خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل کی یرکگور و اراده گروی
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 65
فرمت فایل پاورپوینت
ارائهی فایل پاورپوینت کامل کی یرکگور و اراده گروی – تجربهای خاص و متمایز!
پاورپوینتی حرفهای و متفاوت:
فایل فایل پاورپوینت کامل کی یرکگور و اراده گروی شامل 98 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شدهاند.
ویژگیهای برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل کی یرکگور و اراده گروی:
- طراحی خلاقانه و حرفهای: فایل فایل پاورپوینت کامل کی یرکگور و اراده گروی به شما این امکان را میدهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیرهکننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
- سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل کی یرکگور و اراده گروی به گونهای طراحی شدهاند که استفاده از آنها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
- آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل کی یرکگور و اراده گروی با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.
کیفیت تضمینشده با دقت بالا:
فایل فایل پاورپوینت کامل کی یرکگور و اراده گروی با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهمریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بینقص و حرفهای هستند.
نکته مهم:
هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخههای غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل کی یرکگور و اراده گروی با دقت و حرفهای تنظیم شده است.
همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل کی یرکگور و اراده گروی را دانلود کنید و ارائهای حرفهای و تأثیرگذار داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل کی یرکگور و اراده گروی :
تاریخ دریافت: ۱۵/۶/۸۰
تاریخ تأیید: ۲۹/۱۰/۸۰
چکیده:
کی یرکگور [Sorn] Kierkegaardفیلسوف و متفکر مشهور دانمارک و پدر اگزیستانسیالیسم (۱۸۵۵-۱۸۱۳) معتقد است، نمی توان به کمک دلایل عقلانی، مسائل ایمانی را اثبات نمود، از این رو عقل نمی تواند معبری برای ایمان باشد و مؤمن باید به کمک عزم به وادی ایمان بجهد.
ایمان باز بسته تصمیم است، و با اندیشه و عقل بی ارتباط، از این رو نه له دین و نه علیه آن نمی توان دلیلی عقلی اقامه کرد. آیا با تأکیدات کی یرکگور، بر نقش عزم و تصمیم در ایمان، ما مجاز هستیم او را یک اراده گرا بنامیم؟ اصولاً اراده گرایی چیست؟ و طرفداران و مخالفان آن چه می گویند؟
این مقاله عهده دار بحث از این موضوع است و نظرات و دلایل برخی از معروفترین موافقان و مخالفان اراده گرایی و دیدگاه آنان، در مورد اراده گرایی کی یرکگور را مورد بحث قرار می دهد.
واژگان کلیدی: عزم، جهش ایمانی، ورطه، عقلانیت، اراده گرایی، اخلاقیات باور مقدمه
کی یرکگور از شاخص ترین چهره های ایمان گروی Fideismاست. انبوه نوشته ها و آثار این متفکر عارف پیشه دانمارک، تاثیری عمیق بر متکلمان ایمان گرای قرن بیستم و همین طور متفکران اگزیستانس بر جای گذاشته است.
وی با ارائه دلایل متعدد نشان می دهد که اثبات عقلانی حقایق دینی، امکان ناپذیر است.(۲) حقایق ایمانی حقایقی ازلی هستند، اما تمام آنچه در دسترس عقل است حقایق تاریخی و امکانی است. میان حقایق امکانی با حقایق ازلی ورطه ای عمیق وجود دارد که منطقا عبور از آن امکان پذیر نیست. پس باید از روی ورطه جهید، عقل این جهش را روا نمی دارد و در مقابل آن می ایستد، اما ایمان مستلزم این است که علی رغم تمامی مخالفتهای عقل، جهش صورت گیرد و این جهش باز بسته «تصمیم» است و از این رو در فهم کی یرکگور از ایمان، اراده و تصمیم، نقشی کلیدی ایفا می کند. بدین ترتیب، کی یرکگور در سنّت اراده گرایانه و در کنار کسانی مثل ویلیام جیمز و فیخته قرار می گیرد.
