اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل سرشت انسان؛ خیر یا شر؟
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 73
فرمت فایل پاورپوینت
ارائهی فایل پاورپوینت کامل سرشت انسان؛ خیر یا شر؟ – تجربهای خاص و متمایز!
پاورپوینتی حرفهای و متفاوت:
فایل فایل پاورپوینت کامل سرشت انسان؛ خیر یا شر؟ شامل 81 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شدهاند.
ویژگیهای برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل سرشت انسان؛ خیر یا شر؟:
- طراحی خلاقانه و حرفهای: فایل فایل پاورپوینت کامل سرشت انسان؛ خیر یا شر؟ به شما این امکان را میدهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیرهکننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
- سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل سرشت انسان؛ خیر یا شر؟ به گونهای طراحی شدهاند که استفاده از آنها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
- آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل سرشت انسان؛ خیر یا شر؟ با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.
کیفیت تضمینشده با دقت بالا:
فایل فایل پاورپوینت کامل سرشت انسان؛ خیر یا شر؟ با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهمریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بینقص و حرفهای هستند.
نکته مهم:
هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخههای غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل سرشت انسان؛ خیر یا شر؟ با دقت و حرفهای تنظیم شده است.
همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل سرشت انسان؛ خیر یا شر؟ را دانلود کنید و ارائهای حرفهای و تأثیرگذار داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل سرشت انسان؛ خیر یا شر؟ :
چکیده
این نوشتار به بررسی سرشت انسان می پردازد و درصدد یافتن پاسخی به این سؤال است که آیا گرایش به شر در سرشت انسان وجود دارد؟ پس از طرح چند دیدگاه و پاسخ های داده شده به سؤال مزبور، به بررسی طینت و شخصیت انسان می پردازد و با اثبات و تبیین تفاوت انسان ها در طینت و شخصیت و بررسی میزان این تفاوت ها، به این نتیجه می رسد که انسان ها همان گونه که در صفات جسمی و روانی متفاوت هستند، در میزان گرایش به شر یا خیر نیز متفاوتند.
به نظر نگارنده، عدم توجه به اختلاف سرشت ها و بیان یک حکم کلی در مورد همه انسان ها نه تنها از ابهام مسئله کم نخواهد کرد، بلکه موجب گره خوردن مباحث مربوط می شود.
مقاله در ادامه به بررسی علل و عوامل تفاوت سرشت ها و بررسی ثبات شخصیت پرداخته و در پایان نیز با طرح دو نکته به دو سؤال مقدّر پاسخ گفته و جایگاه «اختیار» و «بداء» را مشخص می کند.
مقدّمه
درباره گرایش یا عدم گرایش انسان به شرور، دیدگاه های متفاوتی مطرح گردیده اند:
الف. برخی معتقدند: انسان گرایش به خیر و کمال مطلق دارد و هرچند خداوند فجور و تقوا را به او الهام کرده، اما تمایل او به تقواست و او به نیکی ها گرایش دارد، مگر آن که محیط خانواده و تربیت غلط او را به سمت فجور بکشانند، که این نوعی انحراف از فطرت و تحمیل بر حقیقت اوست. پس انسان فطرتا متمایل به حق است و گرایش باطل تحت تأثیر شرایط بر او عارض می شود.(۱)
طبق این دیدگاه، اگر انسان تحت تربیت غلط قرار نگیرد و محیط و خانواده او را به سمت فجور نکشند، انسان به طور فطری، راه خیر و سعادت را طی خواهد کرد و همواره نیکی ها را برخواهد گزید.
انسان گرایان (همانند مازلو، راجرز) می گویند: انسان استعداد خوب بودن و خوب شدن دارد و اگر نیازهای اجتماعی یا تصمیم های نادرست او دخالت نکنند، خوبی او خود را نشان خواهد داد.(۲)
رمانتیست ها (همانند روسو) نیز معتقدند: انسان از بدو تولد صاحب یک خوبی طبیعی است و هر عمل بدی که انجام می دهد ناشی از شرایط اجتماعی مخرّب است، نه ناشی از چیزی در ذات خود او.(۳)
ب. عده ای دیگر انسان را این چنین توصیف می کنند که هرچند انسان مورد تکریم خداوند است (و لقد کرّمنا بنی آدم «اسراء: ۷۰») اما با این حال، خداوند او را موجودی هلوع، جزوع، منوع، ضعیف و عجول نامیده و این اوصاف ذاتی انسان هستند، نه عارض بر او؛ زندگی، اجتماع و محیط این اوصاف را در او ایجاد نمی کنند، بلکه او این گونه آفریده شده است. اینان علاوه بر آیات قرآن، سیر تاریخ طبیعی انسان را گواه مدعای خود می دانند و می گویند: تاریخ نشان می دهد که پرونده انسان مالامال از سیاهی، تباهی، کج روی و مخالفت و عصیان در برابر حق می باشد.
