اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل عقاید سیاسی مروانیان
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 58
فرمت فایل پاورپوینت
تحولی در ارائهها با فایل پاورپوینت کامل عقاید سیاسی مروانیان!
اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفهای برای ارائهی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل عقاید سیاسی مروانیان بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل عقاید سیاسی مروانیان از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین میکند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آمادهی استفاده باشند.
فایل پاورپوینت کامل عقاید سیاسی مروانیان شامل 80 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفهای، ارائهی شما را به سطحی بالاتر میبرد.
چرا باید از فایل پاورپوینت کامل عقاید سیاسی مروانیان استفاده کنید؟
✔ طراحی حرفهای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل عقاید سیاسی مروانیان با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.
✔ صرفهجویی در زمان: نیازی نیست ساعتها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.
✔ استفادهی آسان: بدون نیاز به ویرایشهای پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.
✔ فایل پاورپوینت کامل عقاید سیاسی مروانیان قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل عقاید سیاسی مروانیان حرفهای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.
متمایز باشید!
دیگر نگران بهمریختگی یا طراحیهای غیرحرفهای نباشید. فایل پاورپوینت کامل عقاید سیاسی مروانیان به شما این امکان را میدهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائهای تأثیرگذار داشته باشید.
همین حالا دریافت کنید و تجربهای متفاوت از ارائههای حرفهای را داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل عقاید سیاسی مروانیان :
به یقین می توان گفت که شکل وقوع مسائل سیاسی در باب حکومت، در قرن اول هجری- اعم از اصل حق انتخاب برای مردم و روش انتخاب و سایر مسائل جزیی در باب پذیرش خلیفه و یا مخالفت با آن و بسیاری از مسائل دیگر- بنیاد عقاید سیاسی اهل سنت را تشکیل می دهد. علاوه بر شکل وقوع، می توان برخورد بعضی از صحابه و تابعین را با مسائل سیاسی و موضع گیری آنها را در قبال وقایع حکومتی، جزو منابع اصلی شکل گیری عقاید سیاسی اهل سنت در طول قرن اول هجری دانست. البته حوادث بعدی نیز در طول قرون پس از آن عقاید مؤثر بوده است، اما اصل و اساس عقایدی که در قرن پنجم هجری توسط ماوردی (م ۴۵۰) و ابویعلی (م ۴۵۸) تحت عنوان الاحکام السلطانیه نوشته شده برخاسته از تحولات سیاسی قرن اول هجری است که گاه مثالهایی نیز از قرن دوم برای تاکید بعضی از احکام آورده شده است. به عنوان مثال سکوت علمای اهل سنت در برابر این اعمال به منزله حجت شرعی تلقی شده است. ماوردی در یک مورد می نویسد: «اگر عمل سلیمان، حجت نبود، تایید علمای تابعین معاصر او و کسانی که در طریق حق هراسی ندارند، حجت می باشد» . (۱) این عقیده، ناشی از این اصل برای اهل سنت است که آنچه توسط صحابه و تابعین و یا در محضر آنها انجام گرفته و آنها سکوت کرده و بدان رضایت داده اند، به منزله «حکم شرعی » تلقی می شود.
ما در هر قسمت به تفصیل درباره شکل گیری اصول سیاسی حاکم بر نظام سیاسی اهل سنت و نیز برخی از فرقه های دیگر سخن گفته ایم. در اینجا اشاره ای خواهیم داشت به آنچه که بیشتر در دوره مروانیان، در این زمینه شکل گرفته است.
