خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل اسناد به کتابهای چهارگانه
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل اسناد به کتابهای چهارگانه قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل کتابهای چهارگانه شیعه
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل کتابهای چهارگانه شیعه قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
22ساعت
41دقیقه
01ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل امامت در مکتب تشیع

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 55

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
3 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

تحولی در ارائه‌ها با فایل پاورپوینت کامل امامت در مکتب تشیع!

اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفه‌ای برای ارائه‌ی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل امامت در مکتب تشیع بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل امامت در مکتب تشیع از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین می‌کند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آماده‌ی استفاده باشند.

فایل پاورپوینت کامل امامت در مکتب تشیع شامل 74 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفه‌ای، ارائه‌ی شما را به سطحی بالاتر می‌برد.

چرا باید از فایل پاورپوینت کامل امامت در مکتب تشیع استفاده کنید؟

طراحی حرفه‌ای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل امامت در مکتب تشیع با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.

صرفه‌جویی در زمان: نیازی نیست ساعت‌ها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.

استفاده‌ی آسان: بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.

فایل پاورپوینت کامل امامت در مکتب تشیع قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل امامت در مکتب تشیع حرفه‌ای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.

متمایز باشید!

دیگر نگران بهم‌ریختگی یا طراحی‌های غیرحرفه‌ای نباشید. فایل پاورپوینت کامل امامت در مکتب تشیع به شما این امکان را می‌دهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائه‌ای تأثیرگذار داشته باشید.

همین حالا دریافت کنید و تجربه‌ای متفاوت از ارائه‌های حرفه‌ای را داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل امامت در مکتب تشیع :

امامت یکی از مسائل اساسی و زیربنایی مذهب تشیع است. امامت از دیدگاه تشیع، زعامت و رهبری امت در امور معاش و معاد می باشد (۱) که مساله ای سیاسی – دینی بشمار می رود و از روز نخست، شیعه بر آن پایدار مانده و پیوسته در حال مبارزه با سلطه های جور بوده است.

امام، از نظر شیعه یک رهبر سیاسی و پیشوای دینی به حساب می آید که هر دو سمت را با هم جمع کرده و هر دو جهت را عهده دار است.

شیعه از روز نخست، در تمامی حرکتها و اقدامات سیاسی خود، حتی مانند پذیرفتن زمامداری و ولایت از جانب خلفای وقت، از امام معصوم عصر خویش دستور می گرفتند، یا رخصت دریافت می داشتند و این بدین معنی بود که امام عصر خویش را رهبر سیاسی به حق می دانستند. و امامان نیز همواره خلفا را غاصب حق خویش می شمردند.

پیامبر اسلام، با بدست آوردن قدرت و نیروی مردمی، دو عمل سیاسی چشمگیر انجام داد، یکی تشکیل امت و دیگر تاسیس دولت.

پیامبر اسلام با مطرح کردن برادری اسلامی، یک وحدت ملی منسجم و مستحکم بر پایه و اساس دین بوجود آورد که این خود یکی از بزرگترین کارهای سیاسی او بود که با تلاش فراوان انجام گرفت و این وحدت ملی به نام «امت اسلامی » هنوز پابرجاست و از اساسی ترین پایه ها در جهت دهی به سیاست اسلامی به حساب می آید.

مساله تشکیل دولت و برقراری پیمانهای سیاسی و انتظامات داخلی و ساختار اداری و اجتماعی که پایه گذاری آن در عهد رسالت انجام گرفت و سپس ادامه و توسعه یافت، همگی از یک اندیشه سیاسی اسلامی برخاسته که پیامبر اکرم پایه گذار آن بوده است.

همه جنگها و صلحها و قراردادهای منعقده با قبائل و کشورها که در عهد رسالت انجام گرفت، و خلفای پس از وی بر همان شیوه رفتار می کردند، حاکی از دید سیاسی است که از شریعت اسلام نشات گرفته و ریشه دینی و الهی دارد.

