خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل معیارهای گزینش در قرآن و نهج البلاغه
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل معیارهای گزینش در قرآن و نهج البلاغه قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نامه ای تربیتی اخلاقی از امام علی(ع) به فرزندش امام حسن(ع)(۱)
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نامه ای تربیتی اخلاقی از امام علی(ع) به فرزندش امام حسن(ع)(۱) قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
03ساعت
31دقیقه
08ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل داوری در اندیشه های علامه حلّی و ابن تیمیه در زمینه آیات نازل شده در شأن اهل بیت علیهم السلام

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 41

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
4 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

فایل پاورپوینت کامل داوری در اندیشه های علامه حلّی و ابن تیمیه در زمینه آیات نازل شده در شأن اهل بیت علیهم السلام؛ انتخابی هوشمند برای ارائه‌های حرفه‌ای

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل داوری در اندیشه های علامه حلّی و ابن تیمیه در زمینه آیات نازل شده در شأن اهل بیت علیهم السلام، محتوای خود را در قالب 120 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.

چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟

  1. چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل داوری در اندیشه های علامه حلّی و ابن تیمیه در زمینه آیات نازل شده در شأن اهل بیت علیهم السلام با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را به‌خوبی درگیر محتوا می‌کند.
  2. صرفه‌جویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل داوری در اندیشه های علامه حلّی و ابن تیمیه در زمینه آیات نازل شده در شأن اهل بیت علیهم السلام آماده‌ی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچ‌گونه ویرایش.
  3. نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل داوری در اندیشه های علامه حلّی و ابن تیمیه در زمینه آیات نازل شده در شأن اهل بیت علیهم السلام به‌گونه‌ای است که در هر صفحه‌نمایشی عالی به‌نظر می‌رسد.

هشدار: استفاده از نسخه‌های ناقص فایل پاورپوینت کامل داوری در اندیشه های علامه حلّی و ابن تیمیه در زمینه آیات نازل شده در شأن اهل بیت علیهم السلام ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل داوری در اندیشه های علامه حلّی و ابن تیمیه در زمینه آیات نازل شده در شأن اهل بیت علیهم السلام، کیفیت تضمین‌شده دارد.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل داوری در اندیشه های علامه حلّی و ابن تیمیه در زمینه آیات نازل شده در شأن اهل بیت علیهم السلام را دریافت کنید و تأثیرگذارترین ارائه‌ خود را آغاز کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل داوری در اندیشه های علامه حلّی و ابن تیمیه در زمینه آیات نازل شده در شأن اهل بیت علیهم السلام :

علامه حلّی

جمال الدین ابو منصور اسدی حلّی، حسن بن یوسف بن علی بن محمّد بن مطهر، معروف به «علامه حلّی» در شب بیست و هفتم رمضان ۱۶۴۸ق در شهر حلّه دیده به جهان گشود(۱).

علامه حلّی که در بیت شرف و فضیلت می زیست، دوران طفولیت خود را با عنایتها و تربیت خاص پدر و دایی خود سپری کرد.

در سن جوانی، با خواجه نصیرالدین طوسی، متکلّم بلند آوازه اسلامی ملاقات کرد و تا سال ۶۷۲ق که نصیرالدین طوسی وفات کرد، کتابهای پرشماری را در الهیات، فلکیات، ریاضیات و قسمتهایی از کتابهای ابن سینا را از محضر او فرا گرفت(۲)..

تألیفات

علامه حلّی، حافظه ای قوی و قلمی نیرومند داشت. بعضی از شرح حال نگاران در فراوانی تألیفات وی گویند: «علامه در سفرهای خود در حالی که بر اسب خود سوار بود، می نوشت»(۳).

علامه در زمینه کلام، حکمت، طبیعیات، علوم قرآن، فقه، اصول و شرح و ترجمه آثار ابن سینا و شرح نوشته های استاد خود خواجه نصیرالدین طوسی، کتابهایی مهم و سودمند از خود به یادگار گذاشته است.

علامه حلّی در فقه نوزده کتاب، در علم حدیث نُه کتاب، در تفسیر دو کتاب، در اصول فقه پانزده کتاب، در منطق هفت کتاب، در ادبیات عرب همچون نحو و صرف چهار کتاب و در علم رجال نیز چهار کتاب تألیف کرده است.

ارتباط دوستانه با علمای اهل سنّت

مرحوم علامه با صاحبنظران و دانشمندان اهل سنّت و جماعت، روابطی صمیمانه داشت. علمای اهل سنّت به او به دیده تکریم نگریسته و او نیز متناسب با کرامت و شخصیت خود احترام بسیاری برای آنان قائل بود. هرگاه در مجامع علمای اهل سنّت قرار می گرفت، بدون تعصب، از باب احترام به آنان نمازهای یومیه خود را در پنج وقت به صورت جداگانه می خواند.

او با تنی چند از فرهیختگان بنام از صاحبنظران سنّی مذهب، نشستها و گفت وگوهای صمیمانه علمی ترتیب داد.

از جمله با قاضی بیضاوی شیرازی (م ۶۸۵ق)، صاحب تفسیر بیضاوی مکاتبات علمی زیادی داشته است. این مکاتبات در زمینه مسائل کلامی، اصولی، حدیث، فقه و… صورت می گرفت.

بیضاوی دومین نامه خود به علامه را با بیان زیر آغاز کرده است:

«… مولانا جمال الدین أدام اللّه أنت امام فواضلک، أنت إمام المجتهدین فی الأصول و الفقه و الحدیث و…»(۴).

