از شاگردانشان را تحریک نمودند و ایشان هم در نامه ای از حضرت امام گله کردند. امام در پاسخ او پس از بیان مطالبی نوشتند: «شما را نصیحت پدرانه می کنم که سعی کنید تنها خدا را در نظر بگیرید و تحت تأثیر مقدس نماها و آخوندهای بی سواد واقع نشوید، چرا که اگر بناست با اعلام و نشر حکم خدا به مقام و موقعیتمان نزد مقدس نماهای احمق و آخوندهای بی سواد صدمه ای بخورد، بگذارید هر چه بیش تر بخورد.»(۱۷)

ایشان در جواب نامه دوم به همان شخص می نویسد: «… ما باید سعی کنیم تا حصارهای جهل و خرافه را شکسته تابه سرچشمه زلال اسلام ناب محمدی صلی الله علیه و آله وسلم برسیم و امروز غریب ترین چیزها در دنیا همین اسلام است و نجات آن قربانی می خواهد و دعا کنید من نیز یکی از قربانی های آن گردم.»(۱۸)

حضرت امام معتقد بودند که مجتهد باید در متن حوادث و رویدادها قرار گیرد تا بتواند با درک نیازهای مختلف جامعه، بدان پاسخ لازم و کافی بدهد. ایشان در مواقع مختلف و مقاطع گوناگون به این نکته اساسی اشاره می کردند، از جمله در منشور برادری مواردی از موضوع های نیازمندِ پژوهش را چنین توضیح داده اند: «…(نیاز عملی به این بحث ها و مسائل است) مثلاً در مسأله مالکیت و محدوده آن، در مسائل پیچیده پول و ارز و بانکداری، در مالیات، در تجارت داخلی و خارجی، در مزارعه و مضاربه و اجاره و رهن، در حدود و دیات، در قوانین مدنی، در مسائل فرهنگی و برخورد با هنر به معنای اعم چون: عکاسی، نقاشی، مجسمه سازی، موسیقی، تئاتر، سینما، خوشنویسی و غیره، در حفظ محیط زیست و سالم سازی طبیعت و جلوگیری از قطع درخت ها حتی در منازل و املاک شخصی، در مسائل اطعمه و اشربه، در جلوگیری از موالید در صورت ضرورت و یاتعیین فواصل در موالید، در حل معضلات طبی همچون پیوند اعضای بدن انسان و غیر به انسان های دیگر، در مسأله معادن زیر زمینی و ملی، تغییر موضوع های حرام و حلال و توسیع و تضییق بعضی از احکام در ازمنه و امکنه مختلف، در مسائل حقوقی و حقوق بین المللی و تطبیق آن با احکام اسلام، نقش سازنده زن در جامعه اسلامی و نقش تخریبی آن در جوامع فاسد و غیر اسلامی، حدود آزادی فردی و اجتماعی، برخورد با کفر و شرک و التقاط و بلوک تابع کفر و شرک، چگونگی انجام فرایض در سیر هوایی و فضایی و حرکت بر خلاف جهت حرکت زمین یا موافق آن با سرعتی بیش از سرعت آن و یا در صعود مستقیم و خنثی کردن جاذبه زمین و مهم تر از همه این ها ؛ ترسیم و تعیین حاکمیت ولایت فقیه در حکومت وجامعه، که همه این ها گوشه ای از هزاران مسأله مورد ابتلای حکومت و مردم است که فقهای بزرگ درمورد آن ها بحث کرده اند و نظراتشان با یکدیگر مختلف است و اگر بعضی از مسائل در زمان های گذشته مطرح نبوده است و یا موضوع نداشته است، فقها امروز باید برای آن فکری بنمایند.»(۱۹)

و چه زیبا، حضرت امام در تذکری پدرانه به شورای محترم نگهبان می فرماید:

«یکی از مسائل مهم در دنیای پرآشوب کنونی، نقش زمان و مکان در اجتهاد و نوع تصمیم گیری هاست. حکومت، فلسفه عملی برخورد با شرک و کفر و معضلات داخلی و خارجی را تعیین می کند و این بحث های طلبگی مدارس که در چارچوب تئوری هاست، نه تنها قابل حل نیست، که ما را به این بن بست هایی می کشاند که منجر به نقض ظاهری قانون اساسی می گردد. شما در عین این که باید تمام توان خودتان را بگذارید که خلاف شرع صورت نگیرد و خدا آن روز را نیاورد، باید تمام سعی خودتان را بنمایید که خدای ناکرده اسلام در پیچ و خم های اقتصادی، نظامی، اجتماعی و سیاسی متهم به عدم قدرت اداره جهان نگردد.»(۲۰)

جوهره موضوع «زیر نور ماه» جنبه مذهبی دارد، چرا که به مسأله ایمان می پردازد، در شرایطی که مردم از فیلم های که با سوژه های تکراری (عشق سطحی دختر پسری) ساخته می شد، خسته شده بودند، ساخت این فیلم شانس بزرگی برای فیلمساز محسوب می شود که توانست مخاطبین زیادی را با انگیزه های متفاوت جذب نماید، میرکریمی با ساخت این فیلم می خواهد این مسأله را بزرگ نمایی کند که «چرا جامعه ما که ریشه مذهبی دارد، با بحران ایمان مواجه شده است؟» او معتقد است که مبانی اعتقاد دینی با مفاهیمی مثل شرک، دروغ، بی عدالتی و حتی عقب افتادگی سازگار نیست و وقتی این مفاهیم در جامعه گسترش می یابد و رونق می گیرد، طبعا بنیان های اعتقادی آن جامعه سست می شود و بحران ایمان شکل می گیرد.

