خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل ادبیات عاشورا(۱۰)
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل ادبیات عاشورا(۱۰) قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل ادبیات عاشورا(۸)
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل ادبیات عاشورا(۸) قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
21ساعت
18دقیقه
38ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل ادبیات عاشورا(۹)

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 68

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
5 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

دانلود و استفاده از فایل پاورپوینت کامل ادبیات عاشورا(۹) – تجربه‌ای بی‌نظیر در ارائه!

پاورپوینتی شیک و استاندارد:

فایل فایل پاورپوینت کامل ادبیات عاشورا(۹) شامل 39 اسلاید طراحی‌شده با دقت بالا است که کاملاً آماده برای ارائه یا چاپ در PowerPoint می‌باشد.

چرا فایل فایل پاورپوینت کامل ادبیات عاشورا(۹) گزینه‌ای عالی است؟

  • گرافیک حرفه‌ای و جذاب: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل ادبیات عاشورا(۹) با طراحی مدرن و چشم‌نواز، پیام شما را به بهترین شکل منتقل می‌کنند.
  • کاربری آسان: ساختار این پاورپوینت به‌گونه‌ای است که استفاده از آن بدون نیاز به تغییرات پیچیده ممکن باشد.
  • آماده استفاده: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل ادبیات عاشورا(۹) از قبل تنظیم‌شده و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.

تضمین کیفیت و دقت بالا:

این مجموعه بر اساس بالاترین استانداردهای طراحی ساخته شده است و کاملاً منسجم و بدون اشکال، مناسب برای ارائه‌های حرفه‌ای می‌باشد.

نکته قابل توجه:

برخی نسخه‌های غیررسمی ممکن است تغییراتی داشته باشند. این نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل ادبیات عاشورا(۹) با دقت و کیفیت بالا طراحی شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل ادبیات عاشورا(۹) را دریافت کنید و یک ارائه بی‌نظیر داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل ادبیات عاشورا(۹) :

سلطان ولد (وفات ۷۱۲ هجری)

سلطان ولد فرزند «جلال الدین محمد بلخی » است،وی هم مانند پدر، در نظم و نثر توانا بوده و به شیوه پدر نیز سخن گفته است:

دو نمونه از اشعار سلطان ولد که اشاره به حضرت امام حسین(ع) دارد، در ذیل ارائه می گردد:

نخوت کم کن، چو حسین و حسن کبر و منی را مفزا چون یزید کبر و فزونی علف دوزخند هر که زد او کم (۱) به بهشتی خزید

و در غزل دیگری گفته است:

چو تو نیست هیچ شیخی، تو ورای با یزیدی تو عزیز چون حسینی،نه ذلیل چون یزیدی (۲)

علاءالدوله سمنانی(وفات ۷۳۶هجری)

علاءالدوله از صوفیان و عارفان بزرگ قرن هفتم و اوائل قرن هشتم هجری (معاصر پادشاهان ایلخانی) و به ظاهر شیعه اثنی عشری بوده است.

در قصیده ای گوید:

کمال حسن خلف اندر حسن دان وفا اندر شهید کربلا بین

و در قطعه ای هم گفته است:

ز حسن حسن برخوری (۳) وز حسین شوی در معارف امین محمد(ص) اگر هستی از دوستداران ایشان توئی پیرو راستین محمد(ص) ایا رب کنی عون آل العبا که این است نقش نگین محمد(ص) حسن با حسین فاطمه با علی علیهم السلام بدند بر یسار و یمین محمد(ص) اگر منصفی راست گو، آن زمان جز ایشان که بودند، گزین محمد(ص) (۴)

اوحدی مراغه ای اصفهانی(وفات ۷۳۸ هجری)

اوحدی یکی از مشهورترین شاعران قرن هشتم هجری می باشد، وی اصلش از اصفهان بوده، اما مدتی از عمر خود را درمراغه گذرانده و در همان جا هم فوت نموده و به خاک سپرده شده است و به همین خاطر به او لقب مراغه ای داده اند.

برخی از صاحبان تراجم و کتب، اوحدی را شافعی مذهب دانسته اند، لیکن از اشعاراو برمی آید که شیعه بوده و تقیه می کرده است.

نمونه هائی از اشعار او در ذیل تقدیم می گردد:

اهل بیت تو سر به سر نورند بر زمین حر و بر فلک حورند وارثانند دین و علمت را حارسان گشته مر یقینت را هر که چیزی بیافت، زیشان یافت گم شد آن کس که روی از ایشان تافت دیدم از خوان آن نفیس عرب متصل نفس کربلا به کرب نشود جور بر چنان شاهی مگر از چون یزید گمراهی بخت (۵) آن کس که سر به خواب کشید تیغ بر روی آفتاب کشید (۶) به حدیث حیات پیوندت به جگر گوشگان دلبندت به شهیدان کربلا زفسوس به ستم کشتگان مشهد طوس (۷)

و در قصیده ای که در مدح حضرت علی(ع) سروده، گفته است:

من بسته بند توام، خاک دو فرزند توام در عهد و پیوند توام، با داغ و طوق قنبری

اشعار زیر در منقبت حضرت امام حسین(ع) است، این اشعار می رساند که اوحدی به کربلا نیز سفر کرده و این اشعار را در آنجا سروده است (۸):

این آسمان صدق و درو اختر صفاست یا روضه مقدس فرزند مصطفاست این داغ سینه اسدالله و فاطمه (علیهماالسلام) است یا باغ میوه دل زهرا و مرتضاست (علیهماالسلام) ای دیده، خوابگاه حسین علی(ع) است این یا منزل معالی و معموره علاست ای تن، توئی و این صدق در لو کشف (۹) ای دل توئی، و این گهر کان «هل اتاست » ای جسم خاک شو، که بیابان محنت است وی چشم، آب ریز، که صحرای کربلاست سرها برین بساط، مگر کعبه دلست رخها بر آستانه، مگر قبله دعاست ای برکنار و دوش نبی بوده منزلت قندیل قبه فلکی خاک این هواست تو شمع خاندان رسولی براستی پیش تو همچو شمع بسوزد درون راست بر حالت تو رقت قندیل و سوز شمع جای شگفت نیست، نشانی ازین عزاست قندیل از این دلیل که زردست روشن است کو را حرارت از جگر ماتم شماست هر سال تازه می شود این درد سینه سوز سوزی که کم نگردد و دردی که بی دواست کار فتوت از دل و دست تو راست شد اندر جهان بگوی که این منزلت کراست؟ در آب و آتشیم چو قندیل بر سرت آبی که فیضش از مدد آتش عناست قندیل اگر هوای تو جوید بدیع نیست زیرا که گوهر تو ز دریای «لافتی »ست (۱۰) زرینه شمع بر سر قبرت چو موم شد زان آتشی که از جگر مومنان بخاست ای تشنه فرات یکی دیده باز کن کز آب دیده بر سر قبر تو دجله هاست آتش عجب که در دل گردون نیوفتاد در ساعتی که آن جگر تشنه، آب خواست شمشیر تا زبدگهری در تو دست برد نامش همیشه هندو و سر تیز و بی وفاست از پیرهن که گشت به دست حسود چاک اندر بر معاویه دیریست تا قباست فرزند بر عداوت آبا پراکند تخم خصومتی که چنین لعنتش سزاست گردیست بر ضمیر تو، زان خاکسار و ما بر گورت آب دیده فشانان ز چپ و راست از بهر کشتن تو بکشتن یزید را لایق نبود، کشتن او لعنت خداست با دوستان خویشتن از راه دشمنی رویت گرفته از چه و خاطر دژم چراست گردون ناسزا ز شما عذرخواه شد امروز اگر قبول کنی عذر او سزاست شاهان به پرسش تو ز هر کشور آمدند وانگه به بندگی تو راضی، گرت رضاست از آب چشم مردم بیگانه، گرد تو گرداب شد، چنان که برون شد به آشناست حالت رسیدگان غمت را گرفت شورشورا به دو دیده یک یک برین گواست کار مخالفان تو، برون افتد از نوا چون در عراق ساز حسینی کنند راست بر عود تربت تو، چو شکر بسوختم از شکرت بپرس که این آتش از کجاست چون کاه می کشد به خود این چهره های زرد این عود زن نگار که همرنگ کهرباست عودی که میوه دل زهرا(س) درو بود نشکفت اگر شکوفه او زهره سماست صندوق تو زروی، به زر در گرفته ایم وین زر فشانی ارچه برویست بی ریاست روزی ز سرگذشت تو دیدم حکایتی زان روز باز پیشه من نوحه و بکاست تا میل قبه تو درآمد به چشم من تاریکی از دو چشم جهان بین من جداست برتربت تو وقف کنم کاسهای چشم زیرا که کیسه زرم از سیم، بی نواست تابوت تو ز دیده مرصع کنم به لعل وین کار کردنیست، که تابوت پادشاست چشم ار ز خون دل شودم تیره باک نیست در جیب و کیسه خاک تو دارم، که توتیاست چون خاک عنبرین ترا نیست آهویی مانندش ار بنافه چینی کنم، خطاست قلب سیاه سیم تنم زرناب شد زین خاک سرخ فام که همرنگ کهرباست کردم به حله (۱۱) روی ز پیشت بحلیه لیک پایم نمی رود که مرا دیده از قفاست زان چشم دور بین چه شود گر نظر کنی در حال «اوحدی » که برین آستان گداست او را بس اینقدر که بگوئی ز روی لطف با جد و با پدر که فلانی غلام ماست کردم وداع، این سخن این جا گذاشتم بیگانه را مده، سخن من که آشناست گرتن سفر گزید ز پیشت، مگیر عیب دل را نگاه دار، که در خدمتت بپاست (۱۲)

کمال الدین محمود، معروف به خواجوی کرمانی(وفات ۷۵۳هجری قمری)

«خواجوی کرمانی » از گویندگان به نام نیمه

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.