اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل امام خمینی رحمه الله و رسانه های جمعی، محتوای خود را در قالب 120 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.
اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 68
فرمت فایل پاورپوینت
با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل امام خمینی رحمه الله و رسانه های جمعی، محتوای خود را در قالب 120 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.
هشدار: استفاده از نسخههای ناقص فایل پاورپوینت کامل امام خمینی رحمه الله و رسانه های جمعی ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل امام خمینی رحمه الله و رسانه های جمعی، کیفیت تضمینشده دارد.
مقدمه
درباره انسان، گفته ها و ناگفته های فراوانی وجود دارد و هر یک از اندیشمندان و متفکران از زاویه ای به او نگریسته است. یکی از موضوعات جالب توجه سیر تحول و دگرگونی هایی است که حیات جوامع بشری شاهد آن بوده اند. شاید بهترین تبیین در جهت تحلیل دگرگونی های درون نظام های اجتماعی، سیر تکامل و پویایی جوامع است. این سیر تکاملی موجب شده که اجزای درون نظام نیز به فراخور تحولات کلان و همراه آن دگرگون شود تا متناسب با آن رشد کند و پاسخ گوی نیازهای آن گردد.
نظام ارتباطات نیز به تبعیت از این اصل کلی، دوره های گوناگونی به خود دیده است. ایجاد روابط (۱) و اشکال آن ازپیک ها و چاپارها گرفته تا علایم صدایی همانندکوبیدن بر طبل و پیام های تلگرافی و امواج رادیویی و سایر ارتباطات جهانی، همه روش ها و الگوهایی بوده اند تا از طریق آن ها، پیام هایی را به مخاطبان خود برسانند. بدین روی، ایجاد ارتباط امری اجتناب ناپذیر بوده است. لنسکی می گوید: «نخستین نیاز ناشی از نظام عبارت است از وجود ارتباط میان اعضا. این امر در هر نوع سازمان اجتماعی انسانی یا حیوانی ضرورتی اجتناب ناپذیر است.» (۲)
ناگفته پیداست که به فراخور نوع و شکل پیام، زبان آن نیز تغییر می کند. اما آنچه مسلم است این که ارتباط در گرو زبان محاوره ای است تا تعامل و تفهیم بین اعضا امکان پذیر شود. همان گونه که دگرگونی ها کلیت نظام را در برمی گیرد و روش های مبادله اطلاعات و ایجاد ارتباطات را شامل می شود، محتوای پیام ها نیز در معرض تغییر و دگرگونی قرار می گیرد و چه بسا نظام های فرهنگی، که متشکل از باورها و ا رزش های بنیادین آن جامعه است، دست خوش تغییر و دگرگونی شود که البته این ممکن است زاییده تحولات درونی و یا بیرونی باشد. اما در عین حال، ویژگی جامعه بشری به طور طبیعی، در معرض نابودی است; زیرا مرگ سرنوشت محتوم هر انسانی است. برای مقابله با این پدیده، جامعه باید تدبیری اتخاذ کند تا بقای فرهنگی خود را تضمین نماید و این ممکن نیست، مگر از طریق فرایند اجتماعی شدن (۳).
مطالعه ویژگی های جوامع سنتی این واقعیت را به وضوح آشکار می سازد که یکی از کارکردهای اساسی خانواده، (۴) اجتماعی کردن کودکان و آماده ساختن آن ها برای ایفای نقش های آینده و نیز کسب موقعیت های مختلف اجتماعی است. در فرآیند اجتماعی شدن، افراد ارزش ها و هنجارها را می آموزند و بدان ها پای بند می گردند و از طریق این فرآیند اجتماعی، به اعضای موظف جامعه تبدیل می شوند. (۵)
امروزه بر اساس تغییرات ناشی از رشد جوامع صنعتی و نفوذ ویژگی های آن در تار و پود بافت های جامعه، سلول های آن متاثر و منفعل گشته است. این انفعال همان تغییرات و دگرگونی هایی است که قبلا بدان اشارت رفت. خانواده امروزی، خانواده دیروزی نیست. اگر در جامعه سنتی روابط انسان در حوزه اعضای خانواده، خویشان و همسایگان و همسالان خلاصه می شد، امروزه به کمک وسایل ارتباط جمعی، ارتباط با دورترین انسان ها امکان پذیر شده است. شکل این ارتباط به گونه ای است که فرد درگیر در تعامل، حضور دیگران را کاملا حس می کند. به همین دلیل، از او می آموزد که چگونه عمل کند، چه چیزهایی را باور نماید و به چه اندیشه ای فرو رود. در حقیقت، رسانه ها به میزان زیادی جایگزین خانواده شده و کارکرد اجتماعی کردن را به عهده گرفته اند.