تحول عمده ای که در مفهوم خلافت در عهد بنی امیه، بویژه در دوره مروانی صورت گرفت این بود که به موازات دور شدن خلفا از تدین و تعبد دینی به اصول شرع، برای تحمیق مردم، بر قدسیت مفهوم خلافت بیشتر تکیه می کردند. مفهوم خلیفه در معنای سیاسی خود، در آغاز به معنای جانشینی رسول خدا (ص) بود و ابو بکر راضی نشد تا وی را «خلیفه الله » بنامند. (۲) اما به مرور در اشعار شعرا و خطبه های امرا، اصطلاح «خلیفه الله » شیوع یافته و افزون بر آنکه به طور طبیعی بر قدسیت خلافت می افزود نوعی جبرگرایی را در امر خلافت دامن می زد. زمینه های این امر را از زبان عثمان و در دوره معاویه وجود داشت، اما باید گفت که در دوره خلفای مروانی، دامنه این امر بسیار گسترده شد. مناسب است اصطلاحاتی که در اشعار شعرا برای خلفای مروانی آمده بیاوریم: خلیفه الله فی الارض، الامین المامون، امام المسلمین، امین الله، امام الاسلام، جنه الدین، الخلیفه المبارک، راعی الله فی الارض، الامام المصطفی، ولی الحق، الامام العادل، ولی عهد الله، امام الهدی، الامام المبارک، امام العدل، الامام المنصور، خیار الله للناس، الحکم المصفی، امام الوری، رب الجنود، خلیفه الحق، الخلیفه الافضل، الملک المبارک. (۳) شعرا نقش مهمی در ترویج این مفاهیم در عامه مردم داشتند اگر توجه داشته باشیم که شعر چگونه در میان توده عرب رواج می یافته می توانیم به عمق تاثیر این مفاهیم برسیم. (۴) اخطل شاعر اموی خطاب به عبد الملک بن مروان می گوید:
و قد جعل الله الخلافه فیکم
بابیض لا عاری الخوان و لا جدب
و لکن رآه الله موضع حقها
علی رغم اعداء و صداده کذب (۵)
خداوند خلافت را در شما قرار داده در کسی که چهره نورانی داشته و با فضل و کرم است. خداوند علی رغم خواست دشمنان و مخالفان، او را به درستی به عنوان صاحب حق دید.
او خطاب به بشر بن مروان نیز گفت:
اعطاکم الله ما انتم احق به
اذا الملوک علی امثاله اقترعوا (۶)
خداوند چیزی را به شما بخشیده که شما بدان سزاوارترید، در حالی که دیگر ملوک به اتفاق[آنچه را ذی حق نیستند]، پادشاهی را به دست می آورند. جریر، شاعر دیگر این دوره، خطاب به عبد الملک می گفت:
الله طوقک الخلافه و الهدی
و الله لیس لما قضی تبدیل
ولی الخلافه و الکرامه اهلها
فالملک افیح و العطاء جزیل (۷)
خداوند خلافت و هدایت را بر عهده تو نهاده و قضای الهی تبدیل پذیر نیست. خداوند خلافت و کرامت را به اهل آن سپرد به همین جهت پادشاهی وسیع تر و بخشش فراوان است.
او در شعری دیگر در تاکید بر قدسیت الهی خلافت عبد الملک چنین گفت:
انت الامین امین الله لا سرف
فیما ولیت و لا هیابه ورع
انت المبارک یهدی الله شیعته
اذا تفرقت الاهواء و الشیع
یا آل مروان ان الله فضلکم
فضلا عظیما علی من دینه البدع (۸)
تو امین هستی، امین خدا که آنچه به دستت سپرده شده، اسرافی نشده و ترس و گریزی در تو نیست. تو با برکت هستی و خداوند وقتی که هواها و گروهها متفرق شوند پیروان خود را هدایت می کند. ای خاندان مروان، خداوند شما را برتری داد، برتری بزرگی بر کسی که دینش بدعت است.
و در مورد دیگر گفت:
و الله قدر ان تکون خلیفته
خیر البریه و ارتضاک المرتضی (۹)
خدا چنین تقدیر کرده که تو خلیفه او باشی، بهترین فرد، و به تو رضایت داده است.
و فرزدق درباره عبد الملک گفت:
فالارض لله ولاها خلیفته
و صاحب الله فیها غیر مغلوب (۱۰)
زمین از آن خداست که آن را به دست خلیفه اش داده و صاحب خدا در زمین شکست نمی خورد.
و فرزدق درباره ولید گفت:
اما ولید فان الله اورثه
بعلمه فیه ملکا ثابت الدعم (۱۱)
همو درباره سلیمان بن عبد الملک می گفت:
به امن الله البلاد، فساکن
بکل طرید لیلها و نهارها
خداوند به دست او امنیت بلاد را تامین کرد آنگونه که در شب و روز هر مطرودی آرامش دارد. ولید، خداوند او را به علم خود وراثت داده که در آن پادشاهی استواری است.
