اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل ابراهیم حاج امینی، معروف به امینی
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 63
فرمت فایل پاورپوینت
فایل فایل پاورپوینت کامل ابراهیم حاج امینی، معروف به امینی شامل 70 اسلاید آماده است که میتواند محتوای شما را به شکلی حرفهای، منسجم و چشمنواز به مخاطبان منتقل کند.
برتریهای فایل فایل پاورپوینت کامل ابراهیم حاج امینی، معروف به امینی در یک نگاه:
- طراحی منحصربهفرد
- فایل پاورپوینت کامل ابراهیم حاج امینی، معروف به امینی با بهرهگیری از اصول زیباییشناسی و ترکیب رنگهای مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما میدهد.
- راهاندازی فوری
- فایل فایل پاورپوینت کامل ابراهیم حاج امینی، معروف به امینی نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
- وضوح عالی
- اسلایدها به گونهای طراحی شدهاند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.
همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل ابراهیم حاج امینی، معروف به امینی هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهاییشده و تستشده ارائه میشود.
توصیه مهم: نسخههایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل ابراهیم حاج امینی، معروف به امینی اما خارج از منبع رسمی منتشر میشوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.
همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل ابراهیم حاج امینی، معروف به امینی :
بسم الله الرحمن الرحیم
تاریخچه زندگی خودنوشته محقق
نام: ابراهیم
شهرت: حاج امینی، معروف به امینی
نام پدر: حسین
محل تولد: نجف آباد
سال تولد: ۱۳۰۴ شمسی
مسئولیت: عضویت در جامعه مدرسین، ریاست دبیرخانه مجلس خبرگان، مدرس حوزه علمیه قم، عضویت در مجلس بازنگری قانون اساسی در سال ۱۳۶۸ شمسی، سه دوره نمایندگی و نایب رئیس مجلس خبرگان، امامت جمعه قم و عضویت در مجمع تشخیص مصلحت نظام.
دوران کودکی در سال ۱۳۰۴ شمسی در نجف آباد متولد شدم. پدرم کشاورز بود. و از محصول باغ شخصی خود، زندگی ما را تأمین می کرد و مادرم خانه دار بود. پنج ساله بودم که پدرم درگذشت .
جد پدری ام حاج رجبعلی و جده ام حاجیه بیگم را نیز درک کردم. به قراری که شنیدم پدر و جدم متدین و خیر بودند و به فقرا و محرومان کمک می کردند و به مسجد و عبادت علاقه داشتند. سه خواهر و دو برادر داشتم که از من بزرگ تر بودند. پس از فوت پدر، مادر سرپرستی من و یکی از برادران را که از من بزرگ تر بود به عهده گرفت و با اجاره بهای ناچیز ملکی که داشتیم به سختی زندگی ما را اداره می کرد.
دوران تحصیل تا کلاس ششم ابتدایی در یکی از مدارس شبانه غیر دولتی به پایان رساندم. به نماز و مسجد بسیار علاقه داشتم. از سن هفت هشت سالگی نمازم ترک نمی شد. شب ها برای نماز جماعت به مسجد محله می رفتم و از سخن رانی امام جماعت آقای حاج شیخ احمد حججی، که عالم با عمل و خوش اخلاقی بود، لذت می بردم. روزه داری و مراسم شب احیا جان بخش بود . شب های جمعه برای قرائت قرآن و آموختن مسائل شرعی در کلاس درس حاج علی منتظری، که مردی کشاورز و فردی زاهد و متدین بود، شرکت می نمودم. گفتار و کردار و صفا و صداقت و اخلاص او آموزنده بود.
از همان زمان علاقه شدیدی به تحصیل علوم دینی و دروس حوزوی پیدا کردم. بعد از کسب موافقت مادر و برادر در فروردین ۱۳۲۱ همراه دو نفر از دوستان به حوزه علمیه قم آمدیم و در مدرسه حاج ملا صادق سکونت گزیدیم.