علاوه بر آن که افراد مستقیما تحت تاثیر رسانه ها می باشند، گروه ها و سازمان های اجتماعی کننده و نیز خود خانواده تحت تاثیر این پدیده است. نهاد آموزش و پرورش با تمام وسعت و طول و عرض خود، منفعل و متاثر از رسانه هاست. گروه های خویشاوندی، شغلی و نیز همسالان از این موضوع مستثنا نیستند. برقراری این ارتباطات «فرهنگ » ساز است و موجب تعالی و تکامل فرهنگ (۶) و یا انحطاط آن می گردد. بر این اساس، وسایل ارتباط جمعی از اهمیت خاصی برخوردار است; زیرا به دلیل فرهنگ سازی، الگوهای رفتاری اعضا را تنظیم می کند. در عین حال، همواره تخطی از آموخته ها برای هر یک از اعضا و نیز هر گروهی محتمل است. بدین منظور، راهکارهای نظارت اجتماعی برای اعضا و گروه ها طراحی شده تا از این رهگذر، رفتار اعضا تنظیم گردد.
برای تنظیم روابط میان افراد، دو دلیل عمده وجود دارد:
۱. حصول اطمینان از این که کارهای حیاتی جامعه انجام می گیرد;
۲. پیش گیری از اختلال ها و آشفتگی هایی که ممکن است به سبب کشمکش های درونی جامعه در زندگی اجتماعی پدید آید. (۷)
علی الاصول، ویژگی های زیستی، فطری و غریزی انسان به گونه ای طراحی شده که ناخودآگاه این اهداف تامین می شود و روابط به گونه خاص خود تنظیم می گردد. اما این ویژگی ها کافی نیست و زمینه کج روی کاملا از بین نمی رود، بلکه همواره احتمال تخطی و اهمال زیاد است.
بنابراین، لازم است عنصر دیگری بدان افزوده شود تا اهمال کاری ها به حداقل ممکن برسد. علاوه بر آن، چه بسا رفتارها مبتنی بر ویژگی زیست شناختی نباشد، بلکه خاستگاه اجتماعی داشته باشد. در این صورت است که ضرورت وجود عوامل و کارگزاران «اجتماعی شدن » رخ می نمایاند. همچنین در این موارد است که راهکارهای نظارت اجتماعی ضرورتی دو چندان می یابد: «با وجود این [مهارهای زیست شناختی]، قابلیت اهمال در جوامع انسانی، به ویژه در زمینه انجام وظایف ضروری و تنظیم رفتارهای انفرادی، چنان نیرومند است که مکانیسم های ژنتیکی را لزوما باید با مکانیسم های فرهنگی بسیار نیرومندتر تکمیل کرد. این مکانیسم ها، که معمولا «کنترل های اجتماعی » خوانده می شوند، تنظیم زندگی گروهی را بر اساس تشویق رفتارهای مطلوب و تنبیه رفتارهای نامطلوب سازمان می دهند.» (۸)
تجربه و مطالعات جامعه شناسان و سایر اندیشمندان این حقیقت را به اثبات رسانده که راهکارهای نظارت اجتماعی و ضمانت های اجرایی به تنهایی ناکارا بوده و در مواردی بی کارکرد و یا حتی دارای کارکرد منفی است. بدین دلیل، می توان از عوامل و کارگزاران اجتماعی شدن حداکثر بهره را برد تا بتوان راهکارهای نظارت و ضمانت اجرایی را به درون اعضا نفوذ داد و از این رهگذر است که علاوه برموارد یاد شده، رسانه های جمعی اهمیت می یابد.
