خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل مفسران دینی در جامعه(روحانیان و روشنفکران)
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل مفسران دینی در جامعه(روحانیان و روشنفکران) قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل حوزه علمیه بغداد
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل حوزه علمیه بغداد قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
09ساعت
20دقیقه
12ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل امام موسی بن جعفر علیهما السلام (۱)

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 54

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
3 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

فایل فایل پاورپوینت کامل امام موسی بن جعفر علیهما السلام (۱) شامل 57 اسلاید آماده است که می‌تواند محتوای شما را به شکلی حرفه‌ای، منسجم و چشم‌نواز به مخاطبان منتقل کند.

برتری‌های فایل فایل پاورپوینت کامل امام موسی بن جعفر علیهما السلام (۱) در یک نگاه:

طراحی منحصربه‌فرد
فایل پاورپوینت کامل امام موسی بن جعفر علیهما السلام (۱) با بهره‌گیری از اصول زیبایی‌شناسی و ترکیب رنگ‌های مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما می‌دهد.
راه‌اندازی فوری
فایل فایل پاورپوینت کامل امام موسی بن جعفر علیهما السلام (۱) نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
وضوح عالی
اسلایدها به گونه‌ای طراحی شده‌اند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.

همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل امام موسی بن جعفر علیهما السلام (۱) هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهایی‌شده و تست‌شده ارائه می‌شود.

توصیه مهم: نسخه‌هایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل امام موسی بن جعفر علیهما السلام (۱) اما خارج از منبع رسمی منتشر می‌شوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.

همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!

بنا بر مشهور،امشب شب وفات امام هفتم حضرت موسی الکاظم سلام الله علیه است.ولادت موسی بن جعفر در سال ۱۲۸ در اواخر عهد اموی و وفات آن حضرت در سال ۱۸۳ در زندان هارون الرشید خلیفه عباسی واقع شد.مدت عمر آن حضرت پنجاه و پنج سال بود.سالهای آخر عمرش در زندان سپری شد و آن حضرت در زندان در اثر سم در گذشت.

شاعر عرب می گوید:

قالوا حبست فقلت لیس بضائر حبسی و ای مهند لا یغمد او ما رایت اللیث یالف غیله کبرا و اوباش السباع تردد

مولوی در دفتر اول مثنوی در داستان آمدن دوست قدیمی و رفیق ایام کودکی یوسف به دیدار یوسف،پس از آنهمه ابتلاها،به چاه افتادنها،بردگیها و بالاخره سالها حبس و زندان که برای یوسف پیش آمد،می گوید:

آمد از آفاق یاری مهربان یوسف صدیق را شد میهمان کاشنا بودند وقت کودکی بر وساده آشنایی متکی یاد دادش جور اخوان و حسد گفت آن زنجیر بود و ما اسد عار نبود شیر را از سلسله ما نداریم از رضای حق گله شیر را بر گردن ار زنجیر بود بر همه زنجیر سازان میر بود گفت چون بودی تو در زندان و چاه گفت همچون در محاق و کاست،ماه در محاق ار ماه نو گردد دو تا نی در آخر بدر گردد در سما؟ گندمی را زیر خاک انداختند پس ز خاکش خوشه ها برخاستند بار دیگر کوفتندش ز آسیا قیمتش افزود و نان شد جانفزا با زنان را زیر دندان کوفتند گشت عقل و جان و فهم سودمند

از این نظر که سالها از عمر امام موسی بن جعفر علیهما السلام در زندان یک ستمگر ذشت حال آن حضرت شبیه است به حال یوسف صدیق.یوسف-همان طوری که در قرآن کریم آمده است-پس از آنکه تحت فشار تمناهای زنان متشخص مصر واقع شد،برای آنکه گوهر ایمانش محفوظ و جامه تقوایش پاکیزه و از تعرض مصون بماند،از خدا آرزوی زندان کرد: قال رب السجن احب الی مما یدعوننی الیه و الا تصرف عنی کیدهن اصب الیهن و اکن من الجاهلین.فاستجاب له ربه فصرف عنه کیدهن انه هو السمیع العلیم.ثم بدا لهم من بعد ما راوا الایات لیسجننه حتی حین (۲) پروردگارا برای من زندان از بر آوردن تقاضای این زنان گواراتر است.اگر تو به لطف خود دام حیله اینها را از سر راه من بر نداری به سوی آنها کشیده خواهم شد و از جاهلان خواهم بود.خداوند دعای او را مستجاب کرد،دام مکر آنها را از سر راه یوسف برداشت،او شنوا و داناست.بعدها برای آنها(کسانی که یوسف در اختیار آنها بود)این فکر پیدا شد که مدتی یوسف را به زندان افکنند.

