اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل متاع کفر سیدحسن موسوی
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 52
فرمت فایل پاورپوینت
ارائهی فایل پاورپوینت کامل متاع کفر سیدحسن موسوی – تجربهای خاص و متمایز!
پاورپوینتی حرفهای و متفاوت:
فایل فایل پاورپوینت کامل متاع کفر سیدحسن موسوی شامل 88 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شدهاند.
ویژگیهای برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل متاع کفر سیدحسن موسوی:
- طراحی خلاقانه و حرفهای: فایل فایل پاورپوینت کامل متاع کفر سیدحسن موسوی به شما این امکان را میدهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیرهکننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
- سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل متاع کفر سیدحسن موسوی به گونهای طراحی شدهاند که استفاده از آنها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
- آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل متاع کفر سیدحسن موسوی با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.
کیفیت تضمینشده با دقت بالا:
فایل فایل پاورپوینت کامل متاع کفر سیدحسن موسوی با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهمریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بینقص و حرفهای هستند.
نکته مهم:
هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخههای غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل متاع کفر سیدحسن موسوی با دقت و حرفهای تنظیم شده است.
همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل متاع کفر سیدحسن موسوی را دانلود کنید و ارائهای حرفهای و تأثیرگذار داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل متاع کفر سیدحسن موسوی :
مؤلفِ کتاب, تبعه سوریه است و مدتی پس از پیوستن به حزب بعث این کشور و عضویت در هیئت مرکزی آن به عنوان معاون دبیر کل حزب انتخاب شد و سه مرتبه به وزارت رسید و در مقام وزارت کشاورزی, آموزش و پرورش و فرهنگ و ارشاد ملی, فعالیت کرد. در دهه شصت میلادی زندانی شد و پس از مدتی از زندان گریخت و به بغداد رفت و تاکنون در آن جا است. او هم چنین غیاباً به اعدام محکوم شد, که پس از یک سال مورد تخفیف واقع و به حبس ابد تبدیل شد. مؤلف در کنار فعالیت های سیاسی, کارهای قلمی متعددی دارد از جمله: عروبه الاسلام و عالمیته, حزب البعث العربی الاشتراکی, حول الوحده العربیه, فی الثوره العربیه, الوحده العربیه من خلال التجریه وفی الوحده والحریه والاشتراکیه.
این کارنامه مختصر, راهنمای خوبی است برای فهم زمینه های فکری مؤلف و دغدغه های اساسی او. عیسمی با این وعده که عینیّت را نصب العین خود قرار می دهد, به یکی از جدی ترین مسائل جهان عرب پرداخته است و مدعی است به دلیل برخورد نزدیک با مسئله دین و دولت طی چند دهه اخیر و فعالیت های مستمر سیاسی, توان تبیین مناسبات آن ها را دارد و می کوشد تا این مقوله نظری را با تجربه عملیِ خود, بکاود و حقیقت مطلب را به دور از مباحث بی حاصل نظری عیان سازد. از این رو کتاب حاضر را که مورد استقبال و نقد جدی عرب ها نیز قرار گرفته و به همین دلیل به چاپ دوم هم رسیده منتشر می کند.
کتاب
این کتاب در دو بخش فراهم آمده است: بخش اول درباره سکولاریزم است و بخش دوم درباره دولتِ دینی.
بخش اولِ کتاب, دارایِ پنج فصل است: در فصل اول معنای علمانیت (سکولاریزم) و خاستگاه اروپایی آن بیان شده است. عرب ها درباره اشتقاق اصطلاح علمانیت دو نظر دارند: گروهی آن را منسوب به عَلْم (به معنای عَالَم) می دانند و در نتیجه عَلْمانیت را دنیاگروی معرفی می کنند. گروهی دیگر آن را منسوب به عِلْم (به معنای دانش) می دانند و در نتیجه عِلْمانیت را دانش گروی در همه عرصه های زندگی می دانند. در هر صورت یک مطلب قطعی است و آن جدایی دین از سیاست و رعایت کردن این اصل در همه شئونِ زندگی اجتماعی است. این رویکرد زاده تنازع میان دولت های ملی نوپای اروپایی و سلطه بی منازع کلیسا بود که به شکست آن و پیروزی دولت های ملی انجامید.
دومین فصل, گزارشی است بریده بریده از پیروزی سکولاریزم و قدرت یابی آن در میان دولت های عرب. مؤلف معتقد است که نقش نادرست شریعت مداران, اختلافات فرقه ای و شرایط عینی کشورهای عربی, زمینه را برای رشد سکولاریزم و محدود کردن شرعیات در اداره حکومت و پذیرش قوانین وضعی فراهم کرد. در این جا مؤلف پاره ای از قوانین اساسی و مدنی کشورهای عربی را که متأثر یا برگرفته از تفکر سکولاریستی است, نقل می کند.