چنان که جامعه شناسان به تفصیل خاطرنشان ساخته اند، هیچ گونه روش نظارت اجتماعی، در صورتی که منحصرا به تشویق و تنبیه های برونی متکی باشد – یعنی بر تصمیم هایی که گروهی از افراد در مورد افراد دیگر اخذ می کنند – مؤثر واقع نخواهد شد. مساله اساسی این است که نظام فرهنگی جامعه باید چنان محیطی به وجود آورد که افراد به نوعی نظم اخلاقی درونی پایبند گردند. به همین علت، یکی از هدف های عمده فرایند اجتماعی شدن باید عبارت باشد از ادغام موازین و ارزش های گروهی در وجدان های انفرادی به نحوی که اعضای جامعه ارزش های گروهی را نه به عنوان معیارهای تحمیلی از خارج، بلکه به عنوان ارزش ها و معیارهای شخصی خویش نیز بپذیرند.
با عنایت به آنچه گذشت، هدف از این مقال، بررسی جایگاه و نقش رسانه های عمومی از جمله مطبوعات و رادیو و تلویزیون از دیدگاه امام خمینی رحمه الله به عنوان بنیان گذار انقلاب اسلامی است. به همان میزان که پرداختن به جایگاه رسانه ها در ساختار اجتماعی حایز اهمیت است، دیدگاه های حضرت امام رحمه الله درباره آن ها و مواضع ایشان در این باره نیز شایان توجه است.
یکی از ارکان ایجاد ارتباط و انتقال مفاهیم و نظرات در دنیای امروز، مطبوعات است. مطبوعات حوزه و گسترش فراوانی را در خود جای می دهد. از یک منظر، هر آنچه به طبع می رسد در قلمرو مطبوعات قرار می گیرد. به همین دلیل، نوشتار حاضر درصدد است که از این وسعت مفهومی بهره جسته، گونه های مختلف را مورد مداقه قرار دهد. حضرت امام رحمه الله نیز از این عمومیت مفهوم بهره برده و در سخنرانی ها و پیام های کتبی خود، گاهی «مطبوعات » را با برخی مصادیق آن مثل «روزنامه » (۹) به کاربرده اند.
تردیدی نیست که قوام و بنیاد نظام های اجتماعی بر اصل ایجاد ارتباط در بین اعضای جامعه و نیز رابطه با بیرون نظام است. ایجاد رابطه بدون اطلاع و آگاهی از کنش های درون و برون نظام ممکن نیست; بدین معنا که وجود اطلاعات و اخبار از یک سو بر تعامل ها مؤثر بوده و آن ها را تحت تاثیر قرار می دهد و از سوی دیگر، همین عمل ها و عکس العمل ها موضوعات جدیدی برای مطبوعات فراهم می نماید. مطبوعات یکی از ابزارهای تعیین کننده خطمشی های حاکم بر جامعه است که می تواند مصلح یا مفسد باشد.
«اما قلم ها اگر لغزش پیدا کنند یک ملت را می لغزانند… قلم شما اگر ارشادی باشد، ملت را به راه راست هدایت می کند و می تواند مردم را از انحرافات نجات دهد.» (۱۰)
یکی از کارکردهای مطبوعات انتشار اطلاعات (۱۱) و اخبار و تازه های علم و فرهنگ است، مطبوعات همانند سایر کارگزاران جامعه پذیری، موظفند انسان ها را به صورت اعضای مفیدی برای جامعه تربیت کنند.
