خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل روح لطیف زن سلاحی برای تقرب به خدا
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل روح لطیف زن سلاحی برای تقرب به خدا قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل امام حسن عسکری(ع)
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل امام حسن عسکری(ع) قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
03ساعت
00دقیقه
31ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل امام زمان (ع)

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 77

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم آخرین فروخته شده 30 دقیقه
4 افرادی که اکنون این محصول را تماشا می کنند!
توضیحات

پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل امام زمان (ع)؛ ابزاری کارآمد برای ارائه‌های برجسته

آیا به دنبال ارائه‌ای بی‌نقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل امام زمان (ع) با 120 اسلاید با طراحی حرفه‌ای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.

ویژگی‌های بارز فایل فایل پاورپوینت کامل امام زمان (ع):

  • گرافیک شگفت‌انگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
  • استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل امام زمان (ع) به گونه‌ای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
  • کیفیت حرفه‌ای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شده‌اند.

طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل امام زمان (ع) با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.

توجه: نسخه‌های غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل امام زمان (ع) تضمین‌شده است.

فایل فایل پاورپوینت کامل امام زمان (ع) را دانلود کرده و به راحتی یک ارائه حرفه‌ای را تجربه کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل امام زمان (ع) :

پس از رحلت امام عسکری ع دوران امامت امام زمان ع و به طور کلی غیبت صغرا آغاز می شود.پیش از آن، از سوی پیامبر ص و امامان ع فراوان خبر از ظهور قائم داده شده بود.خبری که سبب آن شده بود که بسیاری از نااهلان، خود را همان قائم یا مهدی معرفی کنند.برخی از شیعیان، به دلیل وجود این گونه اخبار، به غیبت برخی از امامان پیشین معتقد شده و آنها را مهدی آینده دانستند.این بار، فرزند کوچک امام عسکری ع که وی را به بسیاری از شیعیان نشان داده بودند، به عنوان امام شیعیان معرفی شد.این اعتقاد به رغم دشواریهایی که در جامعه شیعه ایجاد کرد، مورد قبول قرار گرفت و در شمار عقاید رسمی شیعه امامی درآمد.

اعتقاد به مهدویت جزو باورهای رسمی مسلمانان بوده و هر فرقه ای به گونه به مهدی اعتقاد دارد.باور شیعه، آن است که فرزند امام یازدهم، همان مهدی است که خداوند بشارت ظهور او را داده و قرار است تا با ظهور خود، زمین را از عدل و داد پر کند.

شناخت مختصری از زندگانی امام

دوازدهمین پیشوای معصوم، حضرت حجه بن الحسن المهدی، امام زمان عجل الله تعالی فرجه در نیمه شعبان سال ۲۵۵ هجری در شهر «سامراء» دیده به جهان گشود. (۱) او همنام پیامبر اسلام (م ح م د) و همکنیه آن حضرت (ابو القاسم) است. (۲) ولی پیشوایان معصوم از ذکر نام اصلی او نهی فرموده اند. (۳)

از جمله القاب آن حضرت، حجت، قائم، خلف صالح، صاحب الزمان (۴) ، بقیه الله است (۵) و مشهورترین آنها «مهدی» می باشد. (۶)

پدرش، پیشوای یازدهم حضرت امام حسن عسکری علیه السلام و مادرش، بانوی گرامی «نرجس» است (۷) که بنام «ریحانه» ، «سوسن» و «صقیل» نیز از او یاد شده است. (۸) میزان فضیلت و معنویت نرجس خاتون تا آن حد، والا بود که «حکیمه» خواهر امام هادی علیه السلام که خود از بانوان عالیقدر خاندان امامت بود، او را سرآمد و سرور خاندان خویش، و خود را خدمتگزار او می نامید. (۹)

حضرت مهدی دو دوره غیبت داشت: یکی کوتاه مدت (غیبت صغری) و دیگری دراز مدت (غیبت کبری) .اولی، از هنگام تولد تا پایان دوران نیابت خاصه ادامه داشته و دومی، با پایان دوره نخست آغاز شد و تا هنگام ظهور و قیام آن حضرت طول خواهد کشید. (۱۰)

