خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل آشنایی با تنی چند از صوفیه ایران
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل آشنایی با تنی چند از صوفیه ایران قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل مشاهیر صوفیه
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل مشاهیر صوفیه قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
15ساعت
36دقیقه
36ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل امام خمینی (قدس سره )

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 72

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
4 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

فایل پاورپوینت کامل امام خمینی (قدس سره )؛ انتخابی مطمئن برای ارائه‌ای حرفه‌ای

اسلایدهایی آماده برای استفاده:

فایل فایل پاورپوینت کامل امام خمینی (قدس سره ) شامل 120 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائه‌های رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده می‌باشد.

ویژگی‌هایی که فایل فایل پاورپوینت کامل امام خمینی (قدس سره ) را متمایز می‌کند:

  • طراحی بصری حرفه‌ای:فایل پاورپوینت کامل امام خمینی (قدس سره ) با بهره‌گیری از رنگ‌بندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
  • سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شده‌اند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
  • وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربه‌ای بدون نقص را فراهم می‌سازد.

استاندارد بالا در تولید محتوا:

فایل فایل پاورپوینت کامل امام خمینی (قدس سره ) با رعایت اصول حرفه‌ای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش می‌باشد.

نکته مهم:

در صورت مشاهده نسخه‌هایی با کیفیت پایین‌تر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخه‌های غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل امام خمینی (قدس سره ) تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل امام خمینی (قدس سره ) را دریافت کرده و ارائه‌ای حرفه‌ای و متمایز تجربه نمایید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل امام خمینی (قدس سره ) :