توانمندی در مناظرات

علامه حلّی با وجود ملاطفت و مدارا با علمای اهل سنّت و جماعت، در مناظره و گفت وگوی علمی نیز از توانمندی فوق العاده ای برخوردار بود. او دیدگاههای خود را در محضر دیگر علما با منطق استوار و دلایل علمی و متین مطرح می کرد.

مناظره او با علمای مذاهب چهارگانه اهل سنّت و جماعت در محضر پادشاه وقت بلاد اسلامی، سلطان محمّد (معروف به خدابنده) که به گرایش شاه به مذهب تشیع انجامید، بر پروهشگران پوشیده نیست(۵).

البته بین علامه حلّی و ابن تیمیه، هیچ گاه مناظره ای انجام نشد و هیچ یک از آن دو تمایلی به مناظره نداشتند. به گفته ابن حجر عسقلانی، تنها یک بار، هنگامی که فردی، بدگویی های ابن تیمیه از علامه حلّی را به علامه یادآوری کرد، علامه گفت: «اگر می دانستم که او حرفهایم را می فهمد، به او نامه ای می نوشتم»(۶).

همچنین به نقل ابن حجر، هنگامی که ابن تیمیه کتاب منهاج السنّه را بر رد کتاب منهاج الکرامه علامه حلّی نوشت و نسخه ای برای علامه فرستاد، علامه همان سخنان پیشین را تکرار کرد(۷).

آشنایی با ابن تیمیه

حسب و نسب

نام، کنیه و لقب او «احمد بن عبدالحلیم بن عبدالسلام بن خضر ابوالعباس تقی الدین ابن تیمیه» است.

ابن تیمیه در سال ۶۶۱ق در «حران» متولد شد و در سال ۷۲۸ق در «دمشق» در گذشت. وی از خانواده ای است که بیش از یک قرن پرچمدار مذهب حنبلی بوده اند.

اندیشه ابن تیمیه

او توسل به انبیای الهی و اوصیای منصوص آنان و اولیاء و صلحاء و استغاثه به آنان را شرک می دانست و اعتقاد به شفاعت را کفر می پنداشت. ابن تیمیه، زیارت اهل قبور، ساختن بنا و گنبد و بارگاه و گل دسته بر قبور را از بدعتهای جاهلی یاد می کرد.

او اعتقاد به امامت اهل بیت پیامبر خدا را از آموزه های یهود می دانست و باور به عصمت امامان و اهل بیت را کفر تلقی می کرد. امّا خود در مورد صفات الهی به گونه ای می اندیشید که قرآن کریم، ساحت ربّ العالمین را از آن اوصاف پاک و منزّه می شمارد و علمای اسلام، از فرقه های مختلف، آن را کفر یاد کرده اند.

ابن تیمیه در مورد خداوند، قائل به «تجسیم» شده، خداوند را با خلق او تشبیه می کرد.

شیخ حنفی کوثری درباره اعتقاد ابن تیمیه به صفات خداوند گوید:

«ابن تیمیه با صراحت در مورد خدا قائل به تجسیم است»(۸).

بدین سان اکثریت قریب به اتفاق صاحبنظران و پیشوایان مذاهب فقهی اهل سنّت اعم از حنفی، شافعی، مالکی و حنبلی در صدد تکفیر ابن تیمیه برآمدند.

شیخ شهاب الدین ابن جهبل شافعی (م ۷۳۳ق) که خود از معاصران ابن تیمیه بود، آثار و کتابهای زیادی در بیان عقاید کفرآمیز و رد وی نگارش کرد و در تصنیفهایش به صراحت او را به مبارزه و گفت وگو فرا خوانده، گوید:

«ما منتظریم تا فساد و انحرافهای او (ابن تیمیه) یکی پشت سر دیگری آشکار گردد تا مدارج گمراهی و عناد و انحراف او را بیان کنیم و در راه خدا جهاد شایسته ای انجام دهیم»(۹).

تعصّب نسبت به تشیع

ابن تیمیه، نسبت به «شیعه» تعصّب خاصی از خود نشان داده و عناد آشتی ناپذیری را نسبت به مذهب تشیع و اعتقادات شیعه ابراز کرده است.

ابن تیمیه، تأسیس مذهب شیعه را به عبداللّه بن سبا یهودی نسبت می دهد و تفکرهای شیعه را از اندیشه های یهود یاد می کند(۱۰).

وی ناآگاهانه واژه «خشبیه» را درباره شیعه به کار برده، دلیل این نامگذاری را این گونه عنوان می نماید:

«شیعیان را به این دلیل خشبیه می نامند که آنان معتقدند ما با شمشیر جهاد نمی کنیم، جز اینکه در رکاب امام معصوم باشیم»(۱۱).

ابن تیمیه، شیعه را غالی و نیز دروغگویان معروف می شمارد(۱۲).

تألیفات

ابن تیمیه، تألیفات نسبتا زیادی داشته است، ولی بررسی در آثار او می نمایاند که بیشترین تألیفات او، در زمینه مسائل اعتقادی بوده است.

در میان مجموعه آثار و تألیفات او، کتاب منهاج السنّه که ظاهرا بر رد اندیشه های علامه حلّی نگارش یافته، بیش از دیگر کتابهای او به ارزشهای اعتقادی مسلمانان و مذهب شیعه و حتی اهل بیت و دودمان نبوت اهانت کرده است.

به گفته ابن حجر عسقلانی، هنگامی که ابن مطهر حلّی، کتاب خود را به نام منهاج الکرامه فی اثبات الامامه (در اثبات امامت اهل بیت) به نگارش در آورد و در آن کتاب بجز دلایل کلامی و عقلی، با استناد به روایتهای معتبر نقل شده در صحاح و سنن اهل سنّت و جماعت، امامت ائمه اهل بیت را ثابت کرد، ابن تیمیه تصمیم گرفت که بر رد کتاب ابن مطهر کتابی بنویسد و بالاخره با مدتها تلاش و کوشش کتابی پر حجم به نام منهاج السنّه النبویه فی نقض کلام الشیعه و القدریه بر رد کتاب علامه حلّی نوشت(۱۳).

