خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل تازه های نشر در تاریخ، فرهنگ، سیاست
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل تازه های نشر در تاریخ، فرهنگ، سیاست قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل ایران در مطبوعات جهان ؛ جنگ طلبی آمریکا در منطقه
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل ایران در مطبوعات جهان ؛ جنگ طلبی آمریکا در منطقه قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
19ساعت
32دقیقه
50ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل ایران و تحولات فلسطین ؛ سیری کوتاه در روابط شاه و اسرائیل

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 45

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
4 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

ارائه‌ی فایل پاورپوینت کامل ایران و تحولات فلسطین ؛ سیری کوتاه در روابط شاه و اسرائیل – تجربه‌ای خاص و متمایز!

پاورپوینتی حرفه‌ای و متفاوت:

فایل فایل پاورپوینت کامل ایران و تحولات فلسطین ؛ سیری کوتاه در روابط شاه و اسرائیل شامل 120 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شده‌اند.

ویژگی‌های برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل ایران و تحولات فلسطین ؛ سیری کوتاه در روابط شاه و اسرائیل:

  • طراحی خلاقانه و حرفه‌ای: فایل فایل پاورپوینت کامل ایران و تحولات فلسطین ؛ سیری کوتاه در روابط شاه و اسرائیل به شما این امکان را می‌دهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیره‌کننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
  • سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل ایران و تحولات فلسطین ؛ سیری کوتاه در روابط شاه و اسرائیل به گونه‌ای طراحی شده‌اند که استفاده از آن‌ها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
  • آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل ایران و تحولات فلسطین ؛ سیری کوتاه در روابط شاه و اسرائیل با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.

کیفیت تضمین‌شده با دقت بالا:

فایل فایل پاورپوینت کامل ایران و تحولات فلسطین ؛ سیری کوتاه در روابط شاه و اسرائیل با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهم‌ریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بی‌نقص و حرفه‌ای هستند.

نکته مهم:

هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخه‌های غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل ایران و تحولات فلسطین ؛ سیری کوتاه در روابط شاه و اسرائیل با دقت و حرفه‌ای تنظیم شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل ایران و تحولات فلسطین ؛ سیری کوتاه در روابط شاه و اسرائیل را دانلود کنید و ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل ایران و تحولات فلسطین ؛ سیری کوتاه در روابط شاه و اسرائیل :

اشاره

ماهنامه زمانه در بخش معرفی کتاب این شماره با تلخیص کتاب «ایران و تحولات فلسطین» تالیف دکتر علی اکبر ولایتی، که براساس اسناد وزارت امورخارجه تنظیم شده است می کوشد روزنی به تاریخ روابط رسمی ایران در عصر پهلوی دوم و رژیم صهیونیستی بگشاید؛ لازم به ذکر است که منابع و اسنادی که در کتاب مورد بررسی قرار گرفته اند دربردارنده قسمت اندکی از اسناد مربوط به روابط رژیم پهلوی و رژیم صهیونیستی است بدیهی است که بسیاری روابط سری میان طرفین از چشم وزارت امورخارجه مکتوم مانده است.