«رسالت علم و قلم و بیان، آموزش و تعلیم و تربیت انسان است تا انسان الهی شود.» (۱۲)
همان گونه که حضرت امام رحمه الله صراحتا بیان می فرمایند، رسالت قلم علم آموزی است که برای انجام این مهم، لازم است اهل قلم موقعیت و جایگاه خود را در ساختار اجتماعی همانند یک معلم دل سوز در نظر بگیرند تا هم به دنبال کسب علم و دانش باشند و همواره اندوخته های علمی خود را افزایش دهند و هم اندوخته های علمی خود را به کمک قلم به دیگران منتقل کنند. به طور معمول، معلم باید یافته های علمی خود را با زبانی بیان کند که آن ها که در کلاس درس نشسته اند بتوانند از آموخته های او بهره ببرند. اما این کافی نیست، بلکه تعلیم و آموزش باید همراه با تربیت باشد، علم آموزی باید جهت دار باشد و انسان را متوجه رابطه شخص با خدا و خالقش کند تا از این رهگذر الهی شود. از این منظر، قلم و مطبوعات کارکردی ابزاری دارند و تا زمانی ارزشمندند که بتوانند مقصدی متعالی را تامین نمایند. در غیر این صورت، نه تنها مفید فایده نیستند، بلکه حتی مانع رشد و تعالی می شوند.
بنابراین، اولین کارکرد مطبوعات در عرصه روابط اجتماعی، زمینه سازی برای رشد معنوی اعضای جامعه است. از این موضوع معلوم می گردد که مطبوعات و فراورده های قلمی در دیدگاه حضرت امام رحمه الله از اهمیت ویژه ای برخوردار است.
«و آن که از همه خدمت ها بالاتر است این است که نیروی انسانی ما را رشد بدهد و این به عهده مطبوعات است…» (۱۳)
معمولا انسان مرتکب خطا و اشتباه می شود و هیچ انسانی – مگر معصومان علیهم السلام – مبرای از خطا و اشتباه نیست. اما دیدن اشتباهات، خود هنر است که باید به موقع و به نحو شایسته، اشتباهات را دید. در درون ساختار اجتماعی نیز ممکن است این گونه موارد وجود داشته باشد و احیانا اجزای نظام کاملا با یکدیگر همنوا و هماهنگ نباشند. یکی از کارکردهای مطبوعات مشاهده این ناسازگاری ها است و چه بساتذکرات مطبوعات و سایر رسانه ها موجب شود که اعضای درگیر در خطا و اشتباه متوجه آن شده، روند انجام کارها را به گونه ای طراحی نمایند و تغییر دهند که خسارات احتمالی به دنبال نداشته باشد و از آسیب های جدی آشکار و پنهان جلوگیری به عمل آید.
«… مساله دیگر راجع به انتقاد، البته روزنامه ها باید مسائلی که پیش می آید را نظر کنند، یک وقت انتقاد است – یعنی: انتقادسالم است – این مفیداست…» (۱۴)
با این دیدگاه، که اصولا انتقاد سالم، مفید است، انتقاد سالم از دیدگاه حضرت امام رحمه الله آن شکل بیانی است که در آن انگیزه تکمیل کاستی ها وجود دارد، نه آن که در پی تخریب افراد و ترور شخصیت آن ها باشد.
«انسان چون با یکی خوب نیست، در مطبوعات او را بکوبد، کار درستی نیست…» (۱۵)
یکی دیگر از ویژگی های مطبوعات و نوشتار سالم آن است که علاوه بر حفظ کلیت نظام، (۱۶) آرامش آن دچار اختلال نگرداند و در عین آرامش و حفظ تعادل، نکات مورد نظر را به گونه ای بیان کند که تنش زا نباشد.