آیات مورد بحث در یک نگاه کلی

مرحوم علامه حلّی در دو کتاب کشف الحق و نهج الصدق و منهاج الکرامه فی اثبات الامامه، بیش از یکصد آیه و سوره قرآن کریم را نازل شده در عظمت شأن و بیان مقام والای عترت پیامبر خدا یاد کرده است. در میان این دسته از آیات و سوره ها، دسته ای را اختصاصا در شأن حضرت زهرا علیهاالسلام و طیف پرشماری را در بردارنده مقام ارجمندی همه عترت یاد کرده است.

در میان مجموعه آیات و سوره های نازل شده در این زمینه می توان به موارد زیر اشاره کرد:

* نزول سوره کوثر در شأن حضرت زهرا علیهاالسلام .

* نزول سوره هل أتی در شأن حضرت زهرا و امیر مؤمنان و امام حسن و امام حسین علیهم السلام و فضه خادمه.

* نزول سوره عصر در شأن عترت.

* نزول آیه تطهیر (احزاب / ۳۳) و آیه مباهله (آل عمران / ۶۱) و آیه «فَتَلقی آدَمُ مِن رَبِّهِ کَلَمَات»(بقره / ۳۷) در شأن پیامبر و علی و فاطمه و حسن و حسین علیهم السلام .

* نزول آیه ولایت (مائده / ۵۵) و آیه تبلیغ (مائده / ۶۷) و آیه «اَلیَومَ اَکْمَلْتُ لَکُمْ دینَکُمْ»(مائده / ۳) و آیه «وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یَشری نَفسَهُ ابتِغاءَ مَرْضَاتِ اللّه » (بقره / ۲۰۷) و آیه «اِنّی جَاعِلُکَ لِلنَّاسِ اماما…» (بقره / ۱۲۴) و دهها آیه دیگر در شأن علی علیه السلام .

دلایل و معیارها

در سبب نزول آیات یاد شده در شأن عترت که موضوع اصلی ما در مقاله حاضر می باشد تمامی اظهارات علامه حلی از منابع اهل سنّت صورت گرفته و چنان که در فصل بعد یاد خواهیم کرد، نقل روایات تفسیری و اسباب نزول از آن منابع را با تعبیرهای «اجمع المفسّرون»، «اجمع المحدّثون»، «اجمع المفسّرون علی نزولها فی…»، «نقل الجمهور»، «روی الجمهور فی الصحیحین» یا «قال فلان…» یاد می کند.

ابن تیمیه نیز در مقام نقض و رد اظهارات علامه حلّی به اجماع علمای امت، اجماع مفسّران، و اجماع محدّثان استناد می کند.

بنابراین داوری در دو اندیشه متناقض که هر یک مدعی اجماع در زمینه آنها یا یکی مدعی وجود آن در صحاح ستّه و دیگری مدعی نفی آن می باشد، به تحقیق گسترده و بررسی موردی کلیه آیات مورد بحث نیازمند است.

امّا از آنجا که در این نوشتار فشرده، بررسی تفصیلی همه موارد ممکن نیست، به بررسی چند مورد به عنوان بررسی موردی پرداخته، سپس در یک نگاه کلی، دیدگاه صاحبنظران اهل سنّت را در مورد اندیشه علامه حلی و ابن تیمیه به داوری می طلبیم.

بررسی موردی آیات

آیه ولایت

«اِنَّمَا وَلِیُّکُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذینَ امَنُوا الَّذینَ یُقیمُونَ الصَّلوهَ وَیُؤْتُونَ الزَّکوهَ وَهُمْ رَاکِعُونَ»(۱۴).

همانا ولیّ شما خدا و رسول او و کسانی هستند که ایمان آوردند و نماز به پا می دارند و در حال رکوع زکات می پردازند.

این آیه شریفه، در اصطلاح قرآن پژوهان به آیه «ولایت» شهرت یافته است و بسیاری از محدّثان و مفسّران، آن را به همین عنوان یاد کرده اند. البته بعضی از صاحبنظران، از این آیه به عنوان آیه «زکات به خاتم» نیز نام برده اند.

اکثریت قریب به اتفاق صاحبنظران، نزول این آیه را درباره علی علیه السلام مورد اجماع شیعه و سنّی دانسته اند. مفسّران و محدّثان، با راهها و اَسناد بی شماری از طریق صحابه پیامبر صلی الله علیه و آله نزول این آیه را درباره علی علیه السلام اثبات کرده اند.

علامه حلّی همچون دیگر صاحبنظران امامیه نزول آیه ولایت را در شأن حضرت علی علیه السلام قطعی دانسته و از آن برای اثبات امامت آن گرامی سود جسته است.

علامه حلّی درباره اشتهار این سبب نزول می نویسد:

«علمای اسلام بر نزول آیه درباره علی علیه السلام اجماع کرده اند و این در صحاح ستّه نیز مذکور است که چون علی علیه السلام در نماز خویش و در حضور صحابه انگشتری خود را به مسکین صدقه داد، این آیه فرود آمد»(۱۵).

او در جای دیگر می نویسد:

«مفسران اتفاق کرده اند بر اینکه مراد از «اِنَّما وَلیُّکُمُ اللّه ُ وَ…» علی علیه السلام است؛ زیرا هنگامی که علی علیه السلام در حال رکوع، انگشتری خویش را صدقه داد، این آیه درباره او نازل شد و در این امر اختلافی نیست»(۱۶).

