اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل امام خمینی و مبانی فکری حکومت اسلامی
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل قهر و مدارا درحکومت علوی احمد حیدری
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایلها در میکی بوک، بهصورت نیمبها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
11ساعت
27دقیقه
09ثانیه
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل مشروطیت اسلامی؛ اندیشه سیاسی دوره گذار
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 43
فرمت فایل پاورپوینت
2
آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
5
نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات
تأملاتی بر رساله «مقیم و مسافر» آیت الله حاج آقا نورالله اصفهانی
آیت الله شهید، حاج آقا نورالله اصفهانی، یکی از رهبران مذهبی نهضت مشروطه است که به اتفاق برادر بزرگش، آیت الله آقانجفی، نهضت ضد استبدادی مردم اصفهان را هدایت کردند. وی تنها عالم مذهبی است که توانست در عصر مشروطه و در منطقه اصفهان و بختیاری، حکومت دینی مشروطه را تأسیس و رهبری نماید. به طوری که احمد کسروی، جنبش مشروطه خواهی اصفهان را به «مشروطه ملاّیان» تعبیر می کند. وی با وجود طرفداری از مشروطیت، توسط دولت مطلقه مدرن رضاخان در دی ماه ۱۴۰۶ش به شهادت می رسد و از پس آن، جریان تاریخ نگاری وابسته، تلاش گسترده ای را به راه انداخت تا یاد و راه این شهید بزرگوار در خاطره ملت ایران حکّ نشود. لیکن نهضت امام خمینی به عنوان احیاکننده میراث جاودان روحانیت، اندیشه و راه آن شهید عزیز، حاج آقا نورالله را زنده کرد.
شناخت آرا و نظریات حاج آقا نورالله به دلایل مختلف اندیشه ای، جامعه شناختی و تاریخی، حایز اهمیت است. وی جزء آن دسته از روحانیون برجسته طرفدار مشروطیت است که در عصر مشروطه، تأثیرگذار بوده و به طور اجمال، تجربه حکومت دینی را کسب کرده و در عرصه سیاست آن روزگار، همت بلند خود را در جهت ترویج ایده «مشروطه اسلامی» به کار بسته است. او در مدت حیات سیاسی خود، مجالی برای بیان اندیشه های سیاسی اسلامی اش پیدا کرد. از این رو، به منظور آگاهی از رویکرد فکری سیاسی علماء مذهبی با مسأله مشروطیت و چگونگی برخورد آنان با آراء و اندیشه های جدید، تحقیق در باب حیات فکری سیاسی حاج آقا نورالله، ارزشمند است. مطالعه متون سیاسی بر جای مانده از ایشان، کمک بسیار سودمندی در این راه خواهد بود. اما از میان این متون، رساله «مقیم و مسافرِ» حاج آقا نورالله، مستندترین متنی است که می تواند اندیشه سیاسی ایشان را به تصویر کشد. نگارش مجلد اول این کتاب همزمان با تألیف کتاب «تنبیه الامه و تنزیه الملّه» مرحوم علامه نائینی، در ماه رجب ۱۳۲۷، به اتمام می رسد و در پایان آن، خواننده را به خواندن مجلد دوم نیز وعده می دهد. لیکن > به گفته فاضل محترم، آقای موسی نجفی، تاکنون اثری از مجلد دوم یافت نشده است.[۱] به هر حال، بر آن شدیم از طریق مطالعه کتاب «مقیم و مسافر» و بازخوانی اندیشه سیاسی حاج آقا نورالله؛ پاره ای از مسایل مربوط به حیات سیاسی روحانیت شیعه در تاریخ معاصر را روشن نماییم.
حاج آقا نورالله در کتاب مقیم و مسافر، کوشیده است اندیشه سیاسی خود را در قالب یک گفت و گوی فرضی میان دو ایرانی مطرح نماید. این مباحثه در خانه شخصی اتفاق می افتد که در قریه ای زندگی می کند و مسافر (آمیرزا مهدی) میهمان اوست و مقیم، یکی از همسایگان صاحب خانه (آمیرزا هدایت الله) است که وقتی از ورود مسافر باخبر می شود، به دیدن او شتاب کرده است. و در این دیدار، گفت و گوی درازی میان آن دو پیش می آید. «مقیم»، نمادی از یک روستایی عصر مشروطه است که اهل فکر و نظر بوده و به سرنوشت سیاسی کشورش توجه دارد و از وضع سیاسی آن باخبر است و برخی از نظریات سیاسی، نظیر مشروطه خواهی را بومی ندانسته و غربگرایان ایرانی را حامل آن می داند. و از طرفی، بر مقام علمی «مسافر» به عنوان یک عالم مذهبی تراز اول نیز واقف است. از این رو، به جهت تعمیق شناخت اندیشه سیاسی «مسافر»، اطلاع از اوضاع سیاسی کشور، مشتاق چنین گفت و گویی است. لذا اولین سؤال را با پرسش از «وضع حالیه ایران»، مقصر دانستن مشروطه طلبان در خرابیهای پیش آمده و اینکه مشروطه خواهی، ایدئولوژی سیاسی جدیدی است که در کتاب و سنت، نمی توان از آن سراغ گرفت؛ آغاز می کند.
