اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل حکومت اسلامی، چالشها و توطئه های فرهنگی
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 42
فرمت فایل پاورپوینت
ارائهی فایل پاورپوینت کامل حکومت اسلامی، چالشها و توطئه های فرهنگی – تجربهای خاص و متمایز!
پاورپوینتی حرفهای و متفاوت:
فایل فایل پاورپوینت کامل حکومت اسلامی، چالشها و توطئه های فرهنگی شامل 89 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شدهاند.
ویژگیهای برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل حکومت اسلامی، چالشها و توطئه های فرهنگی:
- طراحی خلاقانه و حرفهای: فایل فایل پاورپوینت کامل حکومت اسلامی، چالشها و توطئه های فرهنگی به شما این امکان را میدهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیرهکننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
- سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل حکومت اسلامی، چالشها و توطئه های فرهنگی به گونهای طراحی شدهاند که استفاده از آنها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
- آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل حکومت اسلامی، چالشها و توطئه های فرهنگی با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.
کیفیت تضمینشده با دقت بالا:
فایل فایل پاورپوینت کامل حکومت اسلامی، چالشها و توطئه های فرهنگی با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهمریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بینقص و حرفهای هستند.
نکته مهم:
هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخههای غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل حکومت اسلامی، چالشها و توطئه های فرهنگی با دقت و حرفهای تنظیم شده است.
همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل حکومت اسلامی، چالشها و توطئه های فرهنگی را دانلود کنید و ارائهای حرفهای و تأثیرگذار داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل حکومت اسلامی، چالشها و توطئه های فرهنگی :
کسانی گفته اند التزام به این که باید احکام اسلام در جامعه اجرا شود با حق طبیعی انسان نمی سازد.یکی از حقوق طبیعی انسان آزادی است که در آزادی فکر، دین، سیاست و آزادی بیان متجلی می شود.هر انسانی به طور طبیعی حق دارد هر دینی را که می خواهد انتخاب کند و احیانا دینش را عوض کند و حق دارد هر فکر و اعتقادی که دارد بیان و ترویج کند.اگر شما می گویید که حتما باید قوانین اسلامی در این کشور حاکم باشد، کسانی هستند که این قوانین را نمی خواهند.آنها حق دارند اظهار نظر کنند، رای بدهند و بگویند ما این قوانین را نمی خواهیم.طرح این مطالب از سوی کسانی که به طور کلی منکر دین می باشند جای شگفتی نیست، اما متاسفانه گاهی از کسانی چنین مطالبی شنیده می شود که ادعای دینداری دارند و حتی گاهی یک پسوند اسلامی را با خودشان یدک می کشند، یا خودشان را پیرو امام معرفی می کنند! !
۱- ترویج آزادی مخرب غربی در مطبوعات کشور
کار به آنجا رسیده است که مثلا در روزنامه ها – گاهی به صورت جدی و گاه شوخی، گاهی به صورت نقل از یک نویسنده، گاهی از یک دختر و یا یک پسر – گفته می شود که اصلا چرا مرد می تواند چندین زن داشته باشد، ولی زن نمی تواند چند شوهر داشته باشد؟ یا این که پیشنهاد می کنند که ازدواج تعاونی تشکیل شود و چند مرد در یک زن با هم مشترک باشند! قابل توجه است که این مطالب از مطبوعات کشورهای کمونیستی نیست، در روزنامه های جمهوری اسلامی چنین مطالبی را می نویسند! یا سخنرانی در یک دانشگاه اسلامی، با انتساب خودش به یک ارگان اسلامی، سخنرانی می کند و می گوید: امروز مخالفت با رهبری که هیچ، با پیغمبر صلی الله علیه و آله که هیچ، اگر مردم بخواهند علیه خدا هم تظاهرات کنند هیچ قانونی حق ندارد جلوی آنها را بگیرد! این حرفها اگر در یک کشور غیر اسلامی و یا از سوی کسی که کافر و مشرک است مطرح می شد، تعجبی نداشت، ولی در جمهوری اسلامی و در حاکمیت اسلام و حاکمیت ولایت فقیه این حرفها در دانشگاهها مطرح می شود و هیچ کس هم با آنها معارضه ای نمی کند.احیانا دانشجویی اعتراض می کند که سخنش به جایی نمی رسد.از این جهت است که ما احساس وظیفه می کنیم و اعلام می کنیم که این حرفها بدعت های خطرناکی است و با اساس اسلام سازش ندارد و اگر کسانی می خواهند در سخنرانی خود این مسائل را مطرح کنند، اقلا به اسم اسلام این حرفها را مطرح نکنند تا معلوم باشد اسلام چیست و کفر چیست؟ تا هر کس هر کدامش را خواست انتخاب کند.این آزادی دین و آزادی بیان میوه فرهنگ غرب است.میوه ای وارداتی که ظاهری شیرین و فریبنده و باطنی زهرآگین دارد.این میوه ای است که با درخت فرهنگ غربی تناسب دارد، ولی با فرهنگ اسلامی ما، به این صورت و با این وسعت، تناسبی ندارد.
