اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل امام خمینی (ره)، انقلاب اسلامی و شالوده شکنی سیطره گفتمان های رسمی در حوزه سیاست (۴)
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 41
فرمت فایل پاورپوینت
با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل امام خمینی (ره)، انقلاب اسلامی و شالوده شکنی سیطره گفتمان های رسمی در حوزه سیاست (۴)، ارائهای متفاوت و تأثیرگذار بسازید
دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل امام خمینی (ره)، انقلاب اسلامی و شالوده شکنی سیطره گفتمان های رسمی در حوزه سیاست (۴) شامل 91 اسلاید حرفهای و طراحیشده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی بهخوبی معرفی خواهد کرد.
دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل امام خمینی (ره)، انقلاب اسلامی و شالوده شکنی سیطره گفتمان های رسمی در حوزه سیاست (۴):
- ظاهر حرفهای و چشمنواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
- کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل امام خمینی (ره)، انقلاب اسلامی و شالوده شکنی سیطره گفتمان های رسمی در حوزه سیاست (۴) را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
- کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.
عملکرد بینقص: اسلایدها بهگونهای طراحی شدهاند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.
یادآوری: در صورت استفاده از نسخههای غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل امام خمینی (ره)، انقلاب اسلامی و شالوده شکنی سیطره گفتمان های رسمی در حوزه سیاست (۴) توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل امام خمینی (ره)، انقلاب اسلامی و شالوده شکنی سیطره گفتمان های رسمی در حوزه سیاست (۴) :
انقلاب اسلامی، انقلاب دانش شریعت اندیش
نخستین انقلاب مدرن به رهبری مذهب
در بهمن سال ۱۳۵۷ جهان از وقوع نخستین انقلاب مدرن به رهبری مذهب در ایران آگاه شد؛ انقلابی که حکومتی اسلامی را جایگزین یکی از کهن ترین سلسله های پادشاهی هوادار غرب کرد. میشل فوکو انقلاب اسلامی را نظریه ای جدید در تجربه های انقلابی جهان معرفی کرد و بر این مسئله تأکید نمود که تئوری های سیاسی غرب، استعداد تحلیل انقلاب اسلامی را ندارند.
در غرب یک انقلاب وقتی به رسمیت شناخته می شود که دو دینامیک را در آن مشاهده کنیم. یکی دینامیک تضادهای درون این جامعه، یعنی دینامیک مبارزه طبقاتی یا دینامیک رویارویی های بزرگ اجتماعی و دیگری دینامیک سیاسی یعنی حضور یک پیشگام، یعنی یک طبقه، حزب یا ایدئولوژی سیاسی و خلاصه نیروی پیشتازی که همه ملت را به دنبال خود می کشد.[۲]
اما به نظر می رسد که نمی توان در انقلاب اسلامی هیچ یک از این دو دینامیک را که برای ما نشانه های بارز و علامت های روشن پدیده ای انقلابی اند، تشخیص داد.[۳] مهم ترین پرسش نظریه پردازان دگرگونی های اجتماعی به این مسئله بر می گردد که جنبش انقلابی ای که نتوان جایگاه مبارزه طبقاتی و تضادهای درونی جامعه و یک پیشگام را در آن مشخص کرد، از نظر تئوری های سیاسی چه می تواند باشد و چگونه باید آن را تحلیل کرد؟
انقلاب اسلامی شاید تنها انقلابی در دوران مدرن باشد که در آن نسبت میان کنش های جمعی، آیین مذهبی و بیان حقوق عمومی در شکل یک جنبش بزرگ اجتماعی تجلی کرد. تا قبل از این هیچ انقلابی را سراغ نداریم که در آن حقوق عمومی با زبان مذهب و در قالب یک جنبش اجتماعی به سرنگونی یک نظم پوسیده و کهنه و پایه ریزی یک نظم جدید منجر شود.
