اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل امام خمینی(ره) و مبحث آزادی، محتوای خود را در قالب 64 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.
اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 59
فرمت فایل پاورپوینت
با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل امام خمینی(ره) و مبحث آزادی، محتوای خود را در قالب 64 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.
هشدار: استفاده از نسخههای ناقص فایل پاورپوینت کامل امام خمینی(ره) و مبحث آزادی ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل امام خمینی(ره) و مبحث آزادی، کیفیت تضمینشده دارد.
درمطالعه تمدن معاصر غربی این واقعیت را از نظر دور نمی توان داشت که این تمدن علی رغم برخی ضعف ها و کاستی های بنیادین, و صرف نظر از بعضی پی آمدها و دست آوردهای ناگوار, مشتمل بر پدیده های نوظهور فراوانی در عرصه های مختلف است. در بطن این تمدن, رویکردها و جهت گیری ها و مسائلی مطرح شد که در تاریخ بشر سابقه نداشت و تنها می توان آن ها را از ویژگی های مدرنیسم و تمدن معاصر غربی بر شمرد. نوع نگاه به علم و اهداف و غایات و روش آن, بازنگری در جایگاه خرد آدمی و به بوته نقد کشیدن فلسفه و عقل محض, ترویج خودبسندگی عقل و دانش بشری و استغنای از وحی, پی ریزی دولت مدرن, رواج دموکراسی و حکومت مبتنی بر مشارکت مردمی, طرح مسئله آزادی در ابعاد مختلف سیاسی, فرهنگی و اقتصادی از اهم این ویژگی های نوظهور تمدن معاصر است.
از نگاه دینی و با توجه به آموزه های اسلامی, ره آوردهای تمدن غربی برای انسان معاصر در مواضع متعددی غیر قابل قبول و نقد پذیر است, بررسی ابعاد این چالش و تحلیل تفصیلی آن مواضع خود محور بحث جالب و تأمل برانگیز دیگری است که نگارنده در مقام آن نیست. در این نوشتار سعی بر آن است که به طور اجمالی و محدود برخی جوانب تفسیر مدنیت معاصر از آزادی را مورد ارزیابی قرار دهیم و در باب نسبت آن با آموزه های دینی به داوری برخیزیم و در جهت تأمین این غرض به بیان و بنان اسلام شناس فرهیخته و مجاهدی که عرفان و برهان و قرآن و فقاهت و سیاست را به هم درآمیخت توجه خاص خواهیم داشت; امام بزرگواری که در عین پای بندی حیرت برانگیز به اصول و مبانی و ارزش های اسلامی در میدان عمل و نظر, درکی واقع بینانه و منصفانه از شرایط جهانی و واقعیت های مدنیت معاصر داشت و اگر در مواضعی به طرد و نقد برخی وجوه آن می پرداخت نه از سر تعصب بلکه از سر دوراندیشی و روشن بینی بود.۱
جایگاه امام راحل به عنوان رهبر یک انقلاب و بنیان گذار یک حکومت نوپا اقتضا می کرد که با وجوهی از تمدن معاصر درگیری فکری و چالش بیش تری داشته باشند. جمهوریت, دموکراسی و آزادی از مقولاتی بودند که ایشان به عنوان رهبر انقلابی و مؤسس یک نظام بایستی مواضعی روشن در مورد آن ها اتخاذ کنند و تاریخ انقلاب نشان داد که تلفیق اسلامیت با جمهوریت و پر رنگ شدن نقش مردم و مشارکت آنان در حاکمیت به مدد تصویر روشنی است که ایشان از حکومت دینیِ متناسب با شرایط نوین فرهنگی, سیاسی, اجتماعی بشر معاصر داشتند.
نسبت میان دین و آزادی نیز از مسائل مورد توجه جدّی حضرت ایشان بود و بارها در این مورد اظهار نظر نمودند. پیش از پرداختن به بحثی تفصیلی تر در این زمینه لازم است که ابعاد و جوانب بحث های مختلفی که در باب آزادی امکان طرح دارد را مورد اشاره قرار دهیم تا روشن شود که بحث این مقال در کدام محور از مباحث آزادی جریان دارد.