اینکه چرا حاج آقا نورالله طرح مباحث سیاسی خود را به این صورت (گفت و گو) بیان کرده مهم است، آن هم بین یک عالم شهری و روستایی. ممکن است به اقتضای نحوه درک مردم آن روزگار باشد که در فهم مفاهیم به شیوه گفتاری و مکالمه ای بیشتر مأنوس بودند تا شیوه نوشتاری. و یا به دلیل سابقه این شیوه در متون علمی، طلاب حوزه های علمیه (مانند برخی متنهای صرف و نحوی و فقهی) باشد و ابتکار ایشان آن است که از این شیوه در طرح مباحث سیاسی استفاده کرده است. به هر حال، در این کتاب، رگه هایی از روش سقراطی (بهره گیری از مبانی مخاطب در استدلال) و توجه به روشهای عقلی و نقلی مشاهده می شود. در بیان مباحث، به اصل مستندسازی و ذکر شواهد، اهتمام زیادی رفته است. برای مثال، در بیان تأیید مشروطیت از ناحیه مراجع تقلید حوزه نجف اشرف، احکام هر یک از آنان را ذکر می کند، و یا در بیان وجوه اختلاف بین مشروطه و استبداد، سعی شده در هر مورد، نمونه ای از وضعیت استبدادی حاکم بر جامعه ایرانی، ذکر شود. این مطلب، گواه آن است که حاج آقا نورالله بر خلاف بسیاری از منورالفکران عصر مشروطه که فقط با نام «استبداد» آشنایند و نه با واقعیتهای عینی آن؛ مظاهر عینی استبداد را کاملاً درک و احساس کرده است. از این رو، او قادر است در بیان ابعاد استبداد، به مستندات زیادی اشاره نماید.
علاوه، وی مایل نیست این گفت و گو به طرح مباحث روبنایی محدود شود، بلکه دامنه مباحثه را به تحلیل مبانی و پیش فرضهای نظری نیز توسعه داده است. وقتی «مسافر» از «مقیم» می شنود که مشروطه خواهی، مطلب جدیدی است و در اسلام سابقه ای ندارد، بحث را از نقد اندیشه سیاسی عقب تر برده و از فلسفه سیاسی اسلام آغاز می کند تا نشان دهد که بر چه مبنایی، مشروطه خواهی، ریشه در اسلام دارد. لذا در این رساله، پیش فرضهای تئوریک مباحث نیز مورد نقّادی و پردازش قرار گرفته است.
حاج آقا نورالله، از زبان «مسافر»، در مقام دفاع از ایده مشروطه خواهی برآمده آن را امر حادث و تازه نمی داند. «مشروطه» همان قانون و دستورالعمل حضرت خاتم الانبیاء(ص) است:
«مشروطه عین اسلام و اسلام همان مشروطه است و مشروطه خواهی، اسلام خواهی است.»[۲]
مشروطه در مقابل سلطنت «مطلقه» معنا پیدا می کند. مطلقه یعنی آن نوع سلطنتی که حاکم هر چه بگوید و بکند، کسی را حق گفت و گو و «لا» و «نعم» و چون و چرا با او نیست. اما در مشروطه، سلطان ملزم به رعایت قانون مملکت است. پس حاکم حقیقی در سلطنت مشروطه، قانون است. و چون در مملکت ایران، قانون همان کتاب و سنت است؛ سلطنت مشروطه هم می بایست مطابق با قانون اسلام باشد. بنابراین، «مسافر» از مشروطه اسلامی دفاع می کند.
به زعم «مسافر» تا پیش از بعثت پیامبر اسلام(ص)، فرمانروایان و مردم بر سنت سلطنت مطلقه عمل می کردند، اما با ظهور پیامبر اسلام(ص)، این سنت کنار گذاشته شده و مسلمانان مطابق با مشروطه اسلامی با خلفای راشدین بیعت می کردند. بنابراین، مشروطه، سنتی است که پیامبر اسلام(ص) در جامعه اسلامی رواج داده است. اما این سنت با روی کار آمدن معاویه و جانشینان بعد از او، به فراموشی گرایید، به طوری که احیای مشروطه از سوی برخی عقلا و دانشمندان اسلامی، در نظر برخی، بدعت و وارد کردن امر تازه ای در اسلام تلقی گردید، بلکه اصولاً اگرچه حکومتها، مطابق سلطنت مطلقه عمل می کردند، لیکن این طور نیست که مشروطه یک امر عقلایی نباشد. تمام عقلای عالم در اموری که باید مشورت کنند، مشورت می کردند.