عدی بن رقاع درباره ولید می گوید:
ان الولید امیر المؤمنین له
ملک علیه اعان الله فارتفعا (۱۲)
ولید امیر مؤمنان است که پادشاهی از آن اوست و خداوند او را بر این پادشاهی اعانت داده، پس او رفعت یافته است.
احوص نیز درباره ولید می گوید:
تخیره رب العباد لخلقه
ولیا و کان الله بالناس اعلما (۱۳)
خدای عالمیان او را برای بندگان خود به عنوان ولی برگزیده و خدا به مردم داناتر است. همو درباره سلیمان بن عبد الملک می گوید:
سلیمان اذ ولاک ربک حکمنا
و سلطانا فاحکم اذا قلت و اعدل (۱۴)
[ای]سلیمان چون خداوند تو را به عنوان حاکم و سلطان ما ولایت داده پس وقتی لب به سخن گشودی حکم کن و به عدالت رفتار کن.
فرزدق درباره سلیمان می گوید:
فقال الله انک انت اعلی
من المتلمسین لک الخبالا
فاعطاک الخلافه غیر غصب
و لم ترکب لتغصبها قبالا (۱۵)
پس خدا فرمود تو برتر از کسانی هستی که در اندیشه ضعف و سستی تویند پس خدا خلافت را به حق به تو داده، و تو نیز پاشنه کفش خود را برای غصب آن بالا نکشیده ای.
جریر درباره یزید بن عبد الملک می گوید:
اما یزید فان الله فهمه
حکما و اعطاه ملکا واضح النور
یکفی الخلیفه ان الله فضله
عزم وثیق و عقد غیر تقریر (۱۶)
اما یزید، خداوند او را با حکمت آشنا کرده و پادشاهی چونان نور درخشان را به او واگذار کرده است. برای خلیفه کافی است که خداوند او را برتری داده، به عزمی استوار و پیوندی ناگسستنی.
جریر به ایوب فرزند سلیمان بن عبد الملک می گوید:
الله اعطاکم من علمه بکم
حکما و ما بعد حکم الله تعقیب (۱۷)
خداوند از آنجا که به شما را می شناخت، حکم و پادشاهی را در اختیار شما نهاد و پس از حکم خدا، چون و چرایی وجود ندارد.
همو به عمر بن عبد العزیز می گفت:
ان الذی بعث النبی محمدا
جعل الخلافه فی الامام العادل (۱۸)
کسی که محمد را نبوت بخشید خلافت را در امامی عادل قرار داد. فرزدق به یزید بن عبد الملک می گفت:
اعطی بن عاتکه الذی ما فوقه
غیر النبوه و الجلال الاجلل
سلطانه و عصا النبی و خاتما
القی له بجرانه و الکلکل (۱۹)
خداوند به فرزند عاتکه سلطنتی بخشید که بالاتر از آن جز الوهیت و نبوت نیست. خدای عصای پیامبر و انگشتری آن حضرت را به او داده و همه چیز را برایش قرار داد.
اینها نمونه ابیاتی بود که دکتر عطوان از میان اشعار فرزدق، جریر و برخی دیگر در این باره آورده و ما گزیده ای از آنها را در اینجا آوردیم. مراجعه به دیوان فرزدق نشان می دهد که حجم این اشعار بسیار گسترده تر است. (۲۰)
ذهنیت شامی ها از همان عهد معاویه بدین سوی، این قدسیت خلافت را پذیرفته بود. (۲۱) زمانی که عبید بن عمیر قصه گو در «ایام الموادعه » یعنی سالهایی که شامیان نیز برای حج به مکه تحت سلطه ابن زبیر می آمدند و اوضاع آرام بود- برای مردم سخن می گفت- و از خلیفه شام بدگویی می کرد- شامیان به او می گفتند: ای مرد صالح!به آنچه بر آن بودی بازگرد و از خلیفه خدا در روی زمین بدگویی نکن چرا که حرمت او بالاتر از حرمت خانه خداست. (۲۲) حجاج مروج این اندیشه در عراق بود. زمانی او به حسن مثنی گفت: ای حسن!