خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نقد و تحلیل امیرمؤمنان (ع) از حکومت های پس از پیامبر (ص) ۲
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نقد و تحلیل امیرمؤمنان (ع) از حکومت های پس از پیامبر (ص) ۲ قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل براهین اثبات وجود خدا (در بیان حضرت امیر)
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل براهین اثبات وجود خدا (در بیان حضرت امیر) قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
03ساعت
55دقیقه
31ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل معرفت وحیانی (وحی در بیان حضرت امیر)

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 80

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
5 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

فایل فایل پاورپوینت کامل معرفت وحیانی (وحی در بیان حضرت امیر) شامل 120 اسلاید آماده است که می‌تواند محتوای شما را به شکلی حرفه‌ای، منسجم و چشم‌نواز به مخاطبان منتقل کند.

برتری‌های فایل فایل پاورپوینت کامل معرفت وحیانی (وحی در بیان حضرت امیر) در یک نگاه:

طراحی منحصربه‌فرد
فایل پاورپوینت کامل معرفت وحیانی (وحی در بیان حضرت امیر) با بهره‌گیری از اصول زیبایی‌شناسی و ترکیب رنگ‌های مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما می‌دهد.
راه‌اندازی فوری
فایل فایل پاورپوینت کامل معرفت وحیانی (وحی در بیان حضرت امیر) نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
وضوح عالی
اسلایدها به گونه‌ای طراحی شده‌اند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.

همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل معرفت وحیانی (وحی در بیان حضرت امیر) هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهایی‌شده و تست‌شده ارائه می‌شود.

توصیه مهم: نسخه‌هایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل معرفت وحیانی (وحی در بیان حضرت امیر) اما خارج از منبع رسمی منتشر می‌شوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.

همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل معرفت وحیانی (وحی در بیان حضرت امیر) :

جستاره

قوام نبوت و بعثت انبیا وحی و ارتباط غیبی خدا با انسان های برگزیده ای است که پیام آور هدایت الهی بر بشریت اند . وحی در صحنه عالم طبیعت چهره می گشاید، اما خود، پدیده ای فرا طبیعی و به دور از دسترس نامحرمان است و تنها جان ملکوتی پیام گیران الهی در کانون بارش آن آبشار صفابخش قرار می گیرد . راز چگونگی آن اتصال حضوری و ارتباط روحانی بر غیر وحی آوران پوشیده است . اما ره آورد آن حضور تکرارناپذیر بعثت پیامبر در سوق آدمیان به سوی تعالی وجودی است . نهضت های اصلاحی پیامبران یک حقیقت تاریخی است که آثار ژرف فرهنگی و معنوی آن را نمی توان در جای جای تاریخ حیات بشر نادیده انگاشت . انسان های معمولی گرچه به طور مستقیم و بی واسطه نمی توانند مخاطب و گیرنده وحی آفریدگار باشند، لکن تناسب و هم آوایی پیام آن پاکدامنان صادق الهی با جان و فطرت درونی و خرد انسانی باعث آن است که او هرگز خود را بی نیاز از چراغ وحی نبیند .

تحلیل و تفسیر ماهیت وحی و چگونگی آگاهی یابی پیامبران، برای ما غایبان از صحنه های حضور ربانی امری نامقدور است; اما آثار وحی محمدی صلی الله علیه و آله وسلم یعنی قرآن، بر بلندای تاریخ بشر با حضور مدلل و بانگ رسا هماره از همگان می خواهد که در آن بیندیشند و اگر در الهی بودن آن تردیدی داشته آن را پدیده ای انسان ساخته می پندارند، به حکم این که خود نیز انسان اند، – به معنای عام – همه توان و نیروهای خود را در کار اندازند و مانند آن را بسازند، اگر درماندند مطمئن باشند که این کتاب پرتوی از علم الهی و رهاورد وحی پروردگار به محمد صلی الله علیه و آله وسلم است . (۱) از سوی دیگر با خرسندی می توان در تاریخ ظهور وحی قرآنی شخصیتی چون علی بن ابی طالب را یافت که از همان آغاز رسالت پیامبر اسلام همپای رسول الله شاهد وحی آسمانی بوده است: «قل کفی بالله شهیدا بینی و بینکم و من عنده علم الکتاب .» رعد/۴۳ این گواه صادق تجلیات وحی قرآنی برای ما گفتنی های بسیار دارد .