سال ۱۳۲۰ هجری قمری از نیمه می گذشت که مولودی در ایران دیده به جهان گشود که بعدها با قیام الهی خویش سرنوشت ایران و جهان اسلام را دگرگون ساخت و انقلابی را پدید آورد که قدرتهای مسلط جهان و تمامی دشمنان آزادی و استقلال ملتها، از همان آغاز در برابرش صف کشیدند و برای سرکوبی اش به میدان آمدند.
آن روز کسی نمی دانست ، این همان است که فرداها دنیا او را به نام ((امام خمینی )) خواهند شناخت . همانکه وقتی قیام خویش را آغاز کند، در برابر بزرگترین قدرتهای جهان خواهد ایستاد و از استقلال کشور و مجد امت اسلام دفاع خواهد کرد و احیاگر دین خدا در عصر مسخ ارزشها خواهد شد.
پیشینه تاریخی :
بیستم جمادی الثانی ((روز کوثر)) است ، پس از وفات فرزندان پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله مشرکین قریش خوشیها کردند و زبان به زخم گشودند که نسل پیامبر ادامه نخواهد یافت ! از خالق هستی فرمان رسید: ععع ((انا اعطیناک الکوثر… ان شانئک هو الابتر)). عععع در آن روز بزرگ ، کوثر و لایت و امامت در زمین جاری گشت و بانوی عفت و ایمان ، صدیقه طاهره علیه السلام دیده به جهان گشود تا امام همیشه عدالت و انسانیت را مونس و همسر باشد و نسلی پدید آورند که یازده ستاره امامت ، ایستاده بر شاهراه هدایت انسانها از آن جمله اند. نسلی که صلح و جنگش ، مناجات و سکوتش ، حلم و علمش و حیات سراسر مقاومت و رنج و شهادتش و سرانجام غیبت موعود به انتظار نشسته اش حکمتهای الهیه را رقم می زند و ثابت می کند که بندگان خدا در عصر هبوط و در حصار زمان و طبیعت به خود وانهاده نشده اند و حق پویان و رهروان طریق هدایت را همیشه هدایت کننده ای هست و زمین را حجت حق خالی نخواهد ماند. دوران غیبت آغاز شد و کشمش هماره خوب و بد نیز ادامه یافت . نسل در نسل ، گردنکشان و زر پرستان و اصحاب فساد در جبهه ظلمت خویش و در آنسو مؤ منان و صالحان و پاک سیرتان در وادی نور رویارو ایستادند. انوار وحی بر جهان تابیده بود و اسلام با فتح قلوب بندگان خوب خدا قلمرو خویش را گسترش می داد و تا دور دستهای شرق و از آنسو تات قلب اروپا پیش می رفت . تمدنی بزرگ و بی سابقه شکل می گرفت و بشر شاهد جهش و تحولی شگرف در پهنه علم و ادب ، فرهنگ و هنر و تمامی آثار تمدن واقعی با مبنایی استوار از ایمان و انگیزه بود.
از ولادت تا هجرت
در روز بیستم جمادی الثانی ۱۳۲۰ هجری قمری در شهرستان خمین از توابع استان مرکزی ایران در خانواده اهل علم و هجرت و جهاد و در خاندانی از سلاله زهرای اطهر علیه السلام ، روح الله الموسوی الخمینی پای بر خاکدان طبیعت نهاد.
پدر بزرگوار امام خمینی مرحوم آیه الله سید مصطفی موسوی از معاصرین مرحوم آیه الله العظمی میرزای شیرازی (ره ) پس از آنکه سالیانی چند در نجف اشرف علوم و معارف اسلام را فراگرفته و به درجه اجتهاد نائل آمده بود به ایران بازگشت و در خمین ملجاء مردم و هادی آنان در امور دینی بود. در حالی که بیش از ۵ ماه از ولادت ((روح الله )) نمی گذشت ، طاغوتیان و خوانین تحت حمایت عمال حکومت وقت ، ندای حق طلبی پدر را که در برابر زورگوئیهایشان به مقاومت برخاسته بود با گلوله پاسخ گفتند و در مسیر خمین به اراک وی را به شهادت رساندند. بستگان شهید برای اجرای حکم الهی قصاص به تهران (دارالحکومه وقت ) رهسپار شدند و بر اجرای عدالت اصرار ورزیدند تا قاتل قصاص گردید.
بدین ترتیب امام خمینی از اوان کودکی با رنج یتیمی آشنا و با مفهوم شهادت روبرو گردید وی دوران کودکی و نوجوانی را تحت سرپرستی مادر مؤ منه اش (بانو هاجر) که خود از خاندان علم و تقوا و از نوادگان مرحوم آیه الله خوانساری (صاحب زبده التصانیف ) بوده است و همچنین نزد عمه مکرمه اش (صاحب خانم ) که بانویی شجاع و حق جو بود، سپری کرد اما در سن ۱۵ سالگی از نعمت وجود آن دو عزیز نیز محروم گردید.
حضرت امام از سنین کودکی و نوجوانی با بهره گیری از هوشی سرشار، قسمتی از معارف متداول روز و علوم مقدماتی و سطح حوزه های دینیه ، از آن جمله ادبیات عرب ، منطق و فقه و اصول را نزد معلمین و علمای منطقه (نظیر آقا میرزا محمود افتخار العماء مرحوم میرزا رضا نجفی خمینی ، مرحوم آقا شیخ علی محمد بروجردی ، مرحوم آقا شیخ محمد گلپایگانی و مرحوم آقا عباس اراکی و بیش از همه نزد برادر بزرگش آیه الله سید مرتضی پسندیده ) فرا گرفت و در سال ۱۲۹۸. ه ش . عازم حوزه علمیه اراک شد.
هجرت به قم ، تحصیل دروس تکمیلی و تدریس علوم اسلامی :
اندکی پس از هجرت آیه الله العظمی حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی رحمه الله علیه (نوروز ۱۳۰۰ ش . مطابق با رجب المرجب ۱۳۴۰ هجری قمری ) امام خمینی نیز رهسپار حوزه علمیه قم گردید و به سرعت مراحل تحصیلات تکمیلی علوم حوزوی را نزد اساتید حوزه قم طی کرد. که می توان از فراگرفتن تتمه مباحث کتاب مطول (در علم معانی و بیان ) نزد مرحوم آقا میرزا محمد علی ادیب تهرانی و تکمیل دروس سطح نزد مرحوم آیه الله سید محمد تقی خوانساری ، و بیشتر نزد مرحوم آیه الله سید علی یثربی کاشانی و دروس خارج فقه و اصول نزد زعیم حوزه قم آیه الله العظمی حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی نام برد.
همزمان با فراگیری فقه و اصول نزد فقها و مجتهدین وقت به فراگیری ریاضیات و هیئت و فلسفه نزد مرحوم حاج سید ابوالحسن رفیعی قزوینی و ادامه همین دروس به اضافه علوم معنوی و عرفانی نزد مرحوم آقا میرزا علی اکبر حکیمی یزدی و عروض وقوافی و فلسفه اسلامی و فلسفه غرب را نزد مرحوم آقا شیخ محمد رضا مسجد شاهی اصفهانی و اخلاق و عرفان را نزد مرحوم آیه الله حاج میرزا جواد ملکی تبریزی و عالی ترین سطوح عرفان نظری و علمی را به مدت شش سال نزد مرحوم آیه الله آقا میرزا محمد علی شاه آبادی بپردازد.
پس از رحلت آیه الله العظمی حائری یزدی تلاش امام خمین به همراه جمعی دیگر از مجتهدین حوزه علمیه قم به نتیجه رسید و آیه الله العظمی بروجردی (ره ) به عنوان زعیم حوزه علمیه عازم قم گردید.