ساحت های مختلف بحث از آزادی
تفسیر نوین از آزادی به ویژه در سنت تفکر لیبرالی بحث ها و نزاع های فراوانی را درافکنده است مجموعه مباحث قابل طرح در این زمینه را می توان به شرح ذیل دسته بندی کرد:
الف) بحث در مفهوم آزادی:
آزادی از مفاهیم کش دار و قابل تفسیر فراوان است. به طور طبیعی هر نحله فکری باید مشخص کند که به کدام تفسیر از آزادی گرایش دارد و نفی و اثبات خویش را متوجه کدام تلقی از آزادی کرده است.
مقاله معروف (آیزایا برلین) به نام (دو مفهوم از آزادی) که در سال ۱۹۵۷ نگاشت تأثیر فراوانی در تشدید بحث درباره مفهوم آزادی نهاد و آن را به بحثی محوری در زمینه آزادی بدل کرد.
ب) آزادی یک حق است یا یک ارزش:
آیا آزادی یکی از حقوق طبیعی و فطری بشر است یا آن که یک ارزش است. معنای ارزشی بودن آزادی آن است که نظر به آثار و نتایج مطلوبی که آزاد بودن انسان به همراه دارد باید از آن دفاع کرد و به انسان آزادی بخشید. امّا اگر آزادی را یک حق بدانیم, آزاد بودن انسان ها واقعیتی است که باید بدان تمکین کرد و سلب آن محتاج دلیل و مدرک است نه اعطای آن. آزادی حقی است که خداوند یا طبیعت و خلقت به بشر داده است.
نگاه ارزشی به آزادی آن را به مثابه یک روش می بیند. روشی که سودمندی و کارآیی خود را نشان داده است و از نظر انسان معاصر به عنوان روشی سودمند در عرصه سیاست و فرهنگ و اقتصاد اعمال می شود.
ج) مطلق یا مقید بودن آزادی:
آیا آزادی مطلق مطلوب است یا آن که بایستی در جهاتی مقید شود. آیا این حق وجود دارد که در قالب قوانین موضوعه برخی آزادی ها را در برخی موارد تحدید و تضییق کرد
د) ارزش مطلق بودن آزادی:
سنت تفکر لیبرالی بر آن است که آزادی ارزش مطلق است; یعنی اگر آزادی را حق بدانیم فوق همه حق هاست و اگر آزادی را یک ارزش بدانیم باز هم فوق همه ارزش هاست. معنای این مطلق بودن آن است که به واسطه و به بهانه هیچ ارزشی نمی توان آزادی را تحدید و تضییق کرد. تنها یک ارزش است که می تواند آزادی را تحدید کند و آن نیز خود آزادی است. اگر آزادی یک فرد, مخلّ به آزادی فرد دیگر شد در این جا می توان آزادی فرد اوّل را محدود کرد. بنابراین مدافعان ارزش مطلق بودن آزادی برآنند که به واسطه عدالت یا دین و یا به خطر افتادن اخلاق فردی و ارزش های دینی نمی توان برخی آزادی ها را سلب و محدود کرد.
ه) منابع تحدید آزادی:
آزادی مطلق طرفداران چندانی ندارد (برخلاف ارزش مطلق بودن آزادی) و به ناچار در هر جامعه ای قدری از آزادی های فردی توسط دولت و تدابیر و قوانین موضوعه آن تضییق و تحدید می شود. پرسش اصلی در این محور آن است که منابع تحدید آزادی چیست. به چه معیارهایی می توان آزادی فردی را در عرصه های مختلف اقتصادی, سیاسی, فرهنگی (اندیشه و بیان) محدود کرد آیا اخلاق و مذهب و سنت های قومی می توانند مبنای تحدید آزادی قرار گیرند
و) نحوه سازگاری حفظ اقتدار دولت در عین دفاع از آزادی ها:
از مباحث مهم و اساسی اندیشه سیاسی در قرون اخیر آن است که میان دو ضرورت چگونه می توان وفاق و سازگاری ایجاد کرد. از یک طرف حفظ اقتدار دولت در جامعه یک ضرورت است و از طرف دیگر, دولت مقتدر به طور طبیعی برخی آزادی های شهروندان را در قالب قوانین و تصمیم گیری های خود, سلب می کند پس چگونه می توان دولت مقتدری داشت که پاسدار حریم آزادی های فردی باشد. این معضله محور اصلی تدوین حقوق اساسی در بسیاری از سیستم های حکومتی و سیاسی است و هر نظام سیاسی به گونه ای به این مشکل پرداخته و راه حلّ خاص خویش را عرضه کرده است.