ابن تیمیه در آثار مختلف خود صدقه دادن علی علیه السلام در حال نماز و نزول آیه در شأن آن حضرت را تکذیب کرده، دیدگاه خود را به اجماع و اتفاق نظر علمای امت مستند می کند.

او در کتاب خود به نام مقدمه فی اصول التفسیر گوید:

«و حدیث علیّ فی تصدّقه بخاتمه فی الصلاه فإنّه موضوع باتفاق العلماء»(۱۷).

حدیث صدقه دادن علی در هنگام نماز به اتفاق نظر علما جعلی است.

وی در جای دیگر از همان کتاب سخنان خود را تکرار کرده گوید:

«انّه موضوع بإجماع أهل العلم»(۱۸).

ابن تیمیه، این سخنان را در مورد نفی نزول آیه ولایت، در آثار نسبتا قدیمی خود اظهار کرده بود، امّا هنگامی که خود را در برابر منطق و دلایل استوار علامه حلّی مشاهده کرد، با اهانت به علامه و نسبت دادن تحریف قرآن به او، از نفی نزول آیه ولایت در شأن علی سخن گفت:

«ابن مطهر قرآن را به گونه ای تحریف کرده که هیچ کس مانند او تحریف نکرده است؛ مانند سخن او که گفته است: آیه «اِنَّما وَلیُّکُمُ اللّه ُ وَ رَسُولَهُ…» در شأن علی هنگامی که در حال نماز انگشتری خود را صدقه داد نازل شده است.

این سخن از بزرگ ترین دعواهای باطله است، بلکه اهل علم به نقل این مطلب که این آیه در شأن علی نازل نشده اجماع کرده اند و نیز اجماع کرده اند که علی در حال نماز هرگز انگشتری خود را صدقه نداده است و اهل علم به نقل این حدیث که صفت نقل شده برای علی از دروغهای جعل شده است اجماع کرده اند»(۱۹).

ابن تیمیه در یک ترفند عامیانه، منابع فراوانی را که علامه حلّی، نزول آیه را از آن منابع در شأن امیر مؤمنان نقل کرده انکار می کند و تنها از تفسیر ثعلبی نام می برد و آن را ضعیف و مخدوش معرفی می کند. او می گوید:

«اما روایتهایی که ابن مطهر (در سبب نزول آیه ولایت) از تفسیر ثعلبی نقل کرده است، محدّثان اجماع کرده اند به اینکه ثعلبی دسته ای از احادیث ساختگی را در تفسیر خود روایت کرده است و به همین دلیل از آنجا که بغوی عالم به حدیث است، روایتهای جعلی را در تفسیر خود نقل نکرده و تفسیرهای اهل بدعت را که ثعلبی ذکر کرده نیز یاد نکرده است»(۲۰).

و نیز در مورد بغوی گفته است:

«او عالم به حدیث است و این گونه روایتهای جعلی را نقل نمی کند»(۲۱).

ابن تیمیه بجز بغوی، طبری و تفسیر او را نیز ستوده و مدعی شده است که چون طبری درصدد گردآوری روایتهای صحیح و با سندهای ثابت بوده، روایتهای جعلی همچون نزول آیه ولایت در شأن علی علیه السلام و… را در تفسیر خود نقل نکرده است(۲۲).

او از درستی تفسیر طبری در جای دیگر هم سخن گفته است. هنگامی که از ابن تیمیه درباره تفسیر صحیح تر پرسیده شد (که کدام یک از تفسیرها به کتاب و سنّت نزدیک تر است) در جواب گفت:

«أمّا التفاسیر التی فی أیدی الناس فأصحّها تفسیر محمّد بن جریر الطبری، فانّه یذکر مقالات السلف بالأسانید الثابته و لیس فیه بدعه و لا ینقل عن المتهمین، کمقاتل و الکلبی»(۲۳).

امّا تفسیرهایی که در دست مردم هستند، پس صحیح ترین آنها تفسیر محمّد بن جریر طبری است. او گفته های سلف را با ذکر سندهای ثابت یاد کرده و بدعتی در آن کتاب نیست و از اشخاص متهم به دروغگویی، مانند مقاتل و کلبی روایتی در آن تفسیر نقل نکرده است.

نقدی بر اظهارات ابن تیمیه

با نگاهی اجمالی به اظهارات علامه حلّی و گفته های ابن تیمیه به نظر می رسد که تناقضاتی در گفته های ابن تیمیه وجود داشته باشد.

وی با اینکه در روایت سبب نزول آیه ولایت، طبری و بغوی را ستوده و تنها ثعلبی را نقل کننده روایتهای جعلی یاد کرده است، امّا در نقل حدیث انذار، همین دو راوی مورد تأیید خود را نیز به نقل روایتهای جعلی متهم کرده است. او می گوید:

«حدیث انذار در پاره ای از کتابهای تفسیر آمده که در آنها روایتهای صحیح نقل نشده، مانند تفسیر ثعلبی و واحدی و بغوی و بلکه تفسیر ابن جریر طبری و ابن ابی حاتم، مجرد روایت هر یک از این تفسیرها، دلیل بر درستی آنها نیست»(۲۴).

بدین سان روشن می شود که ابن تیمیه با نکوهش طبری و بغوی در جایی و ستایش از آن دو در جای دیگر، به تناقض آشکاری گرفتار آمده است.

تناقض دیگر در سخنان ابن تیمیه این است که او بغوی و ابن جریر را ستود و در حق آنان گفت: ابن جریر و بغوی این گونه روایتهای ضعیف را در کتابهای خود نقل نمی کنند، در حالی که ابن جریر در تفسیر خود، با سندهای ثابت (به گفته ابن تیمیه) حدیث صدقه دادن علی علیه السلام در حال نماز و نزول آیه ولایت در شأن آن گرامی را با پنج طریق(۲۵) و بغوی نیز در کتاب خود این حدیث را به چندین طریق(۲۶) نقل کرده اند.