رهبری پیامبر برخاسته از مقام نبوت او

پیامبر اسلام که خود زعامت امت را بر عهده داشت، علاوه بر پیشوای دینی، رهبر سیاسی نیز به شمار می آمد و این سمت را برخاسته از نبوت خویش می دانست و به حکم

«النبی اولی بالمؤمنین من انفسهم » (۲)

فرمان حکومت را از جانب خدا دریافت کرده بود و این اولویت بر انفس، همان ولایت عامه و زعامت سیاسی است که از مقام نبوت او برخاسته است.

امام صادق (ع) در این زمینه می فرماید:

«ان الله ادب نبیه فاحسن تادیبه فلما اکمل له الادب قال: «و انک لعلی خلق عظیم » . (۳) ثم فوض الیه امر الدین و الامه لیسوس عباده. . .» . (۴)

خداوند پیامبر را تا سر حد کمال تربیت نمود، لذا او را به شایسته ترین کمالات ستود. آنگاه امر شریعت و مردم را بدو سپرد تا بندگان خدا را رهبری کند و سیاستمداری را به دست گیرد.

خواهیم گفت که بیعت در عهد رسالت، تنها یک وظیفه دینی و سیاسی است که به منظور فراهم شدن نیرو و امکانات برای مقام زعامت، انجام می گرفته، نه آنکه بیعت کنندگان او را برای زعامت برگزیده و به اختیار و انتخاب خود زعیم قرار داده باشند.

بلکه زعامت پیامبر به حکم قرآن ثابت بود و مردم موظف بودند با او بیعت کنند، تا امکانات رهبری برای او فراهم باشد. پیامبر اکرم به همین منظور از مهاجرین و انصار بیعت می گرفت، تا پایه های دستگاه سیاسی و انتظامی خود را مستحکم سازد و بر مسلمانان واجب بود که این نیرو را در اختیار او بگذارند.

با اندک مراجعه به زندگی سیاسی پیامبر اکرم، این نکته روشن می گردد که پیامبر خود را از جانب خدا رهبر سیاسی امت می دانست و به مردم هشدار می داد که به حکم وظیفه باید با او همکاری کنند و بیعت که رسم عربی بود و تعهد بیعت کنندگان و وفاداری آنان را می رساند، به همین منظور انجام می گرفت.

در بیعت «عقبه ثانیه » که شب هنگام، در دامنه کوهی بدور از چشم مشرکین قریش، با مردم مدینه – که قبلا اسلام آورده بودند – انجام گرفت، پیامبر – خطاب به آنان – گفت: بیعتی را که با شما انجام می دهم، به هدف حمایت و پشتیبانی از من است تا همانگونه که از جان و مال و ناموس خود دفاع می کنید، از من نیز دفاع کنید.

آنان – که ۷۳ مرد و ۲ زن بودند – گفتند: ما برای حمایت از تو تا پای جان ایستاده، بیعت می کنیم، ما فرزندان جنگیم چونان حلقه ای تو را در بر می گیریم.

در آن میان، یکی از بزرگان انصار به نام «ابوالهیثم بن التیهان » گفت: ای رسول خدا، میان ما و قبائل یهود که پیرامون مدینه سکنی گزیده اند، پیوندهای نظامی بسته شده و با این پیوند که با تو می بندیم، آن پیوندها گسسته می شود. از این پس تو نیز نباید ما را رهاسازی که تنها بمانیم و با یهود درگیر شویم.

پیامبر (ص) تبسمی فرمود و گفت: از این پس شما از من هستید و من از شما هستم، می جنگم با آنکه جنگیدید، و می سازم با آنکه ساختید. از جان گذشتن و فداکاری نمودن از جانب شما، و ما با هم پیوند خورده و گسستنی نیست. آن گاه همگی اعلام وفاداری همه جانبه نموده، با او بیعت کردند.