تولد حضرت مهدی علیه السلام از دیدگاه علمای اهل سنت

چنانکه در صفحات آینده توضیح خواهیم داد، اعتقاد به موضوع مهدویت اختصاص به شیعه ندارد، بلکه بر اساس روایات فراوانی که از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم رسیده، علمای اهل سنت نیز این موضوع را قبول دارند.منتها آنان نوعا تولد حضرت مهدی را انکار می کنند و می گویند: شخصیتی که پیامبر اسلام از قیام او (پس از غیبت) خبر داده، هنوز متولد نشده است و در آینده تولد خواهد یافت! (۱۱)

با این حال تعداد قابل توجهی از مورخان و محدثان اهل سنت، تولد آن حضرت را در کتب خود ذکر کرده و آن را یک واقعیت دانسته اند.بعضی از پژوهشگران بیش از صد نفر از آنان را معرفی کرده اند. (۱۲)

دیدار حضرت مهدی علیه السلام

چنانکه در سیره امام حسن عسکری علیه السلام بتفصیل نگاشتیم، از آنجا که حکومت ستمگر عباسی، به منظور دستیابی به فرزند آن حضرت و کشتن او، خانه امام را سخت تحت کنترل و مراقبت قرار داده بود، تولد حضرت مهدی علیه السلام بر اساس طرح دقیق و منظمی که پیشاپیش، از سوی امام در این مورد ریخته شده بود، کاملا به صورت مخفی و دور از چشم مردم (و حتی شیعیان) صورت گرفت.

مستندترین گزارش در این زمینه، از طرف «حکیمه» عمه حضرت عسکری علیه السلام رسیده که از نزدیک شاهد تولد حضرت مهدی علیه السلام بوده است.اما باید توجه داشت که این پنهانکاری به آن معنا نیست که بعدها یعنی در مدت ۵ ۶ سال آغاز عمر او، که امام یازدهم در حال حیات بود، کسی آن بزرگوار را ندیده بود، بلکه چنانکه یک نمونه از آن را در زندگانی حضرت عسکری نوشتیم افراد خاصی از شیعیان در فرصتهای مناسب و گوناگون به دیدار آن حضرت نائل می شدند تا به تولد و وجود وی یقین حاصل کنند و در موقع لزوم به شیعیان دیگر اطلاع دهند.

دانشمندان ما جریان این دیدارها را به صورت گسترده گزارش کرده اند (۱۳) ، ولی شاید مهمترین آنها دیدار چهل تن از اصحاب امام عسکری علیه السلام با آن حضرت باشد که تفصیل آن بدین قرار بوده است:

«حسن بن ایوب بن نوح» (۱۴) می گوید:

ما برای پرسش درباره امام بعدی، به محضر امام عسکری علیه السلام رفتیم.در مجلس آن حضرت چهل نفر حضور داشتند.عثمان بن سعید عمری [یکی از وکلای بعدی امام زمان ] بپاخاست و عرض کرد: می خواهم از موضوعی سؤال کنم که درباره آن از من داناتری.امام فرمود: بنشین .عثمان با ناراحتی خواست از مجلس خارج شود.حضرت فرمود: هیچ کس از مجلس بیرون نرود.کسی بیرون نرفت و مدتی گذشت.در این هنگام، امام، عثمان را صدا کرد.او بپاخاست.حضرت فرمود : می خواهید به شما بگویم که برای چه به اینجا آمده اید؟ همه گفتند: بفرمایید.فرمود: برای این به اینجا آمده اید که از حجت و امام پس از من بپرسید.گفتند: بلی.در این هنگام پسری نورانی همچون پاره ماه که شبیه ترین مردم به امام عسکری علیه السلام بود، وارد مجلس شد.حضرت با اشاره به او فرمود:

«این، امام شما بعد از من و جانشین من در میان شما است.فرمان او را اطاعت کنید و پس از من اختلاف نکنید که در این صورت هلاک می شوید و دینتان تباه می گردد…» . (۱۵)

علل سیاسی اجتماعی غیبت

شکی نیست که رهبری پیشوایان الهی به منظور هدایت مردم به سر منزل کمال مطلوب است و این امر در صورتی میسر است که آنها آمادگی بهره برداری از این هدایت الهی را داشته باشند .اگر چنین زمینه مساعدی در مردم وجود نداشته باشد، حضور پیشوایان آسمانی در بین مردم ثمری نخواهد داشت.

