خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل همسر آزاری
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل همسر آزاری قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل ریاست، تمکین، تسخیری متقابل درخانواده
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل ریاست، تمکین، تسخیری متقابل درخانواده قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
21ساعت
39دقیقه
05ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل اسلام و نفی خشونت در خانواده

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 47

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
3 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

فایل فایل پاورپوینت کامل اسلام و نفی خشونت در خانواده شامل 120 اسلاید آماده است که می‌تواند محتوای شما را به شکلی حرفه‌ای، منسجم و چشم‌نواز به مخاطبان منتقل کند.

برتری‌های فایل فایل پاورپوینت کامل اسلام و نفی خشونت در خانواده در یک نگاه:

طراحی منحصربه‌فرد
فایل پاورپوینت کامل اسلام و نفی خشونت در خانواده با بهره‌گیری از اصول زیبایی‌شناسی و ترکیب رنگ‌های مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما می‌دهد.
راه‌اندازی فوری
فایل فایل پاورپوینت کامل اسلام و نفی خشونت در خانواده نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
وضوح عالی
اسلایدها به گونه‌ای طراحی شده‌اند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.

همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل اسلام و نفی خشونت در خانواده هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهایی‌شده و تست‌شده ارائه می‌شود.

توصیه مهم: نسخه‌هایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل اسلام و نفی خشونت در خانواده اما خارج از منبع رسمی منتشر می‌شوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.

همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل اسلام و نفی خشونت در خانواده :

«سُبْحانَ الذّی خَلَقَ الاَزْواجَ کُلَها مِمّا تُنْبِتُ الأرض وَ مِنْ
اَنْفُسِهم وَ مِمّا لا یَعْلَمُون»

گرچه امروز حرکت سیاستمداران تمدن بشری در
جهتی است که انسان را از باورهای طبیعی و ناب خویش
خلع نمایند و او را هر چه بیشتر به وادی ناباوری های
مخالف فطرت و حقیقت بکشانند و هر لحظه بر حیرت و
تزلزل او بیفزایند، لیکن سنت آفرینش بر این است که
حق را آشکار و باطل را به زوال رساند، اینجاست که
فرقان حق و باطل به مدد انسان غافل آمده و او را به
هشیاری دعوت و به سوی بندگی پروردگار هدایت و
حقایق هستی را برای او آشکار می سازد.

آیه مذکور در طلیعه کلام حامل پیامی راستین و
حقیقتی دلنشین برای بشریت سرگشته امروز است که
پرده از واقعیتی شگرف و سنتی زیبا برمی دارد، و آن
حاکمیت اصل زوجیت و تداوم حیات بر اساس تکامل
دوجنس و مؤانست و رفق و مدارای آن دو در کنار
یکدیگر بنا بر تدوین قانون خلقت است، که این سنت
اختصاص به نوع بشر ندارد و عرصه شمول آن به گستره
همه موجودات عالم است.

آنچه در گستره یک تحلیل اجتماعی و تحقیق
بنیادی برای اهل نظر و اندیشه ظهور دارد، این است که
گرایشها، نمودی راستین از نگرشها، و نگرشها آینه ای
صادق از بینشهای آدمی است، بر این اساس رویکرد هر
ملتی نسبت به پدیده های اجتماعی، سیاسی، اخلاقی،
حقوقی و میزان انعطاف، موافقت و مخالفت او بر همین
معنا شکل می گیرد و در حقیقت مسایل روبنایی در هر
جامعه ریشه در مبانی فکری و عقیدتی آن دارد.

با کنکاشی درست در فرهنگها می توان مبانی آنها را
دریافت و به این حقیقت رسید که هر چه شاکله اعتقادی
و اصول فکری در یک جامعه به حقایق موجود در
طبیعت و مستور در فطرت عالم نزدیکتر باشد و بین
باورها و واقعیات در دایره هستی توازن و همگونی
شایسته تری برقرار گردد، امید به ثبات و نجات و
استحکام و استقلال در آن بیشتر و سامان پذیری نهایی
برای آن ولو در دراز مدت قطعی تر است، گرچه بروز
مشکلات، فتنه ها و مبارزه با دسایس و وساوس در
راستای رسیدن به اهداف اصولی در آن جامعه حتمی
است.

