اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل عبرت و تربیت در قرآن و نهج البلاغه
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 75
فرمت فایل پاورپوینت
پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل عبرت و تربیت در قرآن و نهج البلاغه؛ ابزاری کارآمد برای ارائههای برجسته
آیا به دنبال ارائهای بینقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل عبرت و تربیت در قرآن و نهج البلاغه با 120 اسلاید با طراحی حرفهای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.
ویژگیهای بارز فایل فایل پاورپوینت کامل عبرت و تربیت در قرآن و نهج البلاغه:
- گرافیک شگفتانگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
- استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل عبرت و تربیت در قرآن و نهج البلاغه به گونهای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
- کیفیت حرفهای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شدهاند.
طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل عبرت و تربیت در قرآن و نهج البلاغه با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.
توجه: نسخههای غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل عبرت و تربیت در قرآن و نهج البلاغه تضمینشده است.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل عبرت و تربیت در قرآن و نهج البلاغه :
چکیده
از کارآمدترین روشهای تربیتی که در قرآن و سیره پیشوایان دینی آمده، روش عبرت است. عبرت حالتی است که در اثر برخورد با اموری ظاهری و مشهود، برای انسان پدید می آید و به معرفتی باطنی و غیر مشهود منتهی می شود. به این حالت، اگرچه روش نمی گویند ولی با توجه به عامل ایجادکننده آن، جنبه روشی پیدا می کند. تشابه زندگی انسانها و اقوام و ملل مختلف با یکدیگر، حسابگری و اندیشه ورزی و نیز تأثیرپذیری انسان، مبانی این روش را تشکیل می دهند؛ یعنی در اثر تعامل این ویژگیها با یکدیگر، حالت عبرت پدید می آید. دست یابی به بینش، بهره مندی از تجارب دیگران، مصونیت نسبی از خطا و درنهایت استفاده بهینه از باقیمانده عمر، از پیامدهای تربیتی و آثار عبرت است. از منابع عبرت، می توان به حوادث و تحولات تاریخی، سرگذشت اقوام و ملل، شگفتیهای خلقت، حیات و مرگ تمدنها، عظمت و انحطاط دولتها، تجربیات اولیه خود انسان و در یک کلام، دنیا و سنتهای حاکم بر آن اشاره کرد.
مقدمه
عبرت واژه ای است که در قلمرو تربیت کاربرد گسترده ای دارد. همه ادیان الهی و مکاتب تربیتی، پیروان خود را به درس آموزی از سرگذشت پیشینیان و مقایسه موقعیت خود با آنان دعوت می کنند. اسلام نیز به طور گسترده مسلمانان را به سیر در آفاق و انفس، تؤام با تفکر و اندیشه در سرگذشت دیگران فراخوانده است. شکی نیست که این فراخوانی به دلیل تأثیر چشمگیری است که بر عمل و رفتار انسان داشته است.
قرآن کریم هفت بار کلمه «عبرت» و اعتبار را به کار برده و اهل بصیرت را بر آن ترغیب کرده است:
فَاعْتَبِروُا یَا اُولِی الاَبْصَارِ.۱
پس عبرت بگیرید ای صاحبان چشم.
قرآن در جای دیگر هدف از بیان داستانها و وقایع تاریخی را عبرت پذیری می داند:
لَقَدْ کَان فِی قِصَصِهِمْ عِبْرَهٌ لاِوُلِی الالْبَاب.۲
درسرگذشت آنان درس عبرتی برای صاحبان اندیشه بود.
حضرت علی(ع) که خود قرآن ناطق است با اشاره به برنامه عبرت آموزی قرآن، چنین می فرماید:
تَدَبَّرُوا آیَاتِ الْقُرْآنِ وَ اعْتَبِرُوا بِهِ فَإِنَّهُ اَبْلَغُ الْعِبَرِ.۳
در آیه های قرآن بیندیشید و به (وسیله) آن پندگیرید،زیراکه آیات قرآن رساترین عبرتهاست.
