اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل کتابهای ادبی
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 63
فرمت فایل پاورپوینت
با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل کتابهای ادبی، ارائهای متفاوت و تأثیرگذار بسازید
دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل کتابهای ادبی شامل 82 اسلاید حرفهای و طراحیشده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی بهخوبی معرفی خواهد کرد.
دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل کتابهای ادبی:
- ظاهر حرفهای و چشمنواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
- کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل کتابهای ادبی را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
- کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.
عملکرد بینقص: اسلایدها بهگونهای طراحی شدهاند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.
یادآوری: در صورت استفاده از نسخههای غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل کتابهای ادبی توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل کتابهای ادبی :
کتابهای زیر در ادبیات و تاریخ و منطق و داستان و افسانه و موسیقی از هندی بعربی ترجمه شده است.
۱-کلیله و دمنه ابتداء از هندی بفارسی (نظم و نثر) و سپس بعربی نظم و نثر ترجمه شد (شرحش گذشت) ابان بن عبدالحمید بن لاحق عفیر رقاشی و علی بن داود آنرا بشعر عربی ترجمه کردند.
۲-کتاب سندباد کبیر.۳-کتاب سندباد صغیر.۴-کتاب البد.۵-کتاب یوذاسف ۶-یوذاسف مفرد.۷-کتاب هند و چین.۸-کتاب هایل در حکمت.۹-کتاب هند درباره هبوط آدم.۱۰-کتاب طرق.۱۱-کتاب دبک هندی درباره مرد و زن.۱۲-کتاب حدود منطق هند. ۱۳-کتاب سادیرم.۱۴-کتاب پادشاه آدم کش و شناگر هند.
۱۵-کتاب بید پای در حکمت.۱۶-کتاب بیافر یا میوه های خرد در موسیقی راجع بآهنگها و نغمه ها.
۴-کتابهائی که از زبان نبطی ترجمه شده است
در فصل گذشته بسیاری از کتابهای پزشکی و فلسفی را ذکر نمودیم که یا مستقیما از یونانی بعربی ترجمه شده و یا از سریانی (خواهر زبان نبطی ها یا همان زبان نبطی) بعربی در آمده است و اکنون آنرا تکرار نمیکنیم و آنچه در این فصل مورد بحث است کتابهائی است که مستقیما از کلدانی و یا نبطی بزبان عربی ترجمه شده و اگر ترجمه نمیشده البته از بین میرفته است و مهمترین آن کتاب فلاحت نبطی است که در نوع خود بی نظیر میباشد و احمد بن علی بن مختار نبطی معروف بابن وحشیه در سال ۲۹۱ هجری آنرا بعربی ترجمه کرده است و تا چندی پیش مورد استناد و توجه علمای علم کشاورزی بوده و از آنرو بزبانهای غربی نیز ترجمه شده است و اگر مسلمانان آنرا ترجمه نمیکردند آن گنجینه گرانبها از دست میرفت.اتفاقا ابن وحشیه مترجم عربی کتاب مزبور در مقدمه کتاب باین مطلب اشاره کرده است و همینکه در سال ۳۱۸ هجری آنرا برای علی بن محمد زیات دیکته (املاء) میکرده چنین گفته است:
«پسر جان این را بدان،من این کتاب را در ضمن کتابهای کسوانیان (کلدانیان یا نبطی ها) یافتم و ترجمه آن بعربی کتاب کشاورزی زمین و اصلاح درخت و میوه و دفع آفات از آن میباشد.کسوانیان این کتاب سودمند را پنهان میداشتند و کمتر بکسی نشان میدادند ولی خداوند مرا با آن زبان آشنا ساخت و این کتاب را توانستم بدست بیاورم و بخوانم،این کتاب نزد مرد دانشمندی بود و او آنرا از من پنهان میداشت و همینکه من از بودن آن آگاه شدم او را سرزنش کردم و باو گفتم که پنهان داشتن این کتاب سبب میشود که آن کتاب فراموش گردد و نام و نیک نیاکان تو از میان برود.چه کتابی که پنهان بماند و کسی آنرا نخواند و نداند،مانند سنگ و کلوخ بی فایده میشود.آن مرد گفته مرا پسندید و گذشته از این کتاب کتابهای دیگری که داشت نزد من آورد و از آنجمله دوانای بابلت راجع باسرار فلک و احکام حوادث نجوم که از کتابهای مهم میباشد و دیگر همین کتاب کشاورزی که همه آنرا ترجمه کردم…»
و اما سایر کتابهائیکه از زبان نبطی بعربی ترجمه شده از اینقرار است:
۱-کتاب طرد الشیاطین معروف باسرار.۲-کتاب سحر الکبیر.۳-کتاب سحر الضعیر.۴-کتاب دوار بعقیده نبطی ها.۵-کتاب بت پرستی کلدانیان.۶-کتاب اشاره در سحر.۷-کتاب اسرار کواکب.۸-کتاب فلاحت صغیر.۹-کتاب طلسم ها.۱۰-کتاب زندگی و مرگ در معالجه امراض.۱۱-کتاب قوانین.۱۳-کتاب طبیعت.۱۴-کتاب اسماء.