از سوی دیگر در یک نظام اجتماعی هرچه بین
مردم و حکومت همدلی و وحدت نظری و عملی
بیشتری باشد میزان موفقیت در آن چشمگیرتر و لباس
استقلال و برومندی بر قامت آن زیباتر است، اینجاست
که در یک نظام الهی – مردمی، همبستگی و پیوند مردم
و حکومت بهترین پشتوانه محسوب می شود و میزان
مقبولیت یک نظام سیاسی در هر کشوری بر همین پایه
شکل می گیرد.

انقلاب اسلامی ایران که در عصر حاضر نسبت به این
دو امر در عرصه جهانی نمودی سمبلیک و آشکار داشته
و اساس توانمندیهایش را مبانی فکری سالم با هویت
اسلامی و همچنین یکپارچگی بین ملت و متولیان
حکومت تشکیل می داده است، لذا از سوی دشمنان
خویش پیوسته از این دو حوزه مورد هجمه و حمله قرار
گرفته است. و محور اهداف و آرمانهای آنان را، ایجاد
شکاف و اختلاف بین مردم و حکومت و دیگر ترویج
فرهنگ جدایی دین از سیاست تشکیل می دهد.

از این رو آنها تمام تلاش خود را بر این می گمارند که
اولاً مسلمین را از درک عمیق مبانی فکری و سیاسی
اسلام بازدارند و دین را محدود به یک دسته از احکام
فردی و محصور در افعال عبادی، آن هم به صورتی
بیروح نمایند و ثانیا با ناقص جلوه دادن احکام اسلامی و
ناکارآمدی آن برای اداره امور زندگی دنیوی به سلب
هویت فرهنگی و توسعه سلطه و فرهنگ بیگانه بیشتر
بپردازند و با تمسک به القائاتی چون «نظم نوین جهانی»
و «کنوانسیونهای حقوقی» روز به روز بر بسط قدرت
شیطانی خود بیفزایند.

به دنبال این اهداف حتی طرح ترویج رفرمیسم
مذهبی که جوهر آن پشت کردن و عدول از اصول اصیل
اسلام ناب است مطرح و در پشت این تجددطلبی و
دگراندیشی مذهبی و نیز ارائه تئوریهای به ظاهر
اسلامی، دیدگاههای لیبرالیسمی و یا اومانیسمی را که
به توسعه فرهنگ و سلطه خود مقرون است، گسترش
می دهند.

رئیس جمهور اسبق آمریکا «نیکسون» توصیه اش
راجع به نفوذ و مبارزه با فرهنگ اسلامی در کشورهای
مسلمان خصوصا ایران این است که بایستی آرمانهای
غرب را با فرهنگ و معیارهای امت اسلامی ترکیب و در
نتیجه منافع و سلطه گری خود را تضمین نمائیم. او
می گوید: «ما باید تجدد طلبان را در جهان اسلام
پشتیبانی کنیم، این هم به سود ماست و هم به سود
آنها!!!»(۱)

نشریه «اکونومیست» در سالهای اخیر در یک
ویژه نامه ای تحت عنوان «اسلام و غرب» با سینه ای
مالامال از کینه می نویسد: «مهم ترین مانع مهار پدیده
اصولگرایی اسلامی، روحانیون و علما هستند، زیرا علما
با سلاح عمده خود یعنی اجتهاد مانع از تحقق اهداف
غرب می باشند.»

امثال این نگرشها و گزارشها که در طول عمر انقلاب
ما پیوسته در رسانه های غربی به گوش می رسد، حاکی از
تلاش مستمری است که دشمنان انقلاب و اسلام در راه
استحاله فرهنگی ملت ما بکار می گیرند و برای رسیدن
به این اهداف پلید تاکتیکها و راهکارهای متفاوتی دارند
که از عمده ترین آنها استفاده از وجود زنان برای تحقق
اهداف خود است.