بنابراین انقلاب اسلامی نه نتیجه ائتلاف میان گروه های متفاوت سیاسی بود و نه نتیجه سازش میان دو یا چند طبقه اجتماعی که با عقب نشینی یکی از این طبقات از موضع خود، دیگری به پیروزی رسیده باشد. در انقلاب اسلامی بحث از تغییر ساختار های اجتماعی، تشکیلات سیاسی، نظام اقتصادی، سیاست خارجی و غیره به تنهایی مطرح نبود. آنچه در انقلاب اسلامی اتفاق افتاد علاوه بر موارد مذکور، بحث از تغییر ذهنیت انسان و تفسیر جدیدی از عالم و آدم بود. به تعبیر فوکو، مردم ایران علاوه بر خواسته های مذکور می گفتند باید خودمان را تغییر دهیم. باید شیوه بودنمان و رابطه مان با دیگران با چیزها با ابدیت با خدا و غیره کاملا تغییر کند و تنها در صورت این تغییر ریشه ای در تجربه مان است که انقلابمان انقلابی واقعی خواهد بود.[۴]
انقلاب اسلامی تغییر ریشه ای ذهنیت مردم ایران بود. ملت ایران از طریق اسلام در جستجوی تغییر ذهنیتی بودند که سال ها امکان هر گونه دگرگونی را از آنها سلب کرده بود. انقلاب اسلامی چیزی فراتر از اراده به اطاعتی وفادارانه به قانون شرع بود. اسلام همیشه به روش سنتی از پیش در زندگی مردم ایران حضور داشت و همیشه هم به مثابه نیرویی انقلابی در جامعه عمل می کرد. اما در انقلاب اسلامی این ظهور دیگر ظهور سنتی نبود و دگرگونی جدید هم شباهتی به جنبش های یکصد ساله اخیر نداشت.
انقلاب اسلامی بازگشت به تجربه ای عقلی، شرعی و معنوی در قالب یک نگرش جدید به خود، جامعه، مردم، خدا، دین و تاریخ بود. به تعبیر میشل فوکو، همیشه از مارکس و افیون مردم نقل قول می آوردند اما جمله ای که درست پیش از آن جمله وجود دارد، هرگز نقل نمی شود، می گوید که: مذهب روح یک جهان بی روح است. پس باید گفت که اسلام در آن سال… افیون مردم نبوده است. دقیقا از آن رو که روح یک جهان بی روح بوده است.[۵]
هیچ مفهومی گویا تر از آن نخواهد بود که بگوییم انقلاب اسلامی، «انقلاب دانش شریعت اندیش» در مقابل دانش طبیعت اندیش بود.
تفاوت حقیقت و نظام معنایی انقلاب اسلامی
با حقیقت و نظام معنایی غرب
انقلاب اسلامی کنشی است انسانی برای ایجاد دگرگونی های بنیادی در جامعه که برخاسته از یک حقیقت و یک نظام معنایی می باشد. حقیقت و نظامی که مبتنی بر دانش شریعت اندیش است. در مقابل دانش شریعت اندیش، دانش طبیعت اندیش قرار دارد. دانش شریعت اندیش، دانش زندگی و دانشی مبتنی بر فطرت انسانی است. پیامبران که مبشرین چنین دانشی در تاریخ بشر هستند از میان مردم برخاسته اند و دانش آنها دانشی بود برای تفسیر حقیقت خلقت، شریعت زندگی و طریقت سلوک انسان در بازگشت به سوی ابدیت.