نگاهی به اجماع مورد ادعای

علامه حلّی و ابن تیمیه

چنان که یاد شد، هر یک از دو طرف دعوی (علامه حلّی و ابن تیمیه) برای اثبات مدعای خود، ادعای اجماع کرده اند. اکنون باید دید که آیا اجماعی در کار بوده یا خیر و اگر اجماعی بوده، کدام یک از آنها در ادعای خود صادق اند؟

پیش از نگرش به آرای مفسّران و محدّثان، مناسب است راویان صحابی این سبب نزول را یاد کنیم.

در میان راویان سبب نزول این آیه، چهره هایی همچون: ابن عباس، ابوذر غفاری، عمار بن یاسر، جابر بن عبداللّه انصاری، ابو رافع، انس بن مالک، سلمه بن کهیل، عبداللّه بن سلام، مقداد بن اسود کندی، عمر بن خطاب، عثمان بن عفان، زبیر بن عوام، عبدالرحمان بن عوف، سعد بن ابی وقاص، طلحه بن عبداللّه ، خلیل بن مرّه و خود امیر مؤمنان علیه السلام دیده می شوند.

محدّثان اسلامی نیز هر یک سبب نزول آیه و صدقه دادن علی علیه السلام را در منابع روایی و تفسیری خود از صحابه گرامی پیامبر نقل کرده اند.

چنان که یاد شد، طبری نزول این آیه را در شأن علی با پنج طریق و بغوی یکی دیگر از مفسّران مورد اعتماد ابن تیمیه نیز این حدیث را به چندین طریق نقل کرده اند.

بجز این دو نفر، از دیگر محدّثانی که این حدیث را نقل کرده اند می توان از واحدی(۲۷) در اسباب النزول و جار اللّه زمخشری(۲۸) در تفسیر کشّاف و امام فخرالدین رازی(۲۹) در تفسیر کبیر و ثعلبی(۳۰) در تفسیرش و مسلم در صحیح و بخاری در صحیح و امام احمد بن حنبل در فضائل(۳۱) و ابن اثیر(۳۲) در جامع الاصول و خطیب و ابن مردویه و ابوالسعود(۳۳) و نسفی(۳۴) و بیضاوی(۳۵) و سیوطی(۳۶) و شوکانی(۳۷) و آلوسی(۳۸) نام برد.

شوکانی بعد از ذکر جریان صدقه دادن علی علیه السلام در حال نماز، در سبب نزول آیه گوید:

«خطیب در المتفق و المفترق این حدیث را از ابن عباس نقل کرده و نزول آیه را در شأن علی علیه السلام درست می داند و عبدالرزاق و عبد بن حمید و ابن جریر و ابوالشیخ و ابن مردویه، روایت را از ابن عباس نقل کرده اند و او گفته: آیه در شأن علی علیه السلام نازل شد»(۳۹).

ابوالشیخ و ابن مردویه از علی بن ابی طالب علیه السلام مانند این را نقل کرده اند(۴۰).

آلوسی گفته است:

«بیشتر محدّثان بر این اند که این آیه در شأن علی علیه السلام نازل شده است»(۴۱).

آن گاه داستان سبب نزول آیه را به تفصیل یاد کرده است. و نیز آلوسی در تفسیر خود نقل کرده است:

«چون آیه ولایت در شأن علی علیه السلام نازل شد حسان بن ثابت که در آن هنگام در مسجد حضور داشت، اشعاری را در این زمینه انشاد کرد:

احمد بن حنبل در فضائل الصحابه و ابن اثیر در جامع الاصول و جمع پرشمار دیگری از محدّثان نیز این روایت و نزول آیه در شأن علی علیه السلام را تأیید کرده اند(۴۳).

حسکانی دانشمند بزرگ اهل سنّت در کتاب شواهد التنزیل بیست و هشت روایت در این زمینه یاد کرده و در میان راویان او، شش نفر از بزرگان صحابه همچون علی علیه السلام ، عمار، ابوذر، مقداد، جابر و ابن عباس به چشم می خورند(۴۴).

واحدی در اسباب النزول به دو طریق(۴۵) و ابن کثیر در تفسیر خود با شش طریق(۴۶) و سیوطی در تفسیر الدرّ المنثور فی تفسیر القرآن بالمأثور با حدود بیست طریق(۴۷) و همچنین در لباب النقول آن را درباره علی و به مناسبت داستان اعطای خاتم نقل کرده اند.

فخر رازی می نویسد:

«روایت شده که هنگام نزول این آیه عبداللّه بن سلام گفت: ای پیامبر خدا! من علی را دیدم که انگشتری خود را به نیازمندی صدقه داد در حالی که رکوع کرده بود. پس ما او را به ولایت خویش برمی گزینیم»(۴۸).

علامه امینی نیز ۶۶ نفر از محدّثان اهل سنّت را که از نزول آیه در شأن علی علیه السلام سخن گفته اند، با مدرک و نام کتابهای آنان یاد کرده است(۴۹).

علامه طباطبایی در تفسیر المیزان می نویسد:

«ائمه تفسیر روایی (تفسیر مأثور) مانند احمد، نسائی، طبری، طبرانی، عبد بن حمید و دیگر حافظان و امامان حدیث، بدون هیچ گونه رد بر نقل آنان، اتفاق کرده اند و متکلّمان نیز صدور این روایت را پذیرفته اند و فقیهان آن را در مسئله انجام عمل زیاد در باب نماز و در این مسئله که «آیا صدقه تطوّع، زکات نامیده می شود یا خیر؟» نقل کرده اند»(۵۰).