متأسفانه فشارها و تضییقاتی که بویژه از زمان امام جواد علیه السلام به بعد بر امامان وارد شد، و محدودیتهای فوق العاده ای که برقرار گردید به طوری که فعالیتهای امام یازدهم و دوازدهم را به حداقل رسانید نشان داد که زمینه مساعد جهت بهره مندی از هدایتها و راهبریهای امامان در جامعه (در حد نصاب لازم) وجود ندارد.از اینرو حکمت الهی اقتضا کرد که پیشوای دوازدهم، بتفصیلی که خواهیم گفت، غیبت اختیار کند تا موقعی که آمادگی لازم در جامعه به وجود آید.

البته همه اسرار غیبت بر ما روشن نیست ولی شاید نکته ای که گفتیم رمز اساسی غیبت باشد .در روایات ما، در زمینه علل و اسباب غیبت، روی سه موضوع تکیه شده است:

الف آزمایش مردم

چنانکه می دانیم یکی از سنتهای ثابت الهی، آزمایش بندگان و انتخاب صالحان و گزینش پاکان است.صحنه زندگی همواره صحنه آزمایش است تا بندگان از این راه در پرتو ایمان و صبر و تسلیم خویش در پیروی از اوامر خداوند تربیت یافته و به کمال برسند و استعدادهای نهفته آنان شکوفا گردد.

در اثر غیبت حضرت مهدی، مردم آزمایش می شوند: گروهی که ایمان استواری ندارند، باطنشان ظاهر می شود و دستخوش شک و تردید می گردند و کسانی که ایمان در اعماق قلبشان ریشه دوانده است، به سبب انتظار ظهور آن حضرت و ایستادگی در برابر شدائد، پخته تر و شایسته تر می گردند و به درجات بلندی از اجر و پاداش الهی نائل می گردند.

امام موسی بن جعفر علیه السلام فرمود: هنگامی که پنجمین فرزندم غایب شد، مواظب دین خود باشید، مبادا کسی شما را از دین خارج کند.او ناگزیر غیبتی خواهد داشت، به طوری که گروهی از مؤمنان از عقیده خویش بر می گردند.خداوند به وسیله غیبت، بندگان خویش را آزمایش می کند … (۱۶)

از سخنان پیشوایان اسلام بر می آید که آزمایش به وسیله غیبت حضرت مهدی، از سخت ترین آزمایشهای الهی است (۱۷).و این سختی از دو جهت است:

۱ از جهت اصل غیبت، که چون بسیار طولانی می شود بسیاری از مردم دستخوش شک و تردید می گردند.برخی در اصل تولد و برخی دیگر در دوام عمر آن حضرت شک می کنند و جز افراد آزموده و مخلص و دارای شناخت عمیق، کسی بر ایمان و عقیده به امامت آن حضرت باقی نمی ماند.پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم ضمن حدیث مفصلی می فرماید: مهدی از دیده شیعیان و پیروانش غایب می شود و جز کسانی که خداوند دلهای آنان را جهت ایمان، شایسته قرار داده، در اعتقاد به امامت او استوار نمی مانند. (۱۸)

۲ از نظر سختیها و فشارها و پیشامدهای ناگوار که در دوران غیبت رخ می دهد و مردم را دگرگون می سازد، به طوری که حفظ ایمان و استقامت در دین، کاری سخت دشوار می گردد و ایمان مردم در معرض مخاطرات شدید قرار می گیرد. (۱۹)

ب حفظ جان امام

خداوند، به وسیله غیبت، امام دوازدهم را از قتل حفظ کرده است، زیرا اگر آن حضرت از همان آغاز زندگی در میان مردم ظاهر می شد، او رامی کشتند (چنانکه تفصیل آن را نوشتیم) .بر این اساس اگر پیش از موعد مناسب نیز ظاهر شود، باز جان او به خطر می افتد و به انجام مأموریت الهی و اهداف بلند اصلاحی خود موفق نمی گردد.