مشی سیاسی حضرت امام که سخت معتقد به حفظ کیان حوزه ها و اقتدار روحانیت و زعامت دینی به عنوان تنها پناهگاه مردم در آن روزهای خطیر و پرآشوب بود، موجب می شد تا آن حضرت علیرغم شایستگی ها و اختلاف نظرها، همواره علم و فضل و تلاش خویش را در خدمت به تحکیم حوزه تازه تاءسیس علمیه قم و به عنوان مدافعی دلسوز در کنار آیه الله العظمی حائری و بروجردی باقی بماند. پس از رحلت آیه الله بروجردی نیز امام خمینی علی رغم روی کرد گسترده طلاب و فضلا و جامعه اسلامی به ایشان به عنوان یکی از مراجع تقلید، از هرگونه اقدامی که شائبه موقعیت طلبی و مقام خواهی داشته باشد به شدت پرهیز داشت .
حضرت امام طی سالهای طولانی در حوزه علمیه قم به تدریس چندین دوره فقه ، اصول ، فلسفه و عرفان و اخلاق اسلامی در مدرسه فیضیه ، مسجد اعظم ، مسجد محمدیه ، مدرسه حاج ملاصادق ، مسجد سلماسی ، و… همت گماشت و در حوزه علمیه نجف نیز قریب ۱۴ سال در مسجد شیخ اعظم انصاری (ره ) معارف اهل بیت و فقه را در عالی ترین سطوح تدریس نمود و در نجف بود که برای نخستین بار مبانی نظری حکومت اسلامی را در سلسله درسهای ولایت فقیه بازگو نمود. به گفته شاگردان ایشان درس امام خمینی از معتبرترین کانونهای درسی حوزه محسوب می شد و در برخی از دوره ها – سالهای تدریس در حوزه علمیه قم – شاگردان حاضر در محضر استاد به ۱۲۰۰ نفر هم رسیده بود که میان آنان دهها تن از مجتهدین مسلم و شناخته شده حاضر بودند.
ماجرای انجمنهای ایالتی و ولایتی فرصتی پدید آورد تا ایشان در رهبری قیام روحانیت ایفای نقش کند و بدین ترتیب قیام سراسری روحانیت و ملت ایران ۱۵ خرداد سال ۱۳۴۲ با دو ویژگی برجسته یعنی رهبری واحد امام خمینی و اسلامی بودن انگیزه ها، شعارها و هدفهای قیام ، سرآغازی شد بر فصل نوین مبارزات ملت ایران که بعدها تحت نام ((انقلاب اسلامی )) در جهان شناخته و معرفی شد.
کودتای رضاخان در سوم اسفند ۱۲۹۹ شمسی که بوسیله انگلیسی ها حمایت و سازماندهی شده بود هر چند که به سلطنت قاجاریه پایان بخشید و تا حدودی حکومت ملوک الطوایفی خوانین و اشرار پراکنده را محدود ساخت اما در عوض آنچنان دیکتاتوری پدید آورد که در سایه آن هزار فامیل بر سرنوشت ملت مظلوم ایران حاکم شدند و دودمان پهلوی به تنهایی عهده دار نقش سابق خوانین و اشرار گردید.
امام خمینی علاقه خاصی به پیگیری مسائل سیاسی و اجتماعی داشت . رضاخان پس از محکم کردن پایه های سلطنت خویش در همان سالهای نخست برنامه های وسیعی را در جهت زدودن آثار فرهنگی اسلامی در جامعه ایران به معرض اجرا گذاشت . علاوه بر اعمال انواع تضییقات برای روحانیون ، طی دستورالعملهای رسمی مجالس روضه و خطابه های مذهبی را تعطیل کرد، تدریس امور دینی قرآن در مدارس و اقامه نماز جماعت را ممنوع و زمزمه کشف حجاب بانوان مسلمان ایرانی را آغاز کرد. قبل از آنکه رضاخان عملا و در سطحی گسترده هدفهای خود را علنی سازد، روحانیت متعهد ایران نخستین قشری بود که با آگاهی از اهداف پشت پرده به مخالفت و اعتراض بر خاست . علمای متعهد اصفهان به رهبری آیه الله حاج آقا نورالله اصفهانی در سال ۱۳۰۶ هجری شمسی دست به هجرت اعتراض آمیز به قم و تحصن در این شهر زدند.
این حرکت از سوی علمای دیگر شهرها نیز همراهی شد. هجرت و تحصن ۱۰۵ روزه علما در قم (۲۱ شهریور تا ۴ دیماه ۱۳۰۶ ه ش ) به عقب نشینی ظاهری رضاخان انجامید و نخست وزیر وقت (مخبرالسلطنه ) متعهد به اجرای شرایط متحصنین گردید، با شهادت رهبر قیام در دیماه ۱۳۰۶ به دست عمال رضاخان ، تحصن عملا پایان یافت .
این ماجرا فرصتی بود برای طلبه ای جوان ، با استعداد و دارای روحی سلحشور به نام روح الله خمینی تا با حضور در متن جریان از نزدیک با مسائل مبارزه و چگونگی ستیز روحانیت و رضاخان آشنا بود. از سوی دیگر چند ماه پیش از این ، در نوروز سال ۱۳۰۶ هجری شمسی ماجرای درگیری رویاروی آیه الله بافقی با رضاخان در قم و محاصره این شهر بوسیله نیروهای نظامی و مضروب شدن این عالم مجاهد بوسیله شاه و تبعید او به شهر ری به وقوع پیوست . این حادثه و ماجراهای مشابه و جریاناتی که در مجلس قانونگذاری این ایام می گذشت بویژه مبارزات ، روحانی نامدار و مجاهد آیه الله سید حسن مدرس تاءثیر خود را بر روح حساس و پر شور امام بر جای می نهاد.
پس از رحلت آیه الله العظمی حائری (۱۰ بهمن ۱۳۱۵ ه ش ) حوزه علمیه قم را خطر انحلال تهدید می کرد. علمای متعهد به چاره جویی برخاستند. مدت هشت سال سرپرستی حوزه علمیه قم را آیات عظام : سید محمد حجت ، سید صدرالدین و سید محمد تقی خوانساری رضوان الله علیهم بر عهده گرفتند. در این فاصله و بخصوص پس از سقوط رضاخان ، شرایط برای تحقق مراجعت عظمی فراهم گردید. آیه الله العظمی بروجردی شخصیت علمی برجسته ای بود که می توانست جانشین مناسبی برای مرحوم حائری و حفظ کیان حوزه باشد.این پیشنهاد از سوی شاگردان آیه الله حائری و از جمله امام خمینی تعقیب شد. اما خمینی که با دقت شرایط سیاسی جامعه و وضعیت حوزه ها را زیر نظر داشت دریافته بود که تنها نقطه امید به رهایی و نجات از شرایط ذلت باری که پس از شکست مشروطیت و بخصوص پس از روی کار آوردن رضا خان پدید آمده است ، بیداری حوزه های علمیه و پیش از آن تضمین حیات حوزه ها و ارتباط معنوی مردم با روحانیت می باشد.
امام خمینی در تعقیب هدفهای ارزشمند خویش در سال ۱۳۲۸ طرح اصلاح اساسی ساختار حوزه علمیه را با همکاری آیه الله مرتضی حائری تهیه و به آیه الله بروجردی (ره ) پیشنهاد داد. این طرح از سوی شاگردان امام و طلاب روشن ضمیر حوزه مورد استقبال و حمایت قرار گرفت .