در دانش شریعت اندیش، دین تنها به عنوان یک تجربه فردی یا وسیله ای برای تأمین معیشت آدمی یا مقوله ای برای معرفت شناختی نیست. دانش شریعت اندیش دانش همنشین عقل است و در آنجایی به یاری انسان می آید که پای عقل در راهبری بشر در می ماند. این راهبری تنها راهبری معیشتی یا معرفت شناختی و یا تجربی نیست، بلکه همه وجوه زندگی انسان را دربرگرفته و به آنها معنا می بخشد. در اندیشه پیروان دانش شریعت اندیش، عقل و شرع شریف ترین و فاضل ترین هدایایی هستند که خداوند به انسان عطا کرده است تا انسان ها به وسیله این دو، جایگاه خود را در هستی تعریف نمایند. از میان این دو گوهر انسانی، فضیلت عقل بر شرع غیر قابل تردید است زیرا شناخت حقیقت جز از طریق عقل امکان پذیر نیست. به گونه ای که اگر عقل نبودی شرع نیز شناخته نشدی.
بنابراین در باورهای دینداران دانش شریعت اندیش، عقل، شرعی است در درون آدمی، همچنان که شرع عقلی است در بیرون انسان. به تعبیر مرحوم ملا محسن فیض کاشانی، گرامی ترین نعمتی که خداوند به انسان کرامت فرموده عقل است. زیرا عقل مایه زندگی و پایه بندگی انسان برای خداوند است. فهم و دانش از عقل است و حفظ و بینش نیز به عقل است. راه توحید را به روشنایی عقل می توان دید و به درجات عالیه، به هدایت او توان رسید.[۶]
امام خمینی (ره) پایه گذار بزرگ ترین انقلاب مبتنی بر دانش شریعت اندیش در دوران معاصر، در شرح حدیث اول کتاب شریف «اربعین حدیث» می نویسد:
انبیا علیهم السلام آمدند، قانون آوردند و کتاب های آسمانی بر آنها نازل شد که جلوگیری از اطلاق و زیاده روی طبیعت کنند و نفس انسانی را در تحت قانون عقل و شرع درآورند و آن را مرتاض و مؤدب کنند که خارج از میزان عقل و شرع رفتار نکند. پس هر نفسی که با قوانین الهیه و موازین عقلیه ملکات خود را تطبیق کرد سعید است و از اهل نجات می باشد.[۷]
در حقیقت از دیدگاه دینداران دانش شریعت اندیش، علم که محصول معرفت شناختی عقل انسانی است، اگر چه در بسیاری از امور، راهگشای مشکلات بشر است اما بشر برای درک همه حقایق زندگی در همه جا نمی تواند تنها با یاری عقل به مسیر درست قدم بردارد. در اینجاست که شرع به عنوان عقل بیرونی به یاری انسان آمده و حالتی در انسان ایجاد می کند که از این حالت تحت عنوان ایمان یاد می شود. امام خمینی در ضرورت راهبری این دو گوهر بنیادین در زندگی بشر در تفسیر سوره حمد می گوید:
بین ادراک عقلی و باور نفسانی و قلبی خیلی فاصله هست. بسیاری وقت ها انسان عقلا یک چیزی را ادراک می کند لکن چون باورش نیامده تبعیت نمی کند. آن وقتی که باورش بیاید تبعیت می کند. ایمان عبارت از این باور است.[۸]
شریعت نه تنها عقل را تحریک می کند بلکه محرک و مقوم ایمان نیز هست. امام خمینی علمی که ایمان نیاورد را حجاب اکبر می داند ولی معتقد است تا ورود در این حجاب نباشد خرق آن نشود. علوم، بذر مشاهدات است.[۹]
در سنت طبیعی و طریق عادی، انسان برای رسیدن به مقامات باید ابتدا ورود در این حجاب داشته باشد تا خرق عادت کند. دانش شریعت اندیش دانشی است که با واقعیت های زندگی انسان سر و کار دارد.
