اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل امام درمصباح اندیشه شاگردان
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 74
فرمت فایل پاورپوینت
با فایل فایل پاورپوینت کامل امام درمصباح اندیشه شاگردان یک ارائهی بینقص بسازید!
پاورپوینتی زیبا و کاربردی:
فایل فایل پاورپوینت کامل امام درمصباح اندیشه شاگردان شامل 70 اسلاید کاملاً حرفهای و چشمنواز است که برای ارائهی مستقیم یا چاپ آماده شدهاند.
آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل امام درمصباح اندیشه شاگردان را متمایز میکند:
- طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل امام درمصباح اندیشه شاگردان با ترکیب رنگها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک میکند.
- کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل امام درمصباح اندیشه شاگردان بدون نیاز به ویرایشهای پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
- کیفیت بالا برای نمایش: همهی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.
ساختهشده با دقت و استانداردهای بالا:
فایل پاورپوینت کامل امام درمصباح اندیشه شاگردان با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچگونه بهمریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل امام درمصباح اندیشه شاگردان وجود ندارد.
تذکر:
در صورت مشاهدهی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخههای غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل امام درمصباح اندیشه شاگردان با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.
همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل امام درمصباح اندیشه شاگردان مخاطبهات رو تحت تاثیر قرار بده!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل امام درمصباح اندیشه شاگردان :
ذات قدسی و کمال طلب انسان، پیوسته طالب حق و جویای طریق طهارت و صواب است و از این روست که همواره سر بر مسلک انبیاء سپرده و به حبل متین ادیان دست یازیده و اعتصام به این طریق را بهترین راه فلاح یافته است.
رسولان الهی نیز که خود در سایه سلوک، از راه یافتگان درگاه محبوب اند، رسالتی جز معرفی صراط و زدودن تیرگی های جهالت و ضلالت از ادراک بشری و رساندن آنها به مرتبه ایمان و ایقان نداشته اند.
و این نه رسالت آنان، که وظیفه و مسئولیت تمام مؤمنان و شیفتگان حاکمیت حق و عدل بر روی زمین است، چه! بنای هستی بر طهارت و قداست بوده و وراثت زمین از آنِ حق مداران و حقیقت جویان است.
اما هموار کردن این راه و هدایتِ جماعت بر این مسیر، جز به صبوری نوح، استواری موسی، روحانیت عیسی، ابتلاء ابراهیم و اصطفای محمد (ص) میسور نبوده و نیست.
و بعد از انبیاء، مردان حقی بوده و هستند که بر طریق آنان سیر نموده اند، صلای دعوت آنان را سر داده و حیات بخش امتها می گردند. امام خمینی (ره) از جمله رادمردان طریقت یافته ای بود که به رسم اسلاف صالح خود با ظهورش لمعان پر فروغ هدایت الهی را تابشی دیگر بخشید و در سایه فراگیرش، به آزاد سازی اندیشه ها و رهایی ملتها توفیق یافت. شخصیت بی بدیل آن قائد ربانی بنیان مرصوصی است که معرفی آن جز در بیان و بنانِ فرزانگان راه یافته و شاگردان پناه یافته او شایسته نیست.
سالی را که شاگرد فرید و خلف وحیدش امام خامنه ای (دام ظله العالی) به نام آن عزیز دردانه تشرف بخشید؛ فرصت مغتنمی شد تا به امید نزدیکی بیشتر و رهیافتی روشن تر با او و اندیشه های تابناکش قرین گردیم و از آن گنج مستور گوهری برگیریم.
همانگونه که در توحید، هر یک از مخلوقات را نماد و مظهری از صفات جمال خداوند می بینیم؛ شاگردان خاص مکتب امام را نیز مظاهری از ویژگیهای آن حضرت می یابیم. در این میان نقش مؤثر و عمیقِ حکیم عالیقدر و مفسر توانمند، حضرت آیه اللّه جوادی آملی (دام ظله العالی)، در تبیین دانشهای متعالی و تشریح ارزشهای متکامل امام راحل (رحمه اللّه علیه) جایگاهی ویژه داشته و طریقی بس نزدیک به دستیابی بر آن بنیان مرصوص است. بیان و بنانِ این باقیه صالحه، معالم شفافی از آن همه عظمت و تجلّی به حقی از آن مقام قدسی است.
