خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل مبانی تمدن اسلامی (۲) اسلام و اهمیت اجتماع
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 56
فرمت فایل پاورپوینت
دانلود و استفاده از فایل پاورپوینت کامل مبانی تمدن اسلامی (۲) اسلام و اهمیت اجتماع – تجربهای بینظیر در ارائه!
پاورپوینتی شیک و استاندارد:
فایل فایل پاورپوینت کامل مبانی تمدن اسلامی (۲) اسلام و اهمیت اجتماع شامل 96 اسلاید طراحیشده با دقت بالا است که کاملاً آماده برای ارائه یا چاپ در PowerPoint میباشد.
چرا فایل فایل پاورپوینت کامل مبانی تمدن اسلامی (۲) اسلام و اهمیت اجتماع گزینهای عالی است؟
- گرافیک حرفهای و جذاب: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل مبانی تمدن اسلامی (۲) اسلام و اهمیت اجتماع با طراحی مدرن و چشمنواز، پیام شما را به بهترین شکل منتقل میکنند.
- کاربری آسان: ساختار این پاورپوینت بهگونهای است که استفاده از آن بدون نیاز به تغییرات پیچیده ممکن باشد.
- آماده استفاده: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل مبانی تمدن اسلامی (۲) اسلام و اهمیت اجتماع از قبل تنظیمشده و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
تضمین کیفیت و دقت بالا:
این مجموعه بر اساس بالاترین استانداردهای طراحی ساخته شده است و کاملاً منسجم و بدون اشکال، مناسب برای ارائههای حرفهای میباشد.
نکته قابل توجه:
برخی نسخههای غیررسمی ممکن است تغییراتی داشته باشند. این نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل مبانی تمدن اسلامی (۲) اسلام و اهمیت اجتماع با دقت و کیفیت بالا طراحی شده است.
همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل مبانی تمدن اسلامی (۲) اسلام و اهمیت اجتماع را دریافت کنید و یک ارائه بینظیر داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل مبانی تمدن اسلامی (۲) اسلام و اهمیت اجتماع :
هیچ شکی نیست در اینکه اسلام تنها دینی است که بنیان خود را بر اجتماع نهاده وین معنا را به صراحت اعلام کرده و در هیچ شانی از شؤون بشری مساله اجتماع را مهمل نگذاشته، – و تو خواننده عزیز اگر بخواهی بیش از پیش نسبت به این معنا آگاه شوی، می توانی از این راه وارد شوی که نخست اعمال انسانها را دسته بندی کنی و بفهمی که دامنه اعمال انسان چقدر وسیع است و اعتراف کنی که چگونه فکر آدمی از شمردن آنها و تقسیماتی که به خود می گیرد به اجناس و انواع و اصنافی که منشعب می شود عاجز است و از سوی دیگردر این معنا بیندیشی که چگونه شریعت الهیه اسلام آنها را شمرده و به همه آنها احاطه یافته وچگونه احکام خود را بطور شگفت آوری بر آن اعمال، بسط و گسترش داده(بطوری که هیچ عمل کوچک و بزرگ آدمی را بدون حکم نگذاشته)آنگاه در این بیندیشی که چگونه همه این احکام را در قالب های اجتماعی ریخته، آن وقت خواهی دید که اسلام روح اجتماع را به نهایت درجه امکان در کالبد احکامش دمیده.
سپس آنچه دستگیرت شده با آنچه از سایر شرایع حقه که قرآن نیز به شان آنها اعتناورزیده مقایسه کنی، یعنی با شرایع و احکامی که نوح و ابراهیم و موسی و عیسی آورده بسنجی نسبت اسلام و آن شرایع به دستت می آید و در نتیجه به مقام و منزلت اسلام پی می بری.
و اما آن شرایعی که در سایر ادیان است و اسلام اعتنائی به آنها نکرده، مانند احکامی که در کیش بت پرستان و صائبان و پیروان مانی و مجوسیان و سایرین به آنها معتقدند وضع روشن تری دارد که قابل مقایسه با احکام اسلام نیستند.