علاوه بر آن کتابهای دیگری راجع بمذهب و اخبار کلدانیان قدیم نیز از زبان نبطی بعربی ترجمه شده است و غالب کتابهای نبطی را ابن وحشیه ترجمه نموده است.
۵-کتابهائی که از عبری و لاتینی و نبطی ترجمه شده است
چنانکه قبلا اشاره شد بسیاری از تعالیم یهود و آداب و رسوم آنان که در تلمود و سایر کتابهای یهود بوده بعربی نقل شده است و اگر ترجمه مدون آن امروز در دست نیست برای آنست که یهودیان آنرا شفاهی برای صحابه میگفتند و شاید هم ترجمه مدون آن بوده و اکنون از بین رفته است و اما ترجمه هائیکه اکنون در دست است همان ترجمه اسفار توراه است که برای اولین مرتبه توسط سعید فیومی متوفی بسال ۳۳۰ هجری از عبری بعربی ترجمه شده است.فیومی علاوه بر ترجمه توراه،شرح و تفسیری نیز بر آن نگاشته است.
در قسمت لاتینی نیز تصور میرود ترجمه هائی انجام یافته است،چه بزبان لاتینی کتب علمی-فلسفی-تاریخی-قانون و غیره یافت میشده و شاید نام مترجمین یا ترجمه آنان از بین رفته باشد ولی نام یحیی بن بطریق جزء مترجمین دوره عباسی دیده میشود که غیر از لاتینی زبان خارجی دیگری نمیدانسته و ظاهرا کتابهائی از لاتین بعربی ترجمه کرده است.
اما در قسمت زبان قبطی میتوان گفت که اگر هم چیزی مستقیما از قبطی بعربی ترجمه نشده حتما از کتب قبطی بوسیله زبان یونانی استفاده شده است.چه که مصریان در بسیاری از علوم بخصوص شیمی (کیمیا) تالیفاتی داشته اند و چنانکه ابن ندیم مؤلف فهرست میگوید:علم کیمیا بامر خالد بن یزید از قبطی و یونانی برای اولین بار بعربی ترجمه شد.
خلاصه
خلاصه مطلب آنکه مسلمانان قسمت عمده علوم فلسفی و ریاضی و هیئت و طب و ادبیات ملل متمدن را بزبان عربی ترجمه و نقل کردند و از تمام زبانهای مشهور آنروز و بیشتر از یونانی و هندی و فارسی کتابهائی ترجمه کردند و در واقع بهترین معلومات هر ملتی را از آن ملت گرفتند.مثلا در قسمت فلسفه و طب و هندسه و موسیقی و منطق و هیئت از یونانیان استفاده نمودند و از ایرانیان تاریخ و موسیقی ستاره شناسی و ادبیات و پند و اندرز و شرح حال بزرگان را اقتباس کردند و از هندیان طب (هندی) حساب و نجوم و موسیقی و داستان و گیاه شناسی آموختند و از کلدانیان و نبطی ها کشاورزی و باغبانی و سحر و ستاره شناسی و طلسم فرا گرفتند و شیمی و تشریح از مصریان بآنان رسید و در واقع عربها علوم آشوریان و بابلیان و مصریان و ایرانیان و هندیان و یونانیان را گرفته و از خود چیزهائی بر آن افزودند و از مجموع آن علوم و صنایع و آداب تمدن اسلام را پدید آوردند.
