اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل ابن ندیم صاحب فهرست و خاندان او
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 51
فرمت فایل پاورپوینت
تحولی در ارائهها با فایل پاورپوینت کامل ابن ندیم صاحب فهرست و خاندان او!
اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفهای برای ارائهی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل ابن ندیم صاحب فهرست و خاندان او بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل ابن ندیم صاحب فهرست و خاندان او از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین میکند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آمادهی استفاده باشند.
فایل پاورپوینت کامل ابن ندیم صاحب فهرست و خاندان او شامل 110 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفهای، ارائهی شما را به سطحی بالاتر میبرد.
چرا باید از فایل پاورپوینت کامل ابن ندیم صاحب فهرست و خاندان او استفاده کنید؟
✔ طراحی حرفهای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل ابن ندیم صاحب فهرست و خاندان او با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.
✔ صرفهجویی در زمان: نیازی نیست ساعتها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.
✔ استفادهی آسان: بدون نیاز به ویرایشهای پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.
✔ فایل پاورپوینت کامل ابن ندیم صاحب فهرست و خاندان او قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل ابن ندیم صاحب فهرست و خاندان او حرفهای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.
متمایز باشید!
دیگر نگران بهمریختگی یا طراحیهای غیرحرفهای نباشید. فایل پاورپوینت کامل ابن ندیم صاحب فهرست و خاندان او به شما این امکان را میدهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائهای تأثیرگذار داشته باشید.
همین حالا دریافت کنید و تجربهای متفاوت از ارائههای حرفهای را داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل ابن ندیم صاحب فهرست و خاندان او :
یکی از معروفترین، قدیمترین و جامعترین فهرستها در شناخت آثار علمی اسلامی قرون اولیه اسلام، فهرست ابن ندیم
است که در دوران شکوفایی فرهنگ و تمدن اسلامی، و در مرکز خلافت اسلامی «بغداد» در قرن چهارم هجری نوشته
شده است و نام بسیاری از آثار علمی چهار قرن را برای آیندگان ثبت و بسیاری از دانشمندان فنون مختلف اسلامی اعم از
فنون و علوم دینی و غیر دینی را معرفی نموده است
.
اهمیت این کتاب در حدی است که اگر وجود آن را نادیده انگاریم و آن را از قائمه آثار اسلام، حذف کنیم، خسارت جبران
ناپذیری در قلمرو فرهنگ اسلامی به وجود می آید و رابطه ما با بخش اعظم فرهنگ و علوم اسلامی قرون اولیه اسلام،
قطع می شود. کما اینکه شرح حال شخصیت معروفی مانند «جابربن حیان » و آثار گرانبهای او تنها از این فهرست به دست
می آید
.
یک نظر اجمالی به ابواب و فصول و به فهرست این کتاب، جامعیت و گسترش محتویات آن را ثابت می کند و به طور
قطع، آگهی ما از بخش عمده این مطالب، منحصر به همین کتاب است
.
یکی از مزایای بارز این کتاب، وسعت نظر و بی طرفی و روشنفکری نویسنده آن است که نسبت به همه مذاهب اسلام و
همه فرقه های اسلامی دیدگاه وسیعی داشته و با علمای مذاهب گوناگون همعصر خود رابطه و گاهی دوستی داشته، آثار
هر مذهب را از جمله کتابهای معتزله و اهل حدیث، اهل سنت و شیعه بخصوص شیعه امامیه را معرفی کرده است،
همچنین نظر خود را به علوم دینی و آثار و کتب مذهبی محدود ننموده، بلکه همه فنون و علوم از جمله موسیقی و غنا و
مغنیان مشهور و ارباب علوم غریبه را مد نظر داشته است. یکی از استادان او ابوالفرج اصفهانی صاحب کتاب معروف
اغانی است که جا به جا از او روایت می نماید. همین دیدگاه وسیع ابن ندیم است که کتاب او را تا این حد مورد اهتمام
غربیها و دانشمندان عصر ما قرار داده است
.
نکته دیگر: گویا ابن ندیم این کتاب را برای یکی از بزرگان نوشته است در اول کتاب می گوید: «النفوس (اطال الله بقاء
السید الفاضل) تشراب الی النتایج…» و نیز در ص ۹۲ می گوید: «و نسئل الله البقاء لمن صنفنا له و لنا فی عافیه و امن و
کفایه
…»
بحث ما در این جا راجع به اصل کتاب واهمیت آن نیست که خود کتابی را می طلبد تا اهمیت آن چنان که باید، شناخته
شود و این مختصر از باب مقدمه، ایراد گردید
.