حضرت امام در تمام دوران زعامت آیه الله بروجردی (ره ) سعی خویش را در بعد حوزوی مصرف حمایت از اقتدار مرجعیت و حوزه های علمیه از یکسو و انتقال اطلاعات سیاسی و اجتماعی و ارزیابی های خویش از مسائل روز و هشدارهای به موقع در مورد هدفهای رژیم شاه و جلوگیری از نفوذ عناصر کج فهم و راحت طلب نموده است . و در همین حال ارتباط خویش را با عناصر سیاسی موجه در تهران و شخصیتهایی نظیر آیه الله کاشانی ادامه می داد و از طرق مختلف از جمله پیگیری مستمر مذاکرات مجلس شورای ملی و نشریات معتبر وقت ، تحولات جاری را به دقت زیر نظر داشت .
هنگامی که زمزمه تشکیل مجلس مؤ سسان برای تغییر قانون اساسی و مطلق العنان کردن شاه در سال ۱۳۲۸. ه ش مطرح گردید، شایعه کردند که آیه الله العظمی بروجردی با این تغییرات موافق بوده و مشورتهایی با مقامات دولتی داشته است . امام خمینی از این شایعه برآشفتند و ضمن هشدار در جلسات حضوری به همراه چند تن از مراجع و علمای وقت طی نامه ای سرگشاده به آیه الله بروجردی خواستار بیان حقیقت شدند. متعاقب آن ، آیه الله بروجردی طی بیانیه ای توافق در این مورد را تکذیب کردند. همزمان با این واقعه آیه الله کاشانی نیز از تبعیدگاه خود در لبنان طی بیانیه ای بر لزوم مقاومت در برابر تصمیم جدید شاه تاءکید کرد.
در جریان انتخاب دوره شانزدهم مجلس ، آیت الله کاشانی از سوی مردم تهران انتخاب گردید. همکاری و ائتلاف جناح روحانی مجاهد آیه الله کاشانی با جبهه ملی کفه را به نفع طرفداران نهضت ملی شدن صنعت نفت و به زیان شاه سنگین کرد. فدائیان اسلام که از حمایتهای آیه الله کاشانی بهره مند بودند طی چند عملیات کم سابقه ضربه های کاری بر دولتهای دست نشانده شاه وارد ساختند. دکتر مصدق رهبر جبهه ملی با بهره مندی از همین حمایتها به صدارت رسید. قیام سی تیر ۱۳۳۱ در تهران شکل گرفت . ایران آرزوی دیرینه خود یعنی پیروزی ملی شدن صنعت نفت را شادمانی می کرد، اما دیری نپایید که ناسازگاری در جبهه ائتلاف رخ نمود و اختلافات بین فدائیان اسلام و آیه الله کاشانی و رهبران جبهه ملی تا مرز رویارویی توسعه یافت .
آیه الله کاشانی با جایگزینی آمریکا و شرکتهای آمریکایی به جای انگلیس در صنعت نفت و دیگر پهنه های اقتصادی کشور شدیدا مخالف بود. در حالی که بسیاری از کسانی که ارکان قدرت را در دولت مصدق اشغال کرده بودند به این نظریه تمایل نشان می دادند.
خطرات مشارکت عناصر غیر مذهبی در نهضت و اعتماد به حزب توده نیز از جمله موارد اختلاف بود. به موازات افزایش اختیارات نخست وزیر و نفوذ عناصر یاد شده در دولت ملی ، تبلیغات حساب شده صد دینی نیز افزایش یافت . خیانتهای حزب توده به اوج رسید و جناح مذهبی نهضت منزوی گردید. آمریکا از این فرصت کمال استفاده را برد و با کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ سلطنت بلامنازع شاه را تضمین و مخالفین را ساقط کرد.
آنچه که از مجموعه پیامها و سخنرانیها بعدی امام خمینی در رابطه با ماجرای نهضت ملی استنباط می شود این است که آن حضرت از ابتدا بر ناپایداری ائتلاف پیش آمده واقف بود. نهضت ملی در اهداف ضد استعماریش پیروزیهایی به دست آورده بود اما ملی کردن صنعت نفت دارای محدودیتهای فصلی و زمانی بود و به تنهایی نمی توانست استمرار نهضت را در دراز مدت تضمین نماید.
جناح ملی گرای نهضت ، اعتقادی به شعارها و هدفهای جناح مذهبی نداشت . فقدان رهبری واحد، نفوذ عناصر ناصالح و نبود اهداف مشترک سیاسی و فرهنگی که بتواند در درازمدت حمایت عمومی مردم مسلمان ایران را تضمین نماید از جمله موانعی بودند که ادامه مسیر نهضت را ناممکن می ساختند.
فعالیت فدائیان اسلام و همچنین تلاشهای آیه الله کاشانی به دلایلی نه تنها مورد حمایت آیه الله العظمی بروجردی ، مرجع مقتدر آن روز واقع نمی شد بلکه اختلافات فاحشی نیز در بین بود.
قبل از آنکه شیرینی نهضت ملی نفت در ذائقه مردم ایران بنشیند تلخی اثر اختلاف و حوادث ناگوار بعدی و سرانجام کودتای ۲۸ مرداد در کامها ریخته شد. فدائیان اسلام دست از مبارزه نکشیدند ولی دو سال بعد (۲۵/۸/۱۳۳۴) در ماجرای ترور ناموفق حسین علاء نخست وزیر وقت دستگیر و رهبران آن در دیماه سال ۱۳۳۴ پس از محاکمه در دادگاههای سری نظامی شاه به جوخه اعدام سپترده شدند. تلاشهای امام خمینی و دیگر علما در جلوگیری از اعدام آنان به نتیجه نرسید.
دهم فروردین ۱۳۴۰ آیه الله العظمی بروجردی رحلت کرد. در اسفند همین سال نیز روحانی مبارزه آیه الله کاشانی دار فانی را وداع گفت . امام خمینی بعد از رحلت آیه الله بروجردی علی رغم استقبال حوزه علمیه و مردم ، همچون ادوار گذشته زندگی خویش کوچکترین قدمی برای مرجعیت خود برنداشت .
پس از رحلت آیه الله بروجردی و تجزیه مرجعیت عظمی ، رژیم شاه شتاب بیشتر به اصلاحات مورد نظر آمریکا داد و همزمان کوشید تا امر مرجعیت را به خارج از ایرن منتقل نماید.
لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی که به موجب آن شرط ((مسلمان بودن ، سوگند به قرآن کریم و مرد بودن انتخاب کنندگان و کاندیداها)) تغییر می یافت در ۱۶ مهر ۱۳۴۱ ه ش به تصویب کابینه اسدالله علم رسید. امام خمینی به همراه علمای بزرگ قم و تهران به محض انتشار خبر تصویب لایحه مزبور پس از تبادل نظر دست به اعتراضات همه جانبه زدند.
رژیم شاه ابتدا دست به تهدید و تبلیغات علیه روحانیت زد. با وجود این ، دامنه قیام رو به فزونی نهاد. در تهران ، قم و برخی شهرهای دیگر بازارها تعطیل و مردم در مساجد به حمایت از حرکت علما گرد آمدند. یک ماه و نیم پس از آغاز ماجرا، دولت یک گام عقب نشست و با ارسال پاسخ مکتوب شاه و نخست وزیر درصدد دلجویی علما و توجیه آنها برآمد. رژیم شاه با شناختی که از شخصیت و انعطاف ناپذیری امام خمینی داشت از ارسال پاسخ برای ایشان عمدا خودداری کرد. برخی از علمای حوزه علمیه موضع دولت را قانع کننده تشخیص داده و خواستار پایان دادن به قیام بودند. امام خمینی سرسختانه مخالفت کرد. حضرت امام معتقد بود که دولت می بایست رسما لایحه انجمن های ایالتی و ولایتی را لغو کند و خبر آن را انتشار دهد.