میرکریمی در این فیلم می خواهد نشان دهد که ساز و کار رشد ایمان در این بحران، صداقت است. او علت این بحرا نایمان را در یکی نبودن حرف و عمل از مدعیان دینداری می داند.

وی انگشت روی قشر روحانیت می گذارد، به عنوان مذهبی ترین قشری که مسؤولیت هدایت مردم و گسترش ایمان آن ها بر دوش ایشان است.

***

فیلمساز می خواهد نشان دهد که هدایت مردم توسط روحانی به این نیست که در گوشه حجره اش بنشیند و از آن جا مردم را هدایت کند، بلکه باید بلند شود وبیاید توی مردم گناهکار. با آن ها نشست و برخاست داشته باشد، به درد دل آن ها گوش دهد، با آن ها چهار کلمه صحبت کند و ببیند اصلاً در ذهن آن ها چه می گذرد، تا این که کم کم یک کلمه به آن ها بیاموزد، نه این که به یکباره خط بطلان روی آن ها بکشد. از طرف دیگر، روحانیت در کنار اهمیت دادن به ظواهر شرع که مثلاً خانم ها حجاب را رعایت کنند، باید ریشه ای تر عمل کند، یعنی کاری کند که خانم ها به ماهیت حجاب پی ببرند تا خودبخود جلوه ظاهری اش که حفظ و رعایت حجاب است را خودشان از صمیم قلب انجام دهند، نه با زور و اجبار. و اصولاً یکی از مشکلات اصلی جامعه ما همین یکی نبودن ظاهر و باطن هاست؛ گاه می شود که اصلاً به یک سری مسائل معتقد نیستند اما برای این که موقعیت خود را در محیط کاری حفظ کرده باشند، به ظواهر شرع می پردازند. در حالی که باطن چیز دیگری است و این مسأله را ما در گذر دوره های مختلف تاریخ انقلاب، دیده ایم و لمس کرده ایم. متأسفانه اسم مسلمان روی ما هست در حالی که از واقعیت اسلام تهی گشته ایم. از دین جز پوسته ای برای خود برنداشته ایم و به مغز آن نرسیده ایم و این، نتیجه اش همین می شود که برخی از جوان ها از دین گریزان می شوند و از دین یک برداشت سطحی دارند و برای آن، جز محدودیت در همه زمینه ها تفسیر دیگری نخواهند داشت. اما آیا واقعا این همان دینی است که پیامبر عزیز ما با هزار خون دل آن را تبلیغ می کرد و بیش ترین یاران آن حضرت هم اتفاقا جوان های آن عصر بودند؟!

***

فیلمساز در این فیلم نمی خواهد بگوید بین دینداری و مدرنیته چالش است. او معتقد است مشکل اصلی، عدم پایبندی به اصول اسلام است. اگر واقعا دینداری شکل بگیرد، چالشی وجود نخواهد داشت. اگر واقعا تربیت دینی محقق شود، بحران ایمان روی نخواهد داد. مفاهیمی هم چون صداقت و یکی بودن حرف و عمل، ربطی به تغییر شرایط زندگی ندارد که با مدرنیزه شدن، آن مفاهیم کم رنگ شوند.

***

فیلم، فیلمی است اجتماعی که در جامعه جریان دارد.

روحانیت نقش مهمی در حیات اجتماعی جامعه ایفا می کند، زهد واقعا چیست؟ زهد اسلامی به قول شهید مطهری در عین این که مستلزم انتخاب زندگی ساده و بی تکلف است و بر اساس پرهیز از تنعم و تجمل و لذت گرایی است، در متن زندگی و در بطن روابط اجتماعی قرار دارد و عین جامعه گرایی است. برای خوب از عهده مسؤولیت ها برآمدن است و از مسؤولیت ها و تعهدهای اجتماعی سرچشمه می گیرد.

قبل از این مطلب می فرماید: «حقیقت این است که زهد اسلامی غیر از رهبانیت است. رهبانیت، بریدن از مردم و روآوردن به عبادت است. بر اساس این اندیشه که کار دنیا و آخرت از یکدیگر جداست؛ دو نوع کار بیگانه از هم است. از دو کار یکی را باید انتخاب کرد؛ یا باید به عبادت و ریاضت پرداخت تا در آن جهان به کار آید و یا باید متوجه زندگی و معاش بود تا در این جهان به کار آید.»

آن شهید عزیز و روحانی متعهدی که به نیازهای مردم زمانش می اندیشید و از کنج حجره اش به درآمده بود و در میان مردم کوچه و بازار و در دانشگاه ها روشنگری می کرد، می گوید: «فلسفه زهد در اسلام آن چیزی نیست ک

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.