«روزنامه ها نباید یک چیزهایی راکه موجب تهییج مردم است و موجب انحراف مردم است در آن جا بنویسند.» (۱۷)
حضرت امام رحمه الله در جای دیگر، مرز بین انتقاد و انتقام یا تضعیف و تخریب را به گونه دیگری بیان می کنند:
«وقتی که انسان فرض کنید از یک کسی گله دارد یا می بیند نقیصه ای در کار هست این نصیحت می تواند بکند، اما لسان نصیحت غیر لسان لجن کردن و ضایع کردن است. … شما ملاحظه کنید انسان چه قدر ضعیف است. اگر من یک قلمی دستم بگیرم و بخواهم مطلبی بنویسم برای کسی که خیلی دوستش دارم، ممکن نیست در این قلم یک لغزشی پیدا بشود که این ولو هزار تا عیب داشته باشد، یکی از آن ها را اشاره کنم: هیچ ممکن نیست; برای این که این دوستی نمی گذارد. اگر چنانچه از آن ور، من با یک کسی دشمنی داشته باشم، یک قلمی دست بگیرم بخواهم بنویسم، ممکن نیست که از محاسن او یک کلمه بنویسم. این قضیه، قلم شیطان است این، آن کسی قلمش قلم انسانی است، آنی است که از روی انصاف چیز بنویسد، از روی انصاف صحبت کند.» (۱۸)
آنچه تاکنون درمورداهمیت و کارکردهای مطبوعات عنوان شد، به نوعی بیانگر خط مشی مطبوعات در دیدگاه حضرت امام رحمه الله به شمار می آید. در نظر ایشان، مطبوعات باید دل مشغولی های عدیده ای داشته باشند که در راس آن ها، وظیفه آموزش مردم در جهت تعالی و تکامل است. مطبوعات باید به طور جدی از ذکر مطالب و اخباری که زمینه انحراف دیگران را فراهم می آورد و آنان را به ورطه کژی سوق می دهد اجتناب نمایند. این یک شاخص و معیار اصولی است که هر چیز دیگر را تحت الشعاع قرار می دهد (۱۹) در زمینه این اصل اساسی و بنیادین، موضع مطبوعات در مقابل کلیت اسلام و احکام اسلامی و نیز کلیت نظام و انقلاب روشن می شود. در دیدگاه حضرت امام رحمه الله مطبوعات باید بدان گونه عمل نمایند که تحت هیچ شرایطی، کلیت اعتقاد به دین اسلام وباورها و ارزش های موجود در آن ها خدشه دار نشود.
«احکام اسلام امانت است پیشمان و ما نباید با سر قلم ها خیانت کنیم بر این امانت و نباید با زبانها خیانت کنیم به این امانت..» (۲۰)
در جای دیگر، به هنگام اعطای حکم حجه الاسلام والمسلمین خاتمی به مسؤولیت روزنامه کیهان تاکید می رزند که مطبوعات باید همیشه در خدمت اسلام عزیز و مردم و کشور باشند. (۲۱)
ایشان معتقدند که یکی از رسالت های اصلی مطبوعات خدمت به مردم است. آن ها باید از ذکر مطالب غیر مفید به حال مردم اجتناب کنند. (۲۲)
«حتی مطبوعات باید این توجه را داشته باشند که چیزهایی که برای ملت مفید نیست در روزنامه ها ننویسند; کاغذ صرف این نکنند، وقت صرف این نکنند.»
حضرت امام رحمه الله در بحث رسالت مطبوعات در خدمت به مردم و کشور، به این امر بسنده نکرده و به توضیح بیشتر فایده رسانی می پردازند و اعلام می دارند:
«… مطبوعات مال عموم است… آنچه خوب است در رادیو و تلویزیون و مطبوعات باشد آن است که برای کشور اثری داشته باشد; مثلا اگر زارعی خوب زراعت کرد و زراعتش خوب بود شما این شخص را به جای مقامات کشور در صفحه اول بگذارید و زیرش بنویسید این زارع چگونه بوده است.» (۲۳)
یکی از موضوعات مورد نظر حضرت امام رحمه الله حفظ حرمت مردم است. ایشان هیچ گاه بین مردم و اسلامیت نظام و جهت گیری آن تمایزی نمی دیدند و به صورتی زیبا و جذاب، این دو عنصر اساسی انقلاب را با هم آمیخته می کردند، به طوری که تفکیک آن ها کاری بسیار سخت و دشوار است; زیرا انقلاب را مردم به وجود آوردند و این در حالی است که انگیزه آن ها اسلام بوده است. بر این اساس، جهت گیری مطبوعات نیز باید همین راه و مسیر باشد. بهترین دلیل برای اسلامیت مردم و همراهی این دو عنصر با هم، آن است که اگر عشق و علاقه به اسلام نبود، وحدت و انسجام درونی حاصل نمی شد و در نتیجه، انقلاب به پیروزی نمی رسید. بنابراین، انقلاب مرهون اسلامیت و مردم است. (۲۴) این مضمون در حکم انتصاب حجه الاسلام دعائی نیز به وضوح روشن و آشکار است. (۲۵)
امام خمینی رحمه الله در طراحی خطمشی مطبوعات تنها به بعد ایجابی و بایدها اکتفا نمی کردند و وارد حوزه «سلبی » نیز می شدند و نبایدها را نیز عنوان می کردند: هر چند ممکن است از توجه به ابعاد ایجایی، ابعاد سلبی آن نیز مشخص شود، اما در عین حال، بدان تصریح می کردند. گاهی به صورت واضح و روشن به اندیشه های غربزده نظر افکنده، به آن ها حمله می کردند.