حسد برادران یوسف،یوسف را به چاه انداخت.تقاضاها و تمناهای غیر قابل پذیرش زنان مصر او را روانه زندان کرد و سالهایی در زندان بسر برد فلبث فی السجن بضع سنین (۳) .در همان زندان به مقام نبوت رسید.از زندان،خالصتر و کاملتر و پخته تر خارج گشت.

در میان پیغمبران،یوسف است که به جرم محبوبیت نزد پدر به چاه انداخته شد و به جرم پاکی و تقوا و حق شناسی روانه زندان شد،و در میان ائمه،موسی بن جعفر بود که به جرم علاقه و توجه مردم و اعتقاد اینکه او از هارون شایسته تر است سالها زندانی شد،با این تفاوت که یوسف را از زندان آزاد کردند اما دستگاه هارونی عاقبت الامر موسی بن جعفر را در زندان مسموما شهید کرد. ام یحسدون الناس علی ما اتیهم الله من فضله (۴) بلی،وقتی که فضل خدا را می بینند که شامل حال گروهی از افراد شده حسد می برند و در صدد آزار بر می آیند.

دو بیت عربی که در آغاز سخن خواندم معنی اش این است:

مرا ملامت کردند که تو زندانی شدی.گفتم این که عیب نیست،کدام شمشیر کاری هست که او را در غلاف قرار ندهند؟

مگر نمی بینی شیر را که به بیشه خود خو می گیرد و از آن خارج نمی گردد و اما درندگان پست و ضعیف،آزاد و دائما در تردد و حرکت به این طرف و آن طرفند.

دنباله آن دو بیت این است:

و الشمس لو لا انها محجوبه عن ناظریک لما اضاء الفرقد

اگر خورشید جهانتاب غروب نکند و مدتی چهره پنهان ننماید،فلان ستاره ضعیف آشکار نمی شود و نمودی نمی کند.بگذار به خاطر نمود این ضعیفها هم که شده خورشید جهانتاب چهره پنهان کند.

و النار فی احجارها مخبوءه لا تصطلی ان لم تثرها الازند

آتش در داخل سنگ پنهان است و آنگاه می جهد و ظاهر می گردد و قابل استفاده می شود که سنگ و آهن با هم تصادم کنند و اصطکاک سختی رخ دهد.

و الحبس ما لم تغشه لدنیه شنعاء نعم المنزل المستورد

زندان ما دامی که به علت کار بد و جنایت نباشد،به واسطه عمل پست و زشتی نباشد،جایگاه و مکان خوبی است برای مردان.یک وقت کسی دزدی کرده،خیانت کرده،قتل کرده،شرارت کرده و عدالت او را به زندان انداخته.البته این ننگ است،عار است،مایه سرافکندگی است، بلکه خود آن کارها و لو منجر به زندان نشود موجب ننگ و عار و سرافکندگی است.و اما یک وقت شخصی به جرم شخصیت و عظمت و به واسطه حق گویی و حق خواهی و ایستادگی در مقابل ظلم و استبداد به زندان می رود. این مایه افتخار و مباهات است.

بیت یجدد للکریم کرامه و یزار فیه و لا یزور و یحفد

زندان آن جایگاهی است که آنچنان را آنچنانتر می کند.آنها که به موجب شرافت ذاتی و بزرگواری و حق گویی زندانی می شوند،در آنجا صافتر و خالصتر و مصمم تر می گردند و شرفی بر شرفهایشان افزوده می گردد.آنجاست که دیگران خود را نیازمند می بینند که به زیارت او بروند و افتخار می کنند،اما او از رفتن به زیارت آنها بی نیاز است.

