خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل اهداف تربیت از دیدگاه امیرمؤمنان علیه السلام
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل اهداف تربیت از دیدگاه امیرمؤمنان علیه السلام قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل معیارهای گزینش در قرآن و نهج البلاغه
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل معیارهای گزینش در قرآن و نهج البلاغه قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
00ساعت
43دقیقه
00ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل عقل و خرد و ابعاد آن از زاویه نگاه امام علی(ع)

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 63

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
5 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

ارائه‌ی فایل پاورپوینت کامل عقل و خرد و ابعاد آن از زاویه نگاه امام علی(ع) – تجربه‌ای خاص و متمایز!

پاورپوینتی حرفه‌ای و متفاوت:

فایل فایل پاورپوینت کامل عقل و خرد و ابعاد آن از زاویه نگاه امام علی(ع) شامل 120 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شده‌اند.

ویژگی‌های برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل عقل و خرد و ابعاد آن از زاویه نگاه امام علی(ع):

  • طراحی خلاقانه و حرفه‌ای: فایل فایل پاورپوینت کامل عقل و خرد و ابعاد آن از زاویه نگاه امام علی(ع) به شما این امکان را می‌دهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیره‌کننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
  • سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل عقل و خرد و ابعاد آن از زاویه نگاه امام علی(ع) به گونه‌ای طراحی شده‌اند که استفاده از آن‌ها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
  • آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل عقل و خرد و ابعاد آن از زاویه نگاه امام علی(ع) با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.

کیفیت تضمین‌شده با دقت بالا:

فایل فایل پاورپوینت کامل عقل و خرد و ابعاد آن از زاویه نگاه امام علی(ع) با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهم‌ریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بی‌نقص و حرفه‌ای هستند.

نکته مهم:

هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخه‌های غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل عقل و خرد و ابعاد آن از زاویه نگاه امام علی(ع) با دقت و حرفه‌ای تنظیم شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل عقل و خرد و ابعاد آن از زاویه نگاه امام علی(ع) را دانلود کنید و ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل عقل و خرد و ابعاد آن از زاویه نگاه امام علی(ع) :

چکیده

 موضوع این مقاله بررسی عقل یا خرد و ابعاد گوناگون آن از دیدگاه امام علی(ع) است. در این مقاله تعریف و چیستی، نحوه وجودی، و در نهایت نقش و فعالیت عقل از منظر آن امام همام مورد بررسی قرار می گیرد. در پی این بررسی جایگاه و منزلت رفیع عقل مشخص شده و نشانه های عقل و عاقل و خرد و خردمند بیان می شود. از رابطه میان عقل، دین، علم و فهم سخن به میان می آید و شاخص های عقلانیت، خردگرایی و مانند آن شناسایی می شود. همچنین در این نوشتار، با استفاده از کلام امام علی(ع) اثبات خواهد شد که عقل مطمئن ترین منبع معرفت بشری، میزان و راه تشخیص صواب و ناصواب، حق و باطل، صدق و کذب، خیر و شر و خوشبختی و بدبختی است. با توجه به ضرورت بحث، از آفتها و آسیبهای عقل و عقلانیت نیز سخن به میان خواهد آمد.

در ادامه استقلال و محوریت عقل نیز مورد بررسی قرار می گیرد و در انتهای مقاله، نظر امام مورد تأمل و تعمق قرار می گیرد. همچنین نوع نگرش ایشان به این نوع مسائل نشان داده می شود و نسبت عقل و خرد با نفس و جان آدمی مورد تبیین قرار می گیرد و از مطالبی که در ارتباط با اعمال غیر عقلانی و متضاد با عقل است، مانند شهوت، غفلت و مسائل مربوط به هواهای نفسانی و شیطانی، سخن به میان خواهد آمد.

البته باید خاطرنشان کرد جوهره این مقاله را سخنان امام تشکیل می دهد و اگر هم از دیگران سخنی به میان آید جنبه تبعی دارد و برای شاهد آوردن است؛ و نیز اگر در مواردی از لغت،کلام، فلسفه و علم مطالبی مطرح شده است، حالت مقدمه دارد و جهت اصلی آن را تغییر نمی دهد.

کلیدواژه: عقل، عقلانیت، امام علی(ع).

تعریف لغوی عقل

لغت عقل معانی مختلفی دارد که بعضی از آنها از نظر معنا به مفهوم متداول آن نزدیکند، ولی به نظر می رسد برخی دیگر ارتباطی با آنچه اکنون از عقل مراد می شود، ندارند. با این حال ممکن است دانستن این موارد برای اصحاب بینش، جهت درک علل نامگذاری عقل بدین شکل، مفید باشد. عقل به معانی زیر به کار رفته است:

به معنای دوایی که شکم را بند می آورد که چنین دارویی را عقول و شکم را معقول گویند؛ دریافتن و دانستن، ادراک، خردمند شدن، نقیض جهل؛ فهم و تدبیر در کاری کردن؛ غلبه کردن کسی با عقل؛ بستن ساق و پاهای شتر، خم کردن ذراع شتر و بستن آنها با عقال، بستن زانو و لنگ شتربا دست؛ دیه دادن، دیه و تاوان پذیرفتن بر خیانت، ادا کردن، دیه را از جانب کسی پذیرفتن و آن را پرداختن که در این صورت فعل عقل با «عن» متعدی می شود، دیه ازکسی دادن؛ ندادن دیه؛ دست برداشتن از قصاص به خاطر گرفتن دیه؛ پذیرفتن نخل گشنی را؛ به کوه رفتن و پناه جستن آهو در آن؛ قائم شدن سایه نصف النهار؛ پناه بردن به کسی؛ خوردن شتر گیاه عاقول را؛ بر زمین زدن کسی در کشتی؛ شانه کردن موی زن، موی شانه کردن؛ دیه را با هم تقسیم کردن؛ عاقول گیاهی است که شتر آن را می خورد؛ اعتقل لسانه: یعنی قدرت سخن گفتن ندارد؛ «عقیله» به زنان مخدّره می گویند؛ عقیله القوم: رئیس و بزرگ قوم را گویند؛ عقایل انسان: کرایم مال و ثروت او را گویند؛ عاقول البحر: موج دریا را گویند؛ اَعقَل الرّجُل: یعنی بر مرد زکات واجب شد؛ تَعاقَلَ الرّجُل به مردمی می گویند که خود را خردمند می دانند؛ عَقول: به کسی گفته می شود که امور را دریافته و درک کند؛ عِقال: نام دیگرگیاهی است به نام سعدانه؛ عاقله الرَّجل: خویشاوندان و نزدیکان پدری مرد را گویند [دهخدا مدخل عقل: ۳۷۰؛ فرهنگ معارف اسلامی ج ۳: ۲۹۹].

درمفردات نیز در مورد عقل چنین آمده است: عقل به آن قوه ای گفته می شود که آماده پذیرفتن علم و دانش است و گاهی نیز به دانشی گویند که بوسیله همین قوه به دست آمده است. در اطلاق اول، عقل به معنی عاقل و در دومی به معنای معقول گرفته شده است. به همین جهت امام علی(ع) فرمودند که عقل دو عقل است: مطبوع، طبیعی و خداداد، و دیگری مسموع و اکتسابی. اگر عقل مطبوع نباشد، عقل مسموع سودی نمی بخشد، همان طور که نور خورشید به کسی که بینایی ندارد و کور است، سودی نمی بخشد. سپس راغب چنین ادامه می دهد:

اصل عقل، امساک، پیوند دادن و نگهداشتن است و به همین دلیل به عقال شتر، عقل شتر گویند، به دارویی که مانع روانی شکم می شود، عقل بطن گویند. عقلت المرأه یعنی زن موی سرش را بست. بستن زبان را عقلت اللسان و بستن دست را عقل کفّه می گویند. به زندان معقِل گویند چون انسانها در آن نگهداری می شوند و از خروج آنها جلوگیری می شود. پرداخت کنندگان دیه مقتول، شتر دیه را بر درب خانه مقتول می بندند که این عمل را اصطلاحاً «عَقلتُ المَقتوُلَ» می گویند یعنی دیه او را پرداخت کردم. و یا از این حیث است که این تدبیر مانع خونریزی می شود، زیرا قاتل در هر صورت یا باید تاوان جانی و بدنی را پس بدهد یا جزای نقدی بپردازد. به همین مناسبت هر نوع جزای نقدی دیه و متعهدان به آن، عاقله نامیده می شوند [راغب، کتاب عین، کلمه عقل: ۳۴۱-۳۴۲].

به نظر می رسد عقل اصطلاحی که در ادامه، بیشتر روی آن بحث خواهد شد، به معنای قوه ممیز انسان از دیگر جانوران می باشد که موجب کمال انسانی، درک و فهم، دریافت خیر و شر، صلاح و صواب، درک حقایق کلیه، معارف حقه و حق و باطل است. برداشت اخیر از عقل به معنای امساک و جلوگیری از زوال و پراکندگی و ایجاد رابطه میان مدرکات جزئی و پراکنده به دست می آید؛ زیرا این مدرکات بوسیله عقل جمع آوری می شوند و با تدبیر و حمایت میان آنها عملیات معرفتی صورت می پذیرد و به طور فعال در مسیر تولید شناختهای بعدی قرار می گیرند.

عقل در اصطلاح

کلمه عقل و مشتقات آن در قرآن، منابع روایی، کلام، فلسفه، عرفان، و حتی در ادبیات و زبان شعر، بسیار به کار برده شده است. در قرآن کریم کلمه عقل نه به صورت نکره (عَقل) و نه به صورت معرفه (العقل) استعمال نشده است، ولی مشتقات آن به صورت های مختلف به کار رفته است. در روایات اسلامی، عقل به صورت نکره و معرفه و هم به صورتهای دیگر وارد شده است.