از ملاحظه ترجمه ها و علوم و ادبیات منقوله مسلمانان چنین میفهمیم که آنان چیزی از کتابهای تاریخی و ادبی و اشعار یونان ترجمه نکرده اند ولی بر عکس شاهنامه فارسی و تاریخ سلاطین ایران را ترجمه نموده اند از ترجمه تاریخ هرودت و ایلیاد و اودیسی هومر و جغرافی سترابون خودداری نموده اند.
اما سبب علاقه مندی خلفای اسلام به فلسفه و طب و هیئت در فصل های پیش گفته شد و در قسمت ترجمه ادبیات و تاریخ از فارسی و هندی و غیره چنین تصور میرود که ایرانیان و کلدانیان و مصریان و هندیان مقیم ممالک اسلامی برای احیای نام نیاکان خویش از پیش خود بترجمه آن موضوع ها مبادرت کرده اند و شاید اگر یونانیها هم میان مسلمانان میزیستند اشعار و تاریخ نیاکان خود را بعربی ترجمه میکردند.ممکن است علت دیگر ترجمه نکردن ایلیاد بعربی آن بوده که در اشعار مزبور نام خدایان و بت های یونان برده شده است.اما این هم دلیل نمیشود چه در شاهنامه فردوسی نیز مطالب بسیاری راجع به بت و غیره هست.معذلک مسلمانان شاهنامه را بعربی ترجمه کردند.
نکته قابل توجه آنکه عربها در مدت یک قرن و اندی مطالب و علومی بزبان خود ترجمه کردند که رومیان در مدت چندین قرن از انجام آن عاجز بودند.
آری مسلمانان در ایجاد تمدن شگفت آور خود در غالب موارد بهمین سرعت پیش رفته اند.
نیکوکاری خلفا با دانشمندان نامسلمان
یکی از عوامل مؤثر در سرعت پیشرفت تمدن اسلام و ترقی و تعالی علوم و ادبیات در نهضت عباسیان این بود که خلفاء در راه ترجمه و نقل علوم از بذل هر چیز گران و ارزان دریغ نداشتند و بدون توجه بملیت و مذهب و نژاد دانشمندان و مترجمین را احترام میگزاردند و همه نوع با آنان مساعدت میکردند و از آنرو دانشمندان مسیحی یهودی زرتشتی-صابئی-سامری در بارگاه خلفاء گرد میآمدند و خلفا طوری با آنان به مهربانی رفتار میکردند که باید طرز رفتار آنان برای فرمانروایان هر ملت و مذهبی سرمشق آزادی خواهی و عدالت گستری باشد.
مثلا منصور عباسی تا آن اندازه پزشک مسیحی خود جورجیس بن بختیشوع را محبت میکرد که دستور فرمود نوشابه برای وی آماده سازند در صورتیکه نوشابه در آئین اسلام حرام است،باینقسم که منصور متوجه شد روز بروز رنگ و روی جرجیس پس از آمدن به بغداد زرد و زار میگردد از آن جهت بحاجب خود ربیع گفت:چرا رنگ این مرد زرد شده مبادا او را از نوشیدن شراب که بآن عادت داشته منع میکنی؟
ربیع پاسخ داد که باو اجازه ندادیم در اینجا شراب بیاورد.
منصور حاجب را پرخاش کرده گفت:
«همین الآن خودت برو و هر شرابی را که جرجیس میخواهد آماده ساز.»
«ربیع از بغداد به قطربل رفت و مقدار زیادی از بهترین شرابها را با خود آورد.»
منصور نه فقط با جورجیس این قسم مهربان بود بلکه با همه پزشکان خویش محبت و خصوصیت داشت و موقعیکه در صدد بیعت گرفتن برای پسرش مهدی برآمد با پزشک یهودی خود-فرات بن شحاتا-در آن خصوص مشورت کرد،فرات آنچه بنظرش میرسید آزادانه برای منصور بیان کرد.
مامون بقدری با جبرئیل بن بختیشوع محبت داشت که موقع ادای فریضه حج در مکه جبرئیل را بسیار دعا کرد و بنی هاشم که آنجا بودند وی را ملامت کرده گفتند:ای مولای ما چگونه در حق این کافر ذمی چنین دعا میکنی؟مامون گفت:آری جبرئیل ذمی است ولی تندرستی من بدست اوست و تندرستی من بخیر و صلاح مسلمانان میباشد.بنی هاشم که این را شنیدند گفته او را تصدیق کردند،محبت و خوشرفتاری مامون نسبت بدانشمندان مشهورتر از آنست که بازگو شود.