لذا در کنار ناکارا جلوه دادن قوانین اسلامی به ترویج
جریان فمینیسم و یا زن مداری پرداخته و با این دسیسه
شوم هم سلب هویت فرهنگی و ملی و دینی می کنند و
هم برای استفاده ابزاری از زن، همه سعی خود را در
سلب ارزشها و خلاقیّتها و توانمندیهای او بکار می گیرند.

در این گونه تبلیغات، تلاش دشمن تا حدی است که
نه تنها او را با واقعیات ملموس در طبیعت و مشهود در
خلقت، به مبارزه کشانده، بلکه با مطالب و کاوشهای
علمی که از جانب خود ایشان به اثبات رسیده و در این
تحقیقات، تفاوتهای جسمی و روانی بین زن و مرد بر
اساس یافته های علمی – تجربی قطعی گردیده و کرارا
در مطبوعات خود، آنها را منعکس کرده اند، به مقابله
پرداخته و دائما از برابری و تساوی سخن می گویند و با
نادیده انگاری واقعیات و حیله گری داعیه رفع تبعیض و
تفاوت دارند؛ و به همسان سازیِ فراگیر و نامعقول در دو
جنس زن و مرد می پردازند تا بتوانند از هر دوی آنان
سلب هویت نمایند و ایشان را دستخوش مطامع خود
قرار داده و با به مقابله و مبارزه کشاندن هر یک در برابر
دیگری آرامش هر دو را برهم زنند.

اینجاست که می بینیم حتی کار به جایی می رسد که
دفاع از حقوق مدنی در برخی از جوامع غربی نه تنها
مخالف با دریافتهای فطری و طبیعی است بلکه مقابله با
آموزه های علمی و تجربی است.

آیا نقش جنسیت که نه تنها در شکل ظاهری زن و
مرد، بلکه در سراسر هستی آندو تأثیرگذار است را
می توان نفی نمود؟ آیا تفاوتهای افتخارآفرین و
غرورانگیزی که به تناسب رسالت زن و مرد، در آنان به
ودیعت نهاده شده، تا هر یک در نظام احسن به
مسئولیت احسن خویش بپردازند، قابل نادیده انگاری
است؟ گیرم که زن را به بهانه دفاع از تساوی حقوق به
مقابله با مردان بخوانیم، آیا می توانیم او را به مقابله با
خویشتن خود هم وادار کنیم؟ و حتی اگر جنبه های
ظاهری و بیرونی، همچنین تفاوتهای فیزیولوژیک از
قبیل تفاوت در اندازه، وزن، مغز و سایر اعضاء را نادیده
بگیریم، آیا از نظر روانی و درونی می توان او را با نیازهای
ذاتی خود به ستیزه وادار ساخت؟

یا اینکه بایستی اذعان داشت که تفاوتهای ظاهری،
خود رمزی است از تفاوتهای درونی ،چنانچه در علوم
روانشناسی از ظواهر اشخاص، حالات درونی آنان را
می یابند.

«ترمن» در کتاب «انسان موجود ناشناخته» گفته
است: «هر سلول بدن انسان حامل علامت جنس خود
می باشد…» «… یکایک سلولهای بدنش همچنین
دستگاههای عضوی و مخصوصا سلسله عصبی نشانه
جنس او را بر روی خود دارد.»(۲)

نحوه رشد، یا قدرت بدنی و کار ظاهری،
توانمندیهای احساسی و عاطفی، تفاوت در وضعیت
غدد جنسی و امثال این تفاوتها چیزی است که برای بشر
پذیرش آن قطعی است و این تفاوتها نه تنها دلالتی بر
تبعیض ندارد که خود مظهر زیبایی در خلقت است. پس
چون تفاوت در تکوین لازمه خلقت است، تفاوت در نظام
حقوقی و شریعت هم در راستای همین تفاوت طبیعی
است.