ز) مبانی نظری آزادی:
در محور اوّل اشاره داشتیم که تلقی ها و تفاسیر متنوعی از آزادی وجود دارد. هر یک از این تفاسیر بر پشتوانه های نظری خاصی تکیه زده اند. تنقیح این مبانی و تبیین انسان شناسی و معرفت شناسی و فلسفه اخلاقی که هر یک از آن ها را احاطه کرده است از مباحث جالب و ضروری مربوط به آزادی است.
مباحث هفت گانه فوق, بحث های عامی است که نگاه همه جانبه به آزادی ضرورت طرح آن ها را ایجاب می کند امّا برای یک عالم دینی فضای دیگری از بحث نیز گشوده می شود. و آن نسبت سنجی میان تلقی غالب و رایج از آزادی در اندیشه معاصر غرب با اسلام و آموزه های آن است. عالم دینی با تکیه بر ارزش ها و آموزه های دینی خود می تواند در این ساحت ها وارد شود و موضع گیری نماید و در باب میزان انطباق دیدگاه های مختلف با اسلام به داوری برخیزد و در برخی موارد از وجه منطقی ناسازگاری برخی تعالیم دینی با تلقی های رایج از آزادی دفاع کند یعنی عالم دینی باید بتواند از فلسفه برخی احکام شریعت که ناسازگار با برخی آزادی های متداول و پذیرفته شده می نماید, دفاع کند. این گونه مباحث از مباحث خاص آزادی محسوب می شود. باید اعتراف کرد که بحث از ساحت های مختلف آزادی و نسبت آن با دین در جامعه ما کم رونق است و چه روشن فکران و چه عالمان دینی به طور جدّی و همه جانبه به این مباحث نپرداخته اند. امام راحل نیز در برخی از این عرصه ها اظهار نظر کرده اند و البته اظهار نظر ایشان بیش تر در قالب موضع گیری کلی و تفکیک و ترسیم خطوط بوده است نه در غالب بحثی آکادمیک و ردّ و اثبات های فلسفی و علمی رایج در مباحث نظری و فکری.
امام خمینی در مجموعه بیانات خویش در باب آزادی دو محور از محورهای هفت گانه فوق را بیش تر مورد توجه قرار داده اند: یکی بحث مفهوم آزادی است و این که تلقی اسلام از آزادی متفاوت با تلقی رایج در غرب از آزادی است. دیگری بحث از لزوم تقیید آزادی در چارچوب اسلام وقوانین آن است; یعنی از نظر ایشان آزادی هرگز (ارزشی مطلق) نیست بلکه به واسطه ارزش ها و قوانین اسلامی باید محدود و مضیق شود.۳
با توجه به این نکته, دامنه بحث در ادامه مقاله را محدود می کنیم و تنها از انحای تفاسیر موجود از آزادی و نقطه نظر خاص حضرت امام در باب ماهیت آزادی بحث می کنیم و بحث در سایر جنبه ها را به مجالی واسع تر موکول می کنیم.
تفسیرهای آّزادی
از آزادی تعاریف زیادی ارائه کرده اند با این وجود می توان تمامی آن ها را در سه تلقی و تفسیر اصلی گنجاند یعنی علی رغم اختلاف در تعابیر و تنوع بیان هر تعریفی لزوماً داخل در یکی از سه رویکرد اصلی در باب ماهیت آزادی است. این سه تلقی و رویکرد اصلی عبارتند از: الف) آزادی منفی; ب) آزادی مثبت حداقلی; ج) آزادی مثبت حداکثری.
آزادی منفی (negative freedom) به معنای فقدان موانع و اجبار برای انجام اعمال است و به همین جهت است که این تلقی از آزادی را (آزادی از) (freedom from) می نامند. بر طبق این تفسیر, فردی که در انجام افعال ارادی و انتخابی خویش توسط فرد یا افراد یا گروه یا دولت تحت فشار و اجبار نباشد, آزاد است یعنی آزاد (از) اجبار و تحمیل است.
آزادی منفی در سنت فردگرایی و لیبرالیسم اروپایی نقش محوری داشت. لیبرال ها همواره از این ایده دفاع می کردند که هر انسانی خود باید انتخاب کند که چگونه و چطور رفتار کند بی آن که از ناحیه کسی یا قدرتی در رفتارش
همیشه اولین نفر باشید! برای اطلاع از آخرین تخفیفها و جدیدترین کالاها در خبرنامه ثبتنام کنید.
هنوز حساب کاربری ندارید؟
ایجاد حساب کاربری