درباره عبرت چندین سؤال مطرح است: ۱. عبرت چیست؟ ۲. آیا عبرت روش تربیتی است؟ ۳. در صورت روش بودن، روش خودتربیتی است یا دیگرتربیتی؟ ۴. حوزه کاربرد آن کجاست؟ ۵. رابطه آن با مبنا، هدف و اصل تربیتی چگونه است؟ ۶. نقش آن در تربیت چیست؟ ۷. منابع و شیوه های عبرت آموزی کدامند؟ … همه اینها سؤالاتی است که این مقاله به نحوی درصدد پاسخگویی به آنهاست. نگارنده مدعی نیست که به این پرسشها پاسخی جامع و کافی داده است، بلکه آن را آغازی برای مباحث گسترده تر در این زمینه می داند. گفتنی است که این مقاله، با تکیه بر منابع اسلامی بویژه قرآن و نهج البلاغه تدوین شده است.
امید است محققان و دانش پژوهان تعلیم و تربیت و تشنگان معارف الهی، با الهام از قرآن و دیگر منابع غنی اسلامی، بیشتر از پیش بر کشف این حقایق فائق آیند و جان تشنه خود را از سرچشمه زلال معرفت سیراب سازند.
عبرت چیست؟
عبرت بر وزن فِعْلَه از ریشه «عَبَر» است که به معانی مختلفی چون: تفسیر کردن، سنجیدن، عبور کردن، تعجب کردن و غیره آمده است. وجه این معانی، انتقال از حالی به حالی دیگر است، چنانکه راغب اصفهانی در «مفردات» می گوید: «اَصْلُ العِبَرِ تَجَاوُزٌ مِنْ حَالٍ اِلَی حَالٍ».۴ اگر نگوییم در تمام معانی، دست کم در بیشتر آنها نوعی جابجایی و انتقال قابل درک است. در عبرت و اعتبار نیز همین معنی مشاهده می شود، چرا که اهل لغت، این دو را به معنای پند و اندرز گرفتن۵ ذکر کرده اند، و در پند و اندرز، انسان از نقل یک سخن و یا جریان تاریخی به معنایی ماورای آن منتقل می شود و در اثر آن، حالتی خاضعانه و خاشعانه در برابر حق، برای او پدید می آید.
راغب، عبرت را چنین معنا می کند:
الاِعْتِبَارُ وَالعِبْرَهُ [هِیَ] الْحَالَهُ الّتِی یَتَوَصَّلُ بِهَا مِنْ مَعْرِفَهِ الْمُشَاهَدِ اِلَی مَا لَیْسَ بِمُشَاهَد.۶
عبرت حالتی است که در آن معرفت ظاهری و محسوس، سبب درک معرفت باطنی و غیرمحسوس می گردد و انسان از امور مشهود به امور نامشهود منتقل می شود.
روشن است که هرگونه انتقال و عبور از ظاهر به باطن و از سطح به عمق را نمی توان عبرت نامید، بلکه این انتقال و عبور دارای نکات و قیود خاصی است که در پی می آید:
نکته اول اینکه بین ظاهر و باطن، نباید رابطه ای اعتباری و قراردادی و یا التزامی وجود داشته باشد. مثلاً اگر از شنیدن صدای زنگ، شنونده به باطن آن یعنی وجود فردی در پشت در، پی برد و با دیدن یک علامت خاص، بیننده به یک پیام قراردادی منتقل شود، آن را عبرت نمی گویند، زیرا اوّلی دلالت التزامیه دارد و دوّمی، انتقال از طریق قرارداد قبلی صورت می گیرد.
نکته دوم اینکه باطن و عمقی که فرد به آن منتقل می شود، باید بار ارزشی و اخلاقی داشته باشد و این امر زمانی ممکن است که انسان زندگی خود را به نوعی با امور ظاهریِ مشهود، مشابه و همانند ببیند و وقوع همان سرنوشت را برای آینده خویش محتمل بداند. به عبارت دیگر، انتقال از ظاهر، با یک سلسله اطلاعات خشک و یا مطالب علمی صِرف نمی تواند عبرت باشد، بلکه آنچه حاضر می شود باید قابلیت تأثیرگذاری در رفتار اخلاقی و خودسازی فرد داشته باشد.