صفحه : ۱۴۹
و اما امت های قدیم چه متمدن و چه غیر متمدن تاریخ چیزی از وضع آنان ضبط نکرده ولی این مقدار را می دانیم که تابع موروثی های قدیم ترین عهد انسانیت بوده اند، آنها نیزبه حکم اضطرار جامعه تشکیل داده و به حکم غریزه، به استخدام یکدیگر پرداختند و در آخرافراد تحت یک جمعی اجتماع کرده اند و آن جمع عبارت بوده از حکومتی استبدادی و سلطه پادشاهی و اجتماعشان هم عبارت بوده یا از اجتماعی قومی و نژادی و یا اجتماعی وطنی واقلیمی که یکی از این چند عامل، وحدت همه را در تحت رایت و پرچم شاه و یا رئیسی جمع می کرده و راهنمای زندگیشان هم همان عامل وراثت و اقلیم و غیر این دو بوده، نه اینکه به اهمیت مساله اجتماع پی برده و در نتیجه نشسته باشند و پیرامون آن بحثی یا عملی کرده باشند، حتی امتهای بزرگ یعنی ایران و روم هم که در قدیم بر همه دنیا سیادت و حکومت داشتند تاروزگاری هم که آفتاب دین خدا در بشر طلوع کرد و اشعه خود را در اطراف و اکناف می پراکند، به این فکر نیفتادند که چرا تشکیل اجتماع دهیم و چه نظامی اجتماعی بهتر ازنظام امپراطوری است؟بلکه به همان نظام قیصری و کسروی خود دلخوش و قانع بودند و رشد وانحطاط جامعه شان تابع لوای سلطنت و امپراطوریشان بود، هر زمانی که امپراطوریشان قوی وقدرتمند بود جامعه هم نیرومند بود، هر زمان که رشد امپراطوری متوقف می شد، رشد جامعه نیزمتوقف می شد.
بله در نوشته هائی که از حکمای خود به ارث برده بودند از قبیل نوشته های سقراط وافلاطون و ارسطو و غیر اینها، بحث هائی اجتماعی یافت می شود و لیکن تنها نوشته ها و اوراقی است که هرگز مورد عمل واقع نشده و مثلهائی است ذهنی که هرگز در مرحله خارج پیاده نگشته است و تاریخ آن زمان که برای ما به ارث رسیده، بهترین شاهد بر صدق گفتار ما است.
پس درست است که بگوئیم: اولین ندائی که از بشر برخاست و برای اولین بار بشر رادعوت نمود که به امر اجتماع اعتنا و اهتمام بورزد، و آن را از کنج اهمال و زاویه تبعیت حکومتها خارج نموده و موضوعی مستقل و قابل بحث حساب کند، ندائی بود که شارع اسلام وخاتم انبیا ع افضل الصلوه و السلام سر داد و مردم را دعوت کرد به اینکه آیاتی را که از ناحیه پروردگارش به منظور سعادت زندگی اجتماعی و پاکی آنان نازل شده پیروی کنند، مانند آیات زیر که می فرماید: “و ان هذا صراطی مستقیما فاتبعوه و لا تتبعوا السبل فتفرق بکم” (۱) ،
…………………………………….. (۱)و اینکه راه من مستقیم است پس مرا پیروی کنید و بدنبال راههای دیگر مروید که شما رامتفرق می سازد.”سوره انعام آیه ۱۵۳″.
صفحه : ۱۵۰
“و اعتصموا بحبل الله جمیعا و لا تفرقوا” (۱) تا آنجا که به مساله حفظ مجتمع از تفرق و انشعاب اشاره نموده و می فرماید: “و لتکن منکم امه یدعون الی الخیر و یامرون بالمعروف و ینهون عن المنکر و اولئک هم المفلحون، و لا تکونوا کالذین تفرقوا و اختلفوا من بعد ما جاءهم البینات” (۲).
“ان الذین فرقوا دینهم و کانوا شیعا لست منهم فی شی ء” (۳) ، و آیاتی دیگر که بطور مطلق مردم را به اصل اجتماع و اتحاد دعوت می کند.