روی کار آمدن رژیم صهیونیستی اسراییل در اراضی اشغالی فلسطین به فراخور روحیه، باورها، و آرمانهای جهان اسلام و همچنین حاکمیت سیاسی مسلط بر سرنوشت آنان، واکنش ها و پیامدهای گوناگونی داشته است. اشغال تدریجی سرزمین فلسطین با حمایت آشکار دولت انگلستان و مهاجرت دادن یهودیان از اروپا، آمریکا و آسیا به این منطقه و به تبع آن، اخراج ساکنان اصلی آن، پروژه دهشتناکی بود که دراواسط قرن بیستم به صورت دولت صهیونیستی اسراییل تبلور یافت. تحمیل دولت اسراییل بر جهان اسلام چندین جنگ خونین و گسترده و، به همراه آن، سال های طولانی نزاع و خصومت را بر منطقه تحمیل کرده است. در کنار این منازعات، شبکه عظیمی از تماس ها، مذاکرات سیاسی و رفت و آمدهای آشکار و نهان دیپلماتیک رقم خورده است. شاید کمتر کشوری در جهان به اندازه رژیم صهیونیستی، موضوع مذاکرات محرمانه و آمد و شدهای سیاسی و، در عین حال، جنگ و منازعه سیاسی و نظامی باشد. یکی از کشورهایی که به طور جدی درگیر این مباحث و منازعات منطقه ای شد، ایران است که این درگیر شدن، به صورت همکاری با رژیم صهیونیستی یا مخالفت با آن نمود یافته و سر فصل مهمی از تاریخ ملت ایران را در پنجاه سال اخیر شکل داده است. در عین حال، اهمیت این واقعیت از دید بسیاری پوشیده نگه داشته شده است. جالب توجه است که این دو دوره تاریخی پنجاه ساله به شدت متضاد و در مقابل یکدیگر قرار دارند: دوره اول، دوره حکومت محمدرضا پهلوی، دوره همکاری و تعاون جدی شاه با رژیم صهیونیستی است؛ به طوری که گسترده ترین روابط امنیتی، نظامی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی را دولت برکشیده انگلستان و تحت الحمایه ایالات متحده در ایران با رژیم صهیونیستی داشت. این همکاری و حمایت یکی از علل اصلی سقوط رژیم شاه بود که به شدت پنهان نگه داشته می شد. دوره دوم، دوره جمهوری اسلامی؛ یکی از علل اصلی وقوع انقلاب اسلامی و روی کار آمدن نظام جمهوی اسلامی، پیوند نظام پهلوی با اسراییل بود. در نتیجه، به طور طبیعی تخاصم طرفین بالذات بوده و سرفصل جدیدی در تاریخ سیاسی کشور ایران گشوده است. یکی از مباحثی که اخیراً در کشور ما به طور جدی به چالش کشیده شد، موضوع چگونگی روابط ایران و اسراییل و حمایت یا عدم حمایت از انتفاضه فلسطین است.

دکتر علی اکبر ولایتی که سالیان متمادی مسئولیت اداره سیاست خارجی جمهوری اسلامی را بر عهده داشت و حوادث بسیاری را از نزدیک شاهد بوده است، بعد از فراغت از مقام وزارت، دو اثر قابل توجه درباره فلسطین و روابط ایران و اسراییل به نگارش در آورد. اولین اثر با عنوان «ایران و مسئله فلسطین» براساس اسناد وزارت امور خارجه ایران از سال ۱۳۱۵ ش تا ۱۳۱۷ ش و ۱۸۹۷ م تا ۱۹۳۷ م در سال ۱۳۷۷ منتشر شد.

کتاب دوم تحت عنوان «ایران و تحولات فلسطین»، که مشتمل بر اسناد مربوط به سیاست های دولت پهلوی از سال های ۱۳۱۷ تا ۱۳۵۷ ش است که در آذر ماه ۱۳۸۰ منتشر شده است. این کتاب که بیشتر حول اسناد محرمانه وزارت امور خارجه در مورد روابط ایران و رژیم غاصب اسراییل دور می زند، نگاهی در خور توجه به متون رسمی مبادله شده در روابط ایران و اسراییل دارد. اسنادی که، بیش از هر مجموعه دیگر، به لحن دیپلماتیک در آن توجه جدی شده است. نویسنده که فرصت مناسبی در دسترسی به این اسناد داشته، کتاب را در پنج فصل تنظیم نموده است که عبارتند از:

۱. روابط سیاسی و دیپلماتیک رژیم پهلوی و اسراییل؛

۲. همکاری های آموزشی و اعطای بورس؛

۳. روابط اقتصادی دو کشور؛

۴. روابط امنیتی ایران و اسراییل؛

۵. تأثیر قضیه فلسطین در روابط ایران و اعراب.