نکته سوم اینکه نقش تأمل و تفکر در این انتقال بسیار مهم است و شاید بتوان گفت، بدون این عنصر، تحقق این حالت امکان پذیر نیست، زیرا در این زمینه، انسان به مشاهده و یا شنیدن امور و پدیده ها می پردازد و اگر به همین شنیدن اکتفا کند، چنین حالتی در او پدید نمی آید. اما اگر در شنیده ها و دیده های خود بیندیشد و سپس پدیده های مشابه را در زمان خود شناسایی کند، و آنگاه به موازنه و مقایسه آنها با یکدیگر بپردازد و در یک تجزیه و تحلیل عقلی، روابط بین آنها را کشف کند، به نتیجه ای مطلوب و منطقی دست می یابد و این نتیجه همان حالتی است که می توان آن را عبرت نامید. در جریان عبرت، انسان تحت تأثیر امری قرار می گیرد و قلبش به آن متمایل و خاشع می گردد و در نتیجه معرفت و شناخت جدیدی حاصل می شود و به دنبال آن، سلوک و رفتاری متناسب با آن، در فرد به وجود می آید.
آیا عبرت یک روش تربیتی است؟
از آنچه گذشت معلوم می شود عبرت به خودی خود یک روش نیست. بلکه حالتی است که در اثر برخورد با اموری به انسان دست می دهد. خود این حالت یک پیامد بسیار شیرین تربیتی است. لکن با توجه به عامل ایجادکننده این حالت، می توان آن را روش نامید. حال در پاسخ به این سؤال که چه عاملی این حالت را در فرد به وجود می آورد، باید گفت دو عامل: ۱. گاهی خودِ فرد با خواندن جریانات تاریخی یا دیدن طبیعت و آثار به جای مانده از گذشتگان به این حالت می رسد که در این صورت عبرت یک روش خودتربیتی می شود که می توان آن را روش «عبرت گیری» یا «عبرت پذیری» نامید. چرا که خودِ فرد زمینه را برای تأثیرپذیری فراهم کرده است.
۲. گاهی دیگران زمینه ها و مقدماتِ بوجود آمدن چنان حالتی را برای فرد فراهم می کنند. مثلاً مربی تربیتی با قصد عبرت آموزی، تربیت آموزان خود را به دیدن برج وباروها، کاخهای سلطنتی، مقابر و زیارتگاهها ببرد که در این صورت یک روشِ دیگر تربیتی است و می توان آن را روش «عبرت دهی» یا «عبرت آموزی» نام نهاد. در این روش، کار مربی نشان دادن آیات و نشانه هاست و این فراگیرنده است که باید از لابلای پدیده ها که آیات الهی هستند، عبور کرده به اعماق آنها دست یابد، چرا که آیات، رموزی هستند که همواره به چیزی فراتر از ظاهر خود دلالت دارند. در این روش کشف این رمزها به عهده خودِ فراگیرنده است.
امیرالمؤمنین(ع) در تربیت فرزند خود از همین روش استفاده کرده و در نامه ای به امام حسن(ع) می فرماید:
… یا بُنَیَّ انّی قَد اَنْبَأْتُکَ عَنِ الدُّنْیَا وَ حَالِهَا، وَ زَوَالِهَا وَ اِنْتِقالِهَا، وَ اَنْبَأتُکَ عَنِ الآخرهِ و ما أُعِدَّ لاِءَهْلِهَا فِیهَا، وَضَرَبْتُ لَکَ فِیهِمَا الاَمْثالُ، لِتَعْتَبِرَ بِها و تَحْذُوَ عَلَیها.۷
پسرعزیزم! من تورا از دنیا و تحولات گوناگونش و نابودی ودست به دست گردیدنش آگاه کردم و از آخرت و آنچه برای انسانها در آنجا فراهم است اطلاع دادم و برای تو از هر دو مثال زدم تا به آن پندپذیری و براساس آن در زندگی گام برداری.
در این عبارت، حضرت متذکر می شوند که من اخبار را برای تو گفتم، علامات و نشانه ها را بیان کردم و راه را نشان دادم و تو خود باید پند بگیری و مسیر زندگی را براساس آن بپیمایی. بنابراین عبرت آموزی به معنای اخیر یک روش دیگر تربیتی است و اگر در مباحث آتی از آن با عنوان روش یاد می شود، به همین لحاظ است.