بر تو باد که از سلطان جز به نیکی یاد نکنی، آنان سایه خدا در روی زمین اند. (۲۳) او در همان سخنرانی نخست خود در کوفه گفت: ان امیر المومنین عبد الملک بن مروان استخلفه الله عز و جل فی بلاده و ارتضاه اماما علی عباده (۲۴) حجاج در نامه خود به عبد الملک چنین نوشت: به عبد الملک، امیر مؤمنان و خلیفه پروردگار عالمیان، تایید شده به ولایت، معصوم از هر نوع خطای در سخن و عمل با کفالت الهی. (۲۵) فاطمه دختر عمر بن عبد العزیز می گفت: از زمانی که خداوند پدرم را خلافت بخشید از جنایت و احتلام غسل نکرد. (۲۶) اطاعت مردم شام ناشی از چنین تصوری از خلیفه بود بدین شکل که اطاعت از او، عین اطاعت از خداست نه اینکه خلیفه باید از خدا اطاعت کند. زمانی که جعفر بن عمرو در میان گروهی از یمانی های طرفدار عبد الملک در شام نشسته بود، آنان فریاد زدند: الطاعه الطاعه، جعفر گفت: لا طاعه الا لله، آنان بر او یورش بردند و گفتند با این سخن، اطاعت از امیر مؤمنان را سست می کنی. او به زحمت توانست از دست آنان خلاصی یابد. (۲۷) حجاج می کوشید تا مردم عراق می گفت: آیا گمان می کنید که خبر آسمان[وحی]از خلیفه منقطع شده؟ای مردم عراق به خدا سوگند، خبر آسمان از او قطع نشده و فلان مقدار نزد او هست. (۲۸) و گفته شده که حجاج می گفت: کسی را که برای پیامی فرستید بالاتر می شمرید یا آن را که در میان خانواده خود، به جای خود می گمارید؟او با این سخن قصد آن داشت تا مقام خلیفه را به عنوان خلیفه خدا در روی زمین، برتر از رسول خدا نشان دهد. (۲۹) باید دانست که در نسبت این گونه مطالب تا حدودی تردید وجود دارد. مسعودی نکته اخیر را به خالد بن عبد الله قسری حاکم مکه در سال ۸۹ ه نسبت می دهد. خالد این مطلب را در ارتباط با ولید و در مقایسه با ابراهیم (ع) مطرح کرده است او گفت: ابراهیم از خداوند طلب آب کرد و خداوند آب شور برای او فرستاد در حالی که برای ولید آب شیرین عطا کرد. (۳۰) عمر بن عبد العزیز نیز نه تنها سلیمان بن عبد الملک را منصوب از طرف خدا می دانست بلکه درباره خود می گفت که خداوند او را پس وی به لافت برگماشته است. (۳۱) پس از او، عمر بن هبیره فزاری که عامل یزید بن عبد الملک بر عراق و خراسان بود درباره خلافت یزید خطاب به حسن بصری و گروهی دیگر می گفت: یزید بن عبد الملک «خلیفه الله » است که او را در میان بندگان خود جانشین خویش کرده است. (۳۲) بدین ترتیب آنان می کوشیدند تا پیروزی خود را بر همه مخالفان، اعم از زیدی ها، شیعیان، خوارج، عبد الرحمان بن اشعث، یزید بن مهلب و جز آنها، خدایی جلوه داده و دولت اموی را به همین دلیل نه تنها مشروع که غیر قابل شکست نشان دهند. (۳۳)
قدسیت با اطلاق عنوان «مهدی » بر خلیفه، تحکیم بیشتری یافته است. آنچه محتمل است این که، کاربرد این کلمه، بر اساس زمینه دینی و روایی این مفهوم در کلمات رسول خدا (ص) صورت گرفته است. گفته شده که در نامه مختار بن ابی عبید به محمد بن حنیفه نیز از این مفهوم استفاده شده است: للمهدی محمد بن علی من المختار بن ابی عبید، سلام علیک یا ایها المهدی. (۳۴) احتمال کاربرد لغوی آن به عنوان تاکید بر نقش هدایتگر آنها نیز وجود دارد اما تکرار بیش از اندازه، این احتمال را در مورد خلفای اموی منتفی می کند. از مجاهد نقل شده[باید احتمال داد که این گونه اقوال به آنان منسوب شده باشد]که: اگر معاویه را می دیدید می گفتید که او «مهدی » است. (۳۵) در شعر زیر فرزدق خطاب به ولید بن عبد الملک، عنوان مهدی
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