باز همین شاعر می گوید:

فقلت لها و الدمع شتی طریقه و نار الهوی فی القلب یذکو وقودها فلا تجزعی اما رایت قیوده فان خلاخیل الرجال قیودها

یعنی در حالی که اشک،جاری و آتش عشق در دلم زبانه می کشید،به او گفتم که اگر پاهای او را در کند و زنجیر بسته می بینی بیتابی نکن و ناراحت مباش،خلخال و پای برنجن و زینت مردان همین چیزهاست.

آثار زندانهای به جرم آزادگی

اینجا دو مطلب است:یکی اینکه سختیها و شکنجه ها و گرفتاریهایی که برای یک نفر در اثر حق گویی و حق خواهی و در اثر شخصیت انسانی و ملکوتی پیش می آید ننگ و عار نیست، افتخار است.راجع به این مطلب کافی است که نظری به تاریخ بیفکنیم.تاریخ جهان پر است از کشته شدنهای شرافتمندانه و زندانی شدنها و زجر و شکنجه دیدنها در این راه.این طور گرفتاریها نه تنها مایه فخر خود آن بزرگان است بلکه سند افتخار بشریت است.

مطلب دیگر این است که این گونه سختیها و فشارها وسیله ای است برای تکمیل و تهذیب بیشتر نفس و خالص شدن گوهر وجود انسان،همان طوری که در مقابل،یکی از چیزهایی که روحیه را ضعیف و ناتوان و اخلاق را فاسد می نماید تنعم و نازپروردگی است.در میان عوامل فساد اخلاق و تضعیف روحیه،در میان عواملی که منجر به بدبختی و ناتوانی در زندگی می گردد هیچ چیز به اندازه تنعم و ناز پروردگی مؤثر نیست.

ناز پرورده تنعم نبرد راه به دوست عاشقی شیوه رندان بلاکش باشد

سختیها و شداید و مشکلات،روح را ورزش می دهد،نیرومند می سازد،فلز وجود انسان را خالص و محکم می کند.رشد و نمو و بارور شدن وجود آدمی جز در صحنه گرفتاریها و مقابله با شداید و مواجهه با مشکلات حاصل نمی شود،زیرا تا تعین در هم نریزد و خرد نشود تکامل حاصل نمی شود.به قول مولوی گندم زیر خاک می رود،در زندان خاک گرفتار می شود،در همان زندان است که شکافته می شود و تعین خود را از دست می دهد و قدم به مرحله کاملتر می گذارد،اول ریشه های نازکی بیرون می دهد،طولی نمی کشد که به صورت بوته گندم،به صورت ساقه و خوشه و دانه های زیادتری ظاهر می شود.آن زیر خاک قرار گرفتن مقدمه تکامل اوست.باز همین گندم در زیر سنگ آسیا نرم و آرد می شود و بعد نان می گردد و نان بار دیگر در زیر دندان آسیا می شود و جذب بدن می گردد تا بالاخره به عالی ترین مراحل کمال ممکن خود می رسد و به صورت عقل و فهم تجلی می کند.

قانون تضاد و تصادم

قانونی هست در طبیعت به نام قانون تضاد.حکما می گویند:«لو لا التضاد ما صح دوام الفیض عن المبدء الجواد»اگر تضاد و تصادمهای حاصل از تضاد نبود فیض وجود از ناحیه ذات اقدس فیاض علی الاطلاق امکان دوام نداشت.زیرا درست است که نوعی استعداد تکامل در هر موجود هست و اما این جهت هم در کار است که هر موجودی در هر مرحله از مراحل مجهز است به وسائلی که برای آن مرحله او لازم و مفید است،مثل قشری که دور هسته یک میوه را گرفته،یا پوست تخم مرغ که حافظ سفیده و زرده تخم مرغ است.این پوسته ها لازم و مفیدند اما برای هسته ای که بخواهد هسته بماند و برای تخم مرغی که بخواهد حالت تخم مرغی خود را حفظ کند.اما دانه و هسته ای که می خواهد راه تکامل را بپیماید،می خواهد به صورت بوته و درخت در آید،یا آن تخم مرغی که می خواهد تبدیل به جوجه و سپس مرغ بشود چاره ای نیست که آن تعین و حصاری که بر او احاطه کرده بشکند و خود را آزاد سازد:

این تعینها و حصارها و دیوارها در اثر تضادها و برخورد و تصادمهایی که در طبیعت بین عوامل مختلف رخ می دهد می ریزد و به این وسیله و از این راه موانع از بین م

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.