مبانی عبرت
برای پاسخ به این سؤال که اصولاً چه ویژگیهایی در زندگی انسان وجود دارد که باعث پدید آمدن حالت عبرت گیری می شود، باید گفت:
اولاً، تشابه و برخورداری از وجوه مشترک امری است که در تمامی اصناف موجودات این جهان به چشم می خورد. انسان نیز به لحاظ فردی و اجتماعی از این قاعده مستثنی نیست. مثلاً انسان به لحاظ فردی، هم با گذشته خود و هم با افراد دیگر، شباهتها و مشترکاتی دارد. همان گونه که ملتها و جامعه ها نیز با گذشته خود و با اقوام و ملتهای دیگر شباهتها و مشترکات فراوانی دارند.
ثانیا، انسان موجودی حسابگر و اندیشه ورز است و از این ویژگی برای رشد و تکامل خود استفاده می کند. او همواره به مقایسه امور با یکدیگر می پردازد. شباهتها و تفاوتها را مشخص کرده به تجزیه و تحلیل و تبیین آنها می پردازد.
ثالثا، انسان موجودی تأثیرپذیر است. او همواره با محیط اطراف خود در تعامل است، حوادثی که در اطراف او اتفاق می افتد، صحنه هایی که از پیش چشم او می گذرد، قضایا و جریانات تاریخی که به گوش او می رسد و… همه و همه، وی را تحت تأثیر قرار می دهد.
این سه ویژگی، مبنای عبرت را تشکیل می دهند و عبرت در اثر تعامل این سه خصوصیت حاصل می شود. توضیح اینکه وجود شباهتها و وجوه مشترک در زندگی انسان او را به کندوکاو و بررسی امور وادار می کند. او زندگی کنونی خود را با گذشته خویش و نیز با افراد دیگر مقایسه می کند، رفتارها و پیامدها را بررسی کرده به تجزیه و تحلیل و کشف روابط و علل آنها می پردازد. در این بررسی به نقاط ضعف و قوت خویش در گذشته و حال پی می برد و آنگاه تحت تأثیر عوامل مثبت و منفی آن قرار می گیرد. او در این تجزیه و تحلیل درونی، به یک جمع بندی و قاعده کلی دست می یابد که عبارت است از اینکه: «اگر همان اسباب و علل در زندگی کنونی من باشد من هم به همان سرنوشت گرفتار می شوم» و این همان عبرت است. از این رو تصمیم می گیرد تا از تجارب گذشته خود و نیز دیگران در جهت اصلاح و رشد آینده خود در جهات مختلف استفاده کند.
اصل مهمی که بر این روش حاکم است، اصل تعقل و تفکر است. چرا که بدون این اصل، شنیدن حوادث تاریخی و دیدن آثار گذشتگان، معنا و محتوایی به دنبال ندارد، بلکه آثارِ بی روحی است که بی هدف از برابر انسان می گذرد، بدون آنکه معنایی را در ذهن پدید آورد.
اگر این احساس ظاهری، با تأمل و اندیشه درونی همراه گردد، اعتبار و بینش را به دنبال خواهد داشت و مصداق این کلام علی(ع) خواهد شد که:
تَفَکُّرُکَ یُفِیدُکَ الاِْسْتِبصارَ وَ یَکْسِبُکَ الاِْعْتِبارَ.۸
فکر کردن به تو، بینایی و عبرت گرفتن می بخشد.
بنابراین، در سایه تفکر و اندیشه، محسوسات معنا پیدا می کند و حالتی در انسان پدید می آید که در آن از ظواهر عبور می کند و به معانی بلند و کشف حقایق دست می یابد و در واقع به نوعی بصیرت می رسد. این بصیرت، ارزشها و ضدارزشها را برایش معلوم می کند و راهنمای عمل و رفتار بیرونی او می گردد.