الف عقل در قرآن

عقل در کتاب خدا، به صورت «عقلوه» یک بار، «یعقلون» ۲۴ بار، «نعقل» یک بار، «یعقلها» یک بار، و «یعقلون» ۲۲ بار آمده است و از دقت در آنها به دست می آید که در تمامی موارد به معنی فهم و درک است که به برخی از موارد آن اشاره می شود:

۱ «أفَتَطْمَعُونَ أنْ یُؤمِنُوا لَکُمْ وَ قَدْ کانَ فَریقٌ مِّنهُمْ یَسْمَعُونَ کَلامَ اللهِ ثُمَّ یُحَرِّفُونَهُ مِنْ بَعْدِ ما عَقَلوهُ و هُمْ یَعْلَمُونَ» [بقره: ۷۵].

ترجمه: «آیا طمع دارید که یهودیان به دین شما بگروند در صورتی که گروهی از آنان کلام خدا را شنیده و به دلخواه خود تحریف می کنند، با آن که در کلام خدا تعقل کرده و معنی آن را دریافته اند».

۲ «فَقُلْنَا اضْرِبُوهُ بِبَعْضِهَا کَذَلِکَ یُحْیِ اللهُ الْمَوْتَی وَ یُرِیکُم آیاتِهِ لَعلَّکُم تَعقِلُونَ» [بقره: ۷۳].

«پس دستور دادیم که پاره ای از اعضای آن گاو را بر بدن کشته بزنید تا ببینید که این گونه خدای عالم مردگان را زنده و قدرت خود را آشکار خواهد ساخت تا شما تعقل کنید و بفهمید».

۳ «یَا اَهلَ الْکِتابِ لِمَ تُحَاجُّونَ فِی إِبْرَاهِیمَ وَ مَآ اُنْزِلَتِ التَّوْرَاهُ وَ الإِنْجِیلُ اِلّاَ مِنْ بَعْدِهِ أفَلا تَعْقِلُونَ» [آل عمران: ۶۵].

ترجمه: « ای اهل کتاب چرا در آیین ابراهیم(ع) با یکدیگر مجادله می کنید در حالی که تورات و انجیل بعد از آن نازل شده است، آیا تعقل نمی کنید و نمی خواهید بفهمید؟».

بنابراین در قرآن کریم مشتقات عقل در چند مورد استعمال شده است:

الف. مردم را به دقت وا دارد تا با بکارگیری عقل، مسائل را درک کنند.

ب. مردم را به این دلیل که از عقل خود استفاده نکرده اند، مورد سرزنش قرار می دهد و آنها را توبیخ می کند، زیرا در درک و فهم مسائل تلاش نکرده اند.

ج. سومین حالت هم جنبه بازخواست دارد زیرا مردم پس از فهم دقیق مسائل و یا با وجود شرایط کامل برای فهم آنها، بهره برداری صحیحی از آن نداشته اند و برخلاف مقتضای فهم و درکشان حرکت کرده اند.

بنابراین می توان گفت که قرآن کریم از عقل همان فهم درست، دقیق و دریافت صواب از حقایق عالم و حیات را اراده کرده است.

ب عقل در روایات اسلامی

از عقل معانی مختلفی در روایات اراده شده است. در مواردی عقل به همان معنی مصطلح قرآن کریم آمده است که از باب نمونه به بعضی از آنها اشاره می شود: حمدان دیوانی از حضرت رضا(ع) آورده است که فرمودند: «صدیقُ کلُّ إمرء عقلهُ و عدوّهُ جهلهُ» [ مجلسی ج ۱ ح ۱۱: ۸۷]، صادقترین دوست انسان عقل و دشمن او جهل اوست.

در تمام مواردی که عقل در مقابل جهل مطرح می شود، ظاهراً به همان معنی علم وآگاهی است، گاهی از آن در معنای نفس و در بعضی از موارد به معنای عقل انسانی که توان امور کلیه، خیر، شر، مصالح و مفاسد را دارد اراده می شود، مانند حدیثی که از امام هشتم(ع) آمده است که فرمودند: «لا یُعْبَأ ُباَهلِ الدین ممن لا عقل له» [فیض کاشانی ج ۱ باب ۱: ۷۸]. یعنی به آنانی که اهل دین هستند و سنگ دین و دیانت را به سینه می زنند اما فاقد عقل و عقلانیت اند، نمی توان اعتماد کرد. ظاهراً در اینجا مراد از عقل همان عقل انسانی است که در سایه تعقل و قدرت عقلانی بر اعمال و رفتار وی حاکم است و موضوع مورد بحث ما می باشد، یعنی همان نفس آدمی که دارای مراتب گوناگون است.

ج عقل در اصطلاح فیلسوفان مسلمان

در لسان حکیمان و فیلسوفان ما، عقل در دو مورد مشخص و تعریف شده به کار برده شده است.