سرانجام رژیم شاه تن به شکست داد و رسما در ۷ آذر ۱۳۴۱ هیئت دولت ، مصوبه قبلی را لغو کرد و خبر آن را به علما و مراجع تهران و قم اطلاع داد. اما خمینی در نشست با علمای قم مجددا بر مواضع خویش پای فشرد و لغو مصوبه در پشت درهای بسته را کافی ندانست و اعلام کرد تا زمانی که لغو آن در رسانه ها پخش نشود، قیام ادامه خواهد داشت . فردای آن روز خبر لغو لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی در روزنامه های دولتی منعکس شد و مردم نخستین پیروزی بزرگ خویش را پس از نهضت ملی شدن صنعت نفت جشن گرفتند.
امام خمینی بار دیگر مراجع و علمای قم را به چاره جویی و قیامی دوباره فراخواند. با آنکه هدفهای پشت رده رژیم از اصلاحات و رفراندوم برای شخص امام آشکار، و رویارویی غیر قابل اجتناب بود، اما در این نشست تصمیم جمعی بر این شد که با شاه مذاکره و انگیزه او را جویا شوند.
پیغامهای طرفین بوسیله اعزام نمایندگانی برای مذاکره در چند مرحله رد و بدل شد. شاه در ملاقات با آیه الله کمالوند تهدید کرده بود که اصلاحات به هر قیمتی ولو با خونریزی و خراب کردن مسجد انجام خواهد شد.
در نشست بعدی علمای قم ، حضرت امام خواستار تحریم رسمی رفراندوم شاه بود ولی محافظه کاران حاضر در جلسه ، مبارزه در چنین شرایطی را مقابله ((مشت با درفش )) دانسته و بی ثمر خواندند! سرانجام بر اثر اصرار و مقاومت امام خمینی قرار شد مراجع و علما مخالفت با رفراندوم را صریحا اعلام و شرکت در آنرا تحریم کنند. حضرت امام بیانیه ای کوبنده در بهمن ۱۳۴۱ صادر کرد. متعاقب آن بازار تهران تعطیل شد و ماءمورین پلیس به تجمع مردم حمله بردند. شاه ناگریز برای کاهش دامنه مخالفتها در چهارم بهمن عازم قم گردید. امام خمینی از قبل با پیشنهاد استقبال مقامات روحانی از شاه به شدت مخالفت نمود، شاه به شدت مخالفت نمود، و حتی خروج از منازل و مدارس را در روز ورود شاه به قم تحریم کرد. تاءثیر این تحریم چنان بود که نه تنها روحانیون و مردم قم بلکه تولیت آستانه مقدسه حضرت معصومه در این شهر – که مهم ترین منصب حکومتی تلقی می شد – نیز به استقبال شاه نرفت و همین امر سبب عزل او گردید. دو روز بعد رفراندوم غیر قانونی در شرایطی که به جز کارگزاران رژیم کسی دیگر در آن شرکت نداشت ، برگزار شد. رسانه های رژیم با پخش مکرر تلگرافهای تبریک مقامات آمریکا و دول اروپایی سعی داشتند تا رسوایی عدم مشارکت مردم در رفراندوم را مخفی نگاه دارند. امام خمینی با سخنرانیها و بیانیه های خویش همچنان به افشاگری دست می زد. تبلیغات وسیعی علیه روحانیت و امام خمینی آغاز شد. شاه تصمیم به سرکوبی قیام داشت . روز دوم فروردین ۱۳۴۲ که مصادف با شهادت حضرت امام جعفر صادق علیه السلام بود ماءمورین مسلح رژیم با لباس مبدل اجتماع طلاب علوم دینی در مدرسه فیضیه را بر هم زدند و متعاقب آن نیروهای پلیس با سلاح گرم وحشیانه به مدرسه فیضیه یورش بردند و به کشتار و جرح طلاب پرداختند همزمان مدرسه دینی طالبیه تبریز نیز مورد هجوم قرار گرفت . منزل امام خمینی در قم هر روز شاهد حضور گروههای زیادی از نیروهای انقلابی و مردم خشمگین بود که برای ابراز همدردی و حمایت علما و دیدن آثار جنایت رژیم به قم می آمدند.
امام خمینی در اجتماع مردم ، بی پروا از شخص شاه به عنوان عامل اصلی جنایات و هم پیمان با اسرائیل یاد می کرد و مردم را به قیام فرامی خواند.
امام خمینی راه خویش را آگاهانه انتخاب کرده بود، او به تکلیف شرعی می اندیشید و شعارش ((عمل به وظیفه ، ولو بلغ و ما بلغ )) بود. در منطق امام معنای ((شکست و پیروزی )) غیر آن چیزی است که در عرف سیاستمداران حرفه ای تعریف می شود. امام خمینی زمانی در نقش رهبری انقلاب اسلامی در سال ۱۳۴۲ ظاهر شد که سالها پیش از آن مراحل مختل تهذیب نفس و جهاد اکبر و کسب فضائل معنوی و معارف حقیقی را در سطوح عالیه گذرانده بود. راز موفقیتهای امام خمینی را باید در مجاهده طولانی او با نفس و نیل به معرفت شهودی حقیقت جستجو کرد. فهم انگیزه و اهداف مبارزات سیاسی امام خمینی بدون نظر کردن به مراحل تکامل شخصیت روحی و معنوی و علمی وی ممکن نیست .
از برجسته ترین ویژگیهای نهضت امام خمینی : اعلام خط مشی مشخص در مبارزه اتخاذ مواضع روشن و عدول نکردن از آنها و قاطعیت در پیگیریهای هدفهاست که دوست و دشمن بر آن اعتراف دارند.
سال ۱۳۴۲ با تحریم مراسم عید نوروز آغاز و با خون مظلومین فیضیه خونرنگ شد. شاه بر انجام اصلاحات مورد نظر آمریکا اصرار می ورزید و امام خمینی بر آگاه کردن مردم و قیام آنان در برابر دخالتهای آمریکا و خیانتهای شاه پافشاری داشت . در چهارده فروردین ۱۳۴۲ آیه الله العظمی حکیم از نجف طی تلگرافهایی به علما و مراجع ایران خواستار آن شد که همگی به طور دسته جمعی به نجف هجرت کنند. این پیشنهاد برای حفظ جان علما و کیان حوزه ها مطرح شده بود. رژیم شاه برای ایجاد رعب و جلوگیری از پاسخگویی علما به تلگراف آیه الله حکیم ، نیروهای نظامی را به قم گسیل داشت و همزمان هیئتی را برای ابلاغ پیام تهدیدآمیز شاه به منزل مراجع تقلید فرستاد. امام خمینی از پذیرش این هیئت امتناع ورزید.
حضرت امام خمینی بدون اعتنا به این تهدیدها، پاسخ تلگراف آیه الله العظمی حکیم را ارسال نموده و در آن تاءکید کرده بود که هجرت دستجمعی علما و خالی کردن حوزه علیمه قم به مصلحت نیست .
امام خمینی در پیامی (به تاریخ ۱۲/۲/۱۳۴۲) بمناسبت چهلم فاجعه فیضیه بر همراهی علما و ملت ایران در رویارویی سران ممالک اسلامی و دول عربی با اسرائیل غاصب تاءکید ورزید و پیمانهای شاه و اسرائیل را محکوم کرد و بدین ترتیب از آغاز قیام خویش نشان داد که نهضت اسلامی در ایران از مصالح امت اسلامی جدا نیست .
قیام ۱۵ خرداد