پاره ای از خلفاء اطباء را در کارهای مهم مملکتی و امور خانوادگی خود مداخله میدادند و از آنان مشورت میکردند و چه بسا که اطباء بجای آنان نامه ها را توقیع (امضاء) مینمودند،از آنجمله معتصم سلمویه بن بنان نصرانی را بطبابت شخصی خود برگزید و هر گاه که او در حضور خلیفه بود و نامه برای توقیع میرسید خلیفه نامه را پیش سلمویه می انداخت تا بجای او توقیع کند،ابراهیم بن بنان برادر سلمویه خزانه دار کل ممالک اسلامی بود و مهر او با مهر خود معتصم از حیث ارزش برابر می نمود و کسی مانند سلمویه و برادرش در دستگاه خلیفه (معتصم) مقرب و مورد اعتماد نبودند و هر گاه که عید پاک (فصح) نزدیک میشد سلمویه را اجازه میداد بموطن خود قادسیه برود و در کلیسای قادسیه مراسم عید را اجراء کند و موقع حرکت مشک و عود و جامه باو میداد و چون سلمویه بیمار شد معتصم بعیادت او رفت و بر بالینش گریه کرده گفت:
بعد از تو کی طبیب من بشود؟سلمویه در پاسخ خلیفه یوحنا بن ماسویه را معرفی کرد سلمویه از آن بیماری جان در نبرد،معتصم در روز مرگ وی از شدت اندوه غذا نخورد و خود بخانه سلمویه رفته در تشییع جنازه او حضور یافت و مسیحیان با شمع و بخور و سایر مراسم مسیحیت جنازه را حرکت دادند،خلیفه در تمام این جریان ناظر بود و باین جریان (مهربانی و همراهی با مسیحیان) مباهات میکرد. متوکل و مهتدی و دیگران نیز در مهربانی و گرامی داشتن پزشکان (غیر مسلمان) و نیکوئی بآنان مانند هرون و مامون و منصور بودند و آنان را روی تخت کنار خود می نشاندند و چه بسا که پزشکان نشسته و امیران و وزیران ایستاده بودند. ابت بن قره طبیب معتضد بالله از همان اطبائی بود که در حضور خلیفه می نشست و سایر بزرگان حق جلوس نداشتند.پزشکان موقع حرکت مانند وزیران و امیران با تشخص و تجمل رفتار میکردند و غلامان و سواران دنبال خود می انداختند،خلفاء با آنان شوخی و خوش احوالی میکردند و آنانرا قبل از هر کس می پذیرفتند و راجع بخوراک و بهداشت خود با آنها مشورت مینمودند. خلیفه بدون اجازه طبیب مخصوص خود هیچ دوائی نمیخورد و اگر میخورد طبیب بر وی خشمناک میشد و خلیفه خواه ناخواه در صدد رضایت طبیب بر می آمد.
موقعی متوکل بدون اجازه پزشک خود اسرائیل طیفوری حجامت کرد اسرائیل که این را دانست غضبناک شد،متوکل سه هزار دینار و یک مزرعه ای که سالی پنجاه هزار درهم درآمد داشت باسرائیل داد تا دوباره با خلیفه سر مهر بیاید.جبرائیل کهال هر روز صبح بعد از آنکه مامون نماز میخواند پیش از دیگران نزد وی میآمد،چشمانش را می شست و سرمه میکرد.
این خود طبیعی است که هر کسی بپزشک خود مهربان میشود و با او انس می گیرد بخصوص در آنزمان که خلفاء مدعیان و دشمنان بسیار داشتند و هیچکس بهتر از طبیب (خائن) نمی توانست خلیفه را زهر بدهد و از میان ببرد.خلفاء بیش از همه از پادشاهان روم بیم داشتند که مبادا با اطبای غیر مسلمان سازش کنند و آنانرا زهر بدهند،از آنرو هر خلیفه ای سعی داشت که طبیب خود را از هر جهت بی نیاز سازد و چشم و دل او را پر کند،غالبا خلفاء پیش از آنکه طبیبی را انتخاب کنند او را از هر جهت آزمایش میکردند تا راستی و درستی آنانرا بدانند و جان خود را بدست آنها بسپارند.مثلا موقعی که متوکل در صدد استخدام حنین بن اسحق (از اطبای مشهور آن زمان) برآمد ابتداء املاکی باو واگذارد و مبلغی پول نقد بوی داد و
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