و در آیاتی دیگر دعوت می کند به تشکیل اجتماعی خاص، یعنی خصوص اجتماع اسلامی بر اساس اتفاق و اتحاد، و به دست آوردن منافع و مزایای معنوی و مادی آن، مانند آیه شریفه: “انما المؤمنون اخوه، فاصلحوا بین اخویکم” (۴) و آیه: “و لا تنازعوا فتفشلوا و تذهب ریحکم” (۵) ، و آیه: “و تعاونوا علی البر و التقوی” (۶) ، و آیه: “و لتکن منکم امه یدعون الی الخیر ویامرون بالمعروف و ینهون عن المنکر” (۷) ، که ان شاء الله توضیح مختصری برای این مطلب خواهدآمد. (۸)
…………………………………….. (۱)همگی به ریسمان خدا چنگ بزنید و متفرق مشوید.”سوره آل عمران آیه: ۱۰۳″. (۲)باید از شما جمعیتی باشند که مردم را به سوی خیر دعوت نموده، امر به معروف و نهی از منکرکنند و ایشانند تنها رستگاران و شما مانند آن اقوام مباشید که فرقه فرقه شدند و بعد از آنکه آیاتی روشن برایشان آمد باز اختلاف کردند.” سوره آل عمران آیه: ۱۰۵″. (۳)محققا کسانی که دین خود را پاره پاره کردند و هر دسته پیرو کسی شدند تو هیچ رابطه با آنان نداری.”سوره انعام آیه: ۱۵۹″. (۴)رابطه مؤمنین با یکدیگر تنها رابطه برادرانه است، پس بین دو برادر خود اصلاح دهید.”سوره حجرات آیه: ۱۰″. (۵)و نزاع مکنید که سست می شوید و نیرویتان هدر می رود.”سوره انفال آیه: ۴۶″. (۶)یکدیگر را در کار نیک و تقوا یاری دهید.”سوره مائده آیه: ۲″. (۷)باید از شما مسلمانان جمعیتی باشند که به سوی خیر دعوت نموده امر به معروف و نهی از منکرکنند.”سوره آل عمران آیه: ۱۰۴″. ۸.رجوع شود به مقاله «روابط اجتماعی در اسلام » در بخش کتابخانه
صفحه : ۱۹۹
اسلام تمامی شؤونش اجتماعی است
در قرآن کریم می خوانیم: “و صابروا و رابطوا و اتقوا الله لعلکم تفلحون (۱) بیان این آیه در تفسیرش گذشت و آیات بسیاری دیگر هست که اجتماعی بودن همه شؤون اسلام رامی رساند.
و صفت اجتماعی بودن در تمامی آنچه که ممکن است به صفت اجتماع صورت بگیرد(چه در نوامیس و چه احکام) عایت شده، البته در هر یک از موارد آن نوع اجتماعیت رعایت شده که متناسب با آن مورد باشد و نیز آن نوع اجتماعیت لحاظ شده که امر به آن و دستورانجامش ممکن و تشویق مردم به سوی آن موصل به غرض باشد، و بنا بر این یک دانشمند متفکرباید هر دو جهت را مورد نظر داشته باشد، آنگاه به بحث بپردازد، پس هم نوع اجتماعی بودن احکام و قوانین مختلف است و هم نوع دستورها مختلف است.
جهت اول: که گفتیم”اجتماعی بودن احکام در موارد مختلف، انواع مختلفی دارد”، دلیلش این است که می بینیم شارع مقدس اسلام در مساله جهاد اجتماعی بودن را بطورمستقیم تشریع کرده و دستور داده حضور در جهاد و دفاع به آن مقداری که دشمن دفع شودواجب است، این یک نوع اجتماعیت، نوع دیگر نظیر وجوب روزه و حج است، که بر هر کسی که مستطیع و قادر به انجام آندو باشد و عذری نداشته باشد واجب است، اجتماعیت، در این دوواجب بطور مستقیم نیست.بلکه لازمه آن دو است، چون وقتی روزه دار روزه گرفت قهرا درطول رمضان در مساجد رفت و آمد خواهد کرد، و در آخر در روز عید فطر، این اجتماع به حدکامل می رسد، و نیز وقتی مکلف به زیارت خانه خدا گردید قهرا با سایر مسلمانان یک جاجمع می شود، و در روز عید قربان این اجتماع به حد کامل می رسد.