پس همانگونه که تفاوتهای ظاهری دلیل رجحان و
برتری نیست، وجود بعضی از تفاوتهای حقوقی در
شریعت هم، نه دلیل تبعیض است و نه موجب رجحان و
اولویت جنسی بر جنس دیگر و طبیعت، ظرف شریعت
راستین و شریعت عامل رشد و کمال در طبیعت برای
آدمیست بلکه وجود این تفاوتها در دین برای
پاسخگویی درست به نیازهای موجود در نهاد آدمی
است و کارگردان نظام عالم همانگونه که بنای هستی را
بر عدالت نهاده، در دین مبینش هم مبنای قوانین را بر
قسط و عدل گذارده و افراط و تفریط بندگان دلیل نقص
قانون او نیست. خصوصا اینکه بعضا سنتهای دینی در
گرایشات مردمی با بعضی از سنتهای قومی و یا
غیردینی به هم تنیده و ما به خطا آن را نمود مذهب
می شماریم.

گفتار گذشته در زمینه حقوق خانواده به بحث
پیرامون ریاست مرد و نحوه تحقق آن از دیدگاه قرآن و
نیز گستره وظایف زن و نقش او در حفاظت از ارزشها و
صلاحیتهای ایمانی و اخلاقی و حسن تدبیر نسبت به
امور خانواده در ذیل آیه ۳۴ از سوره نساء منتهی گشت.

این بار ادامه آیه مبارکه را در زمینه حکم نشوز و
نحوه تحقق آن از سوی زن پی می گیریم «وَالّلاتی
تَخافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَ اهْجُرُوهُنَّ فی المِضاجِعِ وَ
اضْرِبُوهُنَّ»

از جمله اتهاماتی که از سوی غرض ورزان مخالف
دین و نگرشهای منفی در افکار برون دینی مطرح
می گردد و در بعضی از اندیشه های درون دینی هم بر آن
دامن می زنند، طرح مسأله خشونت علیه زنان از سوی
اسلام بر مبنای آیه مذکور است که تمسک به بدرفتاری
و ضرب و خشونت را امری مباح از سوی دین معرفی
می کنند و ما در این بخش از گفتارمان طی بحث
مبسوطی به طرح و تبیین آن خواهیم پرداخت.

آنچه که در برداشت از آیات و روایات در استنباط
احکام و استخراج قوانین از متون اسلامی در سیره فقها و
اهل نظر و تحقیق در علوم اسلامی برمی آید و نیز با توجه
به موضوعات و بخشهایی که در اصول فقه ما در نحوه
جمع بین ادله مطرح است چون اطلاق و تقیید، عام و
خاص، حکومت و ورود، تشخیص نص، از ظاهر، اظهر و
دیگر مباحثی چون تعادل و تراجیح بیانگر این حقیقت
است که اولاً در روشهای استنباط دقایق و ظرایفی
منطقی و اصولی و عقلایی مطرح است که رسیدن به آن
سالها ممارست لازم دارد و هر از راه رسیده نا آشنا به فقه
و بیگانه با مبانی خردمندانه و اصیل استنباط بر آن
ورودی ندارد و ثانیا اینکه برداشت یک حکم فقهی بر
اساس استناد به یک آیه و نادیده انگاری سایر احکام و
قوانین، روشی کاملاً غیر منطقی و مردود است.

در مورد این آیه هم باید روشن شود که آیا ما در باب
روابط خانواده همین یک آیه را داریم؟ ثانیا این آیه خود
چه مراحلی را در بر دارد؟ ثالثا موضوعیت آن کجاست؟ و
آیا در سیره بزرگان دین، این امر به عنوان یک راهکار
عملی در زندگی خانوادگی مورد توجه بوده یا خیر؟

مضافا اینکه آیا ملاک احکام شرعی ارضای مطامع
نفسانی و دفع حب و بغضهای ذاتی نسبت به افراد است
یا غرض رجوع به حکم خدا و انقیاد در برابر او و تمسک
به بهترین روشها برای تحقق قوانین الهی؟

برای جواب به این ابهامات، ابتداءً ما به آیاتی که در
زمینه نحوه رفتار مردان با همسران در قرآن کریم آمده
می پردازیم.