آنچه ذیلاً آورده می شود گزیده هایی از بیانات ایشان در زمان حیات و بعد از رحلت حضرت امام (ره) است که از جهات گوناگون به تجلیل شخصیت آن بزرگ در ابعاد مختلف می پردازند:
مهندس و معمار انقلاب
حضرت امام خمینی (قدس سره) نه تنها «مهندس اسلام» بود، بلکه «معمار اسلام» نیز بود، ایشان نه تنها فهمید که دین چه می گوید، بلکه کوشید تا دین را از صفحه کتاب بدر آورده و در صحنه جامعه پیاده کند. امام امت (قدس سره) معماری بود که بر اسلوب هندسه اسلام شناسی، ساختمان عظیمی را پی افکنی کرده و به پایان رساند و همه دیوارها و سقفهای آن را چون «بنیان مرصوص» ساخت.
دو دهه منحصر به فرد
امام راحل (قدس سره) یک سیر تاریخی دارد که مورخان می توانند درباره او و شناسنامه او بررسی کرده و سخن بگویند: «او ۱۹ سال در خمین زندگی کرد، و پس از آن کم کم وارد مسایل علمی شد، ادبیات، فقه و اصول را مانند دیگران فرا گرفت، تا به حدود سن ۲۷ سالگی رسید، و …»، که دیگران نیز این مراحل را داشته اند، ولی در سن ۹۰ ساله امام امت (قدس سره)، دو دهه را باید از یکدیگر جدا کرد، که دیگران این دو دهه را نداشتند و این دو دهه مخصوص ایشان است:
دهه اول، دهه انس او به جهان «غیب» و «عرفان» است.
دهه دوم، دهه انس او به عالم «شهادت» و «رهبری» است.
دهه اول از اواخر سن ۲۷ سالگی تا اوایل ۳۸ سالگی است از سال (۱۳۴۷ ه- ق) شروع و تا سال ۱۳۵۸ (ه- ق) ادامه می یابد یعنی سالهایی که حضرت امام (قدس سره) کتابهای عمیق عرفانی را می نوشت؛ در ۲۷ سالگی کتاب شریف «مصباح الهدایه إلی الخلافه و الولایه» را نوشت؛ سپس تعلیقات بر فصوص، تعلیقات بر مصباح الأُنس و آنگاه «سرّ الصلاه» را به رشته تحریر درآورد. اینها کتابهایی نیستند که هر کس ده یا بیست سال در حوزه علمیه بود و درس می خواند، بتواند بفهمد. اینها نظیر رسائل، مکاسب، جواهر یا منظومه نیست. این دهه ۲۷ تا ۳۷ سالگی دهه غیب و قلمرو غیبی شخصیت امام راحل (قدس سره) است.
اما دهه دوم که دهه شهادت و نشأه شهادت اوست، از پایان سال (۱۳۵۷ ه- ق) تا آغاز سال (۱۳۶۸ ه- ق) است که در این دهه عالم را زیر و رو کرد.