برای این که شما بتوانید درک کنید که وضع فرهنگ غربی در این زمینه به چه صورت است، ناچارم بگویم که امروز در کشورهای غربی و در جهان غرب مذهب یک نوع سلیقه ای شبیه گرایشهای حزبی است.اگر در کشوری مثلا تعدادی حزب تشکیل شده باشد و فردا حزب دیگری ثبت گردد و اعلام موجودیت کند و کسی از حزبی به حزب جدید منتقل بشود، برای ما جای تعجب نیست. عین همین مساله در رابطه با مذهب در غرب، به خصوص آمریکا، وجود دارد که هر روز یک مذهب و فرقه مذهبی جدیدی تاسیس می شود، این مساله برای ما تعجب آور است.بیش از صد سال پیش کسی به نام «باب » پیدا شد و اظهار کرد که «من یک اسلام نو آورده ام و امام زمان شیعیان ظهور کرده است » این امر موجب تعجب همگان شد که چطور مدعی مذهب جدیدی پیدا شده است. (البته در خارج از ایران به خصوص در آمریکا این مرام فاسد را به نام اسلام نوین ترویج می کنند که در آنجا تعجبی ندارد) .اما در هر سال چند فرقه مذهبی در کانادا، آمریکا و کشورهای اروپایی تاسیس می شود.بطور مثال، مذاهب اصلی مسیحیت ارتودوکس، کاتولیک و پروتستان هستند و مذهب پروتستان به تنهایی بیش از پانصد فرقه رسمی ثبت شده در کشورهای غربی دارد.
بنده سال گذشته که به کشورهای آمریکای لاتین مسافرت داشتم، ملاحظه کردم که چندین مذهب جدید در آمریکا اختراع شده بود که مبلغینشان مشغول تبلیغ بودند.در آنجا این مسائل خیلی عادی است.وقتی در روزنامه ای اعلام می کنند که یک فرقه جدید پیدا شده، کشیشی دین جدید، فرقه جدید و مذهب جدیدی اختراع کرده است و کلیسایی تاسیس کرده، هیچ جای تعجبی ندارد و مردم خیلی راحت از این فرقه به فرقه دیگری منتقل می شوند، به این می گویند: «آزادی مذهب » .
۲- پروتستانتیسم اسلامی، توطئه ای علیه اسلام
عده ای توقع دارند که در جمهوری اسلامی ایران نیز آزادی مذهب باب شود، لذا مدت هاست پیشنهاد داده اند که یک مذهب پروتستان اسلامی به وجود بیاید.تا آنجا که بنده اطلاع دارم، برای اولین بار فتحعلی آخوندزاده (آخونداف) بود که عنوان کرد در اسلام نیز باید یک مذهب پروتستان به وجود بیاید.پس از او اشخاص دیگری از روشنفکران این مطالب را در سخنرانی هایشان دنبال کردند، در کتابهایشان نوشتند و پیشنهاد کردند که یک پروتستانتیسم اسلامی به وجود بیاید.امروز هم در آمریکا ترویج می کنند که باید در ایران هم یک «مارتین لوتر» جدیدی پیدا شود و یک مذهب پروتستان جدید و اسلام نوینی را به وجود بیاورد که با شرایط مدرن تناسب داشته باشد و این اسلامی که ۱۴۰۰ سال پیشتر به وجود آمده است، به درد زندگی امروز نمی خورد!
اگر آمریکا چنین پیشنهادی بدهد تعجب نمی کنیم، زیرا آنها هدفشان این است که اسلام را نابود کنند، خودشان گفته اند برای این کار برنامه ریزی کرده اند و بودجه گذاشته اند و بارها اقرار کرده اند که دشمن اصلی ما، در این عصر، اسلام است.اما جای شگفتی است که کم کم این تبلیغات به داخل کشور ما هم نفوذ می کند و کسانی پیدا می شوند که صریحا در روزنامه ها و مجلات، احکام قطعی و ضروری اسلام را زیر سؤال می برند.به طور مثال، مساله تساوی ارث مرد و زن و یا این که چرا زن حق ندارد چند شوهر اختیار کند و یا چیزهایی از این قبیل را زیر سؤال می برند و گاهی با لحن تمسخر آمیز از احکام ضروری اسلام یاد می کنند.