روزگار سختی داشتیم؛ زیرا نیروهای متفقین ایران را اشغال کرده بودند و ارزاق عمومی بسیار گران و کم یاب شده بود. با این حال، درس و بحث را با عشق و علاقه دنبال می کردم و دشواری ها را ناچیز می شمردم.
در آن زمان امام خمینی (ره) عصرهای پنج شنبه و جمعه در مدرسه فیضیه درس اخلاق می گفت . بسیار به آن درس علاقه داشتم، سخنان او به دل می نشست و همه را دگرگون می کرد. لذت سخنان او را هنوز فراموش نکرده ام. شب های جمعه نیز در درس اخلاق حاج آقا حسین قمی شرکت می کردم. نماز مغرب و عشا را در مدرسه فیضیه به امامت آیه الله سید محمد تقی خوانساری، که مظهر علم و تقوا بود، می خواندیم و شخصیت های بزرگی مانند امام خمینی و آیه الله اراکی هم در نماز شرکت می کردند. تشرف به حرم حضرت معصومه علیها السلام نیز لذت داشت . زمان خوشی بود. بعد از سه ماه، تعطیلات تابستانی حوزه علمیه قم فرا رسید. به شوق دیدار مادر و بستگان به نجف آباد بازگشتم.
فصل تابستان را در مدرسه علمیه نجف آباد با درس و بحث سپری کردم. امید داشتم هر چه زودتر به حوزه علمیه قم بازگردم؛ اما متأسفانه مراجعت به قم ممکن نبود؛ زیرا ارزاق عمومی به دلیل یاد شده، بسیار کم و گران بود. به توصیه اساتید و دوستان برای ادامه تحصیل به اصفهان رفتم و در مدرسه نوریه ساکن شدم. سرپرست مدرسه آقای حاج شیخ اسماعیل معزی (معروف به پشمی) مردی دانشمند، خوش اخلاق، دل سوز، زاهد و مخلص بود. برای تأمین هزینه طلاب کوشش می کرد. با آن که زندگی در اصفهان دشواری های بسیاری به همراه داشت با شور و شوق بسیار به درس و بحث پرداختم و توجه به خدا و انجام فرایض دینی و اخلاص در عمل، زندگی را بر من آسان می کرد. آن دوران، بسیار خوش و زیبا بود و اکثر طلاب همین حال را داشتند. منطق زهد و عبادت و کوشش در تحصیل، بر مدارس علوم دینی حاکم بود.
پس از چندی از مدرسه نوریه به مدرسه کاسه گران، در آخر بازار اصفهان، که بزرگ تر بود و حجره های بهتری داشت نقل مکان کردیم. به من حجره ای دادند که از حجره مدرسه نوریه بهتر بود. ناچار بودم برای درس، هر روز از آن جا پیاده به مدرسه جده بزرگ، که راه نسبتا طولانی داشت، بروم. در این فاصله مقداری از قرآن و اشعار الفیه ابن مالک را حفظ کردم . آرزو داشتم حجره ای در مدرسه جده بزرگ فراهم شود که بعد از چندی این آرزو برآورده شد و با کمال خوش حالی بدان جا نقل مکان کردم. حجره ام از حجره های خوب مدرسه نبود؛ ولی به هر حال راضی بودم.
بعضی از علمای بزرگ، مانند سید مهدی حجازی، حاج شیخ امیر آقا فلاورجانی، آقای حاج شیخ هاشم جنتی و حاج میرزا محمود معین نجف آبادی نیز در آن مدرسه به سر می بردند. آقای حاج شیخ محمد حسن عالم و آقای آقا سید عباس دهکردی نیز تا پاسی از شب برای مطالعه در مدرسه می ماندند. اکثر طلاب فاضل در آن مدرسه بودند. وضع اقتصادی اکثر طلاب هم چنان بد بود، لیکن غالبا با اخلاص، متهجد و اهل دعا و عبادت بودند. هنگام سحر کم تر حجره ای بود که خاموش باشد. درس اخلاق حاج شیخ محمد حسن عالم نجف آبادی، که عصرهای جمعه در مدرسه تشکیل می شد، الهام بخش و جذاب بود. او دانشمندی وارسته، زاهد، با اخلاص، عابد، اهل عمل و با تقوا و از اولیاء الله بود و سخنانش در دل نفوذ می کرد. گاهی هم در درس اخلاق آقای حاج میرزا علی آقای شیرازی شرکت می کردم، او نیز از اولیاء الله بود.