دوران زندان و تبعید نشانه «مظلومیت» بود، نه اقتدار، و خیلی از افراد به زندان رفتند، ولی آیا توانستند پس از آزاد شدن، کشور را رهبری و جنگ را هدایت کرده، انقلاب را به سامان برسانند؟ بسیاری مظلوم بودند، ولی آیا این قدرت را داشتند که اگر بر سریر اقتدار بنشینند، چون حضرت علی (ع) حکومت کنند؟ این مطلب برای دیگران ثابت نشد، ممکن بود که «مدرس» بتواند، ولی ثابت نشد، ممکن بود که دیگران بتوانند، ولی عملی نشد. آنکه همه یافته ها و اسفار اربعه را از علم به عین آورد و از گوش به آغوش رساند، امام امت (قدس سره) بود. این دو دهه شاخص و بارز، تمیز دهنده زندگی حضرت امام خمینی (قدس سره) از دیگران است، بقیه آنچه که ایشان در قم بود، یعنی چهل سال وسط، هرچند با ریاضت و تهذیب نفس هماهنگ بود، تدریس می کرد، ولی دیگران نیز چنین دورانی را پشت سر گذاشتند و تفاوتی که با دیگران بود، در این جهات قابل تبیین بود، اگر تعمق در «اصول» یا تحقیق در «فقه» داشت، هرچند با دیگران فاصله داشت، ولی نه آنقدر که عالم آرا و عالمگیر باشد.
بنابراین امام راحل (قدس سره) را باید با این دو دهه شناخت: دهه اول، دهه «غیب» و دهه دیگر دهه «شهادت» اوست. طوبی برای کسی است که بین غیب و شهادت از یک سو، بین عرفان و سیاست از سوی دیگر، و بین فلسفه و سیاست از سوی سوم جمع کرد. او نه تنها قایل به «ولایت فقیه» بلکه چون حکیم بود، قایل به «ولایت حکیم» بود و چون عارف، قایل به «ولایت عارف» بود؛ او «ولایتی» را آورد که در آن فقاهت، آمیخته با حکمت و حکمت، عجین شده با عرفان بود(۱).
اقامه عبادت
امام راحل (قدس سره) که هنگام ارتحال در آستانه ۹۰ سالگی بود، تا آخرین لحظه همان حرفی را داشت که در اوایل فرمود. درحالی که رهبران دیگر در این سن بازنشست هستند. فرق اساسی بین این دو آن است که آنها برای آب و خاک می جنگند، درحالی که او برای «فرشته شدن» نبرد می کند؛ آنها برای نان و رفاه مبارزه می کنند، و حال آنکه او برای تحصیل عقل وکسب بهشت می جنگد. لذا هرچه سن او بیشتر می شود، خوی رزم جویی و جهاد در او تقویت می شود. فرق جهاد اسلامی با جهاد غیر اسلامی در همین است.
لذا هرچه سن انسان بالاتر می رود، رزم او بیشتر می شود؛ چه اینکه نماز و روزه وی نیز بیشتر می شود. چون انسان برای مقام نمی جنگد. اگر کسی برای مقام مبارزه می کرد، وقتی دوران بازنشستگی او فرارسید، دیگر داعیه و انگیزه نظامی ندارد. همچنین اگر کسی برای مال یا اعمال غرایز جنسی جنگ می کردوقتی پیر و فرتوت شد و همه این نیروها را از دست داد، چنانکه نه غذای سالمی می تواند بخورد نه خواب خوبی دارد، او که دیگر داعی برای جنگ ندارد! اما اگر کسی برای رضای خدا جنگ و جهاد کرد، هرچه پیرتر می شود، مبارزه را با نشاط بیشتری ادامه می دهد.
لذا شخصیت والای امام راحل (قدس سره) از آن جهات یاد شده تأمین شده است؛ یعنی او:
اولاً: خود را به منطقه فرشته ها نزدیک کرد.
ثانیا: در نظام درونی، همه خواسته های خود را بر «عقل» عرضه کرد.
ثالثا: بازده این دو فعالیت علمی و عملی آن بود که موفق شد همه عبادات مخصوصا «حج» را اقامه کند.
دنیا خود شما هستید
حضرت امام خمینی (قدس سره) در تفسیر شریف سوره حمداین تعبیر را داشتند که: جوانها بهتر از سالمندان می توانند خود را نجات دهند. همه ما باید بکوشیم تا خاطراتی را که برایمان خوشایند و جاذبه دار است، طرد کنیم چون این نوع جاذبه ها مصداق این حدیث شریف است که: «فإنما مثل الدنیا کَمِثل الحیّه لیِّنٌ مسّها و قاتلٌ سمّها»(۲) دنیا مانند مار است که تماس با بدن آن نرم و سم آن کشنده است.