«مقیم»؛ مسأله مهمی در باب نقش محوری مجلس دارالشوری، به عنوان مجلسی که کارش وضع قوانین است، مطرح می کند. او به عنوان یک فرد متشرّع، در همان زمان به این پرسش بنیادی توجه دارد که قانون گذاری مجلس با مرجعیت شریعت اسلامی قابل جمع نیست. اما «مسافر»، منافاتی بین این دو نمی داند، زیرا قانون گذاری مجلس را در طول قانون شریعت اسلامی می داند نه در عرض آن. بخشی از قوانین مجلس دارالشوری به چگونگی اجرای شریعت اسلامی مربوط است و بخش دیگر آن مربوط به امور عرفیه است که به انگیزه حفظ مصالح امت اسلامی و رفع مفاسد، قانون وضع می شود. ولی وضع قوانین عرفیه مطابق با قانون اسلام است و به همین دلیل، می بایست پنج نفر از علمای اعلام بر مطابقت قوانین موضوعه با قانون اسلام، نظارت داشته باشند.[۳]
«مسافر» در مقابل این پرسش که مشروطه خواهی اسباب قتل نفوس و نهب اموال شده است، قاطعانه جواب می دهد:
«اگر قبول کردید که حفظ اسلام و بقای استقلال سلطنت شیعه موقوف به مشروطیت است، هر قدر در این راه کشته شوند، یعنی برای حفظ اسلام کشته شوند، شهید هستند.»[۴]
زیرا همان طور که علمای نجف اشرف هم حکم کرده اند، استقرار مشروطه واجب عینی است. بنابراین، مسافر از نگاه تکلیفی به این نتیجه می رسد که تأسیس حکومت مشروطه، وظیفه دینی است که بر دوش همه سنگینی می کند. علاوه، تمام این مصائب جانی و مالی از ناحیه استبداد است که بر مردم روا داشته است نه آنکه خواست مشروطه خواهان باشد. از این رو، حاج آقا نورالله به شرح مفصلی از موارد اختلاف بین طرفداران مشروطه و استبداد می پردازد:
۱ مشروطه خواه می گوید: امور دولتی، طریقه انتظام بلد و ولایات و اسباب ترقی تجارت و صناعت ملت باید به صلاح دید وکلای ملت در مجلس تعیین شود. اما مستبد می گوید: اختیار باید به دست یک نفر سلطان و فرمانفرمای مملکت بوده باشد. و فرق نمی کند که سلطان عادل و عالم و پرهیزگار باشد یا نباشد.
۲ مشروطه خواه می گوید: به اسم مالیات و وجوهات نباید تمام دست رنج مردم را گرفت و آنان را به فقر کشاند و باید مالیات در جهت اصلاح رعیت مصرف شود. اما مستبد می گوید: تمام این وجوهات، حق صدق و ملک طلق سلطان است» و باید از فقرا بدون جهت گرفت و به اغنیا بدون استحقاق داد.
۳ مشروطه خواه می گوید: وجوه مالیاتی را باید از روی عدل و انصاف از رعیت گرفت اما مستبد در گرفتن مالیات از مردم ملاحظه عدل و انصاف را لازم نمی داند.
۴ مشروطه خواه می گوید: در اجرای احکام الهی، همه برابرند؛ شاه و گدا، و حاکم و محکوم، و امیر و مأمور، وضیع و شریف یکسان هستند. اما در نظر مستبد، اجرای احکام الهی بسته به میل و خواهش ضابط حاکم و داروغه و کدخداست.
۵ مشروطه خواه می گوید: ملاک تسلط افراد در امور یکدیگر شریعت است و عمل کردن به غیر از شریعت ظلم و استبداد می آورد و این استبداد اختصاص به پادشاه ندارد:
«وقتی بنای سلطنت بر استبداد شد، تمام افراد به استبداد رفتار می نمایند؛ هر قوی و زبردست به ضعیف و زیردست خودش ظلم می کند. گاه می شود استبداد کدخدای ده از استبداد سلطان زیادتر می شود.»[۵]
۶ مشروطه خواه می گوید: مردم مطابق با قانون کتاب و سنت حق آزادی دارند؛ ولی در نظر مستبد، خلق، بندگان و عباد سلطان می باشند.
۷ مشروطه خواه می گوید: چوپان جهت حفظ گوسفند است، نه گوسفند جهت خوش گذرانی چوپان. پادشاه جهت حفظ رعیت است نه رعیت جهت خوش گذرانی پادشاه. اما مستبد می گوید: خلقت خلق جهت آسایش و عیش و کامرانی پادشاه است.