پرسش اصلی برای چنین کسانی این است که اگر التزام به چارچوبهای عقلانی، ما را از نیل به برخی از حقایق محروم سازند، به چه دلیل ما باید به این چارچوبها ملتزم باشیم؟ و به قول ویلیام جیمز: «آن قاعده و قانونی در باب تفکر که بی چون و چرا مرا از اذعان به انواع خاصی از حقیقت باز دارد، اگر واقعا چنین حقایقی در کار باشد، قاعده ای نامعقول خواهد بود.» (۵ ص ۵۶)
تن دادن به قانون عقل حرمان همیشگی از حقیقی ترین حقایق را باعث می شود، باید به جای عقل اراده را نشاند، باید «مهیب ترین عمل اراده را در کار کرد»(۶ ص ۱۰۹-۹۰) در آن سوی ورطه حقایق ضروری و ازلی وجود دارد، اما عقل در مقابل ما سدی ایجاد کرده و مانع گذار است، چرا به چنین عقلی باید حرمت گذارد و حجیّت و وثاقت و زعامت بی چون و چرای آن را پذیرفت؟ این عقل شایسته اعتماد نیست و باید با نیروی «اراده» از سد و حصار آن گذر کرد.
اما چگونه انسان می تواند، به کمک عزم و تصمیم، چیزی را به خود بباوراند؟ این جاست که مسأله اراده گرایی مطرح می شود. آیا ما ابتدا مسأله ای را می فهمیم و صدق و درستی آن را باور می کنیم و سپس براساس آن تصمیم می گیریم؟ یعنی اعتقاد، تصمیم را شکل می دهد؟ یا برعکس، ابتدا چیزی نظر ما را به خود معطوف می کند و میلی را در ما برمی انگیزد و سپس این امیال و خواسته های مترتب بر آن است که نوع فهم و اعتقاد ما را تعیین می کند؟ آیا تصمیمات ما ریشه در باورهای ما دارد یا باورهای ما ریشه در تصمیمات ما؟
قائلان به حجیت و وثاقت عقل، پیش فرضی دارند که اراده گرایان در آن خدشه کرده اند. آنان قبول کرده اند که تصمیمات ما به هر حال متّکی بر باورهای ماست و باورها هم متکی بر ادله و شواهد. حال اگر آن شواهد و دلایل درست باشد، هم باور مبتنی بر آن قابل دفاع است و هم تصمیمی که از دل آن باور برمی خیزد؛ اما اگر این شواهد و دلایل موهوم و بی اعتبار باشد، باور و تصمیم مترتّب بر آن هر دو خطاست.
اراده گرایان معتقدند که باورهای انسان در اختیار و کنترل اوست، آنان پیش فرض فوق را به طور جدی زیر سؤال می برند. عقل در انسان، تنها عنصر تعیین گر نیست و پافشاری بر تقدم عقل بر انتخاب، بی مورد است و به قول دکارت «در انسان اراده بر اندیشه برتری دارد».( ۷) امیال و خواستهای انسان نقشی تعیین کننده تر دارند. انسان نسبت به چیزی میل دارد و نسبت به چیزی نفرت، این دلبستگیها و نفرتها نوع نگاه وی به مسائل را مشخص می کنند. ابتدا خواست در انسان شکل می گیرند و این خواستها هستند که نوع فهم وی، از جریانات را تعیین می کنند.
لوئیز پویمن، در کتاب خویش «باور دینی و اراده»، اراده گرایی را به اراده گرایی مستقیم و غیر مستقیم تقسیم می نماید. اراده گرایی مستقیم آن است که اراده بطور مستقیم به پیدایش باوری منجر شود و غیر مستقیم آن است که باور پیامد اعمالی باشد که خود از اراده ناشی شده اند. مثلاً شخص ورزش اسکی را انتخاب می کند، برای این که این باور را در خود ایجاد نماید که زمستان، فصل لذت بخشی است.
او سپس اراده گرایی را به توصیفی Descriptive و تجویزی Inscriptive تقسیم می کند،(۸ ص ۴-۱۴۳) چون گاهی کار اراده گرا، فقط توصیف فرایند دخالت اراده، در ایجاد باور است، اما گاهی غیر از توصیف، این کار را مجاز و یا لازم نیز می شمارد. پیداست که به هنگام توصیف، در حیطه روانشناسی عمل می شود؛ اما به هنگام توصیه و تجویز، در حوزه اخلاق. البته اراده گرای توصیه گر، حتما پیشاپیش در مرحله توصیف و تبیین، دخالت اراده در باور را امکان پذیر دانسته، چیزی که هست او می گوید: این فرایند، نه تنها ممکن، بلکه مطلوب نیز هست؛ در حالی که توصیف گر ممکن است، با مطلوب و اخلاقی بودن این فرایند مخالفت کند.