رسالت زن و مرد در زندگی مشترک

دسته اول آیاتی است که به خمیر مایه و گوهره
خلقت مرد و زن اشاره دارد و از یکی بودن حقیقت
انسانی خلقت آن دو سخن به میان می آورد و رسالت
مشترک هر دو را به نسبت حفظ ارزشها و کمالات در
زندگی طرح می سازد، سپس به بیان اصل زوجیت
می پردازد و دو جنسی بودن انسان را از جهت برقراری
علقه و روابط بر پایه صفا و صمیمیت و سیطره رحمت و
مودت بر زندگی بشر لازم می شمارد و در کانون گرم
زندگی، رسالت طمأنینه و آرامش اعضای خانه را به
دوش جنس اناث وامی گذارد و بعنوان کارگردانی
توانمند او را مبدأ تحولات در سرشت و سرنوشت افراد
خانه می شمارد. این آیات مانند:

الف – «یا اَیَّها النّاسُ اتَقوُ رَبَّکُم الذّی خَلَقَکُم مِن نَفسٌ
واحِدهٍ و جَعَلَ منها زَوجَها» (۳)

ب – وَ مِنْ آیاته اَنْ خلق لَکُمْ مِنْ اَنفُْسَکُم اَزْواجاً
لِتَسکُنُو اِلَیِها وَ جَعَلَ بینکم موده و رحمه.(۴)

ج – «نِساءُکُمْ حَرْثٌ لَکُم»(۵) و «وَ البَلَدُ الطَیِبُ یَخْرُجُ
نَباتُهُ بِاِذن رَبِّهِ وَ الّذی خَبُتَ لا یَخْرُجُ اِلاّ نکدا»(۶)

د «یآ ایّها الناسُ اِنّا خَلَقْناکُمْ مِنْ ذکرٍ وَ اُنثی وَ
جَعَلْناکُم شُعُوباً وَ قَبائلَ لِتعارَفُو اِنَّ اَکْرَمَکُمْ عِنْدَاللّه ِ
اَتقیکُمْ»(۷)

چنانچه مشاهده می کنید در اینگونه آیات نه تنها
بنای جوامع انسانی را بر مبنای استواری ارزشها، ارتباط
مسالمت آمیز، شناخت و درک متقابل انسانها و جوامع از
یکدیگر معرفی می نماید، بلکه محیط خانواده را حریم
امن انسانها معرفی می کند و آن را کانون گرمی بر پایه
مودت و رحمت متقابل می شمارد، که لازمه بر پایی
چنین خانواده و جامعه ای، دوری از خشونت و غضب و
تمایلات فردی و خواسته های انسانی صرف است.
خصوصا اینکه مبدأ رشد و تکامل شخصیت انسانی و
ارائه ثمره مفید برای زندگی بشر را دامن زن معرفی
می کند و تمثیل «نساءکم حرث لکم» تبیین حقیقتی
است گویا، مبنی بر اینکه شکوفه های شاخسار حیات
انسانی، زمینی شایسته می خواهد، که حامل این ارزش
دامان مادر است.

نقش زوجین در استقرار اصل معروف در خانواده

دسته دوّم: آیاتی است که استقرار اصل معروف را
بعنوان وظیفه ای در روابط بین زوجین مطرح می سازد و
در دوازده مورد به نهادینه کردن این اصل در خانواده
می پردازد، که غالب این آیات در خطاب به مردان در
رعایت تعادل رفتاری در برقراری روابط انسانی و
اخلاقی با همسر است، که در اینجا بعض آنها ذکر
می گردد.

«وَ عاشِرُوهنَّ بالمعروف»(۸) با همسران خود به
شایستگی و معروف رفتار نمائید.