«شما موقعیت مرا از نظر خویشاوندی و قرابت و مقام و منزلت نسبت به رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم می دانید . او مرا در دامن خویش پرورد . . . من همچون سایه به دنبال او بودم و او هر روز نکته ای تازه از اخلاق پسندیده را بر من آشکار می ساخت و مرا می خواند که به او اقتدا کنم . او پاره ای از سال را در کوه حرا به عبادت می پرداخت، تنها من شاهد او بودم و کسی جز من او را نمی دید . در آن روز غیر از خانه رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم خانه ای به نور اسلام روشنا نیافته بود و غیر از پیامبر و خدیجه، من سومین مسلمان بودم که نور وحی و رسالت را می دیدم و شمیم نبوت را استشمام می کردم . هنگام فرود وحی بر پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم صدای ناله ی شیطان را شنیدم! از رسول خدا پرسیدم: این ناله چیست؟ فرمود: این بانگ شیطان است که از پرستش خود نومید گشته . تو آن چه را که من می شنوم; می شنوی و آن چه را که من می بینم می بینی! جز آن که تو پیامبر نیستی; بلکه وزیر و مشاور من هستی و بر راه نیک قرار داری . . . .» (۲)

همین طور در سخن دیگری امام نسبت خود را با پیامبر و آموزه های غیبی آن گرامی چنین بیان می دارد: . . . اما من هر روز یک نوبت و هر شب یک مرتبه بر پیغمبر وارد می شدم با من خلوت می کرد و در هر موضوعی محرم رازش بودم و چیزی از من پوشیده نداشت . اصحاب پیغمبر می دانند که جز من با هیچ کس چنین رفتاری نمی کرد . بسا بود که در خانه خود بودم و پیغمبر صلی الله علیه و آله وسلم نزدم می آمد و این همنشینی بیشتر در خانه من واقع می شد و آن هنگام که در بعضی از منازل آن حضرت وارد می شدم، زنان خود را بیرون می کرد و تنها با من بود و چون به منزل من می آمد فاطمه و هیچ یک از پسرانم را بیرون نمی کرد، چون از او می پرسیدم جواب می داد و چون پرسشم تمام می شد و خاموش می شدم او شروع می فرمود . هیچ آیه ای از قرآن بر رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم نازل نشد جز این که برای من خواند و من به خط خود نوشتم و تاویل و تفسیر و ناسخ و منسوخ و محکم و متشابه و خاص و عام آن را به من آموخت و از خدا خواست که فهم و حفظ آن را به من عطا فرماید، و از زمانی که آن دعا را درباره من کرد هیچ آیه ای از قرآن و هیچ علمی را که املاء فرمود و من نوشتم فراموش نکردم و آن چه را که تعلیم فرمود از حلال و حرام و امر و نهی، گذشته و آینده و کتابی که بر هر پیغمبر پیش از او نازل شده بود از طاعت و عصیان به من تعلیم فرمود و من حفظش کردم و حتی یک حرف آن را فراموش نکردم، سپس دست خویش را بر سینه ام گذاشت و از خدا خواست قلب مرا از علم و فهم و حکم و نور پر کند . (۳)

در این مقاله کوشش شده تا مسئله وحی که از پایه های اساسی آیین توحیدی است از زبان پیشوای موحدان، علی بن ابی طالب علیه السلام شرح و بازگفته شود .

وحی چیست؟

کلمه وحی و مشتقات آن در لغت دارای معانی مختلف و کاربردهای متنوعی همچون: «اشاره » ، «الهام و در دل افکندن » ، «نوشتن » ، «رسالت و پیام » ، «تفهیم و القای پنهانی » و . . . می باشد .