ماه محرم ۱۳۴۲ که مصادف با خرداد بود فرارسید. امام خمینی از این فرصت نهایت استفاده را در تحریک مردم به قیام علیه رژیم مستبد شاه بعمل آورد. روز عاشورا جمعیت صد هزار نفری در تهران با داشتن عکسهایی از امام به تظاهرات پرداختند و در مقابل کاخ مرمر (محل استقرار شاه ) برای اولین بار در پایتخت شعار ((مرگ بر دیکتاتور)) سردادند. روزهای بعد نیز در دانشگاه و بازار و مقابل سفارت انگلیس تظاهرات گسترده ای در حمایت از قیام امام بر پا بود.
امام خمینی عصر عاشورا سال ۱۳۸۳ هجری قمری (۱۳ خرداد ۱۳۴۲ شمسی ) در مدرسه فیضیه نطق تاریخی خویش را ایراد کرد. بخش عمده ای از سخنان امام در بیان نتایج زیانبار سلطنت دودمان پهلوی و افشای روابط پنهانی شاه و اسرائیل اختصاص داشت .
سخنان امام خمینی همچون پتکی بر روح شاه که جنون قدرت و تکبر فرعونی او زبانزد خاص و عام بود فرود آمد. شاه فرمان خاموش کردن صدای قیام را صادر کرد. نخست جمع زیادی از یاران امام خمینی در شامگاه ۱۴ خرداد دستگیر و ساعت سه نیمه شب (سحرگاه پانزده خرداد۴۲) صدها کماندوی اعزامی از مرکز، منزل حضرت امام را محاصره کردند و ایشان را در حالی که مشغول نماز شب بود دستگیر و به تهران برده و در بازداشتگاه باشگاه افسران تهران زندانی کردند و غروب آن روز به زندان عصر منتقل نمودند. خبر دستگیری امام به سرعت در شهر قم و مناطق اطراف پیچید.
زن و مرد از روستاها و منازل خویش در شهر به سوی منزل قائد خود حرکت کردند. شعار اصلی جمعیت ((یا مرگ یا خمینی )) بود که از تمام فضای قم به گوش می رسید. هنگامی که سیل جمعیت از حرم حضرت معصومه بیرون آمدند رگبار مسلسلهای گشوده شد و تا ساعتی چند درگیری شدید ادامه داشت . حمام خون به راه افتاد بود. هواپیماهای نظامی از تهران به پرواز درآمدند و در فضای شهر قم برای ایجاد رعب بیشتر دیوار صوتی را شکستند. قیام با سرکوبی شدید کنترل شد. کامیونهای نظامی ، اجساد شهدا و مجروحین را به سرعت از خیابانها و کوچه ها به نقاط نامعلوم بردند. غروب آن روز شهر قم حالتی جنگ زده و غمگنانه داشت .
صبحگاه پانزده خرداد خبر دستگیری رهبر انقلاب به تهران ، مشهد، شیراز و دیگر شهرها رسید و وضعیتی مشابه قم پدید آورد. مردم ورامین و شهرکهای اطراف به سوی تهران سرازیر شدند. تانکها و ابزار زرهی و نیروهای نظامی برای جلوگیری از ورود معترضین به شهر در سه راهی ورامین با جمعیت درگیر شدند و جمع زیادی از راهپیمایان را به خاک و خون کشیدند. جمعیت انبوهی در حوالی بازار تهران و مرکز شهر نیز گرد آمده و با شعار ((یا مرگ یا خمینی )) به سوی کاخ شاه به حرکت درآمدند. سرانجام ماءمورین نظامی و پلیس شاه با تیراندازی های گسترده و مستقیم و به کارگیری هر چه در توان داشتند. بر قیام مردم فائق آمدند.
روز ۱۵ خرداد در تهران و قم حکومت نظامی برقرار شد اما علیرغم آن روزهای بعد از تظاهرات وسیعی بر پا بود که در هر مورد به درگیری خونین انجامید.
پانزده خرداد ۴۲ آغاز انقلاب اسلامی مردم ایران بود. امام خمینی پس از ۱۹ روز حبس در زندان قصر به زندانی در پادگان نظامی عشرت آباد منتقل شد.
شاه دو روز بعد از نهضت ۱۵ خرداد قیام مردم را بلوا و اقدامی وحشیانه و نتیجه اتحاد ارتجاع سرخ و سیاه نامید و سعی کرد تا آن را به خارج از مرزها و کسانی همچون جمال عبدالناصر نسبت دهد. حزب کمونیست شوروی قیام ۱۵ خرداد را حرکتی کور و ارتجاعی بر ضد اصلاحات مترقیانه شاه ! دانست . استقلال تمام عیار قیام ۱۵ خرداد آنچنان بر ملا و فاحش بود که اینگونه انگها نمی توانست کمترین لطمه ای بدان وارد سازد.
با دستگیری رهبر نهضت و کشتار وحشیانه مردم در روز ۱۵ خرداد ۴۲، قیام ظاهرا سرکوب شد. امام خمینی در حبس از پاسخ گفتن به سئوالات بازجویان ، با شهامت و اعلام اینکه هیئت حاکمه ایران و قوه قضائیه آن را غیر قانونی و فاقد صلاحیت می داند، اجتناب ورزید.
در سلول انفرادی پادگان عشرت آباد نیز فرصت را از دست نداد و به مطالعه کتب تاریخ معاصر و از آن جمله تاریخ مشروطیت ایران و کتابی از آثار جواهر لعل نهرو پرداخت . پس از دستگیری امام خمینی اعتراضات گسترده ای از سوی روحانیت و اقشار مختلف مردم از سراسر کشور آغاز و خواستار آزادی رهبر خویش شدند. جمعی از علمای برجسته کشور به نشانه اعتراض به تهران هجرت کردند. بیم سوء قصد به جان رهبر انقلاب واکنش گسترده ای در مردم برانگیخته بود. خشم مردم از ادامه بازداشت امام رو به فزونی بود. از اینرو رژیم ناگزیر شد در تاریخ ۱۱ مرداد ۱۳۴۲ حضرت امام را از بازداشتگاه به منزلی تحت محاصره نیروهای امنیتی در منطقه داودیه تهران منتقل نماید. مردم تهران به محض اطلاع از انتقال رهبر، به سمت داودیه سرازیر شدند. ساعاتی از ازدحام جمعیت نگذشت که رژیم ناگزیر از پراکندن جمعیت و محاصره علنی منزل ، توسط نیروهای نظامی گردید. عصر ۱۱ مرداد، روزنامه های رژیم شاه خبری جعلی را مبنی بر تفاهم مراجع تقلید با مقامات دولتی منتشر ساختند.
پس از این وقایع امام خمینی تحت الحفظ ماءموران رژیم به منزلی واقع در محله قیطریه تهران منتقل شد و تا روز آزادی و بازگشت به قم در ۱۸ فروردین سال ۴۳ در همین محل محاصر شده اقامت داشت .
رژیم شاه در آغاز سال ۱۳۴۳ با این تصور که شدت عمل در ماجرای قیام ۱۵ خرداد مردم را متنبه و مبارزین را وادار به سکوت کرده است کوشش داشت تا وقایع سال گذشته را فراموش شده جلوه دهد.
در شامگاه ۱۸ فروردین ۴۳ بدون اطلاع قبلی امام خمینی آزاد و به قم منتقل می شود. به محض اطلاع مردم ، شادمانی سراسر شهر را فرامی گیرد و جشنهای با شکوهی در مدرسه فیضیه و شهر به مدت چند روز بر پا می شود. سه روز از آزادی امام نمی گذارد که نطق انقلابی آن حضرت ، مهر بطلانی بر همه تصورات و تبلیغات رژیم می زند. رهبر انقلاب در نطق خویش به تفضیل ، ابعاد قیام ۱۵ خرداد را بر شمرده و در پاسخ به گزارش کذب روزنامه ها مبنی بر تفاهم ایشان با رژیم می فرماید: ((در سرمقاله نوشته بودند که با روحانیت تفاهم شده و روحانیت با انقلاب سفید شاه و ملت موافق هستند. کدام انقلاب ؟ کدام ملت ؟ خمینی را اگر دار بزنند تفاهم نخواهد کرد. با سر نیزه نمی شود اصلاحات کرد.))