در باره معروف مرحوم علامه طباطبائی در تفسیر
المیزان می فرماید: «معروف همان چیزی است که
متضمن هدایت عقل و حکم شرع و فضیلت و محاسن
خلق نیکو و سنتهای حسنه در آداب است»(۹)

آیه دیگر «وَ أَتَمِرُو بَیْنَکُمْ بِالْمَعْروف»(۱۰) در باره
«ائتمروا» سه معنا آمده:

اول: مشاوره کردن است؛

دوم: هر یک دیگری را به نیکویی فراخواندن؛

سوم: پذیرش گفته و امر یکدیگر آنگاه که گفته و
دستوری نیکو باشد.

که اگر هر یک از سه معنا را لحاظ کنیم حاکی از
دعوت اسلام به انعطاف و بر خورد معقول و منطقی و
صمیمی زن و شوهر است، مؤید این نکته، آیه «هُنَّ لِباسٌ
لَکُمْ و اَنتم لِباس لِهنَّ»(۱۱) است که هر یک از زن و شوهر
را محافظ و مدافع و حامی یکدیگر معرفی می کند و هر
کدام را مأمن و پناهگاه دیگری می داند.

آیه دیگر «وَلَهُنَّ مِثلُ الّذی عَلَیْهِنَ بِالمَعْرُوف»(۱۲) از
برای زنان حقوق شایسته ای است مطابق وظایفی که
ایشان نسبت به همسران بر عهده دارند، در اینجا هم
اصل معروف را بنیان روابط متقابل زن و مرد در استقرار
حق و تکلیف، قرار می دهد.

حتی نسبت به زنان مطلقه می فرماید: «فَاَمْسِکُوهنَّ
بالمعروف اَوْ سَرِحوهُنَّ بمعروف و لا تُمْسکوهُنَّ ضرارا
لِتَعْتَدُوا»(۱۳) اشاره به اینکه یا با صمیمیت و رفتار
شایسته و ملاطفت همسران را نگه دارید و زندگی
زناشویی را بر اساس معروف ادامه دهید و اگر هیچگونه
زمینه سازش و آرامش بین شما نیست با رفتاری
منطقی و معقول و به دور از هر گونه اذیت و آزار و
انتقامجویی از یکدیگر جدا شوید، سپس در خطاب به
مردان می فرماید: مبادا به قصد ضرر رساندن و یا تعدی
به حقوق و آبروی آنان ایشان را نگه دارید و در ادامه آیه
می فرماید: «وَ مَنْ یَفعل ذَلک فَقَد ظَلَم نَفْسَه وَ لا تَتَّخِذوا
آیاتِ اللّه ِ هُزُوا» اشاره به اینکه گمان مبرید که اگر زن را در
تنگنا قرار دادید و ظلم کردید، از عملکرد ناشایسته خود
درامانید، بلکه دود جهنمی که به دست خود برپا
می کنید شما را هم می سوزاند و ظلم به همسر دامنگیر
خودتان هم می شود و سپس در مقام هشدار می فرماید:
«هرگز آیات خدا را مورد استهزاء و ملعبه و بی اعتنایی
قرار ندهید و با بی عدالتی خویش نسبت به همسر به
مقابله با آیات حق برنخیزید.»

منع زوج از تعدی به مال و حیثیت بانو

دسته سوم: آیاتی که مرد را از هر گونه تعرض و تجاوز
به اموال و حقوق مالی و نیز تعدی به عرض و آبروی زن
شدیدا منع می نماید «ولا یَّحلُ لَکُمْ اَن تأخُذُوا مِمّا
آتَیْتُمُوهُنَّ شیئا اِلاّ اَن یَخافا اَلاّ یقیما حُدُود اللّه »(۱۴)
می فرماید: و برای شما حلال نیست آنچه به ایشان
داده اید (چه به عنوان مهریه و چه به عنوان غیر آن) از
آنان پس بگیرید، مگر اینکه زن و یا شوهر خوف رعایت
نشدن حدود الهی را داشته باشند که در این آیه تأکید بر
این است که زن و مرد همه تلاش خود را بایستی در
برقراری و اجرا و اقامه وظایف و حدود الهی بکار گیرند.