واژه یاد شده خواه مصدر وحی، یحی، و حیا یا اسم مصدر از اوحی، یوحی، ایحاء شمرده شود; هر دو به یک معنا می باشد و جامع تمام معانی و کاربردهای کلمه وحی همان «تفهیم و القای سریع و نهانی » است . این معنای مشترک در تمام مصادیق و کاربردها صدق می کند، خواه القای امر تکوینی بر جمادات باشد و یا القای امر غریزی بر حیوانات; تفهیم خطورات فطری و قلبی بر انسان های معمولی باشد، یا تفهیم پیام شریعت بر انبیاء; خواه با اشاره باشد یا نوشتار سری; در تمام این موارد به نحوی آن خصوصیت تفهیم و القای سری و سریع نهفته است .

ابن فارس می نویسد: و، ح، ی، اصل یدل علی القاء علم فی اخفاء . فالوحی: الاشاره . والوحی: الکتابه و الرساله، و کل ما القیته الی غیرک حتی علمه فهو وحی کیف کان . و کل ما فی باب الوحی فراجع الی هذا الاصل . (۴)

واژه ی وحی در قرآن

کلمه وحی و مشتقات آن بیش از هفتاد بار در قرآن آمده است که غالبا درباره ارتباط ویژه خداوند با پیامبران در زمینه فرستادن پیام هدایت تشریعی است . لیکن مواردی چند از استعمال این عنوان در قرآن نشانگر آن است که لغت یاد شده در قرآن، چه از لحاظ گیرنده و مقصد آن و چه از لحاظ فرستنده و مبدا آن دارای گستره وسیعی است; هر چند در تمام موارد استعمال، مفهوم کلی «تفهیم خصوصی و نهانی » به صورت مشترک معنوی و مقول به تشکیک در مورد پدیده وحی ملحوظ شده است:

۱ . رابطه بی واسطه خدا با پیامبر: قرآن کریم شیوه های گوناگون ارتباط خدا با پیامبران را گزارش می کند، واژه وحی در یک معنای اخص به کار رفته است که عبارت است از ارتباط بدون واسطه خدا با پیامبر: «ما کان لبشر ان یکلمه الله الا وحیا او من وراء حجاب او یرسل رسولا . . . ; شوری/۵۱

«هیچ انسانی را نرسد که خدا با او سخن گوید جز از راه وحی (تفهیم بی واسطه و مستقیم) یا از فراسوی حجابی، یا فرستاده ای بفرستد . . . .»

۲ . وحی تشریعی و ارتباط ویژه خدا با پیامبران: بیشتر موارد کاربرد کلمه وحی و اشتقاقات آن در قرآن در این معنا است و هر گاه واژه وحی به صورت مطلق و خالی از قرینه بیان شود، مقصود همان وحی مخصوص نبوی و پیام رسانی ویژه انبیا است: «و کذلک نوحی الیک و الی الذین من قبلک الله العزیز الحکیم » شوری/۳

۳ . وحی تسدیدی: خداوند متعال درباره پیشوایان خدایی می فرماید: «و جعلناهم ائمه یهدون بامرنا و اوحینا الیهم فعل الخیرات و اقام الصلوه و . . .» انبیا/۷۳

به بیان مفسران این وحی توفیق افعال نیک و راهیابی به کمال مطلوب است که از آن تعبیر به وحی تسدیدی و تاییدی می شود، و امامان معصوم علیهم السلام نیز از آن موهبت الهی بهره مندند، لیکن وحی تشریعی مخصوص پیامبران صاحب شریعت است . (۵)

۴ . اشاره: در سوره مریم آیه ۱۰- ۱۱، جریان بشارت یافتن زکریا به داشتن فرزند را یاد آور می شود و وظیفه سکوت او را بیان می نماید و گزارش می دهد که وی با اشاره مقصود خویش را فهماند و از این اشاره با عنوان وحی نام برده است: «قال آیتک الا تکلم الناس ثلاثه ایام فخرج علی قومه من المحراب فاوحی الیهم ان سبحوا بکره و عشیا .»

۵ . الهام: در سوره قصص آیه ۷ در باره مادر حضرت موسی علیه السلام چنین آمده است:

«و اوحینا الی ام موسی ان ارضعیه فاذا خفت علیه فالقیه فی الیم و لاتخافی و لاتحزنی انا رادوه الیک و جاعلوه من المرسلین .»