بحث اصلی ما راجع به خاندان ابن ندیم و شناخت نسب و تبار اوست. این بحث از دو لحاظ اهمیت دارد
:
اول، این که چنین دانشمند متبحری که مسلما اهل بغداد بوده تاکنون خاندان او شناخته نشده که آیا او اصلا عرب
ست یا ایرانی و یا از اقوام دیگر. و آیا او در چه خاندانی و با چه شرایطی رشد کرده که توانسته این همه اطلاعات را به دست
آورد؟
دوم، این که تاکنون در همه کتابهای فهرست و رجال، او را به عنوان «ابن ندیم » یاد کرده اند، از جمله در فهرست شیخ
طوسی ( ۳۸۵ – ۴۶۰) که ظاهرا قدیمیترین ماخذی است که از ابن ندیم و فهرست او نام برده و از آن نقل کرده است
. (۱)
و
همچنین منابع دیگر تا عصر حاضر، تنها آقای تجدد ( که چند سال پیش از این به سال (۱۳۵۰ شمسی) اقدام به تصحیح و
چاپ مجدد این کتاب نموده و کار او مورد توجه دانشمندان داخل و خارج کشور قرار گرفت)، به استناد برخی از نسخ که
او را (محمدبن اسحاق الندیم) یا (الندیم) نام برده اند، این عنوان معروف و قدیمی (ابن ندیم) را تبدیل به (الندیم) نمود
و حتی زرکلی در چاپ جدید الاعلام (ج ۶ ص ۲۹) به این گفته ترتیب اثر داده است و در حاشیه کتاب چنین می نویسد
:
می گویم: صاحب ترجمه به (ابن ندیم) شهرت دارد، لکن رضا تجدد محقق طبع جدید (فهرست) در تهران در تاریخ
(
شعبان ۱۳۹۱ه) به این نکته تذکر داده که او (الندیم) است نه (ابن الندیم) وتصویر صفحه اول نسخه خطی نفیس
کتابخانه «چستربتی » را آورده که نام کتاب در آن چنین آمده: «الفهرست للندیم » و در حاشیه طرف راست آن، به خط
مورخ: «احمد بن علی المقریزی » این عبارت آمده است: «مؤلف هذا الکتاب ابوالفرج محمد بن ابی یعقوب اسحق بن
محمد بن اسحق الوراق المعروف بالندیم
».
چنین پیداست که «زرکلی » هم تا حدودی قانع شده که صاحب فهرست «ندیم » است نه «ابن ندیم ». من از همان ابتدای
وقوف برگفته آقای تجدد، همواره نسبت به پذیرش آن تردید داشتم، و از این که کسانی فورا و بدون بررسی، حرف او را
پذیرفته و در مقالات و نوشته خود به طور قطع صاحب فهرست را «الندیم » نام برده واز شهرت هزار ساله،
ست برداشته اند، شگفت دارم. تدریجا برای من چند سئوال مطرح شد که من را به کاوش و تحقیق وادار کرد، و آنچه در
این جا می نویسم نتیجه همین کاوش است. البته این مهم نیست که صاحب فهرست «ندیم » باشد یا «ابن ندیم » زیرا خود
به خود مشکلی را حل نمی کند، اما شناسایی ابن ندیم و خانواده او ما را نسبت به شخص او در مسیر تازه ای قرار می دهد،
ضمن آن که سبب شهرت او به (ابن الندیم) و یا (الندیم) و یا به هر دو را روشن می کند
.