تحلیل بردن نیروهای مبارز در حوزه علمیه از طریق ایجاد اختلاف بین علما و مراجع ترفندی بود که ساواک پس از آزادی امام خمینی در پی آن بود. امام با آگاهی از این توطئه در نطق تاریخ خود در مسجد اعظم قم (۲۶ فروردین ۴۳) فرمود: ((من که اینجا نشسته ام دست تمام مراجع را می بوسم ، تمام مراجع اینجا، نجف ، سایر بلاد، مشهد، تهران هر جا هستند دست همه علمای اسلام را می بوسم . مقصد بزرگتر از اینهاست )). امام خمینی در این نطق نیز علیه روابط پنهانی شاه و اسرائیل افشاگری کرد و از شاه با عنوان ((مردک )) یاد کرده و خطاب به او فرمود: ((اشتباه نکنید، اگر خمینی هم با شما سازش کند ملت اسلام با شما سازش نمی کند.
اولین سالگرد قیام ۱۵ خرداد در سال ۱۳۴۳ با صدور بیانیه مشترک امام خمینی و دیگر مراجع تقلید و بیانیه های جداگانه حوزه های علمیه گرامی داشته شد و به عنوان روز عزای عمومی معرفی شد. در تیرماه سال ۱۳۴۳، آیه الله طالقانی و مهندس مهدی بازرگان از سران نهضت آزادی ایران که به حمایت از قیام ۱۵ خرداد برخاسته بودند در دادگاههای نظامی شاه محاکمه و به زندانهای طویل المدت محکوم شدند. امام خمینی بیانیه ای صادر کرد و در آن هشدار داد که : ((راءی دهندگان باید منتظر سرنوشت سختی باشند.))

