خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل سیره نبوی و گسترش سریع اسلام
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل سیره نبوی و گسترش سریع اسلام قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل بنی عباس
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل بنی عباس قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
00ساعت
30دقیقه
16ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل حوادث کربلا

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 64

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
3 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

تحولی در ارائه‌ها با فایل پاورپوینت کامل حوادث کربلا!

اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفه‌ای برای ارائه‌ی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل حوادث کربلا بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل حوادث کربلا از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین می‌کند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آماده‌ی استفاده باشند.

فایل پاورپوینت کامل حوادث کربلا شامل 35 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفه‌ای، ارائه‌ی شما را به سطحی بالاتر می‌برد.

چرا باید از فایل پاورپوینت کامل حوادث کربلا استفاده کنید؟

طراحی حرفه‌ای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل حوادث کربلا با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.

صرفه‌جویی در زمان: نیازی نیست ساعت‌ها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.

استفاده‌ی آسان: بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.

فایل پاورپوینت کامل حوادث کربلا قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل حوادث کربلا حرفه‌ای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.

متمایز باشید!

دیگر نگران بهم‌ریختگی یا طراحی‌های غیرحرفه‌ای نباشید. فایل پاورپوینت کامل حوادث کربلا به شما این امکان را می‌دهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائه‌ای تأثیرگذار داشته باشید.

همین حالا دریافت کنید و تجربه‌ای متفاوت از ارائه‌های حرفه‌ای را داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل حوادث کربلا :

کتب الله علیهم القتل فبرزو الی مضاجعهم (۱)

کاروان پس از بیرون شدن از شهر مکه بترتیب، در منزلهای تنعیم (۲) صفاح (۳) ذات عرق (۴) حاجز بطن رمه (۵) زرود (۶) ثعلبیه (۷) زباله (۸) بطن عقبه (۹) شراف (۱۰) ذوحسم (۱۱) عذیب الهجانات (۱۲) قصر بنی مقاتل (۱۳) فرود آمده و در نینوی بار افکنده است.

در این مسافت دراز گاهگاه بمناسبت رسیدن اخبار از کوفه و برخوردهای بین راه، چند تن از خویشاوندان و یاران امام طرف گفتگوی آن حضرت قرار گرفته اند، امابهیچوجه نامی از علی بن الحسین (ع) دیده نمیشود.پس از گذشتن از قصر بنی مقاتل در بین پیمودن راه، امام را خوابگونه ای می رباید، و پس از بیداری استرجاع میکند، علی بن الحسین (الاکبر) از او سبب میپرسد، و امام میگوید بخواب دیدم کسی میگفت: این کاروان باستقبال مرگ میرود .آیا این نیز قرینه ای دیگر نیست که امام سجاد در این سفر دوازده و یا سیزده ساله بوده است؟

باری شخصیت مورد بحث ما در کدامیک از این منزل ها به بیماری گرفتار شده معلوم نیست.تنها از شب دهم محرم است که خبری از او در دست داریم بدین سان:

شبی که بامداد آن پدرم کشته شد من بیمار بودم و عمه ام زینب پرستار من بود.پدرم در حالیکه این بیت ها را زمزمه میکرد نزد من آمد:

یا دهر اف لک من خلیل  
کم لک فی الإشراق و الأصیل (۱۴)

من طالب و صاحب قتیل  
و الدهر لا یقنع بالبدیل (۱۵)

و انها الأمر الی الجلیل  
و کل حی سالک سبیل (۱۶)

من مقصود او را از خواندن این بیت ها دریافتم، و گریه گلویم را گرفت، اما گریه خود را باز داشتم، و دانستم مصیبت فرود آمده است، لیکن عمه ام زینب چون بیت ها را شنید طاقت نیاورد و بانگ برداشت (۱۷) اما در سندی دیگری نوشته اند که این بیت ها را امام روز دوم ورود به کربلا خواند (۱۸)

آنچه را در آن روزهای دردناک بر خاندان پیغمبر و دوستداران آنان رفته است، در کتاب زندگانی سید الشهداء که جزء همین سلسله کتاب است خواهید خواند.پسین روز دهم محرم پس از آنکه دیوانگان کوفه دیگر مقاومتی پیش روی خود ندیدند، به سر وقت زنان و کودکان رفتند و دست به غارت گشودند.