حوزه کاربرد این روش
قلمرو کاربرد این روش، همه دورانهای زندگی انسان بجز کودکی است.۹ چرا که درک عبرتها، نیازمند عقلی سلیم، چشمی بینا، دلی بیدار و در یک کلام قدرت شناختی بالاست.۱۰ و انسان هر چه از نظر سنی بالاتر می رود، معمولاً دامنه شناخت او گسترده تر و از خصوصیات فوق بیشتر برخوردار می گردد. از این رو، به کارگیری این روش در هر یک از مراحل رشد، قواعد و خصوصیاتی دارد که به طور اختصار به آنها اشاره می شود:
۱. در اواخر مرحله کودکی، رشد شناختی کودک ضعیف است. در مورد هر شیئی یا موقعیتی فکر او بیشتر به اجزاء متوجه است، اما نمی تواند این اجزاء را به صورت کل آن دریافت کند، از این رو برای عبرت دهی به کودک، هم باید تک تک اجزاء یک جریان عبرت آموز را به کودک نشان داد و هم باید رابطه اجزاء با یکدیگر و نیز حصول نتیجه را برای وی توضیح داد، مثلاً برای اینکه کودک از حادثه ای عبرت بگیرد و از ارتکاب کار خلافی که دیگری انجام داده و این حادثه ناخوشایند را برای او حاصل نموده است دوری جوید، می توان، نتیجه نامطلوبی که از کار فرد خطاکار به دست می آید در معرض دید وی قرار داد و سپس رابطه آن نتیجه نامطلوب را با کار خطا مشخص کرد و آنگاه نتیجه گیری کرد که اگر تو هم چنین خطایی را انجام دهی، مثل آن فرد باید منتظر چنین پیامد نامطلوبی باشی.
۲. در هفت سال دوم و مرحله دبستانی، در رشد فکری کودک تغییر و تحول چشمگیری پیدا می شود و منطق او به مسائل عینی گرایش پیدا می کند. کودک در این مرحله به دستکاری علائم و نشانه ها می پردازد. ارتباط بین اجزاء را می سنجد و از این طریق، وضعیت پدیده های گوناگون را تبیین و از آنها نتیجه گیری می کند. برای عبرت آموختن به چنین فردی باید اجزاء عینی یک جریان را در معرض دید وی قرار داد، به ارتباط بین اجزاء، اشاره مختصری کرد و نتیجه گیری رابه خود وی واگذار نمود. مثلاً در همان مثال قبل اگر کودک از کار خطا و نیز به دنبال آن از نتیجه آن و ارتباط بین آن دو خبردار شود، خودش نتیجه می گیرد که: «اگر من هم چنین خطایی را انجام دهم. مثل او باید منتظر چنین پیامد نامطلوبی باشم».
۳. در مرحله نوجوانی که همزمان با بلوغ شرعی است، رشد شناختی و ادراکی نوجوان اوج می گیرد و از واقعیات عینی و محسوس، به امور انتزاعی و ذهنی منتقل می شود. نوجوان می تواند به تهیه و تنظیم فرضیه های ذهنی بپردازد. و هر مسأله ای را به صورت اصولی و منطقی آن بررسی کند. او می تواند مسائل مجرد و انتزاعی را تجزیه و تحلیل نماید و به نتایجی منطقی دست یابد. چنین فردی، برای عبرت گرفتن از حوادث، کافی است که از پیش درآمد فوق خبردار شود. آنگاه به تجزیه و تحلیل، کشف روابط و علل و در نهایت نتیجه گیری آن بپردازد و آن را به عنوان تجربه ای در کنار تجارب زندگی خویش ثبت کند.۱۱
از این دوره به بعد، هر چه سن بالاتر رود و به مراحل سنی بالاتری برسد، بر تجارب او افزوده می شود و همین تجارب،او را ورزیده و کارآزموده تر می کند. به طوری که با دیدن یا شنیدن بسیاری از امور، به درک حقایق بسیاری در ورای آنها نائل می گردد.
از آنچه گذشت، معلوم می شود که گستره به کارگیری روش عبرت، در مراحل اولیه زندگی تربیت آموز، کمتر است. چرا که دایره درک کودک کمتر است، و هر چه بر سن کودک افزوده می شود و کودک به مراحل بالاتری می رسد، دامنه کاربرد این روش، گسترده تر می گردد.
پیامدهای تربیتی عبرت
تأکید نسبتا فراوان قرآن و روایات بر سیر و سفر و خواندن سرگذشت اقوام و ملل و گرفتن عبرت از آنها، به دلیل آثار تربیتی فراوانی است که این مسأله به دنبال دارد. در این بخش به پاره ای از این آثار اشاره می شود.