«هی دم از غرب چه قدر می زنید؟ چه قدر میان تهی شدید؟! باید احکام اسلام را با احکام غرب بسنجیم؟! چه غلطی است! شکر نعمت این است که به اسلام وفادار باشید… (۲۶) »
در جای دیگر نیز این معنا را تذکر داده و خطر قلم های مسموم را برای یاران خود بر شمرده اند.
«آن ها که قلم های مسموم را گرفته اند و بر خلاف اسلام چیز می نویسند و ملی و دموکراتیک و این حرف ها را به میان می آورند، از آن ها نپذیرند…» (۲۷)
ایشان معتقدند که قلم اسلحه ای است که باید در دست افراد صالح و شایسته باشد. (۲۸) در عین حال، از موعظه و نصیحت اهل قلم دست بر نمی داشتند و به آن ها یادآوری می کنند که:
«توجه کنید که قلم های شما شریک خنجرهایی که از پشت به ما می زنند، نباشد، توجه کنید که زبان های شما، قلم های شما چماق نباشد و با همان قلم بنویسید که چماق بد است. توجه کنید که قلم های شما و زبان های شما مسلسل نباشد و به سینه این جوان های ما وارد بشود و آن وقت بگویید که به ما حمله شده است. شما هم حمله کردید.» (۲۹)
از آن جا که حضرت امام رحمه الله معتقد بودند که خاستگاه انقلاب، توان حرکتش و تمام بافت ها و سلول هایش از اسلام است، آنچه را به اسلام مرتبط است ارج می نهادند و معتقد بودند که باید حریم و حرمت آن حفظ گردد و به هیچ کس حق نمی دادند که بدان متعرض گردد; چه آن که روحانیت برای اسلام و انقلاب همانند طبیب است. همان گونه که پزشک از ابتدا با سلامت و بیماری اشخاص آشنا می شود و راه حفظ سلامتی و نیز درمان بیماری ها را می داند، روحانیت اسلام و راه های شناخت آن را فرا گرفته است. تخصص در کارها و انجام کارشناسی های لازم در کارها نیز ما را بر آن می دارد تا اسلام شناسی را به اسلام شناسان و کارشناسان فن ارجاع دهیم.
«آقایان ننشینند که دیگران قلم ها را بردارند و قانون را بررسی کنند و به خیال خودشان آن را اصلاح کنند. این حق شماست. درباره قانون اسلام، باید اسلام شناس نظر بدهد، قانون اساسی جمهوری اسلامی یعنی: قانون اساسی اسلام. حق این مطلب با شماست.» (۳۰)
با این دیدگاه، امام رحمه الله یک شاخص و معیار برای شناخت قلم های مسموم از قلم های سالم و خادم ترسیم کردند و اعتقاد داشتند که قلم فرسایی بر ضد روحانیت (۳۱) اقدام علیه اسلام است.