۸ مشروطه خواه می گوید: پادشاه باید در اندیشه ترقی زراعت، صناعت و تجارت مملکت باشد، ولی مستبد فایده ای در این کار نمی بیند.
۹ مشروطه خواه می گوید: باید در امر صادرات و واردات توازن برقرار باشد تا پول مملکت از ایران خارج نشود، اما مستبد می گوید: باید در امر تجارت و صنعت به بیگانگان امتیاز داد و اسباب رواج تجارت خارجه را در ایران رواج داد تا از این طریق از آنان «وجوه تقدیمی» دریافت کرد.
۱۰ مشروطه خواه می گوید: برنامه ریزی اقتصادی پادشاه، باید به تصویب مجلس شورا برسد، او نمی تواند خودش قرض کند، خودش امتیاز بدهد، و دولت و ملت را دچار اشکالات بنماید. اما مستبد، شاه را صاحب اختیار و مالک الرقاب جان و مال و ناموس رعیت می داند.
«مسافر» به همین ترتیب موارد دیگری از اختلاف بین دیدگاههای مشروطه و مستبد ذکر می کند.
نکته جالب آن است که حاج آقا نورالله سعی کرده در ذیل هر موردی که در باره عقیده و عمل مستبد سخن می گوید به واقعیات استناد نماید و همان طور که گفتیم این نکته نشان می دهد که ایشان بر خلاف بسیاری از منورالفکران آن روزگار که فقط ادعای استبدادستیزی را داشتند، درد و رنج و انحطاط حاصل از استبداد را احساس کرده و برای هر مورد آن، شواهد عینی در دست دارد. در اینجا به ذکر دو نمونه از عقیده و عمل مستبدین اشاره می کنیم:
در فارس، دزدی را گرفته بودند، به حاکم گفتند: یکی از اجزا آمد و گفت قدری ترس مردم کم شده است، خوب است آن شخص را بکشند که مردم چشمشان به حساب بیفتد، حاکم ساکت بود، فراشباشی برای دخل خودش فوراً رفت آن مسلمان را کشت. میرغضب با کارد خون آلود آمد از حاکم انعام بگیرد. حاکم تبسمی کرد و به آن شخصی که از اجزا نطق کرده بود، گفت: انعام میرغضب را شما باید بدهید.[۶]
یکی از وزرای خائن یکی از سلاطین، مرغی زنده آورد، در حضور پادشاه یکی یکی پرهای آن مرغ را کنده تا آنکه آن مرغ بی جان شده روی زمین انداخته به پادشاه عرض کرده: رعیت را باید این طور کرد که قدرت ممانعت سلطان را نداشته باشد.[۷]
اما چگونه خواسته های بحق مشروطه خواهان محقق می گردد؟ آیا از طریق موعظه شاه مستبد ممکن است یا اینکه می بایست راه دیگری را انتخاب کرد؟ حاج آقا نورالله معتقد است که باید مسلمان مشروطه خواه تکلیفش را از روی کتاب و سنت معلوم کند. او با استناد به آیات کریمه ای نظیر «و لو لا دفع الله الناس بعضهم ببعض لهدّمت صوامع و بیع و صلوات[۸]»، «و لتکن منکم امهٌ یدعون الی الخیر و یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر[۹]»؛ راه حل برپایی یک انقلاب سیاسی اجتماعی را نتیجه می گیرد و می گوید مسلمانان مکلّف به قیام علیه ظلم و دین زدایی مستبدان هستند:
«پس تکلیف مسلمانان اتحاد و اتفاق و مطالبه حقوق از آن فرمانفرمای ظالم است».[۱۰]
بدین ترتیب، سلطنت مقید به مشروطیت می گردد و تأسیس دارالشوری، تبلور عینی آرمان مشروطه خواهی است. مجلس شورا، سه وظیفه اصلی دارد: اول کمال مراقبت و نظارت بر اجرای احکام الهیه، دوم فراهم آوردن رفاه اجتماعی در امور تجارت، صناعت، فلاحت و حفظ ثغور و امنیت اجتماعی است، سوم در مواردی که احکام دولتی به ناچار ظلم و اجحافی را بر مردم تحمیل می کند، مجلس وظیفه دارد دامنه این اجحاف را به حداقل ممکن برساند. این سه وظیفه اساسی مجلسیان مطابق با اسلام است.[۱۱]اما چه اقدامی تضمین کننده مطابقت مجلسیان با شریعت اسلامی خواهد بود؟ در اینجا حاج آقا نورالله هماهنگ با مشروعه خواهان نظر می دهد که احکام مجلس در صورتی وجاهت قانونی پیدا می کند که چند نفر از فقها و مجتهدان بر مطابقت احکام مجلس با شریعت اسلامی نظارت داشته باشند.[۱۲]
وقتی بحث به اینجا می رسد، «مقیم» برای «مسافر» پرسشی را مطرح می کند که بیانگر اختلاف بین مشروعه خواهان و مشروطه خواهان است. «مقیم» می پرسد که اگر مشروطه عبارت از مطابقت احکام مجلس شورا با قانون شرع است؛ پس چگ
آیت الله شهید، حاج آقا نورالله اصفهانی، یکی از رهبران مذهبی نهضت مشروطه است که به اتفاق برادر بزرگش، آیت الله آقانجفی، نهضت ضد استبدادی مردم اصفهان را هدایت کردند. وی تنها عالم مذهبی است که توانست در عصر مشروطه و در منطقه اصفهان و بختیاری، حکومت دینی مشروطه را تأسیس و رهبری نماید. به طوری که احمد کسروی، جنبش مشروطه خواهی اصفهان را به «مشروطه ملاّیان» تعبیر می کند. وی با وجود طرفداری از مشروطیت، توسط دولت مطلقه مدرن رضاخان در دی ماه ۱۴۰۶ش به شهادت می رسد و از پس آن، جریان تاریخ نگاری وابسته، تلاش گسترده ای را به راه انداخت تا یاد و راه این شهید بزرگوار در خاطره ملت ایران حکّ نشود. لیکن نهضت امام خمینی به عنوان احیاکننده میراث جاودان روحانیت، اندیشه و راه آن شهید عزیز، حاج آقا نورالله را زنده کرد.