قیام امام خمینی علیه احیای کاپیتولاسیون ، و تبعید به ترکیه :
شاه به تصور اینکه کشتارها و بازداشتها و محاکمه ها، نیروی مقاومت عمده را از سر راه برداشته است ، تحت فشار آمریکا در انجام اصلاحات دیکته شده کاخ سفید مصمم بود. احیای رژیم کاپیتولاسیون (مصونیت سیاسی و کنسولی اتباع آمریکایی در ایران ) در دستور کار قرار گرفت . تصویب لایحه کاپیتولاسیون بوسیله مجلسین فرمایشی سینا و شورا تیر خلاصی بر استقلال نیم بند ایران بود. سرکوبی شدید مبارزین و حبس و تبعید آنان و حکومت پلیسی شاه نفس را در سینه ها حبس کرده و کسی یارای مخالفت نداشت . در این ماجرا نیز امام خمینی به قیامی دوباره برخاست . روز چهارم آبان که روز تولد شاه بود، به عنوان روز افشاگری از سوی امام خمینی انتخاب و خبر آن بوسیله نامه و ارسال پیکهایی از سوی آن حضرت به علمای شهرهای مختلف ، منتشر گردید. شاه برای تهدید امام خمینی و باز داشتن ایشان از تصمیم به ایراد سخنرانی در این روز، نماینده ای به قم اعزام نمود. حضرت امام نماینده شاه را نپذیرفت پیغام شاه به آیه الله حاج آقا مصطفی (فرزند ارشد امام ) ابلاغ گردید.
امام خمینی بی اعتنا به تهدیدها، در روز موعود یکی از ماندگارترین سخنرانیهای خویش را در جمع کثیری از روحانیون و مردم قم و دیگر شهرها ایراد کرد. این نطق تاریخی در حقیقت محاکمه دخالتهای غیر قانونی هیئت حاکمه آمریکا در کشور اسلامی ایران و افشای خیانتهای شاه بود.
افشاگری امام علیه تصویب لایحه کاپیتولاسیون ایران را در آبان سال ۴۳ در آستانه قیامی دوباره قرار داد. اما رژیم شاه به بهر

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.