الف. عقلی که در برابر نفس است و به معنای جوهر مجرد از ماده می باشدکه ذاتاً و فعلاً مجرد از ماده است و اساس و پایه عالم مجردات و ماورا طبیعت را تشکیل می دهد. این تعریف فلاسفه از عقل است. عقل به معنی صادر اول و اول ما خلق الله که شامل عقول طولی و عرضی می شود نیز به همین معنا است. فیلسوفان اسلامی عالم عقول را عالم جبروت هم می نامند، یعنی موجوداتی که در آنها قوه و استعداد، ضعف و نقص و حالت منتظره وجود ندارد. عقل در این اطلاق در برابر نفس قرار می گیرد چون نفس را این گونه تعریف کرده اند: نفس جوهری است که ذاتاً از ماده مجرد است ولی در فعل و عمل به آن نیاز دارد [فرهنگ معارف اسلامی ج ۳: ۳۰۰].

ب. گاهی عقل می گویند و از آن نفس آدمی را اراده می کنند و در مراتب مختلف به نامهای عقل بالقوه، بالملکه، بالفعل و بالمستفاد خوانده می شود.

عقل به معنی اخیر همان نفس انسان می باشد که دارای اطلاقات زیر است:

۱ گاهی عقل گفته می شود و از آن مراتب نفس (بالقوه، بالفعل، بالملکه، بالمستفاد) اراده می شود.

۲ علم به مصالح امور، منافع، مضار و حسن و قبح افعال مدّ نظر است.

۳ منظور قوه مدرکه کلیات است که مرتبه کمال نفس می باشد.

۴ گاهی عقل می گویند و از آن نفس مطلق یعنی روح مجرد انسان را اراده می کنند.

۵ عقل می گویند و از آن قوه ای که زندگی را تدبیر می کند و سامان می دهد اراده می کنند.

۶ در مواردی نیز عقل را به عنوان مرحله شروع کمال نفس به کار می برند. یعنی نفس آدمی وقتی از مراحل حس، خیال و امور جزئیه متعلق به جهان ماده عبور کرد و وارد حوزه عقل و تعقل شد، و در تحصیل درک و معرفت نیاز به ابزار مادی پیدا نکرد، کمال نفسانی اش آغاز شده و وارد عالم تجرد و روحانیات می شود. این نفس در حدوث و بقا از عقل نشأت می گیرد و با اشراق و افاضه آن به کمال می رسد.

۷ گاهی عقل می گویند و از آن قوه مدبرسعادت اخروی اراده می کنند که به نام عقل معاد نامیده می شود [فرهنگ معارف اسلامی ج ۳: ۳۰۲].

د عقل در نزد عرفا

در کلمات عارفان عقل دو قسم است، یک عقل معاش که در سر انسان جای دارد و دیگری عقل معاد که در دل آدمیان است. قیصری می گوید: روح انسانی را از جهت معقل ذات و موجد خود و تعیّن آن به تعیّن خاص، عقل گویند.

صدرالدین قونوی گوید: نفس انسانی را دو قوت است یکی قوت عالمه و دیگر قوت عامله. قوت عالمه منفک از قوت عامله نیست و بالعکس. ایشان در بیان و توضیح نیروی عامله چنین می گوید:

شکی نیست که افعال انسان گاه خوب و گاه بد است و علم به حسن و قبح افعال گاه از راه کسب و زمانی بدون کسب حاصل می شود و بنابراین سه امر حاصل می شود: یکی قوه ممیزه خوب و بد و دیگر مقدماتی که به وسیله آنها امور خوب و بد جدا می شود و سوم دیگر نفس افعالی که موصوف به خوبی، بدی و حسن و قبحند و کاربرد نام عقل بر این سه به اشتراک لفظی است که در کتب اخلاق، بر مواظبت از افعال تجربیه گفته شده است[ابن سینا فصل ۹: ۱۰۴؛ فرهنگ معارف اسلامی ج ۳: ۳۰۲].

تاکنون به اجمال، موارد اطلاق عقل را در قرآن، روایات اسلامی، فلسفه و عرفان برشمردیم. از این پس به مطلب اصلی مورد نظر این مقاله خواهیم پرداخت که همان بررسی عقل از نظر امام علی(ع) می باشد. در ابتدا به بررسی مطالب و سخنان امام در این باره می پردازیم.

عقل چیست و برای چیست؟

زمانی که انسان با سخنان امامان به حق و معصوم در معارف الهی، انسان شناسی و عقل شناسی برخورد می کند و در مورد آنها به تأمل می پردازد، درمی یابد ادبیات آن بزرگواران از جنس ادبیات دیگران (فیلسوفان، متکلمان، فقیهان و دیگر صاحبان فکر و اندیشه) نیست، بلکه از نحوه ورود، چگونگی بیان، استدلال و مبدأ ورود گرفته تا استنتاج و ابعاد دیگر، با دیگران متفاوت است. از باب نمونه به چند مورد که در آنها از عقل و چیستی آن سخن به میان آمده است، به طور مستند اشاره می کنیم:

۱- به نقل از حضرت صادق(ع) که فرمودند: امام علی(ع) به طور مستمر این طور می فرمودند:

اصل و پایه انسان، انسانیت لبّ و خالص او است، یعنی انسان وقتی به اصل و اساس خود بر می گردد که خالص شود و از ناخالصی بپرهیزد. عقل انسان همان دین اوست. و مروت و آزادگی او وقتی است که خودش را در جایگاه اصلی اش قرار دهد و آن چه را که به صورت طبیعی برای آن آفریده شده است مد نظر قرار دهد و از مسیر اصلی و طبیعی عدول نکند، و بداند ایّام به طور یکنواخت نمی ماند و در حال دست به دست شدن است، و همه مردم فرزندان آدمند و برابر. [مجلسی ج ۱ باب ۱ و ج ۲: ۸۲].