«زراره» ، یکی از یاران امام صادق علیه السلام می گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: امام منتظر، پیش از قیام خویش مدتی از چشمها غایب خواهد شد.

عرض کردم: چرا؟

فرمود: بر جان خویش بیمناک خواهد بود. (۲۰)

ج آزادی از یوغ بیعت با طاغوتهای زمان

پیشوای دوازدهم، هیچ رژیمی را، حتی از روی تقیه، به رسمیت نشناخته و نمی شناسد.او مأمور به تقیه از هیچ حاکم و سلطانی نیست و تحت حکومت و سلطنت هیچ ستمگری در نیامده و در نخواهد آمد، چرا که مطابق وظیفه خود عمل می کند و دین خدا را به طور کامل و بی هیچ پرده پوشی و بیم و ملاحظه ای اجرا می کند.بنابراین جای هیچ عهد و میثاق و بیعت با کسی و مراعات و ملاحظه نسبت به دیگران باقی نمی ماند.

«حسن بن فضال» می گوید: امام هشتم فرمود: گویی شیعیانم را می بینم که هنگام مرگ سومین فرزندم [امام حسن عسکری ] در جستجوی امام خود، همه جا را می گردند اما او را نمی یابند .

عرض کردم: چرا غایب می شود؟

فرمود: برای اینکه وقتی با شمشیر قیام می کند، بیعت کسی در گردن وی نباشد. (۲۱)

غیبت صغری و کبری

چنانکه گفتیم، غیبت امام مهدی به دو دوره تقسیم می شود: «غیبت صغری» و «غیبت کبری» .

غیبت صغری از سال ۲۶۰ هجری (سال شهادت امام یازدهم) تا سال ۳۲۹ (سال در گذشت آخرین نایب خاص امام) یعنی حدود ۶۹ سال بود. (۲۲) در دوران غیبت صغری، ارتباط شیعیان با امام بکلی قطع نبود و آنان، به گونه ای خاص و محدود، با امام ارتباط داشتند.

توضیح آنکه: در طول این مدت، افراد مشخصی (که ذکرشان خواهد آمد) به عنوان «نایب خاص» با حضرت در تماس بودند و شیعیان می توانستند به وسیله آنان مسائل و مشکلات خویش را به عرض امام برسانند و توسط آنان پاسخ دریافت دارند و حتی گاه به دیدار امام نائل شوند .از اینرو می توان گفت در این مدت، امام، هم غایب بود و هم نبود.

این دوره را می توان دوران آماده سازی شیعیان برای غیبت کبری دانست که طی آن، ارتباط شیعیان با امام، حتی در همین حد نیز قطع شد و مسلمانان موظف شدند در امور خود به نایبان عام آن حضرت، یعنی فقهای واجد شرائط و آشنایان به احکام اسلام، رجوع کنند.

اگر غیبت کبری یکباره و ناگهان رخ می داد، ممکن بود موجب انحراف افکار شود و ذهنها آماده پذیرش آن نباشد.اما گذشته از زمینه سازیهای مدبرانه امامان پیشین، در طول غیبت صغری، بتدریج ذهنها آماده شد و بعد، مرحله غیبت کامل آغاز گردید.همچنین امکان ارتباط نایبان خاص با امام در دوران غیبت صغری، و نیز شرفیابی برخی از شیعیان به محضر آن حضرت در این دوره، مسئله ولادت و حیات آن حضرت را بیشتر تثبیت کرد. (۲۳)

با سپری شدن دوره غیبت صغری، غیبت کبری و دراز مدت امام آغاز گردید که تا کنون نیز ادامه دارد و پس از این نیز تا زمانی که خداوند اذن ظهور و قیام به آن حضرت بدهد، ادامه خواهد داشت.