اما سئوالهایی که برای من مطرح است چنین است
:
۱ –
سابقه (ندیم) در تاریخ اسلام چیست و به چه کسانی (ندیم) می گفته اند؟
۲ –
ابن ندیم اگر خود دارای این سمت بوده آیا او ندیم کدام خلیفه یا وزیر بوده است و چرا در فهرست او منعکس نیست؟
۳ –
اگر خود او (ندیم) نبوده پس پدران او حتما دارای این سمت بوده اند، آیا کدام یک از پدران و اجداد او به این لقب
شهرت داشته اند به حدی که این شهرت در خاندان او باقی مانده، اعضای خاندان را به (ابن الندیم) یا (الندیم) ملقب
می کرده اند؟
۴ –
آیا سلسله نسب ابن ندیم صاحب فهرست، درجائی ضبط شده است یا نه؟
۵ –
اگر چنین سلسله نسبی وجود داشته چرا خود ابن ندیم، آن را یاد نکرده و از آن اطلاع نداشته با این که او اهل بغداد
بوده و چنان که از کتاب «الفهرست » پیداست، خاندانهای مشهور را می شناخته و با بسیاری از افراد سرشناس بخصوص
دانشمندان رشته های علوم و فنون و با پیشوایان مذاهب اسلامی، تماس داشته و با برخی از آنان – چنانکه گفتیم
–
دوست بوده است؟
۶ –
و بالاخره اصل (ابن ندیم) عرب است یا ایرانی و چرا نزد اهل سنت متهم به تشیع بوده است؟
سررشته بحث
آنچه سررشته بحث را به دست می دهد، همانا نام اجداد ابن ندیم است تا چهار پشت که در مصادر مختلف آمده است
.
زرکلی او را چنین یاد می کند
:
.
در معجم المولفین
(۳)
زیر عنوان
«
محمدالندیم » آمده
:
«
محمد بن اسحاق بن محمد بن اسحاق الندیم الوراق البغدادی ابوالفرج…» نظیر همین عبارت در نوشته مقریزی از
حاشیه نسخه خطی «الفهرست » قبلا نقل گردید. ماخذ این نسب نامه مسلما فهرست ابن ندیم است که در ترجمه طبری
(۲۲۴ – ۳۱۰) (۴)
می گوید: «قال لی ابی اسحق بن محمد بن اسحق: اخبرنی الثقه انه رای ابا جعفر الطبری بمصریقرا علیه
شعرالطرماح اوالحطیئه – الشک منی -…» همچنین کنیه و شغل پدر او در فهرست آمده: «قال محمد بن اسحق الندیم
المعروف بابن ابی یعقوب الوراق
…» (۵)
از این جا به دست می آید که ابن ندیم در عصر خود معروف به «ابن ابی یعقوب الوراق » بوده. کما اینکه بعدا خواهیم گفت
پدرش هم معروف به «ابی یعقوب وراق » بوده است
.
اکنون باید سراغ خاندانی را گرفت که لااقل برخی از این اسمها: «محمد بن اسحاق بن محمد بن اسحاق » «همراه با لقب
(
الندیم) یا (ابن الندیم) در آن یافت شود تا این کلاف سردرگم کم کم ، باز شود. در قرن ۲ و۳ شخصی به نام «اسحاق بن
زرکلی
(۷)
راجع به وی می گوید: «من اشهر ندماء
الخلفاء تفرد بصناعه الغناء و کان عالما باللغه والموسیقی والتاریخ وعلوم الدین و علم الکلام راویا للشعر، حافظا للاخبار،
شاعرا وله تصانیف، نادم الرشید والمامون والواثق العباسیین
»
یاقوت حموی
(۸)
نیز شرح حال مبسوطی از او آورده و جامعیت او را ستوده، از جمله تبرز وی را در صنعت (غنا)، ولی
می گوید: «و کان اکره الناس للغناء» خود او شدیدا از صنعت غنا و نسبت دادن «مغنی » به او بیزار بود، و مایل بود جزء فقها
باشد و از «مامون » خلیفه عباسی خواست که او را در زمره ادبا به شمار آورد و او قبول کرد سپس طلب کرد که روز جمعه
جامه سیاه بپوشد و با او در مقصوره به نماز ایستد «مامون » نپذیرفت. مامون می گفت: «اگر اسحاق به غنا شهرت نداشت
او را قاضی می کردم
.» (۹)
اسحاق از مالک بن انس و سفیان بن عیینه و دیگر علمای عراق و حجاز حدیث آموخت
. (۱۰)
داستانی راجع به همین بیزاری او از غنا نقل می کند که کسی با او بحث کرد و گفت اگر فقها را ذکر کنند تو اعلم مردم به
آن هستی؟ گفت: نه، همین سئوال را راجع به شعر وادب و دیگر علوم کرد و او جواب نفی داد، تا این که پرسید اگر گفته
شود چه کسی اعلم مردم به (غنا) می باشد؟ او گفت بلی من هستم، گفت: به همین خاطر توبه «مغنی » شهرت داری
.