۲- نقل کرده اند مردی شامی به محضر امام علی(ع) مشرف شد و مطالبی را خدمت امام عرضه کرد. در خلال این مطالب از امام پرسید: اولین مخلوق و آفریده خدای جهان چه بوده است؟ امام در پاسخ وی فرمودند: اولین صادر و مخلوق خدا عالم نور است[مجلسی ج ۱ باب ۲ و ج ۲: ۹۶].

۳- در حدیثی آمده است روزی امام علی(ع) از فرزندش حسن بن علی(ع) پرسیدند:

فرزندم عقل چیست؟ امام حسن مجتبی(ع) پاسخ دادند: عقل عبارت است از اینکه قلب انسان هر چیزی را که آموخته حفظ کند که در قلب به ودیعه گذاشته شده است.

بعد امام علی(ع) پرسیدند فرزندم: جهل چیست؟ پاسخ دادند: شتاب در پاسخ دادن قبل از درک حقیقت مسأله و اینکه مطلب را درست درک کرده باشد، و امتناع از پاسخ دادن با اینکه می داند هیچ مانعی وجود ندارد. بهترین یار انسان صمت و سکوت او است اگرچه وارد باشد و بتواند پاسخ فصیح بدهد [مجلسی ج ۱ باب ۳ و ج ۱۰: ۱۱۶].

۴- چهارمین روایت، حدیث معتبری است که امام هفتم(ع) از پدران بزرگوارش از امام علی (ع) و ایشان از رسول اکرم(ص) نقل می کند:

خدای متعال عقل را از نوری خلق کرد که آن نور در علم سابق حضرت حق مقدم بر همه موجودات عالمِ امکان قرار داشت و در پرتو نور علم واجب، مکنون و مستور بود، از انبیا و رسولان و فرشتگان الهی کسی از آن مطلع نبود، سپس حقیقت و ذات عقل را علم، روح و روانش را فهم، رأس آن را زهد و وارستگی، چشمانش را حیا، زبانش را حکمت، همت و خواستش را رأفت و مهربانی، و قلبش را رحمت و انعطاف قرار داد.

حقیقت عقل را که یک حقیقت نورانی و روشن است از علم، فهم، رحمت، زهد، حیا، حکمت و رأفت ترکیب کرده و موجودی آفریده است که عین همه اینهاست. سپس آن را با ده چیز تقویت کرده و استحکام بخشیده است و آن ده چیز عبارتند از: یقین، ایمان، صدق، سکینه، اخلاص، رفق، عطیه، قنوع، تسلیم و شکر.

پس از آن که عقل با این خصوصیات و ویژگیها آفریده شد، از طرف خدای متعال مخاطب قرار گرفت و به وی دستور داده شد که برگرد و او برگشت و دستور داده شد بیا و او آمد[۲]. دوباره مورد خطاب قرار گرفت: ای عقل حرف بزن و او به سخن درآمد و گفت: حمد و ثنا مر خداوندی راست که ضد، مثل، شبیه و مانند ندارد و از عدیل، عوض و مثل به دور است. خداوندی که همه موجودات جهان در برابر عظمتش خاضع و ذلیلند.

پروردگار جهان به وی فرمود به عزت و جلالم سوگند،آفریده ای بهتر و زیباتر از تو خلق نکرده ام و هیچ موجودی مطیع تر از تو در برابر دستورات من، عالیتر، شریفتر و عزیزتر از تو نیست. بندگان من به وسیله تو به توحید و یگانگی من می رسند، به واسطه تو مرا عبادت می کنند، بوسیله تو از قدرت و غضب من می ترسند، از مخالفت با من پرهیز می کنند و ثواب و عقاب با تو حاصل می شود.

پس از آن عقل که دارای حقیقت روشن و نورانی بود و شاهد شهود و قیمومیت حضرت حق شد، به عنوان سپاس و ابراز حقیقت بندگی به سجده افتاد و در آن سجده، هزار سال (حکایت از زمان و مدت زیاد و نامتناهی است) از خاک عبودیت و بندگی سر بلند نکرد و در همان حال، خداوند مجدداً او را مورد خطاب قرار داد و گفت: سر از سجده بردار و از من سؤال کن، هرچه بخواهی پذیرفته شده و عطا می شود. شفاعت و وساطت کن که هر کس را شفاعت و وساطت کنی پذیرفته می شود. عقل به ندای غیبی شهودی و تکوینی حضرت رب الارباب لبیک گفت و سر از سجده برداشت و گفت: خدایا از تو می خواهم شفاعت مرا درباره هرکسی که با او و همراه او هستم بپذیری. از ناحیه خدای متعال خطاب آمد: من خودت را گواه قرار می دهم که شفاعت تو را درباره آنان پذیرفتم و قبول کردم [مجلسی ج ۱ باب ۴ و ج ۳: ۱۰۷].