در نماز جمعه حاج آقا رحیم ارباب نیز شرکت می کردم که او هم از علمای بزرگ و با تقوا بود. به نماز جمعه علاقه داشتم، طلاب و مردم را نیز تشویق می نمودم. اولین اطلاعیه ای، که به اتفاق یکی از دوستان نوشتم، درباره شرکت در نماز جمعه بود که چاپ و پخش شد. به دعای کمیل، که در تخت فولاد برگزار می شد، علاقه داشتم و زیبایی آن لحظه ها را هرگز از یاد نمی برم. این شمه ای از حال و هوای آن روز حوزه های علمیه بود.
اساتید منطق و ادبیات من عبارت بودند از: آقا شیخ رمضانعلی ملایی، آقا شیخ هاشم جنتی، آقا سید محمد هاشمی قهدریجانی، حاج میرزا محمود معین نجف آبادی، آقا میرزا یحیی فقیه ایمانی، آقا شیخ هبه الله هرندی، آقا سید محمد جواد غروی، آقا شیخ محمد علی حبیب آبادی، آقا شیخ ابوالقاسم محمدی، آقا شیخ محمد جواد اصولی، آقا سید محمد باقر ابطحی، آقا شیخ قنبر علی کوشکی و آقا شیخ غلامحسین منصور نجف آبادی.
معالم الاصول و اکثر کتب شرح لمعه را از حاج شیخ محمد حسن عالم درس گرفتم و قسمت منطق منظومه حاجی سبزواری را نزد آقای حاج آقا صدر هاطلی کوهپایی خواندم و در همین درس بود که با آقای دکتر سید محمد بهشتی آشنا شدم. بعضی از کتابهای شرح لمعه را از آقای آقا شیخ علی قدیری و آقا شیخ محمد جواد اصولی آموختم. مکاسب محرمه را نزد آقای حاج شیخ محمد حسین جرقویه ای، کتاب بیع مکاسب را نزد آقای آقا شیخ مرتضی اردکانی و حاج آقا رحیم ارباب، رسائل را نزد آقای آقا سید عباس دهکردی و حیدر علی برومند و قوانین الاصول را نزد آقای سید علی اصغر محقق خواندم.
دوستان و هم درسان هم بحث های من عبارت بودند از: آقا سید کمال الدین موسوی اصفهانی، آقا شیخ محمد حسین کلباسی، محمود آقا انتظاری، آقا احمد غفاریان و بعض افراد دیگر. برخی از کتاب ها را که نخوانده بودم با این آقایان بحث می کردم. تدریس برخی از کتاب های منطق و ادبیات را از همین زمان در حوزه اصفهان شروع کردم.
در آن زمان حوزه علمیه اصفهان رونقی داشت و طلاب در درس و بحث جدی بودند. آنان چندان به مشکلات و مسئله تهیه نان، که آن روز سخت به دست می آمد، اهمیت نمی دادند؛ چون علمای بزرگ، که خود اهل زهد و تقوا بودند، با عمل خود طلاب را به صبر فرا می خواندند و همین باعث آرامش آنان می شد.
مدت شش سال در اصفهان بودم. در مهر ۱۳۲۶ برای ادامه تحصیلات به حوزه علمیه قم بازگشتم . در آن زمان ریاست حوزه بر عهده آیه الله بروجردی بود. وضع طلاب قم بهتر از طلاب اصفهان بود، هم از جهت اقتصادی هم از جهت درس و بحث.