باری، مسلم است که اسحاق بزرگترین خواننده و موسیقی دان زمان بعد از پدرش بوده و این هنر را از پدرش ابراهیم
موصلی چنان که در کتاب اغانی و معجم الادباء آمده به ارث برده است ونیز ذهبی
(۱۱)
زیر عنوان «اسحاق الندیم » می گوید
: «
الامام العلامه الحافظ ذوالفنون، ابو محمد اسحاق بن ابراهیم بن میمون التمیمی الموصلی، الاخباری صاحب الموسیقی
والشعر
… .
در اغانی و دیگر مآخذ راجع به پدر اسحاق «ابراهیم بن میمون » آمده که او بزرگترین مغنیان زمان بوده و برای چند تن از
خلفای بنی عباس: «مهدی و هادی و رشید» خوانندگی می کرده و داستانهای فراوان از او نقل می کنند و او راچنین
معرفی می نمایند: «ابراهیم بن ماهان بن بهمن بن نسک التمیمی بالولاء، الارجانی الاصل
» (۱۲)
این سابقه در اغانی به
تفصیل آمده که او اصلا اهل ارجان بوده و در کوفه متولد و یتیم شده و در کودکی به بصره رفته و در آن جا موسیقی
آموخته و بعدا خود را ابراهیم بن میمون (به جای ماهان) نامیده و شهرت او «موصلی » بوده است، زیرا مدتی در موصل به
سر برده است، و نظر به این که از موالی بنی تمیم بوده تمیمی خوانده می شده است
. (۱۳)
ظاهرا این خاندان تا مدتها به
«
موصلی » شهرت داشته اند. ابن جوزی
(۱۴)
می گوید: «اسحاق بن ابراهیم بن میمون ابو محمد التمیمی المعروف ولده
بالموصلی » خود اسحاق بارها در کتابها به «اسحاق الموصلی » نام برده شده است
(۱۵)
ضمن این که پدرش مکنی به
ابواسحاق بوده است
. (۱۶)
الندیم یا ابن الندیم
در عین حال که اسحاق بن ابراهیم و خاندانش به «الموصلی » شهرت داشتند و بخصوص شهرت ابراهیم (الموصلی) بوده
است، اما شهرت «الندیم » هم داشته اند، ذهبی همان طور که گفته شد او را «اسحاق الندیم » عنوان می کند. اما در ترجمه
می گوید: «اسحاق بن ابراهیم بن میمون، ابو محمد التمیمی الموصلی، ابن الندیم
» (۱۷)
یاقوت می گوید: «و اما کتاب الاغانی
الکبیر فقال محمد بن اسحاق الندیم قرات
…» (۱۸)
در معجم المولفین راجع به اسحاق بن ابراهیم می نویسد: «اسحاق الندیم (۵۰ – ۲۳۵) وبعد از ذکر نسب او می گوید
: «
المعروف بابن الندیم
» (۱۹)
بنابراین در سه ماخذ یعنی «سیراعلام النبلاء» ، «معجم الادباء» و «معجم المؤلفین » اسحاق بن ابراهیم گاهی به «الندیم » و
گاهی به ابن الندیم توصیف شده است. علت این اختلاف، ظاهرا این است که اسحاق و پدرش ابراهیم هر دو (ندیم) خلفا
بوده اند ابراهیم، ندیم مهدی، هادی و رشید، و نیز ندیم یحیی برمکی بوده هرچند شاید شهرت به ندیم نداشته است و
شهرت او همان «الموصلی » و «المغنی » بوده است
.
اما فرزندش اسحاق همان طور که قبلا گفته شد، ندیم سه تن از خلفا «رشید، مامون و واثق » بوده است و این پدر و پسر
روی هم، ندیم پنج تن از خلفای بنی عباس بوده اند. اسحاق در بغداد به سال ۲۳۵ در آغاز خلافت متوکل در گذشت
(۲۰)
هنگامی که خبر مرگ او را به متوکل دادند محزون گشت و چون پس ازآن خبر مرگ احمد بن عیسی بن زید بن علی را
به او دادند گفت این دو حالت یکدیگر را جبران کردند زیرا از قیام احمد خوف داشت
. (۲۱)
بنابراین، عنوان «الندیم وابن الندیم » در خاندان اسحاق بن ابراهیم در ردیف «الموصلی » والمغنی وجود داشته است، هم
نسبت به خود او و هم نسبت به پدرش ابراهیم . زرکلی «اسحاق بن ابراهیم » را چنین عنوان کرده است: «ابن الندیم
الموصلی… ابو محمد ابن الندیم
» (۲۲)
باری برای این که یقین کنیم به اشتهار اسحاق به «الندیم » کافی است بدانیم که ابن
بسام شاعر ونیز محمد بن یحیی الصولی… هر دو کتاب «اخبار اسحاق الندیم » نوشته اند
(۲۳)
ونیز اسحاق و فرزندش حماد
هر دو کتاب «اخبارالندامی » داشته اند
(۲۴)
که از علاقه و رابطه آن دو به آنان حکایت می کند
.