مؤلف سومین فصل را به بررسی اهداف و مفاهیم سکولاریزم اختصاص داده است. وی می کوشد تصویر درست و روشنی از این ایده و پیوند آن با ناسیونالیسم و دموکراسی ارائه کند. او معتقد است برداشت های مختلفی از سکولاریزم رایج است که پاره ای از آن ها به وسیله دشمنان آن پاگرفته است. عیسمی خود آن را به سکولاریزم بی طرف و سکولاریزم افراطی یا الحادی تقسیم می کند; سکولاریزم بی طرف, گرچه برای دین ارزش قائل است, به اصل جدایی دین از دولت نیز سخت پای بند است و به هیچ یک از آن دو اجازه نمی دهد که بر دیگری طغیان کند. اما سکولاریزم افراطی یا الحادی که به وسیله مارکسیست ها ترویج می شود, از این فراتر می رود می کوشد تا دین و دین داران را قلع و قمع کند.
آن گاه نویسنده با توجه به مسائل ملی عرب و مسئله دموکراسی, سکولاریزم نوع اول را ترجیح می دهد و آن را ترویج می کند.
فصل چهارم به معرفیِ نیک خواهان و بدخواهان سکولاریزم اختصاص دارد. مؤلف موافقان و مخالفان این دیدگاه را در جهان عرب سه جریان اصلی می داند: نخستین جریان, سکولاریزم را در هر شکل و با هر تعریفی مغایر اسلام و در نتیجه ناپذیرفتنی می داند. دومین جریان , راه حل مشکلات کشورهای عربی و زدودن موانع پیشرفت را در پذیرش سکولاریزم می داند ولو بلغ ما بلغ, و اما سومین جریان خواستار سکولاریزم است و میان آن با اسلام طبق برداشتی که از مفاهیم آن دارد کم ترین تعارضی نمی بیند.
در فصل پنجم, آن چه را مؤلف طی فصول گذشته, گفته است باز می گوید و می کوشد,آن ها را به گونه ای منسجم عرضه کند. چکیده نگرگاه های مؤلف در این فصل آن است که چون سکولاریزم,ضامن آزادی دینی و آزادی فکر است و چون اجرای قوانین اسلامی; مانند رعایت حجاب, منع اختلاط زن و مرد و باده خواری, با شرایط زمانی ما سازگار نیست و چون در اسلام طبقه ای روحانی برای حکومت بر خلاف کلیسا پیش بینی نشده است و چون جریان ها و جنبش های دینی معاصر, افراطی و ضد علم هستند و چون جهان عرب دچار مشکلاتی است که جز با سکولاریزم حل نمی شود و چون تاریخ به عقب برنمی گردد و چون اسلام متعلق به هزار و چهارصد سال قبل را نمی توان اجرا کرد, پس بهتر است دست از لجاجت برداریم و سکولاریزم معتدل یابی طرف را به عنوان راه حل اساسیِ مشکلاتِ جهان عرب بپذیریم و زمام همه کارها را به آن بسپاریم.
البته از اظهارات فوق نباید بی دینی مؤلف را استنباط کرد, بلکه خود معتقد است که هم دین دار است و هم در تفسیر و فهم قرآن یدی طولا دارد! و خواستار اسلام روشن فکریِ مبتنی بر اجتهاد است; مسئله ای که بدان خواهیم پرداخت.
بخش دوم درباره دولت دینی و شامل چهار فصل است: در فصل اول مؤلف مفهوم دولت دینی و عوامل رشد اسلام خواهی در چند دهه اخیر را باز می گوید. در این فصل مؤلف دین را به مثابه نظامی برای اداره شئونِ فردی و اجتماعی مسلمانان معرفی می کند و پیروزی مردان دین در ایران و فروپاشی نظام شاه, شکست ناسیونالیسم عربی و تفکرات ملی گرایانه, ریزش توهمات سکولاریستی, بحران های اقتصادی, ترس از آینده, مسابقه تسلیحاتی, بحران اخلاقی و ریزش ارزش های انسانی و تبعیض روز افزون طبقاتی را دلایل نیرومند شدنِ جنبش های اسلام خواهی معاصر می داند.
دومین فصل درباه دولت دینی, از منظر مدافعان آن است. در این فصل نظرگاه جریان هایی چون جماعت اسلامی و اخوان المسلمین درباره دولت اسلامی عرضه و تصویری از دولت دینی ارائه می شود. به نظر مؤلف برخی از این جریان ها, گذشته گرا و سلفی و در نتیجه سخت متعصب هستند و پاره ای نوگرا و در پی اصلاح دینی و تطبیق آن با مقتضیات زمان و نتیجتاً متأثر از سکولاریزم اند.