به یاد دارید اوایل انقلاب کسانی، وقتی لایحه قصاص مطرح شد، گفتند: «لایحه قصاص انسانی نیست » و امام قدس سره فرمودند: اگر کسانی آگاهانه این حرف را بزنند همسرمسلمانشان برای آنها حرام است و اموالشان به ورثه مسلمانشان منتقل می شود و دیگر جانشان هم حرمت نخواهد داشت.البته احکام ارتداد فقط مخصوص کسی که منکر قصاص و احکام آن باشد نیست، بلکه انکار هر حکم ضروری موجب ارتداد است.ولی می بینیم اشخاصی صریحا، بدون هیچ گونه شرم و حیایی، در روزنامه ها و مجلات جمهوری اسلامی و گاهی از طریق روزنامه هایی که با کمک بیت المال مسلمین تاسیس شده اند، این مطالب را می نویسند و احکام ضروری اسلام را مورد انکار قرار می دهد.باید کسانی به این افراد تذکر بدهند که حکم مورد نظر امام در مورد منکرین قصاص، فقط اختصاص به موضوع قصاص ندارد.
گاهی مشاهده می شود احکامی که مورد اتفاق همه فقهای شیعه و سنی است و حتی در بین سنی ها هم مخالف ندارد، مورد سؤال و گاهی استهزاء قرار می گیرد! آیا نباید مراجع ذی صلاح به این مسائل رسیدگی کنند؟ لا اقل نباید در اینجا تذکری داده شود که چنین خطرهایی آینده نسل جوان ما را تهدید می کند؟ آیا برای کسانی که سخنان امام را نشنیده اند و از دروس او استفاده نکرده اند، این خطر وجود ندارد که تحت تاثیر مطالبی قرار بگیرند که در روزنامه های کشور جمهوری اسلامی نوشته می شود و فکر کنند که نظام اسلامی و دولت اسلامی هم با این افکار موافق اند و این افکار اسلامی است؟ لا اقل در جایی باید گفته شود که این افکار ربطی به اسلام ندارد.
به هر حال، این فکر که دین یک امر سلیقه ای است و انسان هر دینی را دوست داشته باشد انتخاب می کند و بعدا هم اگر مایل نبود دینش را عوض می کند، خطرناک است.در کشورهای غربی گاهی جوانی با دوستش به کلیسا می رود و دوستش می گوید که من فلان کلیسا را بیشتر دوست دارم و در نتیجه مذهبش را عوض می کند، آن جوان نیز تحت تاثیر قرار می گیرد و به تبعیت از دوستش مذهبش را تغییر می دهد.فکر می کنند مذهب یک لباس است که انسان امروز آن را بپوشد و یا نپوشد و یا مدلش را عوض کند.دیدگاه اسلام مبتنی بر این نیست که سعادت ها و شقاوت ها از راه های گوناگون و به دلخواه مردم تعیین می شود، تا نتیجه گیری شود که دین یک امر سلیقه ای است.گاهی این دین، گاهی آن دین، گاهی این مذهب، گاهی آن مذهب.هر کدام را پسندیدی انتخاب کن و دولت هم باید این آزادی را به عنوان یک حق طبیعی برای انسانها تامین کند.اسلام دین رامهمترین مساله در زندگی انسان می داند، سعادت و شقاوت دنیا و آخرت را در گرو انتخاب دین صحیح می داند.
پس علت طرح این مباحث وجود این گونه خطرهاست که ما احساس و استشمام می کنیم و گاهی هم با چشم خودمان می بینیم و متاسفانه کسانی غفلت دارند و یا تغافل می کنند.علت طرح این مباحث این است که با انحرافات مبارزه کنیم و وظیفه خودمان را انجام دهیم.