براساس آنچه در کتاب آمده است، به نظر می رسد اگر نویسنده عنوان کتاب را (بررسی اسناد روابط ایران و اسراییل) می نهاد، کتاب از نام گذاری بهتری برخوردار می شد. مع الوصف مجموعه اسناد بهره برداری شده از ارزش و اتقان چشم گیری برخوردار است. نویسنده فصل اول کتاب را، که به بررسی روابط سیاسی و دیپلماتیک رژیم پهلوی و اسراییل اختصاص دارد، از شناسایی «دوفاکتو»ی اسراییل از جانب دولت وقت ایران آغاز می کند و اظهار می دارد که در ایران، در مورد اسراییل، دو نیروی سیاسی عمل می کردند: ۱.گروه مخالفان روابط ایران و اسراییل و شناسایی آن، که شامل مخالفت های مردمی، علما و روحانیون و جمعی از اعضای مستقل درون حاکمیت می شد. ۲. حکومت پهلوی، که با مساعدت و تحت تاثیر قدرت های جهانی و لابی قدرتمند یهودی به شدت به برقراری و گسترش روابط با اسراییل علاقه مند بود. در طول تاریخ روابط دو کشور، نوعی مبارزه میان این دو جریان عمده وجود داشته است و فایق آمدن هر یک بر دیگری باعث تغییر موازنه قوا در منطقه به نفع یا علیه اسراییل می شده است. چنانچه رأی مخالف ایران به ورود اسراییل به سازمان ملل به فایق آمدن گروه مخالفان و یا شناسایی دو فاکتوی اسراییل، پیروزی موافقان روابط اسراییل را نشان می دهد. مجدداً قطع روابط با اسراییل در دوره دکتر مصدق، پیروزی مخالفان و برقرای حکومت کودتا و برقراری مجدد روابط، پیروزی موافقان اسراییل تلقی می شود.

اولین موضع گیری رسمی ایران در مخالفت با عضویت اسراییل در سازمان ملل زمانی بود که هنوز شاه در جایگاه اقتدار و کانون قدرت حضور نداشت. در نامه ای که وزیر امور خارجه وقت، علی اصغر حکمت، در ۲۷/۱/۱۳۲۸ (۱۶/۴/۱۹۴۹) به عباس صیقل، سر کنسول ایران در بیت المقدس، فرستاد، آمده است:

«در قسمت نظریه وزارت امور خارجه در باب شناسایی یهود برای اطلاع شخص شما اضافه می شود که اصولاً روش دولت ایران در این خصوص با نظریه سایر دول اسلامی یکسان بوده و از این روی به نمایندگی شاهنشاهی در سازمان ملل متحد دستور داده شده است که به ورود دولت اسراییل در سازمان ملل متحد رأی مخالف بدهد. و نیز دولت فعلاً تصمیمی برای شناسایی حکومت اسراییل ندارد.»

هر چند جمله آخر حکایت از موقت بودن موضوع دولت ایران است و فشارهای آمریکا و انگلیس و فعالیت های لابی یهود در شناسایی اسراییل از سوی ایران سهم بسزایی داشته است؛ چنان که الرأی العام نوشت:

«بعضی سیاست مداران خارجی مقیم تهران سعی می کنند دولت ایران را وادار به شناسایی اسراییل و تبادل روابط سیاسی نمایند. این سیاسیون خارجی با سفارت آمریکا در تهران رابطه دارند… یکی از آنها به وزارت امور خارجه رفته… و گفته است اگر دولت ایران، پیش از سایر دول اسلامی و عربی، دولت اسراییل را به رسمیت بشناسد، شخص مزبور ضمانت می دهد ایران وام هنگفتی با شرایط بسیار سهلی از بانک بین الملل بدست آورده… و ظاهراً ممکن است ایران با ترتیب عمل نماید» (ص ۳)

از طرف دیگر، تلاش اسراییل برای کسب موافقت ایران با سنگ اندازی در مسیر ایرانیانی که در فلسطین ساکن بوده و درصدد خروج بوده اند، همراه بود تا ایران را مجبور به شناسایی اسراییل بنماید. همچنین نامه های عباس صیقل در انعکاس درخواست های اسراییل بی جواب می ماند و دکتر علی اکبر سیاسی، وزیر امور خارجه، نامه وزیر امور خارجه اسراییل را بی پاسخ می گذارد. (ص ۴) در اواخر سال ۱۳۲۸ رضا صفی نیا به عنوان نماینده فوق العاده ایران در اسراییل تعیین شد و مأموریت وی از طریق انتظام به اطلاع نماینده اسراییل در سازمان ملل رسید. اما دولت اسراییل پذیرش دایمی وی را منوط به ارسال نامه رسمی وزیر امور خارجه ایران به وزیر امور خارجه اسراییل دانست. دولت ساعد مراغه ای با استفاده از فترت به وجود آمده در پی تعطیلی مجلس، در اعلامیه ای رسمی در ۲۳ اسفند ماه ۱۳۲۸ دولت اسراییل را به صورت «دو فاکتو» به رسمیت شناخت و عباس صیقل را به عنوان نماینده معرفی کرد. اما پذیرش دو فاکتوی اسراییل به همین سادگی صورت نگرفت. ویلیام شوکراس در کتاب «آخرین سفر شاه»در این باره می نویسد:

«… از اسناد بایگانی اسراییل معلوم می شود که اسراییل شناسایی دو فاکتوی خود را در دی ماه ۱۳۲۸ (ژانویه ۱۹۵۰) با پرداخت رشوه قابل توجهی به محمد ساعد مراغه ای، نخست وزیر وقت ایران، به دست آورد و مذاکرات را یک آمریکایی که هنوز (آدام) شناخته می شود و با موساد همکاری داشته است، از جانب دولت اسراییل رهبری می کرد. او ضمناً یک تاجر ایرانی را می شناخت که با نخست وزیر دوست و شریک تجاری بود. ازطریق این شخص، نخست وزیر ۴۰۰۰۰۰ دلار مطالبه کرد تا هیئت وزیران و شاه را متقاعد کند که شناسایی دو فاکتوی اسراییل خدمت به منافع ایران است.»

در پی آن، ساعد، در ملاقات با نماینده موساد، اجازه مهاجرت یهودیان ایران و ترانزیت یهودیان دیگر کشورها از ایران را صادر کرد. حسین مکی در دوره دکتر مصدق در مجلس شورای ملی اعلام کرد که: دولت قبل با دریافت رشوه اقدام به شناسایی اسراییل کرده است. با روی کار آمدن سرلشکر رزم آرا، روابط با اسراییل وارد مرحله تازه ای شد و دولت اسراییل شخصی به نام «پروفسور هد» از دانشگاه عبری اورشلیم را نامزد سفارت اسراییل در تهران کرد. اما با ترور رزم آرا، همه امیدهای اسراییلی ها برای شناسایی «دوژوره» از بین رفت. با روی کار آمدن دولت مصدق و جان گرفتن مبارزات ضد انگلیسی در ایران، افکار عمومی داخل و خارج ایران خواستار قطع روابط ایران و اسراییل شدند. جمعیت ها، گروه ها و علمای اسلامی از کشورهای مختلف، طی نامه هایی به آیت ا… کاشانی، خواستار آن شدند که ایشان برای قطع روابط با اسراییل به حکومت فشار آورد. دولت دکتر مصدق در پانزدهم تیر ۱۳۳۰ با عنایت به اصل موازنه منفی، قطع رابطه با اسراییل را به اطلاع عموم رساند. روزنامه اطلاعات از قول آیت ا… کاشانی در ۱۳/۴/۱۳۳۰ نقل کرد: پس گرفتن شناسایی اسراییل از سوی ایران که رسمیت کافی و قانونی هم نداشت، قطعی است. به دنبال آن، کنسولگری ایران در بیت المقدس تعطیل و صفی نیا به ایران فرا خوانده شد. با وجود تعطیل شدن کنسولگری ایران و فراخوانی صفی نیا، نماینده ایران، شناسایی دوفاکتو عملاً لغو نشد. به همین دلیل، شاه در مصاحبه خود در سال ۱۳۳۹ مسئله تعطیلی کنسولگری در تیرماه ۱۳۳۰ را به خاطر مشکلات مالی ناشی از قضیه ملی شدن نفت اعلام کرد. لیکن اقدام دکتر مصدق و دولت ایران بازتاب های بسیار مثبتی در منطقه خاورمیانه و جهان اسلام داشت و روزنامه های عربی «دکتر مصدق» را «زعیم شرق» نامیدند. با وجود این، در دولت مصدق تلاش هایی برای برقراری ارتباط با اسراییل در اواخر سال ۱۳۳۱ انجام شد.

با سقوط دولت دکتر مصدق، شایعاتی درخصوص تجدید رابطه ایران و اسراییل مطرح شد که واکنش های تندی را در کشورهایی عربی نظیر اردن و لبنان در پی داشت. دولت ایران مسئله ارتباط با اسراییل را پی گیری کرد وطی دستورالعمل شماره ۴۵۵۶ مورخ ۴/۱۲/۱۳۳۲ وزیر امور خارجه، عبدا… انتظام، به نمایندگی ایران در برن نوشت:

«دولت شاهنشاهی با اسراییل قطع رابطه نکرده، بلکه نمایندگی ما در آنجا فعلاً تعطیل است. بنابراین، دید و بازدید با نمایندگان اسراییل مانعی ندارد».