و از سوی دیگر، گرایش به حق، فداکاری، عدالت خواهی و عشق به نیکی ها هم همواره در نهاد انسان وجود داشته است. با این وصف، نمی توان همه بدی های انسان را معلول محیط، خانواده و جامعه دانست و معتقد شد که انسان موجودی پاک و فرشته خو وارد این عالم می شود، اما جامعه او را آلوده می سازد؛ چرا که جامعه چیزی نیست جز افراد انسان ها، و تاریخ عرصه تجلی طبایع انسانی است، هم در جنبه نیکی ها و هم در جنبه شرور.(۴)
مطابق دیدگاه مزبور، انسان دارای دو نوع گرایش می باشد: گرایش های متعالی و گرایش های پست، و به عبارت دیگر، گرایش به شر و گرایش به خیر.(۵)
برخی از اندیشمندان نیز انسان را دارای دو «من» یکی «مَن» متعالی و علوی و دیگری «من» سفلی می دانند و بر همین اساس، گرایش های انسان را به دو قسم گرایش های مقدّس و گرایش های با محوریت «من» تقسیم می کنند. گرایش های مقدّس را همان میل به خوبی، خیر، فضیلت، پرستش، حقیقت و زیبایی می دانند و گرایش های با محوریتی «من» را همان غرایز مشترک میان انسان و حیوان می دانند. البته در این تقسیم بندی، هیچ کدام از گرایش های منفی و ضدارزشی وجود ندارند.(۶)
رفتارگرایان (هچون واتسن، اسکینر) معتقدند: انسان دارای شخصیتی خنثا می باشد و ذاتا خوب یا بد نیست، بلکه محیط او را می سازد.
همچنین اگزیستانسیالیست ها (همانند سارتر) می گویند: انسان اساسا خوب یا بد نیست، هر عملی که انسان انجام می دهد، بر جوهرِ سرشت او اثر می گذارد. از این رو، اگر همه آدم ها خوب باشند، سرشت انسان نیز خوب است و به عکس.(۷)
ج. اما دیدگاه کاملاً متفاوتی نیز در مورد انسان مطرح شده است. در این دیدگاه، انسان موجودی منفعت طلب، لذت جو، شرور و در نهایت، گرگ معرفی شده است. غرایزی مثل غریزه جنسی و پرخاشگری به او سرشتی اهریمنی داده است و تنها قراردادهای اجتماعی و زنجیر قانون توان مهار کردن او را دارد.(۸)
جالب است که در همه این دیدگاه های متضاد، آنچه دلیل مدعا می باشد عبارت است از: مشاهدات تجربی و تاریخی (در انسان تجربی)، دریافت های شهودی و عقلی (در انسان شناسی عرفانی و فلسفی)، متون مقدّس (در انسان شناسی دینی).
به نظر می رسد آنچه موجب اختلاف نظرها و گره خوردگی مسائل می شود، عدم توجه به اختلافات فراوان افراد بشر در گرایش ها و خصوصیات روحی و روانی می باشد. معمولاً درصددیم یک حکم کلی و قطعی برای همه انسان ها صادر کنیم. انسان ها یا گرایش به خیر دارند، یا گرایش به شر؛ در حالی که انسان ها در میزان گرایش های فطری هم یکسان نیستند. از این رو، پیش از آنکه به حکمی در مورد سرشت او بپردازیم، ابتدا باید به بررسی اختلاف سرشت ها و چگونگی و علل آن بپردازیم تا با جمع بندی نهایی، بتوانیم حکمی ارائه کنیم. البته ما به هیچ وجه درصدد انکار وجود سرشت و طینت مشترک در میان انسان ها نیستیم و با طرفداران افراطی اصالت جامعه مانند دورکیم و تاریخ گرایانی مانند جورج ویلهلم و فردریش هگلواگزیستانسیالیست هایی مثل سارتر، که وجود طبیعت مشترک میان انسان ها را انکار می کنند، به شدت مخالفیم. ما هرگز عناصر مشترک سرشت انسان ها مانند فطرت و ادراکات و گرایش های فطری را منکر نیستیم، اما باید توجه داشت که اولاً، انسان ها در میزان بهره مندی از این عناصر با هم متفاوتند؛ ثانیا، بسیاری از این عناصر فطری از مرحله تولد تا مراحل بعدی رشد به صورت بالقوّه در انسان وجود دارند و چه بسا اموری مانع شکوفایی و رشد این عناصر شوند.