۳- مفهوم واقعی حق طبیعی
یکی از مسائل این بود که واقعا حق طبیعی یعنی چه؟ و آزادی به چه معنا حق طبیعی انسانهاست؟ بهترین تعریف برای حق طبیعی عبارت است از نیازی که مقتضای طبیعت انسان است و هیچ کس نباید آن را نفی کند.پس صحبت کردن و اظهار نظر کردن به مقتضای طبیعت انسان است و کسی نباید از آن جلوگیری کند.عرض کردیم که خوردن و آشامیدن هم مقتضای طبیعت انسان است، بلکه طبیعی ترین حق هر انسان است که غذا بخورد، اما به صرف این که خوردن مقتضای طبیعت انسان است، آیا انسان حق دارد هر چیزی را که به دیگران تعلق دارد بخورد؟ و آیا هیچ قانونی اجازه ندارد معین کند که چه چیز حلال و یا حرام است و مال چه کسی را انسان حق دارد بخورد و مال چه کسی را حق ندارد بخورد؟ آیا هیچ عاقلی چنین مطلبی را پذیرفته است که انسان آزاد است که هر چه دلش خواست و از هر کجا و هر کس بود تناول کند؟ سخن گفتن نیز حق طبیعی انسان است، اما نه این که هر سخن در هر جایی و به هر هدف و انگیزه ای بیان شود.چطور قانون اجازه دارد بگوید که از چه چیزهایی بخورید و یا نخورید، و چطور دین اجازه دارد بگوید گوشت خوک یا مشروبات الکلی نخورید، با این که خوردن و آشامیدن حق طبیعی انسان است، در مورد گفتن نیز چنین است: نوع سخن و زمان و مکان و حدود آن توسط قانون تعیین می شود که کم و بیش همه دنیا این نظر را پذیرفته اند.ولی غربی ها در مورد دین می گویند که هر چه می خواهید بگویید، چون دین یک امر سلیقه ای و شخصی است و به مسائل جدی زندگی ارتباطی ندارد و حداکثر مربوط به رابطه انسان با خداست و این رابطه به شکلهای مختلفی برقرار می شود. هر شکلی از آن را که می خواهی انتخاب کن، این دین یک صراط مستقیم است و آن دین هم یک صراط مستقیم دیگر.بت پرستی صراط مستقیم است، اسلام هم صراط مستقیم! اما آن چیزی که اسلام می گوید غیر از این است.البته اسلامی که ۱۴۰۰ سال پیش حضرت محمد صلی الله علیه و آله آورده اند، نه اسلام نوینی که «باب ها» و یا «مارتین لوترها» بیاورند.ما پیرامون اسلامی که حضرت محمد بن عبد الله صلی الله علیه و آله آورده است بحث می کنیم.
۴- قرائت سنتی، تنها قرائت اصیل از اسلام
می گویند بله ما هم همان اسلام را قبول داریم، اما آن اسلام قرائت های مختلفی دارد.شما یک قرائتش را بیان می کنید، اشخاص دیگری هم هستند که برداشت ها و قرائت های دیگری دارند.این هم یکی از میوه های فرهنگ غربی است که برای متون دینی قرائت ها و برداشت های مختلفی را تجویز می کنند.چنانکه قبلا عرض کردم، چندی پیش فرقه ای از فرقه های مسیحیت در کانادا تاسیس شد، از کشیشی که آن فرقه را تاسیس کرده بود سؤال شد که نظر شما در مورد همجنس بازی چیست؟ گفت من فعلا اظهار نظر نمی کنم، ولی به شما می گویم که انجیل را باید از نو قرائت کرد! چون در تورات و انجیل صریحا نسبت به این موضوع نکوهش شده، همان طور که در اسلام نکوهش شده است.وقتی از او سؤال کردند شما که به کتاب مقدس احترام می گذارید نظرتان نسبت به این مساله چیست؟ او که موافق همجنس بازی بود و نمی خواست نظرش را صریحا بگوید، گفت که باید انجیل را دوباره قرائت کرد! این آقایان هم می گویند: اسلام و قرآن را باید از نو قرائت کرد.
عرض می کنیم ما از جمله کسانی هستیم که قرائت ۱۴۰۰ ساله علمای شیعه و سنی را معتبر می دانیم اسلامی که ما دم از آن می زنیم، اسلامی است که ائمه اطهار علیهم السلام قرائت کرده اند و به دنبال آن، ۱۴ قرن علمای اسلام قرائت کرده اند، ما آن قرائت را ملاک قرار می دهیم.اگر قرائت های جدیدی پیدا شود که طبق آن همه اسلام و احکامش باید تغییر کند و اسلام نو آفریده شود، ما با آن اسلام کاری نداریم و نمی پسندیم و فکر نمی کنم مردم مسلمان ما هم دلبستگی به چنین اسلامهای نوینی که «باب ها» و «مارتین لوترها» بیاورند، داشته باشند.اسلامی که ما سراغ داریم و از آن دم می زنیم و به حمایت آن می پردازیم، منبعش قرآن، سنت پیامبر صلی الله علیه و آله و ائمه اطهار علیهم السلام است که ۱۴۰۰ سال فقهای شیعه و سنی احکام ضروری و قطعی آن را تعیین کرده اند، بخصوص آن احکامی که در آنها هیچ اختلافی بین شیعه و سنی وجود ندارد.این اسلام به ما می گوید، همان طور که شما در خوردن و آشامیدن باید رعایت حدود و مقررات را کنید، در سخن گفتن نیز حدود و مقررات باید رعایت شود.دین لباس نیست که امروز بپوشید و فردا عوض کنید، باید تحقیق کرد و دین حق را پذیرفت.
در دار الاسلام، آن قدر دلایل برای اثبات حقانیت اسلام وجود دارد که کسی نمی تواند بگوید امر بر من مشتبه شده است، یا نتوانستم حق را تشخیص بدهم، مگر آن که در تحقیق کوتاهی کرده باشد.اگر کسی در جزیره ای از جزایر میکرونیزی بگوید: من حقانیت اسل
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