و نیز نمازهای پنجگانه یومیه را بر هر مکلفی واجب کرده، و جماعت را در آن واجب نساخته، ولی این رخصت را در روز جمعه تدارک و تلافی کرده و اجتماع برای نماز جمعه را برهمه واجب ساخته، البته برای هر کسی که از محل اقامه جمعه بیش از چهار فرسخ فاصله نداشته باشد، این هم یک نوع دیگر اجتماعیت است.
…………………………………….. اسلام.”آل عمران: ۱۰۲″. (۱)یکدیگررا به صبر بخوانید، و قلب یکدیگر را محکم کنید، و از خدا بترسید تا شاید رستگارشوید، “آل عمران: ۲۰۰”.
صفحه : ۲۰۰
و در جهت دوم: یعنی”اختلاف در دستور”دلیلش این است که می بینیم وصف اجتماعیت را در بعضی از موارد بطور وجوب تشریع کرده که مثالش در جهت اول گذشت، وبعضی را بطور استحباب چون گفتیم بطور وجوب ممکن نبوده(و ای بسا واجب کردنش باعث عسر و حرج می شده و اسلام آمده تا حرج و عسر را از هر جهت برطرف سازد)، مثال آن بازهمان استحباب به جماعت خواندن نمازهای یومیه است که مستقیما واجبش نکرده و لیکن آنقدر سفارش بدان نموده و از ترک آن مذمت کرده که بجای آوردنش سنت شده، و بر مردم لازم کرده که بطور کلی سنت را اقامه کنند، مرحوم شیخ حر عاملی در وسائل کتاب الصلوه بابی دارد به عنوان باب کراهت ترک حضور جماعت.
رسول خدا(ص)هم خودش در باره عده ای که حضور در جماعت راترک کرده بودند فرمود: چیزی نمانده که در باره آن عده که نماز در مسجد را رها کرده اند، دستوردهم هیزم به در خانه هایشان بریزند، و آتش بزنند تا خانه هایشان بسوزد و این رویه که در باره نمازدر مسجد از رسول خدا(ص)می بینیم رویه ای است که در تمامی سنت های خود معمول داشته، پس حفظ سنت آن جناب به هر وسیله ای که ممکن باشد و به هر قیمتی که تمام شود، بر مسلمین واجب شده است.
اینها اموری است که راه بحث در آنها راه استنباط فقهی است، نه راه تفسیر، بر فقیه است که با استفاده از کتاب و سنت پیرامون آن بحث کند، آنچه از هر چیز در اینجامهم تر است این است که رشته بحث را به سوی دیگری بکشیم، یعنی به سوی”اجتماعی بودن اسلام در معارف اساسیش”.
و اما اجتماعی بودنش در تمامی قوانین عملی، یعنی دستورات عبادی و معاملی وسیاسی و اخلاقی و معارف اصولی کم و بیش برای خواننده روشن است.
و در معارف اساسی اسلام می بینیم که مردم را به سوی دین فطرت دعوت می کند، وادعا می کند که این دعوت حق صریح و روشن است، و هیچ تردیدی در آن نیست، و آیات قرآنی که بیانگر این معنا است آن قدر زیاد است که حاجتی به ایراد آنها نیست، و همین اولین قدم است به سوی ایجاد الفت و انس در بین مردم، مردمی که درجات فهمشان مختلف است، چون همه آنها را به چیزی دعوت نموده که اختلاف فهم ها و تقیدش به قیود اخلاق و غرائز در آن اثر ندارد، بلکه همه بر درستی آن اتفاق دارند، و آن این است که”حق باید پیروی شود”.
و از سوی دیگر می بینیم کسانی را که جاهل قاصر هستند، یعنی حق برایشان روشن نشده و راه حق برایشان مشخص نگشته، معذور دانسته، هر چند که حجت بگوششان خورده
صفحه : ۲۰۱
باشد، و فرموده: “لیهلک من هلک عن بینه، و یحیی من حی عن بینه” (۱).
و نیز فرموده: “الا المستضعفین من الرجال و النساء و الولدان، لا یستطیعون حیله و لا یهتدون سبیلا، فاولئک عسی الله ان یعفو عنهم و کان الله عفوا غفورا” (۲).