لازم به ذکر است که اصل در مهریه به عنوان یک دین
بر عهده مرد است که به زن بپردازد. چنانچه می فرماید:
«وآتُوا النّساءَ صَدُقاتِهِنَّ نِحلَه»(۱۵) مهریه زنان را به طور
کامل به عنوان یک بدهی (ویا یک عطیه) بر شماست که
به آنها بپردازید. و این مال به عنوان بخشی از پشتوانه
اقتصادی است که به واسطه پذیرش همسری و به سبب
صداقت زن بر او تعلق می گیرد، و اگر امروز سنتهای
حاکم بر جامعه باعث می شود تا مادامی که زن در زندگی
مشترک خویش است، از مهریه اش بهره ای نبرد، این
یک سنت تحمیلی غیر الهی است و حاصلش همین
است که اولاً مرد نسبت به مهریه به عنوان یک دین
نمی نگرد و ثانیا مقدار مهریه روز به روز به گونه ای
تقلیدی و سرسام آور رو به ازدیاد می گذارد، لیکن در
مرحله پرداخت برای غالب مردان توانمندی در ادای آن
نیست.

آیه دیگر در این موضوع «یا اَیُّهَا الذین آمنوا لا یَحِلُّ
لِکُمْ اَنْ تَرِثوا النساءَ کَرْها وَ لا تَعْضُلُوهُنَ لِتَذهبوا بِبَعْضِ ما
آتیتُمُوهن»(۱۶) ای کسانی که ایمان آورده اید بر شما
حلال نیست که از زنان از روی اکراه ارث ببرید، آنها را
تحت فشار قرار ندهید که قسمتی از آنچه را به آنها
پرداخته اید تملیک کنید.

مرحوم طبرسی در مجمع از امام باقر علیه السلام نقل
می کند که این آیه درباره کسانی نازل گردید که همسران
خود را بدون اینکه همچون یک همسر با آنها رفتار کنند،
نگه می داشتند، به انتظار اینکه آنها بمیرند و اموالشان را
تملک کنند.

و متأسفانه در سنتهای حاکم بر جوامع فعلی هم
شاهد این قضیه هستیم که بعضی از مردان به خاطر
اموال پدر همسر و بهره مندی از ارث و مایملک زن با او
ازدواج می کنند و یا پیوسته از همسر خود می خواهند که
بهره مندیهای مالی خویش را در اختیار شوهر قرار دهد
و اینها معضلاتی است که بایستی برای آن چاره ای
اندیشید.

آیه دیگر: «واِنْ اَردتم اسْتبیدالَ زَوجٍ مَکان زَوجٍ وَ
آتَیْتُم اِحدیهن قِنطارا فَلا تَأخُذُوا مِنْهُ شَیئا اَتأخُذُونَهُ
بُهْتانا و اِثما مبینا»(۱۷) این آیه مورد اتهام قرار دادن و به
بهانه های واهی متعرّض آبرو و حیثیت همسر شدن و
برای گذشتن از حقوق مالی، او را در تنگنا قرار دادن را
شدیدا نفی می کند و می فرماید: شما به واسطه ازدواج
پیوند محکمی بسته اید که این پیوند و میثاق با این نوع
از رفتار موافقت ندارد. لذا در آیه بعد در قالب استفهام
توبیخی می فرماید: چگونه حقوق زنان را رعایت
نمی کنید و اموال آنان را می گیرید؟!! در حالی که همسر
به عهد خود وفای کامل نموده و بر سر پیمان خود با شما
وفادار بوده است، ولی شما بر خلاف پیمان خود به او
بی مهری می کنید و بر عهد خویش در زندگی مشترک
پایداری نمی ورزید.(۱۸)