ایالات متحده در نزدیکی بین ایران و اسراییل، سعی تمام داشت؛ زیرا پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ ایران و اسراییل دو ستون آمریکا در منطقه به شمار می رفتند وتلاش های آلن دالس، وزیر امور خارجه آمریکا، در کسب موافقت ایران برای همکاری با اسراییل قرین موفقیت بود. شاه در سال ۱۳۳۷ ش (۹۹۵۸ م) و به دنبال وقوع انقلاب عراق در پاسخ به نامه بن گورین که وی، در آن سیاست کورش در قبال یهودیان را یادآور شده بود، چنین پاسخ داد:

«یادآوری سیاست کورش در قبال مردم شما، برای من بسیار باارزش است و من اکثر سعی خود را برای ادامه راهی که به وسیله این سنت قدیمی به وجود آمده، خواهم نمود.» (ص ۱۵)

تلاش اسراییل برای گسترش روابط با ایران به حدی بود که مسئله از حوزه اختیار وزارت امور خارجه و ساواک خارج شد. اسراییلی ها با کلیه سازمانهایی که در ایران امکان برقرای تماس وجود داشت، رأساً هماهنگ می شدند و کارشناسان آنها را به اسراییل دعوت می کردند؛ به گونه ای که وزارت امور خارجه ادامه این وضع را به مصلحت ندید (ص ۲۲). روزنامه هاآرتص درباره نوع روابط ایران و اسراییل می نویسد:

«یک بازدید چند روزه از ایران کافی است تا انسان به موقعیت عجیب اسراییل در آن کشور پی ببرد… روابط ایران و اسراییل که خوب و مستحکم است به روابط دو همسایه ای شباهت دارد که فقط از روی بالکن با یکدیگر حرف می زنند.»

با همه اینها، ایران پس از جنگ ۱۹۶۷ و به ویژه پس از جنگ ۱۹۷۳ در برخورد با اسراییل به صورت ظاهر تبلیغات می کرد و حمایت مختصری از فلسطینی ها می نمود که صرفاً مصرف تبلیغاتی داشت. اما در زمان جنگ، نفت ایران به اسراییل صادر می شد که نقش اساسی در چرخش صنعت و اقتصاد و مهم تر از همه قدرت تهاجمی اسراییل داشت (ص ۲۴). از اواخر سال ۱۳۵۶ روابط ایران و اسراییل وارد مرحله جدیدی شد که در نهایت به قطع کامل انجامید. مسافرت انور سادات، رییس جمهور مصر به بیت المقدس و امضای موافقت نامه کمپ دیوید در ۲۶ شهریور ۱۳۵۷ هر چند از دید دولت مردان در حال سقوط رژیم پهلوی مثبت ارزیابی شد، باعث شد که افکار عمومی، مخصوصاً محافل و شخصیت های مذهبی و در رأس آنها حضرت امام خمینی (ره) با موضع گیری منفی، دولت شاه را شدیداً تحت فشار قرار دهند تا در مورد روابط خود با اسراییل تجدید نظر کند. از سوی دیگر، اوج گیری نهضت انقلابی به شدت ضد پادشاهی، ضدآمریکایی و ضداسراییلی روز به روز ضعف و ناکارآمدی دستگاه حکومتی و شخص شاه را به نمایش گذاشت. روزنامه معاریو در ۲۶ شهریور ۱۳۵۷ در مورد روابط ایران و اسراییل نوشت:

«این واقعیت که در اوج بحران ایران در ابتدای ماه جاری محافل اسلامی قطع رابطه کامل بین ایران و اسراییل را خواستار شدند، ثابت می کند که حضور اسراییلی ها در ایران بسیار مشخص بوده است که خاری در چشم مخالفان داخلی است.»

در بیست و دوم بهمن ۱۳۵۷ با فروپاشی نظام شاهنشاهی و پیروزی انقلاب اسلامی، سفارت اسراییل تعطیل و همزمان در اختیار فلسطینی ها قرار گرفت.