سرشت و شخصیت
بحث از طبیعت و شخصیت انسان از مباحث مهم، جالب و گره گشا در معارف انسانی است. همچنین اثبات و تبیین تفاوت سرشت ها علاوه بر حلاوت و جذابیت خاص خود، نتایج علمی و عملی سودمندی در بسیاری از شاخه های علوم انسانی دارد.
این مباحث در انسان شناسی عرفانی و فلسفی، تحت عنوان «طینت»، و در انسان شناسی تجربی، با عنوان «شخصیت» از آن یاد می شود. البته بین آنچه روان شناسان تحت عنوان «شخصیت» ذکر می کنند، با طینت و سرشت مطرح شده در متون دینی و فلسفی تفاوت هایی وجود دارد. روان شناسان بیشتر به سطوح بیرونی روح آدمی، که همان پدیده های روانی مانند ذهن و توانایی های آن است، می پردازند و صفات شخصیتی مانند هیجان پذیری و مردم آمیزی را مورد مطالعه قرار می دهند، اما آنچه در متون دینی و فلسفی تحت عنوان «طینت» مطرح می گردد، زوایای عمیق تر روحی انسان می باشد که با کمال و نقص او و احیانا با سعادت و شقاوت او در ارتباط است؛ مانند کمال خواهی، گرایش به حق، پرستش و گرایش به خیر. می توان گفت: شخصیت مورد مطالعه در روان شناسی مرتبه نازل طینت می باشد. تفاوت دیگر اینکه ابزار شناخت در روان شناسی تجربی همان رفتار پیدا و نیمه پیدای آدمی است، اما طریقه راه یابی به طینت در مباحث دینی و فلسفی، اندیشه عقلانی و شهود عرفانی و وحیانی است.
جنبه های متفاوت بحث از سرشت انسان
بحث از سرشت انسان مانند دیگر مباحث انسان شناسی (همچون جبر و اختیار)، از دو جنبه طبیعی و ماورای طبیعی مورد توجه قرار می گیرد:
در جنبه طبیعی بحث، به ملاحظه طبیعت انسان و تفاوت های روانی و شخصیتی انسان ها پرداخته می شود؛ عوامل سازنده شخصیت افراد و تفاوت های روانی و علل این تفاوت ها در شاخه ای از روان شناسی به نام روان شناسی اختلافی یا روان شناسی تفاوت های فردی به طور جدّی مورد مطالعه و بررسی قرار گرفته اند. روش تحقیق نیز علمی و تجربی و بر اساس آزمایش بر روی افراد می باشد.
اما در جنبه ماورای طبیعی بحث، انسان به عنوان مخلوق خداوند، دارای روحی مجرّد و متافیزیکی مورد کنکاش قرار می گیرد و چگونگی تکوین و خلقت سرشت او تأثیر عوامل ماورای طبیعی در ایجاد اختلاف در روحیات و طینت ها مورد توجه قرار می گیرد.
نکته حایز اهمیت این است که در این گونه مباحث مهم انسان شناسی، جنبه طبیعی بحث از جهاتی حسّاس تر و با اهمیت تر از جنبه ماورای طبیعی آن است؛ چرا که در جنبه طبیعی بحث، همگان شرکت دارند. مربّی، روان شناس، جامعه شناس، قانونگذار و بسیاری دیگر با جنبه طبیعی این مسئله به نوعی سر و کار دارند و به نحوی از نتایج این مباحث به عنوان اصول و قوانینی در حیطه تخصص خود استفاده می کنند. از سوی دیگر، در بسیاری از موارد، راه یابی به جنبه ماورای طبیعی هم از همین مجرا خواهد بود.(۹) به عبارت دیگر، نتایج قطعی حاصل از آزمایش های علمی و تجربی و مشاهدات عینی در مورد خصوصیات روانی انسان وسیله ای برای راه یابی ما به مسائل ماورای طبیعی روح می گردد و ما را در فهم مطالب مطرح شده در انسان شناسی دینی و فلسفی کمک می کنند.