پویمن می نویسد «کی یرکگور اراده گرایی مستقیم و توصیه گر است آن هم در اوج، و آشکارا معتقد است که هر باوری، محصول اراده است.»( ۹ ص ۷۱)
برای بررسی بهتر می توان مسأله را به شکل دقیق تر طی چند پرسش مطرح کرد:
الف – مکانیزم شکل گیری فهم در انسان چگونه است؟ نقش اراده و میل در ایجاد باور چیست؟ آیا قوه فاهمه به دور از تأثیر سایر قوا و امیال می تواند چیزی را فهم کند؟ این بحث، بحثی است روانشناختی و مربوط به حوزه هست ها و نیست ها.
ب – اگر جواب پرسش اول مثبت باشد، آن گاه پرسش دوم این است که آیا این فرایند درست هم هست؟ آیا می توان گفت: اینک که باورهای انسان متأثر از خواستهای اوست، این فرایند پسندیده است و باید آن را پذیرفت؟ در این جا بحث اخلاقی است و پرسش از بایدها و نبایدها و خطا و صواب است. ممکن است، کسی تبیین اراده گرایان را بپذیرد و قبول کند که خواست و اراده انسانها، در شکل دهی فهم آنان، مؤثر است؛ اما این فرایند را درست نپندارد و قائل به لزوم تغییر آن باشد.
ج – آیا می توان کی یرکگور را یک اراده گرا نامید؟
پاسخ پرسش اول: اراده، چگونه می تواند در تولید باور نقش داشته باشد؟ سیبی که رو به روی من است قرمز است؛ آیا می شود به نیروی عزم و اراده آن را آبی ببینم؟ آیا می شود با تصمیم باور نمود که هیتلر یک افسانه است و واقعیتی نداشته؟ آیا انسانی که از اعتدال خارج نشده می تواند، با نیروی تصمیم، یک دلار موجود در جیب خود را، هزاران دلار بداند؟ آیا می شود با تصمیم قبول کرد که عدد ۴ فرد و عدد ۵ زوج باشد؟ ظاهرا در این مورد، از تصمیم و اراده، نه بطور مستقیم، نه بطور غیر مستقیم، کاری ساخته نیست.
اما ویلیام جمیز(۳) در مقاله معروف خویش «اراده معطوف به باور» باورها را دو قسم می کند: «به دسته ای از واقعیات که نگاه می کنیم فکر می کنیم طبیعت عاطفی و ارادی ما در پشت همه اعتقادات نهفته است، ولی به دسته ای دیگر که نگاه می کنیم به نظر می آید وقتی عقل حرف خود را زد دیگر از عهده اراده و عاطفه کاری ساخته نیست.»( ۹ ص ۷۱)
جیمز به عنوان یک روانشناس، نه تنها دخالت اراده را در بخشی از معتقدات می پذیرد، بلکه معتقد است که گاهی چاره ای جز بکار بستن اراده و حل و فصل مشکل به کمک عزم نیست. مثلاً استواری و قوام یک سازمان اجتماعی به آن است که هر کس وظایف خویش را در قبال دیگران انجام دهد. ایمان قلبی و غیر مدلل افراد، به این که دیگران به تعهدات خود پایبند خواهند بود، عملاً به نضج و قوام و پایداری آن گروه خواهد انجامید. یک ارتش، یک گروه هنری، یک سیستم تجاری، یک دانشکده… همه این گونه عمل می کنند، بنا را بر ایمان و اعتماد می گذارند، بی آن که برای این اعتماد، در جستجوی دلیل باشند. گروه معدودی راهزن در تصاحب و غارت یک قطار توفیق می یابند، چون علی رغم تعداد اندکشان از پشتیبانی همقطاران خود مطمئن هستند؛ اما خیل عظیم مسافران بی اعتماد به یکدیگر، راه به جایی نمی برند.