شناخت آرا و نظریات حاج آقا نورالله به دلایل مختلف اندیشه ای، جامعه شناختی و تاریخی، حایز اهمیت است. وی جزء آن دسته از روحانیون برجسته طرفدار مشروطیت است که در عصر مشروطه، تأثیرگذار بوده و به طور اجمال، تجربه حکومت دینی را کسب کرده و در عرصه سیاست آن روزگار، همت بلند خود را در جهت ترویج ایده «مشروطه اسلامی» به کار بسته است. او در مدت حیات سیاسی خود، مجالی برای بیان اندیشه های سیاسی اسلامی اش پیدا کرد. از این رو، به منظور آگاهی از رویکرد فکری سیاسی علماء مذهبی با مسأله مشروطیت و چگونگی برخورد آنان با آراء و اندیشه های جدید، تحقیق در باب حیات فکری سیاسی حاج آقا نورالله، ارزشمند است. مطالعه متون سیاسی بر جای مانده از ایشان، کمک بسیار سودمندی در این راه خواهد بود. اما از میان این متون، رساله «مقیم و مسافرِ» حاج آقا نورالله، مستندترین متنی است که می تواند اندیشه سیاسی ایشان را به تصویر کشد. نگارش مجلد اول این کتاب همزمان با تألیف کتاب «تنبیه الامه و تنزیه الملّه» مرحوم علامه نائینی، در ماه رجب ۱۳۲۷، به اتمام می رسد و در پایان آن، خواننده را به خواندن مجلد دوم نیز وعده می دهد. لیکن > به گفته فاضل محترم، آقای موسی نجفی، تاکنون اثری از مجلد دوم یافت نشده است.[۱] به هر حال، بر آن شدیم از طریق مطالعه کتاب «مقیم و مسافر» و بازخوانی اندیشه سیاسی حاج آقا نورالله؛ پاره ای از مسایل مربوط به حیات سیاسی روحانیت شیعه در تاریخ معاصر را روشن نماییم.
حاج آقا نورالله در کتاب مقیم و مسافر، کوشیده است اندیشه سیاسی خود را در قالب یک گفت و گوی فرضی میان دو ایرانی مطرح نماید. این مباحثه در خانه شخصی اتفاق می افتد که در قریه ای زندگی می کند و مسافر (آمیرزا مهدی) میهمان اوست و مقیم، یکی از همسایگان صاحب خانه (آمیرزا هدایت الله) است که وقتی از ورود مسافر باخبر می شود، به دیدن او شتاب کرده است. و در این دیدار، گفت و گوی درازی میان آن دو پیش می آید. «مقیم»، نمادی از یک روستایی عصر مشروطه است که اهل فکر و نظر بوده و به سرنوشت سیاسی کشورش توجه دارد و از وضع سیاسی آن باخبر است و برخی از نظریات سیاسی، نظیر مشروطه خواهی را بومی ندانسته و غربگرایان ایرانی را حامل آن می داند. و از طرفی، بر مقام علمی «مسافر» به عنوان یک عالم مذهبی تراز اول نیز واقف است. از این رو، به جهت تعمیق شناخت اندیشه سیاسی «مسافر»، اطلاع از اوضاع سیاسی کشور، مشتاق چنین گفت و گویی است. لذا اولین سؤال را با پرسش از «وضع حالیه ایران»، مقصر دانستن مشروطه طلبان در خرابیهای پیش آمده و اینکه مشروطه خواهی، ایدئولوژی سیاسی جدیدی است که در کتاب و سنت، نمی توان از آن سراغ گرفت؛ آغاز می کند.