۵ عقل ملاک بندگی، اطاعت، ثواب و عقاب است. راه دستیابی به معارف نظری، عقل نظری است و با عقل عملی به معارف عملی و ارزشی می رسیم.

۶ عقل نزدیکترین موجودات به خدای عالم است. از حقیقت نور و روشنایی خلق شده و از هرگونه عامل دور کننده از خدای جهان مبراست. او اول مخلوقات عالم و اشرف موجودات جهان است. عقل حقیقت نوریّه است و ذات نور، هم خود حقیقتی ظاهر و روشن است و هم ظاهر و روشن کننده همه اشیاء و تاریکیهاست. به همین سبب عقل حقیقتی است که با آن حق و باطل از یکدیگر تمیز داده شده و ظاهر می شوند و راه تشخیص آنها بر روی انسان گشوده می شود.

از مجموعه روایات و احادیثی که تاکنون ارائه شد به دست می آید که:

الف. عالم هستی و مخلوقات دارای سلسله مراتب و درجات بوده و ملاک علو درجات و اولویت و برتری آنها، با قُرب و بُعد آنان با ذات مقدس حضرت حق که مبدأ وجود و کانون نور و نورالانوار است، سنجیده می شود و هر چه موجود از نورانیت و علم بیشتری برخوردار باشد به همان اندازه به حقیقت نور و کانون آن نزدیکتر می شود. و چون جوهره عقل جوهره نوری، علمی، ادراکی و معرفتی است و از یقین، ایمان، صدق، اخلاص، رفق، رأفت و صحت برخوردار است، پس کاملترین تجلی و مظهر اسمای خداوندی و متخلق به اخلاق الله است.

ب. عقل و عالم عقول یعنی عالمی که در آن علم، حضور، شهود و کمالات به نحو اتم ظاهر می گردد، اقرب عوالم به خدای متعال است و عقل کامل اولین مخلوق و صادر از ذات حضرت حق می باشد.

ج. انسان اگر به تقویت بُعد عقلانی خود بپردازد و عقل را در حیات و زندگی خود هادی و راهبر قرار دهد دارای خصوصیاتی خواهد شد که در حدیث آمده است.

د. مبنا و ملاک ارزیابی و ارزش گذاری انسان، مقدار بهره ای است که از عقل و عقلانیت دارد و لذا امام(ع) در جایی فرموده است: «عاقلترین انسانها نزدیکترین آنان به خدای عالم است» [آمدی ج ۲: ۴۴۳]، و در جای دیگر فرموده است: «با وفور و کثرت عقل بر حلم، بردباری، ظرفیت و تحمل انسانها افزوده می شود» [آمدی ج ۳: ۲۲۱]. بنابراین عقل در این نگاه عبارت است از موجودی نورانی و دارای حقیقت و معرفت که کاملترین موجودات عالم می باشد.

امام در این تعبیرات، در عین اینکه به شکل سؤال و جواب، مسأله را مورد تحلیل قرار داده است، ولی روش تعریف ایشان، شبیه تعریف منطقیون نیست، بلکه کاملاً ساده و عاری از عبارات فنی، پیچیده و با ذکر اظهر لوازم به تعریف عقل پرداخته است. در به کاربردن لوازم به گونه ای از عبارات و چینش آنها بهره برداری کرده است که هم برای حکیم فیلسوف قابل درک است و هم برای افراد ناآشنا به عبارات فیلسوفانه. بنابراین اگر ملاحظه کنید صدر روایت با تعابیر فیلسوفان و حکیمان الهی درباره حقیقت عقل و عالم عقول به نحوی همسویی دارد، ذیل روایت کاملاً با همان عقل انسانی که مُدرک منافع و مصالح و خیر و شر است، قابل تطبیق است و در عین حال با نوع تعبیر عارفان بزرگی مانند قونوی و دیگران هم در تضاد نیست.

۷ آورده اند که امام موسی بن جعفر(ع) به هشام بن حکم فرمودند:

ای هشام امیرالمؤمنین(ع) می فرمودند: با هیچ چیزی بهتر از عقل نمی توان بندگی خدا را انجام داد و عقل هیچ کسی تام و کامل نمی شود مگر آنکه دارای خصلتها و اوصاف متعدد بشود از جمله: مصون از کفر و پوشاندن حق، شر و بدی؛ انتظار تشخیص درست از او، خیر و نیکی؛ بخشنده اضافه اموالش به نیازمندان؛ خوددار از زیاده گویی بدون نتیجه و فایده؛ از دنیا به اندازه قوت مورد نیاز مصرف کردن؛ سیری ناپذیری درآموختن علم و آگاهی؛ محبوب شمارنده ذلت و خواری دنیایی و ظاهری؛ همراه با محبت و رضای حضرت حق نسبت به عزت دنیایی و ظاهری بی تفاوت اما همراه با دشمنی غیر خدا و ارزشهای غیر دینی؛ مطلوب شمارنده و خواهان تواضع و فروتنی در برابر مطرح شدن اجتماعی؛ بزرگ داشت کار خیر دیگران، اگر چه به ظاهر اندک و کم باشد؛ و کوچک شماردن خیر خود، اگر چه بزرگ باشد؛ صاحب نگرش مثبت به افراد جامعه و بهتر دانستن همه مردم از خویش، تا جایی که اگر شر و آسیبی به او برسد، آن را از جانب خود بداند؛ اگر انسان چنین باشد عقل را به کمال و تمام رسانده و امر را به مرحله پایانی برده است [مجلسی ج ۱ باب ۴ : ۱۴۰].