در مقابل دانش شریعت اندیش، دانش طبیعت اندیش قرار داد. در باور های این دانش، سه تفسیر به ظاهر متفاوت ولی در گوهر و حقیقت یکسان، از دین وجود دارد؛
یا دین وسیله ای برای تأمین معیشت و آبادانی زندگی انسانی است (دین معیشت اندیش)،
یا یک مقوله معرفت شناسی است (دین معرفت اندیش)
و یا یک تجربه استثنایی و فردی است (دین تجربت اندیش)،
پیروان دانش طبیعت اندیش نگاهشان به دین خارج از سه محور مذکور نیست. یا دین را برای آبادانی دنیا می خواهند و کاسب کارانه به دین نظر دارند و یا دین را به عنوان یک مقوله معرفت شناختی، اساسا برای فهمیدن رازهای هستی می خواهند. دینداران معرفت اندیش شاید تعلقی به دین نداشته باشند اما می خواهند بدانند که راز و رمز تعالیم دینی مثل دعا، عبادات، احکام و غیره چیست. بنابراین برای آنها، خدا، نبوت، معاد، امامت، مهدویت، خاتمیت یک مقوله معرفت شناسی است. سوژه هایی برای پژوهش های عقلی، کلامی، فلسفی و تجربی می باشند یا دین را به عنوان یک تجربه باطنی که بتوان با استفاده از تجارب یا اذواق پیامبر یا اولیا و پیروی از آنها درک و لمس کرد، تلقی می کنند.
بنابراین در چنین دینداری ای، دین تبدیل به یک امر شخصی و نه اجتماعی می شود.
رویکرد دانش طبیعت اندیش به طور کلی در مقابل رویکرد دانش شریعت اندیش قرار دارد. همان طوری که حاملان دانش طبیعت اندیش با حاملان دانش شریعت اندیش نیز تفاوت دارند.
دانش طبیعت اندیش دانش زیاده روی در طبیعت است. این دانش در برخورد با عالم و آدم یا افراط در عقل می کند و تفریط در شرع و یا افراط در شرع می کند و تفریط در عقل. دانش طبیعت اندیش موجد هیچ انقلاب اساسی در جامعه نیست، چون توانایی برقراری تعادل بین عقل و شرع را ندارد.
امام خمینی (ره) پایه گذار بزرگ ترین انقلاب مبتنی بر دانش شریعت اندیش، از رویکرد این دو جریان تحت عنوان «صراط مستقیم» و «صراط مفرطین» یاد می کند و معتقد است که صراط مفرطین، صراط «مغضوب علیهم» و «ضالین» می باشد، زیرا از میان همه مراتب دانش شریعت اندیش به مراتب خاصی نظر دارد و بقیه مراتب را یا در نظر نمی گیرد یا انکار می کند و یا یک مرتبه را بر مرتبه دیگر ارجحیت می بخشد.
امام در تنبیه ایمانی هدایت به حسب انواع سیر و سلوک سالکین، مقامات و مراتبی را تعریف می کند که دانش شریعت اندیش در صراط مستقیم، جمع اسمایی این مراتب و مقامات می باشد نه مرتبه ای از این مراتب، در حالی که دانش طبیعت اندیش افراط و تفریط در این مراتب یا توقف در یک مرتبه و انکار مرتبه دیگر است.
امام خمینی در تنبیه ایمانی به سیر و سلوک اهل معرفت مراتبی را ذکر می کند:
مرتبه اول، نور هدایت فطری است که در مجموع امام از آن تحت عنوان سلوک الی الله بی احتجاب حجاب های ملکی و ملکوتی، معاصی قلبیه یا معاصی قالبیه، غلو یا تقصیر، حجاب های نورانی یا ظلمانی یا حجاب های وحدت یا کثرت یاد می کند. این مرتبه به تعبیر حضرت امام «یضل من یشاء و یهدی من یشاء» است و از اسرار خداوند می باشد که هر که را بخواهد هدایت یا گمراه می کند.
مرتبه دوم، هدایت به نور قرآن است که در مقابل این هدایت، غلو و تقصیر از معرفت و یا وقوف به ظاهر و باطن و غیره مطرح است و بشر تا تفکر و تدبر در قرآن نکند به حقیقت ظاهر و باطن قرآن و محکم و متشابه و غیره دست نیابد.