اختلاف سرشت ها
از یک منظر، مجموعه خصوصیات انسان ها به سه دسته تقسیم می شوند:
الف. خصوصیات جسمی؛ مانند قد، وزن، رنگ مو و پوست، و استخوان بندی؛
ب. خصوصیات روانی؛ مانند: ادراک، استدلال، هوش، سرعت واکنش، دقت، فعالیت پذیری، هیجان پذیری، میزان مقاومت در برابر عوامل داخلی و خارجی، اراده، حدس، تیزبینی، مردم آمیزی و استعدادهای خاص، مثل نقاشی و خط؛
ج. خصوصیات روحی؛ مثل: حقیقت جویی، کمال خواهی، گرایش به خیر و فضیلت، فضایل اخلاقی، مثل صدق، وفا، عفو، احسان و جود.
این خصوصیات سه گانه تمام تفاوت ها و تشابهات ما انسان ها هستند؛ به عبارت دیگر، همه آنچه ما در آن با همدیگر مشترک هستیم در همان ها نیز از یکدیگر متمایزیم مثلاً، ما در داشتن وزن، هوش، اراده و گرایش به خیر مشترک هستیم و در عین حال، تفاوت و تمایز ما هم به میزان بهره مندی از این عوامل است.
جالب است بدانیم همان گونه که در میزان قد و حافظه با هم متفاوت هستیم، در میزان بهره مندی از اراده، حقیقت خواهی و گرایش به خیر نیز متفاوت هستیم. برای نمونه، ما در اراده که همان نظارت و تسلط «من» بر افعال است دارای تفاوت های فراوانی هستیم. در برخی افراد، پدیده نظارت «من» قوی تر است. از این رو، نیروی اختیار در آن ها قوی تر است و کمتر تحت تأثیر عوامل مکانیکی درونی و برونی واقع می شوند. در افرادی هم میزان نظارت «من» کمتر است و افعال اختیاری آن ها کمتر و بی اهمیت ترند و انفعال بیشتری از عوامل درونی و برونی دارند.(۱۰) در فرهنگ اسلامی نیز درجه کمال انسان ها با میزان بهره مندی از اراده ارتباط بسیار دارد و از این رو، هر قدر انسان کامل تر باشد، میزان تأثیرپذیری او از عوامل مادی کمتر است.
در روان شناسی، در مورد تفاوت های افراد در ویژگی های روانی، مطالعات فراوانی صورت گرفته است و شاخه ای از روان شناسی بانام«روان شناسی اختلافی» یا «روان شناسی تفاوت های فردی» این مسئله رابه طور جدّی دنبال می کند.(۱۱)
۴
هرچند روان شناسان در مورد مجموعه ای از خصوصیات روانی و اختلاف افراد در بهره مندی از آن مطالعه می کنند، اما بیشتر مطالعات بر روی اختلاف افراد در بهره هوشی (هوشبهر یا IQ) متمرکز بوده و نتایج مشخص تری به دست آورده اند. در این بررسی ها، ضریب هوشی طبیعی را عدد ۱۰۰ قرار داده اند. (۱۰۰× سن تقویمی/سن عقلی= IQ)؛ یعنی کسی که سن عقلی او با سن تقویمی اش برابر باشد، دارای ضریب هوشی ۱۰۰ می باشد.(۱۲) روان شناسان مشاهده کرده اند افرادی با ضریب هوشی بالاتر از ۱۴۰ و افرادی با ضریب هوشی زیر ۲۵ وجود دارند. گروه اخیر، که «کانا» نامیده می شوند، تا پایان رشد، سن عقلی کودکان ۵/۲ تا سه ساله را دارند و تنها چند کلمه می توانند یاد بگیرند.(۱۳)
همه تفاوت های چشمگیری را که در خصوصیات روانی افراد مشاهده می کنیم، می توان در خصوصیات روحی اشخاص هم ملاحظه کرد. ما به خوبی تفاوت افراد در میزان گرایش به حق و خیر و فضایل اخلاقی را مشاهده می کنیم. برای مثال، همه ما افرادی را می شناسیم که گرایش فراوانی به عفو، جود، ایثار و امانت داری دارند و کم ترین گرایشی به بخل و انتقام و خیانت ندارند. از سوی دیگر، افرادی را می شناسیم که
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