۱. عبرت، کلید بصیرت
یکی از مهم ترین مقاصد تربیت آن است که انسان به درجه ای از درک و بصیرت برسد که بتواند از ظواهر امور بگذرد و به باطن آنها بنگرد. از محسوسات و مشهودات عبور کند و به معقولات برسد، و قدرتی فراگیر برای سنجش و اندازه گیری، تجزیه و تحلیل، حل و فصل امور و انتخاب و تصمیم گیری در ابعاد مختلف زندگی به دست آورد. عبرت راهی است که می تواند انسان را به این مقصد تربیتی برساند و شاید مهمترین اثر تربیتی عبرت، همین باشد. امیرالمؤمنین(ع) در کلام خود بر این اثر عبرت تصریح کرده چنین می فرماید:
مَنِ اعْتَبَرَ اَبْصَرَ وَ مَنْ اَبْصَرَ فَهِمَ وَ مَن فَهِمَ عَلِمَ.۱۲
کسی که عبرت آموزد، آگاهی یابد و کسی که آگاهی یابد، می فهمد و آنکه بفهمد، دانش آموخته است.
و در جای دیگر می فرمایند:
رَحِمَ اللّهُ اُمْرَئً تَفَکَّر فَاعْتَبَرَ وَ اعْتَبَر فَأبْصَرَ… .۱۳
خدا رحمت کند کسی را که بیندیشد و سپس پند پذیرد، و اندرز گیرد و سپس بینا گردد… .
نتیجه به دست آمده از این دو کلام این است که تفکر زمینه ساز عبرت است و عبرت زمینه بصیرت را فراهم می آورد. آن حضرت در سخنی دیگر انسان بصیر را چنین توصیف می کند:
اِنّمَا البَصِیرُ مَنْ سَمِعَ فَتَفکَّرَ، وَ نَظَرَ فَأبْصَرَ، وَانْتَفَعَ بِالْعِبَرِ… .۱۴
همانا بینا کسی است که (به درستی) بشنود و سپس (در آن) بیاندیشد، و (به درستی) بنگرد و بینا گردد و از عبرتها پند گیرد… .
یعنی زمانی انسان به بینش و بصیرت می رسد که به شنیدن اکتفا نکند، بلکه در شنیده ها، اندیشه نماید و با دقت به امور بنگرد. نتیجه این اندیشه و دقت نظر همان عبرتی است که در تصمیم گیری ها و رفتار انسان موثر خواهد بود. به عبارت دیگر به نظر امام(ع)، مراحل ایجاد بینش عبارت است از: ۱. احساس ظاهری (به کمک چشم وگوش) ۲. تفکر و تیزبینی (اندیشه) ۳. عبرت گیری. به هرحال شیرین ترین ثمره عبرت آموزی، بینش است که خود آثار مطلوب دیگری را نیز به دنبال خواهد داشت.
۲. عبرت، انتقال تجارب
مرور بر آثار و تاریخ پیشینیان، فایده دیگری نیز به دنبال دارد و آن کسب تجارب است. انسانها در طول زندگی سعی می کنند هر امری را یک بار تجربه کنند و یک خطا را چند بار مرتکب نشوند، علاوه بر این خرمندان تلاش می کنند که حتی خطایی را که دیگران تجربه کرده اند، مرتکب نشوند و در واقع سعی دارند از تجارب دیگران استفاده کنند، چرا که از عاقل چیزی غیر از این انتظار نیست:
اِنَّمَا الْعاقِلُ مَنْ وَ عَظَتْهُ التَّجَارُبُ.۱۵
همانا عاقل کسی است که تجربه ها او را پند دهند.