نکته مهم این فصل, پرداختن مؤلف به تجربه درست دینی در ایران است. مؤلف که تا این جا درباره ایران تنها به اشاراتی گذرا بسنده کرده بود, طی چند صفحه کیفرخواستی بر ضد ایران ارائه و این کشور را به دلیل جنگ بر ضد عراق! و پافشاری بر این جنگ محکوم می کند و این مسئله را نتیجه دینی بودن دولت ایران می داند. مؤلف معتقد است که دولتِ دینی چیزی جز جنگ و تباهی به بار نمی آورد. او معتقد است که سران حکومت ایران, پیش از پیروزی با (احزاب مخالف شاه مانند حزب فدائی خلق [کذا؟] و حزب کمونیستی توده) هم پیمان شدند و پس از به قدرت رسیدن, احکام اسلام را به دقت اجرا کردند و رانندگی زنان و کارکردن در اوقات نماز را حرام دانستند و همه این مسائل نتیجه دینی بودن دولت است.
مؤلف پس از آن که حکومت دینی را به دلایلی از جمله تجربه ایران سخت محکوم می کند و آن را غیر قابل اجرا می داند, ناگهان به نکته دیگری می رسد و آن این که اساساً حکومت سران دین در ایران, دینی نیست و همه اقدامات آنان تنها برای حفظ حکومت خود بوده است و هیچ ربطی و انطباقی با اصول عقیده اسلامی ندارد و رفتار جنگ طلبانه دولت ایران (توجه کنیم که این کتاب حوالی سال ۱۳۶۳ خورشیدی و شش سال پس از آغاز جنگ عراق بر ضد ایران نوشته شده است), درست بر ضد آیاتی است که به صلح دعوت می کند; مانند (وان جنحوا للسلم فاجنح لها) مؤلف هم چنان پیش می تازد و از این و آن بر ضد نظام دینی ایران, اقوالی را جعل نه نقل می کند, بی آن که برخلاف سنت خود, منابع نقل خود را بگوید. دست آخر نمی توان فهمید که چرا مؤلف با نظام جمهوری اسلامی ایران مخالف است. آیا بدان سبب که این نظام دینی است و در نتیجه با سکولاریزم معارض است؟ یا آن که چون دینی نیست و اصول اسلام را زیر پا نهاده و به عراق حمله برده محکوم است؟ و این مسئله مستحدثه, یک سره نظرگاه مؤلف را به فراموشی می سپارد.
در فصل سوم, مؤلف خود نکاتی را برای فهمِ درستِ شریعتِ اسلام و اجرای آن به دست می دهد; او معتقد است که اجرای کامل اسلام در این روزگار ناشدنی است و به تعطیل شدن سینما, باله, موسیقی, آواز و بازی گری می انجامد و حجاب و بلند گذاشتن ریش و منع فعالیت اجتماعی زنان و پوشیدن شلوار بلند برای بازی کنانِ فوتبال را در پی دارد. البته نباید نتیجه گرفت که اسلام را یک سره کنار بگذاریم این کار نیز درست نیست, زیرا اسلام زاده عربیت و فرزند راستین آن و گویای عظمت عرب ها در گذشته است. لذا اسلام به عنوان یک مفهوم (درست یک مفهوم و ایده) باید حفظ شود; نه بیش تر و نه کم تر. اسلام آینه مجدِ عرب و شوکت آنان است. قرآن به زبان عربی و پیامبر, رسول عربی است. پس اسلام بخشی از میراث این قوم است!
فصل پایانیِ کتاب, درباره برتری دولت ملی نسبت به دولت دینی است و مؤلف دلایل خود را در این باب عرضه می دارد و می گوید گرچه اسلام را قبول دارد, اما معتقد است که دولت دینی قابل تحقق نیست, بلکه تنها دولت ملی قابل پیدایی و پایانی است. مؤلف مدعی است که مسلمانان هر یک تفسیری از اسلام دارند و اگر بخواهیم حکومت اسلامی برپا کنیم, نمی دانیم, کدام تفسیر را بپذیریم و کدام را درست تر بدانیم, در نتیجه جنگ فرقه ای پا می گیرد و خون ها ریخته می شود. حال آن که مفهوم ناسیونالیسم کاملاً مشخص و بی ابهام است و در نتیجه می توان نسخه دولت ناسیونالیستی را برای رفع بیماریِ مزمنِ جهان عرب, تجویز کرد. در این جا مؤلف پرسشِ درستی مطرح می کند (تکلیف کشورهایی که در آن اقلیت های قومی مختلفی وجود دارد; مانند عراق و مغرب چیست؟) اما بدان پاسخ درستی نمی دهد و از آن می گذرد.