مرحوم آیه اللّه العظمی مرعشی نجفی نیز نزول آیه ولایت را در شأن امیر مؤمنان علیه السلام ، از ۳۱ منبع و مصدر نقل کرده است(۵۱).

علامه سید شرف الدین عاملی می نویسد:

«نزول آیه (ولایت) درباره علی علیه السلام از جمله چیزهایی است که مفسّران بر آن اجماع کرده اند و این اجماع را جمعی از بزرگان اهل سنّت چون امام قوشنجی در بحث امامت از شرح تجرید نقل کرده اند»(۵۲).

سید مرتضی می نویسد:

«اهل نقل اتفاق کرده اند بر اینکه زکات دهنده در رکوع نماز، علی علیه السلام است»(۵۳).

آیه مباهله

«فَمَنْ حَآجَّکَ فیهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَآءَکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ اَبْنَآءَنَا وَاَبْنَآءَکُمْ وَنِسَآءَنَا وَنِسَآءَکُمْ وَاَنْفُسَنَا وَاَنْفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللّهِ عَلَی الْکَاذِبینَ»(۵۴).

پس هر کس در این امر (عیسی) با تو به بحث و مجادله برخیزد، با وجود اینکه آگاهی به این مسئله (از سوی خدا) بر تو رسیده است (راه بحث و مناظره را فرو گذار و به مباهله برخیز). پس بگو: بیایید ما فرزندان خود را و شما فرزندان خود را، ما زنان خود را و شما زنان خود را، ما خود و شما خودتان را فراخوانیم، آن گاه دعا و تضرع کنیم و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم.

نگرش به این آیه از زاویه های گوناگون لازم است و ما این نگرش را از بحث یاران پیامبر در جریان مباهله آغاز می کنیم:

یاران پیامبر در جریان مباهله

مفسّران شیعه به اتفاق نظر و مفسّران عامه همچون بیضاوی، نیشابوری، بروسوی، حقی، سیوطی، فخر رازی و ابن کثیر در کتابهای خود اعتراف کرده اند که چهار نفر (حضرت علی، فاطمه، حسن و حسین علیهم السلام ) اصحاب مباهله و همراهان پیامبر بودند(۵۵).

دلالت جریان مباهله بر فضیلت عترت

علامه حلّی همراهی اصحاب کساء در مباهله با پیامبر و نزول آیه را در شأن آنان از فضیلتهای اهل بیت یاد کرده و گفته است:

«مفسّران اجماع کرده اند که «ابنائنا» اشاره به «حسن و حسین علیهماالسلام » و «انفسنا» اشاره به علی علیه السلام است. پس خداوند علی را نفس محمّد صلی الله علیه و آله قرار داد و مراد برابری میان محمّد صلی الله علیه و آله و علی علیه السلام است و شخص مساوی با فرد اکمل که خود شایسته باشد، اکمل و شایسته است.

و این آیه بر جایگاه والای مولای ما امیر مؤمنان علیه السلام دلالت می کند؛ زیرا خداوند برای علی به برابری با نفس پیامبر خدا صلی الله علیه و آله حکم کرد و او را برای یاری دادن به پیامبر صلی الله علیه و آله برای دعا (مباهله) تعیین کرده است. کدامین فضیلت بالاتر از اینکه خداوند به پیامبر خود دستور دهد که در امر دعا (مباهله) از او یاری بجوید و به او متوسل شود؟ و این مرتبه برای چه کسی به دست می آید؟»(۵۶)

ابن تیمیه همراهی امیر مؤمنان و حضرت زهرا و امام حسن و امام حسین علیهم السلام را با پیامبر خدا در مباهله، دلیل بر فضیلت این انوار پاک نمی داند. او می گوید:

«و أمّا حدیث المباهله فلم أر فیه فضیله لهم، و ما دعاهم النبیّ صلی الله علیه و آله لفضیله لهم و لکن دعاهم لأنّهم أقاربه و الرجل فی المباهله یأخذ أقاربه و لو کان قد دعا أبابکر و عمر لکانت اجابه دعائه أولی و أسرع»(۵۷).

امّا در داستان مباهله هیچ فضیلتی برای اهل بیت نمی بینم و پیامبر که آنان را برای شرکت در مباهله دعوت کرد، به خاطر فضیلت آنان نبود، بلکه دعوت از آنان به این دلیل بود که (معمولاً) انسان در مباهله، نزدیکان خود را شرکت می دهد و اگر پیامبر در این مباهله، ابوبکر و عمر را دعوت می کرد، اجابت دعای او سزاوارتر و سریع تر بود.

ابن تیمیه در این سخنان کاملاً از یاد برده که دعوت اهل بیت در مباهله از سوی خدا بود، نه از سوی پیامبر خدا. در عین این غفلت، تلاش می کند که برای پیامبر خدا در این امر خط مشی تعیین کند و آن گرامی را از اینکه ابوبکر و عمر را در این مباهله به جای نزدیکان خود دعوت نکرده، به گونه تلویحی سرزنش کند. او در جای دیگر می گوید:

«ابن مطهر کوشیده است تا از دعوت علی و فاطمه و حسن و حسین علیهم السلام توسط پیامبر در جریان مباهله، بر فضیلت آنان بر صحابه استفاده کند، ولی این جریان، هرگز بر فضیلت دلالت نمی کند و من بارها گفتم که رافضیها همچون زمان جاهلیت تلاش می کنند تا فضیلت اهل بیت را بر صحابه اثبات کنند»(۵۸).