با توجه به این که آن بانوی پرهیزکار، پیامبر نبوده است، وحی در این آیه به معنای الهام و خطور در دل است که به صورت تفهیم نهانی القا شده است . (۶)

وحی مطرح در مورد حواریون حضرت عیسی علیه السلام نیز به همین معنا است: «اذا اوحیت الی الحوارین ان آمنوا بی و برسولی . . .» مائده/۱۱۰

از سیاق آیه مستفاد می گردد که ایشان پیامبر نبودند بلکه می بایست به رسالت عیسی علیه السلام رسول الهی عصر، ایمان راستین و حقیقی بیاورند; و دلیل خارجی ویژه ای که نبوت آن ها را اثبات کند نیز وجود ندارد . بنابر این وحی به آنان عبارت از الهام و القای در قلب است . (۷)

همین طور در برخی آیات از خطورات شیطانی بر دل انسان ها تعبیر به وحی رفته است: «ان الشیاطین لیوحون الی اولیائهم » انعام/۱۲۱

در این آیه و آیه ۱۱۲ سوره انعام، مبدا وحی غیر از خداست، و علت کاربرد کلمه وحی، پنهان بودن این گونه القاء است . (۸)

۶ . تدبیر غریزی حیوان . در سوره نحل آیه ۶۸- ۶۷ در مورد کار زنبور عسل تعبیر وحی آورده شده است:

«و اوحی ربک الی النحل ان اتخذی من الجبال بیوتا و من الشجر و مما یعرشون ثم کلی من کل الثمرات فاسلکی سبل ربک ذللا;

همان غریزه ای که در وجود این حیوان کوچک و کم مصرف ولی پر کار تعبیه شده است تا بدون هیچ آموزشی در جای مناسب خانه شگفت انگیز خویش را بر پا کند و یک زندگی دسته جمعی پر از نظم و وظیفه شناسی را به شیوه ای بدیع اداره نماید و از شهد گل ها عسل مصفا تحویل دهد; همه به تفهیم خاص الهی است که در ذات این حیوان سرشته شده است . از آن جا که این القای غریزی نوعی از پیام رسانی پنهانی از سوی خداوند است، عنوان وحی بر آن اطلاق شده است .

۷ . تقدیر نظام آفرینش: در سوره فصلت آیات ۹- ۱۲ پس از اشاره به آفرینش آسمان ها و زمین و توحید در خالقیت و ربوبیت و تفکیک ناپذیری آن ها از همدیگر می فرماید: «و اوحی فی کل سماء امرها و زینا السماء الدنیا بمصابیح و حفظا ذلک تقدیر العزیز و العلیم » .

ایجاد قانون مندی در تمام جهان آفرینش – که آسمان ها و زمین در قرآن اشاره به آن است – که هر یک تا زمان معین و مقرر نقش ویژه ای را ایفا کند، از طریق آفریدگار عالم در سرشت هستی آن ها نهاده (تفهیم) شده است; و در استعاره لفظ وحی برای چنین تقدیر و تدبیری همین مقدار مناسبت کافی است .

همان طور که ملاحظه شد، کلمه وحی چه در معنای لغوی خود – تفهیم سریع و نهانی – و چه در کاربردهای قرآنی، اختصاص به وحی تشریعی و ارتباط پیام رسانی ویژه خداوند به پیامبران ندارد; گرچه معنای اصطلاحی رایج و غالب آن همین است . از آن جا که تعلیم و معارف الهی بر پیغمبران به صورت مفاهمه خصوصی و سری انجام یافته، این واژه در آن به کار رفته است; به عبارت دیگر، می توان گفت استعمال قرآنی وحی چیزی مساوق با هدایت است شامل هدایت عام و تکوینی الهی نسبت به موجودات است; و هدایت خاص و تشریعی که ویژه انسان می باشد . از آن چه گفته شد معلوم گردید که اطلاق واژه وحی بر الهامات درونی، مکاشفات قدیسان و بلکه هر نوع خطورات قلبی نباید منشا این مغالطه شود که: پس وحی امری همگانی است و راه آن برای همه و همیشه باز است ; زیرا وحی مورد گفت و گو در علم کلام و ادیان توحیدی، مفهوم اخص آن است که مختص به افراد ویژه ای است .