غیبت دو گانه امام دوازدهم، سالها پیش از تولد او توسط امامان قبلی، پیشگویی شده و از همان زمان توسط راویان و محدثان، حفظ و نقل و در کتابهای حدیث ضبط شده است که به عنوان نمونه به نقل چند حدیث در این زمینه اکتفا می کنیم:

۱ امیر مؤمنان علیه السلام فرمود:

[امام ] غایب ما، دو غیبت خواهد داشت که یکی طولانی تر از دیگری خواهد بود.در دوران غیبت او، تنها کسانی در اعتقاد به امامتش پایدار می مانند که دارای یقینی استوار و معرفتی کامل باشند. (۲۴) امام باقر علیه السلام فرمود:

[امام ] قائم دو غیبت خواهد داشت که در یکی از آن دو، خواهند گفت: او مرده است… (۲۵)

۳ ابو بصیر می گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: امام باقر می فرمود: قائم آل محمد صلی الله علیه و آله و سلم دو غیبت خواهد داشت که یکی طولانی تر از دیگری خواهد بود.

امام صادق علیه السلام فرمود: بلی، چنین است… (۲۶)

۴ حضرت صادق علیه السلام فرمود:

امام قائم دو غیبت خواهد داشت: یکی کوتاه مدت و دیگری دراز مدت… (۲۷)

سیر تاریخ، صحت این پیشگوییها را تأیید کرد و همچنانکه پیشوایان قبلی فرموده بودند، غیبتهای دوگانه امام عینیت یافت.

نواب خاص (۲۸)

نایبان خاص حضرت مهدی در دوران غیبت صغری، چهار تن از اصحاب با سابقه امامان پیشین و از علمای پارسا و بزرگ شیعه بودند که «نواب اربعه» نامیده شده اند.اینان به ترتیب زمانی عبارت بودند از:

۱ ابو عمرو عثمان بن سعید عمری،  
2 ابو جعفر محمد بن عثمان بن سعید عمری،  
3 ابو القاسم حسین بن روح نوبختی،  
4 ابو الحسن علی بن محمد سمری.

البته امام زمان علیه السلام وکلای دیگری نیز در مناطق مختلف مانند: بغداد، کوفه، اهواز، همدان، قم، ری، آذربایجان، نیشابور و…داشت که یا به وسیله این چهار نفر، که در رأس سلسله مراتب وکلای امام قرار داشتند، امور مردم را به عرض حضرت می رساندند (۲۹) و از سوی امام در مورد آنان «توقیع» هایی (۳۰) صادر می شده است. (۳۱) و یا آن گونه که بعضی از محققان احتمال داده اند سفارت و وکالت این چهار نفر، وکالتی عام و مطلق بوده ولی دیگران در موارد خاصی وکالت و نیابت داشته اند (۳۲).مانند:

محمد بن جعفر اسدی، احمد بن اسحاق اشعری قمی، ابراهیم بن محمد همدانی، احمد بن حمزه بن الیسع (۳۳) ، محمد بن ابراهیم بن مهزیار (۳۴) ، حاجز بن یزید، محمد بن صالح (۳۵) ، ابو هاشم داود بن قاسم جعفری، محمد بن علی بن بلال، عمر اهوازی، و ابو محمد وجنائی (۳۶).

۱ ابو عمرو عثمان بن سعید عمری

عثمان بن سعید از قبیله بنی اسد بود و به مناسبت سکونت در شهر سامراء، «عسکری» نیز نامیده می شد.در محافل شیعه از او به نام «سمان» ( روغن فروش) یاد می شد، زیرا به منظور استتار فعالیتهای سیاسی، روغن فروشی می کرد و اموال متعلق به امام را، که شیعیان به وی تحویل می دادند، در ظرفهای روغن قرار داده به محضر امام عسکری می رساند. (۳۷) او مورد اعتماد و احترام عموم شیعیان بود. (۳۸) گفتنی است که عثمان بن سعید قبلا نیز از وکلا و یاران مورد اعتماد حضرت هادی و حضرت عسکری علیهما السلام بوده است. «احمد بن اسحاق» که خود از بزرگان شیعه می باشد، می گوید :

روزی به محضر امام هادی رسیدم و عرض کردم: من گاهی غایب و گاهی (در اینجا) حاضرم و وقتی هم که حاضرم همیشه نمی توانم به حضور شما برسم.سخن چه کسی را بپذیرم و از چه کسی فرمان ببرم؟

امام فرمود: «این ابو عمرو (عثمان بن سعید عمری)، فردی امین و مورد اطمینان من است، آنچه به شما بگوید، از جانب من می گوید و آنچه به شما برساند، از طرف من می رساند» .