نمایندگان رژیم پهلوی در تل آویو

با توجه به حضور بیش از ۳۰۰۰۰ ایرانی در فلسطین بعد از جنگ جهانی اول که عمدتاً به قصد زیارت یا مهاجرت رفته بودند، نمایندگی ویژه ای برای امور کنسولی آنها تعیین شد. در سپتامبر ۱۹۲۱ رسیدگی به امور فلسطین از طرف وزیر امور خارجه، انتظام الملک، به مشیر حضور، نماینده ایران در مصر، واگذار گردید. پس از مدتی، اسدا…بهنام، کنسول ایران در بیروت، عهده دار امور ایرانیان شد و در شهریور ۱۳۱۴ ش سرکنسولگری ایران در فلسطین افتتاح و هاشم مکرم نورزاد به سمت کنسول ایران منصوب شد. در تاریخ ۲۱/۳/۱۳۱۸ عبدالحسین صدیق اسفندیاری جانشین وی شد و به دنبال وی، ابوالحسن بهنام تا سال ۱۳۲۷ ش نمایندگی ایران را بر عهده داشت که در همین سال کنسولگری تعطیل شد. با به رسمیت شناختن اسرائیل از سوی سازمان ملل و پذیرش دوفاکتوی آن از سوی رژیم شاه در اواخر ۱۳۲۸، عباس صیقل به نمایندگی ایران منصوب شد و تا تیرماه ۱۳۳۰ که نمایندگی ایران در اسراییل تعطیل شد، در این سمت باقی بود. در دسامبر ۱۹۵۸ ژنرال هرکابی، رییس اطلاعات ارتش اسراییل، به دعوت سپهبد کیا به تهران آمد و با شاه و فرماندهان نظامی دیدار کرد و قرار شد نمایندگی ایران در اسراییل تحت عنوان «برن۲» افتتاح شود. به دنبال این سفر، شاه با افتتاح نمایندگی ایران در اسراییل موافقت کرد و ابراهیم تیموری در ۲۳ آذر ماه ۱۳۳۸ش وارد اسراییل شد و مأموریت خود را به عنوان نماینده ایران در اسراییل آغاز کرد. هر چند این مأموریت مخفیانه چندان از چشم اعراب مخالف اسراییل پنهان نبود، ولی اسرائیل به دنبال علنی تر کردن این تماس ها بود. وقتی در سال ۱۳۴۱ منوچهر پیشوا عازم تل آویو بود، اسراییلی ها خواستار آن شدند که وی با نامه سربرگ دار وزارت امور خارجه ایران رسماً به اداره تشریفات اسراییل معرفی شود و از عدم مکاتبه مستقیم وزارت امور خارجه ایران گله مند بودند. ابراهیم تیموری تا آبان ۱۳۴۲ در تل آویو بود و به دنبال آن دکتر صادق صدریه سمت وی را عهده دار شد و در ملاقات با اباابان در پاسخ به سؤال وی درباره سمت خود، اظهار داشت که وی و همکارانش کارمند سفارت ایران در برن هستند و با توافق دولت سوییس، در تل آویو اقامت دارند. ولی اباابان تأکید کرد که وی را به عنوان رییس نمایندگی ایران می شناسد(ص ۲۸). معذلک صادق صدریه تا اسفند ۱۳۴۲ مسئولیت نمایندگی «برن ۲» را عهده دار بود و سپس «فریدون فرخ» به جانشینی وی انتخاب شد. از آذر ۱۳۴۹ مجدداً ابراهیم تیموری نماینده ایران در تل آویو را بر عهده گرفت و تا فروردین ۱۳۵۴ در این سِمَت باقی ماند و پس از وی، مرتضی مرتضایی از فروردین ۱۳۵۴ تا آذر ۱۳۵۷ عهده دار این پست شد. هر چند تا اواخر ارتباط ایران و اسراییل، اصرار در پوشیده نگه داشتن روابط، جدی بود ولی گزارش نمایندگی ایران در ۲۵/۱۱/۱۳۵۶ تأییدی است بر باور عمومی مردم ایران درخصوص وجود روابط گسترده شاه با اسراییل: «مع هذا ظرف سال های اخیر وجود نمایندگی و کم و کیف فعالیت های آن، هم برای مردم و سازمان های مختلف اسراییلی و هم برای نمایندگان دیپلماتیک مقیم این کشور آشکار شده است». از آذر ۱۳۵۷ تا بهمن همان سال، ناصر رسولیان به عنوان کاردار موقت مسئولیت نمایندگی را بر عهده داشت و با پیروزی انقلاب اسلامی کارکنان نمایندگی ایران در تل آویو همبستگی خود را با انقلاب اسلامی اعلام داشتند. نمایندگان اسراییل در تهران با اعزام عباس صیقل به اسراییل به عنوان نماینده رسیدگی کننده به امور اتباع ایرانی دولت اسراییل درصدد برآمد تا نماینده ای برای حل و فصل امور اتباع اسراییل به ایران بفرستد. این در حالی بود که اسراییل تبعه ای در ایران نداشت و این اقدام جز تلاش برای جلب یهودیان و گسترش ارتباط با دولت و سازمان های دولتی ایران هدف دیگری نمی توانست داشته باشد.