در این روایت، امام عقل را با لوازم آن شناسانده و صرفاً به صورت نظری و انتزاعی با آن برخورد نکرده است، بلکه با طرح اوصاف و خصایص ویژه به شکلی ملموس و کاربردی، عقل را معرفی نموده و راه تشخیص را برای همگان در سطح و ظرفیت درکشان هموار کرده است.

۸ همچنین روایت شده که: عاقل کسی است که باطل را رفض کرده و کنار می گذارد [مجلسی ج ۱ باب ۴، ح ۳۱: ۱۵۹]. این روایت نیز عقل را به طور ملموس و عینی معرفی کرده است.

۹ همچنین می فرمایند: تأمل زیاد در علم و عقل، راههای عقلانیت و تعقل را به روی انسان می گشاید [مجلسی ج ۱ باب ۴، ح ۳۱: ۱۵۹].

۱۰ درجای دیگر با مقایسه انسان عاقل و بی خرد، هر دو را معرفی می فرمایند:

زبان عاقل پشت قلب و دلش می باشد یعنی پس از آنکه فکر کرد و عواقب و تبعات قضیه را بررسی کرد و از عواقب سخنش مطلع شد، سخن می گوید؛ ولی انسان بی عقل و بی خرد این ملاحظات را انجام نداده و بدون تأمل و فکر حرف می زند و پس از آن به اندیشه می پردازد.

نشانه های عقل و عاقل از نگاه امام علی(ع)

در این قسمت به نشانه های عقل و عاقل در نگاه امام(ع) می پردازیم.

عقل و عاقلی در انسان علائمی دارد که از مشاهده آنها می توان فهمید که شخص مدعی عقل، تا چه حد از عقل و عقلانیت بهره مند است که علایم آن بدین ترتیب می باشد:

۱ شخص عاقل خود را بر دیگران ترجیح نداده و از روی تواضع با دیگران برخورد می کند و در نتیجه خدای عالم او را سربلند رفیع و پرآوازه قرار می دهد [آمدی ج ۱: ۱۷۸].

۲ دامن عقل و عاقل از بدیها و زشتیها به دور و دعوت کننده به خیرها و نیکیها است [آمدی ج ۱: ۳۲۸].

۳ عقل مانند درخت است و ثمره و بار آن جود، سخا و حیا است [آمدی ج ۱: ۳۶۵].

۴ عاقل کسی است که گفتارش، کارهایش را تصدیق می کند [آمدی ج ۱: ۳۶۵].

۵ عاقل وقتی که بداند، مطابق علمش عمل می کند و هر وقت عمل کند آن را خالصانه و برای خدا انجام می دهد و وقتی که به درجه مخلصان رسید در کنج عزلت نشسته و وقتش را با حضرت دوست سپری می کند [آمدی ج ۲: ۸۵].

۶ مهمترین نشانه عقل این است که با عقل، رهایی از آلودگی و گناه حاصل می شود و در سایه آن آینده نگری صورت می گیرد و در کارها و اقدامات، حزم، دقت و بررسی همه جانبه صورت می پذیرد [آمدی ج ۳: ۸۴].

۷ با شش چیز می توان عقول مردم را مورد آزمایش قرار داد:

اول: با مصاحبت و همرا هی در سفر و حضر؛ دوم: معامله و داد و ستد کردن ؛ سوم: ولایت و پذیرفتن مسئولیت؛ چهارم: زمان عزلت و برکناری از مسئولیت؛ پنجم: زمان تمکن و غنی؛ ششم: هنگام فقر و نداری [آمدی ج ۴: ۱۳۸].

در روایت دیگری، عقل چنین تقسیم بندی شده است:

شش چیز است که با آنها عقل مردمان مورد آزمایش قرار می گیرد: ۱ بردباری به هنگام خشم؛ ۲ شکیبایی موقع ترس؛ ۳ رعایت قصد و عدالت به هنگام خواهش؛ ۴ رعایت تقوای الهی در هر حال؛ ۵ نیکی کردن و مدارا با مردم و سازش با آنان؛ ۶ کمی جدال، ستیز و نزاع [آمدی ج ۴: ۱۳۹].

۸ چهار چیز آشکار کننده عقل مردان است:

یک: متانت و وقار در رفتار؛ دو: قدرت تحمل و ظرفیت وجودی او در برابر دیگران؛ سه: گرامی بودن، اصالت خانواده و نسب او؛ چهار: نیکویی کارها و اعمال او [آمدی ج ۶: ۴۵۳].