آنچه از شواهد برمی آید، نشاندهنده این است که مخالفت ابن تیمیه با علامه حلّی به این دلیل بود که علامه در اثبات فضائل اهل بیت تلاش می کرد؛ چنان که ابن حجر، از این حقیقت پرده برداشته و گفته است:

«تنقیص ابن مطهر از سوی ابن تیمیه، به دلیل تنقیص علی علیه السلام بود»(۵۹).

ابن تیمیه خود نیز چندان درصدد نبود تا اندیشه دشمنی با اهل بیت را کتمان کند. او در کتاب منهاج السنّه گفته است:

«انّ فکره تقدیم آل الرسول صلی الله علیه و آله هی من أثر الجاهلیه فی تقدیم أهل بیت الرؤسا»(۶۰).

اندیشه مقدم داشتن آل رسول از اندیشه جاهلیت است که اهل بیت سران خود را بر دیگران مقدم می کردند.

او در جای دیگر از همان کتاب خاستگاه این اندیشه را تفکر یهود یاد کرده است:

«قالت الشیعه: لا تصلح الامامه إلاّ فی ولد علیّ و قالت الیهود لا تصلح الملک إلاّ فی آل داود»(۶۱).

شیعه می گوید: امامت جز برای فرزندان علی علیه السلام شایسته نیست و یهود می گوید: حکومت جز برای آل داود، برای کس دیگر سزاوار نیست.

اینکه آیا مأموریت پیامبر خدا از سوی پروردگار برای همراهی اهل بیت خود در مباهله، دلیل بر فضیلت آنان شمرده می شود یا خیر، نکته ای است که اکنون به ارزیابی آن می نشینیم.

نخست به دیدگاه بعضی از صاحبنظران اهل سنّت در این باره می پردازیم و آن گاه پاره ای از گفتار صاحبنظران امامیه را یاد خواهیم کرد.

اکثریت قریب به اتفاق محدّثان و مفسّران اهل سنت که پیشتر از آنها نام بردیم، بر این باورند که آیه مباهله دلیلی مهم بر فضیلت اهل بیت می باشد.

ابن حجر در الصواعق المحرقه، به نقل از دار قطنی آورده است: امیر مؤمنان در روز شورا فرمود:

«شما را به خدا سوگند، بین شما کسی نزدیک تر از من به پیامبر صلی الله علیه و آله هست که او را به منزله خود و فرزندان او را پسران خود و همسر او را نزدیک ترین زن خاندانش به خویش خوانده باشد؟

گفتند: هیچ کس به پیامبر نزدیک تر از تو نیست»(۶۲).

زمخشری می نویسد:

«قوی ترین دلیل بر فضیلت اصحاب کساء آیه مباهله است»(۶۳).

علامه سید محمود آلوسی در تفسیر روح المعانی می نویسد:

«هیچ مؤمنی در دلالت آیه بر فضیلت خاندان پیامبر صلی الله علیه و آله تردید نمی کند و پندار ناصبیها که این آیه بر فضیلت اهل بیت دلالت ندارد، هذیان و نشانه ای از تماس با شیطان است»(۶۴).

مسلم در صحیح(۶۵) و ابن حجر در الصواعق المحرقه(۶۶) نیز این گزینش را از سوی خداوند، بزرگ ترین دلیل بر فضیلت این پنج نفر (اصحاب کساء) یاد کرده اند.

شافعی در کتاب مطالب السؤول ضمن بحثی گسترده درباره «حادثه غدیر خم» برای شایستگی علی علیه السلام از آیات و روایات زیادی از جمله آیه مباهله سود جسته و اختصاص مصداق آیه به پنج نفر را مهم ترین دلیل بر فضیلت علی و اهل بیت خوانده است(۶۷).

وی به حدیث «من کنتُ مولاه فهذا علیّ مولاه» اشاره کرده، می گوید:

«باید دانسته شود که حدیث «من کنتُ مولاه» از اسرار فرموده خداوند در آیه «… و انفسنا و انفسکم…» است و چنان که قبلاً بیان شد، مراد، ولایت نفس علی بر مؤمنان است و چون خداوند هنگامی که «نفس» پیامبر را با «نفس» علی علیه السلام قرین ساخت و هر دو را با ضمیری که به پیامبر خدا صلی الله علیه و آله اضافه می شود جمع کرد، پیامبر خدا در آن حدیث، آنچه را برای نفس او در ولایت بر مؤمنان ثابت بود برای نفس علی علیه السلام ثابت کرد. پس علی علیه السلام سزاوارتر به مؤمنان و سید مؤمنان است و فضیلتها به هر معنایی که ممکن است برای پیامبر خدا به عنوان مولای مؤمنان ثابت شود، به همان معنی برای علی علیه السلام ثابت می شود و آن فضیلتها، مرتبه ای بی مانند و درجه عالی و جایگاهی رفیع است که خداوند آنها را به تنهایی به او اختصاص داد نه غیر او. بدین سان این روز، روز عید او و روز شادی دوستان او گردید»(۶۸).

ابو نعیم اصفهانی در حلیه الاولیاء روایتی با سلسله سند معتبر نقل کرده است:

«انّ علیّا دخل علی رسول اللّه فقال علیه السلام : مرحبا سیّد المسلمین و إمام المتقین»(۶۹).

علی علیه السلام بر رسول خدا داخل شد و آن حضرت فرمود: آفرین بر سید مسلمانان و پیشوای پرهیزگاران.

سپس می افزاید:

«فسیاده المسلمین و إمامه المتقین، لما کانت من صفات نفسه صلی الله علیه و آله و قد عبّر اللّه تعالی عن نفس علی علیه السلام بنفسه و صفته بما هو من صفاته»(۷۰).