انتساب به خدا، هویت وحی تشریعی

در وحی الهی به انبیا اساس و پایه وحی قدرت و علم بی کران خدای جهان است که محیط بر عالم و آدم است . در این نگرش پیامبر به عنوان یک نیروی بسیار برجسته و مستعد است که از سویی یک شخصیت انسانی متعارف همانند همه انسان ها دارد و از دیگر سوی یک شخصیت برگزیده از جانب خداوند . او به عنوان یک انسان از خود هیچ ندارد و بر خود بی خبری ها می بندد و برای خود هیچ گونه امتیازی بر دیگران قائل نیست .

اما آن جنبه انتساب وحیانی او به خدا هویتی دیگر به وی می بخشد که حامل روشنگری و هدایت انسان ها است: قالت رسلهم ان نحن الا بشر مثلکم و لکن الله یمن علی من یشاء من عباده » ابراهیم/۱۱

«قل لا املک لنفسی نفعا و لاضرا الا ماشاء الله و لو کنت اعلم الغیب لاستکثرت من الخیر و ما مسنی السوء ان انا الا نذیر و بشیر لقوم یؤمنون » اعراف/۱۱۸

با این وصف نگاه های مشبته و غبارآلودی وجود دارد که با پندارهای گوناگون، منشا غیبی و قدرت بیکران بیرونی وحی آفرین را نادیده می گیرد و کوشش دارد تاپدیده وحی را امری طبیعی و انسانی به شمار آورد نه الهی و متافیزیکی . این دیدگاه گاه با زبان دانش جدید روان شناسی و علوم اجتماعی نبوت و معرفت وحیانی را تبلور شخصیت باطنی و یا نبوغ اجتماعی می نامد .

گاه آن را در قلمرو «مکاشفات و تجارب درونی » تحلیل می نماید که قلمرو آن به اندازه شخص و مناسبات اجتماعی وی برایش ظهور یافته و استمرار این تجارب نیز توسط دیگران صورت خواهد گرفت . و همین نگرش در مورد وحی گاهی دیگر با نام عقلانیت، علم گرایی جدید، روش نقد تاریخی، اسطوره زدایی و نام های دیگر ظاهر می شود و از این طریق نیز خواسته یا ناخواسته می کوشد تا وحی را دست پرورد، انسان و محصولی طبیعی و عصری جلوه دهد .

دشواری های مبنایی

همان طور که ملاحظه می شود این نگره تمام تلاشش بر این اساس است که وحی را از عرش به فرش و از آسمان به زمین آورد . این بینش نمی تواند به وحی را به عنوان یک پیام غیبی از ملکوت به ملک تصور کند . این گفته ها به وضوح نشان می دهد که بن مایه این برداشت ها تصویر دین به عنوان یک امر شخصی و منعزل از وحی بیرونی است . اما این رهیافت در هاله تیره ای از پیچش های لفظی می کوشد تا چنین وانمود سازد که بر همان باوری است که عموم مسلمانان درست اندیش معتقدند!

کالبد شکافی این نگره دئیستی نشان می دهد که در آن، سنت های دینی به عنوان یک پدیده صرف تاریخی نگریسته می شد که حاصل تجربه ها و مواجید شخصی انسان هایی است که واجد آن احساس های قدسی شده اند; و دیگران نیز مانند آنان می توانند مشابه تجربه های آنان را در خود بیافرینند . بن مایه این تحلیل جایگزین کردن امانیزم و انسان محوری به جای خدا محوری است و هر گونه نقشی برای خدا مورد خدشه واقع شده; بلکه مطابق تصریح برخی نویسندگان آن اساسا وجود عینی و متشخص خدا نیز مورد تردید است . مشکل هستی شناختی این نگره مجال باور به خدای عینی غیبی را می گیرد هم چنان که رویکرد عرفت شناختی این نظریه با جایگزین کردن عقلانیت تجربی به جای عقل برهانی، زمینه راهیابی به هر گونه حقیقت قطعی را بر صاحبانش می بندد . با این وصف، نگرشی که اعتقاد به خدای متشخص را به استناد «سخن فویر باخ » منشا از خود بیگانگی انسان بداند; جای شگفتی نیست که وحی را تراوش خویشتن خویش انسان یا محصولی فرهنگی و عصر و متعلق به فرهنگ سنتی به شمار آورد . (۹)