۹ در کتاب دره الباهره نقل شده است که امام علی(ع) فرمودند: عاقل کسی است که دور باطل نگردد و آن را طرد کند [مجلسی ج ۱ باب ۴ ح ۳۱: ۱۵۹].

۱۰ در جای دیگر اینطور فرموده اند: زمانی که عقل آدمی کامل شد، کمتر سخن می گوید [مجلسی ج ۱ باب ۴ ح ۳۴: ۱۵۹].

رابطه عقل و دین یا رابطه عقل و وحی

امام با وجود اینکه دین را عاصم و نگهدارنده انسان از لغزشها دانسته و با عبارت، «الدین یعصم» [آمدی ج ۱: ۹] آن را معرفی فرموده است؛ در عین حال، اگر دین مورد آسیب قرار گیرد و با پیرایه سازی و ادعای تجدد، احیا وامثال آن مورد دخل و تصرف تحریف کنندگان از مواضع اصلی خود قرار گیرد، تنها اصلاح کننده آن را عقل معرفی می فرمایند: «الدین لا یصلحه الا العقل» [آمدی ج ۱: ۳۵۳]؛ یا اینکه می فرمایند: «العقل یصلح کُلِّ امرٍ» [آمدی ج ۱: ۱۱۰]؛ و یا چنین وارد شده: ملاک هر امری عقل است [آمدی ج۶: ۱۱۶]. یعنی مبنای درستی یک امر و علت بقا و دوام آن، عقل است و اگر ملاک و مبنای سیاست عدل است [آمدی ج ۶: ۱۱۶]؛ ملاک و مبنای همه چیز عقل است. امام درباره ارتباط ایمان و عقل کلام زیبایی دارند که چنین است: محال است مؤمن ایمان بیاورد و ایمان او صحیح شود مگر آنکه دارای عقل باشد و از آن برخوردار گردد [آمدی ج ۶: ۷۰]. کاملتر و صحیح تر از آن این عبارت است: کسی که فاقد عقل است و عقل ندارد، دین هم ندارد [آمدی ج ۶: ۴۰۰].

در تأثیرپذیری دین، ادب و فرهنگ از عقل می فرمایند: دین، ادب و فرهنگ، نتیجه و ثمره عقل است [آمدی ج ۲: ۲۸]. در علو مقام عقل نیز فرموده اند: عقل فرستاده خدا و رسول حق است [آمدی ج ۱: ۷۰].

در تفاوت میان عقول و آداب می فرمایند:

عقول مواهب خداوندند که از ناحیه او به صاحبان عقل اعطا می شود، اما آداب، رسوم و فرهنگها اکتسابی است و با کوشش و تلاش ملتها و جوامع بشری شکل می گیرد و به وجود می آید [مجلسی ج ۱ ح ۴۴: ۱۶۰].

امام موسی بن جعفر(ع) به نقل از امیرالمؤمنین امام علی(ع) به هشام بن حکم این طور می فرمایند:

ای هشام: عاقل کسی است که در او سه خصلت وجود داشته باشد:

۱ هر وقت مورد سؤال قرار گرفت جواب بگوید.

۲ هر وقت دیگران از پاسخ دادن عاجز و ناتوان شدند او سخن بگوید و مطالب درست عرضه بدارد.

۳ هر وقت نیازی به اظهار نظر صحیح و ابراز رأی صائب که تأمین کننده مصالح درخواست کنندگان است، باشد، رأی مناسب و به صلاح را اعلام کند. کسی که هیچ کدام از این خصوصیات را نداشته باشد عاقل نیست بلکه احمق است [فیض کاشانی ج ۱ ح ۱۶: ۹۳].

در جای دیگر می فرمایند:

ای هشام! خدای عالم حجتها را برای مردم توسط عقول آنان تکمیل کرده و پیامبران خود را مجهز به بیان آیات و بینات قرار داده است [فیض کاشانی ج ۱ ح ۱۶: ۸۶]. ای هشام، خدای عالم برای مردم دو حجت قرار داده است: یک حجت ظاهری و آشکار، دوم حجت باطنی و پنهان. حجتهای ظاهری و آشکار انبیای خدا و امامان به حقند، اما حجتهای باطنی عقولند [فیض کاشانی ج ۱ ح ۱۶: ۹۱].

بنابراین در مکتب امام علی(ع) و فرزندان گرامی اش نه تنها عقل با دین و وحی در تضاد نبوده و طرد کننده هم نیستند، بلکه مکمل یکدیگرند و هر دو بهترین و مطمئن ترین راه نیل به معرفت، تشخیص حق و باطل، سعادت و شقاوت، خیر و صلاحند. در این مکتب، نه تنها عقل با دین در تضاد نیست بلکه کسی که فاقد دین است، فاقد مروت، آزادگی و مردانگی است که نشانه بی عقلی و فقدان آن مساوی با فقدان نورانیت و علم است که در حقیقت مساوی با فقدان حقیقت انسانیت می باشد.

عوامل رشد و تکامل عقل

در نگاه رسولان و اولیای الهی، انسان به گونه ای آفریده شده است که می تواند دارای حقیقت علوی، مجرد و عقل کا

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.