اینجاست که قرآن کریم هر گونه رفتار غیر معروف و
ناعادلانه و برخاسته از تمایلات و غضب و خشونت را
علیه زنان شدیدا نفی می کند، و غور و تفحص در آیات
قرآنی این مطلب را اثبات می کند که: اولاً توصیه های
قرآن کریم به مردان نسبت به زنان در رعایت حقوق و
احوال آنها به مراتب بیشتر از خطابات به زنان است و این
خود مبین حمایت اسلام از حقوق زن است و ثانیا
می فرماید حتی در صورت کراهت از ایشان اگر به مصالح
والای زندگی بیندیشید و کانون خانواده را گرم و خانواده
را به آشوب و انحلال نکشانید، خداوند در عوض به شما
خیر کثیر عنایت می کند.»(۱۹)

در جای دیگر می فرماید: «والصُلْحُ خَیرٌ وَ اُحْضِرَت
الاَنْفُسُ الشَحّ»(۲۰) اگر سایه صلح و آرامش بر خانه سایه
افکند بهتر است لذا زن و مرد نباید برای منافع شخصی
خود متوسل به بخل و صفات ناشایست و خشن شوند.

اصل گذشت در زندگی مشترک

یا می فرماید: «لاتَنْسَوُا الفُضلْ بَیْنَکُم»(۲۱) گذشت را
هرگز در زندگی مشترک به فراموشی نسپارید.

بر این اساس روش قانونگذاری در اسلام به گونه ای
است که از سویی تأکید بر فضایل اخلاقی و ترویج
روشهای پسندیده و مطلوب انسانی می کند، و از طرف
دیگر در قالب نهی و نفی، دست مرد را از اعمال هر نوع
بی عدالتی و وارد ساختن ضررو ضیق و مشقت می بندد و
ریاست او را همراه با عدالت جستجو می کند و با آیاتی
چون «لا تُضارُّوهُنَّ لِتُضَیّقوا عَلَیْهن»(۲۲) حمایت همه
جانبه خود را از جایگاه ارزشی و حقوق انسانی زن اعلام
می دارد.

اکنون با توجه به سیاق اینگونه آیات و تأکیدی که
مکتب وحی بر استحکام روابط خانواده بر مبنای
محاسن اخلاقی و سجایای انسانی دارد باز هم سزاوار
است که عده ای اسلام را به خشونت متهم، و یا به نادیده
گرفتن حقوق زنان محکوم نمایند؟!

روایات و منشهای شایسته رفتاری نسبت به
زنان

با نگرش به روایات در زمینه خانواده و روابط زوجین
انسان به این نکته می رسد که در تعالیم اسلامی یک نوع
جانبداری اصولی و خاصی نسبت به زنان و دختران شده
که بسیار ارزشمندتر و بالاتر از رعایت تساوی حقوق
صرف است. به گونه ای که هم در رفتار بزرگان دین و هم
در توصیه های آنان توجهی بی بدیل و زیبا به نحوه رفتار
یا جنس اناث شده است.

از آن جمله در سخنی از رسول خداست که: «مَنْ
دَخَل السُّوقَ فَاشْتری تُحْفهً فَحَمَلها اِلی عیاله … ولَیَبْدُ
بالاناث»(۲۳) وقتی مردی به قصد خرید تحفه ای وارد
بازار می شود و ارمغانی را برای خانواده فراهم می سازد
بایستی در تقسیم آن از دختران آغاز کند.

اشاره به اینکه در روشهای رفتاری ملاطفت و
شفقت را نسبت به جنس اناث بیشتر بکار گیرید.

در روایت دیگری از رسول خدا که: «خداوند تبارک و
تعالی نسبت به اناث مهربانتر و رقیق تر است تا به ذکور» و
این دقت را به خوبی در دستورات و قوانین اسلامی
می یابیم.

چنانچه در وسایل الشیعه که از عمده ترین کتب
روایی ماست و مرحوم حر عاملی آن را بر اساس ذخایر

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.