اینکه چرا حاج آقا نورالله طرح مباحث سیاسی خود را به این صورت (گفت و گو) بیان کرده مهم است، آن هم بین یک عالم شهری و روستایی. ممکن است به اقتضای نحوه درک مردم آن روزگار باشد که در فهم مفاهیم به شیوه گفتاری و مکالمه ای بیشتر مأنوس بودند تا شیوه نوشتاری. و یا به دلیل سابقه این شیوه در متون علمی، طلاب حوزه های علمیه (مانند برخی متنهای صرف و نحوی و فقهی) باشد و ابتکار ایشان آن است که از این شیوه در طرح مباحث سیاسی استفاده کرده است. به هر حال، در این کتاب، رگه هایی از روش سقراطی (بهره گیری از مبانی مخاطب در استدلال) و توجه به روشهای عقلی و نقلی مشاهده می شود. در بیان مباحث، به اصل مستندسازی و ذکر شواهد، اهتمام زیادی رفته است. برای مثال، در بیان تأیید مشروطیت از ناحیه مراجع تقلید حوزه نجف اشرف، احکام هر یک از آنان را ذکر می کند، و یا در بیان وجوه اختلاف بین مشروطه و استبداد، سعی شده در هر مورد، نمونه ای از وضعیت استبدادی حاکم بر جامعه ایرانی، ذکر شود. این مطلب، گواه آن است که حاج آقا نورالله بر خلاف بسیاری از منورالفکران عصر مشروطه که فقط با نام «استبداد» آشنایند و نه با واقعیتهای عینی آن؛ مظاهر عینی استبداد را کاملاً درک و احساس کرده است. از این رو، او قادر است در بیان ابعاد استبداد، به مستندات زیادی اشاره نماید.
علاوه، وی مایل نیست این گفت و گو به طرح مباحث روبنایی محدود شود، بلکه دامنه مباحثه را به تحلیل مبانی و پیش فرضهای نظری نیز توسعه داده است. وقتی «مسافر» از «مقیم» می شنود که مشروطه خواهی، مطلب جدیدی است و در اسلام سابقه ای ندارد، بحث را از نقد اندیشه سیاسی عقب تر برده و از فلسفه سیاسی اسلام آغاز می کند تا نشان دهد که بر چه مبنایی، مشروطه خواهی، ریشه در اسلام دارد. لذا در این رساله، پیش فرضهای تئوریک مباحث نیز مورد نقّادی و پردازش قرار گرفته است.
حاج آقا نورالله، از زبان «مسافر»، در مقام دفاع از ایده مشروطه خواهی برآمده آن را امر حادث و تازه نمی داند. «مشروطه» همان قانون و دستورالعمل حضرت خاتم الانبیاء(ص) است:
«مشروطه عین اسلام و اسلام همان مشروطه است و مشروطه خواهی، اسلام خواهی است.»[۲]
مشروطه در مقابل سلطنت «مطلقه» معنا پیدا می کند. مطلقه یعنی آن نوع سلطنتی که حاکم هر چه بگوید و بکند، کسی را حق گفت و گو و «لا» و «نعم» و چون و چرا با او نیست. اما در مشروطه، سلطان ملزم به رعایت قانون مملکت است. پس حاکم حقیقی در سلطنت مشروطه، قانون است. و چون در مملکت ایران، قانون همان کتاب و سنت است؛ سلطنت مشروطه هم می بایست مطابق با قانون اسلام باشد. بنابراین، «مسافر» از مشروطه اسلامی دفاع می کند.
به زعم «مسافر» تا پیش از بعثت پیامبر اسلام(ص)، فرمانروایان و مردم بر سنت سلطنت مطلقه عمل می کردند، اما با ظهور پیامبر اسلام(ص)، این سنت کنار گذاشته شده و مسلمانان مطابق با مشروطه اسلامی با خلفای راشدین بیعت می کردند. بنابراین، مشروطه، سنتی است که پیامبر اسلام(ص) در جامعه اسلامی رواج داده است. اما این سنت با روی کار آمدن معاویه و جانشینان بعد از او، به فراموشی گرایید، به طوری که احیای مشروطه از سوی برخی عقلا و دانشمندان اسلامی، در نظر برخی، بدعت و وارد کردن امر تازه ای در اسلام تلقی گردید، بلکه اصولاً اگرچه حکومتها، مطابق سلطنت مطلقه عمل می کردند، لیکن این طور نیست که مشروطه یک امر عقلایی نباشد. تمام عقلای عالم در اموری که باید مشورت کنند، مشورت می کردند.