ابتدا وارد حجره یکی از دوستان شدم. پس از چند روز به حجره آقا شیخ عباس ایزدی منتقل شدم. از هم حجره بودن با آقای آقا شیخ عباس ایزدی (که در آن زمان از اساتید بود) خشنود بودم. بعد از چندی با موفقیت در امتحان سطح از طلاب رسمی حوزه علمیه شدم که برایم ارزش مند بود.
بقیه رسائل و مکاسب را نزد آقای سلطانی و حاج آقا رضا بهاء الدینی و آقای مجاهدی به اتمام رساندم. جلد اول کفایه را نزد آیه الله نجفی مرعشی و جلد دوم را نزد آیه الله گلپایگانی و منظومه حکمت حاجی سبزواری را نزد علامه سید محمد حسین طباطبائی فراگرفتم .
در سال ۱۳۲۸ شمسی، در جلسه بحث خصوصی علامه طباطبائی شرکت کردم که شب های پنج شنبه و جمعه در منزل افراد به طور سیار تشکیل می شد. افراد جلسه عبارت بودند از آقایان: آقا شیخ حسینعلی منتظری، آقا شیخ مرتضی مطهری، سید محمد بهشتی، آقا سید عباس قزوینی، نیری همدانی، ناصر مکارم شیرازی، آقا شیخ جعفر سبحانی، آقا شیخ عباس ایزدی، آقا شیخ علی اصغر علامه تهرانی، آقا شیخ علی قدوسی، سید مرتضی جزائری تهرانی، آقای شیخ عبدالحمید شربیانی و آقا شیخ محمد تقی مصباح یزدی و بعدها آقایان: آقا شیخ عبدالله جوادی آملی، آقا شیخ حسن حسن زاده آملی و جمعی دیگر به این درس پیوستند. جلسه علمی و اخلاقی بسیار خوب و پربرکتی بود که توفیق شرکت در آن را یکی از الطاف الهی می دانم. نتیجه اولیه این جلسات تألیف کتاب اصول فلسفه و روش رئالیسم بود که با پاورقی های شهید مطهری چاپ و منتشر شد .
معاد کتاب اسفار، کتاب تمهید القواعد، چند جلد از کتاب بحارالانوار، منطق شفا، خارج مقداری از مطالب مهم اسفار را در این جلسات تدریجا خواندم. این جلسات همه اش فیض و برکت بود و تا سال ۱۳۵۷ شمسی ادامه داشت، ولی شرکت کنندگان در آن به تدریج تعویض می شدند . در غیر فقه و اصول، آن چه دارم از علامه طباطبائی قدس سره است که در زمان حاضر برایم مفید فایده بوده اند. بعد از اتمام جلدین کفایه در درس خارج فقه و اصول آیه الله بروجردی شرکت نمودم. بعد از چندی امتحان درس خارج را دادم و قبول شدم و از همین زمان در درس خارج اصول حاج آقا روح الله (امام خمینی قدس سره) نیز شرکت کردم. در آن زمان مسئله برائت مطرح بود و در یکی از حجره های مدرسه فیضیه گفته می شد. شاگردان او آقایان: آقا شیخ حسینعلی منتظری، آقا شیخ مرتضی مطهری، سید جواد حسنی نجف آبادی، سید اسماعیل حسنی نجف آبادی، آقا شیخ اسدالله نوراللهی، آقا سید عباس قزوینی و شاید یکی دو نفر دیگر بودند.
چون امام خمینی به فلسفه بیش تر شهرت داشت شاگردان درس فقه و اصول ایشان زیاد نبودند، ولی به تدریج اقبال زیادی به این درس ها نیز پیدا شد، به گونه ای که بعد از چند سال درس خارج فقه و اصول ایشان بعد از درس آیه الله بروجردی قرار داشت. یک دوره کامل خارج اصول و خارج کتاب طهارت و خیارات و مقداری از کتاب بیع را خدمت ایشان خواندم. بعد از تبعید امام به عراق، بحث خارج حج را نزد آیه الله گلپایگانی خواندم.
هم مباحثه های من در قم عبارت بودند از: آسید کمال الدین موسوی، آقا شیخ ابوالقاسم محمدی، آقا محمد
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