احمد بن اسحاق می گوید: پس از رحلت امام هادی علیه السلام روزی به حضور امام عسکری علیه السلام شرفیاب شدم و همان سؤال را تکرار کردم.

حضرت مانند پدرش فرمود: این ابو عمرو مورد اعتماد و اطمینان امام پیشین، و نیز طرف اطمینان من در زندگی و پس از مرگ من است.آنچه به شما بگوید از جانب من می گوید و آنچه به شما برساند از طرف من می رساند. (۳۹)

پس از رحلت امام عسکری، مراسم تغسیل و تکفین و خاکسپاری آن حضرت را، در ظاهر، عثمان بن سعید انجام داد. (۴۰) نیز همو بود که روزی در حضور جمعی از شیعیان به فرمان امام عسکری علیه السلام و به نمایندگی از طرف آن حضرت، اموالی را که گروهی از شیعیان یمن آورده بودند، از آنان تحویل گرفت و امام در برابر اظهارات حاضران مبنی بر اینکه با این اقدام حضرت، اعتماد و احترامشان نسبت به عثمان بن سعید افزایش یافته است، فرمود: گواه باشید که عثمان بن سعید وکیل من است، و پسرش محمد نیز، وکیل پسرم مهدی خواهد بود. (۴۱) همچنین، در پایان دیدار چهل نفر از شیعیان با حضرت مهدی که شرح آن در اوائل این بخش گذشت حضرت خطاب به حاضران فرمود:

آنچه عثمان [بن سعید] می گوید، از او بپذیرید، مطیع فرمان او باشید، سخنان او را بپذیرید، او نماینده امام شماست و اختیار با اوست. (۴۲)

تاریخ وفات عثمان بن سعید روشن نیست.برخی احتمال داده اند او بین سالهای ۲۶۰ ۲۶۷ درگذشته باشد و برخی دیگر فوت او را در سال ۲۸۰ دانسته اند. (۴۳)

۲ محمد بن عثمان بن سعید عمری

محمد بن عثمان نیز همچون پدر، از بزرگان شیعه و از نظر تقوا و عدالت و بزرگواری مورد قبول و احترام شیعیان (۴۴) و از یاران مورد اعتماد امام عسکری علیه السلام بود، چنانکه حضرت در پاسخ سؤال «احمد بن اسحاق» که به چه کسی مراجعه کند؟ فرمود: عمری (عثمان بن سعید)، و پسرش، هر دو، امین و مورد اعتماد من هستند، آنچه به تو برسانند، از جانب من می رسانند، و آنچه به تو بگویند از طرف من می گویند.سخنان آنان را بشنو و از آنان پیروی کن، زیرا این دو تن مورد اعتماد و امین منند. (۴۵)

پس از درگذشت عثمان، از جانب امام غایب توقیعی مبنی بر تسلیت وفات او و اعلام نیابت فرزندش «محمد» صادر شد. (۴۶)

«عبد الله بن جعفر حمیری» می گوید: وقتی که عثمان بن سعید درگذشت، نامه ای با همان خطی که قبلا امام با آن با ما مکاتبه می کرد، برای ما آمد که در آن ابو جعفر (محمد بن عثمان بن سعید) به جای پدر منصوب شده بود. (۴۷)

همچنین امام، ضمن توقیعی در پاسخ سؤالات «اسحاق بن یعقوب» ، چنین نوشت: خداوند از عثمان بن سعید و پدرش، که قبلا می زیست، راضی و خشنود باشد.او مورد وثوق و اعتماد من، و نوشته او نوشته من است. (۴۸)

ابو جعفر تألیفاتی در فقه داشته است که پس از وفاتش، به دست حسین بن روح، سومین نایب امام (و یا به دست ابو الحسن سمری، نایب چهارم) رسیده است. (۴۹)