تا سال ۱۳۳۵ دولت اسراییل نماینده رسمی در ایران نداشت. در این سال، دکتر «زوی دوریل» که از یهودیان اروپایی بود به تهران اعزام شد تا نمایندگی اتاق بازرگانی اسراییل را در پایتخت ایران افتتاح نماید. البته عنوان رسمی دوریل رییس بخش اقتصادی آژانس یهود بود ولی تقریباً تمام امور مربوط به یک نمایندگی سیاسی خارجی را انجام می داد. در سندی از سفارت آمریکا درباره فعالیت های دوریل از طریق عناصر فعال مطبوعاتی در ۲۵ بهمن ۱۳۳۵ چنین آمده است: «نماینده غیر رسمی اسراییل در تهران، در گنجاندن موضوعاتی در طرف داری از اسراییل در مطبوعات محلی بسیار فعال بوده است. تماس های او از طریق عباس شاهنده، ناشر مجله «فرمان» و مهندس عبدا… والا، ناشر و مالک «تهران مصور»، صورت می گیرد. چنین شایع است که وی در خلال هفته اول نوامبر، یکصد هزار ریال به روزنامه نگاران پول داده است.» (اسناد لانه جاسوسی جلد ۳۶ ص ۱۶). زوی دوریل از اواخر تیر ماه ۱۳۳۷ دایره کنسولی را ایجاد کرد که تحت پوشش آژانس یهود و تحت نظر وی اداره می شد. ولی با نفس پذیرش رسمی این تشکیلات از سوی وزارت امور خارجه، به علت احتمال بهره برداری مخالفان، با جدیت برخورد می شد. ابراهیم تیموری در توجیه نام بردن از قسمت امور کنسولی نمایندگی اسراییل در پاسخ به نورالدین کیا، مدیر کل وزارت امور خارجه، می نویسد:

«برای مزید استحضار جناب عالی در اینجا باید به عرض برساند که در تهران با همان نشانی که در نامه ۲۰۸ ذکر شده، ساختمان نسبتاً بزرگ و سه طبقه ای وجود دارد که طبقه دوم آن محل کار شخصی به نام دکتر دوریل است که خود را نماینده اسراییل در تهران می نامد و چند نفری به عنوان دبیر اول و دبیر دوم و غیره با او همکاری می کنند. در طبقه سوم همان ساختمان، شخص دیگری به نام کلنل یاکوب (یعقوب) نیمرودی با یکی دو نفر نظامی دیگر از ارتش اسراییل به کار اشتغال دارند که خود را نظامی نمایندگی اسراییل می خوانند و بالاخره در طبقه اول ساختمان، آقای دینولت مشغول کار است که خود را وابسته بازرگانی نمایندگی اسراییل در تهران می شمارد. همان طور که جناب عالی هم قطعاً کمابیش اطلاع دارید، فعالیت اینها از مقامات دولتی ایران پوشیده نیست و غالب مقامات ارتش و غیر ارتش هم با آنها رفت و آمد دارند… و برای آن که دوباره جمله «نمایندگی اسراییل در تهران» تکرار نگردد، استدعا دارد بفرمایید برای آن چه نامی باید نهاد؟»