یکی از نوآوریهای امام بزرگوار (قدس سره) آن است که در تبیین معنای «دنیا» می فرمود: دنیا خود شما هستید، انسان «بد» خود دنیاست، و گرنه آسمان، زمین، درخت، کوه، صحرا و دریا هیچ کدام دنیا نبوده بلکه از «آیات الهی» هستند و خدای سبحان از همه آن ها با تجلیل یاد کرده است(۳). هرگز از آسمان به بدی یاد نشد، از اختران گنبد مینا به زشتی نام برده نشد و از زمین، کوهها، معادن دل زمین، دریا و موجودات دریایی بدگویی نشد، اینها دنیا نیستند. «دنیا» (که ضمیر و قلب، متوجه اوست) مجموعه ای از «عناوین اعتباری» است که انسان تبهکار را به خود سرگرم و مشغول کرده است. مجموعه خودخواهی ها است که دنیا را تشکیل داده و به جهنم تبدیل خواهد شد. گاهی انسان، خود هیزم جهنم است و نمی داند که چه می کند: «و أما القاسطون فکانوا لِجَهَنَّمَ حطبا»(۴). کسی که اهل قَسط (جور و ظلم) است، هیزم افروخته جهنم است وگرنه شما به آسمان یا زمین بروید، دنیا را پیدا نمی کنید؛ زیرا همه اینها «آیات الهی» هستند، موجوداتی که تسبیح گوی حقّ اند و مستقیما برای عبادت خدای سبحان و به طور غیر مستقیم برای نفع ما خلق شده اند.
همانطوری که بین صاحب نظران و اندیشمندان تفاوت و اختلاف است، بین صاحب دلان و صاحب بصران نیز تمایز و تفاوت است، نه آنها که از راه فکر قدم بر می دارند همتا و همسان هستند، و نه آنها که با شهود این راه را طی می کنند هم سنگ یکدیگرند.
امام راحل (قدس سره) هم در بخش صاحب نظران حضور دارد و هم در صحنه صاحب دلان. او در صحنه صاحب نظران یک اندیشمند فائق است و در میدان صاحب دلان، یک صاحب بصر صائب است. نشانه اش آن است که هم در براهین فکری بر بزرگان، نقدی قابل توجه دارد و هم در مسایل عرفانی بر ره آورد صاحب بصران نقدی عمیق و عارفانه دارد؛ مثلاً بر «اسفار اربعه»، آنگونه که عارف نامدار میرزا محمد رضا قمشه ای (قدس سره) بیان می کند، نقد داشته و آن را به سبک خاص خود تبیین می کند و سرّ مطلب این است که هر چه «بَصَر» قوی تر باشد، ره آورد آن نیز بیشتر و بهتر خواهد بود.
مظلومیت قرآن
امام راحل (قدس سره) دلش برای معرفت بلند انسان سوخته و درباره قرآن کریم اظهار نظر کرده، می گوید: «ما چقدر بیچاره ایم و قرآن کریم چقدر مظلوم شده که باید خدای سبحان را به وسیله «شتر» معرفی کرده و به ما بگوید: «أفلا ینظُرون إلی الإبل کیف خُلِقَت»(۵).» امام راحل (قدس سره) این مسئله را با احساس درد می گوید، ایشان در تفسیر شریف سوره حمد می فرماید: ما برای آن می نالیم که کار معرفت به جایی رسیده که به جای اینکه خدا را با «هو الاوّل و الاخرُ و الظاهرُ و الباطنُ»(۶) بشناسیم، باید خدا را با شتر بشناسیم. چرا خدا را با «فلمّا تجلّی ربهُ للجبل جعله دکّا»(۷)نشناسیم؟ چرا خدا را باید با شتر بشناسیم که شترشناسی باید معرّف «اللّه » باشد؟
دیانت
راهنمای خرید:
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