محمد بن عثمان، حدود چهل سال عهده دار سفارت و وکالت امام زمان بود و در طول این مدت، وکلای محلی و منطقه ای را سازماندهی و بر فعالیتشان نظارت می کرد و به اداره امور شیعیان اشتغال داشت.توقیع های متعددی از ناحیه امام صادر، و توسط او به دیگران رسید.او سرانجام در سال ۳۰۴ یا ۳۰۵ درگذشت. (۵۰)

او پیش از مرگ، از تاریخ وفات خود خبر داد، و دقیقا در همان تاریخی که گفته بود، درگذشت . (۵۱)

۳ ابو القاسم حسین بن روح نوبختی

در روزهای آخر عمر ابو جعفر، گروهی از بزرگان شیعه نزد او رفتند.او گفت: چنانچه از دنیا رفتم، به امر امام، جانشین من و نایب امام «ابو القاسم حسین بن روح نوبختی» خواهد بود .به او مراجعه کنید و در کارهایتان به او اعتماد نمایید. (۵۲)

حسین بن روح، از دستیاران نزدیک نایب دوم بود و عمری از مدتها پیش، برای تثبیت امر نیابت او زمینه سازی می کرد و شیعیان را جهت تحویل اموال، به او ارجاع می داد و او، رابط بین عثمان بن سعید و شیعیان بود. (۵۳)

حسین بن روح، کتابی در فقه شیعه به نام «التأدیب» تألیف کرده بود.آن را جهت اظهار نظر، نزد فقهای قم فرستاد.آنان پس از بررسی، در پاسخ نوشتند: جز در یک مسئله، همگی مطابق فتاوای فقهای شیعه است. (۵۴) بعضی از معاصرین او، عقل و هوش و درایت وی را تحسین کرده و می گفتند: به تصدیق موافق و مخالف، حسین بن روح از عاقلترین مردم روزگار است. (۵۵) نوبختی در دوران حکومت «مقتدر» ، خلیفه عباسی، به مدت پنج سال به زندان افتاد و در سال ۳۱۷ آزاد شد. (۵۶) و سرانجام، بعد از بیست و یک سال فعالیت و سفارت، در سال ۳۲۶ چشم از جهان فرو بست. (۵۷)

۴ ابو الحسن علی بن محمد سمری (۵۸)

به فرمان امام عصر (۵۹) و با وصیت و معرفی نوبختی، پس از حسین بن روح، علی بن محمد سمری منصب نیابت خاص و اداره امور شیعیان را عهده دار گردید. (۶۰)

سمری از اصحاب و یاران امام عسکری علیه السلام بوده است. (۶۱) او تا سال ۳۲۹ که دیده از جهان فروبست، مسئولیت نیابت و وکالت خاص را به عهده داشت.چند روز پیش از وفات او توقیعی از ناحیه امام به این مضمون خطاب به وی صادر شد:

بسم الله الرحمن الرحیم

ای علی بن محمد سمری! خداوند در سوک فقدان تو پاداشی بزرگ به برادرانت عطا کند.تو تا شش روز دیگراز دنیا خواهی رفت.کارهایت را مرتب کن و هیچ کس را به جانشینی خویش مگمار .دوران غیبت کامل فرارسیده است و من جز با اجازه خداوند متعال ظهور نخواهم کرد و ظهور من پس از گذشت مدتی طولانی و قساوت دلها و پر شدن زمین از ستم خواهد بود.افرادی نزد شیعیان من مدعی مشاهده من [ارتباط با من به عنوان نایب خاص ] خواهند شد.آگاه باشید که هر کس پیش از خروج «سفیانی» و «صیحه آسمانی» (۶۲) چنین ادعایی بکند، دروغگو و افترا زننده است و هیچ حرکت و نیرویی جز به خداوند عظیم نیست . (۶۳)

در ششمین روز پس از صدور توقیع، ابو الحسن سمری از دنیا رفت. (۶۴) پیش از مرگش از وی پرسیدند: نایب بعد از تو کیست؟ پاسخ داد: اجازه ندارم کسی را معرفی کنم. (۶۵)

با درگذشت ابو الحسن سمری دوره جدیدی در تاریخ شیعه آغاز گردید که به دوران غیبت کبری معروف است و ما در صفحات آینده پیرامون آن بحث خواهیم کرد.