هستی شناسی و امکان وحی

اکنون مجال آن است تا تحلیل کنیم که چگونه می توان تصدیق کرد که واقعا برخی از انسان ها با جهان غیب ارتباط داشته و برخوردار از شعوری ویژه اند که دور از دسترس دیگران است؟ و اگر این موضوع محال نیست چرا معمولا معاصران وحی گیران دعوی آنان را نمی پذیرفتند و سخنانشان را به دیده ناباوری و استهزار می نگریستند؟ و بالاخره آیا وحی پدیده شدنی و قابل تحقق است و پذیرش آن مستلزم نفی قوانین علی – معلولی عالم نبوده و از نظر عقل و علم قابل توجیه است؟

در پاسخ باید توجه کرد که پذیرش وحی به عنوان یک امر خارق العاده نه ملازم با «محال ذاتی » است; یعنی فرضی که در ذات خود مشتمل بر تناقض است مثل فرض کوهی که در عین کوه بودن، ذره باشد . معنای این فرض آن است که کوه در عین کوه بودن، کوه نباشد (اجتماع نقیضین هستی و نیستی) و نه مستلزم «محال وقوعی » است . یعنی فرضی که خود مشتمل بر تناقض نیست، بلکه وقوع آن مستلزم تناقض است; مثل فرض معلولی که در عین معلول بودن بدون علت باشد، یعنی لازمه اش آن است که معلول، در عین معلول بودن، معلول نباشد که آن نیز «محال غیری » و ناشدنی است . البته تحقق وحی به عنوان یک پدیده خارق عادت به حسب عرف و عادت محال به شمار می آید یعنی محال عادی است، این نوع محال مسامحتا محال نامیده می شود در حالی که از نظر عقلی محال نیست . بنابراین روشن می شود هیچ گونه دلیل علمی و عقلی وجود ندارد که امکان وحی را نفی نماید، نهایت آن است که علوم بشری در چارچوب قوانین خود تاکنون نتوانسته حقیقت وحی را تبیین کند . از آن سو تاریخ حیات و تمدن بشر به روشنی گواهی می دهد که در برهه های گوناگون زندگی انسان مردانی بزرگ برخاسته اند و بینش هایی وسیع از گذشته و آینده عالم و آدم، و آیین و راه و رسمی ارزشمند را عرضه کرده اند . این پیام متعالی که همگان را به رشد و کمال مادی و معنوی فرا می خوانده و تاثیر همه جانبه و پا بر جای خویش را در ابعاد گوناگون زندگی انسان باقی گذاشته تنها بیانگر ارتباط ویژه آن ها با جهان غیب الهی است و هیچ گونه تفسیر دیگری را بر نمی تابد . البته چگونگی ارتباط آنان با عالم علوی و غیب برای ما ناشناخته است، هم چنان که بسیاری از رازهای جهان مادی و حیات موجودات دانی برای دانشمندان و متعمقان علوم مجهول است، لیکن این جهل هرگز نمی تواند منشا انکار آن حقایق شود . تجربی ترین علوم هنوز در خود مسئله اتم و الکترون و کرانه های لایتناهی فضای کیهانی صدها پرسش بی پاسخ دارد .

عوامل ستیز با وحی

ستیز با وحی و تردید افکنی در آن نه از سر علم و عقل، بلکه ناشی از علل و عوامل گوناگونی است که به دو مورد از آن ها اشاره می شود:

الف – مبانی معرفت شناختی و جهان شناختی مادی: کسانی که تفسیری مادی و الحادی از جهان ارائه می نمودند و عالم را منحصر در طبیعت بی هدف و زوال پذیر می انگارند و نسبت به مبدا عالم و مقام آفرینش و ربوبیت خداوند التفات نداشتند، نبوت و وحی را نیز به دیده تردید می نگرند . قرآن در ریشه یابی این موضوع می گوید آنان که منکر وحی و رسالت اند و می گویند خداوند هیچ چیزی را بر بشر نازل نکرده است، خدا را به درستی نشناخته اند . اگر این ها شناختی کامل نسبت به هستی داشتند می فهمیدند که آفریدگار آگاه، مدبر و اداره کننده تمام آفریدگان و تامین کننده تمام نیازهای ایشان است و از لوازم تدبیر و به مقصد رساندن انسان وحی و شریعت است:

«و ما قدرواالله حق قدره اذ قالوا ما انزل الله علی بشر من شی ء» انعام/۹۱

امیر مؤمنان علیه السلام در تصحیح بینش مردم در مورد خدا و فعل او فرمود: خدایی که خود با حواس درک نمی شود و با مردم مقایسه نمی گردد (وحی او به انبیا نیز چنین است) او با موسی علیه السلام تکلم کرد و نشانه های بزرگ خود را به او نمایاند، اما بدون در کار انداختن دست افزار اندام و جنباندن لب و گشودن و بستن کام . (۱۰)

ب – گرایش ها و منش های مادی: منشا دیگری که در انکار وحی و انکار رسالت انبیا به ویژه «نبوت خاصه » تاثیر داشته، استکبار و هواپرستی بوده است . آنان که چشم و گوش و جسم و جانشان فقط مظاهر طبیعت را می دید و بس; پای بندی و دلبستگی به طبیعت آن سان در روانشان ریشه نهاده بود که همه حقایق را در پرتو این معیار ارزیابی می کردند و می گفتند اگر بناست خدا پیامبری داشته باشد باید او را از میان ثروتمندان برگزیند! .

«و قالوا لولا نزل هذاالقرآن علی رجل من القریتین عظیم اهم یقسمون رحمه ربک نحن قسمنا بینهم معیشتهم » زخرف/۳۱- ۳۲

حضرت امیر علیه السلام وضعیت اسف انگیز این جاهلیت را چنین ترسیم می نماید: «ابتعثه والناس یضربون فی عمره و یموحون فی حیره . قد قادتهم ازمه الحین و استغلقت علی افئدتهم الرین; (۱۱) خداوند هنگامی پیامبر را مبعوث نمود که مردم در گرداب جهالت و گناه فرو رفته بودند و در حیرت و سرگردانی به سر می بردند . لجام هلاکت آنان را می کشید و پرده های گمراهی چهره ی عقل آنان را پوشیده و بر جان و دلشان قفل آویخته بود .»

ممکن است گفته شود پذیرش وحی و تجلی نوعی معرفت برای برخی انسان ها که خارج از قلمرو فرمول های معین آگاهی های تجربی، فلسفی، عرفانی، و بدون اکتساب و تلاش انسان، بر خلاف سنت جاری جهان هستی و نظام علی معلولی حاکم بر عالم است .

پاسخ آن است که قانون علیت یک سنت عقلی فراگیر و استثناناپذیر است، لکن مفاد این قانون مصادیق و نمودهای گوناگون علت و معلول را به ما معرفی نمی کند . دانش انسانی نسبت به مظاهر خاص اسباب و مسببات مادی نیز بسیار محدود و به تدریج رو به رشد و تکامل است، اما تاثیر علل و اسباب غیر مادی و طبیعی در پدیده های جهان طبیعی، در قلمرو مشاهدات و آزمون های علوم تجربی راه نیافته و به حساب نیامده است; لیکن هیچ گونه دلیل علمی بر نفی آن نیز وجود ندارد، افزون بر آن که دلیل عقلی بر اثبات آن قائم است .

فلسفه ضرورت وحی تشریعی

پس از آن که معلوم شد یک سنخ آگاهی یابی پیش روی بشر قرار دارد که تنها گروه خاصی از آن طریق با جهان غیب اتصال داشته حقایقی را به ارمغان می آورند و خداوند تنها آنان را وسیله ارتباط میان خود و بندگانش قرار داده است . ممکن است این پرسش در ذهن برخی راه یابد که حکمت این کار چیست؟ چه ضرورتی ایجاب می کرده است که آفریدگار حکیم جامه نبوت را بر اندام برخی از انسان ها بپوشاند و ارتباطی ویژه به نام وحی را پدید آورد؟ آیا ابزارهای گوناگون شناخت که در وجود فرد فرد انسان ها ق

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.