«پس مواردی هست که یک واقعیت اصلاً محقق نمی شود، مگر این که ایمان قلبی به محقق شدن آن موجود باشد.»( ۹ ص ۸۰) در عرصه اخلاق، اصل این که ما باید تابع یک سیستم اخلاقی باشیم یا نه، منوط به خواست و اراده ماست. ترجیحات اخلاقی ما و میزان اهمیتی که برای هر یک از ضوابط اخلاقی قائل می شویم ناشی از تصمیم ما است.
شکاکیت اخلاقی به هیچ وجه از شکاکیت در مسائل عقلی ضعیف تر نیست. و اگر بنا باشد در مورد تک تک ضوابط اخلاقی بدنبال برهان باشیم و ابتدا بر این شکوک فائق آییم به جایی نخواهیم رسید.
پاسکال نیز می گوید:
«شما می خواهید ایمان بیابید، اما راهش را نمی دانید، شما مایلید از بی ایمانی شفا یابید و به دنبال درمان آن هستید، از آنان که سرنوشتی شبیه شما داشته اند یاد بگیرید… راهی را بروید که آنان رفتند، چنان رفتار کردند که گویی ایمان دارند. غسل تعمید کردند آیین عشاء ربانی به جای آوردند و غیره.»( ۱ ص ۱۲۴)
عموم متفکران اگزیستانس نیز، به جای تکیه به باورها و برجسته ساختن نقش آن در تصمیم، بر نقش تصمیم در عرصه فکر و عمل تکیه می کنند. وانهادگی انسان که از اصول اگزیستانسیالیزم است، مستلزم آن است که فرد، خود شخصیت خویش را بیافریند. اما هیچ نیروی قابل اعتمادی، نه در بیرون و نه در درون، وجود ندارد که بتوان با اتکاء به آن تصمیم گرفت و تصمیمات متاثر از باورهای قبلی نیست «آنچه واقعا اعتباری دارد احساسات است». ژان پل سارتر(۴) جوانی را مثال می زند که بین ماندن پیش مادر خویش و شرکت در جنگ علیه فاشیسم مردد است. او چه باید بکند؟ از عهده ارزشهای اخلاقی، کاری ساخته نیست؛ چون این ارزشها مبهمند. هم برای ماندن و هم برای رفتن، می توان پشتوانه اخلاقی یافت، از دین هم کاری ساخته نیست «مسیحیت می گوید احسان کنید، همنوع خود را دوست دارید، خود را در راه دیگران فدا کنید، راه دشوارتر را بپیمایید، اما راه دشوارتر کدام است؟ چه کسی را باید مثل برادر دوست داشت؟ مادر را یا رزمندگان را؟»( ۲ ص ۴۳)
شاید گفته شود، جوان باید مشورت می کرد، اما طبیعی است که مشاور و نحوه ارزیابی مشاور را، او خود برمی گزیند. «اگر شما کشیشی را برگزینید، کشیش را انتخاب کرده اید و در واقع آنچه را به عنوان صلاح اندیشی می گوید می دانسته اید… بعضی از کشیشها با دشمن همراهی می کنند، برخی فرصت طلبند و بعضی به نهضت مقاومت پیوسته اند، اگر جوان، یک کشیش هوادار نهضت مقاومت، یا برعکس یک کشیش همکار دشمن را، به عنوان مشاور انتخاب کند، قبلاً نوع اندرزی را که خواهد شنید انتخاب کرده است». ( ۲ ص ۴۵)
پس اجمالاً دخالت علائق و امیال و تصمیمات متاثر از این امیال، در نحوه شکل گیری فکر و نگرش انسان، قابل انکار نیست.
اثرات تلقین در پیدایش یک نوع فکر نیز در همین مقوله جای می گیرد. یک دلیل بر گروه های مختلف مردم به یک اندازه اثر نمی گذارد. نحوه تاثیر یک دلیل، به نوع ارزیابی شنونده از گوینده بستگی دارد، اگر او را ضعیف انگارد اگر چه دلایل وی، فی نفسه از اتقان کافی برخوردار باشد، دلایل بر او تاثیر نخواهد کرد، و به عکس اگر قائل به اعتبار و وثاقت او باشد اگر چه فی نفسه، دلایل ضعیف باشند آن را خواهد پذیرفت. این که او چگونه این دلایل را ارزیابی کند، تنها به قوّت و ضعف قوای فکری او بستگی ندارد، بلکه مجموعه علایق و امیال و دلبستگی ها و خواستهای او در نحوه ارزیابی وی دخالت دارند. در واقع هر کس تصمیم می گیرد، چگونه دلیلی را ارزیابی نماید، اگر چه خود، دقیقا از این فرایند مطلع نباشد.