«مقیم»؛ مسأله مهمی در باب نقش محوری مجلس دارالشوری، به عنوان مجلسی که کارش وضع قوانین است، مطرح می کند. او به عنوان یک فرد متشرّع، در همان زمان به این پرسش بنیادی توجه دارد که قانون گذاری مجلس با مرجعیت شریعت اسلامی قابل جمع نیست. اما «مسافر»، منافاتی بین این دو نمی داند، زیرا قانون گذاری مجلس را در طول قانون شریعت اسلامی می داند نه در عرض آن. بخشی از قوانین مجلس دارالشوری به چگونگی اجرای شریعت اسلامی مربوط است و بخش دیگر آن مربوط به امور عرفیه است که به انگیزه حفظ مصالح امت اسلامی و رفع مفاسد، قانون وضع می شود. ولی وضع قوانین عرفیه مطابق با قانون اسلام است و به همین دلیل، می بایست پنج نفر از علمای اعلام بر مطابقت قوانین موضوعه با قانون اسلام، نظارت داشته باشند.[۳]
«مسافر» در مقابل این پرسش که مشروطه خواهی اسباب قتل نفوس و نهب اموال شده است، قاطعانه جواب می دهد:
«اگر قبول کردید که حفظ اسلام و بقای استقلال سلطنت شیعه موقوف به مشروطیت است، هر قدر در این راه کشته شوند، یعنی برای حفظ اسلام کشته شوند، شهید هستند.»[۴]
زیرا همان طور که علمای نجف اشرف هم حکم کرده اند، استقرار مشروطه واجب عینی است. بنابراین، مسافر از نگاه تکلیفی به این نتیجه می رسد که تأسیس حکومت مشروطه، وظیفه دینی است که بر دوش همه سنگینی می کند. علاوه، تمام این مصائب جانی و مالی از ناحیه استبداد است که بر مردم روا داشته است نه آنکه خواست مشروطه خواهان باشد. از این رو، حاج آقا نورالله به شرح مفصلی از موارد اختلاف بین طرفداران مشروطه و استبداد می پردازد:
۱ مشروطه خواه می گوید: امور دولتی، طریقه انتظام بلد و ولایات و اسباب ترقی تجارت و صناعت ملت باید به صلاح دید وکلای ملت در مجلس تعیین شود. اما مستبد می گوید: اختیار باید به دست یک نفر سلطان و فرمانفرمای مملکت بوده باشد. و فرق نمی کند که سلطان عادل و عالم و پرهیزگار باشد یا نباشد.
۲ مشروطه خواه می گوید: به اسم مالیات و وجوهات نباید تمام دست رنج مردم را گرفت و آنان را به فقر کشاند و باید مالیات در جهت اصلاح رعیت مصرف شود. اما مستبد می گوید: تمام این وجوهات، حق صدق و ملک طلق سلطان است» و باید از فقرا بدون جهت گرفت و به اغنیا بدون استحقاق داد.
۳ مشروطه خواه می گوید: وجوه مالیاتی را باید از روی عدل و انصاف از رعیت گرفت اما مستبد در گرفتن مالیات از مردم ملاحظه عدل و انصاف را لازم نمی داند.
۴ مشروطه خواه می گوید: در اجرای احکام الهی، همه برابرند؛ شاه و گدا، و حاکم و محکوم، و امیر و مأمور، وضیع و شریف یکسان هستند. اما در نظر مستبد، اجرای احکام الهی بسته به میل و خواهش ضابط حاکم و داروغه و کدخداست.
۵ مشروطه خواه می گوید: ملاک تسلط افراد در امور یکدیگر شریعت است و عمل کردن به غیر از شریعت ظلم و استبداد می آورد و این استبداد اختصاص به پادشاه ندارد:
«وقتی بنای سلطنت بر استبداد شد، تمام افراد به استبداد رفتار می نمایند؛ هر قوی و زبردست به ضعیف و زیردست خودش ظلم می کند. گاه می شود استبداد کدخدای ده از استبداد سلطان زیادتر می شود.»[۵]
۶ مشروطه خواه می گوید: مردم مطابق با قانون کتاب و سنت حق آزادی دارند؛ ولی در نظر مستبد، خلق، بندگان و عباد سلطان می باشند.
۷ مشروطه خواه می گوید: چوپان جهت حفظ گوسفند است، نه گوسفند جهت خوش گذرانی چوپان. پادشاه جهت حفظ رعیت است نه رعیت جهت خوش گذرانی پادشاه. اما مستبد می گوید: خلقت خلق جهت آسایش و عیش و کامرانی پادشاه است.
۸ مشروطه خواه می گوید: پادشاه باید در اندیشه ترقی زراعت، صناعت و تجارت مملکت باشد، ولی مستبد فایده ای در این کار نمی بیند.