مرتبه سوم، هدایت به نور شریعت است.
چهارم، هدایت به نور اسلام است.
پنجم، هدایت به نور ایمان است.
ششم، هدایت به نور یقین است.
هفتم، هدایت به نور عرفان است.
هشتم، هدایت به نور محبت است.
نهم، هدایت به نور ولایت است.
دهم، هدایت به نور تجرید و توحید است.[۱۰]
بنابراین دانش شریعت اندیش، دانش سلوک انسانی، زندگی مبتنی بر عقل و شرع، دانش آزادی و امنیت و صلح است. در مقابل، دانش طبیعت اندیش، دانش مبتنی بر معرفت شناختی ناشی از نخبگان و سوژه های برتر است. نخبگانی که همیشه خود را بر فراز مردم می بینند و آدمیان را جاهل، صغیر، استبداد زده و گله انسانی تصور می کنند که همیشه باید تحت هدایت و سرپرستی نخبگان قرار گیرند.
دینداری طبیعت اندیش، مبتنی بر دانش های ذهنی سوژه های برتر این نخبگان می باشد. دانشی که خود را در مقام استعلا می بیند و اراده معطوف به قدرت و تصرف در همه امور دارد. به عبارت دیگر، دانش طبیعت اندیش، دانش تنازع بقا است. همان طوری که در طبیعت قانون تنازع بقا حاکمیت و دوام موجود قوی تر و برتر را تضمین می کند در معرفت شناختی طبیعی نیز برتری نخبگان یک امر بدیهی است. در حالی که دانش شریعت اندیش دانش غیر استعلایی است، بیش از آنکه دانش قدرت باشد، دانش خدمت و دانش زندگی است. این دانش به دلیل فقدان معناگرایی تا حد یک ابزار تنزل می کند و در نهایت نوکر بی جیره و مواجب دانش تجربی می شود. پیروان دانش طبیعت اندیش تلاش می کنند با نابودی همه معرفت های معنایی و در رأس آن دین، راه را برای علوم تجربی به عنوان یگانه دانش برتر و رازدان، هموار سازند. از آنجایی که دانش طبیعت اندیش دانش قدرت محور نیز هست، اراده معطوف به جنگ و خونریزی و خشونت دارد با زبان عتاب و خطاب با همه صحبت می کند. خشونت در ادبیات پیروان قرائت های مختلف این دانش یک امر بدیهی است.
در حالی که دانش شریعت اندیش دانش عدالت، امنیت، آزادی، رأفت و فراوانی نعمت است. اراده معطوف به سلوک و سازش دارد. در این دانش معنای زندگی تنازع بقا نیست. به انسان ها به عنوان سلولی از هسته قدرت نگریسته نمی شود.
تفاوت انقلاب اسلامی با انقلاب های تحت تأثیر فرهنگ غربی، در همین جاست. انقلاب در غرب تحت تأثیر دانش طبیعت اندیش است و با نخبه ها یعنی حاملان دانش مذکور آغاز می شود و ثمره ای جز انحصار نعمت، جنگ، خونریزی، کشتارهای جمعی، فقر و فحشا به ارمغان نمی آورد. اما انقلاب اسلامی، تحت تأثیر دانش شریعت اندیش با مردم آغاز شد.
دانش شریعت اندیش، دانش گفتمان خدمت نه گفتمان قدرت
در انقلاب اسلامی برای سیطره نخبه های ذهنیت گرا که از آنها تحت عنوان روشنفکری نام می برند، جایی وجود ندارد. آنها نیز مانند همه مردم هستند. آگاهی آنها چیزی فراتر از دانسته های دیگران نیست تا مردم را از آن بهره مند سازند. زیرا این آگاهی نسبتی با زندگی مردم ندارد.
روشنفکری تنها خود را سخنگوی واقعی تعلقات اجتماعی، افکار عمومی و صدای گویای نیاز های جامعه تلقی می کند. در حقیقت از دیدگاه آ
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