سپس پیامبر (ص) فرمود: دوازده نفر از میان خود معرفی کنید تا نمایندگان شما باشند و به واسطه آنان دستورات صادره ابلاغ گردد. پس هفت نفر از قبیله «خزرج » و سه نفر از قبیله «اوس » معرفی شدند. (۵)

این بیعت، که در سال پیش از هجرت انجام گرفت، هدف آن تنها تشکیل یک دستگاه سیاسی – نظامی مستحکم بوده، که بر اساس پایه های مردمی استوار باشد. و پیامبر اکرم (ص) این امر را جزئی از رسالت خود می دانست که به حکم وظیفه سالت خویش انجام می داد. این همان «حکومت دینی » است که یک پیامبر به حکم وظیفه پیامبری انجام می دهد.

اساسا پیامبر که خود، آورنده شریعت است، خود را شایسته ترین افراد برای ضمانت اجرائی آن می داند و عقلا و عادتا نباید منتظر بماند تا پیروان او، او را بر این سمت بگمارند.

بنابراین – بسیار کوته نظری است که برخی پنداشته اند که پیامبر اسلام به دلیل پیامبر بودن، زعامت سیاسی امت را بر عهده نگرفت، بلکه مردم چون او را شایسته ترین افراد خود دیدند، برای این سمت برگزیدند.

در روز غدیر خم که پیامبر اکرم (ص) مولا امیر مؤمنان (ع) را به مقام خلافت و ولایت بر امت منصوب نمود، برای آن که خاستگاه دینی این حق را ارائه دهد، به مقام ولایت خود – که منشا دینی داشته – اشاره نمود و فرمود: «الست اولی منکم بانفسکم » که اشاره به آیه کریمه «النبی اولی بالمؤمنین من انفسهم » می باشد یعنی آیا من، به حکم خداوند ولی امر شما نیستم؟ ! گفتند: بلی یا رسول الله. آری، تو ولی امر ما هستی. آن گاه – پس از گرفتن اعتراف و پاسخ مثبت – فرمود: «فمن کنت مولاه فهذا علی مولاه » یعنی: منشا ولایت من و علی یکی است و مقام زعامت سیاسی هر دوی ما از مقام حاکمیت دین برخاسته است. پس از آن از مردم به حکم وظیفه دینی، بیعت گرفت.

مساله خلافت از منظر علی (ع)

مولا امیر مؤمنان (ع) همواره از حق غصب شده خود شکوه داشت و مقام خلافت و زعامت سیاسی را از آن خود می دانست.

در خطبه «شقشقیه » خلافت را حق موروثی خود می داند، که از دست او ربوده اند، تا آنجا که می گوید:

«فصبرت و فی العین قذی، و فی الحلق شجی، اری تراثی نهبا» . (۶)

شکیبایی نمودم در حالی که از فزونی اندوه، مانند کسی بودم که در چشم او خاشاک باشد، یا در گلوی او استخوانی آزاردهنده باشد، زیرا می دیدم که حق موروثی من به تاراج رفته.

بر روی کلمه «تراث » دقت شود. حضرت، خلافت را میراث خود می داند، یعنی این حق او بوده که از پیامبر (ص) به او ارث رسیده است. نه آن که پیامبر (ص) شخصا به او داده است. و این می رساند که منشا حق ولایت پیامبر که همان حاکمیت دین بود کاملا به او انتقال یافته و او بر اساس حق حاکمیت دین، حق ولایت بر مسلمین را دارا می باشد و از این رو، اشغالگران این مقام، غاصب به شمار می آیند.

در جای دیگر می فرماید:

«فنظرت فاذا لیس لی معین الا اهل بیتی، فضننت بهم عن الموت. فاغضیت علی القذی، و شربت علی الشجی، و صبرت علی اخذ الکظم، و علی امر من طعم العلقم » (۷).

رو به رو شدم آنگاه که یاوری نداشتم جز خاندانم، و بر جان آنان ترسیدم، از این رو چشم پوشی کردم و هرگونه ناگواری را تحمل نمودم، که از هر تلخی تلخ تر بود.