وظایف و فعالیتهای اساسی نواب خاص

انتخاب نواب خاص از سوی امام دوازدهم، در واقع ادامه و توسعه فعالیت شبکه ارتباطی «وکالت» بود که گفتیم از زمان پیشوای نهم به صورت فعال در آمده، و در زمان امام هادی و امام عسکری علیهما السلام گسترش چشمگیری یافته بود، و اینک در زمان امام قائم به اوج رسیده بود.وظایف و فعالیتهای اساسی نواب خاص را می توان در چند مورد زیر خلاصه کرد:

الف پنهان داشتن نام و مکان امام

گرچه امکان رؤیت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه در دوران غیبت صغری برای نواب خاص و برخی از شیعیان وجود داشت و گهگاه دیدارهایی صورت می گرفت (۶۶) اما به دلیل مشکلات سیاسی، هر یک از نواب اربعه در زمان خود موظف بودند از بردن نام حضرت و افشای محل او در سطح عمومی خود داری ورزند.زیرا در غیر این صورت، جان امام از سوی حکومت وقت به خطر می افتاد.این سیاست استتار و پنهانکاری، دقیقا بر اساس دستور و راهنمایی خود امام صورت می گرفت.چنانکه روزی ابتداءا و بدون اینکه سؤالی از حضرت در این باره شده باشد، توقیعی به این مضمون خطاب به محمد بن عثمان (سفیر دوم) صادر شد:

کسانی که از اسم [من ] می پرسند، باید بدانند اگر سکوت کنند بهشت، و اگر حرفی بزنند جهنم [در انتظار آنان ] است.چه، اینان اگر بر اسم واقف شوند، آن را فاش می سازند و اگر از مکان آگاه شوند، آن را نشان می دهند. (۶۷) همچنین روزی عبد الله بن جعفر حمیری و احمد بن اسحاق اشعری، که هر دو از بزرگان اصحاب امامان و از شیعیان برجسته و صمیمی بودند، در دیداری که با عثمان بن سعید (سفیر اول) داشتند از وی پرسیدند: آیا جانشین امام عسکری علیه السلام را دیده است؟ وی پاسخ مثبت داد.از نام آن حضرت پرسش کردند، وی از گفتن آن خودداری کرد و گفت:

بر شما حرام است که در این باره پرسش کنید، و من این سخن را از پیش خود نمی گویم چه اختیاری ندارم که حلالی را حرام یا حرامی را حلال کنم بلکه این، به دستور خود اوست، زیرا حکومت [عباسی ] بر این باور است که امام عسکری در گذشته و فرزندی از خود باقی نگذاشته است، و به همین دلیل نیز ارثیه او را بین کسانی تقسیم کردند که وارث آن حضرت نبودند [جعفر کذاب و مادر حضرت عسکری ] و این موضوع با صبر و سکوت امام روبرو گردید، و اینک کسی جرأت ندارد با خانواده او ارتباط برقرار کند یا چیزی از آنها بپرسد، و اگر اسم امام فاش شود مورد تعقیب قرار می گیرد.زینهار! زینهار! خدا را در نظر بگیرید و از این بحثها خود داری کنید. (۶۸)

در زمان نیابت ابو القاسم حسین بن روح، از ابو سهل نوبختی که از بزرگان شیعیان بود، سؤال کردند که چگونه تو، به این سمت انتخاب نشدی و حسین بن روح انتخاب شد؟ وی پاسخ داد :

آنان که او را به این مقام برگزیده اند، خود داناترند.کار من، برخورد و مناظره با مخالفان و دشمنان است.اگر من همانند حسین بن روح مکان امام را می دانستم، شاید اگر در فشار قرار می گرفتم، محل او را نشان می دادم، ولی اگر امام زیر عبای ابو القاسم پنهان شود، چنانچه او را قطعه قطعه هم کنند، هرگز لباس خود را کنار نمی زند!

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.