مادام که انسان در غرور خویش گرفتار است و سر در لاک خود دارد، از رویدادهایی که برای دیگران رخ می دهد، پند نمی گیرد و خطاهای تجربه شده دیگران را تکرار می کند. بدین سبب، باید تربیت آموزان را بر آثار به جای مانده از گذشتگان عبور داد تا با عبرت از سرنوشت آنها، تجارب آنان را پلی برای رشد و شکوفایی خود قرار دهند. کسی که تجارب دیگران را بر تجارب خویش می افزاید، عمری به درازای عمر آنها دارد. امیرالمؤمنین در وصیتی به فرزند خود امام مجتبی(ع) چنین می فرماید:
اَیْ بُنَیَّ، اِنِّی وَ اِنْ لَمْ اَکُنْ عُمِّرْتُ عُمُرَ مَنْ کَانَ قَبْلِی، فَقَدْ نَظَرْتُ فِی اَعْمَالِهِمْ، وَفَکَّرْتُ فِی اَخْبَارِهِمْ، وَسِرْتُ فِی آثَارِهِمْ، حَتّی عُدْتُ کَاَحَدِهِمْ، بَلْ کَاَنِّی بِمَا انْتَهی اِلیَّ مِنْ اُمُورِهِمْ قَدْ عُمِّرتُ مَعَ اَوَلِّهِمْ اِلَی آخِرِهِمْ. فَعَرَفْتُ صَفْوَ ذَلِکَ مِنْ کَدَرِهِ وَ نَفْعَهُ مِنْ ضَرَرِهِ فَاسْتَخْلَصْتُ لَکَ مِنْ کُلِّ اَمرٍ نَخِیلَهُ وَ تَوَخَّیْتُ لَکَ جَمِیلَهُ وَ صَرَفْتُ عَنْکَ مَجْهُولَهُ… .۱۶
پسرم، اگرچه من به اندازه همه کسانی که پیش از من می زیسته اند عمر نکردم، اما در کردار آنها نظر افکندم، و در اخبارشان اندیشیدم و در آثارشان سیر کردم تا بدانجا که همانند یکی از آنها شدم، بلکه گویا در اثر آنچه از تاریخ آنان به من رسیده با همه آنها از اول تا آخر بوده ام. پس من قسمت زلال و مصفّای زندگی آنان را از بخش کدر و تاریک آن بازشناختم و سود و زیانش را دانستم، از میان تمام آنها، قسمتهای مهم و برگزیده را برایت خلاصه کردم و از بین همه آنها زیبایش را برایت انتخاب نمودم و ناشناخته های آن را از تو دور کردم.
براساس این فرمایش حضرت علی(ع) تجربه اندوزی از سرگذشت دیگران، بهره مندی از حاصل عمر آنهاست. گویا انسان عمری به دارازی عمر همه آنها داشته است، با این تفاوت که خطاهای آنان را مرتکب نشده است. نکته دیگری که در سخن حضرت مشهود است وظیفه ای است که امام(ع) برای مربی ترسیم می کند. وظیفه مربی این است که تجربیات خود و دیگران را جمع آوری، تلخیص و تنقیح کند و به طور صریح و روشن و دسته بندی شده در اختیار فراگیرنده خویش قرار دهد.
۳. عبرت و بازداری از خطا
از فوائد و آثار تربیتی عبرت، می توان به هدایت گری آن اشاره کرد، عبرتها همواره انسان را به سوی رشد و کمال و راه درست هدایت می کنند و چراغهایی هستند که مسیر صحیح زندگی را نشان می دهند:
اَلاِعْتِبَارُ یَقُودُ اِلَی الرُّشْدِ.۱۷
عبرت گرفتن انسان را به سوی راه صواب و درست می کشاند.
ثمره این هدایت گری نیز، دوری از خطاست:
اَلإعْتِبَارَ یُثْمِرَ العِصْمَهَ.۱۸
میوه عبرت گرفتن، نگاهداری است.
و این بدان سبب است که در جریان عبرت، انسان با تجارب دیگران آشنا می شود و رابطه بین سیر و سلوک انسانها با پیامدهای آن را احساس می کند و اگر موقعیتی مشابه آنها داشته باشد، از سرنوشت آنها درس می گیرد و به طریق دیگری عمل می نماید؛ طریقی که آن پیامدهای سوء را در پی نداشته باشد. امیرالمؤمنین(ع) در این خصوص می فرماید:
اِنَّ مَنْ صَرَّحَتْ لَهُ الْعِبَرُ عَمّا بَیْنَ یَدَیْهِ مِنَ المَثُلاثِ، حَجَزَتْهُ التَّقْوی، عَنْ تَقَحُّمِ الشُّبَهَاتِ.۱۹
کسی که از اعمال و کردار گذشتگان و عواقب سوء آنها عبرت گیرد، تقوا وی را از فرو رفتن در آن گونه بدبختیها بازمی دارد.
نکته قابل توج
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