حمید بن مسلم که یکی از گزارش نویسان حادثه و از شاهدان عینی روی دادهاست چنین گوید : لشکریان به سر وقت علی بن الحسین رفتند.او بیمار افتاده بود.شمر خواست ویرا بکشد، بدو گفتم سبحان الله.شما کودکان را هم می کشید؟ .در این هنگام عمر بن سعد رسید و گفت کسی به چادر زنها نرود، و این کودک بیمار را آسیب نرساند…هر که چیزی از مال اینان ربوده برگرداند (۱۹) و پیداست که کسی به قسمت اخیر گفته او ترتیب اثر نداده است.نیز حمید بن مسلم گوید:

علی ابن الحسین بمن گفت: خیر ببینی.بخدا سوگند که خدا با گفته تو شری را از سر من باز کرد (۲۰) طبری نویسد عمر سعد علی بن الحسین را که بیمار بود همراه اسیران به کوفه روانه کرد (۲۱)

تاریخ نویسان و نویسندگان سیره و فراهم آورندگان اسناد دست اول، از گفتگوها و آنچه روز دهم محرم رفته، جز فقره های کوتاه ثبت نکرده اند، اما در نوشته های محدثان و تذکره نویسان شیعی گزارشهای بیشتری دیده میشود.قسمتی از این گزارش ها را در کتاب زندگانی سید الشهدا علیه السلام خواهید خواند.آنچه با این کتاب مناسبت دارد اینستکه ابن قولویه در کامل الزیاره از امام علی بن الحسین آورده است: چون مصیبت های روز عاشورا را از کشته شدن پدر و خویشاوندان، تا اسیری خود و کسان خود دیدم سینه ام تنگ شد.عمه ام زینب پرسید :

برادر زاده تو را چه میشود؟

چرا نالان نباشم کشته های ما این چنین در بیابان افتاده است.عمه ام زینب از ام أیمن حدیثی روایت کرد که بزودی مردمی می آیند که از حکومت های خود نمی ترسند.آنان بر مزار پدرت علامتی بر پا خواهند کرد که با گذشت روزگار از میان نمی رود (۲۲) باری اسیران را بکوفه روان کردند.

نوشته اند هنگام بردن اسیران از کربلا بکوفه برگردن علی بن الحسین (ع) غل و جامعه (۲۳) نهادند (۲۴) و چون بیمار بود، و نمیتوانست خود را بر پشت شتر نگاهدارد هر دوپای او را بر شکم شتر بستند. (۲۵)

در بیت های زیر از دعبل خزاعی شاعر مشهور نیز از بسته بودن امام در غل و نیز بیمار بودن او سخن رفته است:

یا جد ذانجل الحسین معلل  
و مغلل فی قیده و مصفد (۲۶)

یرنوا لوالده و یرنوا حاله  
و بنو امیه فی العمی لم یهتدوا (۲۷)

خوارزمی نیز نوشته است:

علی بن الحسین را که بیماری تن او را لاغر کرده بود دست و گردن به آهن بسته بکوفه در آوردند.چون مردم کوفه را دید که گریه می کنند، گفت:

اینان بخاطر ما می گریند؟ پس چه کسی ما را کشته است (۲۸) اما بلاذری در یکی از روایت های خود چنین نویسد:

پسر زیاد برای آوردن علی بن الحسین جایزه ای معین کرده بود.چون او را یافتند و نزد وی بردند از او پرسید:

نامت چیست؟

علی بن الحسین؟

مگر خدا علی بن الحسین را نکشت؟

برادری داشتم او را علی می گفتند.مردم او را کشتند!

نه.خدا او را کشت! این را بکشید! در این هنگام زینب بانگ بر آورد که آنچه از خون ما ریختی برای تو بس است و اگر می خواهی او را بکشی مرا هم با او بکش! .پسر زیاد دست از او باز داشت (۲۹).

خوارزمی می نویسد:

پسر زیاد به علی بن الحسین نگریست و گ

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.