عنوان الندیم
منادمت عبارت از مؤانست و معاشرت نیکو است که غالبا خلفاء وامرا و وزراء به لحاظ کثرت اشتغال وخستگی و یا
بوالهوسی و خوشگذرانی نیاز به چنین کسانی داشتند و برای هرکدام ندیمهایی ذکر شده است. بهترین مآخذ برای این
هنر، همان فهرست ابن ندیم است که می گوید: «الفن الثالث من المقاله الثالثه من کتاب الفهرست، و یحتوی علی
اخبارالندماء، والجلساء، والادباء والمغنین، والصفادمه، والصفاغنه و اسماء کتبهم
». (۲۵)
از این عناوین به خوبی می توان فهمید که ندمای خلفا در ردیف چه کسانی و دارای چه هنری بوده اند، طبعا اهل شعر و
ادب و مآنست و خوانندگی بوده اند تا بتوانند مجالس اربابان خود را گرم و دل آنان را شاد نمایند. ندیمان غالبا دارای همه
این هنرها واز جمله مطلع از اخبار و حوادث گذشته بوده اند. در باره اسحاق گفته اند: «کان حسن المعرفه حلوالنادره
ملیح المحاضره
». (۲۶)
عجیب است که ابن ندیم این بخش را با اخبار اسحق بن ابراهیم الموصلی و پدرش آغاز می کند، می گوید: ابراهیم در
سال ۱۲۰ متولد گردید و در سال ۱۸۸ در بغداد درگذشت. آنگاه نسب او را چنانکه قبلا گفته شد ذکر می کند، آنگاه ولادت
اسحق را در سال ۱۵۰ و وفات او را در سال ۲۳۵ در سن ۸۵ آورده است. در سلسله نسب ابراهیم بن ماهان بن بهمن بن
نسک می گوید: «اصله من فارس. خرج(یعنی ماهان) هاربامنها من جور بنی امیه فی خراج کان علیه، فاتی الکوفه
…» (۲۷)
در اغانی ج ۵ ص ۱۵۴ از قول اسحاق بن ابراهیم نقل می کند که گفت اصل ما از فارس ازخاندان شریفی است جد
مامیمون از جور یکی از کارگزاران بنی امیه فرار کرد و در کوفه در بنی عبدالله بن دارم (از بنی تمیم) نازل شد. مادر
ابراهیم زنی از دهقانان فراری از فارس بود که همراه میمون به کوفه آمده بودند (ماهان) میمون او را به زنی گرفت و
ابراهیم متولد شد ولی میمون به مرض طاعون درگذشت وابراهیم را یتیم گذاشت و تولد ابراهیم در سال ۱۲۵ در کوفه
بود و هنگام مرگ پدر، دو سه ساله بود و تا عنفوان شباب باقی ماند و در مکتب خانه همراه فرزندان خزیمه بن حازم بود و
به همین خاطر ولای او در بنی تمیم بود (ص ۱۵۵). در کوفه با داشها دوست شد و به خوانندگی روی آورد و داییها به او
سخت گرفتند او به موصل رفت و در آنجا از عده ای از الواتها غناء آموخت و هنگامی که به کوفه برگشت دوستان قدیمی به
او گفتند «مرحبا بالمغنی الموصلی » و این سبب شهرت او گردید به «الموصلی » ص ۱۵۸. سپس به ری رفت و در آنجا
موسیقی فارسی وعربی هر دو را آموخت و در آنجا با مادر اسحق (شاهک) ازدواج کرد… در ری به خوانندگی مشغول بود
واولین جایزه را از این بابت بدست آورد و آن را در (ابله) یکی از دهات بصره صرف استکمال هنر خود نمود. در بصره به
خدمت محمد بن سلیمان بن علی در آمد و بعدا یکی از خدام مهدی عباسی او را به خدمت آن خلیفه برد و مورد محبت
او قرار گرفت.ص ۱۵۹
.