«من این نصیحتی که می کنم برای شماست و برای نسل های آینده که بدانند این را که هر وقت یک قلم فاسدی خواست مطلق روحانیت را از بین ببرد، یا به یک صورتی منزوی کند یا روحانی که در بین ملت مؤثر است او را خواست که منعزل کند، این روی آن نقشه دارد عمل می کند.» (۳۲)
اما ممکن است دشمن با برانگیختن احساسات و عواطف مردم و روشنفکران، مسیری انحرافی در اذهان و تحلیل ها ایجاد نماید. برای پیش گیری از ایجاد این مسیر انحرافی، امام رحمه الله در پیشگاه خداوندمتعال و در حضور مردم سوگند یاد کردند. و خدا را بر آن گواه گرفتند که این موضع گیری و دفاع از روحانیت بدان سبب نیست که خود از صنف روحانی اند در واقع، دفاع امام رحمه الله از روحانیت اسلام، حرکتی سیاسی، حزبی و صنفی نبود بلکه آنچه را وظیفه دینی و الهی خود احساس می کردند بیان می نمودند.
امام خمینی رحمه الله همواره در ذهن خود، دغدغه حفظ کیان و ارکان اعتقادات دینی جامعه اسلامی را داشتند به منصه ظهور رساندن این اعتقادات دینی منوط بر آن است که چارچوب و شالوده کار منطبق با اسلام باشد. بدین منظور، مجلسی تحت عنوان مجلس خبرگان تاسیس کردند; مجلسی که اعضای آن کارشناسان اسلام باشند. به طور عادی و معمول، این گونه اتفاق نمی افتد که این جمع قابل توجه، همگی به تنظیم احکام منافی اسلام رای بدهند; زیرا آنان احکام اسلامی را بهتر از دیگران می شناسند. به همین منظور و برای حفظ وصیانت از احکام اسلام و حرمت فقهای اسلام، با بیانی سلبی از قلم هایی که برای تضعیف خبرگان به میدان آمده اند با عنوان «زهرآگین » یاد کردند و آنان را عمال بیگانه معرفی نمودند.
«… آن ها با قلدری عمل می کردند، حالا این ها با تشکل وباقلم های زهرآگین و صحبت های انحرافی مشغول شده اند. آن ها سابق با سرنیزه اهل علم را، اهل تقوا را، مؤمنین را می کوبیدند، با سرنیزه مجالس وعظ و خطابه را، مجالس عزاداری بر شهداء را می کوبیدند، این ها با قلم. قلم ها همان سرنیزه سابق است. آن سرنیزه به صورت قلم درآمده، ساواک به منزله، به صورت گروه های دیگر درآمده و مقصد همان مقصد است. باید بیدار بشود ملت ما. به صورت های مختلف، با اسلام مخالفت می کنند. در مجلس خبرگان، به مجرد این که صحبت ولایت فقیه شد، شروع کردند به مخالفت… در یکی از مجالس شان این منحرفین; این هایی که از اسلام هیچ اطلاعی ندارند; این هایی که مخالف با اسلام هستند، در مجلس شان گفتند که این مجلس خبرگان باید منحل بشود و دیگران هم دست زدند، برای آن تظاهرات کردند. این ها از مجلس خبرگان می ترسیدند; برای این که مجلس خبرگان می خواهند ولایت فقیه را اثبات کنند، مجلس خبرگان می خواهند تصویب کنند آن چیزی را که خدای تبارک و تعالی فرموده است و این ها از او می ترسند.» (۳۳)
بنابراین، اگر مطبوعات می خواهد مصلح باشد و حافظ کیان اسلام و انقلاب و دین، باید از طرح هرآنچه موجب تضعیف مجلس خبرگان می شود خودداری کند.