امیر مؤمنان (ع) پس از بیعت مردم با او، با اشاره به اینکه خلافت را حق خود می دانسته است، فرمود:

«لا یقاس بآل محمد (ص) من هذه الامه احد، و لا یسوی بهم من جرت نعمتهم علیه ابدا، هم اساس الدین، و عماد الیقین. الیهم یفی ء الغالی، و بهم یلحق التالی. و لهم خصائص حق الولایه، و فیهم الوصیه و الوراثه. الآن اذ رجع الحق الی اهله، و نقل الی منتقله » . (۸)

از این امت کسی را با آل محمد (ص) نتوان سنجید و هرگز نمی توان پرورده نعمت ایشان را در رتبه ایشان دانست. آنان پایه دین و ستون یقین اند. هر که از حد درگذرد به آنان باز گردد، و آن که وامانده، به ایشان پیوندد. حق ولایت خاص ایشان است و سفارش و میراث پیامبر از آن ایشان است. اینکه حق به شایسته آن بازگشته و به جایگاه خود منزل کرده است.

جمله اخیر این عبارت چنین می رساند که اکنون، حق خلافت به جایگاه خود بازگشته است.

ابن ابی الحدید می گوید:

لازمه این کلام آن است که پیش از این جایگاه خود را نداشته است سپس می گوید: ولی ما آن را تاویل می بریم و چنین می فهمیم که علی (ع) در این سخن، تنها شایستگی خود را گوشزد می کند (۹).

عبد الله بن مسعود، صحابی معروف جلیل القدر، گوید:

پیامبر اکرم (ص) به من گفت: ای پسر مسعود، اکنون آیه ای بر من نازل شد و این آیه را تلاوت فرمود:

«و اتقوا فتنه لا تصیبن الذین ظلموا منکم خاصه » (۱۰)

بپرهیزید آتش فتنه ای را که فقط دامنگیر ستمگران نخواهد گردید، بلکه همه را فرا می گیرد.

آن گاه فرمود رازی را با تو در میان می گذارم و آن را به ودیعت به تو می سپارم، زنهار که آن را درست فراگیر و به موقع آن را فاش ساز. این آتش فتنه را دشمنان اسلام در هنگام ستیز با علی، بر پا می کنند.

بدان، هر که با علی دشمنی کند، همانند آن است که نبوت مرا انکار نموده و بلکه همه نبوت ها را منکر خواهد بود.

یعنی چنین کسی با شریعت دشمنی ورزیده، تیشه به ریشه دین می زند.

کسی از آن میان به ابن مسعود گفت:

آیا تو این سخن را از پیامبر (ص) درباره علی شنیده ای؟ گفت: آری. گفت: پس چگونه از جانب کسانی که حق او را غصب کرده اند، منصب ولایت را پذیرفته ای؟ ابن مسعود، گفت: راست می گویی، سزای کار خود را دیدم و از امام خود رخصت نگرفتم. ولی دوستان من، ابوذر و عمار و سلمان، هنگام پذیرش ولایت، از امام خود رخصت می گرفتند. و من اکنون استغفار می کنم و توبه می نمایم (۱۱).

ملاحظه می شود، آن کسی که بزرگان شیعه، او را به امامت می شناختند علی (ع) بود و آنان بر خود لازم می دانستند که در فعالیتهای سیاسی از او استجازه کنند و در واقع، علی آنان را به آن مقام منصوب نماید، گرچه به ظاهر از طرف دیگران منصوب شده باشند.

بنابراین مساله «امامت » در اصل یکی از اساسی ترین پایه های مکتب تشیع را تشکیل می دهد و فلسفه وجودی تشیع در مساله امامت تبلور می یابد و تشیع بدون امامت، جایگاه خاص خود را از دست می دهد، زیرا تمامی فرقه های اسلامی نسبت به خاندان نبوت و عترت (ع) محبت می ورزند و اخلاص و مودت دارند. ولی این دلیل تشیع آنها نیست، زیرا آنان امامت و زعامت سیاسی اهل بیت را آن گونه که شیعه معتقد است، نپذیرفته اند.

از این رو، مکتب تشیع، مکتبی است که مساله حکومت و رهبری سیاسی را، از متن دین و برخاسته از دین می داند و بدین جهت در عصر غیبت، که با نبود امام معصوم روبروس

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.