خواننده عزیز توجه دارد که آیه شریفه اطلاق دارد، و اگر جمله: “نه چاره ای دارند و نه راه حق را پیدا می کنند”را نیز بدقت مورد نظر قرار دهد، آن وقت متوجه می شود که اسلام تا چه حد آزادی در تفکر داده، البته به کسی که خود را شایسته تفکر و مستعد برای بحث بداند، اسلام به چنین کسی اجازه داده تا با کمال آزادی در هر مساله ای که مربوط به معارف دین است تفکر نموده، در فهم آن تعمق کند، و نظر بدهد، علاوه بر اینکه قرآن کریم پر است از آیاتی که مردم را تشویق و ترغیب به تفکر و تعقل و تذکر می کند.
(در اینجا ممکن است بگوئی این آزادی در تفکر که از آیه فوق استفاده می شود تا چه اندازه است، آیا حد و مرزی هم دارد یا نه؟و با اینکه ما به وجدان می بینیم که فهم ها واستعدادها در درک حقایق مختلفند چگونه می تواند حد و مرز داشته باشد”مترجم”)در پاسخ می گوئیم بله، معلوم است که فهم ها مختلفند، زیرا عوامل ذهنی و خارجی دراختلاف فهم ها اثر به سزائی دارد، هر کسی یک جور تصور و تصدیق دارد، یک جور برداشت و داوری می کند و این را هم قبول داریم که اختلاف فهم ها باعث می شود تا مردم در درک آن اصولی که اسلام اساس خود را بر پایه آنها بنا نهاده مختلف شوند، این معنا را قبلا هم اعتراف کرده بودیم.
لیکن اختلاف در فهم دو انسان(بطوری که در علم معرفه النفس و در فن اخلاق و درعلم الاجتماع آمده)بالاخره منتهی می شود به چند امر، یا به اختلاف در خلق های نفسانی وصفات باطنی که یا ملکات فاضله است و یا ملکات زشت که البته این صفات درونی تاثیربسیاری در درک علوم و معارف بشری دارند، چون استعدادهائی را که ودیعه در ذهن است مختلف می سازند، یک انسانی که دارای صفت حمیده انصاف است داوری ذهنیش و درک مطلبش نظیر یک انسان دیگر که متصف به چموشی و سرکشی است نمی باشد، یک انسان
…………………………………….. (۱)تا هر کس هلاک می شود بعد از روشن شدن حق هلاک شود، و ان هم که زنده می شود باروشن شدن حق زنده شود.” سوره انفال آیه: ۴۲″. (۲)کسانی که به نفس خود ستم کردند در جهنم ماوی دارند، مگر مردان و زنان و فرزندانی که به استضعاف کشیده شده باشند، نه چاره ای دارند و نه راه حق را پیدا می کنند، در باره اینان امید آن است که خدای عز و جل با عفو و مغفرت خود رفتار کند.”سوره نساء آیه: ۹۸ – ۹۹″
صفحه : ۲۰۲
معتدل و باوقار و سکینت، معارف را طوری درک می کند و یک انسان عجول و یا متعصب و یاهواپرست و یا هر هری مزاج(که هر کس هر چه بگوید می گوید تو درست می گوئی)طوری دیگر درک می نماید و یک انسان ابله و بی شعوری که اصلا خودش نمی فهمد چه می خواهدو یا دیگران از او چه می خواهند طوری دیگر.
و لیکن تربیت دینی بخوبی از عهده حل این اختلاف بر آمده، برای اینکه دستورالعمل های اسلام در عین اینکه دستور عمل است، ولی طوری صادر شده که اخلاق را هم اصلاح می کند، (در حقیقت ورزش و تمرین برای اخلاق اسلامی است)، و اخلاق اسلامی هم(اگر نگوئیم اصول عقاید اسلامی را در پی می آورد حداقل)ملایم و سازگار با اصول دینی ومعارف و علوم اسلامی است.به آیات زیر توجه فرمائید: “کتابا انزل من بعد موسی مصدقا لما بین یدیه یهدی الی الحق و الی طریق مستقیم” (۱).
و نیز فرموده: “یهدی به الله من اتبع رضوانه سبل السلام و یخرجهم من الظلمات الی النور باذنه و یهدیهم الی صراط مستقیم” (۲).
“و الذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا و ان الله لمع المحسنین” (۳) و انطباق این آیات برمورد بحث ما روشن است.
و یا برگشت اختلاف، به اختلاف در عمل است، چون عم
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