مؤلف با دعوت به برپایی دولت عربیِ متحده مبتنی بر ناسیونالیسم پیش رو و انسانی و براساس اصول دموکراسی و عدالت اجتماعی که هم زمان برگرفته از میراث گذشته و دست آوردهای روزگار معاصر باشد, کتاب یا در حقیقت ادعانامه خود را به پایان می برد.
درباره کتاب
چکیده نظرگاه مؤلف که با تجربه و موضع گیری سیاسی اش عجین است, همین بود که گذشت.کتاب به دلیل داشتن منابع سرشار و اشاره به پاره ای تحولات حقوقی کشورهای عربی, خواندنی است; به ویژه آن که به قلم کسی است که خود در این زمینه ها درگیر است. لیکن از همان صفحاتِ آغازین, خواننده, از درست کاری مؤلف و وعده ای که درباره رعایت عینیت داده است, نومید می گردد و هرچه پیش تر می رود, بر این نومیدی افزوده می شود, تا آن جا که در می یابد مؤلف در پی طرح و حل مسئله ای نظری نیست, بلکه به دنبال خط و نشان کشیدن و مبارزه طلبی است و این کتاب را نه برای فراهم آوردنِ بحثی علمی, که به بهانه توجه به واقع بیرونی و کوشش برای حل معضلات برای پیش کشیدن جدلی سیاسی نوشته است. مؤلف در سلوک خود, از شیوه خاص و منطقِ مشخصی پیروی نمی کند و همواره تغییر موضع می دهد و از هر گونه حربه ای در این عرصه سود می جوید. از این رو گرچه این کتاب تاب نقد را نمی آورد, به دلیل آن که مؤلف مسائل زیادی را در آن مطرح کرده و عملکرد کسان بی شماری را از عمر بن خطاب تا جعفر نمیری, آورده است, نقد آن دشوار می نماید و مستلزم نوشتن کتابی حداقل در حجم خود آن
. با این همه پاره ای ملاحظات را طی فقرات زیر نقل می کنیم, تا اندیشه مؤلف بهتر شناخته و قوت آن محک زده شود:
۱. مؤلف درمان بیماری جهان عرب را حاکمیت سکولاریزم و جدا کردن دین از سیاست می داند. در این جا از مباحث نظری پیرامون مناسبات این دو می پرهیزیم و به جهان عرب می نگریم. سکولاریزم هم اینک حدود دو قرن در جهان عرب سابقه دارد و از زمانی که (رفاعه طهطاوی) از سفر پاریس بازگشت و مشاهدات و ملاحظات خود را به مصریان عرضه کرد, تاکنون این ایده تبلیغ می شود. بسیاری از سران عرب به ادعای خود مؤلف, مبلغ و مروج سکولاریزم بودند, تا آن جا که (حبیب بورقیبه) در جهت ترویج سکولاریزم روزه را برای کارمندان و کارگران منع کرد, بسیاری از دولت ها قوانین وضعی را جای قوانین شرعی گذاشتند و احزابی در جهت تقویت این ایده پدیدار شدند و شعار (الدین للّه والوطن للجمیع) سردادند. تجربهِ حزب بعث در سوریه و عراق نیز مکمل این مسئله شد. لیکن نه تنها مشکل حل نشد, که به ادعای خود مؤلف یکی از دلایل رشد اسلام خواهی, شکست سکولاریزم بوده است. کشور ترکیه, گرچه عرب نیست, به سبب پیشینه اش پیوندهای خاصی با جهان عرب دارد پس از دو نسل تجربه سکولاریزم و بیش از هفتاد سال حاکمیت این تفکر و اجرای آن در همه شئون زندگی, هم چنان دچار عقب ماندگی است
و بیش از چهل سال است که هر ساله خواستار عضویت در بازار مشترک اروپا می شود و هر سال هم این درخواست, به دلیل واجد شرایط نبودن آن کشور و عدم آزادی در آن جا گرچه سکولاریزم حامی آن است رد می شود.
پس اگر واقعاً دردِ جهان عرب با سکولاریزم درمان می شد, تاکنون شده بود.
۲. مؤلف مشخصاً مقصود خود را از سکولاریزم بیان نمی کند و گرچه در فصل نخست, تعاریفی از آن به دست می دهد, لیکن جا به جای کتاب در تعبیر و تفسیر آن و بیان مقصودش دچار تعارض می شود. به ظاهر, وی گوهرِ سکولاریزم را جدایی امور دینی از امور دنیوی می داند. اگر این برداش
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