سیادت مسلمانان و پیشوایی پرهیزگاران چون که از صفات نفس پیامبر خدا صلی الله علیه و آله بود و خداوند از نفس علی علیه السلام به نفس پیامبر تعبیر کرد، علی را به همه آنچه که از صفات پیامبر صلی الله علیه و آله بود ستود.

فخرالدین رازی در تفسیر خود این آیه را مخصوص اصحاب کساء می داند و آن را دلیل دو مطلب یاد می کند:

۱. این آیه مهم ترین دلیل بر فضیلت اهل بیت پیامبر است.

۲. حسن و حسین فرزندان پیامبر خدا هستند(۷۱).

او نسبت به مطلب دوم بجز آیه مباهله، به آیه دیگر نیز استناد می کند.

«از دیگر آیاتی که این آیه را (مبنی بر اینکه حسن و حسین فرزندان پیامبر خدایند) تأکید می کند، آیه ۸۴ و ۸۵ سوره انعام است که می فرماید: و از فرزندان ابراهیم، داود و سلیمان… و زکریا و یحیی و عیسی است. و پر واضح است که عیسی به واسطه مادرش به ابراهیم نسبت داده می شود، نه به واسطه پدر، پس ثابت می شود که فرزند دختر گاهی فرزند خود انسان نامیده می شود»(۷۲).

اندیشه وران شیعه، با الهام از مکتب اهل بیت علیهم السلام جریان مباهله و نزول این آیه شریفه را در شأن «عترت» از فضایل و امتیازات ویژه اهل بیت می دانند. در احتجاج علی علیه السلام با ابوبکر آمده است که آن حضرت فرمود:

«سوگند به خدا ای ابوبکر! پیامبر، من و اهل من و فرزندانم را برای مباهله همراه برد یا تو و اهل و فرزندان تو را؟

گفت: شما و اهل و فرزندان شما را»(۷۳).

امام علی بن موسی الرضا علیه السلام نیز در مجلس مأمون، برای اثبات فضیلت عترت بر سایر امت به این آیه استدلال فرموده است. از امام علیه السلام سؤال شد که آیا خداوند «اصطفا» را در کتابش تفسیر کرده و توضیح داده است؟

امام در پاسخ فرمود:

«آری، به طور صریح و روشن در دوازده مورد تفسیر کرده است».

آن گاه امام مواردی را یاد می کند و چنین ادامه می دهد:

«اما مورد سوم: هنگامی که خداوند پاکان را از میان خلقش برگزیده و پیامبرش را امر کرده که همراه با آن برگزیدگان برای مباهله با اهل نجران اظهار آمادگی کند و فرمود: «فَمَنْ حَاجَّکَ فِیهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَائَکَ مِنَ العِلْمِ…».

عالمان حاضر در آن مجلس می گویند: مراد از «انفس» در آیه خود پیامبر است و نه شخص دیگری.

امام می فرماید: مقصود علی بن ابی طالب است به دلیل سخن پیامبر که در جریان «بنو ولیعه» فرمود: به سوی ایشان مردی را خواهم فرستاد مانند خودم و در آنجا مقصود علی بن ابی طالب بود. بنابراین در آیه مراد از نفس پیامبر، علی علیه السلام و مقصود از «ابنائنا» در آیه حسنین و مقصود از «نسائنا» فاطمه علیهاالسلام است؛ زیرا خصوصیات در آیه منطبق بر آنان است و این فضیلتی است که هرگز برای بشریت بعد از آنان نیامده و شرف بزرگی است که کسی در آن بر ایشان پیشی نگرفته است؛ چه اینکه علی علیه السلام نفس پیامبر صلی الله علیه و آله معرفی شده است»(۷۴).

شیخ مفید نیز روایتی را از علی بن موسی علیه السلام در باب مباهله به عنوان فضیلتی بزرگ برای علی علیه السلام نقل می کند(۷۵).

آیه تطهیر

«اِنَّما یُریدُ اللّه ُ لِیُذْهِبَ عَنکُمُ الرِّجْسَ اَهلَ الْبَیتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهیرا»(۷۶).

همانا خداوند اراده فرمود که پلیدی را از شما اهل بیت دور گرداند و شما را به نهایت پاکی، پاک سازد.

از دیدگاه بیشتر مفسّران و محدّثان آیه تطهیر که بر پاکی و طهارت اهل بیت از سوی خدا دلالت دارد در کنار پیامبر خدا صلی الله علیه و آله تنها علی، فاطمه، حسن و حسین علیهم السلام را شامل می شود، نه غیر آنان را. در میان صاحبنظران اهل سنت، از کسانی که مقصود آیه را در همین پنج نفر می دانند می توان از افراد زیر نام برد:

۱. حاکم حسکانی در شواهد التنزیل، ج ۲، ص ۱۰ تا ۱۹۲ با ذکر سلسله سند.

۲. جلال الدین سیوطی در تفسیر الدرّالمنثور، ج ۵، ص ۱۹۸ به طریقهای مختلف.

۳. الطحاوی در مشکل الآثار، ج ۱، ص ۲۳۸ تا ۳۳۲.

۴. حافظ ابن حجر هیثمی در کتاب مجمع الزوائد، ج ۹، ص ۱۲۱ تا ۱۴۶.

۵. احمد بن حنبل، در کتاب المسند، ج ۱، ص ۲۳ و ج ۴، ص ۱۰۷.

۶. ابن حجر در کتاب الصواعق المحرقه، ص ۸۵.

۷. محمّد بن جریر طبری در تفسیر خود، ج ۲۲، ص ۵ تا ۷.

۸. نسائی در کتاب خصائص، ج ۴.

۹. حاکم نیشابوری در المستدرک علی الصحیحین، ج ۲، ص ۴۱۶.

محدّثان یاد شده روایتهای زیادی را در ا

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.