دولت اسراییل نهایت تعمد واصرار را داشت تا حضور خود را در تهران علنی تر و رسمی تر نماید. روزنامه معاریو در بیست و دوم اردیبهشت ۱۳۴۲ از وزیر مختاری مایر عزری، نماینده اسراییل در تهران، خبر داد و سه ماه پس از آن در مرداد ۱۳۴۲ همان روزنامه خبر داد که نماینده اسراییل به درجه سفیری ارتقا یافته است. این در شرایطی است که قیام پانزده خرداد به عنوان یکی از جدی ترین مبارزات سیاسی ضدصهیونیستی در ایران صورت گرفته بود. به همین دلیل، ابراهیم تیموری با حضور در وزارت امور خارجه اسراییل، مراتب اعتراض خود را نسبت به انتشار این اخبار اعلام داشت (ص ۳۵). نفوذ عوامل اسراییل در مراکز مختلف قدرت به حدی بود که پس از استعفای شریف امامی از نخست وزیری در ۱۵ اردیبهشت ۱۳۴۰ ش. مایر عزری نخستین فردی بود که به علی امینی اطلاع داد که شاه قصد دارد او را به نخست وزیری بگمارد. در تیر ماه ۱۳۴۳ «زوی دوریل» در بخش نامه ای که به نمایندگی های سیاسی مقیم تهران فرستاد، با عنوان سفیر اسراییل امضا کرده بود که باعث اعتراض عباس آرام، وزیر امور خارجه و سؤال اسراییلی ها شد که آیا این اقدام خودسرانه یا با هماهنگی دولت اسراییل بوده است؟ آنها پاسخی مبهم دادند اما آرام توجه داشت که نمی تواند به چگونگی روابط با اسراییل کاری داشته باشد و موظف است ظواهر را حفظ کند؛ لذا در نامه مورخ ۲۱/۵/۱۳۴۳ به صادق صدریه تأکید می کند:

«… چگونه چنین اقدامی ممکن است از طرف اشخاصی به عمل آید. ضمناً بفرمایید که این چیزی که ما از آنها می خواهیم ابداً ارتباطی به روابط فیمابین ندارد و عمل خلافی از شخصی سر زده است… مقصود این است که هیچ فکری در مورد روابط نکنند.» (س۳۷)

در سال ۱۳۴۸ مایر عزری به ریاست هیئت نمایندگی اسراییل رسید و از درجه سفیری برخوردار شد و اتفاقاً عزری محظورات رژیم پهلوی در مخفی نگه داشتن هیئت نمایندگی اسراییل در ایران را درک می کرد و مانع از بروز بحران در روابط ایران و اسراییل و شاه و مخالفانش و همچنین اعراب بود. در عین حال، بیشترین منافع و سود را برای اسراییل کسب می کرد. بی جهت نبود که اسدا… علم در خاطرات خود در ۱۹ شهریور ۱۳۵۲ می نویسد: «به عزری، نماینده اسراییل در تهران، نشان درجه دوم تاج اعطا شده است و شاه به من دستور داد که تاریخ فرمان همراه نشان را به پیش از جنگ ۱۹۶۷ اعراب و اسراییل تغییر دهم.» (ص ۴۱)

وقوع جنگ اکتبر ۱۹۷۳ م تأثیرات عمیقی در موازنه منطقه ای گذارد و به دنبال آن، دولت اسراییل در ارزیابی مجدد مناسبات خود «یوری لوبرانی» را به سفارت اسراییل در تهران منصوب کرد. هر چند شاه ظاهراً و رسماً استوار نامه لوبرانی را نپذیرفت اما اسراییل دست به اقدامی یک جانبه زد و آن، لغو روادید ورود برای ایرانیانی بود که با گذرنامه عادی وارد اسراییل می شدند و می توانستند تا سه ماه در اسراییل بمانند. لوبرانی که خود از جاسوسان ورزیده بود، در سال ۱۳۵۷ پیش بینی کرد که شاه با بحران روبه رو خواهد بود. وقتی که شاه در ایران با بحران جدی مواجه شد، دولت اسراییل «یوسف هارملین»، رییس سابق سرویس امنیت داخلی «شین بت»، را به جای لوبرانی به سفارت منصوب کرد. در دی ماه ۱۳۵۷ سپهبد ربیعی و ارتشبد حسن طوفانیان به ژنرال سگف پیشنهاد کردند که ترتیب سفر موشه دایان یا عزر وایزمن را به تهران بدهند تا روحیه شاه را تقویت و او را وادار به تصمیمات جدی بنمایند. اما دولت اسراییل یوری لوبرانی را در ۲۵ مرداد ۱۳۵۷ فرستاد که دیگر کار از کار گذشته بود و لوبرانی اعلام داشت که: «اسراییل دیگر نباید انتظار دریافت نفت از ایران را داشته باشد».

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.