۹ مشروطه خواه می گوید: باید در امر صادرات و واردات توازن برقرار باشد تا پول مملکت از ایران خارج نشود، اما مستبد می گوید: باید در امر تجارت و صنعت به بیگانگان امتیاز داد و اسباب رواج تجارت خارجه را در ایران رواج داد تا از این طریق از آنان «وجوه تقدیمی» دریافت کرد.
۱۰ مشروطه خواه می گوید: برنامه ریزی اقتصادی پادشاه، باید به تصویب مجلس شورا برسد، او نمی تواند خودش قرض کند، خودش امتیاز بدهد، و دولت و ملت را دچار اشکالات بنماید. اما مستبد، شاه را صاحب اختیار و مالک الرقاب جان و مال و ناموس رعیت می داند.
«مسافر» به همین ترتیب موارد دیگری از اختلاف بین دیدگاههای مشروطه و مستبد ذکر می کند.
نکته جالب آن است که حاج آقا نورالله سعی کرده در ذیل هر موردی که در باره عقیده و عمل مستبد سخن می گوید به واقعیات استناد نماید و همان طور که گفتیم این نکته نشان می دهد که ایشان بر خلاف بسیاری از منورالفکران آن روزگار که فقط ادعای استبدادستیزی را داشتند، درد و رنج و انحطاط حاصل از استبداد را احساس کرده و برای هر مورد آن، شواهد عینی در دست دارد. در اینجا به ذکر دو نمونه از عقیده و عمل مستبدین اشاره می کنیم:
در فارس، دزدی را گرفته بودند، به حاکم گفتند: یکی از اجزا آمد و گفت قدری ترس مردم کم شده است، خوب است آن شخص را بکشند که مردم چشمشان به حساب بیفتد، حاکم ساکت بود، فراشباشی برای دخل خودش فوراً رفت آن مسلمان را کشت. میرغضب با کارد خون آلود آمد از حاکم انعام بگیرد. حاکم تبسمی کرد و به آن شخصی که از اجزا نطق کرده بود، گفت: انعام میرغضب را شما باید بدهید.[۶]
یکی از وزرای خائن یکی از سلاطین، مرغی زنده آورد، در حضور پادشاه یکی یکی پرهای آن مرغ را کنده تا آنکه آن مرغ بی جان شده روی زمین انداخته به پادشاه عرض کرده: رعیت را باید این طور کرد که قدرت ممانعت سلطان را نداشته باشد.[۷]
اما چگونه خواسته های بحق مشروطه خواهان محقق می گردد؟ آیا از طریق موعظه شاه مستبد ممکن است یا اینکه می بایست راه دیگری را انتخاب کرد؟ حاج آقا نورالله معتقد است که باید مسلمان مشروطه خواه تکلیفش را از روی کتاب و سنت معلوم کند. او با استناد به آیات کریمه ای نظیر «و لو لا دفع الله الناس بعضهم ببعض لهدّمت صوامع و بیع و صلوات[۸]»، «و لتکن منکم امهٌ یدعون الی الخیر و یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر[۹]»؛ راه حل برپایی یک انقلاب سیاسی اجتماعی را نتیجه می گیرد و می گوید مسلمانان مکلّف به قیام علیه ظلم و دین زدایی مستبدان هستند:
«پس تکلیف مسلمانان اتحاد و اتفاق و مطالبه حقوق از آن فرمانفرمای ظالم است».[۱۰]
بدین ترتیب، سلطنت مقید به مشروطیت می گردد و تأسیس دارالشوری، تبلور عینی آرمان مشروطه خواهی است. مجلس شورا، سه وظیفه اصلی دارد: اول کمال مراقبت و نظارت بر اجرای احکام الهیه، دوم فراهم آوردن رفاه اجتماعی در امور تجارت، صناعت، فلاحت و حفظ ثغور و امنیت اجتماعی است، سوم در مواردی که احکام دولتی به ناچار ظلم و اجحافی را بر مردم تحمیل می کند، مجلس وظیفه دارد دامنه این اجحاف را به حداقل ممکن برساند. این سه وظیفه اساسی مجلسیان مطابق با اسلام است.[۱۱]اما چه اقدامی تضمین کننده مطابقت مجلسیان با شریعت اسلامی خواهد بود؟ در اینجا حاج آقا نورالله هماهنگ با مشروعه خواهان نظر می دهد که احکام مجلس در صورتی وجاهت قانونی پیدا می کند که چند نفر از فقها و مجتهدان بر مطابقت احکام مجلس با شریعت اسلامی نظارت داشته باشند.[۱۲]
وقتی بحث به اینجا می رسد، «مقیم» برای «مسافر» پرسشی را مطرح می کند که بیانگر اختلاف بین مشروعه خواهان و مشروطه خواهان است. «مقیم» می پرسد که اگر مشروطه عبارت از مطابقت احکام مجلس شورا با قانون شرع است؛ پس چگ
راهنمای خرید:
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