ابن ندیم، سرگذشت اسحق و ابراهیم را در چند صفحه بیان و نیز نسبت کتاب «الاغانی الکبیر» را از اسحق نفی می کند
.
سپس شرح حال «حمادبن اسحق » را که در هنر خوانندگی با پدر شریک بوده یاد می کند
. (۲۸)
در منابع دیگر که قبلا یاد
شد از جمله در «اغانی ج ۵» روایات بسیاری توسط حماد از پدرش اسحق آمده است. در خاندان «موصلی » علاوه بر ابراهیم
و اسحق تنها «طیاب » برادر اسحق و «حماد» فرزند او از موسیقی حظی داشتند ولی به پایه آن دو تن نمی رسیدند
. (۲۹)
این عجیب است که ابن ندیم در فن ثالث مربوط به ندماء با اینکه از این خاندان سخن گفته، اما اسحق و ابراهیم را به
وصف (الندیم یا ابن الندیم) نمی ستاید و از آنان به «الموصلی » یاد می کند. در حالیکه منابع بعدی همان طور که گفته شد
آنان را به هردو لقب «ندیم وابن الندیم » نام برده اند واین نکته ای است که بعدا راجع به آن سخن خواهیم گفت
.
ارتباط ابن ندیم با این خاندان
اینک به بیان رشته اتصال ابن ندیم به این خاندان می پردازیم، که سخن اصلی ما است. ما باید چهار تن را شناسائی کنیم
:
محمد بن اسحاق بن محمد بن اسحاق یعنی دو محمد و دو اسحاق. محمد اول صاحب فهرست است، اسحاق اول پدر او
است که گفتیم معروف به «ابی یعقوب وراق » بوده و مسلما شغل او وراقی (یا کتاب فروشی وکتاب نویسی) بوده است. و از
سخن ابن ندیم که گفت پدرم از شخص ثقه نقل کرد که طبری را در مصر دیده
(۳۰)
به دست می آید که پدر او اهل علم و
مانند خود او اهل اطلاع بوده است و این امر لازمه شغل «وراقی » بوده است. بنابراین «اسحق اول » پدر محمد شناخته شد
.
هر چند از تاریخ تولد و وفات او اطلاع نداریم، ولی مسلما شخص معروفی بوده و به «ابی یعقوب الوراق » شهرت داشته و
حتی فرزندش هم به «ابن ابی یعقوب الوراق » شهرت داشته و ظاهرا شغل خود او هم «وراق » بوده است. هرچند نص
قطعی براین امر وجود ندارد اما اطلاعات وسیع او در باره کتب و مؤلفان و نیز شناخت او نسبت به بسیاری از علمای
معاصر خود در فنون مختلف و دوستی و انس او با بسیاری از آنان، با توجه به شغل پدرش، تقریبا این گمان را به یقین
مبدل می کند که او نیز «وراق » بوده است و این شغل را مانند بسیاری از کمالات واطلاعات، از پدر خود به ارث برده است
.
دسترسی وی به خطوط
و نوشته علما مانند طبری
(۳۱)
و دیگران که جا به جا در فهرست دیده می شود مؤید این مطلب
است، و همچنین تماس او با «وراقین » این مطلب را تایید می نماید. از جمله می گوید: «وقال جماعه من اهل العلم
واکابرالوراقین
» (۳۲)
در ص ۱۰ الفهرست عده ای از وراقین راکه مصحف می نوشته اند نام برده است
.
تا اینجا از سوی صاحب فهرست دو تن یعنی خود او و پدرش شناخته شدند، کما اینکه از سوی اجداد هم، دو تن یعنی
«
اسحاق وابراهیم الندیم » را قبلا شناسائی کردیم، باقی می ماند یک تن از این زنجیره، تا «اسحاق بن ابراهیم » را به این دو
تن صاحب فهرست و پدرش متصل کند، آن حلقه مفقوده همانا « محمد بن اسحاق » جد صاحب فهرست و فرزند «اسحاق
بن ابراهیم » است، آیا ردپائی از او وجود دارد؟
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