اصولا دستگاه قضایی در هر جامعه ای، عهده دار برخورد با خاطیان و منحرفان است تا آنان را مجبور به همنوایی با کل نظام نماید. تضعیف این دستگاه به هر شکل که باشد، موجب تقویت کسانی است که دستگاه قضایی باید با آنان برخورد نماید تا امنیت و عدالت در جامعه پابرجا باشد. در هر نظام اجتماعی، طراحی قوانین و مقررات قضایی مبتنی بر باورها و عقاید حاکم بر آن جامعه است. به دلیل آن که انقلاب ریشه در اسلام دارد، قوانین و مقررات حاکم بر اجزای آن نیز باید موافق با احکام و موازین اسلامی باشد. علاوه بر آن، سایر اجزا و بخش های نظام نیز باید بر اساس اصول و موازین اسلامی با آن رابطه برقرار نمایند. مطبوعات و سایر رسانه ها به عنوان جزئی از این نظام، روابطی با دستگاه قضایی خواهندداشت که حضرت امام رحمه الله آن را بدین گونه طراحی می نمایند:
«مجلات و روزنامه ها و رسانه های گروهی توجه داشته باشند که تضعیف قوه قضاییه بر خلاف موازین اسلامی است و از پخش چیزهایی که موجب تضعیف یا توهین مقام قضاست، احتراز کنند.» (۳۴)
اما این امکان وجود دارد که دستگاه قضایی طی مراحل قانونی بررسی و نهایتا صدور حکم، دچار اشتباه گردد. در این صورت، آیا موازین اسلامی اجازه می دهد که اشخاص حقیقی یا حقوقی وارد پرونده شده و درباره آن اظهارنظر نمایند؟
«شکایت از قاضی یا دادگاه باید به حسب مقررات شرعی باشد و شاکی هر کس هست حق ندارد در مطبوعات یا رسانه های گروهی یا در مجامع عمومی طرح دعوا کند و علیه قوه قضاییه جوسازی نماید.» (۳۵)
در صورتی که دستگاه قضایی مرتکب اشتباه و خطا شد واعتراضی به حکم وجود داشته باشد باید:
«… به مقامات صالحه رجوع نمایند و به هیچ وجه، خودسرانه عملی را انجام ندهند وباید بدانند که احکام صادره از قضات شرعی، مادامی که خلاف شرع بودن آن در محاکم و مراجع صالحه ثابت نشده، واجب العمل است.» (۳۶)
رعایت حریم و شان قاضی و امر قضاوت آن قدر اهمیت دارد که هیچ کس به هیچ عنوان، حق دخالت در کار قضاوت ندارد. حتی دخالت کردن مسوولین نیز خلاف شرع قلمداد شده است. اجازه نداشتن دیگران در دخالت موجب می شود که دستگاه قضایی و شخص قاضی استقلال خود را حفظ کند. (۳۷) و علاوه بر آن که وامدار دیگران نباشد، از ترس جوسازی ها، حکمی منافی با موازین شرع صادر ننماید; زیرا جوسازی مطبوعاتی ممکن است بدان جا ختم شود که قاضی و یا دستگاه قضایی تحت فشارهای بیرونی و یا افکار عمومی واقع شده و به چیزی حکم کند که نباید. ممنوعیت در کار قضاوت شمول زیادی دارد و حتی سایر مجتهدان را نیز در بر می گیرد. ممانعت از اجرای حکم از ناحیه هر کس که باشد خلاف شرع قلمداد شده است. بنابراین، مطبوعات باید موضع خود را آن گونه طراحی نمایند که دخالت در کار دستگاه قضایی شمرده نشود.
یکی دیگر از نهادهای زاییده اسلامیت انقلاب، شورای نگهبان است که وظیفه آن نگهبانی از حریم قوانین و موازین اسلام و قانون اساسی است. تاریخ انقلاب ها این واقعه تلخ را نمایان می سازد که همواره پس از تثبیت انقلاب ها، حکام و سردمداران حکومت و نظام از عقاید و نگرش های اولیه خود فاصله گرفته و به تدریج، بر معتقدات اولیه خود خط بطلان کشیده اند. حضرت امام رحمه الله که با بینش عمیق خود چنین پدیده ای را پیش بینی می نمودند، ابتکار عمل را برای همیشه در دست گرفتند و شورای نگهبان را تاسیس کردند تا همواره مصوبات مجلس را مدنظر داشته باشند و از ورود افراد ناصالح و ناشایست به مجموعه قانون گذاری و مدیریتی نظام اسلامی ممانعت به عمل آورند. این ممانعت البته همواره با فشارهایی از بیرون و درون روبه رو بوده است تا ا
همیشه اولین نفر باشید! برای اطلاع از آخرین تخفیفها و جدیدترین کالاها در خبرنامه ثبتنام کنید.
هنوز حساب کاربری ندارید؟
ایجاد حساب کاربری