پاسخ پرسش دوم: اگر اراده در شکل دهی به باور نقش دارد، پرسش بعدی این است که آیا اخلاقا اعمال اراده جهت ایجاد باور کار درستی است؟
آلستیر هنّی می نویسد: «در عقلانیت این رأیی است محوری که تصمیمات انسان، باید توسط تجارب او از جهان خارج تایید شود. اگر از کسی پرسیده شود که تو چرا فلان تصمیم را گرفتی، او باید، بتواند مجموعه دادهایی را ارائه کند که از جهان خارج دریافت داشته و این داده ها مؤید تصمیم او باشد.»( ۱۰ ص ۱۰۱) منظور او این است که مثلاً اگر یک قاضی تصمیم به محکومیت متهم گرفت، در جواب این پرسش که به چه دلیل رأی به محکومیت متهم دادی، نمی تواند بگوید: من مایلم که قضیه از این قرار باشد. او باید مجموعه اطلاعاتی در اختیار داشته باشد، گواه بر مجرم بودن متهم، و همزمان با نوساناتی که در این داده ها ایجاد می شود، در باور شخص به مجرم بودن یا نبودن متهم نیز نوساناتی بوجود آید. بنابراین، خارج نقش مهارکننده دارد و باید باور را که یک حالت ذهنی است، شکل داده و کنترل کند؛ باید بگوید: رأی من چنین است، چون جهان خارج چنین می گوید، در حالی که حرف کی یرکگور ظاهرا برعکس است، او واقعیت خارجی را به گونه ای خاص می بیند، چون تصمیم گرفته است، چنین ببیند و این نوعی خودفریبی است.
از جمله سرسخت ترین مخالفان ابتنای باور بر خواست و اراده به جای شواهد و مدارک، دبلیو، کی، کلیفورد(۵)، است. وی مصرّ است که باور کردن نیز چون دیگر کارها باید تابع ضوابط اخلاقی باشد و به همین مناسبت، نام مقاله خویش را «اخلاقیات باور» گذاشته است. نظر نهایی وی این است که در صورت فقدان دلیل، نباید، له یا علیه قضیه موضع گرفت، بلکه باید «تعلیق» حکم کرد.
وی یک مالک کشتی را مثال می زند که می خواهد کشتی فرسوده و کهنه خویش را روانه دریا کند. همه شواهد گویای آن است که کشتی برای این سفر مناسب نیست، چون سالهای زیادی از ساخت آن می گذرد و اصلاً از ابتدا هم پیمانکاران، کار خود را درست انجام نداده اند. تردیدهای جدی، او را احاطه می کند، اما نهایتا به کمک عزم بر این تردیدها فائق می آید، به خدا توکل می کند که در «دریا پشتیبان این مسافران بی گناه خواهد بود» و سوء ظن خود در مورد درستکاری پیمانکاران را نیز، کنار می افکند و با خود می گوید: «این کشتی بارها به سلامت بازگشته، این بار هم مثل دفعات قبل» ( ۱۱ ص ۶-۶۵) بدین ترتیب وی اعتقادی صادقانه و آرامش بخش نسبت به سالم بودن و قابلیت کشتی پیدا می کند. کلیفورد می گوید: حال ما در مورد چنین کسی چه قضاوتی خواهیم داشت؟ آیا او را مسؤول جان آن انسانهای بی گناه نخواهیم شناخت؟ «درست است که وی از سر صداقت به سلامت کشتی خود ایمان آورد، اما این صداقت در اعتقاد، دردی از او دوا نمی کند، «چون شواهدی که در مقابل او بود اجازه چنین اعتقادی را به او نمی داد.» ( ۱۱ ص ۶۶)
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
